نامه به دوستان و همسنگران قبلى در آلبانى

نامه به دوستان و همسنگران قبلى در آلبانى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، ششم فوریه 2015:…  دوستانى كه شاهد تمام شقاوتهاى رجوى و سرانش در تشكيلات بوديم و چه يارانى را براى اهدافى پوچ از دست داديم و الان در زير خروارها خاك خوابيده اند، يادآورى ميكنم شكنجه و كشتن و سر به نيست كردن دوستانمان كه حتى حق اسم آوردن ازشون را نداشتيم و جرمى نابخشودنى داشت و سرنوشتى بد در انتظار بود. يادآورى ميكنم نشستهاى قرون وسطايى …

از میان خاطرات نجات یافتگان (آنجا یاد گرفتم که چگونه گلادیاتور وار برای حفظ خود دیگران را لگدمال کنم)

لینک به منبع

نامه به دوستان و همسنگران قبلى در آلبانى

سلام و عرض ادب و تبريك به دوستان و همسنگران سابق كه الان در كشور آلبانى و زير سيطره تشكيلاتى و مدار بسته سازمانى قرار داريد، عزيزانى كه تقريباً يك ربع قرن را با هم در يك چارچوبى كنترل شده با فضاى پليسى بغايت خشن و …… قرار داشتيم و چه مشكلات و محدوديتهايى را از سر گذرانديم، از شنيدن انتقالتان به كشور آلبانى بسيار مسرور شدم، خدا را سپاس كه از زندان ليبرتى و بطور خاص از عراق خلاصى پيدا كرديد، جاى بسى شكر است. دوستان من واقعيت اين است كه رجوى و تشكيلات جهنمي اش، هيچوقت دست از سر شما بر نخواهند داشت. مگر اينكه خودتان اراده به خرج داده و طلسم ذهنى خودتان را بشكنيد و زنجير تشكيلات را از گردن باز و به دنياى آزاد قدم گذاشته و زندگى نوينى بدور از سيطره تشكيلاتى داشته باشيد. به اين باور داشته باشيد و فكر نكنيد كه ديگر براى ما دير شده است و خودتان را زندگى باخته قلمداد كنيد.

من هم تا وقتى كه در تشكيلات بودم زندگى در بيرون را اصلا در تصور نداشتم و فكر ميكردم هر چه هست، همين تشكيلات و همين سختي هاست تا روزى كه عمرم به پايان برسد( اما واقعيت طلسم رجوى كه مثل اختاپوس ذهن و ضميرم رو گرفته بود، نبود) وقتى اراده به خرج داده و تور طلسم تشكيلاتى را دريدم و از ليبرتى بيرون آمدم، براى خودم پايان عمرم را ميديدم و تحمل فشار تشكيلاتى برايم سخت تر شده بود و كور سو اميدم به بيرون فقط خلاصى از دست فشارهاى تشكيلاتى بود. اميدى به زندگى نداشتم. ولى واقعيت چيز ديگرى بود. دنياى آزاد كه ربع قرن از داشتن آن محروم بودم، واقعيتش رو به من قبولاند و اميد به آينده و زندگى توام با سرفرازى و شادكامى را جلو رويم گذاشت. الان در يكى از كشورهاى اروپايى زندگى ميكنم. راحت و بدون دغدغه. الان هم به فكر تشكيل خانواده هستم و زندگى راحتى بدور از دغدغه و استرس دارم.

يادآورى ميكنم دوران گذشته را كه در چه وضعيت فلاكت بار انسانى، برده اى بيش در زنجير تشكيلات رجوى نبوديم.

دوستان و ياران قبلى ام، يادآورى ميكنم لحظات صحبتهاى دو نفره إنهم در خفاى كامل و دور از ديد تشكيلات، و ميگفتيم و ميشمارديم جناياتى كه رجوى در تشكيلات پياده ميكرد و من تو و ماها كه نفرت و انزجار خودمان را نثار رجوى ملعون نميكرديم، خوب ميدانيد و ميدانيم كه عاقبتى در چشم انداز تشكيلات و سازمان رجوى وجود ندارد.

دوستانى كه شاهد تمام شقاوتهاى رجوى و سرانش در تشكيلات بوديم و چه يارانى را براى اهدافى پوچ از دست داديم و الان در زير خروارها خاك خوابيده اند، يادآورى ميكنم شكنجه و كشتن و سر به نيست كردن دوستانمان كه حتى حق اسم آوردن ازشون را نداشتيم و جرمى نابخشودنى داشت و سرنوشتى بد در انتظار بود.

يادآورى ميكنم نشستهاى قرون وسطايى موسوم به ديگ كه چطور شخصيت مان را زير چكمه مسئولين سازمان له ميشد و چه جوانمردانى كه زير بار ننگ آن نميرفتند چه بلايى سرشون ميآمد، يا فشار آنها را تبديل به مريض روانى كرد يا سربه نيست شده و سرنوشت نامعلومى پيدا كردند و يا در سياه چالهاى صدام در بدترين وضعيت روحى و روانى زير شكنجه هاى ناجوانمردانه بيگانه قرار ميگرفتند.

يادآورى ميكنم محدوديتهايى كه بارها مرگ را به خاطر طاقت فرسايى سختى و فشارهاى تشكيلاتى از خدا طلب ميكرديم. محدوديتهايى از قبيل تن دادن تمام عيار به خواسته هاى مسئولين سازمان، سركوب عاطفه خود و ريختن اين عاطفه فقط و فقط در شخص رجوى، نداشتن هيچ گونه رابطه دوستانه و انسانى با همرزم و همسنگر خود جز آنچه تشكيلات مشخص ميكرد، تن دادن به كارهاى طاقت فرسا و پوچ كه فقط مشغوليت افراد مد نظر بود. آنهم در هواى گرم تابستان عراق كه نفر از گرمازدگى بيهوش ميشد و آنوقت ميشد جسدش را به امداد منتقل كرد، مجبور كردن نفر به موضع گيرى عليه دوست خود و دروغ بستن به فرد در نشست تا اجبارا آنرا وادار به اطاعت تشكيلاتى و قبول خواسته هاى نامشروع تشكيلات كنند، فيلم گرفتن اجبارى و آنچه كه تشكيلات مشخص ميكرد، براى تضمين آينده نفر و به قول تشكيلات لم يرتابو كردن نفر در تشكيلات كه تا زنده است، فكر خروج از سازمان به سرش نزند، تهمت جنسى به نفر چسباندن و سركوب او تا در تشكيلات شخصيتش را خرد كنند و تن به خواسته تشكيلات بدهد، زندانى كردن طولانى مدت و شكنجه جسمى افراد كه خواستار خروج از سازمان بودند، تهمت و افترا به نفر جهت سركوب و خرد كردن شخصيت فرد، اجبار به شركت نشستهاى طولانى مدت و نوشتن گزارشهاى اجبارى حول آن در بحثهاى تشكيلاتى- ايدئولوژيك و نوشتن پروژه حول آن و خواندن وضعيت خود و تراز كردن با بحث بصورت اجبار و زور تشكيلاتى، تهمت به فرد مريض و محكوم كردن او در نشستهاى تشكيلاتى به تمارض دروغ كه چه فشارهايى كه تحمل ميكرد، و هزاران محدوديت و فشارى كه خودتان بيشتر از من در جريان هستيد.

دوستان عزيز

زمان برخاستن است كه زنجير طلسم تشكيلات را از هم بگسليد و پا به دنياى آزاد بگذاريد. باور كنيد كافى است ذهنيت بسته مقدارى به دنياى بيرون باز كنيد. آنوقت ديگر زور و اجبار رنگ ميبازد و حصار ذهنى شكسته ميشود و به قول معروف “ماهى را هر وقت از آب بگيريد تازه است ” پس تجربه اين است كه درنگ نكنيد و تصميم تان را به امروز و فردا نيندازيد، زندگى بدون حصار و در دنياى آزاد زيباست. باور داشته باشيد كه زندگى آزاد دست خودت است. خداى بالا سر معنى ندارد، خودم شاكرم كه بلاخره طلسم رجوى رو پاره كردم و الان با افتخار و دور از انتخاب ديگرى خودم حق انتخاب دارم و زندگى رو خودم انتخاب ميكنم.

اروپا مثل ايران نيست كه كسى نتواند بلحاظ مادى زندگى رو بچرخاند. اينجا شغل و حرفه زياد است و ناتوان ترين نفر هم پشت هزينه گير نخواهد كرد. شما حرفه و شغلهاى متعددى داريد و راحت شغل پيدا خواهيد كرد.

با آرزوى سلامتى و موفقيت و شادكامى

همسنگر قديمی عبدالكريم ابراهيمى

فائزه محبت کار فرقه رجوی تاکتیک کودکانه فرقه رجوی در آلبانی ، تعهد به معبد پرچم !!

mek_albania_June2013پایان غم انگیز یک عمر مبارزه در سازمان مجاهدین خلق ایران

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15867

تهدید در بیرون و فراهم کردن زمینه کشتار در درون

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و هشتم ژانویه ۲۰۱۵:… این روزها قافیه بر رجوى به تنگ آمده است و فشارها بر پیکره پوسیده تشکیلاتش در عراق با توجه به واقعیتهاى ژئوپولیتیک منطقه اى و همچنین فراخوانهاى پى در پى براى انتقال ساکنان لیبرتى از عراق و نیز فشار خانواده هاى اعضاى در بند تشکیلات، رجوى چاره در آن دیده که بر شدت نعره هاى خود بیفزاید و شانتاژ و تهدید علیه افراد جدا شده …

sarrafpour03012015برق موضعگیری سخنگوی مجاهدین!!!!! (اصرار رجوی بر مشروع کردن خون کهنسالان کمپ لیبرتی، چرا؟)

لینک به منبع

تهدید در بیرون و فراهم کردن زمینه کشتار در درون

این روزها قافیه بر رجوى به تنگ آمده است و فشارها بر پیکره پوسیده تشکیلاتش در عراق با توجه به واقعیتهاى ژئوپولیتیک منطقه اى و همچنین فراخوانهاى پى در پى براى انتقال ساکنان لیبرتى از عراق و نیز فشار خانواده هاى اعضاى در بند تشکیلات، رجوى چاره در آن دیده که بر شدت نعره هاى خود بیفزاید و شانتاژ و تهدید علیه افراد جدا شده و مخالفان خود در بیرون را شدت بخشد و با راه اندازى شوهاى مریمى و در بوق و کرنا کردن دروغهاى شاخدار و دادن اطلاعیه پشت اطلاعیه، زمینه به کشتن دادن افراد دیگرى در لیبرتى را فراهم میکند که براى خود خوراک مظلوم نمایى و سیاسى درست کند و بر اصرارش در ماندن عراق پا فشارى کند.

باید از رجوى پرسید، اگر واقعا جان افراد لیبرتى در خطر است، بجاى اینکه به فکر انتقال هر چه سریعتر افراد از جهنم لیبرتى شوى و به فراخوان و دلسوزى سازمانها و افراد براى انتقال ساکنان لیبرتى به کشور ثالث پاسخ مثبت بدهى، چرا اینقدر آتش زیر این تهدید را شعله ورتر میکنى؟

غیر از این است که میخواهید عمدا افرادى را به کشتن بدهید تا خوراک خود در اصرار و پافشارى نکبت بارت براى ماندن در عراق بیفزائید؟

آقاى رجوى، به فکر افراد خودت باش، به شما چه ربطى دارد که عراق و نیروى نظامیش چه کار میکند؟

نکند زیاد دارید میسوزید که دست پرورده ات داعش یا همان انقلابیون مردمى که خودت در بوق میکردید، دارند به اسفل السافلین تشریف فرما میشوند و سزاى جنایات شان رو کم کم پس میدهند، الان که ارتش عراق انسجام خودش را به همت اتحاد ملى شان کسب کرده اند و هر روز شاهد پیروزى آنها بر این جانیان تروریست هستیم و نیز عزم بین المللى براى مبارزه جدى تر با این پدیده شوم خودش را نشان میدهد، انگار بند از بندت گسسته و به هذیان گویى و تهدید مخالفان میپر دازید و زمینه کشتار دیگر را فراهم میکنید و میخواهید هر چه سریعتر تهدید را از قوه به فعل در آورید و کاتالیزور بالفعل نشستن این تهدید شدید.

آقاى رجوى، دیگر عراق به هیچ وجه جاى تو نخواهد بود، افرادت را بیش از این به کشتن ندهید و بر جنایاتت بیش از این نیفزائید، آه پدران و مادران داغ دیده از قصاوت هایت در حق افراد، دامنگیرت شده است و سرنوشتى بغایت سیاه در انتظار دارید، باش تا روزى که تاوان این همه خیانت و جنایت خود را در برابر یک محکمه عادلانه و با حضور داغ دیدگان و شاهدان جنایاتت باشید. آنروز دور نخواهد بود.

“پایان”

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15624

نامه سرگشاده به رئیس جمهور فرانسه آقای فرانسوا اولاند

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هجدهم ژانویه ۲۰۱۵:… خانم مریم رجوى که شما میزبان او هستید و شوهر مفقود شده اش از عراق گرفتار مصیبت تروریسم، خود نماد و سمبل تروریسم هستند و به قول خودشان اشرف دومى را در حومه پاریس درست کرده اند، حامیان اصلى تروریسم در سوریه و میزبان سران گروهاى تروریسم از جمله داعش در جلسات و دیدارهاى خانم مریم رجوى را از یاد نبرده ایم، همانهایى …

نگاهی به شرکت! تبلیغاتی فرقۀ رجوی در این تظاهرات میلیونی مردم فرانسه در محکومیت خشونت فرقه ای

تهدید به مرگ آن خدابنده توسط مریم رجوی مجاهدین خلقآن خدابنده (سینگلتون): در جوامع دموکراتیک ما از تروریستها تقاضا نمی کنیم که ما را نکشند (نامه ای به پرزیدنت اولاند)

لینک به منبع

نامه سرگشاده  به رئیس جمهور فرانسه آقای فرانسوا اولاند

عالیجناب اولاند رئیس جمهور فرانسه

با احترام،

اعمال تروریستى و گروگانگیرى و کشته شدن افراد بیگناه در خاک کشور شما جاى تأسف بسیار است و قلب انسانهاى آزاده جهان را جریحه دار کرده است. من بعنوان یک عضو قدیمى جدا شده از سازمان مجاهدین که تجربه زیادى از اعمال تروریستى اینگونه فرقه ها و گروهها را دارم، چند نکته را لازم دیدم به عرض جنابعالى برسانم، شاید که استفاده ابزارى از تروریسم و تقسیم آن به تروریسم خوب و بد، از دیدگاه سیاسى دولت مردانى از جمله شخص جنابعالى، مورد تجدید نظر قرار گرفته و قاطعانه این پدیده ضد انسانى در انواع و اشکال آن را نفى کرده و ابزارى براى پیشبرد اهداف سیاسى قرار نگیرد و بدون شک تجربه نشان داده است که همین معضل گریبانگیر حامیان مالى و سیاسى و تسلیحاتى، اینگونه گروهها و فرقه ها شده است و خواهد شد.

هیچوقت افکار عمومى حمایت هاى سیاسى و مالى و تسلیحاتى بعضى از کشورهاى اروپایى و آمریکا و از جمله حمایت دولت مردان کشور شما و شخص جنابعالى از تروریستهاى ضد بشرى در سوریه را فراموش نخواهد کرد که الان این معظل گریبانگیر دولت عالیه شده است و خانوادههاى بیگناهى را در عزا و ماتم فرو برده است، بنابر این،

– با چه منطقى شما از تروریستهاى سوریه که دست به کشتار و سر بریدن انسانهاى بیگناه از جمله شهروندان کشورهاى غربى میزنند، حمایت میکنید؟ و فرانسه را مأمن تروریستها قرار داده اید؟

– اگر حکومت سوریه در حق مردم خودش ظلم میکند و مردمش را سرکوب می کند، آیا راه حل بکارگیرى جانیان و تروریستها براى راه انداختن حمام خون از مردم بى پناه و انسانهاى بیگناه و زن و فرزند مظلوم سوریه است که هر روز شاهد سربریدن و مثله کردن و قتل عام آنها بوده و هستیم؟

– آقاى اولاند کمى بخود آئید و از خواب غفلت بیدار شوید و در کنار دست خود ببینید که پدر خوانده تروریسم، چطور در کشور شما آزادانه جولان میدهد و با حیله و فریب و اشک تمساح ریختن براى کشته هاى حملات تروریستى کشورتان، میخواهد سابقه ننگین خود در انجام چنین اعمالى را پاک نماید. خانم مریم رجوى که شما میزبان او هستید و شوهر مفقود شده اش از عراق گرفتار مصیبت تروریسم، خود نماد و سمبل تروریسم هستند و به قول خودشان اشرف دومى را در حومه پاریس درست کرده اند، حامیان اصلى تروریسم در سوریه و میزبان سران گروهاى تروریسم از جمله داعش در جلسات و دیدارهاى خانم مریم رجوى را از یاد نبرده ایم، همانهایى که الان در خاک کشورتان دست به جنایت هولناک زدند، بیاد داشته باشید آبشخور این اعمال و تئوریسین اینگونه طرحها شخص رجوى است که در قلعه مریم رجوى ابلاغ و تروریستها مجرى آن میشوند.

– لذا هشدار ما جدا شدها از این سازمان را جدى بگیرید و تا دیر نشده جلوى فعالیت آزاد سازمان را در کشور خود بگیرد و محدودیت هایى را بر مقر مریم رجوى اعمال کنید تا نتواند آزادانه تروریسم را مورد تغذیه مالى و سیاسى خود و فرقه اش قرار دهد.

– راه حل جدى و همگانى و یکپارچه جامعه جهانى، خشکاندن منابع مالى تروریسم و بردن آنها در لیست سیاه تروریسم است که در این صورت میشود به آینده جهان خوشبین بود و گرنه، شک نکنید کشورهاى اروپایى و آمریکا می بایست در آینده تاوان مماشات دولت مردان خود در ارتباط با تروریسم را بپردازند.

با احترام مجدد، عبدالکریم ابراهیمى از آلمان

***

 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15398

گاز گرفتن پاچه مالکى، چرا؟

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، یازدهم ژانویه ۲۰۱۵:… راستى چرا اینقدر رجوى به مالکى بند کرده و پاچه اش را گاز میگیرد؟ مگر بقول خودش شخص رجوى مالکى رو از عرش به زیر نکشیده و از نخست وزیرى ساقط ننموده است؟ پس چرا هنوز مخ تشکیلاتش را با چرندیاتى از این قبیل پر میکند؟ چرا اینقدر روى برجسته کردن نقش مالکى اصرار دارد؟ آیا در زمان مالکى، حکومت ایران در عراق دست بالا تر داشت …

العبادی روحانیحیدر العبادی: منافقین (فرقه رجوی) تروریست و جنایتکاراند. اقدام لازم را انجام میدهیم

لینک به منبع

گاز گرفتن پاچه مالکى، چرا؟

راستى چرا اینقدر رجوى به مالکى بند کرده و پاچه اش را گاز میگیرد؟ مگر بقول خودش شخص رجوى مالکى رو از عرش به زیر نکشیده و از نخست وزیرى ساقط ننموده است؟ پس چرا هنوز مخ تشکیلاتش را با چرندیاتى از این قبیل پر میکند؟ چرا اینقدر روى برجسته کردن نقش مالکى اصرار دارد؟

آیا در زمان مالکى، حکومت ایران در عراق دست بالا تر داشت یا بعد از کناره گیرى مالکى و روى کار آمدن دولت آقاى عبادى؟

واقعیت این است که رجوى از هر بهانه و ترفندى براى مشغول کردن ذهن افراد تشکیلات و مغزشوئى آنها سوء استفاده هاى ناجوانمردانه اى میکند که یکى از این بهانه و ترفندها بند کردن و گاز گرفتن پاچه آقاى نورى المالکى است چرا که دیگر بهانه سیاسى براى ماندن در عراق ندارد که با آن، افرادش رو مشغول نگه دارد.

رجوى خوب میداند که با تشکیلاتش چه شکلى شطرنج بازى کند و مهره هایش را چگونه بچیند و در این راستا، شخصیتى بغایت فریبکار، دغلباز و حیله گر به تمام معنا است. من یادم میآید که رجوى وقت و امکانات و انرژى زیادى را صرف کرد تا آقاى علاوى را براى دور دوم، مجدداً در پست خودش ابقاء شود اما با وجود تمام ولخرجیها و خرجهاى هنگفت میلیاردى دولتهایى که صاحب منافع در این راستا بودند، کار بجایى نرسید. در تشکیلات، بحث مالکى ضد ایران و هم خط و راستاى سیاست آمریکا را مطرح و افراد را تا مدتى به آن مشغول کرد اما مدت کمى بیشتر دوام نیاورد که واقعیت رو شد و به عیان دیده میشد که توازن داشت به کفه ترازوى ایران میرفت، باز رجوى به ترفند دیگرى رو آورد و بحث خرید مالکى توسط ایران رو مطرح و ذهن تشکیلات را با آن سرگرم میکرد و شبکه به اصطلاح اجتماعى خود در عراق که همان بازماندگان حزب بعث و اطلاعات عراق بودند را تمام عیار بسیج ساخته و سازماندهى نمود که بر علیه دولت مالکى دست بکار شوند.

در انتخابات دور دوم مالکى ، رجوى تمام انرژى تشکیلات را به سمت به اصطلاح نیروى اجتماعى و دخالت در انتخابات عراق کشاند و وعده هاى صد در صدى به نیروها و حامیان بعثى خود میداد و حتى سرفصل سقوط مالکى را در صد روز به اسم پروژه اجتماعى “سین صد” مشخص کرد و اطمینان میداد که تا این زمانبندى، علاوى را به کرسى نخست وزیرى برساند. اما نه تنها مالکى در دور دوم انتخاب شد، بلکه حزبش نیز بیشترین کرسیها را در ائتلاف شیعه به خود اختصاص داد و قدرتش نسبت به دوره اول استحکام بیشترى پیدا کرد. رجوى بور شده و وعده هایش همانند وعده هاى سرنگونى آخوندها در ایران، به پوچى خورد و دروغ و حقه او آشکار گردید و نیروى تشکیلات حالت پاسیو و یأس بخود گرفت و نارضایتى در چهره افراد به عیان هویدا بود. از این رو رجوى به فکر چاره دیگرى افتاد که ذهن تشکیلات را با آن سرگرم کند. بنابراین، بناى ستیز و تحریک نیروهاى حفاظت اشرف را استارت زد و میخواست به هر صورتى شده در اشرف بین تشکیلات و نیروهاى نظامى عراق درگیرى درست کند و نقشه خودش در مشغولیت افراد را عملى سازد و بهانه لازم بر اصرار ماندن در اشرف و خرید وقت جهت ادامه فتنه در عراق را بدست آورد. با یک بحث ایدئولوژیک بنام شعار”بیا بیا” شروع کرد و تشکیلات رو حول آن سرگرم و این سرآغازى بود براى درگیرى و تحریک نیروهاى عراقى.

با شعار بیا بیا و صف آرایى در برابر نیروى نظامى مسلح و تحریک به درگیرى، زمینه کشت و کشتار افراد بى سلاح را با تحریک و سنگ پرانى فراهم کرد.

من بعنوان عضو قبلى سازمان و تشکیلات که در اشرف بودم و تا بعد از شش ماه انتقال به لیبرتى در سازمان بودم و نیز درگیریهاى ۶/ مرداد/١٣٨٨ و ١٩/فروردین/١٣٩٠ را شاهد و ناظر بودم و در ١٩/فروردین، دست چپم تیر خورد و کارایى یک انگشتم را از دست دادم، شهادت میدهم که این درگیریها ضرورتى نداشت و اصرار ماندن در اشرف و کانون استراتژى خواندن آن یکى از اشتباهات مهلک رجوى در عراق بود بمانند اشتباه استراتژى آمدن رجوى از فرانسه به عراق و همدست شدن با دشمن مردم ایران.

همانگونه که سلاح مجاهد خلق را ناموس مجاهد میدانست و مجاهد بى سلاح را بى معنى قلمداد میکرد، اما خودش سلاحها را تقدیم نمود و به آرمان و گفته خود یک لگد کوبید و مجاهد را با دست خودش بى ناموس کرد، در باره پادگان اشرف هم همین اشتباه رو مرتکب شد و باعث و بانى درگیریهایى بود که به کشته و مجروح شدن افراد بدبخت و اسیر در چنیره تشکیلاتى شد و نهایت، با خوارى و زبونى اشرف را دو دستى تقدیم نمود و الان هم مانند گرگ طرد شده از گله، زوزه مرگ سر میدهد.

“پایان

گزارش کمپ لیبرتی 4گزارش چهارم ایران اینترلینک از بغداد، نوابر ۲۰۱۴

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15206

تبعات موضع گیرى چهارم دى در اسلو، کشتار و فاجعه انسانى در لیبرتى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهارم ژانویه ۲۰۱۵:… موضع گیرى چهارم دى بنام سخنگوى مجاهدین در اسلو، پایتخت نروژ که سرتاسر پرت و پلاگویى، کرنش و آه و ناله از خلف وعده آمریکا با اندکى توپ و تشر براى تعادل ذهن شنونده است، فریبى بیش نیست که خواستار بازگرداندن ١٠٪ تسلیحات تحویلى خود به ارتش آمریکا بعد از سرنگونى دیکتاتور حاکم بر عراق تا ساکنان در بند لیبرتى را مسلح نماید …

لینک به منبع

تبعات موضع گیرى چهارم دى در اسلو، کشتار و فاجعه انسانى در لیبرتى

موضع گیرى چهارم دى بنام سخنگوى مجاهدین در اسلو، پایتخت نروژ که سرتاسر پرت و پلاگویى، کرنش و آه و ناله از خلف وعده آمریکا با اندکى توپ و تشر براى تعادل ذهن شنونده است، فریبى بیش نیست که خواستار بازگرداندن ١٠٪ تسلیحات تحویلى خود به ارتش آمریکا بعد از سرنگونى دیکتاتور حاکم بر عراق تا ساکنان در بند لیبرتى را مسلح نماید. درخواستى که مرغ پخته را به خنده وا میدارد. البته شنونده متوجه است که این درخواست مزخرف با توجه به ژئوپولیتیک منطقه و بخصوص کشور عراق، از عقل سلیم بیرون نمیزند، بلکه نشاندهنده پرت بودن نویسنده و طراح آن است که از لانه موش خود بیرون داده و از حلقوم شخص موهومى بنام سخنگوى مجاهدین در اسلو، بیرون میزند و براى زمینه سازى کشت و کشتار ساکنان بدبخت لیبرتى است که با آن بحران آفرینى کرده و جهت گرفتن بهانه از مجامع بین المللى براى مظلوم نمایى و اصرار بر باقى ماندن در عراق، یعنى کانون جنگ و خونریزى است، جز براى بقاء شخص رجوى و زمینه سازی کشتار افراد لیبرتى، نبوده و نخواهد بود.

واقعیت این است که رجوى زمانى که تا دندان مسلح بود و سلاحهاى اهدایى صدام حسین را در اختیار داشت، نتوانست هیچ کارى انجام دهد. اوضاع امنیتى عراق واقعا آشفته بود. سنی ها و بقایاى حزب بعث عراق درصحنه عراق دست بالایى را داشتند و شیعیان و حکومت ایران در عراق، دست بسته بودند. ولى الان صحنه سیاسى عراق بغایت نسبت به گذشته رو به اتحاد و همبستگى است و مشارکت احزاب در حکومت مثل گذشته تخاصمى نیست. شیعیان در عراق در اتحاد با کردها و سنى ها قدم برمیدارند، ارتش عراق دارد کم کم از سیاست و تفرقه فاصله گرفته و فاسدین و خیانتکاران درون را پاکسازى میکند، نیروهاى مردمى همدوش با ارتش عراق براى دفاع در برابر تروریست لجام گسیخته داعش با همدستى حزب بعث، یک ارتش قوى را در عراق تشکیل داده و روز به روز شاهد پیروزى آنها بر تروریستهاى داعش هستیم.

از طرفی تهدید جان ساکنان لیبرتى جدى است و هر آن ممکن است فاجعه انسانى رخ دهد. تلاش فعالان حقوق بشرى و جداشده هاى سازمان براى خروج ساکنان لیبرتى، با مانع تراشى رجوى و خانم فرنگ نشسته اش کار کمیساریا براى انتقال را به شکست کشانده است و الان با این مهمل بافیها و درخواستهاى ذلت بار، قصد رجوى کشت و کشتار دیگرى از ساکنان لیبرتى است ولاغیر.

از مجامع بین المللى، بخصوص کشورهاى اروپایى و آمریکا و سازمانهاى حقوق بشرى و نیز دولت عراق و کمیساریاى پناهندگان سازمان ملل، خواستار دخالت و انتقال فورى افراد در زنجیر و اسارت رجوى در لیبرتى هستیم که بنابر وظیفه انسان دوستى زمینه انتقال آنها را فراهم کنند تا از کشتارى که رجوى قصد به اجرا گذاشتنش را دارد، جلوگیرى شود.

“پایان”

 ***

دانایی فر کمپ اشرف 2دیدار سفیر ایران در عراق از کمپ اشرف / سرفصلی جدید در وضعیت سازمان مجاهدین

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویاغلب افراد تحت سیطره فرقه مجاهدین در کمپ لیبرتی دچار بیماریهایی روحی و جسمی شده اند

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsفرقه رجوی بی وقفه مزخرف میگوید و تناقض سر هم میکند و دراخبار خود بیان میکند!

همچنین:

بهانه هاى نفر همراه یا کنترل و پلیسى کردن فضا و جاسوسى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، ششم دسامبر ۲۰۱۴:…  نمیدانم رجوى در این عراق مصیبت زده دیگر میخواهد به چه ترفندهایى رو بیاورد که به جنایاتش ادامه دهد و به فتنه گرى و کشت و کشتار مردم عراق و قربانى کردن افراد لیبرتى دامن بزند. نمونه تکرارى و مشمئز کننده ای که هر چند یکبار آنرا در بوق

پیام رجوى، محدودیت تمام عیار و سرکوب عریان

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و هفتم نوامبر ۲۰۱۴:… با شنیدن این خبر، یاد گذشته افتادم که خودم در تشکیلات جهنمى سازمان در قرارگاه بد نام اشرف بودم، آنموقع هم، همین بحث برادر لمیده و مریض و… نداریم، را بحث ایدئولوژى روز آورده بود. یاد دارم که زیر پوش این اهرم، محد

پیروزیهاى اخیر عراقیان بر داعش، به گور سپارى آرزوى رجوى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۴:… در این راستا نیز رجوى خائن، چگونه در زمینه سازى فتنه و حضور داعش در عراق با حمایت پس مانده هاى بعث و آدمکشهاى بى مروت بعثى از شهر الانبارعراق شروع کرد و خواسته هاى بحق صنفى مردم سنى این منطقه را با سوء استفاده ناجوان�