نامه سرگشاده به گزارشگر سازمان ملل

نامه سرگشاده به گزارشگر سازمان ملل

نامه سرگشاده به گزارشگر سازمان مللغفور فتاحیان، سایت نجات از فرقه ها، پاریس، نوزدهم می 2020:… اخیرا هم تعداد بسیاری از این خانواده ها منجمله پدران و مادران پیری که سالیان سال است چشم انتظار فرزندان خود هستن می خواستن برای دیدن فرزندانشان به البانی بروند ولی متاسفانه دولت البانی به انها ویزا نمی دهد می خواستم از شما خواهش کنم که به دولت البانی فشار بیاورید تا بلکه این خانوادهای درد مند و پدران و مادران سالخورده که سالیان سال است چشم انتظار فرزندان خود هستن بتواند از نزدیک فرزندان خود را ببیند اقای جاوید رحمان مطمئن باشید که خانوادهای ایرانی این اسیران این کار بزرگ شما را هرگز فراموش نخواهند کرد. نامه سرگشاده به گزارشگر سازمان ملل 

نامه سرگشاده به گزارشگر سازمان مللخانواده های گروگانهای رجوی پشت درب زندان اشرف3

نامه سرگشاده به گزارشگر سازمان ملل

در رابطه با نقض ابتدایی ترین حقوق بشر در سازمان مجاهدین که اجازه نمی دهد خانواده ها با فرزندانشان دیدار کنند

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جداشده از فرقۀ رجوی

آقای جاوید رحمان گزارشگر سازمان ملل،

با گرمترین درودها،

این جانب غفور فتاحیان از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین هستم که بیش از بیست سال از بهترین دروران جوانیم را به صورت حرفه ای در اردوگاههای این سازمان در عراق در اسارت روحی و ذهنی این سازمان بودم که خوشبختانه با کمک نیروهای آمریکایی و دولت عراق توانستم از این اردوگاه نجات پیدا کنم و هم اکنون در کشور فرانسه ساکن هستم.

اکنون وظیفه انسانی و قانونی خودم می دانم که هر آنچه را در طی این دو دهه بر سر خودم و دوستانم آمده افشا کنم زیرا بخوبی می دانم و آگاه هستم که سازمان مجاهدین بر خلاف آنچه که رهبرانشان بخصوص مریم رجوی در اروپا

ادعا می کنند و دم از دموکراسی و حقوق بشر می زنند بویی از دموکراسی و حقوق بشر نبرده اند. ادعاهای آنان اصلا واقعیت ندارد زیرا خودشان نقض کنندۀ ابتدائی ترین حقوق انسانی در عراق و تا همین لحظه در آلبانی هستند.

من با خودم عهد بستم که باید صدای مظلومانۀ دوستانم را که هم اکنون در آلبانی گرفتار این فرقه هستند به گوش جهانیان برسانم.

خانواده از نظر رجوی ( + نامه ای به نخست وزیر آلبانی )

آقای جاوید رحمان

آیا می دانید که در سازمان مجاهدین نه تلفنی در کار است نه کامپیوتر نه موبایل نه رادیو نه روزنامه نه تلویزیون آزاد؟ همه چیز در سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) تحت کنترل سران این سازمان می باشد.

هیچ کسی در این سازمان چه زن و چه مرد مفهوم زندگی را نمی دانند چرا که هر گونه ازدواج و عشق و تشکیل خانواده و هر گونه تماس و ارتباط با اعضای خانواده و دنیای بیرون ممنوع و قاچاق می باشد. حتی فکر کردن به خانواده و زن و زندگی ممنوع و جرمی نابخشودنی است.

در دنیای امروز یکی از اولیه ترین حقوق شناخته شدۀ بین المللی برای هر فرد در هر کجای دنیا حتی برای خطرناکترین زندانیان حق دیدار و تماس با افراد خانواده و اقوام نزدیک است ولی این حق مسلم را مریم رجوی و دیگر سران این فرقه از همان ابتدا که در عراق حضور داشتند و تا همین امروز که در آلبانی هستند از همۀ افراد سازمان کاملا سلب کرده اند.

و در هفته های گذاشته هم کسانی که می خواستن به دیدار مادر و دیگر عزیزنشان که به مدت سی سال است گرفتار این فرقه هستن ..به البانی رفت بودند ولی متاسفانه مسئولین سازمان مجاهدین هیچ گونه اجازه دیدار خانواده گی را نداد بودند

و اخیرا هم تعداد بسیاری از این خانواده ها منجمله پدران و مادران پیری که سالیان سال است چشم انتظار فرزندان خود هستن می خواستن برای دیدن فرزندانشان به البانی بروند ولی متاسفانه دولت البانی به انها ویزا نمی دهد

می خواستم از شما خواهش کنم که به دولت البانی فشار بیاورید تا بلکه این خانوادهای درد مند و پدران و مادران سالخورده که سالیان سال است چشم انتظار فرزندان خود هستن بتواند از نزدیک فرزندان خود را ببیند

اقای جاوید رحمان مطمئن باشید که خانوادهای ایرانی این اسیران این کار بزرگ شما را هرگز فراموش نخواهند کرد

با احترام

غفور فتاحیان پاریس 18. 05 2020

در خواست ملاقات خانواده ها حق قانونی و انسانی آنهاست

متن انگلیسی:

Special Rapporteur Mr. Javid Rahman

With the warmest regards,

To begin with, Gafour Fatahian, a longtime member of the Mojahedin, was one of the best young people in the organization’s camps in Iraq for more than twenty years. Fortunately, I had been rescued and I am currently living in France.

Now I consider it my human and legal duty to disclose everything that happened to me and my friends during these two decades, because I know very well that the Mojahedin Organization, contrary to what its leaders, especially Maryam Rajavi, claims in Europe, they pretend to follow a path of democracy and human rights, and in fact they not at all. Their claims are not true at all because they themselves are violating the most basic human rights in Iraq and still in Albania till right now.
I vowed to convey to the world the oppressed voice of my friends who are currently trapped in Albania. by the way, I wrote you a letter before about this subject.
Mr. Javid Rahman I want just to expose to you that many former friends who have been dating for nearly thirty years now have no connection to the outside world.
No one in this organization, whether male or female, knows the meaning of life, because any marriage, love, and family formation, and any contact with family members and the outside world, is forbidden and trafficked. Even thinking about family and women and life is forbidden and an unforgivable crime.
And when an Iranien or European member of a family these imprisoned people wants to visit them, the officials of this organization do not allow them to do so they even not have the permission to demand such thing.

In addition, the Albanian government does not issue visas to Iranian people to travel to Albania in order to visit their families.

Mr. Javid Rahman I am writing to you this letter; first, in order to expose this problem again, and second so as to demand your intervention to save these people and to find a solution to this dilemma.

I confirm Mr. Javid Rahman that your contribution in this problem and your reaction to save these people will be memorable for these families.

لینک به منبع

پويش خانواده ها لرزه بر اندام رجوى ها

نامه سرگشاده به گزارشگر سازمان ملل

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/کرونا-دکان-افطاری-رجوی-را-امسال-تخته-کر/

کرونا دکان افطاری رجوی را امسال تخته کرد

کرونا دکان افطاری رجوی را امسال تخته کردغفور فتاحیان، سایت نجات از فرقه ها، پاریس، پنجم می 2020:… فرقه رجوی در همان زمان قدیم که در عراق حضور نکبت بار داشت با راه اندازی سفره های رنگارنگ برای عراقیها و دعوت پر هزینه و دادن پول و امکانات مادی فراوان از جمله مسافرت به یک کشور اروپایی می کوشد برخی مسلمانان کشورهای مختلف را که هیچ گونه آشنایی با این فرقه مافیایی ندارند وبا سوء استفاده از معتقدات و عواطف مذهبی آنها مورد بهره برداری در جهت خواسته ها و اهداف ضد انسانیش از جمله نگهداری اسرایش در جهنم عراق قرار بدهد. در اردوگاه اشرف سابق هم در زمان حفاظت آمریکاییها در ماه رمضان هر شب گروهی از مردم و شیوخ عشایر عراق را به اشرف آورده و با پولهای خود این مردم که در زمان صدام به تاراج برده بودند به آنها افطار می دادند تا آنها از خط شکست خورده سازمان مبنی بر باقی ماندن در عراق حمایت کنند  کرونا دکان افطاری رجوی را امسال تخته کرد 

کرونا دکان افطاری رجوی را امسال تخته کردویروس كرونا دكان سورچرانى مريم رجوی را گل گرفت

کرونا دکان افطاری رجوی را امسال تخته کرد

امسال کرونا دکان سواستفاده سیاسی فرقه رجوی از ماه مبارک رمضان را هم تخت کرده

نوشتۀ شده توسط غفور فتاحیان عضو قدیمی جداشده از فرقۀ رجوی

ماه رمضان برای تمامی مسلمان جهان ماهی مبارک است که در آن تمام خشونتها و دشمنی ها کنار گذاشته می شوند. ولی در فرقه رجوی هیچکدام از این ارزشها حرمت و اصالتی ندارد و این فرقه تنها بدنبال سوء استفاده سیاسی از این ماه مبارک است

که در قدیم یعنی زمانی که پادگان بدنام اشرف در عراق بود برای بهره برداری از بقایای احساسات مذهبی غارنشینان اشرف نشان و تا همین امروز هم در خانه سالمندان واقع در البانی برای سرگرم کردن انها بکار برده می شد و دیگری برای فریب مسلمانان کشورهای مختلف مقیم اروپا و آمریکا می باشد. بگذریم که به عقیده من بیشتر اعضای فرقه رجوی که در حال حاضر در البانی بیشتر انها با مرگ دست و پنجه نرم می کنند با نیرنگ ها و دسیسه ها ی رجوی در این ماه آشنایی کامل دارند و خود اعضای فرقه هم دیگر اصلا به ان اعتقادی ندارند بطوریکه به گفته یکی از قدیمترین کادرهای سازمان در یکی از نشستهای انتقادی اکثر اعضا و حتی مسئولین بالا نه نماز می خوانند و نه روزه می گیرند و فقط تا آنجا که بشود و امکان حفظ ظاهر را دارند به طور فرمالیستی عمل می کنند و تا حد امکان عدم پایبندیشان به شعائر را به بهانه ها و پوشهای مختلف از چشم و کنترل جاسوسان رجوی پنهان می کنند و این موضوع به قدری عمومیت یافته بود و خود مسئولین به آن واقف بودند که شخص رجوی در یکی از نشستها به صراحت گفت ما فقط شکل می خواهیم با محتوا کاری نداریم اگر معتقد هم نباشید شکل را مراعات کنید حتی سنی هم اینجا در تشکیلات برای اینکه شکافی به وجود نیاید با دست باز و با مهر نماز بخواند ولی وقتی به ایران و خانواده اش رفت همان نماز سنی را با دست بسته و بدون مهر اقامه کند تا نگویند ما شما را به زور شیعه کرده ایم!!

در طول ان سالیانی هم که ما در اشرف بودیم در سالهاییکه ماه رمضان به روزهای بلند تابستان می افتاد و عملیات یا درگیری بود مسعود رجویکه می دید اکثر افراد از گرفتن روزه طفره خواهند رفت و دستگاه تشکیلات و فرمانبری سوراخ خواهد شد و ممکن است راه به مسائل دیگر سیاسی و تشکیلاتی نیز ببرد و “نظامش تا آخر جر بخورد” فتوی می داد که همه افراد و مسئولین روزه ماه رمضان را بخورند و قضایش را در یکی از ماههای قمری که به زمستان می افتد بگیرند که یک موردش هم ماه محرم بود که روزه قضا گرفتند و این مساله بیشترهم مایه تمسخر و طنز افراد نسبت به احکام دینی شده بود. ولی من فکر می کنم که رجوی خودش هم هیچ اعتقادی به این احكام ندارد و فقط و فقط به دنبال منافع شخصی و حفظ جايگاهش و تشکیلانش است. حتی من دقیقا یادم می اید در ان زمان که در پادگان بدنام اشرف بودیم یکی از سرخر ها فرقه رجوی که بالاترین مسئول مرد در مقر ما بود یعنی مقر هشتم به نام اسدالله مثنی که فرد بسیار لنپن و کثیفی بود و به هیچ چیزی اعتقاد نداشت در ایام ماه رمضان این بی شرم وحیا در حالی که ادعا می کرد روزه است ولی هر روز نزدیکهای ساعت دو بعدازظهر با یک ساک کوچک که مواد غذای داخلش بود به حمام می رفت و درداخل حمام غذا می خورد من بدلیل اینکه مسئول سرویسهای بهداشتی بودم چندین باراو را دیده بودم و اتفاقا هم همین موجود کثیف نماز هم فقط شبها می خواند ان هم بدلیل اینکه نماز جماعت بود می امد واگرنه این هم نمی امد

از سوی دیگر فرقه رجوی در همان زمان قدیم که در عراق حضور نکبت بار داشت با راه اندازی سفره های رنگارنگ برای عراقیها و دعوت پر هزینه و دادن پول و امکانات مادی فراوان از جمله مسافرت به یک کشور اروپایی می کوشد برخی مسلمانان کشورهای مختلف را که هیچ گونه آشنایی با این فرقه مافیایی ندارند وبا سوء استفاده از معتقدات و عواطف مذهبی آنها مورد بهره برداری در جهت خواسته ها و اهداف ضد انسانیش از جمله نگهداری اسرایش در جهنم عراق قرار بدهد. در اردوگاه اشرف سابق هم در زمان حفاظت آمریکاییها در ماه رمضان هر شب گروهی از مردم و شیوخ عشایر عراق را به اشرف آورده و با پولهای خود این مردم که در زمان صدام به تاراج برده بودند به آنها افطار می دادند تا آنها از خط شکست خورده سازمان مبنی بر باقی ماندن در عراق حمایت کنند.ولی امروز بر همگان ثابت شد که تمام خط مشی های رجوی که با هزینه سرسام اور در عراق پیاده کرد همگی نقش بر اب شد و همان مردم این جرثومه های فساد را از عراق بیرون انداختن ////
و مریم رجوی هم از این خط شکست خورده درس عبرتی نگرفته و دوباره در همین پاریس هم دقیقا همان خط قدیمی را در سالیان گذاشته پیاده می کرد بدلیل اینکه مریم قجر هم که در این کار مهارت وتجربه کافی دارد و طراح این مهمانیهای پرهزینه است که با فریب شخصیت های مسلمان و سوء استفاده سیاسی از أنها می کوشد تشکیلات بهمریخته اش سرپا نگهدارد و اتفاقا فرقه رجوی و شخص مریم قجر از ماها قبل منتظر رسیدن ماه رمضا برای اجرای طرحهای خود مانند همان که سالیان گذاشته در عراق پیاده کرده بود را این بار در البانی پیاده کند ولی امسال با امدن کرونا دکان این سواستفاده سیاسی مریم قجر را بد جوری گل گرفت

غفور فتاحیان

پاریس 05052020

لینک به منبع

کرونا دکان افطاری رجوی را امسال تخته کرد

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مریم-رجوی-ماه-رمضان-در-عراق-و-آلبانی/

مریم رجوی ماه رمضان در عراق و آلبانی

مریم رجوی ماه رمضان در عراق و آلبانیحامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، بیست و هشتم می 2019:… 17 سال از آخرین رمضان که مریم و مسعود رجوی در زیر سایه عنایت صدام حسین برای مجاهدین مراسم برگزار کرده بودند، می گذرد. روزهایی بشدت تلخ و سنگین که فراموش کردن آن برای مجاهدین ممکن نیست. در آن روز، مسعود رجوی با حرکتی متوهمانه پرچم قرمزی را به دست مریم سپرد تا وی را پرچمدار راه عاشورا و سپهسالار این قافله تاریخی جلوه دهد. مریم رجوی ماه رمضان در عراق و آلبانی.

موشکباران مقرهای فرماندهی عملیات تروریستی رجوی در سالروز تشکیل میلیشیا!روز ارتش و انهدام نشست مریم رجوی

مریم رجوی ماه رمضان در عراق و آلبانی

چکیده ایران دمکراتیک فردا در ماه رمضان مریم رجوی

ماه رمضان در عراق و آلبانی

همه ساله مریم رجوی سلسله ضیافت هایی به مناسبت فرارسیدن ماه رمضان در اورسوراواز پاریس برگزار و با دعوت از چند دوجین لابی و پشتیبانان اروپایی-عربی بگونه ای مزورانه حول اسلام دمکراتیک خود تبلیغ می کند. امسال ولی برخلاف گذشته تصمیم گرفت با کاهش هزینه، سفری به تیرانا در آلبانی داشته باشد و با حضور در جمع مجاهدین، مسکنی بر آلام ریزش مستمر نیروها بگذارد و به آنان تعهدی چندباره جهت ادامه ماندگاری تحمیل کند. به تصور وی، اوضاع جهانی و منطقه ای، زمینه ای فراهم کرده تا بتواند با توسل به آن، نیروهایش را دلگرمی بدهد و مبحث سرنگونی را برایشان زنده کند. تنش آفرینی آمریکا و دول شکست خورده عربی در خلیج فارس، هیاهوی سمبلیک ترامپ و جیغ و داد شیوخ شیرده سعودی و امارات، آمیخته با قمپز جریانات خارجه نشین که با بوی دلارهای حقوق بشری و دمکراتیک مست شده اند، مجموعه رخدادهایی است که مریم رجوی را تشویق به دیداری دوباره با رزمندگان کهنسال خود نموده تا این وقایع را چون دانه به آشیانه توفان زده آنان بپاشد و بذر پوسیده امیدشان را جوانه بهار سرنگونی دهد.

17 سال از آخرین رمضان که مریم و مسعود رجوی در زیر سایه عنایت صدام حسین برای مجاهدین مراسم برگزار کرده بودند، می گذرد. روزهایی بشدت تلخ و سنگین که فراموش کردن آن برای مجاهدین ممکن نیست. در آن روز، مسعود رجوی با حرکتی متوهمانه پرچم قرمزی را به دست مریم سپرد تا وی را پرچمدار راه عاشورا و سپهسالار این قافله تاریخی جلوه دهد. در همان روزها “بحث پرچم” توسط مسعود به صورت “رسمی و تدوین شده” برای مجاهدین تدریس گردید و از آن پس، این قوانین تشکیلاتی-ایدئولوژیک به صورت یک حکم لازم الاجرا شد.

مریم رجوی ماه رمضان در عراق و آلبانی

تشابه فروغ جاویدان و وضعیت فعلی مجاهدین

علت ورود امروز من به بحث پرچم، چیزی نیست جز بررسی سخنان اخیر مریم رجوی در آلبانی پیرامون “آزادی های فردی، اجبار دینی، دین اجباری” و مقایسه آن با احکام مندرج در آن کتاب تحمیلی، در جایی که به صراحت می گوید:

(((دین یعنی آزادی. دین بیان آزادانه است؛ دین شنیدن و ارائه برهان و مشورت کردن است… به ‌مناسبت ماه رمضان لازم است باز هم تکرار و تأکید کنیم که ما دین اجباری و اجبار دینی را رد می ‌کنیم… ما بر جدایی دین و دولت در ایران آزاد فردا تأکید داریم.)))

نگاهی به رمضان “پیشین و پسین” که مریم سمبل و الگوی هر دو مراسم بود، مفهوم آشکاری کلمه “منافق” و یا واژه “تزویر و ریا” را به نمایش می گذارد. وی در مراسم رمضانی امسال مزورانه مدعی شد که هرگونه دین اجباری و اجبار دینی را رد می کند و “ایران دمکراتیک فردا” تحت ریاست جمهوری “مادام العمر” ایشان، تضمین کننده همه نوع “آزادی های فردی” است… البته این سخن برای اولین بار مطرح نشده است، پیش از عملیات شکست خورده “فروغ جاویدان” نیز مسعود رجوی به صراحت بر آزاد بودن ایران فردا برای همگان تأکید داشت و پس از شکست در عملیات (مرصاد) نیز با برگزاری نشست های چند روزه تحت عنوان “تنگه و توحید” ادعاهای بالاتری مطرح کرد تا نیروهای جدید که خواهان بازگشت به اروپا یا ایران بودند را فریب دهد و برای مدتی دیگر پیش خود نگه دارد. در واقع شرایط بعد از فروغ جاویدان نیز مشابه وضعیت امروز مجاهدین بود. در آن زمان هم مسعود رجوی خود را با چند هزار نیروی شکست خورده مواجه می دید که بسیاری با وعده سرنگونی 48 ساعته به عراق منتقل شده بودند و بخش قابل توجهی از آنان نیز اسرای عملیات های پیشین بودند که با وعده بازگشت سریع به تهران و عشق دوباره دیدار خانواده خود وارد نبرد شده بودند… در چنین وضعیتی که آنان وارفته و ناامید خواهان بازگشت به کشورشان بودند، با برگزاری نشست و وعده های دروغین آزادی برای “نوشش–پوشش–زنان” تلاش کرد آنان را برای مدتی دیگر سرگرم و امیدوار کند که تا حدی موفق هم شد.

در ماههای اخیر که بر شدت نومیدی و ریزش مجاهدین و حامیان شان افزوده شده است، مریم باز هم با وعده “آزادی” به میدان آمده است، با این تفاوت که چند ناو جنگی آمریکا را به همراه لیست ترویستی سپاه پاسداران در زیر بغل خود گرفته تا سرنگونی را با استناد به این موارد به حلقوم شنوندگان فرو کند. اما واقعیت کدام است؟ آیا مریم رجوی آنگونه که ادعا می کند به آزادی فردی و به اجباری نبودن دین اعتقاد دارد؟ نگاهی به آنچه در رمضان “پیشین” در قرارگاه مخوف باقرزاده واقع در خاک عراق گذشت، ما را به خوبی در جریان می گذارد که این بانوی تزور جز با دروغ و ناصادقی قادر به ادامه حیات نیست.

بحث پرچم

موضوع پرچم در آذرماه 1380 (مصادف با ماه رمضان) و در اتمام نشست های سرکوب موسوم به “طعمه” کلید خورد ولی در عاشورای 1381 به نقطه اوج خود رسید و در این نشست مسعود رجوی با اهدای یک پرچم قرمز به مریم، او را در مقام پرچمدار کربلا جا زد و مریم نیز متقابلاً با دادن چند پرچم قرمز به شورای رهبری رده اول خود، آنان را موظف کرد تا پرچمداری مسعود رجوی را بردوش کشیده و آن پرچم را به میان نیروهایشان ببرند. نمایش بعدی مسعود سان دیدن از رژه عاشورایی مجاهدین برای تلقین “خود حسین پنداری” اش به آنان بود. در این سلسله نمایش ها، “بحث پرچم” با تدوین کامل “تئوری انقلاب ایدئولوژی مریم” (که آنرا با “تئوری ارزش اضافه مارکس” مقایسه می کرد)، مطرح شد که چیزی جز اعلام بردگی مطلق مجاهدین تحت رهبری خودش نبود. این تئوری به حدی مفتضح، ویرانگر و ضدبشری بود که چند ماه بعد تمامی نوشته ها و دستنوشته های مرتبط به آنرا جمع آوری کردند. در آخرین ماه رمضان برگزار شده توسط مریم و مسعود رجوی، دیگر هیچ سخنی از این “کتاب” در میان نبود و تنها چیزی که در آنجا به ما تلقین می شد، جلوه گری “حضرت علی و حضرت فاطمه” در سیمای مسعود و مریم رجوی بود که با گذاشتن قرآن بر سرشان آنرا به بیننده القا می کردند.

کتاب “تئوری انقلاب مریم” در 12 فصل و 78 بند تدوین شده است که در واقع نگاه مریم رجوی به “آزادی های فردی” و به آنچه مخالفت با هرگونه “اجبار دینی و دین اجباری” می خواند را نشان می دهد:

مریم رجوی ماه رمضان در عراق و آلبانی

چرخش از قوانین “بردگی ساز” به اعطای “آزادی های فردی”!

بندهای گوناگون کتاب تئوری انقلاب مریم، هرکدام نیاز به شرح مفصلی دارد که پرداختن به آن در اینجا ممکن نیست و در جای خود پیرامون آن خواهم نوشت. اما در اینجا تنها به چند بند آن که بیشتر به مبحث فعلی مرتبط است می پردازم و سپس آنرا با سخنان اخیر مریم که به مناسبت ماه رمضان در پایگاه های تیرانا ایراد شد، مقایسه می کنم. همانطور که در تصویر مشاهده می شود، بندهای 40 تا 44 آن شامل محدودیت های بسیار عجیبی برای اعضای مجاهدین است:

40- مجاهد اقساطی و مدت دار با اتمام تاریخ مصرف نداریم.
41- خواهر و برادر مجاهد بیمار (فلان بن فلان) نداریم.
42- مجاهد بازنشسته و در حاشیه نداریم.
43- مجاهد ملاقاتی و بند به پدر و مادر و خانواده نداریم.
44- مجاهد پناهنده و دارای تابعیت خارجی و سیتی زن نداریم.

محور 40 و 42 این کتاب تأکید می کند که اعضای مجاهدین موظف هستند که تا ابد به عنوان مجاهد مشغول بکار باشند و برای چنین افرادی هیچگونه بازنشستگی و اینکه به عنوان یک فرد بخواهد در گوشه ای زندگی کند ممکن نیست و نباید بر آن پایانی متصور باشد.

محور 41 اشاره به بیماری مجاهدین دارد. از نظر مریم رجوی، هیچگونه بیماری در تشکل مجاهدین به رسمیت شمرده نمی شود و فردی که اسم مجاهد بر او نوشته شده دیگر تا آخر عمر نمی تواند به اسم بیماری های خاص، در حاشیه کارها قرار داشته باشد و یا برکنار شود و یا حتی برای او امتیاز خاصی قائل شد. لذا مجاهد نمی تواند به بهانه بیماری های خاص، از برخی کارها معاف شود. برای نمونه کسی که مشکل قلبی، ریوی، کلیوی، دیسک کمر، هرنیا، سرطان یا… داشته باشد، هرگز نمی تواند به این بهانه انتظار ویژه ای داشته باشد و کار کمتری انجام دهد و یا تقاضای ساعات استراحت داشته باشد. چنین افرادی باید مثل بقیه کار می کردند ولو حین کار جان بدهند. البته بیماری های دوره ای مثل مسمومیت ها، سرماخوردگی های شدید یا موارد اورژانس در اینجا مد نظر نبود و بیماران برای چند ساعت یا یک روز می توانستند تعطیل باشند.

محور 43 و 44 همین کتاب تأکید دارد که مجاهدین دیگر متعلق به خودشان یا خانواده شان نیستند و هر مجاهد تمام وقت تحت اختیار رهبرش خواهد بود. چنین فردی نه می تواند درخواست ملاقات با والدین و خانواده اش داشته باشد و نه حتی می تواند مدعی شود که سیتی زن کشور خاصی است چرا که او از لحظه مجاهد شدن، تنها می تواند شهروند قرارگاه های مجاهدین باشد، وگرنه دشمن به حساب خواهد آمد. عشق و عواطف مجاهدین فقط باید برای مسعود و مریم رجوی هزینه شود. فکر کردن به خانواده یا زندگی عادی برای مجاهد جرم به حساب می آمد و چنین کسی در نشست های هفتگی بشدت توبیخ می شد.

طبعاً قضیه دمکراتیک بودن اندیشه مریم رجوی فقط در همین چند محور خلاصه نمی شود. ایران آزاد مدنظر وی، برای هر پدیده ای آزادی را تعریف کرده بود. در بند دیگری از کتاب می خوانیم:
53- اما طعمه، هم زندگی بورژوایی می خواهد، هم پاسپورت پناهندگی (از خون مجاهدین)، هم ادعای اپوزیسیون دارد و هم می خواهد با سابقه و عنوان قبلی قیمت خود را هرچه بالاتر ببرد… بنابراین، بریده “محترم و باآبرو” نداریم و نمی توانیم داشته باشیم، زیرا یا طعمه بالفعل است یا طعمه بالقوه!.

مسعود رجوی واژه “طعمه” را برای کسانی به کار می برد که با وجود سابقه تشکیلاتی چندین ساله و بیشتر، خواهان جدایی از سازمان و رفتن به کشور ثالث بودند. در این بند مسعود با صراحت می گوید هرکسی که از مناسبات مجاهدین بخواهد جدا شود، طعمه جمهوری اسلامی است و نباید بدون هتک حرمت شدن و بدون بی آبرو شدن از مناسبات مجاهدین خارج گردد. چنین اشخاصی باید جلوی دوربین و جلوی جمعیت چندصد نفره یا چند هزار نفره مورد اهانت، تهدید و بی آبرویی قرار گیرند و پس از اعتراف اجباری، طی مراحلی چند ساله به ایران تحویل داده شوند. کسی که از نظر رجوی طعمه به حساب می آمد، ولو سیتی زن کشورهای دیگر می بود، تنها می توانست به ایران بازگردد…

66- صفر صفر تشکیلاتی – ایدئولوژیک = آب بندی ضد طعمه در برابر بورژوازی و قطع رشته های نامرئی با رژیم = خیز به جلو با بستن شکاف و راه به عقب که الزام آن “غسل واجب هفتگی” از تناقضات بند “جیم” است…

این محور به چه معناست؟ نشست های “غسل هفتگی” محلی برای بیان تناقضات عاطفی، عاشقانه، خانوادگی و جنسی در برابر جمع بود. در این نشست اجباری که هرهفته یکبار برگزار می شد، هر فرد مجبور بود افکار عاطفی، جنسی و خانوادگی خود را در یادداشتی نوشته و جلوی جمع بخواند. افراد حاضر در نشست نیز او را زیر ضرب اهانت و فشارهای روحی قرار می دادند. رجوی معتقد بود که برای نبریدن فرد از مناسبات مجاهدین و کنترل نیازهای عاطفی و جنسی اش، باید چنین نشستی برگزار شود و افکار “سوژه” در همان جمع بمباران و در نطفه خفه شود… این نشست همانطور که در بند آمده است از “واجبات” به حساب می آمد که معنایی جز “اجبار” ندارد.

تکمیلی 78: مرد مجاهد (همچنین زن انقلابی مجاهد خلق)… همه راه های فرار را خودش می بندد و همه پل های پشت سر خودش را خراب می کند. (مثال سیتی زن).

محور فوق این موضوع را مورد تأکید قرار می دهد که مجاهد محکوم به ماندن در مناسبات فرقه ای رجوی است و باید کل راه های جلو و پشت خود را برای ادامه “بردگی مدرن” در مناسبات ببندد و هیچ راه گریزی برای خودش در نظر نگیرد. یعنی حیات و ممات خود را از آن رجوی و فرقه اش بداند…

مشاهده می کنید که مریم رجوی با آنهمه اجبارات که تحت عنوان “تئوری انقلاب” به مجاهدین تحمیل می کرد، چگونه امروز ادعای “آزادی فردی” دارد و خود را در مقابله با “اجبارات دینی و دین اجباری” معرفی می کند؟ آیا همین چند بند ساده از یک کتاب دهها محوری، نشانگر دروغ و تزویر مریم قجرعضدانلو نیست؟

سرگذشت عبرت انگیز

در جلسات سخنرانی مریم، گروهی از مسئولین رده اول مجاهدین نیز برای دلگرمی دادن به افراد پشت تریبون آمدند تا با بیان خاطرات گذشته، انگیزه های تحلیل رفته مجاهدین را زنده کنند. این مردان خاطره گو، از بازماندگان دوران شاه بودند. مهدی براعی مسئول کمیسیون امنیت شورا، محمود عطائی اولین رئیس ستاد ارتش رجوی، محسن رضایی دبیر شورای رجوی و همچنین حسین ادیب از فرماندهان تیپ های رزمی مجاهدین، سخنرانان خاطره گوی این جلسه بودند.

مریم رجوی ماه رمضان در عراق و آلبانی

کار اصلی این فرماندهان که هرکدام بالای 70 سال سن داشتند، انگیزه دادن به صدها فرد کهنسال دیگر برای تقویت روحیه مقاومت در آنان بود. در بین این افراد حتی یک فرد میانسال مشاهده نمی شد و برخلاف 17 سال پیش که بخش مهمی از نیروها جوان یا میانسال بودند، اینبار متوسط سنی افراد 60 سال بود و مریم تلاش داشت این ارتش بیماران را به امید فرارسیدن سرنگونی جمهوری اسلامی، چند سال دیگر برای ماندن در تشکیلات تشویق کند. خاطره گویی آنان از کسانی بود که 37 سال قبل در سن 25-30 سالگی طی یک درگیری شدید در تهران کشته شده بودند. بازگو کردن حماسی خاطرات تراژیک، برای انگیزه دادن کسانی که امروز باید در خانه سالمندان باشند، به معنای بن بست مرگ آوری است که مریم رجوی در آن گرفتار آمده است. زنی که خود را از ربع قرن پیش تاکنون “رئیس جمهور ایران” می خواند و از ارتش کهنسالان انتظار نبرد و پیروزی دارد و با یادآوری کشته شدن دهها فرمانده می خواهد انگیزه مقاومت را در دل آنان زنده کند، طبعاً خود دچار بیماری روانی و افسردگی است، درست از همان نوع بیماری که شازده رضا منتظرالسلطنه و سایر جریاناتی که چهل سال در انتظار رسیدن به قدرت هستند در آن گرفتار می باشند. اما این بیماری هم نباید مانع محاکمه وی به جرم جنایت علیه بشریت و یا علیه نیروهای خودش شود.

براستی اینهمه شخصیت های حقوق بشری که برای آزار یک سگ و گربه در ایران، رسانه های فارسی زبان را مبدل به جلسات تعزیه خوانی و مرثیه سرایی می کنند، چرا در این مورد سکوت کرده اند و مریم رجوی را به چالش حقوق بشر نمی کشانند! و چرا از او نمی پرسند به چه علت صدها زن و مرد کهنسال را وادار می کند برای کشته شدن و افروختن آتش جنگ هلهله بزنند و به جای بازنشستگی و زندگی در خانه سالمندان، برای عملیات تروریستی و انتحاری اعلام آمادگی کنند!؟

واضح است که حقوق بشر جز دستاویزی برای دریافت حقوق و مزایا توسط آنان نیست، اما این داروهای مسکن هم نمی تواند درد مزمن مریم رجوی را درمان کند. بازماندگان مجاهدین بخوبی می دانند که از سرنگونی خبری نیست و آنان محکوم شده اند تا در آخرین “قرارگاه اشرف” برای آخرین عملیات “فروغ جاویدان” خود که چیزی جز مرگ در همان خانه سالمندان نیست، انتظار بکشند. اما 30 سال انتظار برای رسیدن فروغ جاویدانی دوباره، به همان اندازه واقعی است که 17 سال انتظار آنان برای دیدار با مسعود رجوی در گِل مانده است.

حامد صرافپور

مریم رجوی ماه رمضان در عراق و آلبانی

لینک به منبع

***

سپاه پاسداران ایران علیه تروریسم مجاهدین خلق و امریکا و داعشمجاهدین خلق (فرقه رجوی)؛ دوستان پرسش‌برانگیز واشینگتن

اراجیف رجوی و انتخابات دوره جدید مجلس در ایرانمشکل مریم رجوی با کلمه “انتخابات” است. خواه در سازمان مجاهدین باشد، خواه در ایران و یا آلبانی


برنامه کلید واژه، بررسی آینده محور مقاومت پس از سردار سلیمانی و سقوط هواپیمای اوکراین

After Soleimani’s Assassination, There Will Be No Regime Change in TehranAfter Soleimani’s Assassination, There Will Be No Regime Change in Tehran

همچنین: