موساد سرویس اطلاعاتی اسرائیل از رجوی چه میخواهد؟ ( قسمت چهارم )

موساد سرویس اطلاعاتی اسرائیل از رجوی چه میخواهد؟ ( قسمت چهارم )

ایران قلم، بیست و ششم نوامبر 2013: … اما موساد از رجوی چه می خواسته است؟ این خیلی نکته جالبی است که در واقع هر چیزی که اسرائیل می خواسته رجوی نه نگفته است، یعنی چیزی نبوده که بقول معروف نه گفته باشد البته اسرائیل هم مشخص است که چه چیزهایی را می خواهد از همین نقش بلندگو بازی کردن که در عمل فهمیدیم که این یک موضوع دو طرفه است و هر دو طرف سود آن را می توانند ببرند یا ترورهایی که صورت گرفته …

(آقای محمد حسین سبحانی در پارلمان اروپا)

لینک به منبع

موساد سرویس اطلاعاتی اسرائیل از رجوی چه میخواهد؟ ( قسمت چهارم )

مصاحبه محمد حسین سبحانی با تلویزیون تی وی مردم

لینک به مقدمه
لینک به قسمت اول
لینک به قسمت دوم
لینک به قسمت سوم

در خواست دوم رجوی این بود که از اسرائیل خواستند که سابقه اش را گفتم در سال ۲۰۰۱ اینکار را کرده بودند شما اگر دقت کنید آقای سربی بسیاری از آدمهایی که سازمان اسمشان را گذاشته میخ که در واقع میخ هایی را در کشورهای مختلف از شخصیتهای آمریکایی و اروپایی و بازنشسته دارد که اینها را اسمشان را برای خودش گذاشته میخ های مقاومت.

این میخ های مقاومت!! در آن کشورها همه از طریق اسرائیل و لابی صهونیستی که وجود داشته که اینها همه را چیده و دست چین شده و اینها همه وصل شدند به این سیستم سازمان مجاهدین.

مجری: ببخشید چرا اسم اینها را میخ گذاشتند ، چرا به اینها گفته اند میخ؟

سبحانی:

این در واقع یک مفاهیم درون تشکیلاتی در سازمان مجاهدین است و تفسیر خاص اجتماعی ندارد و بیشتر درون تشکیلات است و اصولاً رجوی مخترع اینگونه اصطلاحات است از اینکه نمی دانم نرینه وحشی تا مادینه فلان نمی دانم بند جیم از این اصطلاحات و اصلاً متخصص درست کردن این کلمات است. ” میخ ” هم در واقع بیشتر می خواسته بگوید که این افراد یک پایه محکمی هستند که ما بتوانیم داشته باشیم و به وسیله آن خط خودمان را در آن کشور یا محل پیش ببریم اینرا اصطلاحاً میخ می گفتند و خب الان شما می بینید که بسیاری از نیروهایی که حالا سازمان با پول اینها را می خرد ولی خب اینها به چه طریقی به سازمان وصل شدند؟

این آدمهایی که هر کدام یک دفعه می بینید که نخست وزیر بوده یا شهردار بوده و در دنیای واقعی این آدمها یک سوابقی داشتند اینها همینطوری و به خودی خود چطور سازمان مجاهدین اینها را پیدا کرد؟ و چطور اینها سازمان را پیدا کردند؟ به چه طریقی توانستند به تفهیم و تفاهم برسند ؟ اینها همه از طریق سرویس اطلاعاتی موساد از همین رابطه ای که خدمتتان عرض کردم در واقع پیشنهادی بوده که رجوی گفته یکی اینکه من بلندگوی تبلیغاتی شوم دوم اینکه کمک کن که من این میخ ها را داشته باشم.

یک بحثی را خدمتتان عرض کنم ببینید رجوی برای اینکه بحث را خوب پیش ببرد بر اساس اخبار و اطلاعاتی که خودم در این زمینه دارم رجوی و کسی که ماموریت اینکار را پیدا می کند اساساً می آید و می گوید ما جدا از هر مشکلی که با هم داشته باشیم یا سابقه ای که مثلاً من ضد صهونیستی و و ضد امپریالیستی داشته باشم ولی الان ما یک منافع مشخصی داریم سازمان یک منافع مشخصی دارد و اسرائیل هم یک منافع مشخصی دارد و اینها روی هم افتاده و به اسرائیل می گوید که آیا کسی می تواند که در ایران به حکومت برسد و با شما به یک هماهنگی و همزیستی مسالمت آمیزی اعتقاد داشته باشد جز ما مگر کسی می تواند باشد ؟ به اسرائیل می گوید شما بروید اپوزسیون ایران را نگاه کنید و حکومت نگاه کنید پس اگر کمک کنید ما به حکومت برسیم ما میتوانیم راحت با هم زندگی کنیم و دعوا و جنگی بین ما و شما نخواهد بود. این پیش درآمد تئوری ای است که این رابطه مزدوری شکل بگیرد. چه برای آن مزدوری که توجیه می شود و ماموریت پیدا می کند و چه برای همان طرف مقابل این هست که ما یک منافع مشترکی داریم و بر این اساس این کار شکل می گیرد و پایه ریزی می شود بنابراین درست است که موساد کمک مالی به سازمان مجاهدین کرده و اخبار موثق زیادی در این رابطه وجود دارد . ولی فکر کنم ، دفعه قبل هم عرض کردم سازمان دیگر مشکل مالی ندارد سازمان به اندازه کافی از صدام گرفته و به اندازه کافی از راه های غیر قانونی پول جمع آوری کرده و لذا اساساً الان دیگر مشکل مالی ندارد البته در آن نیازهایی سازمان از موساد خواسته این هم بوده یعنی در واقع سه چیز بوده است

۱ ـ بلندگوی تبلیغاتی شوم برای اینکه طرحهای اتمی را افشاء کنم

۲ ـ برای من نیروهای بازنشسته و نیروهای سیاسی شناخته شده آمریکایی و غیر آمریکایی که می توانند برای پیش برد خط ما کمک کنند ، باشند به ما معرفی کنید و این رابطه را شکل بدهید

۳ ـ یکی هم کمک مالی.

اما موساد از رجوی چه می خواسته است؟ این خیلی نکته جالبی است که در واقع هر چیزی که اسرائیل می خواسته رجوی نه نگفته است، یعنی چیزی نبوده که بقول معروف نه گفته باشد البته اسرائیل هم مشخص است که چه چیزهایی را می خواهد از همین نقش بلندگو بازی کردن که در عمل فهمیدیم که این یک موضوع دو طرفه است و هر دو طرف سود آن را می توانند ببرند یا ترورهایی که صورت گرفته شما دقت کنید و ببینید در هر صورت سرمایه های علمی هر کشوری به حکومتها ربطی ندارند آیا ما می توانیم بگوییم خوارزمی مربوط به رژیم شاه بوده یا ابن سینا مربوط به فلان دوره بودهاست. شخصیت های دانشمند ایران متعلق به مردم ایران هستند و نه حکومت ها. خب حالا یک شخصیت علمی که در بحث انرژی هسته ای وارد بوده این مورد ترور واقع بشود اینرا ما بیاییم بگوییم که این سر انگشت رژیم است یا این مغز اتمی رژیم است و ما اینرا می زنیم و دیگر تمام می شود. اینها همان سلسله خیانت هایی است که سازمان مجاهدین از همان ابتدا یعنی آغاز مبارزه مسلحانه وتروریستی در سال ۱۳۶۰ کرده و الان هم می کند .

خب گفتم که در کارهای نرم افزاری و لجیستکی و اطلاعاتی سازمان مجاهدین می توانسته است به اسرائیل کمک بکند. درست است در اسرائیل محیط جغرافیایی ایران می تواند خیلی کمک بکند ولی به افراد بومی هم برای کسب اطلاعات احتیاج داشته بنابراین سازمان این نقش را برایش بسیار خوب بازی کرد و حالا شما همان گزارشی که در مورد سیمون هرش گفتید خب ببینید که در سال های آخر ریاست جمهوری بوش یک پایگاه بسیار سری و چند منظوره در ۸۰ کیلومتری شمال لاس و گاس در ایالت نوادا دوره های آموزشی شش ماهه گذراندند این پایگاه هنوز جهت شنود اطلاعاتی علیه ایران استفاده می شود این پایگاه در وسط یک بیابان چند صد کیلومتری خشک و بد آب و هوا واقع شده و کوههای مرتفعی نیز دارد این گزارش اشاره می کند که تیم های مجاهدین به دلیل جغرافیایی که وجود داشته و نزدیک به جغرافیای ایران بوده می توانستند در اینجا آموزش ببینند یکی ار کارهایی که اسرائیل از سازمان می خواسته این بوده که اجازه بدهید البته من آن را کمی باز بکنم چه چیزهایی ازسازمان می خواسته است؟

یکی این بوده که بیاید جمع آوری اطلاعات بکند تا بتواند شخصیت های علمی که می تواند در معرض این اتهام باشند که می توانند به بحث های اتمی ایران کمک بکنند ترور کنند که خب سازمان این همکاری را کرده هیچ وقت هم تکذیب نکرده بنابراین یکی از همکاری هایشان در این زمینه بوده و شما الان اگر دقت بکنید یک آقایی را همین چند روز پیش مشخص شد و اسمش علی منصوری بوده است ، علاوه بر جعفرزاده اینها افرادی بودند که از طریق سازمان در ارتباط با اسرائیل بودند الان که گندش در آ مده سازمان می گوید که این نفر مال من نبوده نفوذی بوده است. چرا الان میگویید نفوذی بوده است؟ چرا قبلاً نگفتید و اصلاً چرا بلافاصله که این خبر پخش می شود این مطالب را میگویی ؟ اینها همش اسناد و شواهدی است که حاکی از وجود این ارتباط است اما یک ضرورتی که آقای سربی داشت و من هم تشکر می کنم که شما این بحث را مطرح کردید و من هم خودم تمایل داشتم که به این بحث بپردازم این است که الان یکی از چیزهایی که سرویس اطلاعاتی اسرائیل از سازمان خواسته این است بیاید در مناسبات و روابطی که جدیداً بعد از انتخابات ایران پیش آمده بین ایران و کشورهای غربی و بطور خاص گروه ۵+۱ اخلال کند و …

ادامه دارد


http://youtu.be/jaAlreQ28r0

همچنین:

من توسط علی منصوری مامور دستگیر شده رجوی (مجاهدین) در اسرائیل عضو گیری شدم

حمید رضا سلمانی، انجمن یاران، پاریس، ششم نوامبر ۲۰۱۳: …  علی منصوری سرپل سازمان در ترکیه برای جذب نیرو بود و خود من توسط علی منصوری عضوگیری شدم و تشکیلات جهنمی سازمان فرستاده شدم.. تمامی پناهندگانی که در ترکیه بوده اند شخصی به نام علی منصوری را میشناسند که در سالهای دهه ۹۰ میلادی سعی […]

مجاهدین خلق، فرقه رجوی، مردان ما در ایران؟

… مسعود خدابنده یک کارشناس کامپیوتر مقیم انگلستان که مشاور دولت عراق است یکی از مقامات سازمان مجاهدین خلق بود که در سال ۱۹۹۶ آنرا ترک کرد. او در یک مکالمه تلفنی با من تاکید کرد که دشمن آشکار سازمان مجاهدین خلق است و علیه این گروه کار کرده است. خدابنده میگوید او از قبل از سقوط شاه به عنوان متخصص کامپیوتر با سازمان بوده و بعنوان یک متخصص کامپیوتر عمیقا با فعالیت های اطلاعاتی ..

در رابطه با امریکایی هاای که برای لابی کردن قاتلین سربازانشان زیر پرچم مجاهدین خلق می ایستند چه باید گفت؟!!

.  ایران اینترلینک، سوم ژانویه ۲۰۱۱: … مسعود رجوی در بالای سن در حال رجز خوانی برای آمریکا بود. وی دست به کمر زده بود و با اشاره به القاعده و شخص بن لادن می گفت و با اشاره به خودش و ارتش دست ساز صدام که بنام ارتش آزادیبخش نام نهاده بود ادامه داد پس از سقوط صدام حسین و مصاحبه هایی که برای تعین هویت افراد این سازمان توسط مامورین وزارت خارجه ، سیا


(Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan Stevenson )


(Rajavi from Saddam to AIPAC)


(Izzat Ebrahim and Massoud Rajavi still at large)