نامه سرگشاده خانم شهین هاجری، خواهر علی هاجری، به مسعود رجوی

نامه سرگشاده خانم شهین هاجری، خواهر علی هاجری، به مسعود رجوی

نیم نگاه، هشتم فوریه 2015:…  آقای رجوی شما که دم از آزادگی میزنی گناه برادرهای ما چیه که باید تا آخرعمر در اسارتگاههای شما بپوسند! برادر من یک اسیر جنگی در اردوگاه رمادی ۱۰عراق بود که شما بخاطر افزایش نیرو از برادرم و تعدادی دیگر را از اردوگاه اسرا به اشرف منتقل کردی.۲۳سال از آن زمان گذشته! آیا کافی نیست؟! حداقل این اجازه را بده که مادرانشان با آنها دیدار کنند! در کدام قانون آمده که …

علی هاجرینامه خانم سکینه عوض زاده به فرزند عزیزش علی هاجری (تحت اسارت فرقه رجوی در لیبرتی ـ عراق)

لینک به منبع

نامه سرگشاده خانم شهین هاجری خواهر (علی هاجری تحت اسارت فرقه مجاهدین در لیبرتی) به مسعود رجوی

آبادان

۱۳۹۳/۱۱/۱۸

آقای رجوی شما که دم از آزادگی میزنی گناه برادرهای ما چیه که باید تا آخرعمر در اسارتگاههای شما بپوسند!

برادر من یک اسیر جنگی در اردوگاه رمادی ۱۰عراق بود که شما بخاطر افزایش نیرو از برادرم و تعدادی دیگر را از اردوگاه اسرا به اشرف منتقل کردی.۲۳سال از آن زمان گذشته! آیا کافی نیست؟!

حداقل این اجازه را بده که مادرانشان با آنها دیدار کنند! در کدام قانون آمده که نباید به خانوادت فکرکنی نباید به پدر و مادرت عشق داشته باشی! در دوران بت پرستی و قرون وسطی هم چنین قوانینی نبوده که شما برای یک عده که تمام اختیاراتشان را سلب کرده ای وضع نموده ای!!! تمام افرادی که از اسارتگاهت فرار کرده اند ظلمهایی که در حقشان روا داشته ای به گوش دنیا رسانده اند و ما هم به کمک سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری به تمام دربندان کمک میکنیم. شما که دم از امام حسین میزنی چرا خودت کنارشان نیستی! مگر تو کی هستی که برای برادر من و دیگری تعیین تکلیف میکنی بجز یک جنایتکار که به هموطنانش خیانت کرد و با دشمن ایران ، صدام همکاری میکرد!

Shahin Hajari 2 Matn

برادرم ۳سال ، پشت درب اشرف نشست انشاالله که نیاز به آمدن نباشه وگرنه اینبار تمام اعضای خانواده پشت در زندان لیبرتی می نشینیم. حتما صلیب سرخ و سازمان ملل با خانواده ها همکاری میکنند. مادرمن یک زن سال خوردست که فقط چشم انتظار تماس فرزندش می باشد. آیا گناه مادر من چیه که اجازه دیدار جگرگوشه اش را ندارد! فکر نمیکنم دربرابر جنایات شما که درحقشان کرده ای یک تماس با خانواده چیز زیادی باشد و گرنه به سازمان ملل شکایت می کنیم حتما راه حل بهتری وجود دارد اصلا ناامید نمی شویم و تا آزادی تمام اسیران خانواده ها تلاش میکنن!

من خواهر علی هاجری از کمیته بین المللی صلیب سرخ و سازمان ملل درخواست میکنم به کمک برادران ما بشتابند و این افراد را از دست رجوی جنایتکار و سرکردگانش نجات دهند!

شهین هاجری

رونوشت به :

کمیته بین المللی صلیب سرخ

فدراسیون بین المللی حقوق بشر

دیده بان حقوق بشر

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16136

نامه خانم شهین هاجری به برادرش علی هاجری (تحت اسارت فرقه رجوی در لیبرتی ـ عراق)

نیم نگاه، پنجم فوریه ۲۰۱۵:…  برادر عزیزم تمام خانواده و فامیل نگرانت هستند و اگر فکر میکنی سالهای زیادی گذشته و ما فراموشت میکنیم سخت دراشتباهی، شما همان علی عزیزدل تمام خانواده ای ، کسی که درهر جمع و محفلی خنده ها را برلبها مینشاند! کسی که به تمام فامیل سرمیزد و جویای حال همه بود! تعجب میکنم رجوی با شما چکار کرد کسی که تا مادرش کنارش نبود لب به غذا نمیزد وقتی به خاطرات …

لینک به منبع

نامه خانم شهین هاجری به برادرش علی هاجری (تحت اسارت فرقه رجوی در لیبرتی ـ عراق)

آبادان

علی جان سلام امیدوارم که در پناه خدا خوب و خوش باشی خیلی دلم برایت تنگ شده عزیزم و لحظه به لحظه انتظارآمدنت هستم!

علی جان نمیدانم این نامه هم مثل بقیه نامه ها بدستت میرسد یا نه! ولی حداقل کاری که ما از دستمان برمیاد همین نامه نگاری است که امیدوارم سازمان ملل و کسانی که دم از حقوق بشر میزنند صدای ما را به گوش شما برسانند!

برادر عزیزم تمام خانواده و فامیل نگرانت هستند و اگر فکر میکنی سالهای زیادی گذشته و ما فراموشت میکنیم سخت دراشتباهی، شما همان علی عزیزدل تمام خانواده ای ، کسی که درهر جمع و محفلی خنده ها را برلبها مینشاند! کسی که به تمام فامیل سرمیزد و جویای حال همه بود!

تعجب میکنم رجوی با شما چکار کرد کسی که تا مادرش کنارش نبود لب به غذا نمیزد وقتی به خاطرات گذشته برمیگردم قلبم بدرد میآید. برادرجان تمام دوستانت که از دستگاه رجوی جداشدند ، آزادانه زندگی میکنند. به روح بابا قسم خبری از اعدام و زندان نیست نمونه افرادی که از مجاهدین جدا شدند و به ایران آمدند محمود دشتستانی است و خیلی های دیگه که من خودم حضوری با اینها ملاقت کردم.

علی جان طنابی که رجوی به دورگردنتان تابیده کم کم همه شما را نابود خواهد کرد خودت را از یوغ این شیطان نجات بده.

کسی که تو را از خانوادت و تمام لذتهای زندگیت جدا کرده! زندگیت با ارزشتر از این حرفهاست که ۲۳سال عمرت را تلف کردی. بخاطر من و دیگری نه ، بخاطر خودت و بخاطر مادر سالخوردمون خودت را نجات بده.

برادرم دیگر باید برایت مشخص شده باشد تمام دنیا از جنایات رجوی باخبر شدند که اینها همش وعده سرخرمن به شما دادند. خدا حق شما را از این جنایتکار خواهد گرفت خیلی دوستت دارم و همیشه آرزوی سلامتی برایت میکنم ما تا اونجا که ممکنه تلاشمون را برای آزادیت میکنیم واز خدا میخواهم به همه شما کمک کند! به امید دیدار

خواهرت شهین

۱۳۹۳/۱۱/۱۵

رونوشت به :

کمیته بین المللی صلیب سرخ

عفو بین الملل

فدراسیون بین المللی حقوق بشر

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15727

نامه خانم ربابه حسنی فرخی به فرزندش اسماعیل کاوسی نیا (اسیر فرقه رجوی در لیبرتی)

نیم نگاه، بیست و دوم ژانویه ۲۰۱۵:…  مدت ۲۵ سال است که از شما خبری ندارم. بارها در سالهای اخیر برایت نامه نوشته ایم، نمی دانم نامه ها به دستت می رسد یا نه؟! اخیرا شنیده ام که تعداد زیادی از ساکنین کمپ لیبرتی به کشورآلبانی رفته اند و اسامی آنها منتشر شده است ولی اسم تو نبود خیلی خیلی نگرانت هستم. عزیزتر از جانم، دلم برایت خیلی تنگ شده است به مسئولین سازمان مجاهدین بگو اجازه بدهند با …

لینک به منبع

نامه خانم ربابه حسنی فرخی به فرزندش اسماعیل کاوسی نیا (تحت اسارت فرقه رجوی در لیبرتی ـ عراق)

اسماعیل کاوسی نیا

به نام خدا

فرزند عزیزم اسماعیل جان

مدت ۲۵ سال است که از شما خبری ندارم. بارها در سالهای اخیر برایت نامه نوشته ایم، نمی دانم نامه ها به دستت می رسد یا نه؟! اخیرا شنیده ام که تعداد زیادی از ساکنین کمپ لیبرتی به کشورآلبانی رفته اند و اسامی آنها منتشر شده است ولی اسم تو نبود خیلی خیلی نگرانت هستم.

عزیزتر از جانم، دلم برایت خیلی تنگ شده است به مسئولین سازمان مجاهدین بگو اجازه بدهند با این مادر پیر و چشم انتظار تماس بگیری شنیدن صدای تو بعد از سالها آرزوی من است. از تو می خواهم هرچه زودتر از کمپ لیبرتی درعراق خارج شوی حداقل خیالم کمی راحت خواهد شد امیدوارم هرجا هستی صحیح و سالم و تندرست باشی همیشه دعاگویت هستم. از خدا می خواهم که تو را از اسارت گروه مجاهدین نجات دهد و هرچه زودتر در آغوشم بگیرم.

اگر این نامه به دستت رسید با مادر پیر و چشم انتظارت تماس بگیر

قربانت مادر چشم براهت

۱۳۹۳/۱۱/۲

رونوشت به :

کمیته بین المللی صلیب سرخ دفتر تهران و ژنو

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=7052

نامه پدر و مادر اسماعیل کاوسی نیا ( ساکن کمپ لیبرتی )

مجاهدین خلق مثل مرده متحرک هستند هیچ جایی در ایران ندارند ، ملت ایران از آنها متنفر است

نیم نگاه، ششم اکتبر ۲۰۱۳: …  تا این لحظه که نامه را می نویسیم چند بار با مقامات کمیته بین المللی صلیب سرخ دفتر تهران ملاقات کردیم و نامه به آنها دادیم و از درخواست مان برای ملاقات و تماس سخن گفتیم و نوشتیم اما آنها نیز گفتند سران مجاهدین خلق همه درها را بسته اند و امکان ارتباط با خانواده ها را از اعضای مجاهدین در عراق سلب کرده اند. اسماعیل جان اگر نامه به دستت رسید بدان که ما به شدت نگرانت هستیم صلاح نمی دانیم بیش …

لینک به منبع

نامه پدر و مادر اسماعیل کاوسی نیا ( ساکن کمپ لیبرتی ) ـ مجاهدین خلق مثل مرده متحرک هستند هیچ جایی در ایران ندارند ، ملت ایران از آنها متنفر است

به نام خدا

پسر عزیزمان اسماعیل جان ، مدت ۲۴ سال است که از تو خبری نداریم. ۲۴ سال قبل برای ادامه تحصیل در دانشگاه به کشور ترکیه رفتی و با هزاران امید در انتظار موفقیتت بودیم اما بعدها فهمیدیم که فریب رابطین فرقه مجاهدین خلق در ترکیه را خوردی و تو را به عراق فرستادند. سالها همچنان منتظر ماندیم. تلاش زیادی برای دیدنت کردیم اما انگار با درب آهنین روبرو بودیم. هیچ صدایی از ما به تو نرسید. رهبران مجاهدین خلق چرا اینقدر فریبکار و بیرحم و بی عاطفه هستند؟ چرا اجازه ندادند تا تو در طی مدت ۲۴ سال با پدر و مادرت و اعضای خانواده ات فقط یک زنگ بزنی و از آخرین وضعیتت با ما بگویی؟

باید متاسف باشیم برای سردمداران مجاهدین خلق که این چنین احساسات و عواطف پدران و مادران را نادیده می گیرند و هیچ ارزشی برای کانون گرم خانواده قائل نیستند. حال اشرف کاملا تخلیه شد و ساکنین اشرف مدتهاست به اردوگاه لیبرتی منتقل شده اند.

رهبران مجاهدین خلق چرا اینقدر فریبکار و بیرحم و بی عاطفه هستند؟ چرا اجازه ندادند تا تو در طی مدت 24 سال با پدر و مادرت و اعضای خانواده ات فقط یک زنگ بزنی و از آخرین وضعیتت با ما بگویی؟

رهبران مجاهدین خلق چرا اینقدر فریبکار و بیرحم و بی عاطفه هستند؟ چرا اجازه ندادند تا تو در طی مدت ۲۴ سال با پدر و مادرت و اعضای خانواده ات فقط یک زنگ بزنی و از آخرین وضعیتت با ما بگویی؟

تا این لحظه که نامه را می نویسیم چند بار با مقامات کمیته بین المللی صلیب سرخ دفتر تهران ملاقات کردیم و نامه به آنها دادیم و از درخواست مان برای ملاقات و تماس سخن گفتیم و نوشتیم اما آنها نیز گفتند سران مجاهدین خلق همه درها را بسته اند و امکان ارتباط با خانواده ها را از اعضای مجاهدین در عراق سلب کرده اند.

اسماعیل جان اگر نامه به دستت رسید بدان که ما به شدت نگرانت هستیم صلاح نمی دانیم بیش از این در عراق بمانی اردوگاه لیبرتی را هر چه زودتر ترک کن خودت را به نمایندگان کمیساریای عالی امور پناهندگان در لیبرتی معرفی کن و تقاضای خروج از عراق و انتقال به کشورهای اروپایی را بکن. ما اطمینان داریم سران مجاهدین خلق تشنه قربانی کردن و ریختن خون تو و امثال تو در لیبرتی و عراق هستند.

ما پدر و مادر تو هستیم از اخبار و وقایع روز ایران و جهان اطلاع داریم و هر روز آن را دنبال می کنیم مجاهدین خلق مثل مرده متحرک هستند هیچ جایی در ایران ندارند. ملت ایران از آنها متنفر است. سعی کن هر چه زودتر از لیبرتی خارج شوی.

اسماعیل جان هر دوی ما در سن کهولت هستیم و بیمار و در انتظار و چشم به راهت. امیدواریم به یاری خدا از اسارتگاه مجاهدین نجات پیدا کنی.

در آرزوی در آغوش کشیدنت لحظه شماری می کنیم.

قربانت پدرو مادر چشم انتظارت

چنگیز کاوسی نیا ـ ربابه حسنی فرخی

رونوشت به :

۱- آقای بانکی مون ـ دبیر کل محترم سازمان ملل متحد

۲- آقای احمد شهید نماینده ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

۳ – دفتر کمیساریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل

۴- کمیته بین المللی صلیب سرخ دفتر تهران و دفتر ژنو

۵- دیده بان حقوق بشر

۶- عفو بین الملل

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15363

رجوی! من نه مزدورم، نه فاشیست و نه مهره دست نشانده. دست از شکنجه برادرم بیژن و دیگر گروگانها بردار

مهناز دهشت نیا، نیم نگاه، هشتم ژانویه ۲۰۱۵:…  طبق خبرهای رسیده از طرف آزادگان و اعضای جداشده ی سازمان که من خودم با آنها دیدار داشتم چندین بار بخاطر جدا شدن از فرقه ی سرکوبگرت ، مورد شکنجه قرار گرفته وهم اکنون هم کنترل شدیدی روی بیژن و تمام اسرای کمپ لیبرتی میباشد. چرا عزیزان ما را که قصد جداشدن از فرقه کثیفت را دارن به اسارت گرفته ای؟ چرا حق زندگی و ملاقات با خانواده …

لینک به منبع

دومین نامه خانم مهناز دهدشت نیا (ساکن آبادان) خواهر بیژن دهدشت نیا ـ تحت اسارت فرقه رجوی در کمپ لیبرتی ، عراق

آبادان

آقای رجوی… من نه یک مزدورم و نه یک فاشیست و نه یک مهره دست نشانده … من فقط یک خواهرم… من مهناز دهدشت نیا خواهر بیژن دهدشت نیا هستم.

برادرم درسن ۱۸سالگی با فریب ونیرنگ شما وارد سازمان منحوستان شد. سالیان مدیدی ست که من و خانواده ام آرزوی دیدارش را داریم. الان حدود ۲۰سال میشود که ما اطلاع دقیقی از وضعیت و حالش نداریم به جز خبرهایی که از رهاشدگان از سازمان به ما میدهند و دیگر هیچ…

هنگامیکه برادر دیگرم برای دیدن بیژن به پشت درهای اشرف آمد سرکردگان اشرف ما را مزدور و دست نشانده خوانده و مانع دیدار برادرم با بیژن شدند و به ما برچسب مزدور زدند و ما را آشوبگر خواندند. پس شما دیگران را چه میخوانی؟ شما برای چه کسی مبارزه میکنید ومرتب حرف از عدالت آزادی میزنید؟؟

Bizhan Matn

طبق خبرهای رسیده از طرف آزادگان و اعضای جداشده ی سازمان که من خودم با آنها دیدار داشتم چندین بار بخاطر جدا شدن از فرقه ی سرکوبگرت ، مورد شکنجه قرار گرفته وهم اکنون هم کنترل شدیدی روی بیژن و تمام اسرای کمپ لیبرتی میباشد. چرا عزیزان ما را که قصد جداشدن از فرقه کثیفت را دارن به اسارت گرفته ای؟ چرا حق زندگی و ملاقات با خانواده اشان را از آنها گرفته ای؟ مثل گوشت قربانی هر زمان که مخالفت کردن آنها را از بین میبری و به گردن دیگران می اندازی؟؟؟ حتی اجازه تعریف کردن خواب خود را ندارند کدام دین و مذهبی و یا حتی حزب و گروهی جز شما (این چنین) عقاید پوچی دارد؟؟

رجوی هرچه آنها را شستشوی مغزی بدهی و احساساتشان را خفه کنی آنها بیشتر به پوچی عقاید و حرفهای شما پی میبرند…

اکنون در پایگاه لیبرتی حدود ۲۰۰۰نفر باقی مانده که همه بالای ۳۰سال دارند و از نظر روحی و جسمی همه خسته و توانایی مبارزه را ندارند… با این تعداد افراد مسن قصد چه کاری را داری!؟ خودت بهتر میدانی که آنها را بازیچه خود قرار داده ای! اگر واقعا آنها مبارز هستند چرا از اردوگاه فرار میکنند؟ چرا تو آنها را رها کردی و الان تنها با یک تصویر بدون حضور برای آنها پیام میفرستی حتی از نشان دادن صورت خودت هم دریغ میکنی؟؟

من یک انسان عادی و بدور از سیاستم ، یک خواهرچشم براه که سالیان سال است تو از دیدن برادرش محرومش کردی. تو نمیتوانی برچسب مزدور به من و امثال من بچسبانی. (توباید بزودی جوابگوی دل شکسته و چشمان اشک آلود هزاران مادری باشی که با آرزوی دیدار فرزندشان به زیر خاک رفتند تو باید جوابگوی دل مادرمن باشی مادری که تا وقتی از این دنیا رفت منتظر بیژن بود)

و اما… ای مردم دنیا با هر مذهب و دینی که دارید ، ای سازمان حقوق بشر ، صلیب سرخ و یا هرسازمانی ، من و خانواده ام از شما خواهشمندیم به یاری بیژن و کسان دیگری که در دستان این گروهک گرفتار شده اند بشتابید و به ما خانواده های دردمند کمک کنید. جان عزیزانمان در لیبرتی در خطر است آنها (سران فرقه رجوی) بچه های ما را قربانی مقاصد خود میکنند مگر شما مدافع حقوق انسانها نیستید لطفآ برای رهاییشان تلاش کنید

و در خاتمه آقا و خانم رجوی، تاچند مانع برگشت فرزندانمان میشوید عمر سازمانتان به سررسیده است ما آزادی و آزادگی که شما برای ما میخواهید را نمیخواهیم و چهره اصلیتان را به دنیا نشان دادید. به امید آزادی عزیزانمان.

مهناز دهدشت نیا

۱۳۹۳/۱۰/۱۷

رونوشت به :

کمیته بین المللی صلیب سرخ

عفو بین الملل

فدراسیون بین المللی حقوق بشر

بیژن دهنش نیا

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15280

نامه خانم مهناز دهدشت نیا به برادرش بیژن ـ اسیر فرقه رجوی در کمپ لیبرتی ، عراق

نیم نگاه، آبادان، ششم ژانویه ۲۰۱۵:…  مطمئنا اگر اسیر جنگی هم بودی باید اطلاع و ارتباطی باهم داشتیم ولی نمیدانم چرا نمیگذارند حتی صدایت را بشنویم. یک زندانی در هر کجای دنیا اجازه ملاقات دارد و این چه سازمانی و چه ایده و مرامی ست که تمامی این حق را از شما و ما گرفته؟؟؟ خیلی خیلی دلم برایت تنگ شده و دوست دارم ببینمت، چرا تو با اون همه عاطفه و احساس که روزی چندین بار به ما سرمیزدی و همدیگر …

لینک به منبع

نامه خانم مهناز دهدشت نیا (ساکن آبادان) به برادرش بیژن ـ تحت اسارت فرقه رجوی در کمپ لیبرتی ، عراق

آبادان

بیژن عزیزم سلام

سلامی پر از احساس و دلتنگی و سلامی پر از امید دیدار…

ازخداوند مهربان سلامتی و تندرسی ات را آرزومندم همه خانواده و آشنایان دلشون برات خیلی تنگ شده ، ازت هیچ خبری نداریم به جز اطلاعات جسته گریخته ای که آزادشدگان و جداشدگان از سازمان (مجاهدین) به ما میدهند بعضی از آنها بخوبی تو را میشناسند بیژن جان ما همه به همراه بچه هامون خوبیم و همه منتظر دیدن روی ماهت هستیم. بجز این نامه که نمیدانم قادر به خواندن آن هستی نامه های دیگری به صلیب سرخ و مجامع حقوق بشر فرستادم حتی برای ارتباط تلفنی شماره تماس هم گذاشتم اما هیچ خبری نشد.

مطمئنا اگر اسیر جنگی هم بودی باید اطلاع و ارتباطی باهم داشتیم ولی نمیدانم چرا نمیگذارند حتی صدایت را بشنویم. یک زندانی در هر کجای دنیا اجازه ملاقات دارد و این چه سازمانی و چه ایده و مرامی ست که تمامی این حق را از شما و ما گرفته؟؟؟

خیلی خیلی دلم برایت تنگ شده و دوست دارم ببینمت، چرا تو با اون همه عاطفه و احساس که روزی چندین بار به ما سرمیزدی و همدیگر را میدیدیم این همه سال دوری را تحمل کرده ای؟ مگه میشه قلب مهربونت که پر از عشق و احساس به مادر و خواهر و برادر بود اینهمه سرد و سخت شده باشه؟ بچه هامون همه بزرگ شدن چه اونهایی که بودی و چه اونهایی که بعداز تو بدنیا اومدن ، دیدن عکسهای قدیمی با تو و یادآوری خاطرات گذشته تنها تسلای دل ما در این سالهای دوری و فراقت شده ، دست از تلاش و نامه نوشتن نمیکشم حتی اگر یک جمله بدستت نرسد. انشالله هرچه زودتر به آغوش خانواده برگردی و یک زندگی معمولی مثل همه هم بندانت که برگشتی را شروع کنی …

انشاءالله سدهای فاصله بزودی شکسته خواهد شد ، ما بیصبرانه منتظر خبری از تو و دیدارت هستیم. مسبب اصلی این جدایی را به خدا واگذار میکنیم و میدانم خدا بزودی جواب دعاها و اشکهای ما را خواهد داد. با هزاران امید آرزومندیم که این نامه بدستت برسد بازهم بهت میگم دلممون برات خیلی تنگ شده و مطمئنم همه چیز بزودی درست خواهد شد خداوند به همه شما کمک و نگهدارتون باشه. به امید دیدار کسی که همیشه چشم براهته.

خواهرت – مهناز

۱۳۹۳/۱۰/۱۶

رونوشت به :

کمیته بین المللی صلیب سرخ دفتر تهران و ژنو

دیده بان حقوق بشر

عفو بین الملل

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14772

نامه آقای مسعود تبریزی به خواهرش مهتاج تبریزی ( تحت اسارت در تشکیلات رجوی)

مهتاج و مسعود تبریزینیم نگاه، هجدهم دسامبر ۲۰۱۴:…  اخیرا خبری را شنیدم و بسیار خوشحال شدم مثل اینکه ۲۳۳ نفر از افرادی که در اردوگاه لیبرتی درعراق به سر می برند به شهر تیرانا در آلبانی منتقل شده اند دقیقا نمی دانم که شما نیز جزء افراد انتقالی هستید یا نه؟ اما امیدوارم خواهرعزیزم نیز از اسارتگاه لیبرتی نجات یافته باشد و به آلبانی منتقل شود همه اعضای خانواده و بستگانمان به شدت نگران وضعیت شما هستند و…

لینک به منبع

نامه آقای مسعود تبریزی به خواهرش مهتاج تبریزی ( تحت اسارت در تشکیلات رجوی)

به نام خدای مهربان

سلام خواهرعزیزم مهتاج جان

اخیرا خبری را شنیدم و بسیار خوشحال شدم مثل اینکه ۲۳۳ نفر از افرادی که در اردوگاه لیبرتی درعراق به سر می برند به شهر تیرانا در آلبانی منتقل شده اند دقیقا نمی دانم که شما نیز جزء افراد انتقالی هستید یا نه؟ اما امیدوارم خواهرعزیزم نیز از اسارتگاه لیبرتی نجات یافته باشد و به آلبانی منتقل شود همه اعضای خانواده و بستگانمان به شدت نگران وضعیت شما هستند و بی صبرانه منتظر تماست هستیم.

مهتاج عزیزم در تاریخ ۱۲/۶/۱۳۹۲ و ۱۳/۸/۱۳۹۲ دو نامه برایت نوشتم و به سایت نیم نگاه فرستادم و از مسئولین سایت خواهش کردم تا نامه ام انتشار یابد شاید از آن طریق صدایم را به شما برسانم به خواهر نازنینم که بیش از ۲۰ سال است در حسرت دیدنش به سر می برم. و ضمنا چندین نامه نیز برادرت رامین، خواهرانت و فرزندم محمدعلی در طی سالهای گذشته نوشته اند واقعا نمی دانم نامه ها بدستت رسید یا نه؟ ولی می دانم که محال است سران بیرحم مجاهدین نامه های ما را به شما بدهند! امیدوارم اینبار اگر نامه به دستت رسید حتما با من تماس بگیر.

همه اعضای خانواده در انتظار تماس شما هستند و از خدا می خواهم کمکت کند تا هر چه زودتر به خانه برگردی… بی صبرانه منتظر تماس و بازگشتت هستیم.

قربانت

برادرت مسعود

 میاندوآب

مسعود تبریزی : ۰۹۱۴۱۸۳۴۵۷۳

محمدعلی تبریزی :

مهتاج و مسعود تبریزی

آقای مسعود تبریزی : امیدوارم خواهرعزیزم نیز از اسارتگاه لیبرتی نجات یافته باشد و به آلبانی منتقل شود

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14749

نامه ی آقای احمد رضا محمودی به برادرش محمد رضا در آلبانی (خدا را شکر که در یک قدمی خانواده قرار گرفتی)

انجمن نجات، مرکز گیلان، هفدهم دسامبر ۲۰۱۴: …  بنام خداوند بخشنده مهربان. سلام بر برادر عزیزم ، محمد رضای عزیز. امیدواریم که حالت خیلی خوب بوده باشد. این نامه را برادر کوچکت احمد رضا می نویسد که چقدر دوستش داشتی. نمیدانی چقدر خوشحال شدم وقتی سلامتی تو را در کشور آلبانی شنیدم. ما همه چشم انتظار صدای دلنشینت هستیم. خواهر کوچک آمنه، برادرت علی رضا و …

لینک به منبع

نامه ی آقای احمد رضا محمودی به برادرش محمد رضا در آلبانی

محمدرضا جان شکرخدا که دریک قدمی خانواده ات قرارگرفتی

آقایان علیرضا واحمدرضا وخانم آمنه محمودی ازخانواده محمدرضا محمودی عضواسیررجوی که هم اکنون به کشورآلبانی منتقل شده است سالهاست که درارتباط فعال با انجمن نجات گیلان تلاشهای بسیاری به منظوررهایی عزیزشان ازچنگال رجوی داشته اند طوریکه همواره پاسپورت آنان آماده جهت اعزام به عراق ودیداربا محمدرضا دردفترانجمن به نوبت می گذاشتند شاید که بتوانند روزی دراثرفعالیتهای انساندوستانه انجمن نجات برادرشان را درآغوش بفشارند.

خانواده زحمتکش شالیکارمحمودی متعاقب اطلاع ازانتقال محمدرضا محمودی به کشورآلبانی با شوروشعف وشادمانی فراوان ضمن مراجعه به دفترانجمن خواستارارتباط با عزیزشان شدند ودراین خصوص پیامی هم برای محمدرضا گذاشتند که عینا اطلاع رسانی میشود.

(پایان)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14736

نامه آقای میرزاهد صداقی (تهران) به آقای میر واقف صداقی (تیرانا)

نیم نگاه، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۴:…  تشکیلات مجاهدین توضیح داده شده است که باعث تاسف من بود. در هر حال از اینکه به آلبانی منتقل شده ای بسیار خوشحالم و مادر چشم انتظارمان که از نظر جسمی اوضاع خوبی ندارد و در بستر بیماری بسر می برد مشتاق شنیدن صدایت است امیدوارم پس از مطالعه این نامه به این شماره ها ( ۰۹۳۶۴۱۰۸۶۸۶ ـ ۰۲۱۶۵۵۶۱۵۳۲ ) هرچه سریعتر زنگ بزنی تا مرا و مادر …

لینک به منبع

نامه آقای میرزاهد صداقی

تهران

برادرعزیزم میر واقف عزیز

میر واقف صداقی

سلام امیدوارم حالت خوب باشد. خبر امیدوار کننده ای را در سایت نیم نگاه خواندم که شما به همراه تعداد دیگری با کمک کمیساریای امور پناهندگان سازمان ملل از اسارتگاه سران فرقه رجوی در کمپ لیبرتی درعراق به شهر تیرانا در آلبانی منتقل شده اید. این خبر بسیار امیدبخش بود زیرا در مقالات تعداد زیادی از جداشدگان مجاهدین درباره وضعیت اسفبار افراد و فضای بسته و اختناق آمیز تشکیلات مجاهدین توضیح داده شده است که باعث تاسف من بود. در هر حال از اینکه به آلبانی منتقل شده ای بسیار خوشحالم و مادر چشم انتظارمان که از نظر جسمی اوضاع خوبی ندارد و در بستر بیماری بسر می برد مشتاق شنیدن صدایت است امیدوارم پس از مطالعه این نامه به این شماره ها ( ۰۹۳۶۴۱۰۸۶۸۶ ـ ۰۲۱۶۵۵۶۱۵۳۲ ) هرچه سریعتر زنگ بزنی تا مرا و مادر عزیزمان و سایر اعضای خانواده را خوشحال کنی.

برادر عزیزم ما شماره ای از شما نداریم بی صبرانه منتظر تماست هستیم.

قربانت برادرت

میرزاهد

۱۳۹۳/۹/۲۵

***

همچنین:

نامه ای به خانم ثریا عبداللهی؛ مادری چشم انتظار

جمیل، انجمن نجات مرکز تهران، اول فوریه ۲۰۱۴: …  براثر فشارهای بین‌المللی و سازمان ملل تاکنون نزدیک چهارصد نفر به کشورهای اروپایی اعزام شده‌اند. بدیهی است فضای اروپا با حصار لیبرتی تفاوتی کیفی دارد و افراد از دسترسی‌های زیادی برخوردار می‌شوند، از جمله ارتباط با خانواده و مستقل زندگی کردن و …

گفتگوی سایت نیم نگاه با خانم ثریا عبداللهی مادر آقای امیر اصلان ( تحت اسارت رهبری و سران فرقه ستیزه جوی مجاهدین خلق در کمپ لیبرتی ) ـ قسمت دوم

سایت نیم نگاه، شانزدهم ژوئیه ۲۰۱۳: …  پدر پیری که با صورت خونی روی خاکها نشسته خداخدا فریاد می زد. حتی به کودک چند ماهه هم افراد فرقه رجوی رحم نمی کردند. دختران و پسران جوانی که به دنبال پدر یا مادر آمده بودند ، با گریه و ضجه خاطره چگونه مفقود شدن عزیزانشان را تعریف می کردند  زنی که بعد از چندین سال

آمریکایی‌ها می‌دانستند در پادگان اشرف گروهک تروریستی خطرناکی وجود دارد

باشگاه خبرنگاران، تهران، بیست و ششم ژوئن ۲۰۱۳: …  وی ادامه داد: بعد از چند سال از دولت ایران درخواست کردم که می‌خواهم فرزندم را ببینم، دولت ایران هم موافقت کرد و گفت فرزندت در عراق است و مشکلی نداری، می‌توانی بروی و فرزندت را ببینی، من با چند خانواده از اردبیل راهی عراق شدیم، رفتیم اما