موقعيت رجوى و وضعيت تشكيلاتش در عراق

موقعيت رجوى و وضعيت تشكيلاتش در عراق

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و هشتم دسامبر 2015:…  تحولات اخير بر عليه گروه تروريستى داعش و ضربات پى در پى بر پيكره اين گروه و همچنين پيروزيهاى اخير ارتش و مردم عراق بر داعش در كشورشان و بازپسگيرى شهرهاى تحت سلطه داعش يكى بعد از ديگرى اين واقعيت را نمايان ميسازد كه عراق با انسجام ملى توان غلبه بر ترفند و توطئه هاى بيرونى و درونى را دارد و از اين پس، عراق جايى …

مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی، ژنرال حبوش و کشتار اکراد عراقی

لینک به منبع

موقعيت رجوى و وضعيت تشكيلاتش در عراق

تحولات اخير بر عليه گروه تروريستى داعش و ضربات پى در پى بر پيكره اين گروه و همچنين پيروزيهاى اخير ارتش و مردم عراق بر داعش در كشورشان و بازپسگيرى شهرهاى تحت سلطه داعش يكى بعد از ديگرى اين واقعيت را نمايان ميسازد كه عراق با انسجام ملى توان غلبه بر ترفند و توطئه هاى بيرونى و درونى را دارد و از اين پس، عراق جايى براى جولان دادن هيچ گروه تروريستى نخواهد بود، حتى گروههاى شورشى كردى و گروههاى تروريستى كه در اين منطقه عراق حضور دارند به نقطه تعيين و تكليف خواهند رسيد.

اما در اين ميان، سازمان مجاهدين چه ميشود كه بيش از ربع قرن در اين كشور ارتزاق کرده و دست به هر كشتار و جنايتى زده است، اما بعد از سرنگونى اربابش با وضعيت بسيار أسفبارى گريبانگير است.

بيشتر نيروى تشكيلاتش جدا شده و موى دماغ رجوى شده اند و از طرف ديگر رجوى و سرانش با به كشته دادن عده اى از افراد تشكيلات، باز هم نعره ماندن در عراق سر ميدهند و با كميسارياى پناهندگى مستقر در عراق، نه اينكه همكارى نميكند بلكه مانع عمل كرده و چوب لاى چرخ انتقال افراد از عراق به يك كشور امن مي اندازد.

اين وضعيت در حالى است كه رهبر سازمان يعنى مسعود رجوى، بعد از سقوط ديكتاتور عراق در سوراخ موش خزيده و يك دهه است كه در انظار ديده نشده و يا تصويرى از خود بيرون نميدهد، انگار كه حفظ جانش از اهم واجبات بوده و جان بقيه برايش اعتبارى ندارد.

بنابراين ميتوان گفت كه:

مسعود رجوی شخصیتی است حقه باز، فتنه گر، خودفروش، حراف، متوهم و تخیلگرا كه كيش شخصيت از او يك بيمار روحى- روانى به تمام معنا با خصلت ساديسم وحشيانه، ساخته است كه كشتار و شكنجه و حتى آزار و اذيت نيروى تشكيلات خودش با انواع و أقسام ترفندها و خرد كردن شخصيت ديگران از سرگرمى هاى ايشان محسوب ميشود.

از طرف ديگر خود را صنم ساختن و اجبار به پرستش بى چون و چرا و از خود تقدس ساختن و از همه مهمتر اعتياد به سكس و داشتن حرمسرا و اعمال هژمونى مطلق در سازمان در دورانى كه زير سايه ارباب جولان ميداد و ًكسى جرأت نفس كشيدن بدون اجازه او را نداشت، گذشت.

چنين شخصيتى، مطمئنا در انزوا بغايت ترسو و بزدل است و براى حفظ جان خود به هر زبونى و خودفروشى سياسى تن ميدهد.

از طرف ديگر، سابقه جنايات تروريستى رجوى در حق مردم ايران و كردكشى و شيعه كشى مردم كشور عراق و حتى جناياتش در حق اعضاى تشكيلات، بارى است كه بر گرده اين جانى بزدل و ترسو است و انتظار نيست كه رجوى شجاعت آنتنى كردن خود را بعد از سقوط ارباب و حامى اش صدام حسين را داشته باشد.

بنابراين رجوى زير بيرق و حمايت هر سازمان امنيتى كه خود را از ترس جان محبوس كرده باشد، يك جسم بي روحى بيش نيست و نخواهد بود و از دست دادن اشرف و عراق و بالطبع هژمونى ديكتاتور مأبانه خود در سازمان از هم پاشيده كنونى و بدون چشم انداز فردايى بهتر، خواه و ناخواه حتى اگر بخواهد در انظار خود را علنى كند، مردارى است كه هر چه بگذرد بوى تعفنش همه را آزار خواهد داد و كسانى هم كه به اصطلاح او را زير چتر حفاظتى- امنيتى خود گرفته اند، تحمل بوى تعفن او را نداشته و عاقبت اسفبارى را براى او رقم خواهند زد.

“پایان”

آیا خودسوزی ندا حسنی بایستی به فراموشی سپرده شود؟

مریم رجوی قاتل ندا و فروغ حسنی

مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در گزارش سالانهی تروریسم ۲۰۰۷ امریکا

مریم رجوی قاتل ندا حسنی و دیگر قربانیان ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22447

اجراى برجام پایان رؤیاى رجوى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هفتم دسامبر ۲۰۱۵:… اما به رجوى بر میگردیم که از این فتنه هسته اى پیراهن گشادى براى خود و تشکیلاتش دوخته بود و با چشمِ امید بستن به غرب و اسرائیل در مقابله و منازعه هسته اى با ایران و نهایتا زدن استارت جرقه و جنگ با ایران، بقول معروف ایران را در یک سینى طلایى تقدیم رئیس جمهور خود خوانده و باسمه اى اش و تنها رهبر بلامنازع و نماینده خدا بر روى زمین و تنها …

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

لینک به منبع

اجراى برجام پایان رؤیاى رجوى

گزارش دبیرکل آژانس بین المللى انرژى اتمى در باره برنامه هسته اى ایران و إذعان به عدم انحراف در آن و تأکید آمریکا بر رأى مثبت دادن به آن در شوراى امنیت عملا برنامه چندین ساله هسته اى و بازیهاى سیاسى دول غربى و اسرائیل بخصوص سرمایه گذارى رجوى براى سر پا نگهداشتن تشکیلاتش به انتهاى خود رسید و شفاف سازى صورت گرفت و راه براى اجراى “برجام” عملا باز شد و طرفین در مسیر اجراى توافق وین قرار دارند و چند روز دیگر شاهد اجراى رسمى آن خواهیم بود.

اما به رجوى بر میگردیم که از این فتنه هسته اى پیراهن گشادى براى خود و تشکیلاتش دوخته بود و با چشمِ امید بستن به غرب و اسرائیل در مقابله و منازعه هسته اى با ایران و نهایتا زدن استارت جرقه و جنگ با ایران، بقول معروف ایران را در یک سینى طلایى تقدیم رئیس جمهور خود خوانده و باسمه اى اش و تنها رهبر بلامنازع و نماینده خدا بر روى زمین و تنها مخلوق معصوم خداوندى یعنى مسعود رجوى خواهند کرد و این پیام بصورت وحى( استغفرااله ) از طرف خداوند بر آقا مسعود نازل شده بود و هیچ شک و شبهه اى براى ما اعضاى تشکیلاتش هم وجود نداشت.

از این رو تمام عیار خودش رو مزدور و خودفروخته و در معرض فروش قرار دادن یک تمدن و فرهنگ دو هزار و پانصد ساله مردم ایران به این سیاست بازان و قدرتهاى جهانى صحنه رقابت بر سر مصادره ذخائر و ثروت ملى کشورهاى خاورمیانه از جمله وطن عزیزمان ایران کرد.

راستى ایام و روزهایى که شخص رجوى و سران مفلوکش نشستهاى طویل المدت سیاسى من باب برنامه هسته اى ایران میگذاشتند و با وعده و وعیدهاى دروغین سر افراد تشکیلات شیره مالیده و مخ همه رو میخوردند که رژیم از زیر این پروژه سالم بیرون نخواهد آمد و قول سرنگونى و شکست ایران را صد در صد میدادید و نه حتى ٩٩ در صد که آمریکا و اسرائیل از این بابت رژیم را سرنگون خواهند کرد، الان چى شد!؟

آن همه هیاهو و کُرکُرى خواندنهاى سیاسى و تبلیغاتى و آن هم رو کردن اطلاعات دروغین ات و در شیپور دمیدن تبلیغاتى ات چى شد!؟

آیا هنوز هم حاضرىد نفس بکشید و به حیات ننگینت ادامه بدهید؟

نابود باد سیاست مزورانه ات و راه گمراهى که انتخاب کرده اید!

نزدیک به ده سال رجوى روى این سیاست پست و مزورانه و شیره مالیدن سر افراد تشکیلات، مانور داد و با پیوند زدن این سیاست با ایدئولوژى زمینه به کشته دادن نفرات و مقابله با دولت قانونى عراق را در پیش گرفت و با قلدرى تمام عیار دخالت در روند سیاسى عراق را شروع نمود. نکته اى که باید روى آن انگشت گذاشت وضعیت بسیار بهم ریخته تشکلات و روند ریزش و فرار و جدایى افراد از سازمان ، روحیه نفرات باقیمانده بسیار پاىین و بسط تشکیلاتى به ضعیف ترین نقطه خود رسیده بود تا جایى که افراد توان انجام کارهاى یومیه را نداشتند، لذا رجوى و سرانش با جوسازیها و دروغ پردازیها در باره پرونده هسته اى رژیم وعده سرنگونى میدادند و رجوى در واقع مجددا دست به ترمیم تشکیلات زد و با مخ خورى افراد آنها را سر پا کرده و آماده براى اجراى خواسته هاى بعد خود نمود و بر همین اساس و زیر این اهرم عربده اشرف اشرف سر میداد و با زمان و زمین سر ترک عراق در ستیز بود و کارشکنى داشت و بسیارى از افراد تشکیلات را به همین دلیل ساده براى افزودن چند صباحى بر عمر ننگین خود به کشتن داد و جلوى تیر و تپانچه فرستاد و هنوز که هنوز است از این سیاست پفیوزى کوتاه نیامده است، اما بداند که دیگر هیچ اهرم و دستآوردى براى ماندن در عراق و پر کردن مخ افراد باقیمانده در تشکیلات ندارد و بالاجبار تن به خروج از عراق و نهایت انحلال تشکیلات خواهد داد.

“پایان”

***

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسماول قرارشان بود که “مبارزه مسلحانه” شان علیه “امپریالیسم” باشد

همچنین
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22387

قطعیت در انتقال تدریجى و بور شدن رجوى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، سوم دسامبر ۲۰۱۵:…  بعد از سرنگونى اربابتان صدام حسین ،! تا الان افراد را در عراق نگهداشتید و نزدیک دویست نفر را قربانى این سیاست ضد انسانى و مزورانه خود کردید؟ شاید بگوئید که ما در نزدیک مرز کشور خودمان بودیم و اشرف هم ظرف و کانون استراتژیک این هدف بوده است و یا اینکه مجاهدین در کنار مرزهاى ایران خیلى بهتر توان و ظرفیت سرنگونى و رفتن به داخل را دارند …

زندان بود بهشت ومن آنجا چه دلخوشم!! (این مصیبت بر تو تحمیل شده برادر)

لینک به منبع

قطعیت در انتقال تدریجى و بور شدن رجوى

این هفته ها و روزها میبینیم که گروه گروه اسیران لیبرتى به کشور آلبانى منتقل میشوند ، این جاى بسیار خوشحالى و شادباش دارد و نشان میدهد که کمپین حمایت از انتقال اعضاى اسیر در عراق و همچنین فشار خانواده هاى محترم براى دیدار و درخواست ملاقات با عزیزانشان و نیز خواست سازمانها و افراد مدافع حقوق بشر از جمله جداشدگان از این سازمان تروریستى و مخرب ، اثرگذار بوده و رجوى بالاجبار تن به این خواسته داده است که به تدریج و منظم انتقال صورت گیرد هر چند باز هم در مواردى کارشکنى میکند و بهانه گیرى دارد اما آنچه مسلم است ترس و وحشت رجوى از گرفتن دست عدالت ، یقه پلید خود و زنش است که با تغییر و رویکرد سران کشورهاى غربى که تروریسم را به دو دسته خوب و بد تقسیم و منافع تاکتیکى خود را در نظر داشتند ، اما با حمله تروریستى فرانسه به این نتیجه رسیده اند که باید رویکرد خودشان را با تروریسم عوض کرده و گر نه خودشان هم قربانى این پدیده شوم خواهند شد لذا رجوى سخت قافیه را باخته میبیند و چنان در ترس و وحشتى فرو رفته است که عجوزه شیطان صفتش با ادا و اطوارهاى میمون وارش در برگذاریهاى مراسم براى کشته شدگان حملات تروریستى به قول معروف بجاى مردم فرانسه کاسه اى داغ تر از آش شده است .

به هر حال رجوى با تن دادن به خواست کمیساریا و دولت عراق براى انتقال تدریجى افراد به مانند این است که کیسه تشکیلاتش که در آن گوهران بى بدیل را به بند کشیده است با دست خود سوراخ کرده و با تخلیه تدریجى محتواى کیسه در نهایت نه از تاک نشانى میماند و نه از تاک نشان .این افراد هستند که با قدم گذاشتن به دنیاى دیگرى باز هم به صورت تدریجى به جامعه باز گشته و زندگى نوینى همانند بقیه انسانها خواهند داشت چه رجوى بخواهد و چه نخواهد به قول خودش این روند تکامل است و نمیشود تا ابد اسیر تشکیلات او شد . تشکیلات رجوى بعد از حملات تروریستى فرانسه به ضعیف ترین نقطه خود رسیده است و تا این حد مندرس و فرسوده نبوده و در نقطه ضعف و سردرگمى قرار نداشته است.بنابر این این انتقالات تدریجى افراد لیبرتى هر چند هم با مانع تراشى دستگاه جهل و جنایت رجوى مواجهه است ، اما قاطعیت دولت عراق و کمیساریا در اجراى این انتقال ، چشم اندازى روشن براى خارج شدن از سرزمین جنگ و خون عراق را نشان میدهد و تا اینجا هم جاى تبریک و تشکر دارد.

اما اصل سخن من با رهبرى سازمان مجاهدین است و میخواهم مسعود و مریم رجوى را خطاب قرار دهم که به چه دلیل بعد از سرنگونى اربابتان صدام حسین ،! تا الان افراد را در عراق نگهداشتید و نزدیک دویست نفر را قربانى این سیاست ضد انسانى و مزورانه خود کردید؟ شاید بگوئید که ما در نزدیک مرز کشور خودمان بودیم و اشرف هم ظرف و کانون استراتژیک این هدف بوده است و یا اینکه مجاهدین در کنار مرزهاى ایران خیلى بهتر توان و ظرفیت سرنگونى و رفتن به داخل را دارند!!

سوال این است که آیا به این هدف رسیدید؟

آیا واقعى و شدنى بود؟

اینجا یک سؤال و ابهام اساسى پیش مى آید و ذهن را به عقب میبرد ، از روزى که رفتن به عراق و همدستى با بعث و فروختن مردم کشورت و دادن مختصات و اطلاعات به صدام مردم را زیر موشک باران ارتش عراق به کشتن میدادید، را انتخاب کردید و تا روزى که اربابت سرنگون شد! چقدر وعده سرنگونى و دکل سرنگونى را به نیروهاى بدبخت و مغزشوئى شده ات نشان میدادید ؟! و سه ماه و شش ماه و یکسال را براى زمان سرنگونى رسماً در نشستهاى عمومى اعلام میکردید ، آیا این وعده هایت عملى شد؟ و آیا زیر سایه اربابت و کمک و حمایتهاى فراوان نظامى و …… توانستید رژیم را سرنگون کنید؟ براى این چه پاسخى دارید؟!

در این مدت که به عراق رفتید حدود سه هزار به بالا از افراد تشکیلاتت را به کشتن دادى و هیچ دستآوردى براى پیشروى سازمان و سرنگونى رژیم نکردید بلکه با اعمال خودت باعث شدید که رژیم با بهانه داشتن دشمن بیرونى توانش بلحاظ نظامى و علمى در سطح منطقه بالا برده و به یک ابرقدرت منطقه اى تبدیل شود و شما روز بروز ضعیف تر و آلت دست دیگران میشدید تا جایى که خودت هم مفقود شده و به سوراخ موش خزیدید و براى ادامه کشتار افراد تشکیلاتت نسخه میپیچیدى که در زیر این علم مظلوم نمایى کرده و خودت را یک روز بیشتر در مصونیت جانى قرار دهید .

آیا به من حق میدهید که بعنوان کسى که عمرى در تشکیلاتت بوده ام و زندگى ام را نابود کرده بودید ولى الان که از زیر یوغ تشکیلات جهنمى شما بیرون آمده و در یکى از کشورهاى اروپایى زندگى ریلکس و نرمالى بدور از زور و اجبار و تزویر شما دارم این سؤال را داشته باشم و خودت را مسئول و پاسخگو به آن بدانید که چرا بعد از عملیات مروارید وقتى عملیاتهاى نامنظم در داخل میهن شروع کردید و در نشست عمومى گفتید که این عملیاتها زمینه ساز عملیات بزرگ براى خیز به داخل و سرنگونى رژیم است ، آیا به این هدف رسیدید؟

در عملیاتهاى خمپاره زنى داخله که به اسم راهگشایى راه انداختید و در نشست عمومى وعده تسخیر یک استان مثلا خوزستان و ایلام را نام بردید و میگفتید که با در اختیار گرفتن یک استان سازماندهى نیروهاى داخل انجام میدهیم و سپس سرتاسر ایران را میگیریم !، آیا به این قول و وعده ات رسیدید؟

آیا در زمان روى کار آمدن خاتمى که او را جام زهر رژیم میدیدید و میگفتى تا شش ماه آینده سرنگونى محقق میشود و حتى بند به اصطلاح ایدئولوژیکى انقلاب مریم به اسم “بند سین” یعنى بند سرنگونى اختراع کردى و مدتى مارا سرگرم آن کردید که سرنگونى به همین زودى محقق میکنیم ، آیا به این خواسته و وعده ات رسیدید ؟ و بیشتر از اون بند ایدئولوژیک انقلاب مریم چى شد؟

بعد از سرنگونى اربابت وقتى که إسناد جاسوسى شده اتمى رژیم از طرف موساد و سیاه به شما دیکته میشد که باید مطبوعاتى میکردید و شما با آن وعده جرقه و جنگ بین آمریکا و ایران میدادى و روى حتمیت آن اصرار داشتید و به همه آماده باش میدادید که مریم و نیروهایش از فرانسه آماده اند که پرواز مستقیم به تهران داشته باشند و ما هم زمینى از مرز وارد حاک میهن میشویم و قدرت را در دست میگیریم، آیا این قول و وعده و تحلیل ات عملى شد؟

آیا با دخالتهایت بعد از سرنگونى صدام در صحنه سیاسى عراق با خرجهاى هنگفت با حمایت از تروریستها از جمله طارق الهاشمى معروف و محمد دائینى و … و خواستار قدرت یافتن این طیف بودید به اهدافت رسیدید؟

آیا به راه انداختن کارنوالهاى موسوم به “س١٠٠” و دخالت هاى آشکارت در تفرقه اندازى و کشتار مردم عراق راه به جایى برد؟!!

و یا سوال از قبیل اینکه ، ایدئولوژیک توى مخ ما میکردید که سلاح مجاهد خلق ناموس اوست و هیچوقت مجاهد بدون سلاح نیست حتى بعد از سرنگونى ، مگر اینکه مرگ سلاح را از مجاهد جدا کند، ولى خودت دو دستى سلاحها را تقدیم نیروهاى آمریکایى کردى و یا اینکه مخ ما میخوردید که اشرف شرف مجاهد خلق است و ظرف و کانون مبارزه ما با خمینى براى سرنگونى است و اگر اشرف نباشد مجاهد بى معنى است سرنگونى معنى ندارد و میگفتید اشرف را ولو با چنگ و ناخن حفظ خواهیم کرد ، آیا اینطور شد؟چرا این همه بخاطر اشرف که باید به صاحب اصلى اش برسد تعداد زیادى از دوستانم را به کشتن دادید؟ آیا جوابگوى خون بیش از یک صد و پنجاه نفر که بخاطر این خواست و شعار تو خالى شما جان دادن ، هستید؟

و سوال آخر ، آیا این حق را دارم که بگویم آقاى رجوى چه وقت از سوراخ موش ات بیرون خواهید آمد؟

“پایان”

***

همچنین:

توافق هسته ای اضمحلال فرقه رجوی

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس نوزدهم ژوئیه ۲۰۱۵:… ناراحتی مسعود و مریم رجوى از توافق هسته ای به خاطر موجودیت تشکیلاتشان است، چرا که این توافق در کل منطقه اثراتش را خواهد گذاشت و منطقه در تعادل قبلى که رجوى آنرا هوا هوا میکرد و جو ضد رژیم بود، از بین میرود و رابطه ها ا

فلسفه روزه و سوء استفاده رجوی

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هفتم ژوئیه ۲۰۱۵:…  در فرقه رجوى سوء استفاده از مقدسات و شعائر اسلامى از جمله روزه گرفتن، یک دسیسه و نیرنگ بیش نیست که رجوى بصورت فرمالیستى با اجبار کردن افراد تشکیلات به انجام آن، آنها را برده و بنده خود میکند. سوء استفاده رجوى از روزه ب

خانواده، آنتى تز ایدئولوژى رجوى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهارم می ۲۰۱۵:…  راستى چرا رجوى و سران تشکیلاتش اینقدر از خانواده و اسم آن میترسند؟ دلیل این همه رذالت رجوى و سران تشکیلاتش در حق این پدر و مادرهاى پیرى که با بجان خریدن تهدیدات امنیتى به امید دیدار عزیزانشان به عراق میروند، اما با رفتا