نامه مطهری به پورمحمدی درباره فایل صوتی آیت الله منتظری

نامه مطهری به پورمحمدی درباره فایل صوتی آیت الله منتظری

خبرگزاری ایسنا، تهران، بیست و هفتم اوت 2016:… این امر محل بحث نیست. محل بحث این است که با توجه به این که از نظر اسلام و در حکومت اسلامی حتی به چنین جانیانی و طرفداران آنها نیز نباید ظلم شود آیا شایعاتی که درباره اتفاق سال 67 درباره نحوه اجرای حکم امام(ره) گفته می‌شود صحت دارد یا خیر؟ جناب عالی که همراه آقایان رئیسی، نیّری و رازینی در متن این قضیه بودید باید ضمن توضیح ماجرا،  یا می‌فرمودید این شایعات به هیچ وجه … 

فروغ جاویدانفروغ خاموش جاویدان

لینک به منبع

نامه مطهری به پورمحمدی درباره فایل صوتی آیت الله منتظری

علی مطهرینایب رییس مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای خطاب به وزیر دادگستری درباره اظهارات اخیر وی در خصوص فایل صوتی آیت الله منتظری بر لزوم ارائه توضیحاتی در زمینه شایعات مربوط به سال 67 تاکید کرد.

به گزارش ایسنا، علی مطهری در این نامه که آن را در اختیار ایسنا گذاشته، آورده است:

«جناب حجت‌الاسلام آقای پورمحمدی دامت برکاته

وزیر محترم دادگستری

با اهداء سلام، به عرض می‌رساند در صحبت خود در ارتباط با انتشار فایل صوتی مرحوم آیت‌الله منتظری، فرموده‌اید: «برخی دنبال تطهیر دشمنان خون‌آشام این ملت هستند که در قساوت و خونریزی به صغیر و کبیر رحم نکردند به طوری که همه افراد در ترس قساوت آنها بودند.»

متأسفانه این، مشکل کشور ماست که مسئولان به جای توضیح یک مسئله و پاسخ به سؤالی که برای برخی اذهان ایجاد شده است به مغالطه می‌پردازند و از عواطف انسانی و دینی و انقلابی مردم بهره‌برداری می‌کنند و هیچ گاه به سؤال مورد نظر پاسخ نمی‌دهند. در موضوع فایل صوتی مذکور همه مسئولانی که پاسخ دادند صرفا به جنایتکاری منافقین از یک سو و عظمت شخصیت امام خمینی(ره) از سوی دیگر پرداختند و هیچ پاسخی به سؤال ندادند و در واقع توضیح واضحات دادند.

انحرافات فکری و جنایات بزرگ منافقین بر همه روشن است و گروه فرقان هم که شخصیتی به عظمت آیت‌الله مطهری را به شهادت رساند شاخه‌ای از منافقین بود. این امر محل بحث نیست. محل بحث این است که با توجه به این که از نظر اسلام و در حکومت اسلامی حتی به چنین جانیانی و طرفداران آنها نیز نباید ظلم شود آیا شایعاتی که درباره اتفاق سال 67 درباره نحوه اجرای حکم امام(ره) گفته می‌شود صحت دارد یا خیر؟ جناب عالی که همراه آقایان رئیسی، نیّری و رازینی در متن این قضیه بودید باید ضمن توضیح ماجرا،  یا می‌فرمودید این شایعات به هیچ وجه صحت ندارد و یا می‌فرمودید ممکن است قصورهایی هم صورت گرفته باشد که در صورت اثبات از خانواده‌های آنها عذرخواهی و جبران خسارت خواهد شد.

این روش برخلاف تفکر رایج که کتمان خطاهای احتمالی را موجب تقویت نظام می‌داند و بلکه نوعی عصمت برای جمهوری اسلامی قائل است، موجب جلب اعتماد بیشتر مردم و استحکام افزون‌تر نظام اسلامی است.

از خدای متعال توفیق الهی روزافزون جناب‌عالی را مسئلت می‌کنم.

با تقدیم احترام

علی مطهری»

خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) برای انتشار پاسخ وزیر محترم دادگستری به این نامه آمادگی دارد.

متن مصاحبه پور محمدی با صدا و سیما
لینک به منبع

پورمحمدی: توسل به منافقین نشانه استیصال و دست خالی بودن دشمنان

وزیر دادگستری : اینکه برخی دشمنان خارجی و برخی داخلی ها به منافقین متوسل می شوند نشان دهنده دست خالی بودن آنها و اقتدار و موفقیت ملت ایران است.

حجت الاسلام والمسلمین مصطفی پورمحمدی در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا برخی در داخل به فکر تطهیر منافقین افتاده‌اند؟ افزود:‌ بحثی که این روزها درباره منافقین اتفاق افتاد فراتر از بحث تطهیر اینهاست و موضوع تطهیر موضوعی است که زیر هدف بزرگتری قرار گرفته است.

وی با اشاره به اینکه امروز ما در عرصه داخلی از استحکام قوی برخوردار شده ایم گفت: اقتدار و انسجام مقبول داخلی در عرصه های مختلف از جمله سیاسی ، اجتماعی ، امنیتی ، اقتصادی و فرهنگی کسب کرده ایم و دستاوردهای برجسته ای بدست آورده ایم.

وزیر دادگستری افزود: ثمره اقتدار داخلی ما در عرصه بین المللی و منطقه ای هم موجب پیشرفتها و موفقیتهای بسیار بزرگی شده است و امروز همه گواهی می دهندکه جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا، بازیگر و تعیین کننده بسیاری از مناسبات و نقش‌آفرین است.

پورمحمدی گفت: ‌اینها خشم و غضب اسرائیلی ها، عربستانی ها و اذناب آمریکا را ایجاد کرده است و این عقده‌گشایی ها، پرخاشگری ها و رفتارهای خارج قاعده و عرف را از اینها می بینیم و اینها همه به این خاطر است که جمهوری اسلامی ایران دور جدی و تحرک تاثیر گذاری را در منطقه ایجاد کرده است.

وزیر دادگستری با اشاره به اینکه امروز جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین المللی هم جایگاه مناسبی بدست آورده است افزود: تا پیش از این به ما می گفتند که خلاف عرف بین المللی حرکت می کنیم و ما را در شورای امنیت ، سازمان ملل و نهادهای بین المللی محکوم می کردند و آمریکایی ها بنام جامعه بین المللی حرف می زدند اما اکنون این حرفها عوض شده است و ما دیگر در شورای امنیت و سازمان ملل و نهادهای بین المللی محکوم نیستیم و دیگر آمریکا حق ندارد به عنوان نماینده جامعه بین الملل حرف بزند.

پورمحمدی گفت: اگر ما پیش از این جایگاه اتهامی داشتیم اکنون جایگاه شاکی و تهاجمی داریم و ما اکنون مدعی هستیم و به آمریکا می گوییم که تو طرفدار تروریستها هستی و از آنها حمایت می کنی؛ تو دنبال آشوب و ناامنی در منطقه و جاهای مختلف جهان هستی؛ تو داری برجام را لغو می کنی؛ ما که طبق عرف جهانی نشسته ایم و مذاکره کرده ایم و توافق کردیم و تو ناقض پیمان و عهدشکن هستی و بدجنسی می کنی.

وزیر دادگستری با اشاره به اینکه تغییر جایگاه جمهوری اسلامی ایران به سبب موضع اقتدار داخلی و حضور در عرصه های جهانی و بین المللی است افزود: این دست و پازدن هایی که آمریکا و برخی غربی ها ، اسرائیلی ها و عربستانی ها انجام می دهند دقیقا از موضع انفعال و ضعف است.

پورمحمدی گفت: وجهه شفاف جمهوری اسلامی ایران به عنوان وجهه ضد ترور، ضد خشونت و ضد ظلم برجسته است و آنها می خواهند این وجهه را خراب کنند و نقش و تاثیرگذاری ما را کاهش دهند.

وزیر دادگستری افزود: جالب است که به منافقین به عنوان منفورترین ، وقیح‌ترین، شکست خورده ترین و خبیث ترین جریان متوسل شده اند و این نشان می دهد که دستشان خالی است و اگر مستمسک و ابزار قوی تری داشتند حتما به آن تمسک می کردند.

پورمحمدی گفت: اینکه ناچار می شوند به منافقین رو آورند نشان می دهد که دستشان خالی است و این نشان دهنده اقتدار، پیروزی و موفقیت ملت ماست.

وزیر دادگستری با اشاره به اینکه جریان نفاق اکنون به عنوان جریان منفور ، خبیث ، لجن و ملعون در جامعه شناخته می شود افزود: اینها از ابتدای انقلاب، جنایت، ترور، خباثت و آدم کشی کردند و در جنگ همه نقشه های ما را لو می دادند و همه عملیات ها که با عدم توفیق روبرو بود تقصیر این منافقین بود.

پورمحمدی گفت: موشک باران ها و بمباران ها با آدرس و جاسوسی منافقین صورت می گرفت و در ادامه آنها علیه ملت ما عملیات نظامی کردند و با کمک صدام و غربی ها وارد خاک ما شدند و به قول خودشان آمده بودند پایتخت را بگیرند و تصمیم گرفته بودند ترور و تسویه خونین راه بیاندازند.

وزیر دادگستری افزود: منافقین به دست انتقام و مجازات ملت ما در یک دوره ای محکوم شدند و هنوز ملت ما مدعی اینهاست و اینها باید مجازات شوند و فکر می کنند می توانند از مجازات ملت ما فرار کنند و حالا به شکل مدعی، می خواهند خودشان را ظاهر کنند و دیگران هم می خواهند اینها را به اصطلاح تطهیر کنند تا اینها مدعی شوند؛ اینها چه کسی هستند که بخواهند از نظام و ملت ما سوال کنند؟ اول جایگاه خود را تعریف کنند؟

پورمحمدی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه انگیزه برخی داخلی ها از تطهیر منافقین چیست گفت: متاسفانه همان ساده لوحی و همان جهالت ها و گول خوردن هایی که در گذشته شاهد بودیم شاهدیم و امام بزرگ ما با هوشمندی از این ساده‌لوحی ها عبور و هشدارها و تصمیمات بجایی را اتخاذ کردند و ملت ما را به این جایگاه والا رساندند.

پورمحمدی افزود: منافقین جنایت کار باید پاسخ جنایت های خود را ببینند و هنوز ندیده‌اندو باید بقیه‌شان مجازات شوند.

وزیر دادگستری گفت: اینها فکر می کنند تحرکاتشان در دنیا آزاد است و ما حتما تعقیب خواهیم کرد و اجازه نمی دهیم هر کاری بخواهند بکنند.

پورمحمدی افزود: ما با قاطعیت راه امام و رهبری را تعقیب می کنیم و ملت ما پای آرمانهای انقلاب ایستاده اند و مگر قرار است از مبارزه با دشمنان ملت پا پس بکشیم.

وزیر دادگستری گفت: ‌نظام حقوقی و قضایی ایران و مبانی حقوق اسلامی ما کاملا شفاف است؛ ما باید پاسخ دهیم؟ آنها باید جواب دهند که چه جنایتی در حق ملت ما کردند؛ طبق همه اقدامات و نظام حقوقی اگر کسی حرفی دارد بیاید سوال و جواب حقوقی کند.

پورمحمدی افزود: این موجب ناراحتی و به بیانی شرم‌ساری است که عده ای بیایند و از منافقینی که هنوز جنایت هایشان بازگو نشده است و به سزای جنایاتشان نرسیدند در موضع اتهام کمک کنند و بستر اتهام زنی آنها را فراهم کنند.

وزیر دادگستری گفت:‌ حالا به قول معروف ملات زیرخاکی در بیاورند و نکاتی بیان کنند و ما راضی نبودیم نسبت به برخی افراد در گذشته ها در جامعه قضاوت هایی شود و امام با بزرگواری و ما به عنوان پیرو امام با سماحت از اینها گذشتیم تا جامعه به طمانینه و آرامش برسد و شخصیت هایی که سوابقی دارند و خدمت کردند حداقل، حرمت اجتماعی‌شان حفظ شود.

وی گفت:‌ ما هم از گذشته ها نمی خواهیم دوباره کالبدشکافی و قبرشکافی راه بیاندازیم تا بخواهیم پرونده های تاریخی و محاکمه های تاریخی به راه بیاندازیم هر چند که تاریخ، محاکمه خود را خواهد کرد.

پورمحمدی افزود: اتفاقی که این ایام افتاد نشان دهنده اقتدار، عزت و جایگاه والای ملت ما و نشان دهنده استیصال دشمنان نظام ماست و فکر می کنیم منافقین، خودشان را به میدان آوردند به هوای اینکه تطهیر شوند و دیگران از آنها بتوانند استفاده کنند اما باید بیایند، پاسخ دهند و مجازات شوند و ما این خط را با جدیت دنبال خواهیم کرد.

*** 

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIفروغ جاویدان (مرصاد) و عشوه‌های «مریم» برای «مسعود» در شب نقشه مرگ منافقین

مقتولین کمپ لیبرتی اکتبر 2015نگوئید کشته شدند ؛ بگوئید رجوی به کشتن داد !

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26419

انشار یک فایل صوتی درباره اعدام‌های دهه ۱۳۶۰ 

 Iranian dissident cleric Montazeri speaks with Reuters in Qom.آرش کرمی، المانیتور، هفدهم اوت ۲۰۱۶:… در ماه‌های پایانی جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۷، سازمان مجاهدین خلق ایران حمله‌ای را از داخل خاک عراق به نواحی غربی ایران آغاز کرد. این حمله به سرعت دفع شد اما عاملی بود تا آیت‌الله روح‌الله خمینی اندکی قبل از مرگش آخرین تصمیم مهم زندگی خویش را بگیرد که بنا بر آن، چند هزار تن از زندانیان سیاسی -اغلب عضو سازمان مجاهدین- که در سال‌های پس از انقلاب بازداشت … 

Massoud Rajavi and Saddam HussainThe Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

انشار یک فایل صوتی درباره اعدام‌های دهه ۱۳۶۰

آیت الله منتظری

یک فایل صوتی که اخیراً در وب‌سایت آیت‌الله فقید، حسین‌علی منتظری -فقیه شیعه که زمانی قائم‌مقام رهبری ایران بود- منتشر شده، حاکی از اعتراض این روحانی نسبت به رشته‌ای از اعدام‌ها در اواخر دهه ۱۳۶۰ خورشیدی است که در نهایت به حذف او از حاکمیت منتهی شد

در ماه‌های پایانی جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۷، سازمان مجاهدین خلق ایران حمله‌ای را از داخل خاک عراق به نواحی غربی ایران آغاز کرد. این حمله به سرعت دفع شد اما عاملی بود تا آیت‌الله روح‌الله خمینی اندکی قبل از مرگش آخرین تصمیم مهم زندگی خویش را بگیرد که بنا بر آن، چند هزار تن از زندانیان سیاسی -اغلب عضو سازمان مجاهدین- که در سال‌های پس از انقلاب بازداشت شده بودند، اعدام شوند.

آیت‌الله منتظری که یکی از معروف‌ترین چهره‌های انقلاب و در آستانهٔ جانشینی آیت‌الله خمینی بود، در برابر این عمل ایستادگی کرد و جایگاه خود را در حکومت از دست داد. اعتراض او به اعدام‌ها پیشتر در کتاب خاطراتش نوشته شده بود لیکن انتشار فایل صوتی، این خبر را بار دیگر به صدر آورد و از برخورد تند منتظری با دست‌اندرکاران [اعدام‌ها] پرده برداشت.

مخاطبان آیت‌الله منتظری در فایل صوتی عبارتند از: حسین‌علی نیری، قاضی وقت و معاون کنونی دیوان‌عالی کشور؛ مرتضی اشراقی، دادستان انقلاب اسلامی تهران در آن زمان؛ ابراهیم رئیسی، معاون وقت دادستان تهران و تولیت کنونی آستان قدس رضوی -یکی از ثروتمندترین نهادها در ایران-؛ و مصطفی پورمحمدی، نمایندهٔ وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین و وزیر کنونی دادگستری بودند.

در این فایل صوتی ۴۰ دقیقه‌ای، صدای منتظری شنیده می‌شود که به آنان می‌گوید: «بزرگ‌ترین جنایت در تاریخ جمهوری اسلامی که تاریخ آن‌را محکوم خواهد کرد، به دست شما انجام شده است». او همچنین گفته است که تعدادی از افراد و وزارت اطلاعات به دنبال فرصتی بودند تا اعضای سازمان مجاهدین را اعدام کنند و پس از حملهٔ این گروه، یک بار دیگر نزد آیت‌الله خمینی رفتند و برای تحقق این عمل، تلاش کردند. خبرگزاری فارس در پوشش خود نسبت به خبر انتشار این فایل، نوشت که منتظری باور داشت که خمینی در سال‌های پایانی عمرش بیمار بود و افراد پیرامون او -به‌ویژه فرزندش احمد- امور مربوط به او را کنترل می‌کردند. با این حال، مقالهٔ فارس از اعدام‌ها دفاع نموده و اعتراض منتظری و نشرفایل صوتی را محکوم کرده است.

بسیاری می‌گویند که اگر آیت‌الله منتظری سکوت می‌کرد، می‌توانست جانشین آیت‌الله خمینی شود و سیاست‌ها و دیدگاه‌های خود را پیش ببرد، با این حال آیت‌الله منتظری این خواسته را رد کرد و گفت که در صورت سکوت، «پاسخی در روز قیامت نخواهم داشت و وظیفهٔ خودم می‌دانم که به امام هشدار دهم». منتظری نگران این بود که چه پاسخی می‌بایست به خانواده‌های اعدامیان داده شود. طبق کتاب خاطرات او، بین ۲۸۰۰ تا ۳۸۰۰ تن اعدام شدند.

منتظری همچنین گفت که اعدام افرادی که پیشتر به حبس برای همان جرم محکوم شده‌اند، سیستم قضایی ایران را زیر سئوال می‌برد. بسیاری از اعضای سازمان مجاهدین به این دلیل در زندان بودند که رهبران آن‌ها پس از انقلاب سال ۵۷، رویاروی آیت‌الله خمینی و جمهوری اسلامی ایستادند و مورد حملهٔ هواداران آنان قرار گرفتند. در پاسخ، سازمان مجاهدین نیز به یک رشته ترور و بمب‌گذاری روی آورد و رهبرانش در دوران تبعید، به عراق رفتند.

احمد منتظری، فرزند آیت‌الله منتظری، به بیبیسی فارسی گفت فایل به این دلیل منتشر شده که بسیاری با تحریف تاریخ قصد داشتند تا چهرهٔ دیگری از پدرش به تصویر بکشند و این انتشار این فایل خط بطلانی است بر روی این تحریف‌ها. او گفت که فایل صوتی، در واقع مهر تأییدی بر کتاب خاطرات آیت‌الله منتظری است که در آن از مخالفت خود با اعدام‌ها سخن گفته بود.

منتظری در سال ۱۳۸۸ و در زمانی درگذشت که ایران در میانهٔ تظاهرات جنبش سبز در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوریِ همان سال بود. آیت‌الله منتظری که به تمامی از سوی حکومت به حاشیه رانده شده بود، تا روزهای واپسین حیات خود یک منتقد سرسخت باقی ماند و نامه‌ها و بیانیه‌های متعددی را در اعتراض به رهبران و بسیاری از سیاست‌های دولتی منتشر کرد.

*** 

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقMojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) From “Forough” to Today’s Limbo

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26318

ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! (+ دو مطلب مرتبط دیگر) 

ترور شخصیتی منتقدین فرقه رجوی سازمان مجاهدین خلقایرج مصداقی، سعید جمالی و حنیف حیدر نژاد، پژواک ایران، سیزدهم اوت ۲۰۱۶:… این ادعاهای رذیلانه در حالی صورت می‌گیرد که هیچ‌کس به اندازه‌ی من در ارتباط با کشتار ۶۷ و مستند‌سازی آن نکوشیده است. جدا از روزشمار کشتار ۶۷ در کتاب نه زیستن نه مرگ و اختصاص یک جلد از کتاب به وقایع آن دوران، یک کتاب تحقیقی همراه با عکس ۴۰۰ قبر زندانیان مجاهد در بهشت‌زهرا در جهت مستند کردن … 

اسماعیل وفا یغمایی: چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!

ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!

ایرج مصداقی، دوازدهم اوت ۲۰۱۶
لینک به منبع

«فرقه صاحب‌مرده» رجوی، در سراشیبی سقوط هر روز ابعاد جدیدی از پستی و رذالت را به نمایش می‌گذارد. این فرقه با سرقت نام «پژواک ایران» و با راه‌اندازی وبلاگ جعلی «پژواک ایران زمین»، با دست‌بردن در نوار صوتی دیدار آیت‌الله منتظری با اعضای هیأت کشتار ۶۷ و تغییر بخشی از آن، مدعی شده است که در جریان کشتار ۶۷ من به اعضای هیأت کشتار ۶۷ در مورد اعدام زندانیان «مشورت» داده‌ام. و مرا به عنوان یکی از «عاملان و دست‌اندرکاران قتل‌عام‌های دهه‌ ۶۰» معرفی کرده‌اند.

ترور شخصیتی منتقدین فرقه رجوی سازمان مجاهدین خلق

عکس من در میان عکس جانیان

مسئولان این فرقه، با انتشار عکس من در میان عکس اعضای هیأت کشتار ۶۷ مدعی‌شده‌اند:‌

«یکی از نفرات هیئت مرگ میگوید « ما با نفراتی که در زندان بودند مشورت می کردیم» این نفرات چه کسانی بودند . آیا تواب تشنه به خون ایرج مصداقی که اکنون درلباس صدای بازجویان و زندانبانان اوین درهمه جا ظاهر میشود و سعیدشاهسوندی و… نیزیکی از آنها میباشند؟ وضعیت شاگرد جلاد که مشخص است ولی بنا به اعترافات ایرج مصداقی نیز در زندان تعهد اطلاعاتی داده بود و درست به همین دلیل هم او در اوج پستی وحقارت جان کثیفش را بدر برده است و اکنون به آرمان همان سربداران با خشم وکینه حیوانی چنگال میکشد.»

http://pezhvake-iranzamin.blogspot.se/2016/08/67.html

در نوار گفتگوی آیت‌الله منتظری با اعضای هیأت کشتار آمده است:‌

«ما با برادرانی که در زندان بودند مشورت می‌کردیم»

مسئولان فرقه رجوی که هیچ شرم و حیایی ندارند و پیشتر در قرارگاه اشرف دست در خون و شکنجه‌ بهترین فرزندان مردم ایران داشتند و از انجام هیچ جنایتی کوتاهی نکردند، «برادرانی که در زندان بودند» را تبدیل به «نفراتی که در زندان بودند» کرده‌اند تا ادعای رذیلانه‌ی خود را مطرح کنند.

منظور اعضای هیأت از «برادران»، بازجویان، دادیاران، مسئولان امنیتی زندان‌ها و کارشناسان وزارت اطلاعات است. و این سیاه‌دلان با تبدیل آن به «نفراتی» مدعی شده‌اند که من مبادرت به چنین کاری کرده‌ام.

«بیت رهبری» این فرقه در «اورسورواز» فرانسه، برای فرار از پیگیری حقوقی و گریز از تبعات سیاسی، ادعاهای بیشرمانه‌شان را ابتدا در یک ویلاگ جعلی منتشر کرده‌اند و سپس به بازنشر آن در سایت‌های تابعه‌‌شان پرداخته‌اند.

این ادعاهای رذیلانه در حالی صورت می‌گیرد که هیچ‌کس به اندازه‌ی من در ارتباط با کشتار ۶۷ و مستند‌سازی آن نکوشیده است. جدا از روزشمار کشتار ۶۷ در کتاب نه زیستن نه مرگ و اختصاص یک جلد از کتاب به وقایع آن دوران، یک کتاب تحقیقی همراه با عکس ۴۰۰ قبر زندانیان مجاهد در بهشت‌زهرا در جهت مستند کردن این کشتار کوشیده‌ام. ده‌ها گفتگو در مورد این کشتار داشته‌ام. در برنامه‌‌های اختصاصی رادیو تلویزیون‌های مختلف شرکت کرده‌ام و از سخنگویان و شاهدان دادگاه مردمی «ایران تریبونال» بوده‌ام و یک در تهیه فیلم «آن‌هاکه گفتند نه» و چندین فیلم دیگر مشارکت داشته‌ام. در تحقیق قاضی جفری رابرتسون و دیگر تحقیق‌های صورت گرفته در ارتباط با کشتار ۶۷ یکی از منابع اصلی‌ بوده‌ام.

اکثر عکس‌هایی که در این به اصطلاح افشاگری «فرقه صاحب‌مرده» آمده، از نوشته‌های من برداشته شده بدون آن که به منبع آن اشاره کنند.

این فرقه‌ی تاریک اندیش، که کوچکترین تلاشی طی سالیان گذشته برای تکمیل اسناد مربوط به کشتار ۶۷ نداشته، سال‌ها حسنیعلی نیری رئیس هیأت کشتار ۶۷ را جعفر نیری معرفی می‌کرد که در سال ۱۳۶۴ در سانحه‌ی هوایی کشته شده بود.

من با نوشتن یک مقاله نام صحیح حسینعلی نیری را برای اولین بار افشا کردم.

http://www.irajmesdaghi.com/page1.php?id=104

این فرقه تا سال‌ها بعد حتی در کتاب‌ها و نشریاتش خیره‌سرانه همچنان او را جعفر نیری می‌خواند و حاضر به تصحیح اشتباه‌شان نبودند.

عکس نیری و اشراقی دو تن از اعضای هیأت کشتار ۶۷ را من برای اولین بار انتشار دادم .

http://www.bidaran.net/spip.php?article136

http://pezhvakeiran.com/maghaleh-29823.html

عکس مجتبی حلوایی عسگر و ‌اکبر کبیری آرانی را من انتشار داده و راجع به آن‌ها مقاله نوشتم.

http://www.irajmesdaghi.com/page1.php?id=294

http://www.irajmesdaghi.com/page1.php?id=290

در مورد سلیمی و علیرضا آوایی دو تن از مسئولان کشتار ۶۷ من مقاله نوشته با انتشار عکس هایشان در مورد سوابق و جنایاتشان توضیح دادم.

http://pezhvakeiran.com/maghaleh-35129.html

http://www.irajmesdaghi.com/maghaleh-542.html

عکس علی مبشری را برای اولین بار من انتشار دادم.

مجاهدین، مجید قدوسی را به غلط پسر آیت‌الله قدوسی معرفی می‌کردند. من با نوشتن مقاله ضمن انتشار نام صحیح وی که مجید ملاجعفر است توضیح دادم قدوسی نام مستعار اوست و عکس او را انتشار دادم.

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-32496.html

http://www.irajmesdaghi.com/page1.php?id=301

در مورد غلامحسین بلندیان برای اولین بار من در فیلم «آن‌ها که گفتند نه» روشنگری کردم. در این فیلم بخشی از گفتگوی من با او که مخفیانه فیلم‌برداری شده بود انتشار پیدا کرد.

در مورد مهدی نادری فرد یکی از عوامل کشتار ۶۷ من پیشتر روشنگری کرده‌ام

http://irajmesdaghi.com/maghaleh-387.html

در مورد داوود لشکری (تقی عادی) یکی از عوامل کشتار ۶۷ هم من مطلب نوشته و نام اصلی او را فاش کرده‌ام

http://irajmesdaghi.com/maghaleh-387.html

این در حالی است که فرقه رجوی در جهت افشای عوامل کشتار ۶۷ هیچ کوششی به خرج نداده و این جا و آن‌جا از مطالب منتشر شده‌ی من بدون ذکر منبع استفاده می‌کند.

فرقه رجوی با کنار هم گذاشتن اسناد، مدارک و عکس‌هایی که منتشر کردم و قرار دادن عکس من در میان مسئولان کشتار ۶۷، مدعی‌ شده‌ است من هم یکی از اعضای هیأت کشتار ۶۷ بوده‌ام.

به این لینک نگاه کنید تا متوجه شوید تمامی عکس‌ها را مجاهدین از مطلب من سرقت کرده‌اند:

http://pezhvakeiran.com/page1.php?id=122

این فرقه صاحب‌مرده که کوچکترین تعهدی به بیان حقایق دهه‌ی ۶۰ ندارد، برای عقب نماندن از قافله و این که مثلا نشان دهد کاری کرده است، تنها مبادرت به انتشار عکسی تحت نام «قاضی محمد مقیسه» کرده که آن هم ربطی به وی ندارد و ادعای ابلهانه است. این عکس مربوط به موسی‌الرضا مقیسه است. من قبلا راجع به این فرد توضیح داده بودم.

http://www.aftabir.com/photoblog/photo/5367

موسی‌الرضا مقیسه دادستان و قاضی دادگاه های بروجرد و دورود بود که نقش عمده ای در سرکوب و جنایت در لرستان داشت و در فروردین ۱۳۶۳ احتمالا توسط مجاهدین کشته شد! حالا این فرقه که هیچ صاحبی ندارد وی را به عنوان قاضی محمد مقیسه که مشغول جنایت است معرفی می‌کند.

برادر موسی الرضا مقیسه، محمدتقی مغیثی است که مدت ها رئیس شورای سرپرستی زندان های کشور، دادستان کل استان لرستان، رئیس کل دادگستری استان لرستان، مشاور ارشد نخست وزیر، معاون حقوقی بنیاد شهید ، قاضی دادسرای انتظامی قضات و مستشار دادگاه های تجدید نظر دیوان عدالت اداری بوده است.

در مورد شیخ محمد مقیسه من به اندازه کافی نوشته‌ام. اما عکس او در جایی نیست و من همچنان می‌کوشم عکس او را به دست آورم.

http://www.irajmesdaghi.com/maghaleh-554.html

فرقه‌ی رجوی که خود دست به خون و جنایت آلوده، مطلقاً صلاحیت اظهار نظر راجع به قربانیان کشتار ۶۷ که قرابت و سنخیتی با آن‌ها نداشتند ندارد. مسئولان این فرقه می‌بایستی به عنوان ارتکاب اعمال جنایتکارانه در مقابل عدالت پاسخگو باشند.

این فرقه تعدادی از کسانی را که از راهروهای مرگ در سال ۱۳۶۷ جان به دربرده بودند در زندان‌های اشرف به بند کشید و یا در اقدامی خائنانه تحویل رژیم خمینی داد.

ایرج مصداقی جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۹۵

منبع:پژواک ایران

سازمان مجاهدین خلق و تصفیه حساب شنیع با مخالفین

حنیف حیدرنژاد، دوازدهم اوت ۲۰۱۶
لینک به منبع

پس از انتشار نوار صوتی آیت الله منتظری در رابطه با کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، رسانه های عمومی بطور بی سابقه ای به این موضوع توجه نشان می دهند. این نخستین بار در سه دهه گذشته است که توجه به این موضوع اینچنین گسترده است. این خواست جان به دربردگان، خانواده های قربانیان و فعالین حقوق بشری بود که این جنایت نباید به فراموشی سپرده شود. توجه و حساسیت افکار عمومی به این موضوع فرصت مناسبی برای آن است که تا آنجا که راه کارهای بین المللی اجازه می دهند سران جمهوری اسلامی به پاسخگوئی کشانده شوند. درست در چنین زمانی و در حالی که نگاه ها بر سران جمهوری اسلامی متمرکز شده است، سازمان مجاهدین خلق در تلاش است تا تمرکز بر روی جانیان و کارگذاران این کشتار بزرگ را منحرف و بدین ترتیب عملا آنها را از پاسخگوئی فراری می دهد.

سازمان مجاهدین خلق با انتشار مطلبی در یکی از سایت های غیر رسمی خود عکسی از ایرج مصداقی، از زندانیان سیاسی سابق را در کنار عکس هائی از اعضای هیئت مرگ و برخی از جانیان رژیم جمهوری اسلامی قرار داده است.[۱] این سازمان در متن پیاده شده ی سخنان آقای منتظری، واژه “برادارنی” را حذف و بجای آن “واژه “نفراتی” را قرار داده و سپس می نویسد: “یکی از نفرات هیئت مرگ میگوید «ما با نفراتی که در زندان بودند مشورت می کردیم» این نفرات چه کسانی بودند. آیا تواب تشنه به خون ایرج مصداقی که اکنون در لباس صدای بازجویان و زندانبانان اوین در همه جا ظاهر میشود و سعید شاهسوندی و… نیز یکی از آنها میباشند؟ وضعیت شاگرد جلاد که مشخص است ولی بنا به اعترافات ایرج مصداقی نیز در زندان تعهد اطلاعاتی داده بود و درست به همین دلیل هم او در اوج پستی و حقارت جان کثیفش را بدر برده است و اکنون به آرمان همان سربداران با خشم و کینه حیوانی چنگال می کشد.”

سازمان مجاهدین اگرچه ادعا دارد که با جمهوری اسلامی مبارزه می کند، اما نشان داد که فرصت بزرگِ به پاسخگوئی کشاندنِ رهبران جمهوری اسلامی در قبال کشتار بزرگ سال ۶۷ را به فرصتی برای تصفیه حساب با مخالفین خود بدل کرده است. این سازمان با وجود همه امکاناتی که دارد نتوانست و نخواست که در سه دهه گذشته موضوع کشتار زندانیان سیاسی را در عرصه بین المللی بطور جدی دنبال کند. ایرج مصداقی اما که خود ده سال در زندان های جمهوری اسلامی بوده و انواع شکنجه را تحمل کرده است موفق شد با همکاری برخی از جان به دربردگان و زندانیان سیاسی سابق، آنهم با وجود همه کمبودها و کاستی ها اما با حمایت بسیاری از اعضای خانواده های جان به دربردگان و زندانیان سیاسی سابق، کمپین “ایران تریبونال”[۲] را سازماندهی کند. دادگاهی سمبلیک که با حضور حقوق دانانی برجسته و با استناد به شهادت شاهدین بسیار، جمهوری اسلامی را در رابطه با کشتار سال ۶۷ مسئول معرفی کرد.[۳] سازمان مجاهدین خلق اما، بجای مبارزه با جمهوری اسلامی، تلاش خود را بر مبارزه و حذف مخالفین و منتقدین خود متمرکز کرده است.

دست کاری، تغییر و تحریف سندِ تاریخی بسیار مهمِ سخنان آقای منتظری در ارتباط با کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ که بطور گسترده در اینترنت و شبکه های اجتماعی منتشر شده و برای همه مردم قابل دسترس و قابل تطبیق دادن است نشان می دهد که سازمان مجاهدین خلق برای رسیدن به اهداف خود از هر شیوه ای برای فریبکاری افکار عمومی در جهت توهین و اتهام زدن به مخالفین و جداشدگان خود استفاده می کند. براستی یک تشکیلات سیاسی تا کجا باید بی اعتبار و شنیع باشد که خون هزاران زندانی سیاسی و درد و رنج جان بدربردگان و خانواده این قربانیان را وسیله تصفیه حساب های خود با مخالفینش قرار دهد. چنین تشکیلاتی بی اعتبار تر از آن است که مدعی مبارزه با جمهوری اسلامی باشد.

مطلب منتشر شده در سایت وابسته به سازمان مجاهدین خلق همچنین به آقایان همنشین بهار (محمد جعفری) و سعید شاهسوندی اتهام می زند که “همدست” قاتلین هستند. دلیل این اتهام زنی سلسه گفتگوهای همنشین بهار با سعید شاهسوندی است که در آن تاریخچه سازمان مجاهدین و برخی رویدادهای مهم مربوط به این سازمان مرور می شوند. سازمان مجاهدین که در نوشته ها و سخنرانی های رهبرانش مدعی است که اصل “برائت” را قبول دارد، نشان داده که به راحتی و بی آنکه هیچگونه صلاحیت قضائی داشته باشد و بدون هیچ سند و مدرکی به هر کس که بخواهد اتهام می زند. این یک شیوه مافیائی برای ترور شخصیت و ترساندن مخالفین با هدف به سکوت کشاندن آنهاست. روشی که البته تاکنون نتیجه نداده و تنها باعث بی اعتباری هرچه بیشتر این تشکیلات شده است.

در ارتباط با کشتار زندانیان سیاسی و جنایات رژیم جمهوری اسلامی باید تلاش تمام شخصیت ها و سازمان های سیاسی بر روی رژیم جمهوری اسلامی متمرکز باشد. هرگونه وسیله قرار دادنِ خون اعدام شدگان برای تصفیه حساب های شخصی و گروهی عملی است شنیع که باید محکوم شده و تقبیح گردد.

حنیف حیدرنژاد

۲۲ مرداد۱۳۹۵/ ۱۲ آگوست ۲۰۱۶

http://www.hanifhidarnejad.com

توضیح: سایت وابسته به سازمان مجاهدین خلق از بعد از ظهر روز جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۹۵/ ۱۲ آگوست ۲۰۱۶ متن مرتبط با ایرج مصداقی که در نوشته ی حاضر به صورت نقل قول به آن اشاره شده و نیز عکس او در کنار جانیان را حذف کرده است.[۴]

منابع:

۱٫

http://pezhvake-iranzamin.blogspot.se/2016/08/67.html

۲٫

http://www.irantribunal.com/index.php

۳٫

http://www.irantribunal.com/index.php/support-us

۴٫

http://pezhvake-iranzamin.blogspot.se/2016/08/67.html

مطلب مرتبط از ایرج مصداقی

ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی منبی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷

http://pezhvakeiran.com/maghaleh-80657.html

منبع:پژواک ایران

روحی پلید

سعید جمالی، دوازدهم اوت ۲۰۱۶
لینک به منبع

نمیدانم مسعود رجوی هنوز در قید حیات فیزیکی است یا خیر اگر چه همه قرائن نشان میدهند ـ آنچنان که در عالم سیاست ـ مردار شده است.

…. اما فرقی نمی کند، این روح پلید در بود و نبودش معنایی جز خیانت، دروغ و تهمت و مزدوری چیزی نبود و نیست.

تهمت های ناروایی که از این روح و روان پریش جاری میشود هیچ حد و مرزی ندارد. قلب انسان از اینهمه آلودگی و ناجوانمردی بدرد می آید، و باز آدم از خودش سوال میکند: خدا مگر میشود اینهمه بی شرمی و دروغ و آلودگی؟!

مزخرفاتی که امروز درباره ایرج مصداقی منتشر کرده اند جز اشمئزاز هر چه بیشتر از این جریان آلوده بر نمی انگیزد. کسی که به سهم خود دست در خون بسیاری دارد، از سر کین حیوانی اش آدرس اشتباهی میدهد تا رد گم کند.

نام ایرج مصداقی با نام شهدای زندان و افشاء جنایات رژیم گره خورده است. او تمامی زندگی اش را وقف این راه نموده است. بیچاره آنان که از دل سیاهی و ظلمت به خورشید چنگ می کشند.

حساب مسعود رجوی و باند مافیائی اش با مردم ایران، با این سرزمین، با تاریخ این سرزمین و همه افراد و گروههای مبارز روشن است. خوب است اگر هنوز کسی از این جریان بخاطر منافع حقیرش هواداری میکند، از این همه «شاهد» درس عبرتی گرفته و بیش از این خود را آلوده نکند. باقی ماندن در کنار این جریان، دیگر، بیان سقوط تمام عیار اخلاقی است.

باقی ماندن در کنار این جریان جز باقی ماندن در کنار لعنت شدگان تاریخ این سرزمین نیست.

سعید جمالی

منبع:پژواک ایران

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25799

بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ 

 Massoud Rajavi before revolution 1ایرج مصداقی، پژواک ایران، چهارم ژوئیه ۲۰۱۶:…  آن‌چه در زیر مشاهده می‌کنید اسناد محرمانه ساواک در مورد مسعود رجوی است که هیچگاه اصالت آن توسط او و نزدیکانش زیر سؤال برده نشد. از نظر من مسعود رجوی پس از دستگیری در بازجویی‌های ساواک از خود ضعف و سستی نشان داده بود. تصور کنید اسناد زیر یا بسیار سست‌تر و ضعیف‌تر از آن‌ها علیه یکی از چهره‌های مخالف مسعود رجوی انتشار یافته بود آیا او و نزدیکانش  … 

مسعود رجوی دادگاه شاه سی  فروردین ۱۳۵۱، یادآور چهل و چهارمین سال خیانت مسعود رجوی به بنیاگذاران سازمان

لینک به منبع

بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟

پس از انتشار گفتگوی من با آقای پرویز معتمد و اشاره کوتاه ایشان به مسعود رجوی و همکاری او با ساواک که منجر به تخفیف مجازات او شد، نامبرده با بسیج تمامی امکاناتش ضمن انکار ضعف و سستی در بازجویی‌های ساواک می‌کوشد من را که در مقام گفتگوگر بوده ام به همکاری با دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم جمهوری اسلامی متهم کند! مسعود رجوی نه شرافتی دارد و نه پرنیسیبی و توقع انصاف از او بی‌جاست. او در خیانت به آرمان شهدا و رنج‌دیدگان و همچنین منافع ملی از مرزهای بسیاری عبور کرده است. بدیهی است آقای معتمد مسئول گفته‌هایشان هستند و نه من که در ابتدای گفتگو نیز آن را به روشن ترین وجه مطرح کرده ام.

آن‌چه در زیر مشاهده می‌کنید اسناد محرمانه ساواک در مورد مسعود رجوی است که هیچگاه اصالت آن توسط او و نزدیکانش زیر سؤال برده نشد.

از نظر من مسعود رجوی پس از دستگیری در بازجویی‌های ساواک از خود ضعف و سستی نشان داده بود.

تصور کنید اسناد زیر یا بسیار سست‌تر و ضعیف‌تر از آن‌ها علیه یکی از چهره‌های مخالف مسعود رجوی انتشار یافته بود آیا او و نزدیکانش آبرو برای او باقی می گذاشتند؟ آیا به او فرصت دفاع از خود می دادند؟ آیا توضیحات او را می پذیرفتند؟

گفتنی در مورد این اسناد بسیار است و از زوایای گوناگون می توان آن‌ها را مورد بررسی قرار داد اما فعلا به طرح پرسش و انتشار بدون شرح آن‌ها اکتفا می‌کنم.

مسعود رجوی می‌تواند تمام اعوان و انصارش را برای تأیید خود به صحنه بیاورد. داستان جعل کنند. خاطره بگویند. از «قهرمانی‌» های او بگویند اما با این اسناد «محرمانه» که گزارشات داخلی ساواک است چه می‌کنند؟

مدارک خیانت مسعود رجوی به سازمان مجاهدین خلق

به: ریاست اداره دادرسی نیروهای مسلح شاهنشاهی (دادستانی)

از: ساواک

شماره: ۳۱۲/۶۵۵

تاریخ ۵۱/۱/۲۸

درباره مسعود رجوی فرزند حسین

پیرو شماره ۵۰/۹/۱۶-۳۱۲/۷۶۱۱

نامبرده بالا که در دادگاه‌های بدوی و تجدید نظر آن اداره باعدام محکوم گردیده از همکاران این سازمان بوده که در جریان کشف سازمان آزدیبخش ایران همکاریهای ارزنده و موثری داشته است. مراتب جهت آگاهی اعلام میگردد.

رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور- ارتشبد نصیری

مدارک خیانت مسعود رجوی به سازمان مجاهدین خلق

مدارک خیانت مسعود رجوی به سازمان مجاهدین خلق

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25632

مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب» (+ آقای سامع چند بار با من ملاقات کردید؟) 

 ایرج مصداقی و پرویز معتمد، پژواک ایران، هفدهم ژوئن ۲۰۱۶:…  ذکر این نکته لازم است که آخرین دیدار مهدی سامع با آقای پرویز معتمد در شب چهارشنبه سوری گذشته در فرهنگسرای پویا با حضور آقایان عباس بختیاری مدیر فرهنگسرا و محمدرضا شاهید خبرنگار صدای آمریکا صورت گرفت. مهدی سامع از اولین دیدار از نقش آقای پرویز معتمد در پیگیری و تعقیب و مراقبت حمید اشرف و دیگر چریک‌های فدایی خلق و مجاهدین آگاه بود. پیشتر … 

مزدور پرویز خزایی مجاهدین خلق ارتش خصوصی صدام حسینایرج مصداقی: داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»

گزارش ۹۳ / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی

مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»

ایرج مصداقی، پژواک ایران
لینک به منبع

پس از انتشار یک سلسله گفتگوی من با آقای پرویز معتمد مسئول تیم‌های تعقیب و مراقبت ساواک، مهدی سامع در یک فرار به جلو به اشاره‌ی مسعود رجوی و «بیت رهبری» در اورسورواز، پا به میدان نهاد تا بلکه افتضاحات صورت گرفته را جمع و جور کند. او که پیشتر ۵ ملاقات با آقای پرویز معتمد در کافه‌های پاریس داشت و ایشان را به صرف قهوه دعوت می‌کرد و می‌کوشید او را به دیدار محسن رضایی یکی از مسئولان «بیت رهبری» مغلوب در اورسورواز ببرد، یکباره خواب نما شده و در مقاله‌ی شریرانه‌ای که در سایت‌های مجاهدین و سایت خودش انتشار یافت و توسط دلدادگان «ارتجاع مغلوب» در تلگرام و فضای مجازی انتشار یافت، مدعی کشف «جعلیات ساواکی و ساوامایی (معتمد – مصداقی) شد. او در مقاله‌ی مذکور با حماقتی عجیب به انتشار نامه‌ی آقای پرویز معتمد به مجاهدین که در اختیار او گذاشته شده بود، دست زد. من پیشتر در گفتگویی که با آقای معتمد داشتم تأکید کرده بودم که کپی نامه مزبور را دیده‌ام و همین کافی بود تا او مجبور به انتشار آن شود چرا که می‌‌ترسید من شخصاً آن را انتشار دهم.

ذکر این نکته لازم است که آخرین دیدار مهدی سامع با آقای پرویز معتمد در شب چهارشنبه سوری گذشته در فرهنگسرای پویا با حضور آقایان عباس بختیاری مدیر فرهنگسرا و محمدرضا شاهید خبرنگار صدای آمریکا صورت گرفت. مهدی سامع از اولین دیدار از نقش آقای پرویز معتمد در پیگیری و تعقیب و مراقبت حمید اشرف و دیگر چریک‌های فدایی خلق و مجاهدین آگاه بود.

پیشتر در مقاله‌ی «مهدی سامع و سه تفنگدارش» اشاره‌ی کوتاهی به همراهان او و مسئولان «سازمان چریک‌های فدایی‌ خلق» که او مقام «سخنگویی» اش را سه دهه است که یدک می‌کشد، داشتم.

http://pezhvakeiran.com/maghaleh-78928.html

در گفتگوی حاضر به سوابق او و جیره‌خوارشی از «بیت‌المال» تحت اختیار «ولی فقیه مغلوب» و در «غیبت» و چگونگی باز کردن دکان و محل درآمدی که از آن به عنوان «سازمان چریک‌های فدایی خلق» یاد می‌کند، اشاره می‌کنم.

تارهای عنکوبتی از مهدی سامع تا کامران دانشجو در گفت و گو با ایرج مصداقی

https://youtu.be/C0D3H-hx1XU

ایرج مصداقی

۱۶ ژوئن ۲۰۱۶

(پایان)

آقای سامع چند بار با من ملاقات کردید؟

پرویز معتمد، پژواک ایران
لینک به منبع

جناب آقای مهدی سامع

شما را از چندی قبل از حادثه سیاهکل می‌شناسم. آخرین بار هم در عصر چهارشنبه سوری سال ۱۳۹۴ شما را ملاقات کردم. البته ذکری از آن در نامه‌تان نکرده‌اید. ما یک ملاقات نکردیم. من که از شما مسن تر هستم کلیه ملاقات‌ها را با جزئیات یادم هست. کتمان تعداد ملاقات‌هایتان با من ناشی از چیست؟

شما در نامه تان ادعاهای من را تصدیق کرده‌اید، «توطئه ساواکی – ساوامایی» یعنی چی؟ چه توطئه‌ای قرار بود علیه مجاهدین بکنم؟ اگر توطئه بود چرا زودتر نگفتید.

من قبل از شهید شدن ۳۷- ۵۲ – ۱ نفر (مجموعاً ۹۰ نفر) مجاهد، خبری داشتم که مایل بودم با کمک این سازمان (نه شما) ، مانع آن شوم. به همین دلیل مورد را با شما مطرح کردم. مایل بودم با محمد شمس و محمد حیاتی که من را می‌شناختند مورد را با مسئول اطلاعاتی مجاهدین باز کنم و طرحی را آماده و به اتفاق بکوبیم تو سر سید علی.

شما پیشنهاد کردید بدیدن محسن رضایی برویم در شهرک پُن تواز،‌ من قبول کردم و به شما گفتم اجازه بدهید بعد از رسیدن نامه من، مادر گرامی ایشان و خود محسن را می‌بینم.

من قصدم از شروع تماس با مجاهدین، کمک به انسان ها بود و لازم می‌دیدم از کشتار آن‌ها جلوگیری کنم. این موضوع مربوط به ۳ ماه قبل از این کشتار بیرحمانه بود نه بعد از حادثه. بعد از حادثه شما را دیدم و تاریخ دقیق آن را ذکر کردم.

فرموده‌اید چرا از اول از طریق ایمیل با شما تماس نگرفتم. ایمیل شما را نداشتم. در عرایضم توضیح دادم کی و چگونه به دست آوردم.

آقای سامع ده‌ها مورد بود و هست و لازم می‌بینم با شما در هر رسانه‌‌ای ترجیحاً تلویزیون خودتان برخورد حضوری داشته باشم. قضاوتش با مردم. حتماً من اشتباه می‌کنم . به نظر شما اگر مستقل هستید بهتر نیست بر این بدگمانی‌ها پایان بدهیم و با حضور من فرمایشات‌تان را تکرار بفرمایید.

سپاسگزار شما

پرویز معتمد

شنبه ۱۱ ژوئن ۲۰۱۶

منبع:پژواک ایران

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25353

حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات»

 حمید اسدیانایرج مصداقی، پژواک ایران، بیست و ششم می ۲۰۱۶:… افلاس مسعود رجوی و مدیحه‌سرایان او اینجاست که مجبور می‌شوند برای عرض اندام و ابراز وجود به «سرقت ادبی» از خاطرات کسی روی ‌آورند که او را خیره‌سرانه و بیشرمانه «تواب تشنبه به خون» می‌نامند. (۲) ملاحظه کنید چگونه خاطرات شخصی من و شوخی‌ام با حسین فیض‌آبادی و ماجرایی که پس از آن به وجود آمد را به سرقت می‌برند. اعتراض من … 

حمله رجوی به منتقدینبحران روحی روانی در فرقه رجوی
(دستکاری عکس ایرج مصداقی در سایتهای رسمی مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت رجوی)

حمید اسدیان، حسین فرشید، حمید طاهرزادهذلّت شاعران و هنرمندان دربار رجوی! (حسین فرشید، حمید اسدیان، حمید طاهر زاده و …)

لینک به منبع

حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات»

حمید اسدیان یکی از «قلم‌کشان» و «مدیحه سرایان» و «شاعران بی‌مقدار» دربار رجوی است. وقتی در یکی از نوشته‌هایم وی را به این صفات خواندم،

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-57134.html

خونش به جوش آمد و چنانچه از او انتظار می‌رفت با لودگی نوشت:‌

«ما سرفراز از «بی مقدار»ی خود!…

توضیح اضافی:

«گفتند که تشنه به خونی بی آبرو شعرم را «بی مقدار» و خودم را «مداح دربار رجوی» خوانده است. پیش از این نیز وقتی شعری درباره اعتصاب کنندگان زندانها در ایران نوشته بودم شعرم را در وصف زندانیان خطرناک با جرائمی غیر قابل اغماض خوانده بود. این حرفها صف بندی ها را بهتر و بیشتر مشخص می کند. من البته همه این اتهامات را، ایضا بقیه را که در سایر سایتهای وزارتی هست و پرونده شان را هم دارم، جزو افتخارات خود می دانم. من البته خوشحالم که «شاعری بی مقدار» هستم و نه «آدم فروشی با مقدار» من به این «بی مقدار»ی خود مفتخرم. کما این که به شعر گفتن درباره برادر مسعود یا مریم رجوی افتخار می کنم. و البته شاعر همان زندانیان با جرمهای آن چنانی هستم. چه افتخاری بالاتر از این؟ آنها که در دار دنیا چیزی و کسی را ندارند. ای کاش من اقلا بتوانم شاعر آنها باشم! البته نوچه های سربازجو محمد توانا و هم جبهه گان با قاضی صلواتی چنین گناهی را بر من نمی بخشایند و چه بهتر!» (۱)

http://shabavazha.blogspot.se/2015/12/blog-post_9.html

صبح امروز، مقاله‌ای از او در سایت «آفتابکاران» انتشار یافت با نام « راهگشایی در جستجوی ارزش غائی کلمات» که به یاد چهل‌وچهارمین سالگرد شهادت محمد حنیف نژاد نوشته شده است.

http://aftabkaran.com/maghale.php?id=5538

خوب است مقاله‌ی وی «راهگشایی در جستجوی ارزش غائی کلمات» نام دارد و به سرقت «کلمات» روی می‌آورد و … آیا در دم و دستگاه «بیت رهبری فراری» ارزشی برای «کلمات» باقی مانده است؟‌

آیا او و «قلم‌کش»‌هایی همچون وی که آگاهانه و از روی اختیار دروغ می‌گویند و شطح و طامات می‌بافند، حرمتی برای «کلمات» قائلند؟ سعی می‌کنم در این مطلب کوتاه یک نمونه از «سرقت ادبی» صورت گرفته توسط او و سینه چاکان «ولی فقیه مغلوب» و «بیت رهبری» در اورسورواز را نشان دهم.

حمید اسدیان (کاظم مصطفوی) در انتهای مقاله‌‌ی امروز صبح‌اش نوشته است:‌

«حسین فیض‌آبادی برخوردی تکان دهنده‌تر دارد. آخرین هم‌سلولش نوشته است: «حسین را قبل از اعدام به‌سلول ما آوردند. مدتها در سلول انفرادی بود و ریشش حسابی بلند شده بود. از ماجرای قتل‌عام و اعدام‌ها بی‌خبر بود و وقتی به‌او گفتیم که فردا می‌خواهند اعدامت کنند. خندید و گفت: ”باید فکری برای ریشم بکنم. اگر اعدام شوم با این ریش توی آن دنیا چه جوابی بدهم؟ تا بتوانم ثابت کنم که آخوند نبوده‌ام می‌برندم به‌قعر جهنم”. آن‌وقت با اصرار از ما خواست که به‌ترتیبی ریشش را بزنیم. بالاخره خودش پیشنهاد کرد که با ناخنگیر ریشش را بزنیم، اما نگذاشت سبیلش را بزنیم و گفت می‌خواهد مثل ”موسی” سبیل داشته باشد. صبح روز بعد که ناصریان (آخوند مغیثه‌ای، رئیس زندان گوهردشت) برای بردن او آمد وقتی قیافه حسین را دید از شدت تعجب و عصبانیت فریاد کشید و او را برد.»

http://aftabkaran.com/maghale.php?id=5538

این به اصطلاح «خاطره» بدون آن که نامی از «سارق» آن برده شود و در گیومه هم آورده شده، در واقع دست‌درازی به کتاب «تمشک‌های ناآرام» جلد سوم «نه زیستن نه مرگ» است.

در طول سال‌های گذشته‌ی مجاهدین به دستور ولی فقیه فراری‌شان، تلاش زیادی کرده‌اند تا با کپی‌برداری از روزشمار کشتار ۶۷ که در خاطرات زندان من آمده و گاه با «سرقت ادبی» از آن، به تولید خاطره و سیاه کردن کاغذ بپردازند.

در روز شمار کشتار ۶۷ به قلم من آمده است:

«شنبه ۱۵ مرداد…. حسین فیض‌آبادی سه ماه بود در انفرادی به سر می‌برد و موی سر و ریشش حسابی بلند شده بود. چیزی نگذشته بود که سر شوخی را با او باز کردم. به او گفتم: اگر فردا تو را با این ریش اعدام کنند و در قبر بگذارند، چه جوابی داری بدهی؟ تا بخواهی ثابت کنی که حزب‌اللهی نیستی، ترتیب‌ات داده است. شوخی‌ام اثر کرد. حسین تصمیم گرفت هر طور شده، ریشش را اصلاح کند. نمی‌خواست با آن ریخت و قیافه اعدام شود. تنها راه، استفاده از ناخن‌گیری بود که محمد درویش‌نوری به همراه آورده بود. محمد چند روزی بود حکمش تمام شده بود و بعد از کش و قوس بسیار، مانند تعداد دیگری از متهمان کرج حکم زندان جدیدی گرفته بود، بدون این که جرم جدیدی مرتکب شود و یا به دادگاهی برده شده باشد. ساعت‌ها طول کشید تا محمد با حوصله هر چه تمام‌تر ریش وی را از ته با ناخن‌گیر بزند. اجازه نداد سبیلش را بزند. خودش می‌گفت برای اولین بار در عمرش سبیل گذاشته و می‌خواهد به یاد موسی خیابانی با سبیل بر طناب دار بوسه زند.» (صفحه ۱۵۵ تمشک‌های ناآرام)

http://irajmesdaghi.com/pfiles/tameshkhaye_naaram.pdf

«دوشنبه ۱۷ مرداد. اول وقت ناصریان به بند ما آمد. با دیدن سه کرمانشاهی خیالش راحت شد که از میان ما قربانیانی برایش پیدا خواهند کرد. وی قبل از بیرون رفتن متوجه‌ی حسین فیض‌آبادی شد که ریشش را زده بود. از خشم می‌خواست منفجر شود. به او گفت: خبیث ریش‌ات را زدی؟ منتظر جواب او نشد و با خشمی وصف ناشدنی، در حالی که دندان‌هایش را روی هم می‌فشرد، سرش را چند باری تکان داد. مطمئن بودم از حسین نخواهد گذشت. ( صفحه‌ .۱۵۸ تمشک‌های ناآرام)»

http://irajmesdaghi.com/pfiles/tameshkhaye_naaram.pdf

این خاطره علاوه بر کتاب خاطراتم، ۲۰ سال پیش در یک سلسله مقاله به قلم من در نشریه «ایران زمین» انتشار یافت.

افلاس مسعود رجوی و مدیحه‌سرایان او اینجاست که مجبور می‌شوند برای عرض اندام و ابراز وجود به «سرقت ادبی» از خاطرات کسی روی ‌آورند که او را خیره‌سرانه و بیشرمانه «تواب تشنبه به خون» می‌نامند. (۲) ملاحظه کنید چگونه خاطرات شخصی من و شوخی‌ام با حسین فیض‌آبادی و ماجرایی که پس از آن به وجود آمد را به سرقت می‌برند. اعتراض من نه به خاطر حذف نام خودم، بلکه روشنگری در مورد فرهنگ زشت و ناپسند رهبری مجاهدین است که تا پایین ترین لایه‌های این سازمان اشاعه پیدا کرده است.

ایرج مصداقی

۸ و پانزده دقیقه بامداد ۶ خرداد ۱۳۹۵ (۳)

پانویس:

۱- دو نمونه از آثار قلمی او را می‌توانید در آدرس‌های زیر ملاحظه کنید. البته ده‌ها و بلکه صدها نمونه از این دست ترشحات قلمی او با همین مضمون می‌توان ردیف کرد.

«هنگام وقوع کجا بودی؟

به یاد برادر مسعود

که یاد یادها است»

http://shabavazha.blogspot.se/2016/02/blog-post_17.html

«ماه کنعانی من »

http://shabavazha.blogspot.se/2016/01/3057.html

هر بار که مجاهدین بنا به دلایلی گاه بسیار پیش پا افتاده او را تحت فشار می‌گذارند و یا تحقیر می‌کنند، برای برداشتن فشارها از روی خودش شعری در وصف مسعود رجوی می‌گوید و به این وسیله بندگی خود را نشان می دهد. لازم به ذکر است که او در قرارگاه اشرف مدتی بازداشت و تحت برخورد بود.

۲- البته حمید اسدیان چه مجیزها که در مورد من نمی‌گفت. حداقل یک نمونه‌اش را آقای سیفی بهپوری یکی از هواداران سازمان چریک‌های فدایی خلق پیشتر با نوشته مقاله‌ای مطرح کرد. او توضیح داد که از طریق حمید اسدیان و به توصیه‌ی او با من آشنا شده‌اند.

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-53693.html

۳- ساعت نگارش مطلبم را نوشتم که به مسعود رجوی حالی کنم در کمتر از یک ساعت هم می‌توان مطلب نوشت و در مورد دم و دستگاه «ولایت» او روشنگری کرد.

وقتی گزارش ۹۲ را نوشتم، در مقدمه‌ی آن توضیح دادم :

« نامه‌ی طولانی‌ای را که در ادامه می‌آید با عجله و در مدت هشت روز نوشتم و چهار روز به ویراستاری آن گذشت. قصد داشتم روز ۱۹ بهمن سال گذشته منتشر کنم که به خاطر پیگیری بیماری‌ام، خوشبختانه انتشار آن دو روز به تعویق افتاد و حمله‌ی بیرحمانه‌ی تروریستی عوامل رژیم به «لیبرتی» و کشتار مجاهدین بی دفاع باعث شد که از انتشار آن موقتاً صرف نظر کرده و دست نگهدارم…. عدم انتشار نامه‌ام این امکان را به من داد که با صرف روزهای متمادی و بازنگری در محتوای آن و اضافه کردن نمونه‌ها و فاکت های مشخص به منظور تدقیق هرچه بیشتر ( به دو برابر و نیم شدن صفحات آن منجر شد) به انتشار آن ( در نیمه اردیبهشت ۹۲) اقدام کنم.»

http://www.pezhvakeiran.com/pfiles/gozaresh92_m.pdf

مسعود رجوی که هیچ پرنسیبی را رعایت نمی‌کند با هوچیگری، مشتی جیره‌خوار خود را به میدان فرستاد تا نوشتن یک نامه طولانی در «هشت روز» را به تمسخر بگیرند؛ بدون این که ذکری از دو برابر و نیم شدن صفحات آن طی سه ماهی که دست نگاه داشته بودم، بکنند. در این میان علی معصومی که نقش «کاتب» و «تاریخ نگار» را در «بیت رهبری» به عهده دارد از سلسله جنبانان بود. البته آن‌ها جملگی سطح توانایی من را با خودشان قیاس می‌گرفتند.

(پایان)

***

همچنین:

سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها

ایرج مصداقیایرج مصداقی، پژواک ایران، سیزدهم دسامبر ۲۰۱۳: …  اما در همان روز‌هایی که «گوهر» خود را فدا کرد، نطفه‌ی «اشرف» فرزند شما و مهدی ابریشم‌چی هم بسته شد. او، متولد نیمه دوم شهریور ۱۳۶۱ است. اجازه دهید این تاریخ را برای شما و هواداران‌تان و آن‌هایی که شما معبودشان هستید تشریح کنم. امید
 
 

ایرج مصداقیایرج مصداقی، پژواک ایران، ششم نوامبر ۲۰۱۳: … فریبا هادیخانلو و همسرش بهروز قربانی که هر دو از کوره‌‌ی «انقلاب ایدئولوژیک» مجاهدین گذشته بودند و شاهد برکات این «انقلاب» بودند، پس از عزیمت به نروژ ، دست از اسلام شستند و مسیحی شدند. فریبا هادیخانلو در زمره‌ی پیک‌های «انقلاب ایدئولوژی

بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی

 ایرج مصداقیایرج مصداقی، سایت نه زیستن، نه مرگ، بیست و هفتم ژوئن ۲۰۱۳: … ۲۶ ژوئن، روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه است. به همین دلیل به عنوان یک «قربانی شکنجه» این روز را برای انتشار این قسمت از نامه‌ام مناسب دیده‌ام. اگر لاجوردی و لاجوردی‌ها من و ما را به خاطر مبارزه‌ی بی‌امان‌مان با نظام […]

گزارش ۹۲، نامه‌ سرگشاده ایرج مصداقی به مسعود رجوی

 ایرج مصداقیایرج مصداقی، گویا نیوز، سوم می ۲۰۱۳: … کسی باور می کند به خاطر نوشتن مقاله “مازیار بهاری و اعترافات اجباری” در نشست های درونی و جلساتی که برای هواداران مجاهدین گذاشته شده، ابوالقاسم رضایی (حبیب) یکی از نزدیکان شما علیه من جوسازی و شانتاژ دست زده باشد؟ باور کنید اگر متن نوشته م را به […]