میکل روبین: مجاهدین خلق دوست امریکا نیستند. حتی ایرانیان ضد رژیم هم رجوی را نمیخواهند

میکل روبین: مجاهدین خلق دوست امریکا نیستند. حتی ایرانیان ضد رژیم هم رجوی را نمیخواهند

مجاهدین خلق مریم رجوی دوستان امریکا نیستندجام نیوز و بنیاد هابیلیان به نقل از نشنال اینترست، سی و یکم مارس 2019:… موضوعی که پایگاه اجتماعی سازمان مجاهدین خلق را به طور کامل در ایران از بین برد، همراهی آن‌ها با صدام حسین بود. از منظر اغلب ایرانی‌ها، رابطه مجاهدین خلق با صدام نابخشودنی است. برای تقریب ذهن آمریکایی‌ها، می‌توان جان واکر لینذ که به طالبان آمریکایی معروف است را نام برد. با این حال که جان واکر از جنبشی حمایت می‌کرد که هزاران نیروی آمریکایی را در افغانستان به کام مرگ کشاند، هنوز هم با مجاهدین خلق قابل قیاس نیست زیرا تعداد تلفات ایرانی‌ها در نتیجه اقدامات آن‌ها و همراهیشان با صدام، چندین و چند برابر بیشتر از این تعداد بوده است.

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members 

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

1- پایگاه مطرح آمریکایی هشدار داد؛ مجاهدین خلق منفور همه ایرانی‌هاست/ دولت ترامپ مراقب باشد

جام نیوز، سی و یکم مارس 2019
لینک به منبع

مجاهدین خلق مریم رجوی دوستان امریکا نیستند

نشنال اینترست مروری بر کارنامه خونین گروهک منافقین داشته و حمایت آنان از رژیم صدام در جنگ علیه ایران را یکی از علل مهم تنفر مردم از این گروهک برشمرده است.

به گزارش سرویس سیاسی جام نیـوز، پایگاه آمریکایی نشنال اینترست با انتشار یادداشتی، خطرات حمایت دولت ترامپ از گروهک تروریستی منافقین را گوشزد کرده است.

این نوشته زیر عنوان “مجاهدین خلق، دوست آمریکا نیستند” منتشر و در ابتدای آن اشاره شده، مردم ایران و حتی کسانیکه با جمهوری اسلامی مشکل دارند، از مجاهدین خلق متنفرند و حمایت های دولت ترامپ از این گروه، نتایج فاجعه باری به دنبال خواهد داشت.

نشنال اینترست مروری بر کارنامه خونین گروهک منافقین داشته و حمایت آنان از رژیم صدام در جنگ علیه ایران را یکی از علل مهم تنفر مردم از این گروهک برشمرده است.

این پایگاه آمریکایی افزود: یک مطلب است که طیف های مختلف مردم ایران بر آن اتفاق نظر دارند و آن هم نفرت از گروه مجاهدین خلق می باشد.

در ادامه این یادداشت به سیاست خارجی متفاوت دولت ترامپ اشاره و از آن به عنوان “ضدیت با عقلانیت حاکم بر سیاست خارجی آمریکا طی دهه های گذشته” یاد شده است.

به باور یادداشت نویس نشنال اینترست، این روش غیر معمول ترامپ در برخی موارد نتایج مثبتی داشته اما در موارد دیگر همچون اتخاذ رویکرد مثبت در قبال گروهک منافقین، مخرب بوده است.

در این مطلب تاکید شده که سیاست خارجی مرسوم آمریکا طی ده های گذشته، نتوانسته نتایج قابل توجهی را در خاورمیانه به دست آورد. به عنوان مثال، دولت های پیاپی آمریکا، میلیاردها دلار به طرح صلح اسرائیل و فلسطین تزریق کرده اند اما این برنامه، درحال محو شدن در افق است. همچنین، تلاش های آمریکا نتوانسته نفوذ روبه رشد ایران در سراسر منطقه را محدود سازد.

نشنال اینترست،”رویکرد ترامپ در تقابل تجاری با چین”، “به رسمیت شناختن اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل”،”قطع کمک های مالی به فلطسطین” و “خروج از برجام” را به عنوان مواردی ذکر کرده که ترامپ، ساختار سنتی سیاست خارجی آمریکا را شکسته اما آسمان هم به زمین نیامده است.

 این گزارش می افزاید: اما گاهی شکستن رویکرد عقلایی مرسوم می تواند نتیجه عکس بدهد.

“عقب نشینی نظامی از سوریه”، “تقابل با ناتو” و “حمایت از گروه ایرانی مجاهدین خلق”، از جمله مواردی است که نشنال اینترست آن ها را خطرناک و دارای پیامدهای فاجعه بار احتمالی برای آمریکا توصیف می کند.

2- مقام سابق پنتاگون: منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)  آفتاب‌پرست‌های سیاسی هستند. 

هابیلیان، سی و یکم مارس 2019:
لینک به منبع

فروردين 11, 1398

مایکل روبین، تحلیلگر موسسه امریکن انترپرایز و مقام سابق پنتاگون، در مقاله‌ای که در سایت نشنال اینترست آمریکا انتشار یافته است، گروهک منافقین را به عنوان فرقه‌ای تروریستی توصیف کرده که دوست آمریکا نیست.

به گزارش سرویس بین الملل پایگاه خبری تحلیلی هابیلیان، روبین در بخشی از مقاله خود می‌نویسد: «ظاهرا دولت آمریکا در حال بازنگری وضعیت سازمان مجاهدین خلق در دیپلماسی ایالات متحده است. باربارا اسلاوین، تحلیلگر آمریکایی که رویکردی توجیه‌گرایانه در قبال جمهوری اسلامی ایران دارد، اخیرا گزارش کرده است که در گفتمان دولت آمریکا، دیگر سازمان مجاهدین خلق از دایره جایگزین‌های احتمالی حکومت جمهوری اسلامی ایران بیرون گذاشته نمی‌شود. درحالیکه بین «خارج نکردن از دایره» و «حمایت کردن» تفاوت بسیار است، اسلاوین بابت ابراز نگرانی درباره این موضوع حق دارد.»

روبین در ادامه با اشاره به تمایل برخی از سیاستمداران آمریکایی به بخشیدن اعتبار بیش از حد به منافقین می‌نویسد: «سازمان مجاهدین خلق دیگر از دید وزارت خارجه آمریکا گروهی تروریستی محسوب نمی‌شود اما چنین موضوعی این گروه را به شریکی قابل اعتماد تبدیل نمی‌کند. با این حال آن‌ها توانسته‌اند مجموعه‌ای از مقامات را با خود همره کنند که در جلسات آنان شرکت کرده و مریم رجوی را می‌ستایند. نام جان بولتون و رودی جولیانی نیز در میان این مقامات به چشم می‌خورد. برخی از منتقدین معتقدند مبالغ هنگفتی که برای شرکت و سخنرانی در این مراسمات پرداخت می‌شود، مصداق رشوه است. البته این موضوع در برخی از موارد درست و در برخی دیگر نادرست است. برخی از این افراد حقیقتا به گفته‌های سازمان مجاهدین خلق اعتقاد دارند. بالاخره مجاهدین خلق متخصص آن است که درباره برنامه‌های خود آن چیزی را به مقامات بگوید که خوششان بیاید و اغلب مقامات ارشد نه تجربه چندانی در امور ایران دارند و نه ابزار کافی برای بررسی صحت ادعاهای مجاهدین خلق. برخی دیگر از مقامات نیز معتقدند مجاهدین خلق با نفوذ به تاسیسات هسته‌ای ایران و درز اطلاعات سری قابلیت خود را نشان داده‌اند، اما مسئله مهم در این رابطه آن است که اغلب اوقات اطلاعاتی که مجاهدین خلق ارائه می‌کنند غلط است. این موضوع بسیار محتمل‌تر است که برخی از دستگاه‌های اطلاعاتی خارجی مانند موساد از مجاهدین خلق استفاده می‌کنند تا اطلاعات به‌دست آمده خود را از طریق آنان و به‌طور غیر مستقیم افشا کنند.»

روبین در ادامه به انتقادناپذیری گروهک تروریستی منافقین اشاره می‌کند و می‌نویسد: «همانقدر که سازمان مجاهدین خلق نسبت به هواداران خارجی خود سخاوتمند است، می‌تواند نسبت به منتقدین خود خشن و مخرب باشد. مجاهدین خلق معمولا در برابر هر مطلبی که درباره آن‌ها و به نحوی بر خلاف میلشان به چاپ می‌رسد شدیدا موضع‌گیری کرده و سریعا جوابیه‌هایی را با ارجاعات و پاورقی‌های مختلف آماده می‌کنند که اگر همین ارجاعات و پاورقی‌ها نیز با دقت بررسی شوند، معلوم می‌شود حتی در صورت وجود خارجی منابع اعلام‌شده، به هیچ وجه مطالب مدنظر اعضای این گروه را اثبات نمی‌کنند. این ترول‌های آنلاین همچنین تلاش می‌کنند نقد وارده را بلاموضوع جلوه دهند و فرد نقد‌کننده را بی‌اعتبار سازند.»

این تحلیل‌گر آمریکایی در بخش دیگری از مقاله خود با اشاره به نفرت مردم ایران از گروهک تروریستی منافقین می‌نویسد: «موضوعی که پایگاه اجتماعی سازمان مجاهدین خلق را به طور کامل در ایران از بین برد، همراهی آن‌ها با صدام حسین در جنگ عراق با ایران بود. از منظر اغلب ایرانی‌ها، رابطه مجاهدین خلق با صدام نابخشودنی است. برای تقریب ذهن آمریکایی‌ها، می‌توان جان واکر لینذ که به طالبان آمریکایی معروف است را نام برد. با این حال که جان واکر از جنبشی حمایت می‌کرد که بن‌لادن از دل آن سربرآورده بود و هزاران نیروی آمریکایی را در افغانستان به کام مرگ کشاند، هنوز هم با مجاهدین خلق قابل قیاس نیست زیرا تعداد تلفات ایرانی‌ها در نتیجه اقدامات آن‌ها و همراهیشان با صدام، چندین و چند برابر بیشتر از این تعداد بوده است. مجاهدین خلق که نتوانستند همراهی و حمایت مردم ایران را داشته باشند، روی به افراد حریص و زودباور آورده‌اند. آن‌ها آفتاب‌پرست‌های سیاسی هستند. زمانی‌که در ایران بودند، ترکیبی از سوسیالیسم و اسلام‌گرایی را به نمایش می‌گذاشتند، در عراق سکولاریست‌ بودند؛ اساسا بعثی‌هایی بودند بدون هویت عربی و در فرانسه ژست دموکراتیک گرفته‌اند. در حقیقت رفتار این گروه تداعی‌گر فرقه‌ای است که تا محل زندگی اعضا و نحوه ازدواج و طلاقشان را به آن‌ها دیکته می‌کند.»

*** 

The Mojahedin e-Khalq Aren’t America’s Friends. Even Iranians who hate the regime don’t want MEK

Spiegel_MKO_MEK_Rajavi_Cult_in_Albania_horrific_trainingPrisoners of Their Own Rebellion.The Cult-Like Group Fighting Iran

Are The MEK And Regime Change Finally Running Out Of RoadAre The MEK And Regime Change Finally Running Out Of Road?

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/تارنمای-آمریکایی-لوبلاگ-منافقین-مجاه/

تارنمای آمریکایی لوبلاگ : منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) به آخر خط رسیده اند

مسعود خدابنده لوبلاگ: مجاهدین خلق فرقه رجوی به آخر خط رسیده اندایرنا به نقل از لوبلاگ، دهم مارس ۲۰۱۹:…  ‘مسعود خدابنده’ مدیر برنامه راهبردی خاورمیانه که مدت های طولانی برای ارائه راه حلی صلح آمیز برای انتقال اعضای مجاهدین خلق (منافقین) از عراق به آلبانی تلاش کرد و همسرش ‘آنه خدابنده’ در مطلبی با عنوان آیا مجاهدین خلق (منافقین) به آخر خط رسیده اند؟ افزودند: ارابه تغییر رژیم در ایران توسط جنگجویانی هدایت می شود که متشکل از شخصیت های مختلف جدید و قدیمی است. 

مسعود خدابنده لوبلاگ: مجاهدین خلق فرقه رجوی به آخر خط رسیده اندآن خدابنده: اشتباه نکنیم. سازمان مجاهدین خلق ایران یک تشکل “آپوزیسیون” نیست (انگلیسی)

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

تارنمای آمریکایی لوبلاگ : منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) به آخر خط رسیده اند

تهران- ایرنا- تارنمای آمریکایی لوبلاگ در مطلبی با اشاره به اینکه اعضای بسیاری از مجاهدین خلق ( منافقین ) این گروهک را ترک کرده اند، نوشت: آنها نه تنها قادر به پیاده کردن هدف خود یعنی تغییر رژیم ایران نیستند، بلکه حتی نمی توانند به کمک اعضای باقی مانده خود بشتابند.

به گزارش روز شنبه ایرنا، ‘مسعود خدابنده’ مدیر برنامه راهبردی خاورمیانه که مدت های طولانی برای ارائه راه حلی صلح آمیز برای انتقال اعضای مجاهدین خلق (منافقین) از عراق به آلبانی تلاش کرد و همسرش ‘آنه خدابنده’ در مطلبی با عنوان آیا مجاهدین خلق (منافقین) به آخر خط رسیده اند؟ افزودند: ارابه تغییر رژیم در ایران توسط جنگجویانی هدایت می شود که متشکل از شخصیت های مختلف جدید و قدیمی است.

در ادامه مطلب درج شده در این تارنمای خبری تحلیلی می خوانیم: هدایت اصلی این سیاست برعهده کسانی است که ۴۰ سال پیش در پاسخ به انقلاب ایران ایجاد شد. این افراد در طول سال ها تجربیات مختلفی بدست آورده و هدف اصلی آن همواره نابود کردن جمهوری اسلامی ایران و جایگزینی آن با یک دولت طرفدار آمریکایی بوده است. 

هدایت کنندگان اصلی ارابه تغییر رژیم ایران مبالغ هنگفتی برای پیشبرد این هدف پرداخت کرده اند. در میان مسافران این ارابه مجاهدین خلق (گروهک منافقین)، که قبلا یک گروه تروریستی شناخته می شد و در حال حاضر به عنوان یک ‘اپوزیسیون دموکرات’ خود را معرفی می کند، ۴۰ سال منتظر هدایت کنندگان اصلی این ارابه مانده اند و رانندگان اصلی ارابه تغییر رژیم ایران یعنی ‘جان بولتون’ مشاور امنیت ملی کاخ سفید و ‘رودی جولیانی’ وکیل مشاور دونالد ترامپ و همچنین تعدادی افراد با نفوذ دیگر هستند که به طور جدی به سمت رویارویی با ایران گام برمی دارند. 

اما با افزایش سرعت ماشین مذکور به سوی رویارویی با ایران، وحشت مخالفان دولت ترامپ بیشتر شده و به نظر می رسد مجاهدین خلق ( منافقین ) هم به آخر خطر رسیده اند و این خود می تواند نشانه توقف تمامی روند تغییر رژیم شود. 

نخستین نشانه این امر به دست ‘الی کلیفتون’ خبرنگار آمریکایی حوزه پول در سیاست در مورد پرونده پرداخت بزرگ برملا شد؛ زمانی که وی پرده از پرداخت مبلغ ۱۶۵ هزار دلاری به بولتون برای حمایت از مجاهدین خلق (منافقین) به عنوان گروه اپوزیسیون خارج از کشور برداشت، ناگفته نماند بولتون تنها در رابطه با توئیتی که در ‘دفاع از یک گروه فشار ضد ایران علیه ایران هسته ای’ (UANI اتحاد علیه ایران هسته ای) منتشر کرده بود، ۴۰ هزار دلار گرفته بود. 

حتی در حالی که دولت ترامپ همراه با بولتون، ‘ بنیامین نتانیاهو’ نخست وزیر رژیم صهیونیستی و ‘ محمد بن سلمان’ ولیعهد عربستان سعودی برای جنگ علیه ایران تلاش می کنند، متوجه شده اند که مجاهدین خلق (منافقین) دیگر برای ترساندن ایران مفید فایده نیست و در واقع، نگاهی به رفتار اخیر مجاهدین (منافقین) در آلبانی (مقر این گروهک) نشان می دهد این گروه شکست خورده با بحران داخلی درگیر است.

گزارش ها از داخل اردوگاه این گروهک در آلبانی نشان می دهد ستیزه جویان مجاهدین خلق (منافقین) هنوز تکنیک های مرگبار برای مبارزه که در زمان صدام حسین در عراق آموزش دیده بودند از جمله بریدن گلو با چاقو، ‘شکستن دست’، ‘در آوردن چشم با انگشت’ و ‘بریدن’ دهان باز’ را تمرین می کنند. 

اما آنها همچنان سعی دارند جلوی متلاشی شدن خود را بگیرند؛ از زمان انتقال این گروهک به آلبانی حدود یک هزار عضو این گروه را ترک کرده اند، این گروهک که در زمان جنگ ایران و عراق در جبهه دشمن قرار داشت، حالا در نبود دیکتاتور عراق در ‘تیرانا’ پایتخت آلبانی فعال است. 

مجاهدین (منافقین) ادعا می کنند در معرض حمله های رژیم جمهوری اسلامی قرار دارند و ایران قصد نابودی بقیه اعضای گروه را دارد. بنابراین این گروه نه تنها حتی قادر به پیاده کردن هدف خود یعنی تغییر رژیم نیستند، حتی نمی توانند به کمک اعضای باقی مانده خود بشتابند. 

مجاهدین (منافقین) در قالب یک شیوه برده داری مدرن فعالیت دارند. حتی اعضائی هم که این گروه را ترک می کنند، فقیر و بیچاره باقی مانده اند؛ زیرا پس از چند دهه خدمات وفادارانه، چیزی جز لباس هایشان برایشان باقی نمانده است. آنها ادعا می کنند که اعضا خدمات خود را ‘داوطلبانه’ ارائه می دهند. اما مقدمه اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل می گوید حقوق بشر محروم ناشدنی است ؛ یعنی هر کسی نمی تواند به هر دلیلی آن را رد کند و ‘مریم رجوی’ رهبر مجاهدین ( سرکرده منافقین ) ، مسئول این رفتارها و تصمیم گیری ها است. 
کمیساریای عالی سازمان ملل متحد براساس مقرارات بشردوستانه اعضای مجاهدین خلق ( منافقین ) را از عراق به آلبانی منتقل کرد. اما در هنگام ورود به آنها پناهندگی سازمان ملل متحد و مدارک هویت آلبانیایی داده نشد تا آنها اجازه سفر یا کار پیدا کنند. فقدان حق اقامت همچنین به این معنی است که آنها نمی توانند حساب بانکی داشته باشند. آنها هیچگونه اسناد هویتی به جز کاغذ بی ارزشی که به آنها برای پرواز از فرودگاه بین المللی بغداد به تیرانا داده شد، ندارند.

مریم رجوی تنها حالت ایده آلی که می تواند برای اعضای گروهش به تصویر بکشد، رسیدن روزی است که در تهران به رژه می پردازند. پس به همین دلیل ادعا می کند افرادش نیازی به پول یا اسناد هویتی ندارند.

به همین دلیل رجوی «پیروانش» را محکوم به زندگی در یک اردوگاه بسته که قادر به زندگی مستقل نیستند، کرده و آنها را ابزاری برای رسیدن به اهداف خود قرار داده است. بنابراین مبارزه این گروه تقریبا برباد رفته است. 

بی شک مجاهدین ( منافقین ) همچنان در حال انجام وظایف تبلیغاتی برای سعودی ها، اسرائیلی ها و آمریکایی ها برای پیشبرد فشار علیه ایران هستند. اما حتی این امر هم روز به روز غیرضروری تر می شود زیرا این سازمان هر روز بیش از پیش به شسکت نزدیک تر می شود. 

‘تارنمای لوبلاگ از نام جیم لوب سردبیر این تارنما، روزنامه نگار کهنه کاری که گزارش های تحلیلی از سیاست خارجی واشنگتن در قبال خاورمیانه می نوشت گرفته شده است. این تارنما اولین وبلاگ برای دریافت جایزه ‘آرتور راس’ برای گزارش گیری و تجزیه و تحلیل مستقل از آکادمی دیپلماسی آمریکا در سال ۲۰۱۵ بود. این تارنما در سال ۲۰۰۸ راه اندازی شد و هدفش بیشتر تحلیل سیاست های اتخاذ شده از سوی واشنگتن در قبال تهران بود’.

اروپام**۷۲۷۶ ** ۱۵۴۶

انتهای پیام /* 

*** 

برادران مجاهد خلق و روسپی خانه های آلبانی – سالگرد ۲۲ بهمن بدون مرحوم مسعود رجویگفتگوی اختصاصی ندای حقیقت با مسعود خدابنده. واقعیتهایی از مریم رجوی، مسعود رجوی و مجاهدین خلق از درون

Saudi_Arabia_Mojahedin_Khalq_Maryam_Rajavi_Cult_MEK_MKO_NCRI_Terrorism_Financeوبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.

پایان مجاهدین خلق فرقه رجوی در عراقمجاهدین خلق: پایان سی سال حضور در عراق

NEW YORK, NY - JANUARY 11: President-elect Donald Trump speaks at a news cenference at Trump Tower on January 11, 2017 in New York City. This is Trump's first official news conference since the November elections. (Photo by Spencer Platt/Getty Images)مسعود خدابنده، هافینگتون پست: انگلی به نام “مجاهدین خلق” نمی‌تواند به ترامپ کمکی کند

مسعود خدابنده، هافینگتون پست: جنجال بزرگ برای اینکه مجاهدین خلق نمیتوانند ثابت کنند رهبرشان مسعود رجوی زنده است

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgمسعود خدابنده، هافینگتون پست: مریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

Anne Khodabandeh, Open Minds, De-Radicalisation Consultant, PHOTO-EXHIBITION in Bruxelles
(International Terrorism Mojahedin Khalq, MEK, NCRI, Rajavi cult)

مسعود خدابنده آن سینگلتون پارلمان اروپا 2018Secret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

مسعود خدابنده Massoud Khodabandeh: No decent American intelligence officer would say MEK is trustworthy because it is a Destructive Cult. 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpress/its-a-mistake-to-treat-the-mek-as-a-normal-opposition-group/

دستور قتل محمدرضا کلاهی را مریم رجوی و ترکی الفیصل داده اند. شک نکنید

دستور قتل محمد رضا کلاهی توسط مریم رجوی و ترکی الفیصل عربستان صادر شده استمسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه، بیستم فوریه ۲۰۱۹:… سازمان مجاهدین خلق از بعد از ساقط شدن ولینعمت سابقش صدام حسین از سازمان “مسعود رجوی و صدام حسین” که سازمانی “تروریستی نظامی” بود به سازمان “مریم رجوی و ترکی الفیصل” که سازمانی “تروریستی اطلاعاتی” است تغییر شغل داد. این سازمان که دیگر توانایی نظامی را بصورت صد در صد از دست داده است امروز بعنوان دستگاه “تروریستی اطلاعاتی” در غرب و بالاخص در اروپا مورد استفاده قرار میگیرد. نمونه قتل محمد رضا کلاهی و سناریوهای ساختگی (خوراک تبلیغاتی علیه منافع عالیه اتحادیه اروپا) را حتما میتوان در این چهارچوب به خوبی تبئین کرد.

دستور قتل محمد رضا کلاهی توسط مریم رجوی و ترکی الفیصل عربستان صادر شده استچرا کسی در غرب معمای قتل محمد رضا کلاهی را از مریم رجوی سوال نمی کند؟

مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه

دستور قتل محمدرضا کلاهی را مریم رجوی و ترکی الفیصل داده اند. شک نکنید.

امروز مجددا بحر طویلی از جریان قتل محمد رضا کلاهی (کریم رادیو) و ارتباط احتمالی آن با جمهوری اسلامی ایران در رادیو فردا منتشر شد. از نظر بنده که هم وابستگی های رادیو فردا طی دهه های اخیر را میشناسم، هم سردر گمی های سازمان اطلاعات مرکز امریکا سی آی ای (سیا) را بخصوص بعد از ریاست مایک پمپئو دیده ام و هم با شناخت نزدیکی که طبعا از مریم رجوی و شیوخ عربستان سعودی دارم، جای شکی نیست که این مطلب عمدا به هر وسیله ای متوصل شده تا مبادا نامی از “سازمان پر افتخار مجاهدین خلق ایران” و رهبر مرحومش “مسعود رجوی” و رهبر نالایق تر جدیدش “مریم رجوی” برده شود. از محتوای نوشته هم میشود به خوبی فهمید که اصلا بحث بر سر قتل این عضو بدبخت و بد شانس و آلت دستی که بمب را در ساختمان گذاشت و فرار کرد نیست.

بوضوح میتوان دید که در این سناریوهای سریالی قصد سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (احتمالا بوساطت موساد) فشار بر اروپاست تا شاید در دقایق آخر بالاخره بتوانند آنها را با دستگاه اعجوج معجوج ترامپ علیه ایرانیان همگام کنند که البته نهایتا قصدی هم بیشتر از “مذاکره مستقیم” بین دولت روحانی و دولت ترامپ نمیخواهند.

سازمان پرافتخار! مجاهدین خلق عراق و آلبانی و عربستان سعودی و فرانسه و …  و شورای (فرقه تک رهبری)  ملی (وابسته) مقاومت (وادادگی) ایران (هر کشوری بغیر از ایران) اش هم بعنوان وسیله و ابزار با افزودن این ترور (شکار مرغ خانگی در حیاط خلوط خانه)  به کارنامه چهار دهه مزدوری میخواهند هم از توبره “حمایت مالی عربستان” بخورند و هم از آخور “راحت شدن از دست یکی از قدیمی ترین ناراضیان درونی”.

باز شکی ندارم که “انفجار ساختمان حزب جمهوری اسلامی” توسط محمد رضا کلاهی اگر چه بنام مجاهدین خلق (منافقین) و مسعود و مریم رجوی ولی حتما بواسطه پشتیبانی سازمانهای اطلاعاتی بیگانه برنامه ریزی و عملیاتی شد و البته بعد از شکست کودتا این فرد و دیگر نفرات جا مانده به دستگاه مجاهدین خلق (آن زمان تحت الحمایه حزب دموکرات کردستان زیر بیرق صدام حسین) تحویل داده شدند. همان سازمانهایی که خود رجوی را هم با خلبان شخصی محمد رضا شاه به فرانسه فرستادند تا در نقشی جدید در پاریس و سپس در بغداد بازی کند. و همان سازمانهایی که “خر را شناخته اند و شاخش نمیدهند” و همان سازمانهایی که چهار دهه گذشته حتی یکبار حاضر نشدند یک ویزای سه روزه به اینها بدهند.

معروف است، میگویند “فرانسوی ها دوست دارند سگ را داخل خانه نگه دارند ولی انگلیسی ها و امریکایی ها سگ را بیرون خانه می بندند”.

همانطور که قبلا هم در نقاط مختلف عنوان کرده ام سازمان مجاهدین خلق از بعد از ساقط شدن ولینعمت سابقش صدام حسین از سازمان “مسعود رجوی و صدام حسین” که سازمانی “تروریستی نظامی” بود به سازمان “مریم رجوی و ترکی الفیصل” که سازمانی “تروریستی اطلاعاتی” است تغییر شغل داد. این سازمان که دیگر توانایی نظامی را بصورت صد در صد از دست داده است (این مهم را عربستان به گروههای مستقر در کردستان عراق و ایضا بلوچستان پاکستان محول کرده اند) امروز بعنوان دستگاه “تروریستی اطلاعاتی” در غرب و بالاخص در اروپا مورد استفاده قرار میگیرد. نمونه قتل محمد رضا کلاهی و سناریوهای ساختگی (خوراک تبلیغاتی علیه منافع عالیه اتحادیه اروپا) را حتما میتوان در این چهارچوب به خوبی تبئین کرد.

وقت داشتید این مطلب اخیر رادیو فردا را بخوانید و مقایسه بفرمایید

رادیو فردا، نوزدهم فوریه ۲۰۱۹:
https://www.radiofarda.com/a/iran_terror_dutch_kolahi_new_information/29758996.html

جزئیات تازه از پرونده قتل کلاهی؛ «صدور دستور ترور از زندان»

دادستان‌ عمومی هلند در جریان محاکمه افراد متهم به قتل محمدرضا صمدی کلاهی، عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی، که با نام علی معتمد در شهر آلمیره زندگی می‌کرده، گفته است که تاکنون شواهدی مبنی بر دست داشتن ایران در این قتل پیدا نشده است.

مرتضی صادقی، فعال سیاسی ساکن هلند، که این پرونده را از ابتدا دنبال و خبر قتل محمدرضا کلاهی را برای نخستین بار اعلام کرد، خردادماه پیش‌بینی کرده بود که کشف ارتباط عاملان این ترور با جمهوری اسلامی «مورد تمایل سیستم امنیتی هلند نیست» و از سویی دشوار است، چرا که آنان با واسطه برای انجام این قتل اجیر شده‌اند.

آقای صادقی، در گفت‌وگو با رادیو فردا، می‌گوید که هنوز هم دولت هلند عزم جدی برای درگیری با جمهوری اسلامی در این باره ندارد.

از سوی دیگر به گفته او، جمهوری اسلامی به دلیل همکاری‌های امنیتی با اروپا و آمریکا در منطقه، این حق را برای خود قائل شده که مخالفانش در خاک اروپا که به اقدامات مسلحانه دست می‌زنند را ترور کند.

بر اساس اطلاعات رسانه‌های هلند، انور آ ۲۸ ساله و مورو‌ا م. ۳۵ ساله قاتلان محمدرضا کلاهی هستند. به گفته آقای صادقی، پلیس و نیروهای امنیتی هلند حدود پنج هزار بزهکار را تحت نظر گرفتند و تلفن‌های آن‌ها را شناسایی کردند تا در نهایت به این دو نفر رسیدند.

انور آ ۲۸ ساله یکی از ۶۰۰ خلافکار مشهور آمستردام است و برادرش نیز سردسته یک باند خلافکار است. بر اساس چهره‌نمایی، گفته شده بود که خانواده یکی از اینها ممکن است اصالتاً از یکی از مستعمره‌های هلند به نام آنتیک لس باشد اما هر دو تابعیت هلندی دارند.

دادستان هلند اخیراً اعلام کرده که این دو نفر از شخصی به نام نوفل اف. (Naoufal F)، که یک تبهکار حرفه‌ای است و در زندان بوده دستور قتل را دریافت کرده‌ بودند.

یکی از قاتلان علی معتمد یا محمدرضا کلاهی نیز گفته است مجری دستوری بوده که به او رسیده و اصلاً خبر ندارد که فرد کشته شده چه کسی است.

مطبوعات هلند با وکیل نوفل اف. نیز مصاحبه کرده‌اند و او گفته که «هیچ مدرکی برای اینکه این ترور مرتبط با جمهوری اسلامی باشد، وجود ندارد».

مرتضی صادقی در این باره می‌گوید: «مرتبط بودن افراد اجیر شده برای این قتل با جمهوری اسلامی، برای سیستم قضایی هلند قابل اثبات نیست، چرا که در این سیستم همه چیز باید بر اساس ادله مشهود مشخص باشد، و به همین دلیل دستگاه قضایی اعلام کرده که مدرک کافی برای اثبات ارتباط قاتلان با جمهوری اسلامی ندارد».

سرویس اطلاعاتی هلند اوایل ماه میلادی جاری اعلام کرده بود، «قرائنی جدی در دست دارد» که نشان‌دهنده دست داشتن ایران در سوءقصد به محمدرضا کلاهی و احمد نیسی است.

اتحادیه اروپا نیز ۱۸ دی‌ماه امسال به دلیل «طرح‌ریزی ترور در خاک اروپا» با وضع تحریم‌هایی علیه بخشی از وزارت اطلاعات ایران موافقت کرد.

با این حال مرتضی صادقی می‌گوید، دولت هلند هنوز هم تمایل ندارد این موضوع به درگیری جدی با جمهوری اسلامی تبدیل شود، چرا که دستگاه امنیتی این کشور از سال ۲۰۱۶ به طور کامل در جریان موضوع بود اما قصد نداشت شواهد خود را اعلام کند.

او یکی از نشانه‌های این موضوع را اطلاع‌رسانی دیرهنگام درباره اخراج دو دیپلمات ایرانی از هلند و عدم اقدام متقابل از سوی جمهوری اسلامی ذکر می‌کند.

به گفته آقای صادقی، «واقعیت این است که این دو دیپلمات به وزارت کشور هلند خواسته شدند و با آنان صحبت شد و آنان از هلند رفتند. در مقابل نیز دولت ایران هیچ دیپلمات ایرانی را به تلافی اخراج نکرده است».

اما با توجه به تجربه پیگرد مقامات جمهوری اسلامی در دادگاه پرونده میکونوس و تبعات گسترده آن، چرا ترور مخالفان جمهوری اسلامی در اروپا بار دیگر آغاز شده است.

مرتضی صادقی معتقد است که جنس ترور احمد نیسی و محمدرضا کلاهی متفاوت از ترورهای دهه ۶۰ و ۷۰ شمسی است.

او می‌گوید که در دوره باراک اوباما، جمهوری اسلامی به توافقی با اروپا و آمریکا برای مبارزه با گروه‌های تروریستی دست یافته بود و ایران اطلاعاتی را درباره این گروه‌ها از جمله در یمن، عراق، پاکستان و افغانستان در اختیار اروپا و آمریکا قرار می‌داد.

به گفته آقای صادقی، اروپا این همکاری را محدود به مبارزه با گروه‌های تروریستی در منطقه می‌دانسته، اما جمهوری اسلامی این همکاری را دو طرفه می‌دانسته است.

با این توصیفات، شاید این تصور برای مقامات جمهوری اسلامی پیش آمده که اروپا چشم بر اقدامات آنان در ترور مخالفان خواهد بست.

مرتضی صادقی همچنین به نقل از «منابع موثق» می‌گوید، «نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به طور مرتب از این صحبت می‌کردند که چگونه آمریکا به خود اجازه می‌دهد، افرادی مانند بن‌لادن را در خاک کشوری دیگر از بین ببرد این حق برای ما هم وجود دارد».

شبیه این سخنان را یحیی رحیم صفوی، دستیار رهبر جمهوری اسلامی، و محمدحسین باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، ایران بیان کرده و گفته‌اند، جمهوری اسلامی به مواضع گروه‌هایی که آنان را «تروریست» می‌خواند در هر کشوری حمله خواهد کرد.

از سوی دیگر گزارش‌هایی منتشر شده که نهادهای امنیتی در سال‌های اخیر معتقد بوده‌اند که مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور «پررو» شده‌اند و باید بار دیگر مورد تهدید قرار گیرند.

ترور محمدرضا کلاهی، آغاز دور جدید ترور مخالفان حکومت در خارج از کشور است. رضا علامه زاده سال‌ها پیش در فیلم «جنایت مقدس» فهرستی از حدود ۸۰ نفر که پس از انقلاب ۵۷ در خارج از کشور ترور شدند را منتشر کرد.

در رسانه‌ها و درگیری‌های سیاسی در ایران نام مسعود کشمیری، عامل انفجار دفتر نخست‌وزیری، پررنگ‌تر از نام کلاهی مطرح بوده است.

مرتضی صادقی می‌گوید، مأمور سازمان امنیت هلند که پس از پیگیری‌های او درباره پرونده محمدرضا کلاهی با او ملاقات کرده، گفته که کشمیری هم کشته شده است اما بعد حرف خود را پس گرفته و جزئیات بیشتری درباره این موضوع بیان نکرده است.

خبرگزاری دولتی ایرنا سال ۹۲ به نقل از «یک مقام آگاه»، اعلام کرده بود که محمدرضا کلاهی همراه با مسعود کشمیری «در آلمان رؤیت شده‌اند». این گزارش می‌توانست نشانه‌ای از دستیابی سازمان‌های امنیتی جمهوری اسلامی به اطلاعاتی درباره محل زندگی این دو باشد.

کلاهی پس از ورود به هلند نام خود را به علی معتمد تغییر داد، در یک شرکت برق کار می‌کرد و یک زندگی کاملاً عادی داشت. او با یک زن افغان ازدواج کرده بود و پسر او حدودا ۲۰ ساله است.

به گفته مرتضی صادقی، کلاهی و خانواده‌اش با بستگان خود که با نام فامیلی صمدی در آمریکا زندگی می‌کردند ارتباط داشت. خانواده محمدرضا کلاهی چند سال پیش از قتل او متوجه شده بودند که علی معتمد همان عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی است.

او همچنین می‌گوید که کلاهی سال ۹۲ یا ۹۳ با مادر خود در لندن دیدار کرده بود و «از همان زمان خودش نیز به نوعی احساس کرده بود که این اقدام خطرناکی بوده است».

آقای صادقی در این زمینه همچنین براساس شنیده‌های خود می‌گوید، یک زن که مسئول سازمان مجاهدین خلق در هلند بوده و به کلاهی در بدو ورود به هلند کمک کرده، از اردوگاه اشرف ربوده و به ایران برده شده است.

به گفته او، اطلاعات دریافت شده از این زن، دیدار کلاهی با مادرش و ارتباط اینترنتی خانواده کلاهی با بستگان او، سه عاملی بوده که منجر به کشف مکان زندگی کلاهی شده بود.

(پایان)

***Farid_Totounchi_Mahoutchi_MEK_Iraq_AlbaniaFarid Totounchi (Real name: Mahoutchi) Commander of Saddam’s Private army forcing Somayeh Mohammadi to do a “Forced confession” session in Terror camp in Albania 

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

Channel4_News_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_MEK_MKO_The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Faking_Social_Media_Aljazeera_2018Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

Are The MEK And Regime Change Finally Running Out Of RoadAre The MEK And Regime Change Finally Running Out Of Road?

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/خیز-دیروز-مریم-رجوی-در-پاریس-برای-عقب-ن/

خیز دیروز مریم رجوی در پاریس  برای عقب نماندن از قائله ورشوی امریکا معکوس عمل کرد 

مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه، نهم فوریه ۲۰۱۹:… وضعیت آنچنان خراب شده که میگویند عملا به وی (مریم رجوی) اطلاع داده اند که “کاش اصلا تظاهرات نمی کردید”. میگویند مهدی ابریشمچی هم مثل دیوانه ها در حیاط راه میرود و زیر لب هی میگوید “خدایا مرگم بده. خدایا مرگم بده”. شوخی نمیکنم. جدی میگویم. هم “اطلاع به مریم رجوی از طرف افسار بدستان” را جدی میگویم و هم “خدا مرگم بده های مهدی ابریشچی” را.  از دیروز تا بحال تنها یک منبع (نفر معمول) این تجمع قلیل را گزارش داده. هیچ سخنران و لابی استخدامی و یا کنتراتی بدرد بخور هم حاضر به شرکت نشده. 

تظاهرات مجاهدین خلق مریم رجوی در پاریس 2019Maryam Rajavi’s protest is more about being left in the cold by Pompeo in Warsaw

خیز دیروز مریم رجوی در پاریس  برای عقب نماندن از قائله ورشوی امریکا معکوس عمل کرد 

مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه

مسعود خدابنده بی بی سی

مسعود خدابنده

بالاخره بعد از خرجی دادن ها و بسیج کردن ها و اتوبوس گرفتن ها از آلبانی و لهستان و … برای “تظاهرات بزرگ” در پاریس و با “یاری کردن تمام عیار همسایگان” به وی در امر خطیر “شوهر داری” (۱)، وضعیت آنچنان خراب شده که میگویند عملا به وی (مریم رجوی) اطلاع داده اند که “کاش اصلا تظاهرات نمی کردید”. میگویند مهدی ابریشمچی هم مثل دیوانه ها در حیاط راه میرود و زیر لب هی میگوید “خدایا مرگم بده. خدایا مرگم بده”. شوخی نمیکنم. جدی میگویم. هم “اطلاع به مریم رجوی از طرف افسار بدستان” را جدی میگویم و هم “خدا مرگم بده های مهدی ابریشچی” را.

از دیروز تا بحال تنها یک منبع (نفر معمول و سابقه دار مجاهدین در آسوشیتد پرس که معمولا و احتمالا در ازای دستمزدی مشخص تبلیغاتشان را بعنوان خبر روی آنتن میبرد) این تجمع قلیل را گزارش داده اند. هیچ سخنران و لابی استخدامی و یا کنتراتی بدرد بخور هم حاضر به شرکت نشده و مطبوعات، حتی مطبوعات تبلیغی، هم حاضر به پایین آوردن سطح خود نشده اند (همان یکی را هم که دو پاراگرف درج داده از این بابت میگویم در ازای دستمزد، چون حتی برای خود این گزارش عکسی را نتوانسته پیدا کند که به هزار نفر برسد ولی با پر رویی تمام  گفته هزاران نفر شرکت کردند).

و البته طبق معمول تنها کانال فارسی زبانی هم که این را تقریبا همزمان با پخش انگلیس آن ترجمه کرده “رادیو فردا”  است (که البته با توجه به وابستگی این خروجی به سازمان سیای جدید و شخص مایک پمپئو طبعا اشکالی نمیشود گرفت). از نوشته انگلیسی و از نوشته فارسی این گزارش حقارت آمیز میشود حدث زد که منشاء آن اور سوراواز بوده و نویسنده هم چندان حال درست و حسابی نداشته.

در هر حال،

با اجازه آقای حامد صرافپور مطلب مختصر ایشان را در زیر می آورم:

لینک به مطلب در صفحه فیسوک آقای صرافپور

با وجود چند هفته تبلیغات گسترده در کشورهای اروپایی، و با وجود هزینه های نجومی برای برگزاری یک گردهمایی در میدان #دانفرروشرو #پاریس، اما #مریم_رجوی موفق نشد حتی ۲۰۰ نفر اجاره ای را به تظاهرات ۱۹ بهمن بکشاند!

وی در صدد بود با این گردهمایی، راهپیمایی #۲۲بهمن مردم در #ایران را تحت الشعاع قرار دهد و برای خود شهرت و آبروی بیشتر پیش از #اجلاسیه_ورشو در #لهستان کسب کند. اما مثل همیشه شکست خورد!

در زیر مقاله چند روز پیش من حول گردهمایی مریم رجوی تحت عنوان “شام غریبان مجاهدین، ۱۹ بهمن از زعفرانیه تا پاریس” آمده است:

(۱) “همسایه ها یاری کنین، تا من شوهر داری کنم”

(پایان)

*** 

امروز هر کسی میتواند با مایک پمپئو عکس بیاندازد الا مریم رجوی و مجاهدین خلقشامروز هر کسی میتواند با مایک پمپئو عکس بیاندازد الا مریم رجوی و مجاهدین خلقش

قتل خاشقچی قاشقچی مجاهدین خلق مریم رجوی عربستان سعودی جنایت قتل خاشقجی، معیاری جهت سنجش ارزش ها

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/چرا-کسی-در-غرب-معمای-قتل-محمد-رضا-کلاهی/

چرا کسی در غرب معمای قتل محمد رضا کلاهی را از مریم رجوی سوال نمی کند؟

مسعود خدابنده، اول فوریه ۲۰۱۹:… محمد رضا کلاهی هیچ گاه تن به خواسته های رجوی و انقلاب و الاخ نداد و اصلا به کتش نمیرفت و قابل هضم نبود. مسعود کشمیری هم ایضا. اینها تا زمانی که یادم هست عملا در حبس (بخاطر نداشت جایی در بیرون مجاهدین و تحت تعقیب بودن) زندگی می گذراندند و خر حمالی ها را تحمل می کردند. شخصا معتقدم که هر دو اینها را که اگر چه بشدت … 

مسعود خدابنده Massoud Khodabandeh: No decent American intelligence officer would say MEK is trustworthy because it is a Destructive Cult. 

http://mesconsult.com

چرا کسی در غرب معمای قتل محمد رضا کلاهی را از مریم رجوی سوال نمی کنند؟

این روزها بحث کشته شدن محمد رضا کلاهی در هلند مجددا بالا گرفته است. از یک طرف مقاماتی که با مواجب و بی مواجب دمشان به امریکای ترامپ وصل است میخواهند از آب گل آلود تروریسم افسار گسیخته خود ساخته در اروپا ماهی بگیرند و پوئن سیاسی علیه اروپا به ثبت برسانند. از طرف دیگر مقامات دادستانی و قانونی هلند اعلام می کنندکه هیچ ردی از رابطه قاتلین با مقامات ایران پیدا نکرده اند.

امریکایی ها (منظورالبته مامور سازمان سیا پمپئو و میز ایرانش است که اخیرا وزارت خارجه امریکا را هم به بخشی از سازمان سیا و زائده ای از موساد تبدیل کرده می باشد) این مسئله را همراه با جعلیات دیگری که با استفاده از مجاهدین خلق تولید کرده اند در کارناوالشان در ورشوی لهستان الم خواهند کرد. مریم رجوی هم که بعنوان کلفت دوم آشپزخانه جان بولتن و نتانیاهو جایگاهش مشخص است و باید بیرون درب بماند، دستور شلوغ کاری در هشتم فوریه در پاریس را دریافت کرده و دنبال می کند. لابی های اسرائیلی هم از دو هفته پیش فعال شده و به کوه ساختن از کاه دروغین “دستگیری دو مامور ایران در آلبانی” و طرح های رنگ و وارنگ جیمزباندی دیگر مشغولند.

مشکلات سیاسی و گرفتاری امریکا در مواجه شدن با دیوار قطور اروپا و افول این کشور بالاخص در دو دهه گذشته بجث دیگری است (البته از من خرافاتی اگر بپرسید تاثیر نحسی رابطه با جرثومه هایی مثل رجوی را هم نمیشود نادیده گرفت).

بگذریم،

من چند نکته بخاطرم هست که صرفا جهت ثبت مجددا مینویسم (قبلا یکبار بصورت خلاصه در سی امین سالگرد سی خرداد و هفت تیر در بی بی سی و رادیو امریکا عرض کرده ام)

لینک به مطلب در بی بی سی سال ۲۰۱۱:

ورود سازمان مجاهدین خلق به ‘فاز نظامی’ و پیامدهای آن

(مسعود خدابنده، بی بی سی، ژوئن ۲۰۱۱)

مصاحبه در همین مورد با رادیو امریکا سال ۲۰۱۱:

– محمد رضا کلاهی (کریم رادیو) وقتی که بعد از متواری شدن با قاچاقچی “آشنای مجاهدین” در “محور بانه سردشت” از “مرز عراق” رد شد و در مقر حزب دموکرات (زیر دره گلابی ها در کناره سردشت) به ما پیوست (من برای نصب رادیو مجاهد رفته بودم) اصلا و اساسا فردی “مجاهد” نبود. کما این که بعدها مسعود کشمیری هم  که آمد چنین نبود. هر دو اینها را بنده چند روز وقت گذاشتم که سرودهای سازمانی و ایضا نوع نماز خواندن و دعا کردن “مجاهدینی” آن زمان را آموزش بدهم. کسانی که آن زمان آنجا بودند و بعدا خودشان را از قید “فرقه گرایی و دوز و کلک و دروغ” رها کردند حتما یادشان هست (مثلا آقای شاهسوندی و آقای وفا یغمایی) حتی اگر تمایلی نداشته باشند که در این مورد چندان هم صحبت کنند

– محمد رضا کلاهی بعد از رفتن ما به عراق (نیروهای ایران دو سال بعد از شروع کار رادیو مجاهد ما را از رودخانه زاب به خاک عراق عقب راندند) مسئولیت رادیو و سیستم های مخابراتی را بعهده گرفت و من به پاریس برگشتم .تا جایی که من یادم هست محمد رضا کلاهی هیچ گاه تن به خواسته های رجوی و انقلاب و الاخ نداد و اصلا به کتش نمیرفت و قابل هضم نبود. مسعود کشمیری هم ایضا. اینها تا زمانی که یادم هست عملا در حبس (بخاطر نداشت جایی در بیرون مجاهدین و تحت تعقیب بودن) زندگی می گذراندند و خر حمالی ها را تحمل می کردند. شخصا معتقدم که هر دو اینها را که اگر چه بشدت مذهبی ولی تا حدود زیادی “خام” بودند، رجوی و یارانش “خر” کردند. (نمیدانم با چه وعده و وعیدی ولی میدانم که “خر” شدند و بعد هم پشیمان و البته پشمیانی بی سود).

اینها بعد از ترورهایی که انجام دادند مجبور به قرار گرفتن در صف رجوی شدند و نه قبل از ترورهای از سر “خریت و خامی”.

بطور مشخص میگویم: رجوی در درون جمهوری اسلامی “نفوذی” نداشت بلکه در آن روزها این نفرات “خریداری شدند”.

این را بدین خاطر میگویم که مشخص باشد کلاه برداری و آلت دست کردن محمد رضا کلاهی و مسعود کشمیری نمیتوانست کار مامورینی در سطح مسعود رجوی و یارانش (که خیلی هم عقل درست و حسابی نداشته و ندارند) باشد. بلکه دستهای حامی رجوی بودند که با در اختیار داشتن سیستم های لازم هم امکانات را محیی کرده اند و هم اساسا علم و دانش این کارها را داشته اند. همان دستهایی که توانستند بعد از شکست رجوی در سی خرداد شصت وی را با خلبان شاه و جنگنده فانتوم از کشور خارج و در فرانسه مستقر کنند. همان دستهایی که راه حل و روش پولشویی را یادش دادند. همانهایی که بعدا دستور دادند زیر پرچم صدام علنی شود. همانهایی که همین روزها شاهدیم با استفاده از این گروه هشتصد هزار یورو را برای رساندن به حزب راست افراطی (ضد اروپایی) خود پولشوئی کرده اند و …

اما،

نکته ای که این روزها ذهن من را مشغول می کند رابطه همین افسار بدستان با مجاهدین خلق و مریم رجوی است. چنان صحبت می کنند که انگار مریم رجوی (که حداقل چهل سالی است که جزو مامورین حلقه به گوش و نازنین خودشان است) اصلا و اساسا نمیداند محمد رضا کلاهی کیست و چیست و در هلند بوده یا نبوده! عجیب نیست؟

در رابطه با محمد رضا کلاهی و مرگ وی پاشنه درب سفارت ایران در هلند را از جا در می آورند و زیر چشم پلیس کشور به ساختمان دیپلماتیک حمله می کنند و برای همه هشتاد میلیون ایرانی داخل و خارج از کشور رای غیابی صادر می کنند ولی حاضر نیستند از رفیقه شان مریم رجوی یک بار بپرسند این فرد چه شد؟ چرا از هلند سر در آورد؟ مامور بود؟ بریده بود؟ ردش را چرا پاک نکردید؟ چرا به امنیت هلند اطلاع ندادید؟ یا دادید و از ترس موساد و سیا سکوت می کنند؟ آن وعده و وعیدی که به او دادید تا دست به بمب ببرد به کجا رسید؟ چرا رفت؟ چرا حرف نمیزد؟ باور کنیم که شما فردی مثل کلاهی را گذاشتید همینطور درب را باز کند و برود؟ آن هم وقتی زیر سایه صدام بودید؟

مزخرف هم حدی دارد.

تا جایی که اطلاعات و برآوردهای من از مجاهدین خلق سابق (سازمان تروریستی نظامی “مسعود و صدام”) و مجاهدین خلق امروز (سازمان تروریستی اطلاعاتی “مریم و شاهزاده ترکی الفیصل”) نشان میدهد، شک ندارم که این فرد (و ایضا قتلهای دیگر همچون مسعود دلیلی در کشتار داخل کمپ اشرف و ایضا خفه کردن مالک شراعی در حوضچه کشاورزی در آلبانی و ….) چیزی جز “پاک کردن رد جنایات با حذف شاهدین جنایت” نیست. از نظر من هر عقل سلیمی، حتی عقل دشمنان قسم خورده ایران و ایرانی و تحلیلگران موساد و سیا که طبعا کارکشته های تحقیق و رد یابی هستند می تواند بوضوح ببیند که اولین و آخرین مظنون این قتل ها شخص مریم رجوی (و افسار بدستش ترکی الفیصل) است که هم از آخور “چسباندن جنایت به رژیم و مختل کردن کار اروپا” میخورند و هم از توبره “حذف فیزیکی تک تک شاهدین و مامورین جنایات”، برای نو کردن و به روز کردن “برند” سازمان مجاهدین خلق در روند استفاده ابزاری بعدی.

البته این را هم مثل روز می بینم که آنهایی که سگ را در آلبانی رها کرده و سنگ را در بلژیک بسته اند ممکن است امروز احساس “خر مرد رندی” چشمانشان را تیره کرده باشد ولی اگر اسامه بن لادن به قلاده بدستانش وفا کرد این سگ هم وفا خواهد کرد.

یک سوال هم دارم.

راستی به  مجاهدین مریم رجوی که هر دو سالی یکبار جبهه عوض می کند و برای جناحی چهچه میزنند و بر اساس قیمت و نرخ روز استراتژی و تاکتیک مشخص می کنند (با در دست داشتن نیروهایی که این روزها مرگ را بر زندگی ذلت بارشان صد بار ترجیح میدهند)، وقتی زمانش رسید، چقدر خواهد گرفت تا درجا باز ضد امپریالیست شده همزمان وسط لندن، پاریس و نیویورک بمب منفجر کند؟

(پایان)

***

محمد رضا کلاهی عامل ترور و انفجار مجاهدین خلق مریم رجویهلند: ارتباطی میان ترور علی معتمد و ایران پیدا نشده است

گفتگوی تلویزیون بی بی سی با مسعود خدابنده – ۲۰۱۱
بررسی وضعیت پادگان اشرف و تلاش بان کی مون برای یافتن محل جدید 

مسعود خدابنده آن سینگلتون پارلمان اروپا 2018Secret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/شد-غلامی-که-آب-جوی-آرد،-آب-جوی-آمد-و-غلام/

شد غلامی که آب جوی آرد، آب جوی آمد و غلام ببرد

Massoud Khodabandehمسعود خدابنده، ایران اینترلینک، بیست و سوم فوریه ۲۰۱۶:… این روزها هم این “آتش بست سیاسی” بیشتر از آن “آتش بس نظامی” پوزه رجوی را به خاک نمالیده باشد کمتر نمالیده. ترس از ارباب آنقدر بالا گرفته که حتی از آوردن لهستانی ها و راه اندازی جلسات بزم و رقص روحوضی معمول (خانم وسط و یک سری لاشخور سمت چپ و راست و یک سری لشگر سیاهی رنگارنگ بدبخت کرایه ای جلوی ویترین خانم خانما) هم … 

The Huffington Post: Khodabandeh co-authored the book ‘The Life of Camp Ashraf – Victims of Many Masters’ with his wife Anne Singleton. Much of his knowledge comes from first hand experience

https://iran-interlink.org 

شد غلامی که آب جوی آرد، آب جوی آمد و غلام ببرد.

این روزها رجوی را کاردش بزنی خونش در نمی آید. راستش نباید هم در آید. خود کرده را تدبیر نیست.

این روزها بالاخره با دو حرکت قلم و سه امضا و چهار دیدار بین پنج بعلاوه یک و منهای سه چهارم و ضرب در هفتاد و پنج صدم، توافقی و “آتش بس”ی شد و جوهر آتش بس خشک نشده باز درب رقاص خانه رجوی را گل گرفتند و رفتند.

خودش که فراری است. میگویند زنش و شوهر قبلی هم یک روز در میان از ترس بازداشت مجدد وسط حیاط اور سور اواز غش می کنند و ننه شهرزاد “کورامین” بدست بالا و پایین میپرد.

در همین چند هفته اخیر سفر روحانی به نیویورک و سفر بعدی او به پاریس آمد و رفت و الان هم که سخت مشغول معاملات تصویب شده و چانه زنی های مربوطه شده اند. سفر ظریف به لندن و وین و بروکسل  و ملاقاتهای خصوصی و عمومی پی در پی هم انگار نه انگار که این روزها ربطی به آقای رجوی و سازمان پر سرو صدایش داشته یا دارد. اینها راستی همانهایی هستند که روزی “تخم مرغ” به “خاتمی” پرت می کردند؟ اینها همانهایی هستند که سفارتخانه های ایران در کشورهای غربی را همزمان در ده ها پایتخت “تسخیر!!” می کردند و عربده می کشیدند و حریف می طلبیدند و همین اواخر همدیگر را در سال ۲۰۰۳ آتش زدند؟ پس چه شد که آن همه باد یکباره خوابید؟ عجب!

در لندن باطلاع شان رسانده بودند که به منطقه حضور ظریف و هیات ایرانی نزدیک شوید همان شب  همان دو سه  تا خانه تیمی باقی مانده یا بقول خودتان “پایگاه”تان را هم جمع می کنیم. یاد بیچاره استراون استیونسون افتادم که خودش در نوشته هایش کتبی نوشته و اعلام کرده که “مامورین امنیت انگلیس این مدت چند بار به من هشدار داده اند که دست از حمایت از تروریسم و مجاهدین خلق بردارم”. بدبخت را به جایی رساندند که هم کرسی نمایندگی پارلمان اروپا را از دست داد و هم ترجیح میدهد این روزها کمتر در بریتانیا (کشور خودش) آفتابی شود.

کم نبوده اند. آن کازاکای پرتقالی بدبخت و آن ویدال کوادراس اسپانیایی آبرو باخته هم سرنوشتشان همان شد که شد. هم چوب اخراج را خوردند و هم پیاز بی آبرویی را.

و آن لرد کوربت انگلیسی که خدا از سر تقصیراتش بگذرد و رحمتش کند هم که روزهای آخر عمرش هر وقت میخواست حرف بزند اول باید قسم میخورد که “من پول نگرفته ام” و همه میزدند زیر خنده.

بگذریم

بله آن لندن بود. بروکسل هم که از قبل کتبی گفته بودند “اصلا طرف ساختمانهای پارلمان پیدایتان نشود” و “عناصر مجاهد خلق آب دیده انقلاب کرده” نزدیک نشدند. میگوید در “پیغام” به “خانم خانومها” به نوعی کلمه “گابن” را هم گنجانده بودند دوزاری اگر کج هم باشد حتما بیافتد.

تردد به وین و ژنو هم که این روزها عملا بواسطه “خود سانسوری انقلابی” و “ادای اطاعت در آوردن” منتفی است و در موارد بشدت ضروری (و غیر سیاسی) باید از خود خواهر مریم شان “تاییدیه” بگیرند. چوب را که برداری گربه دزده در میروه ولی گربه های “مجاهد خلق” این روزها دیگر منتظر چوب ارباب هم نمیشوند. مجاهد خلق این روزها “آرام” شده است.”تغیر می‌کند اما به گرمی، تشرد می‌کند لیکن به نرمی”. ببر کاغذی چنان رامشان کرده که نگو و نپرس.

بگذریم.

این روز ها سخت است آدم یاد “ارتش آزادیبخش ملی ایران” رجوی نیافتد و به مقایسه آن با وضعیت امروز جماعت رجوی ننشیند.

چقدر مزخرف گفت آن روزها. “میروم تا بر افروزم آتشها در کوهستانها”.  آل برده تا “آتش بس” بین ایران و عراق برقرار شد مثل بادکنک ترکید و زمین گیر شد. چقدر “کشک مجاهد خلقی” سابید و یکباره همین که “آتش بس نظامی” شد ارتشش را جمع کرد و رفت سراغ “کله پزی ایدئولوژیک و انقلاب رقص رهایی”.

این روزها هم این “آتش بس سیاسی” بیشتر از آن “آتش بس نظامی” پوزه رجوی را به خاک نمالیده باشد کمتر نمالیده. ترس از ارباب آنقدر بالا گرفته که حتی از آوردن لهستانی ها و راه اندازی جلسات بزم و رقص روحوضی معمول (خانم وسط و یک سری لاشخور سمت چپ و راست و یک سری لشگر سیاهی رنگارنگ بدبخت کرایه ای جلوی ویترین خانم خانما) هم وحشت می کنند. راستی فکر می کنید خانم رئیس جمهور مادام العمر  روزی که ظریف در پارلمان اروپا پای رابطه ایران و اروپا بعد از توافقنامه و آتش بس سیاسی را محکم می کرد چه کار مهمی را در اور سور اواز دنبال می کرده؟ به قول نویسنده الجزایری “پس این زنه چرا تظاهرات راه می اندازه بعد خودش نمیاد؟”

زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم… همان بهتر.

باز یاد الدورم بولدورم هایش افتادم که “میرویم با دست خالی بطرف مرز” . “با همین سلاح فردی حمله می کنیم به ایران” و هزار مزخرف دیگر. آل برده تا دو تا شلیک کردند تمام نفراتش را کت بسته تحویل داد به امریکایی ها که خودشان بروند لوله سلاحهای خودشان را بدست خودشان ببرند و تازه طبخ شام و نهار و شستن ظروف سربازان امریکایی را هم با افتخار بعهده گرفت که یکوقت متهم به “دشمنی با امریکا” نشده باشد. (آره ارواح عمه صدام. “گلوله ها بگیرید مرا؟؟”)

آن روزها با شروع جنگ وحشیانه صدام و پشتیبانانش با ایران خودش را به هر دری زد تا بلکه دشمنان آن روز ایرانیان تکه استخوانی برایش بیاندازند و ببرندش در خیمه گاه صدامی که میگفت “نسل یهود و فارس را باید از زمین برداشت”. (یادم نمیرود روزی که پیش ژنرال حبوش آدم خوار عشوه آمد که “آخه من منتظر بودم سید رئیس من را هم در کنار وزرای دیگر برای رژه دعوت کند” و آن حبوش آدم خوار  چنان سرخ شد و خجالت کشید که من تعجب کردم و بصورتی درگوشی تر به مصطفی مترجم گفت “آخر آن روز رژه از زیر دروازه قادسیه و روی کلاهخودهای سربازان ایرانی بود و گفتیم شاید مناسب شما نباشد). رفت تا توانست برای صدام آدم کشت. از فارس و عرب و شیعه و کرد و …. که بعد چی؟ که آتش بست بشود و با اردنگی خود صدام برود زیرزمین اشرف بنشیند و نطق نکشد.

و این روزها چطور؟ از سیزده سال پیش خودش را هر روز پاره کرد که آی اتمی این، آی اتمی اون. که درازایش دقایقی چند به زنش اجازه حضور مجازی در این اطاق یا آن اطاق را بدهند و سیزده سال جان کند که حالا قبول کنید که ما امریکایی نکشته ایم و حالا تو را به خدا دیگر نگویید ما با صدام بودیم نگویید ما تروریستیم. غلط کردیم. نوکریم. چاکریم. دامن که هیچ اصلا لخت برایتان رقص رهایی می کنیم. حالا قبول کنید که دیگر نوکر و کلفت در بست خودتان هستیم و امر دیگری نبود آقای نتانیاهو؟ کفشتان را واکس بزنیم خانم راس لهتینن کوبایی صهیونیست؟ یک کلاغ چهل کلاغ بکنیم آقای سی آی ای؟ دم و دستگاه آپوزیسیون را در داخل به هم بریزیم و به خشونت بکشیم آقای ام ای سیکس، یا اگر لازم است در خارج در خدمت باشیم. راستی ور دستتان باشیم برای کشتن اساتید دانشگاه تهران آقای موساد؟ (یادم نمیرود مامور سیا برگشت رک گفت اینها بدرد ما میخورند. پرسیدند به چه دردی؟ گفت اینها کارهایی برای ما می کنند که خودمان شرممان میشود بکنیم!). بله رفتند و تا توانستند وطن فروشی و آدم کشی و دزدی و قاچاق و .. کردند برای دشمنان ملت ایران و … و بعد چی؟ بالاخره آتش بست سیاسی شد و خود صهیونیست ها با اردنگی فرستادندش زیر زمین اور و رفت و نشست و نطق هم نکشید و نخواهد کشید بی اجازه.

راستی این که بدانیم بالاخره بعد از هشت سال کشت و کشتار”آتش بس نظامی” بین ایران عراق خواهد آمد نبوغ میخواست؟ یا این که “آتش بس سیاسی” و توافقنامه بین ایران و غرب خواهد آمد چیز عجیب و غریب و غیر مترقبه ای بود؟

خیلی ها زمانی که میرفت لای دست صدام هشدار دادند که احمق بخاطر خودت هم شده “برسر شاخ ننشین و بن ببر”. خیلی ها هم زمانی که میرفت لای دست نتانیاهو هشدار دادند که نتانیاهو خودش خودش را از ترس مسموم شدن در آینه نگاه نمی کند. تو چرا اینقدر خرفت شده ای این روزها؟

یکی از دوستان بیادم آورد که نوامبر سال ۲۰۰۴ نت کوتاهی نوشته بودم با تیتر “شد غلامی که آب جوی آرد. آب جوی آمد و غلام ببرد”. خیلی های دیگر هم نوشتند نه یکی دو بار که هزاران بار. ولی چه فایده برای آنهایی که ” الذین فی قلوبهم مرض”؟ چه فایده؟

به امید آزادی هر چه زودتر الباقی اسرای کمپهای فرقه رجوی در عراق و آلبانی و دیگر نقاط.

این هم مطلبی است که سال ۲۰۰۴ نوشته بودم:
لینک به منبع

آب جوی آمد و غلام ببرد

 مسعود خدابنده، ایران اینترلینک

 بیست و نهم نوامبر دوهزار و چهار

برگرفته از”اطلاعیه دبیرخانه شورای رجوی”:

…در یک دهه گذشته, جهان تنها پس از افشاگریهای سازمان مجاهدین خلق ایران از بخشهایی از پروژه های شوم اتمی ملایان مطلع شده است

برگرفته از”خبرگزاری بی بی سی” :

 …شورای حکام سرانجام درباره ایران قطعنامه صادر کرد

این قطعنامه که پیش نویس آن توسط سه کشور بریتانیا، فرانسه و آلمان تهیه شده بود، با اجماع ۳۵ عضو شورای حکام و بدون رای گیری به تصویب رسید… متن قطعنامه ای که بعداز ظهر دوشنبه به تصویب رسید به طور محسوسی نسبت به پیش نویس اولیه آن تغییر کرد تا رضایت مقام های جمهوری اسلامی را جلب کند… در این قطعنامه، درخواست معرفی ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد که همواره به صورت تهدیدی جدی درباره فعالیت های ایران مطرح می شد و آمریکا نیز خواهان اعمال آن بود، مطرح نشده است.

برگرفته ازنشرمجلس، هنسارد، بریتانیا، بیست و چهارم نوامبر:

 …نماینده محافظه کار مجلس عوام (سر تدی تیلور) ،همچنین از دولت انگلیس خواست تا بطور شفاف تاکید نماید که مجاهدین خلق و یک تشکل وابسته به آنان با نام “شوراى ملى مقاومت ” که همچنان داراى فعالیت در این کشور است ، هیچ پایگاه و جایگاهى در میان مردم ایران ندارد.

 وى در این بخش از سخنان خود به سفر اخیرش به ایران اشاره کرد و گفت که در این سفر با تعدادى از قربانیان اقدامات تروریستى مجاهدین دیدار کرده و براى وى مشخص شده است که این گروه مورد تنفر مردم ایران هستند…

برگرفته از”نامه ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی”:

 … و اما این که بالاخره در مقطع فعلی در رابطه با مواردی همچون فرستادن افراد ناراضی که سالیان سال در کنار خودت و گوش به فرمانت بوده اند به اردوگاه رمادی و یا زندان ابوغریب و شرکت در جنگ علیه کردهای عراقی در اتحاد با نیروهای بعثی و همسوئی و هم نوائئ عملی با آمریکا و اسرائیل در صحنه بین المللی چه پاسخی داری و چه می گویی؟ آیا همه این ها نیز همچون انقلاب ایدئولوژیک و به عرش اعلی بردن رهبری و طلاق ها و همینطور آواره کردن کودکان بی گناه و بی پناه در تمام دنیا از ضرورتهای به اصطلاح سرنگونی توهمی که قرار است به هر قیمت و به هر شکلی کسب شود بود؟  آیا وقت آن فرا نرسیده است که توضیحی در خصوص مسائل پشت پرده طی این سالها و آنچه در عراق و سایر نقاط گذشته است بدهی و به این واقعیت اذعان کنی که بن بستی که در حال حاضر در آن قرار گرفته ای نه از قدرتمندی نظام و نه از زد وبندهای بین المللی بلکه خود کرده ای است که در حال حاضر آنرا تدبیر نیست؟

(پایان)

*

بعد از تحریر: اخبار حاکی از آن است که رجوی و زنش این روزها با قطع امید و حتی ترس از اروپا و امریکا بشدت بدنبال مورد قبول افتادن در خدمت مافیای آلبانی هستند. آلبانی با جمعیتی کمتر از سه میلیون نفر فقیر ترین و فاسد ترین کشور در قاره اروپا محسوب میشود (به نقل از منابعی همچون سایت سی آی ا، خبرگزاری بی بی سی و دیگران). انتقال مسعود رجوی و زنش به آلبانی تحت الحفظ مافیای مواد مخدر، اگر چه آلبانی را حتما از مرکز ترافیک و پخش مواد مخدر به مرکز صدور تروریسم ارتقاء داده و آرزوی مردم این سرزمین برای پیوستن به اروپا را برای ابد از بین خواهد برد، ولی برای وسیله ای تاریخ در رفته مثل رجوی حکم محکومیت به “هویج شدن” و “ترشی انداختن” و “خروج از رده” را خواهد داشت.

*** 

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

مسعود خدابنده بی بی سیلینک به ویدئو در سایت بی بی سی

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا


https://youtu.be/bQKaQTYVik4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟


https://youtu.be/26Mps-OQLTU

***
Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult in Iraq No more
اتمام قائله مجاهدین خلق، فرقه رجوی در عراق
The End of the Path – Teaser 1
پایان یک راه – تیزر اول

Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult in Iraq No more
اتمام قائله مجاهدین خلق، فرقه رجوی در عراق
The End of the Path – Teaser ۲
پایان یک راه – تیزر دوم 

همچنین: