نامه سرگشاده به رئیس جمهور فرانسه

نامه سرگشاده به رئیس جمهور فرانسه

 Issa Azadehعیسی آزاده، پیوند رهایی، هفتم ژوئن 2017:… یکی از پایگاههای اصلی این فرقه متأسفانه اکنون کشور فرانسه است و در دهه های 80 ونود میلادی از آن به عنوان مرکز فرماندهی و اعمال خرابکارانه و تروریستی خود برای بمب گذاری در داخل ایران استفاده کرد و در حال حاضر هم مقر فرماندهی این فرقه تروریستی در شمال پاریس در شهرستان اورسوراواز در استان والدواز می باشد.این فرقه از جنایتکارترین تروریست … 

مریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

لینک به منبع

نامۀ عیسی آزاده از مسئولین و فرماندهان سابق سازمان مجاهدین به رئیس جمهور فرانسه

عالیجناب امانول ماکرون

رئیس جمهور منتخب ملت فرانسه

با عرض سلام و احترام و شادباش به مناسبت کسب اعتماد ملت شریف وتاریخ ساز فرانسه در واگذاری مسئولیت خطیر ریاست جمهوری و با آرزوی توفیق برای حضرتعالی در صیانت از این امانت بزرگ.

اينجانب عیسی آزاده با ملیت ایرانی ودارای پناهندگی سیاسی در جمهوری فرانسه هستم.

آقای رئیس جمهور؛

اینجانب مدت 35 سال عضو سازمان مجاهدین خلق بودم و عمده عمر و زندگی ام را متاسفانه در این سازمان سپری کرده ام.ودر مواضع مختلف از یک عضوساده تا سطح فرماندهی و مسئول عهده دار مسئولیت بوده ام. من بعوان یک جوان دانشجو برای برقراری عدالت وآزادی و یک اسلام دموکراتیک(البته با تفکرات آنزمان) وارد این سازمان شدم.

 بیست و هشت سال را در عراق با این سازمان بودم.ولی سرانجام دیدم که رهبری این سازمان آنرا به یک فرقه ضد انسانی تبدیل کرده وحداقل حقوق مارا بعنوان اعضاء پایمال نموده وتک تک مارا بعنوان ابزاری بخدمت صدام حسین دیکتاتور سابق عراق در آورد و با زور و اجبار مارا وادار به طلاق اجباری از همسرانمان کرد و کودکان خردسال را از مادرانشان جدا نمود.

 به بهانه های واهی ناراضییان را تحویل سازمان اطلاعات و امنیت عراق داد و به زندان بدنام ابوغریب فرستاد.دهها نفر از دوستانمان را دردادگاههایی که قاضی و دادستان و کیل اش خود آقای رجوی بود به مرگ محکوم کرد.

این فرقه کوچکترین اختیارات شخصی و فردی را هم از ما سلب کرد و هفت روز هفته و 24 ساعت روز را برای تک تک ما توسط تشکیلات فرقه ای برنامه ریزی کرد. ما در تشکیلات این فرقه با شیپور باید از خواب برمی خواستیم و با شیپور هم باید بخواب می رفتیم.این فرقه انقدر معتقد به جهل و خرافات هست که حتی اجازۀ پوشیدن لباس آستین کوتاه و رنگی نه تنها به زنان بلکه به مردان هم نمی داد واگر تار موی زنی از زیر حجابش بیرون بزند بشدت مجازات می شود. فرقه ای که مدعی برابری زن و مرد است ویک نظام سکولار و جدایی دین از دولت را به دروغ تبلیغ می کند در تمامی زمینه ها همه چیز را زنانه مردانه کرد از زمان استفاده از پمپ بنزین تا مراسم جمعی. مناسبات فرقه رجوی بغایت عقب افتاده و ضد انسانی است و هیچ زن یا مردی مجاز نیستند که حتی در اماکن عمومی به تنهایی با هم صحبت کنند. هیچ زنی حق دیدن ورزش مردان را نداشت و طبعا دیدن ورزش زنان توسط مردان که از مرز سرخ های این فرقه بوده و هست.

به ظاهر زنان را در موضع مسئول قرار داد اما بدترین ستم مضاعف در این فرقه به زنان شده و کماکان می شود.

افراد طی هفت روز هفته بشدت شستشوی مغزی می شوند و رهبری این فرقه خود را در اذهان افراد بالاتر از خدا قرار داده اند. کمترین اعتراض و انتقاد به رهبری فرقه مجازاتش مرگ است. این فرقه برای جلوگیری از جدا شدن افراد ناراضی بدترین تهمت ها و دورغ ها را به جداشدگان نسبت می دهد و همه را مزدور جمهوری اسلامی و عضو اطلاعات رژیم ایران می داند و تبلیغ می کند. فردی که بیش از سی سال در این فرقه جدا می شود یک شبه عنوان مزدور جمهوری اسلامی بخود می گیرد که بیشتر به جوک شبیه است و این فرقه از ترس افشاگری جدا شدگان در کشورهای مختلف اروپایی بر علیه رهبری آن، اقدام به پرونده سازی قلابی و دروغین علیه جداشدگان کرده و مانع اجرای روند قانونی کیس های پناهندگی آنان می شود.

خوشبختانه این ترفند های کثیف فرقۀ رجوی در فرانسه لو رفته و به علت آشنایی ارگانهای فرانسوی به این ترفندهای فرقه بی تأثیر می باشد. اما در بعضی از کشورهای اروپایی متأسفانه این فرقه مشکلات جدی را برای جداشدگان و روند قانونی پناهندگی شان ایجاد کرده است.گستاخی این فرقه بحدی زسیده است که دوسال قبل رهبر مفقوالاثر این فرقه علنا حکم مرگ برای جداشدگان صادر کرد و به گشتاپویش دستور داد که همه جداشدگان را رصد کرده و تحت نظر داشته باشند تا در زمان مقتضی حکم اعدام خیابانی آنها را در کشورهای آزاد اروپا و آمریکا اجرا کند!!.

من به عنوان یک پناهنده با توجه به جولان تروریست های رجوی در خاک فرانسه مطلقا احساس امنیت نمی کنم و هر لحظه منتظرم که با جوخه های مرگ این فرقه مواجه شوم. یک جریان سکت و تروریست چگونه بخودش اجازه می دهد در کشور قانون که مهد دموکراسی و آزادی است بی محابا دستور قتل مخالفینش را صادر کند؟!

آقای رئیس جمهور؛

یکی از پایگاههای اصلی این فرقه متأسفانه اکنون کشور فرانسه است و در دهه های 80 ونود میلادی از آن به عنوان مرکز فرماندهی و اعمال خرابکارانه و تروریستی خود برای بمب گذاری در داخل ایران استفاده کرد و در حال حاضر هم مقر فرماندهی این فرقه تروریستی در شمال پاریس در شهرستان اورسوراواز در استان والدواز می باشد.این فرقه از جنایتکارترین تروریست های خطرناک حمایت مالی و مطبوعاتی می کند.این فرقه با بوق و کرنا ورود داعش را به عراق جشن گرفت. این فرقه انفجار برج های دوقلو توسط القاعده در 11 سپتامبر 2001 را هم به دستور رهبری آن جشن گرفت و ما خودمان در عراق شاهد این جشن بودیم و خود مسعود رجوی شخصااز آن اقدام جنایتکارانه و تروریستی به عنوان «شجاعت اسلامی»! تقدیر و ستایش کرد. به استحضار شما می رسانم که پایه گذار عملیات انتحاری شخص رجوی بوده است که اسناد و مدارک آن موجود است و این فرقه نخستین سلسله عملیات انتحاری و انفجاری در ملأ عام در منطقه را در آغاز دهۀ هشتاد میلادی در شهرهای مختلف ایران به عنوان «مبارزۀ قهر آمیز و مسلحانه علیه رژیم» انجام داد و آنها را رسما با اطلاعیه هایش و در ارگانهای رسمی تبلیغاتی اش بر عهده گرفت و هنوز هم به آن اقدامات تروریستی خود افتخار می کند.

عالیجناب  این فرقه هم اکنون بیش از دوهزار نفر از اعضای خود را به زور در آلبانی در پایگاههایی که با حمایت مالی امریکا و با پشتیبانی سفارت امریکا؛ دولت البانی در اختیارش قرار داده ؛ دوستان ما رادر بدترین شرایط ضد انسانی به زور نگه داشته و بطور کامل ارتباط آنهارا با دنیای بیرون قطع نموده و حق ملاقات خانواده گی را هم از انها سلب کرده است .

این فرقه فاقد هر گونه پایگاه اجتماعی در داخل ایران است وعلیرغم تبلیغات گسترده و شبانه روزی مبنی بر تحریم انتخابات، مردم ایران دست رد بر سینۀ انها زدند زیرا این فرقه هیچ گاه همسو و همصدا با مردم ایران نبوده است .ملت ایران با توجه به وضعیتی که در خاور میانه و شمال افریقا دیده اند مطلقا از اپوزیسیونی که معتقد به جنگ مسلحانه و یا جنگ خارجی است حمایت نمی کنند. ملت ایران و مشخصا نسل جوان ایرانی با اعتقاد به یک نظام سکولار و تغییرات با روش مسالمت آمیز درصدد تغییر هستند نه با روشی که خانم رجوی با التماس از ترامپ و یا سعودی برای شروع یک جنگ می خواهد رژیم را سرنگون کند. دوران خشونت در ایران به سر آمده و طبعا عمر و تاریخ این فرقه هم در افکار مردم ایران و نسل جوان ایران به پایان رسیده است.

این فرقه در صدد است که در اول ماه ژوئیه یک خیمه شب بازی در حومه پاریس با آوردن پناهندگان فاقد مدارک قانونی یک شوی تبلیغی را ترتیب دهد که طبعا این فرقه با سوءاستفاده از آزادی تردد در کشورهای شنگن افراد را از کمپ های پناهندگی و از داخل خیابانها به پاریس می آورد که خطرناک است چرا که تروریست ها هم می توانند با استفاده از این امکان خودشان را به فرانسه برسانند.

لذا بعنوان یک فرمانده و مسئول سابق این فرقه هشدار می دهم که مانع فعالیت های این فرقۀ خطرناک در کشورتان شوید و دستور بستن پایگاه فرماندهی این فرقه را صادر نمایید و مانع برگزاری خیمه شب بازی این فرقه شوید.

اینجانب بعنوان یک مسئول سابق فرقۀ رجوی آمادۀ گواهی دادن در مورد جنایات و اعمال ضد انسانی این فرقه در هر دادگاهی هستم.

با تقدیم بهترین احترامات

عیسی آزاده

پاریس اول ژوئن 2017

رو نوشت :

وزارت کشور فرانسه

وزارت دادگستری فرانسه

 وزارت خارجه فرانسه

Monsieur le Président. Emanuel macron

A. serviteur d’issa azadeh est de nationalité iranienne et a demandé l’asile politique de la République française

Monsieur le Président:

Islam démocratique (avec la pensée à l’époque) est entré dans l’organisation.

 Divorce forcé les conjoints et les jeunes enfants séparés de leur mère.

 Narazyyan livré sous prétexte de faux renseignements et de la sécurité en Irak et la tristement célèbre prison d’Abou Ghraib Frstad.dhha de nos amis Drdadgahhayy le juge et le procureur et son avocat M. Radjavi a été condamné à mort.

Église et l’État est un mensonge propagé. Aucune femme n’a aucun droit à des hommes de sport et les femmes de sport par les hommes, voir bien sûr que la ligne rouge de la secte était et est.

Mais le pire semble être responsable de la double oppression des femmes dans la situation des femmes dans ce culte et est encore.

Au cours de ces sept jours par semaine et sont fortement endoctrinés chef de la secte dans l’esprit du peuple de Dieu ont été plus élevés. La protestation et la critique du culte de la direction est puni par la mort. Le culte pour empêcher la séparation des mécontents avec les pires calomnies et est aux dissidents comme mercenaires du jour et tous les membres du régime de la République islamique d’Iran. Une personne qui a plus de trente ans dans le culte séparé du jour au lendemain comme mercenaires de la République islamique suppose que plus des blagues comme, et le culte de la peur des révélations isolées dans différents pays européens contre les fichiers eux et empêche processus juridique en cours d’exécution cas des réfugiés.

a émis la mort pour les transfuges et Gshtapvysh a ordonné que tous les transfuges ont observé et suivi dans le temps en raison d’une condamnation à mort est émis rue.

la liberté est une déclaration sans détour publié assassiné ses adversaires.

Monsieur le Président:

L’une des principales bases de la secte Malheureusement, aujourd’hui la France et dans le siège de 1980 et les actes de sabotage et les attentats terroristes en Iran, le pays que vous mettre et maintenant le siège de l’organisation terroriste dans le nord de Paris radjavi a été le fondateur des opérations de suicide que les documents sont disponibles.

Pleinement les connecter avec le monde extérieur et a nié le droit à des visites de la famille est impressionnante.

Moyen-Orient et l’Afrique du Nord ont vu absolument l’opposition qui croit dans la lutte armée ou la guerre étrangère n’est pas pris en charge. L’Iran et la nation iranienne, en particulier la jeune génération croit dans un système laïque et les changements cherchent un changement pacifique. Pas de la façon dont Mme Radjavi a supplié Tramp ou de l’Arabie veut commencer une guerre pour renverser le régime. Au cours de la violence en Iran et bien sûr la vie et l’histoire de la secte dans l’esprit du peuple iranien et la jeune génération iranienne a pris fin.

La secte cherche la 1 de Juillet, un théâtre de marionnettes dans la banlieue de Paris avec elle

La secte cherche la fin de Juin, un théâtre de marionnettes dans la banlieue de Paris avec les réfugiés, en situation irrégulière un spectacle promo organiser naturellement exploiter le culte de la liberté de circulation dans les pays Schengen personnes des camps de réfugiés et dans les rues Paris apporte Trvdyst sont dangereux et peuvent se permettre d’atteindre la France.

Je suis un ancien crimes de culte et la gestion des actions inhumaines de la secte témoignent devant un tribunal.

Meilleures salutations

Issa azadeh –  Paris

Premier de Juin 2017

Ainsi écrivait:

 Français ministère de l’Intérieur

Ministère de la justice France

 Ministère des Affaires étrange

(پایان)

*** 

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیرضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویمباحثه در پارلمان اروپا “در خصوص مجاهدین خلق ایرانی چه باید کرد؟”ا

Debate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29684

کاسۀ گدایی فرقه رجوی برای شوی پاریس 

 Issa Azadehعیسی آزاده، پیوند رهایی، دوم ژوئن ۲۰۱۷:…  فرقۀ رجوی از دو هفته قبل توسط مزدوران شناخته شده اش در میان ایرانیان پناهنده و سایر ملیت ها با استخدام تعدادی پناهندۀ فارسی زبان برای بسیج سیاهی لشکر جهت شوی امسال مریم قجر در ویلپن پاریس دست بکار شده است. سران فرقه با تیتر زدن «برای شرکت در گردهمایی بزرگ ایرانیان در فرانسه با ما تماس بگیرید» برای بسیج نیرویی وارد کار شده اند. نکته قابل توجهی که در این فراخوان ها مشاهده میشود … 

سخنران کرایه ای رجوی به جرم بچه بازی دستگیر شدخیمه شب بازی ویلپنت و حضور وقیحانه دشمنان ایران

مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی، ژنرال حبوش و کشتار اکراد عراقی

لینک به منبع

کاسۀ گدایی فرقه رجوی برای شوی پاریس

نوشتۀ عیسی آزاده عضو قدیمی مرکزیت و از فرماندهان سابق سازمان مجاهدین خلق

فرقۀ رجوی از دو هفته قبل توسط مزدوران شناخته شده اش در میان ایرانیان پناهنده و سایر ملیت ها با استخدام تعدادی پناهندۀ فارسی زبان برای بسیج سیاهی لشکر جهت شوی امسال مریم قجر در ویلپن پاریس دست بکار شده است. سران فرقه با تیتر زدن «برای شرکت در گردهمایی بزرگ ایرانیان در فرانسه با ما تماس بگیرید» برای بسیج نیرویی وارد کار شده اند.

 نکته قابل توجهی که در این فراخوان ها مشاهده میشود این است که فرقه از ترس بی اعتنایی مردم اسمی از مریم قجر و فرقه در این فراخوانها نمی آورد بلکه با برچسب گردهمایی ایرانیان در فرانسه تور فریب را پهن کرده است تا به این وسیله پناهندگان بلاتکلیف را که با مشکلات جدی اقتصادی مواجه هستند با وعده تور پاریس با هزینه هتل و خورد و خوارک مجانی و هم چنین مبلغی بعنوان حق الزحمه به فرانسه گسیل کند. ذیلا به چند نمونه از فراخوان های آنها توجه کنید:

سلام دوستان

اگر عزیزی از کشور آلمان قصد همکاری و همراهی و سفر برای گردهمایی بزرگ ایرانیان در یولی ۲۰۱۷ را دارد لطفا در مسنجر با بنده تماس بگیرد
به امید ایرانی آزاد و بدور از آخوند

سلام هموطنان وفارسی زبانان

برای شرکت در گردهمایی ایرانیان وفارسی زبانان در پاریس در ماه یولی در پیام خصوصی با من تماس بگیرید تا ترتیبات سفر شما را بیان کنم .

پاسخ هموطنان:

یک هموطن : چه گردهمایی؟ برای کی؟

یک هموطن :مال کی هست؟   

یک هموطن :نکند شما از مجاهدین هستید

چرا مردم را فریب می دهید؟

یک هموطن :آزادی و دموکراسی که با اسلحه بدست بیاید اون هم از طرف مسلمونهای مجاهد نوبر ،،، از کی تا حالا دموکراسی با مبارزه مسلحانه بدست میاید! 
من به عنوان یک ایران دوست بدنبال آزادی و دموکراسی نیستم ، من به دنبال تمامیت ارضی وایران یکپارچه هستم و این حضرات تجزیه طلب و مجاهدین متوهم با شعار آزادی و…و.
من بارها با این جوجه مجاهدین در پاریس بحث کردم و هر کدامشان ژست روشنفکری میگیرند ، در آخر هم نتیجه گفتگو به سیفون کشیدن اسلام مدرنیته از نوع مسعود رجبی ختم میشود،،،
یعنی آنترناتیو های حال حاضر اپوزوسیون ما چه سوژه خندهایی شدند؟، 
مریم رجبی برای برپایی گردهمایی در پاریس دیگر از ایرانیان نا امید شده و با پولهای سعودی دست به دامان آریانایی ها (افغان) شده و با وعده و وعید جمعیت برای خود جمع میکند. 
التماس تفکر

یک هموطن :مریم رجوی یکی از مهره های بکار گرفته شده در تجزیه ایران است ، 
شما هموطن گرامی اگر که نا آگاهانه در این مسیر افتاده ایی به شما حق میدهم که از سر ناچاری است

یک وطن : ببین اقا! مجاهدینی وجود نداره بنویس نوکران ترامپ و سعودی چرا فریب اینها را میخورید؟. اینها یک باند مافیایی ابزار جنگ طلب های أمریکا وإسرائیل و سعودی هستند بی خود برای اینها تبلیغ نکنید.

این گدایی هم اکنون در کشورهای آلمان وهلند و بلژیک وسوئد از سوی نفرات استخدامی فرقه رجوی شروع شده است و بدینگونه فرقۀ رجوی در حال فریب پناهندگان برای آماده کردنشان در شوی مریم قجر می باشد.

فرقه برای نفرات خارج از فرانسه هتل و اتوبوس های دربستی اختصاص داده است و قرار شده است که به هر نفر هم هفتاد یورو پول توجیبی داده شود و برای کسانیکه بتوانند یک اتوبوس چهل نفره نیرو آماده کنند پانصد یورو بعنوان حق الزحمه داده می شود. علاوه بر این برای کلیۀ نفرات شرکت کننده یک تی شرت یک کلاه و یک چتر هم هدیه داده میشود.

هموطنان عزیز در جریان تحریم انتخابات مردم یک تو دهنی بزرگی به فرقه رجوی و فراخوان مریم قجر زدند. فرقه رجوی برای جبران این شکستش و خوش رقصی در برابر جنگ طلبان آمریکایی و ارباب منطقه ای خود یعنی عربستان سعودی می خواهد با آمار و ارقام نجومی پول بیشتری را به جیب بزند.

از طرف دیگر دستگاه فرقه در صدد است تا با یک زد و بند با مقامات دولت آلبانی و با کمک سفارت امریکا تعداد زیادی از اسیران را که فاقد پاسپورت و مدارک مسافرت هستند پاسپورت جور کند و آنها را برای شعر و شعار همانند جلسات رهبری فرقه در عراق به فرانسه بیاورد تا برای مریم قجر بازار گرمی کنند.

 این کار کثیف فرقه در حالی است که بیش از دویست نفر از فرقه جدا شده اند و منتظرند که کمیساریا و دولت آلبانی برای خروج این اسیران مدارک سفر و یا اقامت به آنها بدهند. فرقه می خواهد چند صد نفر که فاقد هیچ گونه مدرک و پاسپورتی هستند به فرانسه بیاورد که البته فرقه از ترس فرار و یا جدا شدن این نفرات با غربال و بررسی پرونده نفرات کسانی را که چند مسئول تعهد بدهند و تأیید کنند برای این خمیه شب بازی بیاورند.

هموطنان گرامی فرقۀ رجوی برای جمع آوری فله ای افراد پناهنده که عمده انها ایرانی هم نیستند خرج های نجومی میکند که یک خیمه شب بازی که هیچ ارزش سیاسی هم ندارد هزینه می کند و از انطرف حقوق افراد جدا شده در البانی را که ماهیانه ۵۰۰ یورو بود ه را به دویست و بیست یورو کاهش داده است و بیشرمانه خواهان کمک مالی هم از انها شده است.در صورتیکه این دویست و بیست یوروفقط کفاف ۱۵ روز زندگی بخور و نمیر انها را تامین میکند.

 فرقه رجوی بابت سخنران اجاره ای دقیقه ای ده هزار دلار هزینه می کند ولی برای جلوگیری از جدا شدن اسیران از فرقه حقوق انها را به کمتر ازنصف رسانده است و هر روز هم به بهانه ای واهی یکی یکی حقوق انها را قطع کرده است و هر روز هم دنبال جور کردن یک بهانه ای برای قطع کردن همین مبلغ که ناچیز است.

به همه هموطنان هشدار داده میشود که فریب این جنایتکاران را نخورید شرکت در شوی فرقه رجوی مهر تاییدی بر جور و ستم و اعمال ضد انسانی و ضد حقوق بشری است که این فرقه بر علیه اعضای اسیر اعمال میکند.

و هم جنین مهر تاییدی است بر جفا و جنابت فرقه رجوی بر علیه خانواده هایی که فرقه به آنها اجازۀ یک ملاقات با فرزندانشان را نمی دهد.

فرقه از ترس جدا شدن اسیران ارتباط آنها را با دنیای ازاد قطع کرده است و اجازه استفاده از اینترنت و تلفن و حق ملاقات و حتی تماس را از آنها دریغ کرده است.

شرکت در شوی فرقۀ رجوی در پاریس مهر تأییدی است بر حمایت از جنگ طلبان امریکایی و حمایت از سعودی برای تجزیۀ ایران است.

بنابر این با تحریم شوی فرقه رجوی و افشای مزدوری این فرقه ضد ایرانی صف خود را از دشمنان ایران جدا نمایید.

عیسی آزاده

پاریس  اول ژوئن ۲۰۱۷

(پایان)

*** 

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسمابراهیم خدابنده: آیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

ولپنت فرانسه پاریس مریم رجوی سخنران کرایه ای مدعوین کرایه ایHow to pack a Mujahadeen-e-Khalq rally: spend thousands on Western politicians, less on (non-Iranian) students

سخنران کرایه ای مدعوین کرایه ای مریم رجوی مجاهدین خلقNew York Beggars Hired by MKO to Stage Rally (Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29584

کارنامه فرقه رجوی از خرداد ۱۳۶۰ تا خرداد ۱۳۹۶ (قسمت اول)ا 

 Issa Azadehعیسی آزاده، پیوند رهایی، بیست و هشتم می ۲۰۱۷:…  ملت ایران سؤال می کنند این ارتش ازادیبخش کجاست؟ کجا مستقر است؟ چه میکند؟ ساز و کارش چیست؟ برنامه اش چیست؟ چرادر ایران و لو به آرزو یک نفرشان هم دیده نشده است …. ایا چنین ارتشی وجود خارجی دارد؟ ملت بخوبی واقفند که چنین چیزی اصلا وجود خارجی ندارد و اینها همه اش یک مشت دروغ و یاوه است و ملت بخوبی می فهمند که این فرقه مطلقا دردش درد و رنج ملت ایران نیست و بخوبی … 

مریم رجوی مزدور صدامی در حال جن گیری در تیرانا آلبانیجشن نوروزی در تیرانا، در هیاهوی مریم مهر تابان

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانشهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا

لینک به منبع

کارنامه فرقه رجوی از خرداد ۱۳۶۰ تا خرداد ۱۳۹۶

(قسمت اول)

بقلم عیسی ازاده از فرماندهان و مسئولین سابق فرقه رجوی

خرداد ماه همواره ازپرحادثه ترین ماههای مهم در تاریخچه فرقه رجوی بوده است  لذا با توجه به خردادماه که در این خرداد هم فرقه رجوی انرا سرنوشت ساز و تعیین کننده اعلام کرده چون همزمان با انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری در ایران بوده است ابتدا نگاهی به رویکرد فرقه و در آماده باش قرار دادن کل دستگاهش حول این انتخابات انداخته و کارنامه فرقه را مرور می کنیم.

البته لازم است متذکر شوم که من شخصا در این انتخابات رأی ندادم اما به نظرات تمام رای دهندگان احترام میگذارم. طبعا چهل میلیونی که به پای صندوقهای رأی رفتند دلیلی برای حضورشان داشته اند.

از دیدگاه فرقۀ رجوی هر کسی در انتخابات شرکت کند یا مزدور نظام است و یا حداقل از وابستگان آن محسوب میشود و خائن می باشد.

 اما ۴۰ میلیون ایرانی در داخل و خارج کشور بدون توجه به فراخوان های این فرقه در انتخابات شرکت کردند لذا بر اساس منطق و خط فکری فرقه هرکس در انتخابات شرکت کند مزدور رژیم و جزایش اعدام است. بر اساس این تفکر فرقه رجوی باید برای چهل میلیون ایرانی حکم اعدام صادر کند.

فرقه رجوی بخوبی واقف است که در ایران فاقد پایگاه مردمی است چرا که بارها مردم ایران به اشکال مختلف نشان داده اند که سران فرقۀ رجوی به دلیل خیانت هایی که مرتکب شده اند مطرود این مردم می باشند.

اگر این فرقه می دانست که در میان ملت ایران ولو در حد اندک؛ پایگاهی دارد بدون شک از حامیانش می خواست که در انتخابات شرکت کرده و اسم مریم قجر را بنویسند و یا برگۀ سفید در صندوق بیندازند اما چون چنته اش خالی است فراخوان به تحریم داد که البته پاسخ این فراخوانش را هم با نه مردم گرفت.

فرقه رجوی برای سرگرم کردن نفراتش و اثبات اینکه این مرحله برای آنها سرنوشت ساز است به طرق مختلف و کنترل شده اسیران را در صفحات مجازی در تویتر و تلگرام فعال کرد و برای هرکدام از نفرات تعهد مشخص کرده که روزانه باید حداقل ده نفر را شکار کنند و آنها را برای عدم شرکت در انتخابات و تحریم متقاعد سازند که البته این بخش از شیادی های فرقه نیازمند یک بحث جداگانه است که مستقلا به آن پرداخته می شود.

فرقۀ رجوی در جهت تحریم، تمام دستگاههای تبلیغی اش را با انواع واقسام ترفندها در این مرحله بسیج کرده بود و از خرد و کلانشان تحلیل و تفسیرهای آبکی را بخورد هوادارانشان واسیران نگوبخت در آلبانی دادند که این مرحله تعیین تکلیف رژیم است و یکانهای ارتش آزادیبخش در خیابانهای تهران رژه خواهند رفت و مریم قجر بر تخت سلطنت جلوس خواهد کرد.

پایه و مبنای این به اصطلاح کارزارشان ارتش ازادیبخش بود ارتشی که مطلقا وجود خارجی ندارد و یک دورغ بزرگ و یک شیادی از نوع رجوی است. این ارتش کجاست؟ وچه ساز و برگی دارد؟ آیا منظورتان زنان و مردان پیر وفرتوتی است که آنها را با انواع و اقسام شالارتان بازی ها و تهدید و ارعاب ها در آلبانی با زور و وعده و و عید و با قسم و آیه نگه داشته اید که صبر کنید تا انتخابات تمام شود و میوۀ انرا بچینند.

 یک جریان به اصطلاح سیاسی که استراتژی و تلاش اصلی اش را بر یک دورغ بزرگ و بر اساس موهومات و امدادهای ترامپ و شیخ سعودی بنیان نهاده با کدام صلاحیت طلبکار مردم ایران هم شده است که چرا پای صندوق های رای رفتند و از فرمان رئیس جمهور حسرت به دل شورای دست ساز رهبر مفقودالاثر پیروی نکردند و مریم قجر را سنگ روی یخ کردند. در دوران اخراج فرقه از عراق واقامت اجباری و حقیرانه در البانی؛ سران فرقه ومشخصا مریم قجر اعلام کرده بود که با انتخاب ترامپ بعد از چند ماه آمریکا به ایران حمله نظامی کرده و رژیم را سرنگون می کند و این را به عنوان یک سرفصل مهم و استراتژیک برای فریب اعضای اسیر تعیین کرده بود که تا این سرفصل از فرقه جدا نشوند و در تشکیلات بمانند. مرحلۀ اول تمام شد و روند حرکت ترامپ هم تمام بافته های موهوم فرقه را پنبه کرد. مرحلۀ بعدی را سرفصل انتخابات اعلام کرده بودند که در این مرحله قیام مردمی صورت می گیرد و مریم رهسپار تهران خواهد شد. این مرحله هم تمام شد و تمام تحلیلهای ابکی مثل تف سربالا بر سر و روی سران و مریم قجر فرود آمد. بنابر این بر اساس وعده های مریم قجر کلیه نفراتی که خواهان جدایی بودند باید بدون درنگ از فرقه جدا شوند و بیش از این به وعده و وعید های این شیادان توجه نکنند. البته همه دوستان بخوبی به وعده های رهبر مفقودالاثر از سی خرداد ۱۳۶۰ تا خرداد ۱۳۹۶واقف هستند. و بیاد دارند که در دوران عراق طرح های آزاد کردن میهن طی سه روز یکی پس از دیگری دود شد و به هوا رفت و بعد از اخراج از عراق هم به یکباره کل استراتژی به اصطلاح ارتش آزادی بخش وجنگ آزادیبخش به یک جا سوخت و محو و نابود شد.

با محو شدن استراتژی فرقه ارتش موهوم آزادیبخش هم تماما حتی از لحاظ فیزیکی هم محو شد و طی ۱۴ سال از اذهان افراد هم محو شده است. لذا فرقه مجبور شد با شیادی و با خزیدن در شکاف های جدید راه نفسی برای خودش باز کند. در صدر همۀ این شکافها روی کار امدن ترامپ در امریکا و تضادهای سعودی با ایران و هم چنین تضادهای جناح های مختلف حاکمیت قرار دارد. مجموعا این سه شکاف مانند تونل های تو در تویی بودند که فرقه برای سرگرم کردن اسیران و جلوگیری از جداشدن آنها در انها مانور می داد.

شکاف انتخابات که گل گرفته شد و تا الآن هم از ترامپ برای اینها آبی گرم نشده است لذا مانده است سعودی که فعلا حمایت گسترده مالی از این فرقه می کند و بسیار بعید است که سعودی نگاه جدی به اینها داشته باشد و فعلا در حد استفاده ابزاری در برابر ایران با اینها مانور می کند و منتظر است در برابر تضمین منافع سعودی از طرف ایران، فرقه را رها سازد.

سؤالی که مطرح است این است که چرا ملت ایران توجهی به فرقه رجوی و الباقی اپوزیسیون خارجه نشین نکردند و پای صندوق های رای رفتند؟

فرقه رجوی اعلام کرد رأی من سرنگونی است و از طرف ارتش آزادیبخش که اصلا وجود خارجی ندارد اطلاعیه تحریم صادرکرد و به واحد های این ارتش  موهوم و خیالی دستور داد که با ایجاد کانون های شورشی مانع برگزاری انتخابات شوند واجازه انتخابات به رژیم را ندهند . این {دستور} بزرگترین جریان بر انداز خارجه نشین است.!

ملت ایران سؤال می کنند این ارتش ازادیبخش کجاست؟ کجا مستقر است؟ چه میکند؟ ساز و کارش چیست؟ برنامه اش چیست؟ چرادر ایران و لو به آرزو یک نفرشان هم دیده نشده است ….

ایا چنین ارتشی وجود خارجی دارد؟ ملت بخوبی واقفند که چنین چیزی اصلا وجود خارجی ندارد و اینها همه اش یک مشت دروغ و یاوه است و ملت بخوبی می فهمند که این فرقه مطلقا دردش درد و رنج ملت ایران نیست و بخوبی از خیانت های این فرقه در دوران عراق و مزدوری اش برای صدام حسین و وطن فروشی هایش مطلع هستند. جوانان ایرانی بخوبی بیاد دارند که این فرقه با شبیخون زدن به نیروهای مرزبان و حفاظت این میهن؛ چگونه آنها را اسیر و دست و کتف بسته به اطلاعات ارتش صدام تحویل می داد و در واقع می فروخت. ملت ایران بخوبی واقفند که فرقه رجوی آلت دست سعودی است و دنبال تکه پاره کردن ایران و جدا کردن خوزستان از ایران است و مزدورانش سربازان بی گناه را در مرز های شرقی میهن قتل عام می کنند. فرقه با این کارنامۀ سیاهش می داند که ملت ایران به آنها می خندد و از خیانت های آنها نمی گذرد.

فرقه تمام این هیاهویی که دردوران انتخابات راه انداخت صرفا برای مغز شویی و جلوگیری از جدا شدن اسیران نگونبخت و هم چنین خوش رقصی برای اربابانش بوده است.

بنابراین فرقه یک بار دیگر متحمل یک شکست سنگین شد و دست رهبران شیادش برای اسیران نگونبخت رو شد و برای هزارمین بار دیدند و فهمیدند که کسی در ایران پشیزی هم برای این فرقه ارزش قائل نیست و این فرقه کاملا بی آبرو و افشا شده است. این از داخل ایران.

از طرف دیگر فرقه هر ساله یک شو در حومۀ پاریس با گردآوری پناهندگان از کمپ های پناهندگی و دادن پول افرادی را برای شوی تبلیغاتی اش جمع می کند و همیشه هم مدعی است که بیش از صد هزار نفر در شوی آنها شرکت داشته اند.

در خارج هم ایرانیان یک سیلی محکم بر بناگوش این فرقه زدند و در امریکا و استرالیا و اروپا و اسیا ایرانیان برای رأی دادن ساعتها صف کشیدند و همه خبرگزاریها و رسانه های بین المللی هم با عکس و تصویر این استقبال را مخابره کردند. فرقه جواب این را چه می دهد؟ وچه پاسخی برای ایرانیان خارج از کشور دارد؟!

از دیدگاه بنده هر ایرانی حقش است که خودش انتخاب کند و رای بدهد یا ندهد. اینکه فرقه مدعی است هیچ فرقی بین کاندیداها نیست با آنچه ملت ایران فکر می کنند تفاوت ماهوی دارد. ملت ایران معتقد هستند که فرقی هست.

فرقه رجوی با خائن خواندن و مزدور دانستن چهل میلیون ایرانی یک تیر خلاص هم بخودش زد و دیر یا زود اسیران نگونبخت یقۀ مریم قجر و سران این فرقه را خواهند گرفت و خواهند پرسید اگر چهل میلیون ایرانی دارای حق رأی، خائن و مزدور هستند پس ما برای چه کسی مبارزه می کنیم؟. پس آن خلق قهرمان که مدعی حمایت از آن هستید آیا در قاره ای دیگر زندگی می کند؟.

آیا هزاران دختر و پسر که جشن می گیرند و رقص و پایکوبی می کنند خائن و مزدور هستند؟! یا باید با شادی جوانان ایران زمین شاد شد و انتخابشان را تبریک گفت و با خوشحالی آنها خوشحالی کرد؟. آیا خانم نرگس محمدی و دهها و صدها هنرمند و ورزشکار که حتی از زندان در انتخابات شرکت می کنند خائن و مزدور هستند؟.

فرقه ای که برای اعضای خودش کمترین ارزشی قائل نیست و به مردانشان ( نرینه وحشی) و به زنانشان (مادینه)می گوید  معلوم است که به ملت ایران بیشترین بی احترامی را می کند و ملتی را خائن ومزدور می داند.

این فرقه اگر ذره ای عرق میهن دوستی داشت و دردش درد ملت ایران بود به رأی مردم احترام قائل میشد و دست از توهین و بی احترامی به ملتی بر می داشت. اگر یک روزنه کوچک زمینه ای برای جشن و شادی ایجاد می کند و جوانان شب تا صبح رقص و پایکوبی می کنند آیا نباید به این جوانان درود فرستاد که آنقدر به لحاظ سیاسی بالغ شده اند که سره را از ناسره تشخیص می دهند؟.

فرقۀ رجوی یک بار دیگر در برابر ارادۀ ملت ایران شکست خورد و دیر یا زود این شکست بر تشکیلاتش اوار خواهد شد. و دیگر حنایش برای اسیران خودش هم رنگی نخواهد داشت.

در اینجا لازم می دانم به دوستان و همرزمان سابقم در آلبانی و اروپا که هنوز تحت تاثیر این فرقه هستند یادآور شوم که دوستان، خودتان شاهد التماس و درخواست های مریم قجر بودید که از شما خواست تا انتخابات امریکا باقی بمانید و بعد هم گفت که انتخابات بر سر رژیم اوار خواهد شد و در ایران قیام می شود ! راستی چه شد؟

دوستان، یک بار دیگر همانند صدها بار دیگر که بخوبی بیاد دارید تحلیل های سران فرقه تبدیل به تف سر بالا شد و بر سر و روی خودشان فرود آمد. ایا بازهم می خواهید در این فرقه شیاد و مزدور بیگانه و سرویس اطلاعاتی بمانید؟ عمر و جوانی تان که تباه شد. اکثریت قریب به اتفاقتان که در سن بازنشستگی با کلکسیونی از بیماری هستید. دوستان؛ به اگاهی خودتان خیانت نکنید و اجازه ندهید همانند دوران عراق صدام حسین ابزاری دست سران فرقه باشید؛ که هر روزی یک مدل شمارا رنگ کنند واز شما استفاده ابزاری کنند. انتخابات تمام شد رویکرد ترامپ را هم در این چند ماهه بعینه دیدید. لذا تصمیم خودتان را بگیرید و خودتان مسئول مقدرات و سرنوشت خودتان باشید. در عصر ارتباطات هستیم چرا هنوز شما باید در حسرت داشتن یک تلفن موبایل و دسترسی ازادانه به اینترنت باشید؟.

چرا برای یک تلفن زدن به خانواده تان باید شما را به اتاق تماس ببرند و دونفر هم موقع صحبت کنار دستتان بنشینند و صدایتان را هم ضبط کنند؟. چرا برای حتی کارهای اجتماعی با استفاده از اینترنت باید با فرمانده تان و یک ناظر به اسم افسر اتاق اینترنت و یک زن بنام مدیر ارتباطات با اینترنت کار کنید و چرا فایل هایی را که دانلود می کنید بعد از چهل و هشت ساعت و بعد از چک و سانسور یا به اصطلاح قاف زدایی به شما بر می گردانند؟ چرا این همه سانسور؟ چرا حتی اجازۀ یک گشت و گذار آزادانه را به شما در آلبانی نمی دهند چرا اجازه نمی دهند خانواده های شما برای دیدنتان به آلبانی بیایند؟. چرا در سازمانی که مدعی جامعه بی طبقه توحیدی است نورچشمی ها از بهترین امکانات استفاده می کنند و مثل اشرف خواب و خوارک شان هم باید از جمع جدا باشد؟.

چرا هنوز مانند کودکان زیر ده سال با شما تنظیم می کنند از لباس زیر تا کفش و سایر البسه تان را هم باید کسی دیگری برایتان خرید کند.

چرا وقتی یک جفت جوراب یا یک تی شرت به شما می دهند اسم هدیه خواهر مریم روش هست؟ چرا اینقدر شما را می خواهند وابسته نشان دهند؟

چرا کسی مجاز نیست لباس مورد پسند خودش را خودش مستقیم خریداری کند؟ اینجا که اشرف محاصره شده نیست اینجا البانی است.

باور کنید در جامعه اگر بایک بچه ده ساله هم چنین برخوردی شود قهر می کند و از خانه بیرون می زند.

دوستان فریب شیادی های این فرقه را نخورید تمام این تهمت و افتراهایی که به جدا شده ها می زنند دروغ محض است. آنها با این دروغها و تهمتها می خواهند جدا شدن را تابو کنند می خواهند مانند دوران برده داری همه شما سرباز صفر مریم قجر باشید و می خواهند با جان وخون و رنج وتلاش شما ادعای اپوزیسیون را در بیاورند و پول بیشتری از اربابانشان دریافت کنند. براستی اگر چهل میلیون ایرانی مزدور و خائن هستند ما هم خائن هستیم. این نوع تفکر و منطق یا با من یا مزدوری مربوط به عصر قرون وسطی و دوران جاهلیت است. بحث رهبر عقیدتی و اینکه تمام خون و جان ونفس ما به رهبر عقیدتی تعلق دارد اوج برده کشی و توهین به شعور انسانیت هست. الآن که ما در نیای آزاد زندگی می کنیم و بحث های شیادانه رجوی را مرور می کنیم نمی دانیم بخندیم یا گریه کنیم؟ که چقدر مارا تحمیق کردند و چقدر همانند برده با ما رفتار کردند.

کجای دنیا چند دهه برای یک چندهزار انسان از بیدارباش صبح تا خوابشان ساعت به ساعت توسط تشکیلات برنامه ریزی می شود. اگر پادگان هم باشد دوساله تمام میشود اگر نظامی حرفه ای هم باشد بخشی از زندگی اش بخودش مربوط میشود. تا کی می خواهید سرباز صفر بی اراده این تشکیلات جهنمی باشید؟. شما که نه حق تعیین زمان خورد و خوراکتان و خوابتان را دارید و نه مجاز به خرید حتی لباس خودتان هستید شما که باید ساعت به ساعت روزتان را گزارش کنید شما که باید افکار اعماق قلب و وجودتان را هم هر روز بازگو کنید شما که در حسرت داشتن یک تلفن هستید شما که در حسرت خوردن غذای مورد علاقه تان هستید برای چه در این تشکیلات مانده اید؟. آیا این همان فوق دموکراتیک ترین مناسبات انقلابی است که رهبر مفقودالاثر صدها بار توی گوشهای ما کرد این؟؟!!! اگر این است که باید به سرتا پای این مناسبات ضد انسانی گریه کرد و به حال زندانیان سیاه چالها غبطه خورد که وضع و حال آنها بسا بهتر از ماست.

تاکی می خواهید به آگاهی خودتان خیانت کنید.

چرا هنوز در البانی باید حسن نایب اقا که دوران کشتار اشرف و موشک های لیبرتی در اروپا عشق و حالش را می کرد نماینده شما باشد؟. مگر شما زیر سن هستید که وکیل و قیم داشته باشید؟ آن هم کسی که اصلا منتقل شده از عراق نیست و حتی یک روز هم در لیبرتی نبوده. معلوم نیست چگونه یک پناهندۀ فرانسه می تواند نمایندۀ پناهجویان یا پناهندگان در یک کشور دیگر بشود؟؟!!. جلوی این بی قانونی ها بایستید. اینها ضد قانون است فردفرد شما پناهنده هستید و خودتان طرف حساب ارگانهای سازمان ملل و دولت آلبانی می باشید.اگر شما محکم بایستید و به صورت دسته جمعی در برابر این تشکیلات هزار تو بایستید شک نکنید که همه سران فرقه از بالا تا پایین تسلیم خواسته های شما خواهند شد.

ما که خوب می فهمیم وقتی تن به بارکشی بدهیم تا نفس داریم بارمان می کنند وتا نای داریم استثمارمان می کنند. شک ندارم اگر تلاش نکنید و تسلیم تشکیلات فرقه شوید همان بلا را که سران فرقه سر همه مان در عراق آوردند در آلبانی هم همان آش و همان کاسه خواهد بود.

با ارزوی رهایی تک تک شما و پایان چشم انتظاری خانواده هایتان که تنها آرزویشان دیدن شما از نزدیک است.

ادامه دارد.

عیسی آزاده

پاریس ۲۶ می ۲۰۱۷

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29084

وطن فروشی به چه قیمتی؟ افشای رابطه فرقۀ رجوی با اسرائیل 

Issa Azadehعیسی آزاده، پیوند رهایی، بیستم آوریل ۲۰۱۷:… از فرقه ای که جلادان صبرا و شتیلا و قاتلان هزاران زن و مرد و کودک فلسطینی حامیانش می باشد و به آن افتخار هم می کند، از فرقه ای که حاضراست در یک جنگ ویرانگر  ایران نابود شود و صدها هزار شهروند بی گناه کشته شوند تا به نیات شومش برسد، از فرقه ای که قدیمی ترین اعضا و مسئولانش را بخط می کند که دست راستی ترین و فاشیست ترین عناصر آمریکایی که … 

العربیه شیخ نشین سعودی: تروریستهای ما مجاهدین خلق نماینده رجوی در العربیه سعودی: تروریست های توحید و جهاد از اعضای ما بودند

لینک به منبع

وطن فروشی به چه قیمتی؟

افشای رابطه فرقۀ رجوی با اسرائیل

نوشتۀ عیسی آزاده عضو قدیمی و از فرماندهان سابق سازمان مجاهدین خلق

مجاهدین خلق فرقه رجوی مریم رجوی مزدوران اسرائیلمجاهدین خلق فرقه رجوی مریم رجوی مزدوران اسرائیلملاقات ترکی الفیصل و محمود عباس با لیونی

مجاهدین خلق فرقه رجوی مریم رجوی مزدوران اسرائیل

مجاهدین خلق فرقه رجوی مریم رجوی مزدوران اسرائیلتصاویرملاقات ترکی الفیصل و محمود عباس با مریم رجوی

 اخراج کامل فرقه رجوی از عراق در سال ۱۳۹۵ و شکست استراتژی این فرقه در عراق و ریزش و بهم ریختگی تشکیلاتی در باقیمانده نیروهایش؛ سران فرقه را مجبور کرد که بخشی از روابط مخفی اش را علنی کند تا بدینوسیله به باقیمانده نیروهای سرخورده اش وانمود سازد که بعد از سقوط دیکتاتور عراق در تنگنا و انزوای سیاسی قرار ندارد وحامیان قوی تری از صدام حسین پیدا کرده است وکماکان توسط قدرت های منطقه پشتیبانی سیاسی و مالی میشود.

سران فرقۀ رجوی برای لاپوشانی شکست استراتژیشان درعراق  سال ۱۳۹۶ را بعنوان سال تعیین تکلیف رژیم ایران اعلام نموده و مانند دوران عراق فاکتورهای آنرا هم در نشست های مغزشویی به خورد نفرات می دهند وبا التماس و درخواست از نیروهایشان می خواهند که یک سال دیگر صبر کنند وتشکیلات فرقه را ترک نکنند چرا که امسال پایان حکومت ایران است. لازم به یاد آوری است که در دوران عراق هر بار که وعده هاو سرفصل های سرنگونی که رجوی اعلام می کرد در عمل شکست میخورد افراد و اسیران نگونبخت را مقصر و مسئول می دانست. حتما در سال ۱۳۹۷ هم در آلبانی افراد را مقصر اعلام خواهد کرد.!!!!.

در رابطه با حضور علنی  ترکی فیصل عضو خانواده سلطنتی آل سعود و رئیس سابق اطلاعات عربستان در شوی خمیه شب بازی فرقه در حومه پاریس و اعلام غیر منتظرۀ مرگ رجوی که تا کنون هم تعیین تکلیف نشده است سران فرقه سعی داشته و دارند که با زیر آبی رفتن از جواب صحیح طفره بروند..البته در صورتی که این خبرکذب باشد؛ ترکی فیصل آبرو و حیثیت خود و خانواده اش  را در گرو فرقه رجوی گذاشته است.

در برنامه های علنی فرقه با نشان دادن تصاویر رهبر مفقودالاثرو شعر و شعار هایی که می دهند وانمود می کنند که رهبر نمرده و در کنارشان است.

طی چند ماه اخیر سران فرقه و مشخصا مریم قجر در بحث و جلسات درون تشکیلاتی اعلام کرده اند که این خبر یک رد گم کنی بوده است  و دشمنان مگر در خواب مرگ رجوی را ببینند.

بعد از حضور علنی ترکی فیصل در اجتماع فرقه یک ملاقات علنی هم اقای محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین با مریم قجر داشته است.

بعد از این ملاقات ها خبرگزاری ها تحلیل های مختلفی را انعکاس دادند و محتوای همه این انعکاسات این بود که این یک پیام از طرف پادشاهی سعودی به دولت ایران است که اگر به منافع ما در خلیج فارس زیانی وارد شود ما هم از اصلی ترین جریان مخالف ایرانی حمایت رسمی و علنی می کنیم.

از آنجا که فرقه رجوی برای سرپا ماندن هیچ مرز سرخی ندارد حضور شاهزاده سعودی و عباس را یک پیروزی برای خودش اعلام کرد و انبوهی اخبار و تحلیل و گزارش حول این دیدارها در رسانه های اصلی و جانبی اش انعکاس داد.

لازم به یاد آوری است که در زمان حضور فرقه در عراق، شخص رجوی آنقدر در نشست های مغز شویی صدام حسین را تطهیر کرده بود که همه افراد انرا ناجی ایران می دانستند و سمپاتی نیروهای فرقه به صدام از سمپاتی حتی فدائیان صدام حسین به وی هم بیشتر شده بود.

همگان فکر می کردند که بعد از سقوط دیکتاتور عراق، خاندان سعودی تنها ارباب و حامی جدید منطقه ای فرقۀ رجوی است اما با علنی شدن رابطۀ ترکی فیصل با سازمان اطلاعات اسرائیل و گرفتن عکس یادگاری با لیونی و هم چنین رابطه خاصی که محمود عباس با اسرائیل دارد این فرضیه را روشن ساخت که اسرائیل هم از حامیان اصلی فرقه رجوی است و اصلی ترین لابی های این فرقه در امریکا از یهودی های جنگ طلب و حامی اسرائیل هستند.

 تمام افرادی که از قدیم در تشکیلات فرقه رجوی بوده اند حتما بیاد دارند که همواره رجوی مفقودالاثر و همسرش در تمام جلسات عمومی اعلام می کردند که ما دست و پای هر دولتی را که حتی یک سنگ به سمت این رژیم پرتاب کند می بوسیم.

از فرقه ای که جلادان صبرا و شتیلا و قاتلان هزاران زن و مرد و کودک فلسطینی حامیانش می باشد و به آن افتخار هم می کند، از فرقه ای که حاضراست در یک جنگ ویرانگر  ایران نابود شود و صدها هزار شهروند بی گناه کشته شوند تا به نیات شومش برسد، از فرقه ای که قدیمی ترین اعضا و مسئولانش را بخط می کند که دست راستی ترین و فاشیست ترین عناصر آمریکایی که خواهان تجزیه ونابودی ایران هستنداز آنها سان ببیند، چه انتظاری است؟! آیا نتیجۀ کار این فرقه در طی این نزدیک به چهار دهه جز مزدوری و خشونت و جنگ طلبی چیز دیگری بوده است؟

آیا این فرقه به فکر درد و رنج مردم ایران است؟ و طرفدار برابری زن ومرد است؟ در صورتیکه در این فرقه هیچ خانمی جرأت ندارد بدون چارقد باشد و همه را هم در بی اطلاعی مطلق قرار داده و دسترسی به اینترنت و داشتن تلفن همراه را برای افراد اسیر ممنوع ساخته است. تا کنون که به گواهی تاریخ و همه افرادی که صفوف این فرقه را ترک کرده اند جواب مطلقا منفی است زیرا این فرقه با خط مشی هدف وسیله را توجیه می کند فقط دنبال قدرت طلبی و جنگ افروزی است.

این فرقه بیش از دودهه برای صدام حسین دیکتاتور سابق عراق مزدوری کرد و تا خرخره هم صدام آنها را تسلیح کرد اما حاصل و دستمزدشان اخراج با خفت و خواری از عراق بود. البته اگر از حق نگذریم تمام سرمایه های فعلی فرقه همان پول های سهمیه نفتی است که صدام حسین برای فرقه اختصاص داده بود.

اینک  هم فرقه با دل بستن به رئیس جمهور جدید آمریکا برای پشتیبانی سیاسی و کمک های مالی واطلاعاتی سعودی و اسرائیل وعده سرنگونی داده است و با شل و سفت کردن مناسبات ضد انسانی تشکیلاتش می خواهد به هر نحوی که شده جلوی خروج جمعی نفرات از فرقه و فروپاشی اش را بگیرد.

 عیسی آزاده ۱۹/۴/۲۰۱۷

پاریس

*** 

مزدوران فرقه رجوی مجاهدین خلق در خدمت جنگ و امریکافوران نارضایتی از دیدار با مک کین در فرقه رجوی (مک کین بجای مسعود رجوی آمد)ا

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 3از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28922

ژست ها و طبلهای میان تهی مریم رجوی در تیرانا برای لاپوشانی شکست استراتژیک

Issa Azadehعیسی آزاده، پیوند رهایی، چهارم آوریل ۲۰۱۷:… شرایط و اوضاع و احوال در آلبانی مانند عراق نیست و فرقه دیگر آن توان بگیر و ببند را ندارد وباید شکست را متناسب با شرایط جدید با هیاهو و ژست ها و طبلهای میان تهی وارونه جلوه دهند و مدعی پیروزی شوند. لذا آوردن بیشترین مواجب بگیران از آمریکا صرفا برای اطمینان خاطر دادن به … 

دیدار اعضای سابق مجاهدین خلق فرقه رجوی ا پارلمان اروپادیدار هیأتی از جداشدگان فرقۀ رجوی با نمایندۀ پارلمان اروپا از پرتقال در بروکسل

لینک به منبع

ژست ها و طبلهای میان تهی مریم رجوی در تیرانا برای لاپوشانی شکست استراتژیک

نوشتۀ عیسی آزاده عضو قدیمی و از فرماندهان سابق سازمان مجاهدین

مریم قجر بعد از استقرار در آلبانی مراسم به اصطلاح عید نوروزامسال را در میان اسیران فرقه برگزار کرد و به همین منظور سران فرقه با تقلید ابلهانه از شوهای تبلیغاتی و استیج ها ؛یک استیج برای وی ترتیب دادند و برایش فرش قرمز پهن کردند و به سیاق خیمه شب بازی دوران عراق تعدادی زن و مرد را لباس متحد الشکل پوشاندند و تعدادی هم از عناصر سالخورده این فرقه رادر صف مستقلبین او قرار دادند. طوری این نمایش را اجرا کردند که طرف خودش هم متوهم شد و ادا و اطوار یک رئیس جمهور را در آورد و خودش را در قالب و جلد یک رئیس جمهور نشان داد!…

مریم قجر در این شوی تبلیغاتی مبالغ هنگفتی را هزینه کرد تا شکست استراتژی فرقه اش را وارونه جلوه دهد و برای دل خوشنک اسیران باقیمانده در فرقه و امیدواری دادن به آنها؛ تعدادی از سفرا و ارتشیان، صاحب منصبان سابق آمریکایی و تعدادی آلبانیایی را هم گردآوری کرده بود؛ تا به اصطلاح رجوی برای صاحب خانه جدیدش!! خودی نشان دهد و وانمود کند که دولت جدید امریکا پشت آنها است و آنها را پشتیبانی می کند.

لازم به یادآوری است که در طی حضور در عراق دهها بار مشابه این شوهای تبلیغاتی وجود داشته است وهمگان به چشم دیده اند که چگونه افراد بعد از مدت کوتاهی سرد و دلمرده شده اند. در عراق نفرات را از قبل توجیه وحتی تهدید می کردند که باید همه مشکلات ذهنی شان را در مراسم به اصطلاح رهبری کنار بگذارند و حسابی هورا بکشند و پایکوبی و شادمانی کنند و شعار های از قبل آماده شده را با فریاد در سالن طنین افکن نمایند  و اگر کسی واکنش نشان نمی داد نفراتی رااز قبل در نقاط مختلف سالن گمارده بودند که با آن نفرات برخورد کنند که چرا دست نمی زنند و هورا نمی کشند. همه چیز مصنوعی و فرمالیستی بود. برای کسانیکه این شوهای تبلیغاتی فرقه را دیده اند واضح بود که هیچ چیز جدیدی وجود نداشته است و همان داستانهای سرکاری همیشگی فرقه بوده است که اساسا مصرف داخلی داشته و صرفا برای سرپوش گذاشتن بر تضاد های روز افزون فرقه وجلوگیری از موج جدا شدن نفرات و همچنین فیلم برداری برای پخش در تلویزیون فرقه جهت نگهداری اندک باقی ماندۀ هوادارانش در خارج کشور و لابیها و مواجب بگیران اروپایی و آمریکایی بوده است بطوریکه بعضی وقتها فیلمبرداری مراسم یا برنامه و جشن خراب یا ناقص می شد و افراد را بعد از پایان برنامه و جشن نگه می داشتند تا دوباره بنشینند و ارکستر و بازیکنان نمایشنامه ها را برمی گرداندند تا دوباره به مدت چندین ساعت برنامه را تکرار می کنند تا مجددا ضبط شود!!

 مریم قجر در شوی خودش در آلبانی با نیم نگاهی به نفرات امریکایی در پوست خود نمی گنجید و کل بحث و صحبت هایش را بر اساس خط جدید دولت امریکا متمرکز کرده بود و طوری وانمود می کرد که آقای ترامپ ناجی آنها است و به زودی مریم قجر با اسکورت هواپیماهای آمریکایی در تهران بر تخت ریاست  جلوس خواهد کرد. بگذریم که در دوران ریاست بوش هم بسی وعده وو عید ها به فرقه دادند از تسلیح تا حمایت لجستیکی و پوشش هوایی و اقتصادی اما حاصل تمام آن وعده و وعید ها برای فرقه اخراج از عراق و تبعید به آلبانی بود و نه چیز دیگر. عراق برای رجوی بود و نبودش بود و بارها اعلام کرده بود که ظرف عراق همه چیز ماست و بدون عراق ما نفله می شویم و سر از سیتۀ پاریس و ساحل سن در خواهیم آورد و فوقش تبدیل به یک محفل روشنفکر قهوه خانه نشین خواهیم شد و تا می توانست نسبت به اپوزیسیون های خارجه نشین فحاشی می کرد.

 در چنین شرایط و وضعیتی مریم قجرمجبور شده است که صورتش را با سیلی سرخ نگه دارد و طوری وانمود کند که اخراج خفت بار از عراق برایش یک موهبت الهی بوده و یک پیرزوی استراتژیک نصیبش شده است!!. انگار که یک طوفان مهیب آمده و تمام میوه های درختان را به زمین ریخته و حالا باید فرقه میوه های مفت و مجانی جمع آوری کند!!.

بقای این فرقه مبتنی بر شکاف زی بودن آن و هیاهوی تبلیغاتی بوده و می باشد و همیشه در تمام بزنگاههای حساس و سرفصل های مهم سیاسی و استراتژیک فرقه برای گریز از پاسخگویی و اذعان به شکست هایش با ایجاد بحران های سیاسی وتشکیلاتی طوری فضا را تغییر می داد که انگار در بهترین شرایط سیاسی است و چند صباحی دیگر دوران تبعیدش به اتمام خواهد رسید و قدرت را تصاحب می کند!!.

طبعا دستگاه فرقه رجوی بعد از طراحی های مختلف برای سرپوش گذاشتن بر شکست استراتژی اش در عراق و مسأله دار شدن بدنه وکادرهای تشکیلات و جلوگیری از موج ریزش نیروها لاجرم باید با تمام توان و ظرفیتش وارد میدان می شد. بی دلیل هم نبود که در مراسم و شوی تبلیغاتی امسالشان در نوروز در آلبانی؛  همانند سالی که مریم قجر از پاریس به عراق با دستور رجوی برگردانده شده یعنی در سال ۷۵( و البته بعضی ها مطرح می کنند که فرانسه اورا اخراج کرده است ) در آن دوران سکانداری شو با مرحوم مفقود الاثر رجوی بود که خودش شخصا دستور روش برگزاری آن شو؛ را داده بود و خبرگزاری و تلویزیون ابوظبی را هم با پرداخت هزینه های سنگینی آورده بودند که چند دقیقه برنامه را زنده پخش کرد. {در همان زمان مسعود مفقود الاثر اعلام کرد که مریم موشکی بود که من یعنی “رجوی” شلیکش کردم به سمت اروپا تا یخ های اروپارا آب کند!! و با پایان ماموریت موفقیت آمیزش اورا به میان رزمندگان بر گرداندم تا دوباره به سمت ایران شلیکش کنم!!}.

آقا مسعود مفقود الاثر طوری جوسازی کرد انگار که ظرف چند ماه آینده عملیات نهائی سرنگونی کلید می خورد و ظرف شش ماه رژیم را سرنگون می کنیم!! البته قبل از برگرداندن مریم یک عملیات شدید سرکوب را رجوی در اشرف سابق استارت زده بود و بیش از هفتصد نفر از اعضای ناراضی را زندانی و شکنجه کرده بود که کسی جرأت حرف زدن نداشته باشد. بعد از آن داستان و خفقانی که در تشکیلات ایجاد شده بود مریم را برگرداند و اسم انرا گذاشت بازگشت “بند  ر” به جوار خاک میهن ( منظور از بند  ر کد تشکیلاتی درونی فرقه برای اعلام و منصوب کردن مریم قجر به رئیس جمهوری توسط همسرش می باشد = بند ریاست جمهوری!!).

در آن دوران همۀ افراد در جمع های قابل اعتماد خودشان جوک می گفتند که این چه موشکی بوده که بعد از شلیک و اصابت به هدف دوباره به سمت سکوی خودش برگشته است!!. اما خفقانی که رجوی ایجاد کرده بود مانع هر گونه اعتراض نسبت به خیمه شب بازیهایش می شد.

اما اکنون شرایط و اوضاع و احوال در آلبانی مانند عراق نیست و فرقه دیگر آن توان بگیر و ببند را ندارد وباید شکست را متناسب با شرایط جدید با هیاهو و ژست ها و طبلهای میان تهی وارونه جلوه دهند و مدعی پیروزی شوند. لذا آوردن بیشترین مواجب بگیران از آمریکا صرفا برای اطمینان خاطر دادن به اسیران فرقه است که از فرقه جدا نشوند و یک سال دیگر صبر کنند که با شروع جنگ امریکا و شدت تحریم ها شرایط و زمینه قبضه کردن قدرت توسط فرقه فراهم خواهد شد!!.

همه می دانند که فرقۀ رجوی در معادلات سیاسی داخل ایران جایی ندارد و در خارج از ایران هم که مدعی تنها آلترناتیو و سازمان یافته ترین گروه بودن است جریانی را غیر از خودش قبول ندارد و مدعی است که همه باید ابتدا در برابر رئیس جمهور حسرت به دل!! سر تعظیم فرود بیاورند و هر چه را فرقه دیکته کند امضا کنند تا وارد بازی خودشان کنند. بنابراین به جز دایناسورهای تاریخ در رفته که مواجب بگیر فرقه و در شورای دست ساز مرحوم مفقودالاثر هستند کسی اینها را قبول ندارد. می ماند آقای ترامپ و خیال های واهی سران فرقه که عمو ترامپشان ناجی است و مریم را بر تخت ریاست می نشاند.

اما در واقعیت امر وضعیت فرقه به لحاظ تشکیلاتی به شدت متزلزل است و در هیچ برهه ای از تاریخش با چنین چالشی روبرونبوده است. طوری که در حال حاضر افراد زیر بیست سال سابقه را در پایگاههای مختلف و غیر متمرکز نگهداری می کنند و تا حدودی یک آزادی نسبی هم به آنها داده اند و فقط می خواهند به هر نحوی که ممکن است آنها را نگه دارد تا جدا نشوند.

تا کنون حدود پانصد جدا شده از آلبانی به کشورهای دیگر منتقل شده و نزدیک دویست نفر از آنها اکنون در آلبانی باقی مانده اند که آنها را هم فرقه تحت کنترل گرفته تا با افراد داخل تشکیلات در حال فروپاشی و ریزش تماس نگیرند و موجب تسریع جداشدن دیگران نشوند. با توجه به شرایط و وضعیت افراد برخی از آنها را خود فرقه با شیوه های مختلف به کشورهای اروپای غربی می فرستد ولی از انتقال برخی دیگر به آن کشورها جلوگیری می کند تا در فضا و محیطی خارج از کنترل فرقه دست به افشاگری علیه آن نزنند. افراد جداشدۀ مانده در آلبانی هم چون مستمری شان را از فرقه می گیرند جرات ندارند بر خلاف فرقه قدمی بر دارند یا کلامی بگویند؛ چون اگر از خط قرمزها و شروط فرقه عدول کنند مستمری آنها قطع می شود. خط قرمز اصلی که فرقه برای این افراد مشخص کرده عدم ارتباط آنان با اعضای جدا شده در اروپا ست. فرقه همچنین به همۀ آنها و حتی به برخی افراد داخل تشکیلات خودش که صلاح می داند با خانواده شان تماس بگیرند این خط را مشخص کرده که به خانواده هایشان بگویند فعلا به آلبانی برای ملاقاتشان نیایند!!.

فرقه، نیروهای بالای ۳۰ سال سابقه را در یک محل در خارج از شهر به صورت متمرکز در یک قرارگاه نگهداشته و اسمش را هم اشرف ۳ گذاشته و کلیه ضوابط و چارچوب هایی که در اشرف سابق در عراق بود در این محل هم عینا اجرا می شود و مشخصا این افراد قادر به تردد و رفت و آمد به داخل شهر جز در موارد استثنایی و چند نفره از جمله برای معالجه یا مراجعه به پزشک و… نیستند. این افراد دارای ردۀ ام او به بالا و اصلی ترین نیروی باقیماندۀ فرقه بعد از اخراجش از عراق می باشند که متوسط سنی آنان ۵۵ سال است و شامل بالاترین مسئولان و اعضای اولیه و قدیمی فرقه نیز می شوند که در میان آنان افراد بین هفتاد و هشتاد ساله هم هستند. علت این نوع جداسازی و نگهداشتن افراد این رده دور از پایتخت و فضای شهر وحشت فرقه از جدا شدن یا فرار این افراد می باشد که در این صورت یک شکست و ضربۀ استراتژیک بزرگی برای فرقه خواهد شد.

 لایه دیگر کادرهای سال ۱۳۵۸ به بعد فرقه هستند که در میان آنان افراد به شدت ناراضی و ضد خط و مشی مریم قجر وجود دارند که با برخورد های تشکیلاتی و سایر ملاحظات عاطفی  مانع جدا شدن انها از فرقه شده اند ولی علیرغم تمام تمهیدات در طی همین چند ماه اخیر تعداد قابل توجهی از همین افراد هم از فرقه جدا شده اند. این لایه ها در پایگاهها و خانه هایی در داخل تیرانا اسکان داده شده اند و ترددهای آنها چند نفری است تا همدیگر را کنترل کرده و مانع جدایی و فرار افراد شوند.

بنابراین معضلات و مشکلات روزافزون فرقه در آلبانی و شکست استراتژی اش در عراق باعث شده است که با یک ژست به شدت مهندسی و طراحی شده مریم قجر را وارد میدان کنند تا به میزانی که می توانند از شدت ضربات وارده از این شکست بکاهند..

البته نا گفته نماند که هنوز خانواده های اسیران موفق به حضور در آلبانی نشده اند و فرقه تا جایی که درتوانش بوده با پراخت رشوه به لابی هایش و استفاده از فشارهای اربابان جدید آمریکایی و منطقه ای اش؛ دولت مردان آلبانیایی را متقاعد کرده است که مانع حضور خانواده های اسیران در آلبانی شوند و از ورود آنها به خاک آلبانی جلوگیری کنند. البته به لحاظ قانونی دولت آلبانی نمی تواند چنین مانعی را به مدت طولانی ایجاد کند چون اروپاست ودر دنیای آزاد و دموکراتیک حرف اول و آخر را قانون می زند و قانون هم حتی برای مجرمین و زندانیان حق ملاقات قائل است چه رسد به افرادی که به عنوان پناهنده وارد این کشور شده اند.

موج ریزش نیرویی؛ مسئله دار شدن نفرات و حضور خانواده ها در آلبانی  روند فروپاشی فرقه را تسریع میکند. بدون شک هیچ شوی تبلیغاتی و هیاهوی سیاسی و ژستها و طبلهای توخالی مانع فروپاشی فرقۀ رجوی نخواهد شد چرا که این فرقه از هر لحاظ اعم از ایدئولوژیک و سیاسی و استراتژیک شکست کامل خورده است.

عیسی آزاده

پاریس – ۱۲ فروردین ۱۳۹۶ –  اول آوریل ۲۰۱۷

*** 

علیه مجاهدین خلق فرقه رجوی در بروکسل بلژیکحضور فعال هیأتی از جداشدگان فرقۀ رجوی در سمینار باشگاه خبرنگاران اتحادیۀ اروپا در بروکسل

https://youtu.be/uon-5_qD1f8

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27270

دپوی افراد در آلبانی به خیال واهی توسط فرقۀ رجوی 

 Issa Azadehعیسی آزاده، پیوند رهایی، ششم نوامبر ۲۰۱۶:…  چرا ما اسیران باید همچنان در حسرت یک دیدار خانوادگی باشیم؟ زن و زندگی پیش کشتان باد چرا حتی ما را از دسترسی به شبکه های اجتماعی و انترنت محروم کرده اید؟ چرا حتی اجازه نمی دهید ما به تنهایی در خیابانهای آلبانی یا در سواحل آن قدمی بزنیم و قصۀ درد و حرمانمان را با درختان و آب دریا بازگو کنیم آیا از درختان و آب دریا هم وحشت دارید؟ … 

رحوی اعضای مجاهدین خلقرهبری مجاهدین و اعضا- دشمنانش (خیانت همیشه در اوج اعتماد اتفاق می افتد؛)

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیMassoud and Anne Khodabandeh: Albanian citizens fearful of radicalised Mojahedin Khalq neighbours deserve more information

لینک به منبع

دپوی افراد در آلبانی به خیال واهی توسط فرقۀ رجوی

عیسی آزادهنوشتۀ عیسی آزاده عضو قدیمی و از فرماندهان سابق سازمان مجاهدین خلق

بعد از انتقال همۀ اعضای اسیر از کشور عراق به آلبانی، فرقۀ رجوی به سردمداری مریم قجر با بوق و کرنا اعلام پیروزی کرد و فاز جدیدی را اعلام نمود. ولی برای همگان این سؤال ایجاد شد که عقب نشینی خفت بار از عراق و رجعت به خارجه و بر باد رفتن استراتژی مرحوم رجوی این بلوف یا شعر و شعار تبلیغاتی چه صیغه ای است؟

در همان گرد و خاک کردن فرقه و جار و جنجالی که به پا کرده بود یک موضوع هم لابلای بلوف های تو خالی دستگاه تبلیغات فرقه وجود داشت ولی تلاش کردند آنرا کم رنگ جلوه دهند و آن اعلام «فاز جدید سرنگونی» با «تهاجم سیاسی»! به عنوان ورود به «یک مرحله نوین از مبارزه»!! می باشد.

البته برای کسانی که سالیان با گوشت و پوست خود و بیش از چند دهه در فرقۀ رجوی زندگی کرده اند مشخص است که باز هم همانند دوران عراق رهبری این فرقه وارد یک شعبدۀ دیگری با اعضای اسیر و هوادارانش در خارج از مناسبات تشکیلاتی شده است. بر همین اساس تمام سران فرقه که در اوایل سال ۲۰۰۳ فرار را بر قرار ترجیح داده و راهی اروپا شده و اسیران را سپر بلا قرار داده بودند ریز و درشت و به تر تیب اجرای نقش به دستور مریم قجر به آلبانی سرازیر شدند و شروع به منبر رفتن و خواندن روضۀ پیروزی نموده اند تا زمینه را برای منبر رفتن به اصطلاح ایدئولوژیک مریم قجر آماده نمایند تا او بتواند به قول خودش میوۀ پیروزی را بچیند و با همان سیاق قبل به اصطلاح کام مجاهدان آلبانی نشین را شیرین کند و با اعلام فاز جدید و تمرکز مجدد روی «انقلاب ایدئولوژیک» با یک تیر چند نشان بزند.

نخست با توجه به تغییر محل از عراق به شرق اروپا همگان را نسبت به خطرات اروپا آگاه سازد که «اینجا همانند قرارگاه اشرف ایزوله و استریل نیست، اینجا همانند قرارگاه اشرف اطراف آن چند مدار خاکریز و انواع و اقسام سیم های خار دار نیست، اینجا مانند اشرف اطراف ان بیابانهای برهوت و لم یزرع نیست، اینجا حتی بنگال های لیبرتی هم نیست که چند مدار حفاظتی برای جلوگیری از خروج افراد وجود داشته باشد و اینجا مثل قرار گاهایتان در عراق نیست که سالی یک بار هم چشمتان به یک زن بدون حجاب نیافتد و… اینجا اروپاست با تمام رنگ و لعاب های بورژوازی»!! بنابرین نخست باید فکری به حال برادران و خواهرانی که از سال ۱۳۶۸ شمسی به زور و با شعبده بازی های مسعود رجوی طلاقانده شده و در تجرد نگهداشته بود می کرد.

زیرا نخستین سؤال کلیه افراد از قدیمی تا جدید ترین (که البته جدیدترین هم الآن حوالی دهه چهل عمرشان هستند) این است که اگر فاز عوض شده و استراتژی جنگ مسلحانه در عراق دورانش گذشته است پس چرا «انقلاب ایدئولوژیک» هم که مربوط به همان دوران است و علی القاعده باید تاریخ مصرف آن هم تمام شده باشد دیگر کهنه نشده است؟؟!!

 چرا ما اسیران باید همچنان در حسرت یک دیدار خانوادگی باشیم؟

 زن و زندگی پیش کشتان باد چرا حتی ما را از دسترسی به شبکه های اجتماعی و انترنت محروم کرده اید؟ چرا حتی اجازه نمی دهید ما به تنهایی در خیابانهای آلبانی یا در سواحل آن قدمی بزنیم و قصۀ درد و حرمانمان را با درختان و آب دریا بازگو کنیم آیا از درختان و آب دریا هم وحشت دارید؟ ودهها سؤال دیگر؟؟

آیا درختان و دریا و پارک های آلبانی هم مزدوران ارتجاع هستند؟!!

به طور واقعی این زبان حال همه اسیران است زیرا زندگی آن هم بیش از سی سال آن هم بصورت تنگاتنگ با هم طبعا همه مان نگفته حرف های دل هم را می دانیم چه ما که خارج از تشکیلات هستیم و چه کسانی که الآن در چنبرۀ تشکیلات اسیرند. بنابراین دپو کردن افراد در آپارتمان های آلبانی اسیران را بشدت مسئله دار خواهد کرد وبدون شک به انحاء مختلف افراد تناقضاتشان را بیان می کنند و طبق سیاق ثابت خلاصۀ تمام تناقضات توسط معاونت تشکیلات جمع بندی و برای مریم ارسال می شود ومثل همیشه باید از جابجایی کاسه بشقاب تا کوچکترین مورد تشکیلاتی به سمع و نظر ایشان برسد. کما اینکه همواره در تشکیلات هیچ امری بالاتر و مهمتر از مسائل تشکیلاتی وجود ندارد. لذا در غیاب رجوی مرحوم باید خانم ایشان تشکیلات را جمع و جور کند. به گواهی بیش از سی سالی که در فرقه رجوی بوده ام حتی در یک مورد هم مسائل و تناقضات خطی و سیاسی و تشکیلاتی توسط بالاترین نفرات تشکیلات قابل حل و فصل شدن نبوده است زیرا اصلی ترین کار مسئولین فرقه نشخوار بیانات رهبر بوده و می باشد. البته هیچ وقت هم در فرقه چنین اجازه ای به هیچ فردی در هر جایگاهی هم که باشد داده نشده است که پیرامون مسائل خطی و استراتژی با افراد وارد بحث و جدل شود. در این زمینه هم این اختیار مختص رهبر عقیدتی است.

اخبار غیر رسمی حاکی از این است که تا کنون در آلبانی بیش از یکصد و پنجاه نفر از فرقه جدا شده اند و الآن در آلبانی خارج تشکیلات ولی البته تحت کنترل سران فرقه زندگی می کنند. تلاش فرقه این است که از تشکیل کمپ یا محلی تحت عنوان جدا شدگان در آلبانی جلوگیری کند. لذا فرقه سعی می کند با گرفتن خانه و دادن مبلغی ماهانه به افراد جدا شده آنها را بصورت انفرادی و یا ماکزیمم دو یا سه نفری در خانه های اجاره ای که فرقه اجاره آنها را می پردازد نگهدارد. اصلی ترین مرز سرخی هم که برای این افراد مشخص کرده است عدم ارتباط با افراد جدا شده ساکن اروپا می باشد و طبعا این افراد هم برای اینکه آوارۀ کوچه و خیابانهای آلبانی نشوند  فعلا به این خواستۀ فرقه تن داده اند.

تعدادی از این افراد از ترس قطع شدن حقوقشان حتی از ارتباط با خانواده هایشان هم خودداری می کنند.

بنابر این با توجه به جو متشنج تشکیلات و مسئله دار شدن افراد، سران فرقه دو راه در پیش دارند: یا باید مثل دهۀ هفتاد و هشتاد در عراق به اصطلاح خودش فضا را رادیکالیزه کند تا کسی جرأت نفس کشیدن بر خلاف تشکیلات را نداشته باشد و با بگیر و ببند و نشست های چند هزار نفره نسق همه را بگیرد یا اینکه با توجه به فضای جدید با افراد مدارا کند و پیچ و مهره های تشکیلات را کمی شل کند البته نه در حدی که افراد بخواهند پایشان را از گلیم تشکیلات دراز تر کنند.

لذا فعلا با دپو کردن افراد در آپارتمانها وسرگرم کردن آنها با بحث های سیاسی و به اصطلاح با بهم زدن آش به اعلام فاز جدید سیاسی!! یا در حقیقت بازگشت به استراتژی سی و هفت سال پیش تن داده است.

زیرا فرقه تا حدودی روی انتخابات آمریکا و روی کار آمدن رئیس جمهور جدید به لحاظ خطی سرمایه گذاری کرده و به نقطۀ تلاقی یک جنگ و رویایی با رژیم ایران و آمریکا در سوریه چشم دوخته است، یعنی باز هم ادامۀ همان استراتژی رجوی به اصطلاح خودش «جرقه و جنگ که شاید در این اثنا تغاری بشکند ماستی بریزد جهان گردد به کام کاسه لیسان»!! (عین جملۀ رجوی در آخرین نشستش با ما چند ماه قبل از حملۀ آمریکا به عراق).

بنابراین اعلام فاز جدید تحت عنوان «فاز سیاسی سرنگونی رژیم با فشار های بین المللی تا مهرتابان به جایگاه رئیس جمهوری نائل شود» پایه های این استراتژی جدید می باشد.

باید به نویسنده یا دیکته کنندۀ این استراتژی گفت به چه دلیل اینقدر لقمه را تاب می دهید و می خواهید از پس گردن وارد دهان کنید. بفرمایید مثل بقیۀ احزاب و سازمانهایی که خیلی محترمانه اعلام شکست کردند و از گذشته شان درس عبرت گرفتند شما هم اعلام کنید که مبارزۀ مسلحانه و اعلام فاز نظامی در سی و اندی سال گذشته اشتباه بوده و حالا تصمیم به مبارزۀ سیاسی گرفته ایم وآن خط واستراتژی قبلی غلط بوده یا حد اقل دورانش گذشته است زیرا دیگر نه از ارتش ازادیبخش خبری است و نه از عراق بعنوان ژئوپلتیک منطقه.

آیا تا به حال مبارزه سیاسی قهر آمیز شنیده اید؟

در اینجا بایستی متذکر شد که پایه و مبنای این خط جدید حضور در آلبانی است و شرایطی که دولت آلبانی برای سران این فرقه و حامیان آنها جهت ادامۀ حضورشان در این کشور تعیین کرده است. زیرا هیچ وقت دولت آلبانی بخاطر منافع و مصالح مردم و کشورش حاضر نمی شود یک فرقه را با شعار سرنگونی دولت یک کشور دیگر آن هم از طریق جنگ مسلحانه در کشورش تحمل کند آن هم یک کشور اروپای شرقی با یک دموکراسی نوپا که در این صورت باید هر روز شاهد یک بلوای سیاسی باشد.

فرقه و سران آن هیچ وقت با اعضای خود و مردم ایران طی بیش از سه دهه نه صادق بوده اند و نه اعضای خود و مردم ایران محرم آنها بوده اند. هیچ وقت سران فرقه شرایط حضورشان در آلبانی و تعهداتی که به امریکا و عربستان و دولت آلبانی داده اند را حتی به اعضایشان نمی گویند کما اینکه هیچ وقت داد و ستد های نفتی  و قرار دادهای اطلاعاتی با صدام حسین را به اعضای خودشان هم نگفتند و به جز تعداد اندکی از افراد و مسئولین مربوطۀ دست اندر کار، کسی از آنها اطلاعی نداشت.

تا زمانیکه فیلم های چاپلوسی مرحوم رجوی در مقابل رئیس اطلاعات عراق و دادن اطلاعات به سازمان اطلاعات عراق توسط عباس داوری و گرفتن پولهای فله ای در یوتیوپ منتشر نشده بود کسی نمی دانست زیرا رجوی در تمام دورانی که در عراق بودیم می گفت ما همانند یک دولت در دولت هستیم و همه چیز را خودمان از ارتش عراق خریده ایم!!…

در نتیجه دپوی فله ای افراد در آلبانی و اعلام فاز جدید سیاسی تحت فشار دولت آلبانی و از همه مهمتر اذعان به منحل شدن ارتش موهوم رجوی مرحوم مشکلات بنیادی و پایه ای اعضای اسیر را حل نخواهد کرد. زیرا اگر دوران یا استراتژی عوض شده و فاز جدیدی در ورای تمام فاز های گذشته اعلام شده است نخست باید: مریم قجرعضدانلو خیمه شب بازی انقلاب را تعطیل کند و به مجرد نگه داشتن اجباری نفرات خاتمه داده و بگذارد افراد بادنیای بیرون ارتباط داشته باشند که گام نخست آن اجازه دادن به خانواده ها برای دیدن عزیرانشان است.

عیسی آزاده

پاریس ۵ نوامبر ۲۰۱۶

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26750

اخراج از عراق مهرپایان بر استراتژی شکست خورده 

 Issa Azadehعیسی آزاده، روزنه رهایی، یازدهم سپتامبر ۲۰۱۶:… خبرگزاری ها و رسانه های وابسته به فرقه رجوی خبر از انتقال کلیه اسیران از کمپ لیبرتی به البانی را گزارش کرده اند که طی چند پرواز اختصاصی در روزهای پنجشنبه و جمعه باقیمانده اسیران ؛ لیبرتی را ترک کردند.البته این خبر خوشحال کننده ای است که غلیرغم تمام مشکلات و فشار های تشکیلاتی از جانب فرقه اسیران در البانی تامین جانی پیدا کردند.و از جهنم عراق خارج شدند. این واقعا … 

مسعود رجوی و فروغ جاویدان رجوی و پایان سه دهه تحلیل آبکی در عراق

لینک به منبع

اخراج از عراق مهرپایان بر استراتژی شکست خورده

خبرگزاری ها و رسانه های وابسته به فرقه رجوی خبر از انتقال کلیه اسیران از کمپ لیبرتی به البانی را گزارش کرده اند که طی چند پرواز اختصاصی در روزهای پنجشنبه و جمعه باقیمانده اسیران ؛ لیبرتی را ترک کردند.البته این خبر خوشحال کننده ای است که غلیرغم تمام مشکلات و فشار های تشکیلاتی از جانب فرقه اسیران در البانی تامین جانی پیدا کردند.و از جهنم عراق خارج شدند. این واقعا جای خوشحالی و تبریک به خانواده های عزیز دارد.

اطلاعیه و بیانیه های فرقه حکایت از یک پیروزی استراتژیک و یک عملیات بزرگ بوده است. انقدر هیاهو و جاروجنجال را افزایش داده اند که اصل قضیه را لاپوشانی کنند. مگر قرار نبود که در اشرف می مانیم و در اشرف هم می میریم. مگر گفته نشد کوهها اگر زجا بجنبند اشرف زجا نجنبد. بعد از انتقال به لیبرتی مگر گفته نشد لیبرتی پل پیرزوی به سوی ایران بود . مگر گفته نشد فکر کردن به اینکه در لیبرتی موقت هستیم گناه کبیره است و هرکس عیر از این فکر کند همگام با اطلاعات رؤیم است .چه شد که یک شبه کانون استراتژیک نبرد یعنی اشرف و پل پیروزی یعنی لیبرتی دود شدند به هوا رفتند و الان سخن از فصل جدید می شود. کدام فصل جدید .اگر یک وجه این داستان فشار و کشت و کشتار های رژیم بوده است ؟وجه دیگر ان چه شد ؟مگر رجوی تا یک سال قبل بحث یگان ۳۱۳ را مطرح نکرد.که تا اخرین قطره خون در لیبرتی می مانیم و با چنگ و ناخن و دندان دفاع خواهیم کرد.این جار جنجال و هیاهو مقدمه ای برای فراری دادن رجوی از پاسخ گویی است که به چه دلیل بعد از ۲۰۰۳با تاکتیک های واهی اسیران را نگه داشتی و دهها نفر را سپر بلا کردی و به کشتن دادی و انقدر فشار را در تشکیلاتی بالا برد بودی که کسی جرات نکند کلمه خروج از عراق را به زبان بیاورد.به زودی ابها از اسیاب می افتد و اسیران خواهند فهمبد که چه کلاه گشادی سرشان گذاشته شده است و اگر بازهم تن به همان سیستم کنترل ذهن فرقه و مغزشویی بدهند. البانی هم برایشان چهنمی بدتر ار عراق خواهد شد.

زیرا بعد از مدتی {باور کنید} یقه تک تک شما در نشست های جمعی را خواهد گرفت و طلبکار همه می شود که علت خروج فرقه از عراق اسیران بوده اند همان کاری که بعد از شکست در عملیات فروغ سر همه مان اوردند.

باید منتظر بود که تشکیلات فرقه چگونه در این موقعیت جغرافیایی متفاوت در شکل و محتوا با عراق چگونه اسیران را در گرداب البانی تحت تسلط مطلق در خواهد آورد
در پایان هم باید متذکر شوم که بسیار خوشحالم که دوستان و هم رزمان سابقم از عراق نا امن خارج شدند.ارزو مندم که در ددنیای ازاد این دوستان خودشان انتخاب کنند و اجازه ندهند یک مشت شیاد و دروغگو و خوش گذران سرنوشت انها را دوباره بدست بگیرند.

عیسی آزاده

*** 

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

مسعود خدابنده بی بی سیلینک به ویدئو در سایت بی بی سی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26166

شرط بندی عربستان سعودی روی اسب بازنده 

 Issa Azadehعیسی آزاده، پیوند رهایی، اول اوت ۲۰۱۶:… نکته مهم در دیدار آقای محمود عباس با ملکه ترور مریم رجوی در مقر اقامت رهبر فلسطین در پاریس این است که این دیدار قطعا بی ربط با حضور ترکی الفیصل در شوی فرقه نیست و بی شک بدون اشاره یا در حقیقت بدون اعمال فشار و درخواست عربستان سعودی (ارباب جدید رجوی) به عنوان واسطۀ این دیدار نمی باشد. عربستان سعودی به دلیل ضدیتش با … 

عیسی آزاده پارلمان اروپاآلبانی و خواب های پنبه دانه ای رجوی

لینک به منبع

شرط بندی عربستان سعودی روی اسب بازنده

واسطگی و فشار سعودی پشت دیدار مریم قجر با محمود عباس

به قلم عیسی آزاده عضو قدیمی و از فرماندهان سابق سازمان مجاهدین خلق

به دنبال حضور جنجالی ترکی الفیصل رئیس پیشین سازمان اطلاعات و امنیت عربستان سعودی و از شاهزادگان حکومت خاندانی این کشور در شوی فرقه رجوی و اعلام مرگ رجوی توسط وی در این برنامه؛ آقای محمود عباس رئیس حکومت خودگردان فلسطین با مریم قجر سمبل تروریسم و همدست خطرناک ترین تروریست ها و متکی به انواع لابیهای اسرائیلی در پاریس ملاقات می کند. البته رابطه علنی و مخفی فرقه رجوی از چند دهه قبل با اعضای دفتر سیاسی فتح و مرحوم یاسر عرفات وجود داشته است و در مقاطعی هم در عراق سازمان فتح کمک های لجستیکی به فرقه کرده است که شامل چادر ومنابع آب و پوشاک بوده است.

روی تمام اقلامی که فتح به فرقۀ رجوی در عراق می داد؛ آرم سازمان آزادیبخش فلسطین و جنبش فتح وجود داشت. البته از همه معروف تر در بین اقلام اهدایی اش چادر یا خیمه های بزرگ بود که به آنها چادر فلسطینی می گفتیم و علیرغم گذشت سالیان در تمام مانورها و پراکندگی های فرقه در خارج ار کمپ ها از همان چادر ها استفاده می کردیم.

به خاطر دارم که مسعود رجوی رهبر مفقود الاثر فرقه بارها از قول آقای عرفات نقل می کرد که می توانیم به فلسطین برویم و آنجا قرارگاه ایجاد کنیم و دفتر داشته باشیم. اما به دلایل سیاسی و تضاد کار نکردن با اسرائیل این کار را نمی کنیم چرا که به خوبی مواظب بود که رابطۀ فرقه اش با اسرائیل به هم نخورد چون به طور مداوم تبادل اطلاعات با اسرائیل از جمله در رابطه با فعالیتهای هسته ای رژیم ایران داشتند و همین رابطه شان بارها مورد شک و اعتراض و هشدار صدام و رژیمش و حزب بعث در دیدارهایشان با مسعود رجوی قرار گرفته بود.

بعد از روی کار آمدن آقای محمود عباس به دنبال درگذشت رهبر سابق فلسطین آقای یاسر عرفات، فلسطین دو تکه شد. یکی قسمت غزه و یک قسمت رام الله وفلسطینی ها بجای احقاق حقوق خود از اشغالگر متأسفانه بجان هم افتادند و این ترژادی کماکان ادامه دارد.

نکته مهم در دیدار آقای محمود عباس با ملکه ترور مریم رجوی در مقر اقامت رهبر فلسطین در پاریس این است که این دیدار قطعا بی ربط با حضور ترکی الفیصل در شوی فرقه نیست و بی شک بدون اشاره یا در حقیقت بدون اعمال فشار و درخواست عربستان سعودی (ارباب جدید رجوی) به عنوان واسطۀ این دیدار نمی باشد.

عربستان سعودی به دلیل ضدیتش با حکومت ایران وارد یک قمار سیاسی بسیار خطرناکی در منطقه شده است که تا کنون راه در رویی هم نتوانسته پیدا کند. یمن به باتلاق مرگباری برایش تبدیل شده است و حمایتش از تروریست های داعش در عراق و سوریه هم راه بجایی نبرده است و به دلیل ناکامی های سیاسی اش با تمام قوا جایگزین دیکتاتور سابق عراق شده است و برای گریز از باتلاقی که در ان گیر کرده است عملا پدر خواندۀ فرقه رجوی شد تا شاید بدینوسیله روی دولت ایران به لحاظ سیاسی فشار بیاورد که بنحوی بتواند فرقه رجوی را در برابر حوثی های یمن بعنوان یک برگ در دستش داشته باشد.

لذا بعد از حضور علنی ترکی الفیصل در شوی فرقۀ رجوی رسانه های وابسته به سعودی مانند العربیه و الجزیره و سایرین به انحاء مختلف فرقه رجوی را پشتیبانی رسانه ای میکنند تا با انتشار فیلم های شوی فرقه که با شرکت کنندگان و سخنرانان اجاره ای برگزار شده است فرقه رجوی را بزرگ جلوه داده و بعنوان اپوزیسیون مدره قالب کنند.

با توجه به اعلام کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد مبنی بر خروج اجباری کلیه باقیمانده های عناصر فرقۀ رجوی از عراق و انتقال آنان به آلبانی تا آخر سال جاری میلادی و شکست استراتژی رجوی؛ رهبران فرقه دست به دامان عربستان سعودی شدند تا آنها را از این مهلکۀ مرگبار فروپاشی برهاند و مدتی تا آبها از آسیاب بیافتد اسیران فرقه یک دل خوش کنک داشته باشند وبعد از صدام حسین به آل سعود دل ببندند.

طبعا این دیدار هم در همین راستاست والا به لحاظ سیاسی و خطی هیچ اهمیتی ندارد و دردی هم از مشکلات عدیده و تشکیلاتی فرقه حل نخواهد کرد چرا که عربستان سعودی به خوبی از بی پایگاهی این فرقه در داخل و خارج ایران و نزد ایرانیان که به روشنی در جلوی چشم ترکی فیصل در همان شوی مریم قجر در سالن مملو از خارجی بورژۀ پاریس نمایان بود آگاه است (به گزارش سازمان اطلاعات خود عربستان که سال گذشته توسط ویکی لیکس منتشر شد مبنی بر اینکه سازمان مجاهدین خلق فاقد هر گونه پایگاه و نقش و تأثیر گذاری در داخل ایران می باشد) و مخصوصا که خبر مرگ رجوی هم آنهم اعلام خبر توسط بیگانگان سعودی مشکلات تشکیلاتی این فرقه و تناقضات اعضا و هواداران فرقه را بیشتر و پیچیده تر کرده است.

در حال حاضر تمام هم و غم فرقه حفظ تشکیلات و باقیمانده نیروهاست که به هر قیمت و با هر ترفندی هم که شده سر نیروها را گرم کنند و بنوعی به آنها روحیه بدهند. روشن است که آقای محمود عباس با اشاره و فشار و واسطگی سعودی حاضر به ملاقات با مریم قجر شده و با این کارش از کیسه خلق فلسطین خرج کرده است و اگر به اختیار خودش بود حاضر به این ملاقات نمی شد چون آقای محمود عباس معروف به محافظه کاری است و سعی اش بر این بوده که وارد تنش های سیاسی منطقه نشود. اما سعودی به وابستگان مالی خود خط و ربط می دهد و اگر دولتی یا حزبی رد کند با قطع کمک مالی مواجه خواهد شد.

اما فرقه رجوی علیرغم شکست در خط و استراتژی باز هم از تاریخ درس عبرت نگرفته است و هیزم بیار معرکه شده است و تا جایی که در توان داشت در عراق بر طبل فرقه گرایی و دخالت در امور عراق و حمایت از تروریسم کوبید اما مردم عراق آنها را طرد کردند و تفاوتی بین فرقه رجوی و سران حزب منحله بعث نمی دانند. امسال هم که آخرین سال حضور فرقه در عراق است و باید تا پایان امسال خاک عراق را ترک کنند از این رو به شدت به دامن اربابان سعودیش چسبیده که چاره ای برای خروج از انزوای داخلی و بین المللی اش از جمله با شرکت در برنامه هایشان و ترتیب دادن دیدارهایی از اینگونه بیندیشند.

فرقه رجوی که بنایش بر نیرنگ و فریبکاری است بعد از شکستش در عراق روی تحولات سوریه متمرکز شده است. وضعیت سوریه هم با توجه به اخبار رسیده گواه بر شکست داعش و سایر تروریست هاست. لذا نه از عراق و نه از سوریه و نه از یمن آبی برای فرقه گرم نشد و این شکاف ها هم در حال بسته شدن هستند. لذا باید چاره بیندیشند و آنهم با داشتن یک ارباب و دیدارهای دیپلماتیک رهبرگونه!! برای روحیه دادن به نیروهای فرسوده و از کار افتاده اش که دیگر فشار بی حد و حصر تشکیلات و بیگاری کشیدن مستمر از آنها بی آنکه خبری از تحقق شعارهای پوچ سی سالۀ فرقه از جمله شعار سرنگونی و مبارزۀ مسلحانه و… باشد ؛ نایی برایشان نمانده است و تبدیل به پیرمردان و پیرزنانی شده اند که اکثریت قریب به اتفاقشان توان نگهدای خودرا هم ندارند و باید در خانه سالمندان نگهداری شوند. اما بازهم فرقه دست از سر این افراد بر نمی دارد و با نگهداشتن آنها در شرایط طاقت فرسای کمپ ترازیت لیبرتی می خواهد ارباب جدیدش را با دورغ بفریبد که هنوز ارتشی موهوم و تشکیلاتی منسجم وجود دارد!!.

فرقه به خوبی می داند که سعودی فقط آنها را بعنوان یک کارت دستش دارد و هر زمان شرایط به نفعش بچرخد این کارت را می سوزاند ولی آنها در شرایط بن بست و دشوار کنونی شان به ناچار سیاست فرج از این ستون به آن ستون را در پیش گرفته اند.

درست مانند صدام حسین که برای هرچه دست آموز کردن فرقه از کلیه جلسات مخفی و علنی اش فیلم و سند تهیه می کرد که یک وقت فرقه دچار توهم نشود و همیشه آن را به عنوان برگ در دستش داشته باشد.

(فیلم های مزدوری و گرفتن پاداش رجوی از جانیان عراقی در یوتیوپ موجود است).

من بعنوان کسی که سالیان متمادی در فرقه رجوی بوده ام این دیدار را محکوم کرده و انرا به صلاح دو ملت ایران و فلسطین نمی دانم زیرا ملاقات با تروریست ها مشکلات را افزایش داده و خصومت و دشمنی را بین دو ملت برادر پرورش می دهد زیرا این راه بارها طی سی و اندی سال اخیر با عراق صدام حسین و بسیاری دیگر آزموده و تجربه شده است.

تمام سیاسیونی که با فرقه حشر و نشر دارند بخوبی واقفند که این فرقه فاقد پایگاه اجتماعی در ایران است و علیرغم انبوه مشکلات مردم ایران ناشی از بیکاری و گرانی و فقر و خفقان اما هیچ وقت طی این دهها سال به سمت فرقه گرایشی پیدا نکرده اند و این فرقه به دلیل خیانتش به ملت ایران و خیانت به وطن در همدستی و مزدوری برای صدام حسین در حال جنگ با ایران هیچ وقت از سوی این ملت و وطن بخشوده نشده و نمی شوند و مردم ایران نمی خواهند بلایی دیگر همانند داعش گریبانگیر آنان شود.

اما سخنی کوتاه با اقای محمود عباس:

در محتوا هیچ تفاوتی بین داعش و فرقه رجوی وجود ندارد البته در بعضی زمینه ها فرقه بسیار مرتجع تر از داعش عمل کرده است. فرقه رجوی که تمام درب های دنیای آزاد رابه روی اسیران خود بسته و حتی از اینترنت و تلفن همراه هم آنها را محروم کرده است به احدی از اعضایش اجازه نمی دهد با خانواده اش ارتباط داشته باشد. فرقه ای که با زور واجبار تمام زنان مردان را وادار به متارکه اجباری کرد . فرقه ای که رهبرش مسعود رجوی که اکنون فراری و پنهان می باشد و یا به قولی فوت کرده است دارای حرمسرا بود و در کاخ زندگی می کرد اما اعضایش در حسرت یک خواب راحت بودند. . و در حسرت یک دیدار با خانواده هایشان بوده و هستند.

فرقه ای که در راستای خوشرقصی برای صدام حسین و گرفتن دلار های خونین نفطی عراق، سربازان ایرانی مدافع وطن را کشت و مثله کرد و اسیرشان کرد و تحویل دژخیمان صدام داد آیا شایان ملاقات است؟

فرقه ای که تحمل یک انتقاد ساده را ندارد و با تهدید به قتل اعضای ناراضی اش می خواهد صدای آنان را خفه کند آیا شایان ملاقات است؟

آیا مریم قجر که در کشتار هزاران نفر در ایران و عراق دست داشته و مسئول مستقیم اعزام تیم های تروریستی به داخل ایران و کشتار کردها و عربها در عراق بوده شایستۀ ملاقات است؟ و آیا ملاقات با یک تروریست مشکلی از خلق فلسطین حل خواهد کرد؟

نه خیر آقای محمود عباس!

لطفا از کیسه ملت فلسطین برای راضی کردن حکام سعودی خرج نکنید و خودتان را سنگ روی یخ نسازید. رهبر مفقود الاثر این فرقه علیرغم تجلیلهای های ظاهری و بیرونی از مرحوم عرفات بارها در نشستهای درون تشکیلاتی سازمانش بدترین توهین ها و ناسزاها را نسبت به عرفات فقید مشخصا به علت سفرش به ایران در اثنای جنگ ایران و عراق و تلاشش برای برقراری صلح بین دو کشور (به علت نیاز شدید رجوی به ادامۀ جنگ بین دو کشور) و بعدها هم به علت ازدواجش با خانم سهی روا می داشت و ما بارها شاهد انواع دشنامها و توهینها به شادروان عرفات همچنین توسط مریم رجوی و مهدی ابریشمچی همسر سابق مریم با تمسخر ازدواج آن مرحوم در سنین کهنسالی بودیم که این عین نمک نشناسی و به فراموش سپردن آنهمه کمکهای عرفات به آنان و توهم ابلهانه به خودشان و خودبزرگ بینی شان بود در حالیکه خود مسعود رجوی چندین باز ازدواج علنی داشت (از جمله ازدواج سی سال پیش او با همین مریم رجوی بلافاصله بعد از طلاقش، با معامله با شوهر سابقش مهدی ابریشمچی که هر دو در دیدار با شما حضور داشتند، امری که همان زمان به شدت انزجار مردم ایران را برانگیخت) و بعد هم همین خانم مریم رجوی که شما با او ملاقات کردید برایش حرمسرا تشکیل داد و یک جا تمام زنان فرقه را به عقد رجوی در آورد. در تمامی این زمینه ها شهود عینی وجود دارد و بارها توسط زنان شورای رهبری فرقه رجوی که از این فرقه جدا شده اند افشا و بیان شده است.

من به عنوان یک ایرانی که از بدو کودکی قلبم برای مردم و کودکان فلسطینی می تپیده و بعد از بلوغ هم عاشق آرمان فلسطینها بوده و هستم. این کار شمارا ناپسند و بر خلاف منافع خلق فلسطین می دانم.

بنابراین نه حضور ترکی الفیصل و نه ملاقات با اقای محمود عباس دردی از درد های بی درمان فرقه رجوی را درمان نخواهد کرد و چیزی را در رابطه با این فرقه تغییر نخواهد داد.

لذا سیاسیونی که با انگیزۀ مادی با تروریست های ملاقات می کنند خود را می سوزانند و ضرر آن متوجه خودشان خواهد شد چرا که ملت ایران فرقه رجوی را یک سازمان تروریستی و خطرناک می شناسند و مطلقا این فرقه در داخل ایران پایگاهی ندارد و به شدت مورد تنفر و انزجار مردم ایران می باشد.

پاینده ایران

با ارزوی صلح و امنیت و رفاه برای ملت برادر فلسطین

عیسی ازاده

پاریس ۳۱ ژوئیه ۲۰۱۶

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25529

رجوی و ماه رمضان سالیانمان در قرارگاههای فرقه اش 

 Issa Azadehعیسی آزاده، پیوند رهایی، هشتم ژوئن ۲۰۱۶:…  هر ساله با شروع ماه رمضان به دستور مریم قجر تشریفات خاصی در تمام مقرات و پایگاههای فرقه در عراق و اروپا برگزار می شود. در زمانیکه عراق در سایه صدام برای رهبران فرقه امن بود افطار اول ماه رمضان برای تمام افراد مستقر در قرارگاه محل استقرار رجوی به اصطلاح همه میهمان رهبری بودند و مریم قجر دیس های مرغ و پلو را دست به دست می چرخاند وبه پیش … 

شورای رهبری ، بهانه ایی برای شروع تجاوز (بتول سلطانی: سوء استفاده جنسی رجوی از زنان صدای دبیر دوم سفارت امریکا را هم در آورد)

لینک به منبع

رجوی و ماه رمضان سالیانمان در قرارگاههای فرقه اش

نوشتۀ عیسی آزاده عضو قدیمی و از فرماندهان سابق سازمان مجاهدین

هر ساله با شروع ماه رمضان به دستور مریم قجر تشریفات خاصی در تمام مقرات و پایگاههای فرقه در عراق و اروپا برگزار می شود. در زمانیکه عراق در سایه صدام برای رهبران فرقه امن بود افطار اول ماه رمضان برای تمام افراد مستقر در قرارگاه محل استقرار رجوی به اصطلاح همه میهمان رهبری بودند و مریم قجر دیس های مرغ و پلو را دست به دست می چرخاند وبه پیش خدمتانش می داد تا جلوی افراد قرار دهند. بر همین سیاق در سایر قرارگاهها هم فرماندهان هر بخش و ستاد هم همین کار را می کردند.

در شرایطی این میهمانی ها؛ چند شب طول می کشید. البته یک میهمانیهایی هم بود که معروف به میهمانی لایه ای بود. این ضیافت توسط بالاترین فرماندهان برگزارمیشد که خیلی هم بی محتوا و تصنعی بود. معمولا این ضیافت از پایین ترین لایه یعنی نفرات جدید الورود شروع میشد. در بعضی اوقات که وضعیت به لحاظ امنیتی خوب بود رجوی در قرارگاه سابق اشرف و بعدا در لیبرتی همه ساله نشست های شستشوی مغزی اش را بعد از افطار تا نزدیک سحر با تفسیرهای من در آوردی به شدت خرافی از آیاتی انتخابی و جیره بندی شده از قرآن به صورت هر شب چند آیه ادامه می داد و در مواردی هم افطار بصورت جمعی بود و هر مقری افطاری نفراتش را می آورد و بصورت جمعی سرو میشد که اسمش را گذاشته بودند میهمانی برادر !!!

رجوی هم متناسب با وضعیت تشکیلاتی شبهای طولانی حرف میزد و شبی یک بار رژیم را سرنگون می کرد!! البته بیش از نود درصد افراد بعد از افطاری خواب بودند و خر و پف آنها هوا بود. ما می دانستیم که برای به اصطلاح تعمیق بحث برادر باید چند بار دیگر هم در بازپخش ها گوش کنیم و این نشست ها فرصت خوبی بود که کمبود خوابمان را جبران کنیم و خستگی مفرط بیگاری هارا از بدنمان بزداییم.

چرت زدن نه تنها در نشست رهبری تنبیه داشت که با یک سیخ زدن نفر کناری شروع می شد آنهم با اشاره ناظرین نشست که همه افراد را تحت نظر داشتند و چند متر چند در نقاط مختلف سالن تحت عنوان حفاظت و انتظامات نفرات را می پاییدند تا حمله و ناسزا در نشست تفتیش عقاید موسوم به «عملیات جاری» در مقرات هم اگر چرت می زدی در همان موقع پخش نوار یقه ات را می گرفتند و شب هم در نشست عملیات جاری باید حساب پس می دادی.

این میهمانی دادنها در راه خدا و مفت و مجانی نبود. هدف فرقه حل وفصل مسائل و معضلات تشکیلاتی با سوء استفاده از ماه رمضان و فریضه مذهبی بود که هم با چهره مهربان از نفراتی که دچار مشکل و بحران شده اند دلجویی کند و هم مشکلات و تناقضات ذهنی کلیه اعضا را پیرامون مسائل خطی واستراتژی و سیاسی حل وفصل نماید. این ماه علیرغم اینکه به قول معروف قرار است برای مسلمانان دارای خیرات و برکات باشد اما برای ما که در فرقه رجوی بودیم مایه زجر وبدبختی بود (درست مثل جمعه ها و ایام عید نووز که بیشترین کار و بیگاریها به می دادند!) و همه شب وروز دعا می کردیم که ماه رمضان زودتر تمام شود تا از شر حرفهای تکراری و افسانه سرایی های به غایت خرافی و ارتجاعی رجوی از بعد از افطار تا سحری (از خواب نما شدنهای خود و نوچه هایش و پیش بینی های فلان فال گیر در داغستان!! مبنی بر حتمیت رئیس جمهور شدن یک زن در ایران!! گرفته تا تفسیرهای آنچنانی قرأن و قرأن به سر گرفتن و مرثیه سرایی های ریائی شبهای احیا و بعضی شبها شرح معجزات انبیا و اولیا و کشف شدن کشتی نوح با اسامی پنج تن شیعه!! که هزاران سال بعد از نوح بودند روی کشتی! و تا کشف چگونگی خشک شدن رود نیل در پای قوم موسی و غرق شدن فرعون و… از جمله تفسیر سورۀ احزاب و تشبیه اشرف به مدینه و گذاشتن خودش هم به جای پیغمبر اسلام!!) و بیگاری های آشپزخانه و سرو و پذیرایی در میهمانی های بی محتوا خلاص شویم.

بعد از سرنگونی صدام حسین یک مصیبت دیگر هم اضافه شده بود یعنی میهمانی دادن به هواداران حزب بعث منحله و به اصطلاح شیوخ عشایر عراق وو….. که در هنگام خوردن قوزی( کباب برۀ بریانی با پلو) همراه با نوشابه های دست ساز اشرف وعده می دادند که یک ماهه دولت عراق را سرنگون می کنند و دوباره وضعیت بر می گردد به روال سابق و دیگر غم وغصه سلاح را نداشته باشید!!. حتی بعضی ها می گفتند اگر تعرضی به شما شود ما با تمام عشایر و قبیله مان جلوی درب اشرف چادر زده و بلکه زیر تانکها می خوابیم وبه احدی اجازه تعدی به اشرف را نخواهیم داد!!..

البته همه اینها لاف و گزاف سر سینی ها گوشت و پلو بود!! زیرا در چندین حمله که با آنهمه کشتار به اشرف صورت گرفت و آخرش هم نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان و اشرف کاملا تخلیه شد خبری از دوستان عرب شکمو که شب تا صبح برایشان غذا طبخ می کردیم و بعد هم باید ریخت پاش آنها را جمع و جورمی کردیم نشد و همه شان غلاف کردند و کلا دوستی های ادعایی را هم فراموش!. بعد از آن هم که دولت عراق حفاظت اشرف را بر عهده گرفت و رفت و آمد به اشرف و از آن ممنوع شد و دیگر از آن مهمانی ها خبری نبود دوباره فرقه از فرط بیکاری افراد یکانی را بنام یکان اجتماعی اینترنتی ایجاد کرد که بصورت مجازی با دوستان سابق ارتباط برقرار می کردند.

در رمضان یکی از سالهای بعد نیز که نیروهای عراقی با صف آرایی شان بیرون درب اشرف برای حمله به قرارگاه آماده می شدند و رجوی نیز گروهی را برای به کشتن دادنشان جلوی آنها دم در اشرف قرار داده بود به عنوان امام و مرجع تقلید! فتوا داد به علت اینکه در حال جنگ و جهاد هستیم و روزها هم طولانی است و روزه گرفتن در این تابستان عراق با گرمای ۵۰ درجه مانع مبارزه و جنگیدن می باشد هیچکس امسال نباید روزه بگیرد چه آنها که در جلوی در (جبهۀ مقدم) هستند و چه آنها که در ستادها جلوی کولر کار سیاسی و نوشتن می کنند و در فتوایش تأکید کرد که همگی قضای آن را در ماه محرم که در زمستان و با روزهای کوتاه می باشد به جا می آوریم! این سومین فتوای وجوب روزه خواری از سوی رجوی و وجوب گرفتن روزه در ماهی دیگر به جای ماه رمضان طی سالیان حضور ما در اشرف بود که پیش از آن یکی در زمان جنگ دوم خلیج یعنی جنگ کویت و دیگری در زمان جنگ آمریکا در عراق و سرنگونی رژیم صدام حسین بود.

در این دورۀ بعد از سقوط صدام یعنی در دوران تماس های اینترنتی، دوستان سابق در عشایر عراق با پر کردن لیستها و زونکنهای امضاهای جعلی میلیونی! تا توانستند از پول های باد صدام آورده! اخاذی کردند و تا خرخره سر فرقه کلاه گذاشتند. البته سران اجتماعی فرقه در ظاهر جلوی افراد چیزی نمی گفتند که امضاها جعلی است اما در نشست های مسئولین مستمرا دعوا بر سر جعل بودن امضاها بود (یک دوست عراقی از این طریق داشتم که وکیل بود و کار وکالتش رونقی نداشت. این فرد از طریقی دوستی دیگر به من معرفی شد و من اورا به ستاد اجتماعی وصل کردم. این فرد بیش از دویست هزار امضای جعلی درست کردو چندین میلیون دینار پول گرفت. از او پرسیدم امضاها راچطوری تهیه کردی گفت به شما دروغ نمی گویم رفتم ۵ قبرستان و اسامی تمام مرده ها را نوشتم و آمدم سه بار اینها را باز نویسی کردم!!) در عراق اسم فامیل وجود ندارد و اسامی به اصطلاح ثلاثی (سه اسمی) است یعنی اسم فرد و اسم پدر فرد و اسم پدر بزرگ فرد را می نویسند مثلا حسن سلمان راشد وو…

بر همین سیاق هم در اورسوراواز فرانسه هر ساله در چند نوبت مریم قجر افطاری می دهد. یک بار مسلمانان استان والدواوواز و یک بار مسلمانان عرب که اساسا بسیاری شان حامیان خطرناک ترین تروریست های عرب از جمله داعشی ها هستند میهمان بانو می شوند و این عربها هم به تبعیت از برادران عرب عراقی خود قول یک ماهه می دهند که رژیم سوریه را سرنگون!! و یمن را از وجود شیعه ها پاکسازی کنند!! و بهترین محل را در این دوکشور برای استقرار ارتش موهوم آزادیبخش! رجوی فراهم کنند!!.

من به خوبی بیاد دارم که در اوج جنگ سوریه در نشستی رجوی مطرح کرد که ظرف شش ماه حکومت سوریه سرنگون خواهد شد و ما در بهترین نقطه سوریه در ساحل مدیترانه اشرف جدیدی برپا خواهیم کرد (البته منظورش دیرالزور بود) که آن موقع ما نمی دانستیم.

الآن بیش از سه سال از آن زمان می گذرد و هنوز دوستان عرب وعده ای را که در پای سینیهای مملو از انواع اطعمه وحلویات (شیرینیجات) رنگارنگ داده بودند خبری نشد و رجوی به جای استقرار در سوریه یا یمن به اصطلاح خودش یواشکی نفرات را به آلبانی ترانسپورت می کند!!.. البته یواشکی که می گویم برای اعضای نگونبخت در لیبرتی می باشد و الا در خارج محیط بستۀ فرقه اسامی منتقل شدگان در سایت های مختلف منتشر می شود.

بله، رجوی اینبار برای رو نشدن دستش در دورغ های قبلی می خواهد اشرف جدیدی را در آلبانی بسازد. البته بحث اسم اشرف برای رجوی مترادف با استراتژی است و برای اینکه اعتراف به خطاها و شکست استراتژیهای گذشته اش نکند اسم تمام پایگاهایش در اروپا را به نام اشرف شماره گذاری کرده است!! تا این پیام را به اعضای نگوبخت بدهد که باید کماکان در همان موهومات ارتش ازادیبخش و با همان یال و کوبال سابق باشید. البته دیگر نه یالی مانده است و نه کوپالی!!….

بر اساس تجربۀ عینی سالیانم و واقعیت های ملموسی که شاهد آنها بودم حتی در یک مورد هم تحلیل های رجوی درست از آب در نیامده و همه اش موهوم بود بگذریم که در تشکیلات فرقه مبتنی بر سرسپاری مطلق به «رهبری عقیدتی»، تحلیل های رجوی را همردیف وحی می دانند و معتقدند که رجوی هیچگاه اشتیاه نکرده و نمی کند بلکه همیشه در همۀ شکستها این اعضا ومسئولین بودند که حرف اورا نفهمیده و درست اجرا نکرده اند!!

ولی کسی نمی پرسد مگر مریم قجر سرسپار مطلق به «رهبری» اش نبود پس چرا او کاری از پیش نبرد؟!. ومسئولین بالای فرقه و مشخصا مسئولین اول فرقه در سالیان گذشته که مطلقا مطیع امر بودند چرا خود مسئله دار شدند و تعدادی از آنها هم در حد آبدارچی تنزل رده پیدا کردند؟؟!!.

عیسی آزاده

پاریس ۷/۶/۲۰۱۶

*** 

همچنین:

دیدار و گفتگوی سه تن از منشعبین سازمان مجاهدین خلق، اعضای انجمن «نه به تروریسم و فرقه ها» با آقای دکتر بنی صدر

پیوند رهایی، دوم می ۲۰۱۵:… روز سه شنبه ۸ اردیبهشت ۹۴ برابر با ۲۸ آوریل ۲۰۱۵ هیأتی از اعضا و مسئولین قدیمی منشعب از سازمان مجاهدین خلق ایران شامل آقایان قربانعلی حسین نژاد عضو و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین و داوود باقروند ارشد از اعضا و مسئولین قدیمی سازما
 
 
پیوند رهایی، شانزدهم آوریل ۲۰۱۵:…  حقایقی تلخ در مورد سرنوشت سازمان و مسیری که طی میکند. پایگاه مردمی سازمان مجاهدین از ادعا تا واقعیت (حقایقی درمورد جعل اسناد حمایت مردمی). دخالت های آقای رجوی در سیاست داخلی عراق. اعتراضات مردمی و رسمی مقامات عراق نسبت به دخالتهای آقای رجوی در عراق. استخدام
 
 
پیوند رهایی، دوازدهم مارس ۲۰۱۵:…  بیش از سی سال در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق ایران (mek) بودم بعد از سرنگون شدن شاه ایران و ایجاد یک فضای باز سیاسی نشاًت گرفته از پتانسیل انقلاب به امید تحقق آزادی و دموکراسی در ایران و ساختن یک کشور جدید مبتنی برعدالت و رفاه اجتماعی و آزادی و برا