نامۀ آقای مصطفی محمدی به صافی الیاسری قلم به مزد فرقۀ رجوی

نامۀ آقای مصطفی محمدی به صافی الیاسری قلم به مزد فرقۀ رجوی

مصطفی محمدی پیوند رهایی، نهم آوریل 2016:…  اقای صافی من این را قبلا از رجوی پرسیده بودم اما هیچگاه پاسخی نگرفتم . اینک از شما می پرسم این چه تشکیلاتی هست که دران افرادش نه به اینترنت دسترسی دارند و نه به تلفن همراه؟، چیزی که الان چوپانهای عراقی و چوپانهای همۀ دنیا در چراگاه هم با خود دارند. راستی چرا شما با من تماس تلفنی نگرفنید؟، در اشرف تلفن نبود یا به شما اجازه ندادند که تحقیقتان دوطرفه باشد؟ این چه تشکیلاتی … 

والنون والقلم. داستان فرقه کثیف مجاهدین داستان سر بریدن عاطفه هاست

لینک به منبع

نامۀ آقای مصطفی محمدی به صافی الیاسری قلم به مزد فرقۀ رجوی

به دنبال اوجگیری نامه نگاریهای خانواده های اسیران فرقۀ رجوی از ایران و خارج به کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد و به مقامات عراق و آلبانی و انتشار برخی این نامه ها در سایتهای معروف و معتبر عراقی فرقۀ رجوی به شدت به دست و پا افتاد تا تأثیرات این نامه ها در دولت عراق و نهادهای بین المللی در آن کشور را خنثی کند. فرقۀ رجوی برای این کار دست به دامن قلم به مزد عراقی قدیمش به نام صافی الیاسری شد که مقاله ای در سایت «صوت العراق» که نامۀ خانم ماه منیر ایران پور به نخست وزیر عراق را منتشر کرده بود منتشر کرد. الیاسری در مقاله ای ادعای پاسخگویی به نامۀ خانم ماه منیر ایران پور را کرده بود با انواع تهمتها و دروغهای رجوی ساخته و با همان یاوه های همیشگی فرقۀ رجوی علیه جدا شدگان و خانواده های اسیران و باقی ماندن آنان در جهنم عراق و مشخصا دروغها و یاوه سرایی های فرقه علیه خانم ایران پور و علیه آقایان قربانعلی حسین نژاد و مصطفی محمدی. در پاسخ به این مقاله خانم ایران پور نامه ای مفصل و مستدل به سایت «صوت العراق» نوشت که در آن سایت انتشار یافت. جهت اطلاع از آن مقاله و نامۀ جوابیه به لینگ زیر در سایت «پیوند رهایی» مراجعه کنید:

http://peyvande-rahaee.fr/index.php/typography/396-2016-03-2323-0404-0101-9595

همچنین آقای حسین نژاد نیز در پاسخ به مقالۀ صافی الیاسری یادداشتهایی به عربی نوشت که زیر همان مقاله در همان صفحۀ «صوت العراق» انتشار یافت.

آقای مصطفی محمدی پدر سمیه محمدی اسیر فرقۀ رجوی در کمپ این فرقه در آلبانی نیز نامه ای در پاسخ به آن مقالۀ صافی الیاسری نوشتند که در زیر می خوانید:

آقای صافی الیاسری

مقاله تان در 21 ژانویه 2016 در سایت صوت العراق در لینگ زیر

 http://www.sotaliraq.com/mobile-item.php?id=202022#axzz41hVPldHS

را خواندم مایلم توضیحاتی را برای خوانندگان ان سایت اعلام کنم زیرا خود شما از واقعتیها كاملا اگاه هستید ولي متأسفانه أن را نادیده می گیرید . بدلیل اینکه شما چند سال در هتل اشرف همراه با خانواده تان مهمان رجوی بودید . و بنوعی نمک گیر گروه تروریستی و غیر دمکراتیک ضد ایرانی مجاهدین بوده اید. البته درسنت عرب ، پشت کردن به نان و نمک قبیله ای، نکوهیده است و من هم در این مورد معتقدم که به سنت عربی خود پای بند هستید!!.

اینکه سمبه دخترم 36ساله می باشد یک واقعیت است اما همه واقعیت نیست . زیرا سمیه را وقتی که 17 ساله بود برای زیارت قیر خاله شهیدش ( حوریه حمزه دولابی ) به عراق فرستادم.

به عنوان یک عضو فعال مجاهدین در تشکیلات کاناد و امریکا ، به رجوی اعتماد تمام داشتم . بنابراین هر گز ذره ای هم گمان نمی بردم که تشکیلات رجوی که زمانی در کنار مردم ایران برای ازادی و استقلال ایران علیه دیکتاتوری می جنگید ، خود در کنار دیکتاتوری مانند صدام قرار بگیرد و خود دیکتاتوری دست نشانده شود. مسعود رجوی با نیرنگ و دروغ ده ها نوجوان پاک وبی آلایش سیاسی امانند سمیه و محمد ( برادرش ) را در اشرف نگه داشت تا با سوزندان موقعیت شهروندی انها انها را برای همیشه در اسارت خود دراردوگاه هایی که بشدت کنترل فکر و روح این جوانان و دیگر اعضا را دارد، نگه داردو انها را به شهروندانی بی هویت و بدون پاسپورت و با برچسب تروریستی که هیچ یک از کشورهای ازاد دنیا حاضر نیست انها را به پناهندگی بپذیرد ، تبدیل کند.

شما نوشته اید با سمیه من ، دختر در اسارتم ، شخصا گفت و گو کرده اید ، شما که می گویید روزنامه نگار و نویسنده و محقق هستید چگونه به خودتان اجازه می دهید بدون اینکه تلفن را بردارید و چند دقیقه هم مستقیم با من به عنوان پدرش و یا برادر و خواهر و یا مادر سمیه صحبت کنید. چرا فقط با یک طرف قضیه صحبت کرده اید و از این رو یک طرفه قضاوت کرده اید؟.

این قضاوت یکطرفه شما مانند قضاوت صدام در جنگ امریکا علیه اشغال کویت بود که باعث نابودی ارتش عراق و کشته شدن هزاران ارتشی بخاطر بی خردی و جاه طلبی صدام شد . . جنگی که مردم عراق فکر می کردند ارتش عراق به رهبری صدام حسین مقاومت های قهرمانانه ای کرد ه است. زیرا مردم عراق د ردوران صدام ازادی رسانه و بیان نداشتند همانگونه که مسعود رجوی اجازه نداد ازادی رسانه و بیان در اردوگاه اشرف برقرار شود تا اعضا از واقعیت انچه که در دنیا می گذرد با خبر شوند ..

اقای صافی من این را قبلا از رجوی پرسیده بودم اما هیچگاه پاسخی نگرفتم .

اینک از شما می پرسم این چه تشکیلاتی هست که دران افرادش نه به اینترنت دسترسی دارند و نه به تلفن همراه؟، چیزی که الان چوپانهای عراقی و چوپانهای همۀ دنیا در چراگاه هم با خود دارند. راستی چرا شما با من تماس تلفنی نگرفنید؟، در اشرف تلفن نبود یا به شما اجازه ندادند که تحقیقتان دوطرفه باشد؟

این چه تشکیلاتی است که اعضای آن ایمیل ندارند.

اعضای داخل اردوگاه حق تماس با خانواده هایشان را ندارند؟ شما نوشته اید فرزندان و عزیران خانواده های دم در لیبرتی قبلا به کشورهای دیگر منتقل شده اند .
شما که روزنامه نگار ومحقق و نویسنده هستید، لطفا یک نمونه از سایت های گوناگون رجوی را به من نشان بدهید که اسامی افرادی را که در اردوگاه اشرف و یا لیبرتی بو د ه اند را منتشر کرده باشد؟!!

یک نمونه نشان بدهید که سایت رجوی ان دسته از اعضایش را که به آلبانی توسط سازمان ملل فرستاده شده است، اطلاع رسانی کرده باشد . بنابراین هیچ کسی از آن خانواده ها نمی داند عزیزش داخل اسارتگاه لیبرتی هست یا نیست ؟ این تقصیر چه کسی است؟ مسولیت اطلاع رسانی با کیست؟ آیا حداقل وظیفه اخلاقی یک تشکل سیاسی اطلاع رسانی شفاف نیست ؟

بنظر می اید شما هم پاسخی به این سوالات نداشته باشید ، زیرا خودتان می دانید واقعیت چیزدیگری است. رجوی می خواهد از فروپاشی فرقه اش جلوگیری کند.

شما خوب می دانید که رجوی دست پرورده استخباراتی بود که هیچ گاه نام هزاران اسیر ایرانی در جنگ را بر خلاف كنوانسيونهاي ژنو اعلام نکرد .

از این تاسف بار تر این که صدام نام بسیاری از زندانیان عراقی را نیز هیچگاه اعلام نکرد . همچنان هزاران مادر چشم انتظار فرزندانشان هستند که توسط سازمان مخوف و غیر انسانی استخبارات صدام که حتما شما انرا بخوبی می شناسید، دستگیر ، زندانی و مفقود الاثر شد ه اند.

حال آیا می توان أن مادران عراقی را که همچنان دنبال پیگیری فرزندان مفقود و اسیر خود در عراق توسط صدام و بعد از اشغال عراق توسط قوای ائتلاف هستند، به سازمانهای جاسوسی و اطلاعاتی منتسب کرد .

من پدری هستم که 17 سال شبانه روز در فکر و در تلاش برای ازادی دخترم سمیه بوده و هستم. همیشه هم گفته ومی گویم سمیه را در یک کشور آزاد بدون حضور مامورین اطلاعاتی رجوی، بگذارید تا خودش در مورد آینده اش وزندگیش تصمیم بگیرد و ماهم به تصمیم او هر چه باشد احترام می گزاریم. تاوقتی سمیه در اسارت رجوی است تا عمر دارم از تلاش برای رهایی و آزادی او دست بر نخواهم داشت.

در ضمن پیشنهاد می کنم شما و رجوی که برای نوشتن مقاله به شما دستمزد می دهد، یک تهمت جدید علیه من پیدا کنید. این تهمت وابستگی به رژیم تهمت خیلی قدیمی و تکراری شده است. در ضمن امیدوارم خودتان را ارزان نفروخته باشید. شما که فرزندتان در اسارت نیست نمی توانید درد سالیان ما خانواده ها را که دهها سال است غم سنگین دوری از عزیزانمان را تحمل می کنیم درک کنید.

مصطفی محمدی

ریچموندهیل – کانادا

4 مارس 2016

*** 

مصطفی محمدی لینک به مجموعه مطالبی از خانواده محمد در مورد سمیه محمدی که توسط رجوی در عراق بعنوان گروگان ممنوع الملاقات است

Families Mohajedin Khalq Camp Liberty sep 2015

https://youtu.be/Nl0Sz5jlimM

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20355

نامه ای به دخترم سمیه در هفدهمین سال اسارتش ( پخش فیلم اعترافات اجباری اسیر سمیه محمدی) 

مصطفی محمدی، ریچموند هیل، کانادا، هفدهم اوت ۲۰۱۵:…  فیلم ۴ دقیقه ایت را با مادرت محبوبه و مرتضی و محمد و حوریه دسته جمعی تماشا کردیم . خوشحال شدیم . راستی در ان لباس زیبا تر شده بودی . عین لباسی بود که مریم رجوی از بوتیک های شانزه لیره برای خودش می خرد. یعنی نشان می دهد که رجوی چقدر از خروج تو از سازمان و زندان لیبرتی در عراق نگران هست که لباس های نظامی را از تن تو در می اورد …

حمله تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی در پاریس 2015قربانعلی حسین نژاد:  سخنی با منتقدین رجوی. چرا در برابر شکنجۀ یک پدر و دختر جلوی مقر مریم رجوی سکوت کرده اید؟

لینک به منبع

نامه ای به دخترم سمیه در هفدهمین سال اسارتش در عراق توسط مسعود رجوی

سلام دخترم

فیلم ۴ دقیقه ایت را با مادرت محبوبه و مرتضی و محمد و حوریه دسته جمعی تماشا کردیم .

خوشحال شدیم . راستی در ان لباس زیبا تر شده بودی . عین لباسی بود که مریم رجوی از بوتیک های شانزه لیره برای خودش می خرد. یعنی نشان می دهد که رجوی چقدر از خروج تو از سازمان و زندان لیبرتی در عراق نگران هست که لباس های نظامی را از تن تو در می اورد و با لباس تلویزیونی و محفلی ، به تلویزیون می اورد که یکی از شیوه ها برای فریب افکار عمومی فرانسه هست .

**

گفتی: شنیده ای که من به اور امده بودم و در انجا فحاشی کرده ام

سمیه جان شنیدن کی بود مانند دیدن . من و خواهرت حوریه به اورسوراز پاریس امده بودیم که چشمت روز بد نبیند ده ها چماقدار رجوی مانند مور وملخ بر سر من و حوریه و وکیل ما ریختند . جرم ما این بود که یک پلاکارد در خواست دیدار و ازادی تو را داشتیم .

الف

ایکاش بجای شنیدن از راه دور و از طریق مسولین که دروغگو هستند ، تقاضا کنی فیلمهای ان روز و ان حمله غیر انسانی و غیر سیاسی مجاهدین را که با دهها دوربین مداربسته پایگاه مریم رجوی ضبط شده است ، به تو و همه نشان بدهند تا مشخص شود چه کسی دروغ می گوید . ؟

میزان تحمل و ازادی خواهی رجوی چقدر است ؟

و اگر ژاندارمها نرسیده بودند معلوم نبود چه بلایی سر ما می آوردند .

سمیه جا ن ، با مقامات کشور فرانسه و پلیس در این زمینه سوال کرده بودم و انها گفته بودند داشتن پلاکارد و اعتراض مدنی حق تضمین شده یک شهروندهست . چیزی که در تشکل مجاهدین و رجوی مفهوم ندارد .

بنابران ما کار غیر قانونی نکرده بودیم . کسانی که تورا در گروگان دارند ، به ما حمله کردند .

بابا جان

در ضمن اگر فحاشی کردم ، که نکردم ، منهم سالها د رمجاهدین بودم و اتفاقا هم صحبت جلال گنجه ای

و مجاهدین از زمان شاه تا امروز بوده ام . بنابراین معلم های خوبی نداشته ام . تو سعی کنی از اینها یاد نگیری.

ب – گفتی : خودت نمی خواهی از پیش مجاهدین درپایگاه لیبرتی بغداد بروی

سمیه جان ، مگر پاسپورت برات صادر شده است ؟ مگر برگه عبور سازمان ملل به توداده اند

دخترم اگر مدرک داشتید و رجوی در روند صدور مجوز برای برگشت به کانادا در سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ کارشکنی نکرده بود که تو هم الان مانند محمد در کنار ما بودی ومانند گذشته اخر هفته ها با هم توی حیاط و یا پارکی جمعمان جمع بود و نه ما نگران تو و سلامتی ات بودیم و نه تو زیر فشار زیاد مسولان برای تلویزیون امدن قرار می گرفتی . مصاحبه های تکراری که توسط مسولین نوشته شده و تو مجبوری انرا بخوانی و چه دلیلی بر درستی حرف ما که هیچ کدام از این برنامه ها زنده نیست .

دفعه بعد که تورا خواستند به تلویزیون بیاورند حتما درخواست کن که اولا برنامه زنده باشد

دوما -شماره تلفن همراهت را روی صفه تلویزیون بنویس که اگر کسی خواست با تو تماس بگیرد بتواند .

سوما – یک ای میلی از خودت بگو که اگر خبرنگار مستقلی یا سازمان صلیب سرخی و یا نهاد حقوق بشری مستقلی خواست با تو تماس بگیرد مجبور نشود از طریق مجاهدین تماس بگیرد و انها از طرف تو جواب بدهند . در مصاحبه ات گفتی که ۳۵ سالت شده است و خودت تصمیم می گیری . . حیف که سالهای جوانی تورا ندیدیم ولی چطوری این زن ۳۵ ساله نه تلفن همراه دارد نه ای میل نه به اینترنت دسترسی دارد و نه کسی می تواند وی را خارج از مقرهای مجاهدین بدون همراه تشکیلاتی ملاقات و گفتگو کند .

اینها هست که هر کسی می فهمد نگاه تو در ان مصاحبه ها نشا ن از اجبار تشکیلات به مصاحبه ها علیه من و مادرت هست .

دخترم سمیه

یک بار از خودت پرسیده ای که برای رجوی که میلیونها دلار برای تظاهرات در پاریس و اوردن سیاستمدارانی که همه قبلا کاره ای بوده اند و حالا مثل رجوی هیچ کاره هستند ، هزینه می کند چرا از بردن تو به فرانسه وحشت دارد ؟ چرا ؟ اگر تو واقعا ادمی هستی که به این تشکیلات غیر انسانی مافیایی رجوی باورداری ، خوب در پاریس و یا اروپا و یا در کانادا هم می توانی برای انها عضو باشی

جواب ساده هست . رجوی می داند هر کس از اعضای اسیر نگهداشته شده مجاهدین و بقول رجوی اشرفی ها با دنیای ازاد تماس داشته است ، از رجوی جدا شده است . زیرا یک انسان مسول و با شرف می فهمد که نگاه داشتن شما ها در اشرف و لیبرتی یک بازی ضد ایرانی رجوی برای گرفتن پول ازخارجی ها هست .

دخترم سمیه

من ۲ سال دم در پایگاه اشرف بودم برای ازادی تو و دیگر اسرا تلاش کردم . تو می گویی که وزارت اطلاعات دم در اشرف بوده است .آیا از رجوی پرسید ه ای که مگر قرار نبود رجوی ایران را ازاد کند و رژیم اخوندی را سرنگون ؟

پس چه اتفاقی افتاده است که در سال ۲۰۱۴ پادگان اشرف که قرار بود از انجا به ایران حمله شود ، ازاد شد ه است ومسعود رجوی سرنگون شده و هیچ اثری از وی در این ۱۲ سال نیست . یعنی من اینقدر سوپر من هستم . یا اینکه همین سیاست های ضد خانواده ضد مردمی ضد ایرانی و قدرت پرستی رجوی بود که باعث بسته شدن اشرف شود. خون ان افرادی که هم دراشرف کشته شدند گردن رجوی هست .

ادمی که رهبر هست و نمی تواند از نیروهایش حفاظت کند شکر زیادی می خورد که چنین ادعایی را در ۳۷ سال بعد از انقلاب می کند .

دخترم یک روزی ازاد خواهی شد و به نزد ما و مردم ایران بر خواهی گشت . د رکانادا به فرزندت خواهی گفت که پدربزرگ مصطفی برای نجات تو و دیگر جوانانی که خودش با دست خودش و بخاطر اعتمادش به رجوی به عراق فرستاده بود ، در بیابانهای نا امن اشرف و عراق چه شبهایی را تا صبح چشم به هم نگذاشت .

سمیه وقت ان رسید ه است که یک بار در خلوت خود فکر کنی اگر پدر خونیت مصطفی اینقدر قدرت دارد که اشرفی را که قرار بوده کوه ها بجنبد نجبند را با چند تا بلندگو مانند منارجنبان اصفهان خودمان به لرزه و جنبیدن واداشته است . بنابراین لیبرتی که مانند نواختن رقص بابا کرم هست .

دخترم

من با حوریه حتما به فرانسه بر خواهیم گشت و تا وقتی تو را به اورسوراز نیاورند در انجا خواهم بود .

اگر می بیینی داداشهایت و مامانت هم به اینجا نمی ایند بر ای این است که ما مانند رجوی کسی به ما پول یا مفتی نمی دهد . انها باید در کانادا زندگی را اداره کنند تا ما بتوانیم در عراق و فرانسه برای ازادی تو تلاش کنیم .

در ضمن به رجوی ۳ دلیلی که چرا رجوی و مجاهدین شکست خورده اند را یاداوری می کنم زیرا انها با ادب و فرهنگ ما بیگانه شده اند .

.۱- -این تنها مسعود رجوی هست که بر خلاف سنت کهن ایرانی که احترام به پدرو مادر و بزرگترها واجب است ، به شما ها بی احترامی به پدر و مادر ها را یاد می دهد . این پسندیده یک دختر ایرانی نیست

۲- رجوی در عراق شما ها را دور از مردم عراق نگهداشت زیرا اعراب هم به پدر و مادر خود احترام شدید می گذارند . بنابرای

۳- این چه ادعای مسلمانی هست که رجوی می کند که تورا و شما ها را وادار می کند بر خلاف قران و سنت حضرت محمد به پدر و مادر خود بی ادبی و بی حرمتی کنید . پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید؛ هرگاه یکی از آنها یا هر دوی آنها نزد تو به پیری برسند، کم ترین اهانتی به آنها روامکن و بر سر آنها فریاد مزن و گفتار لطیف، سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو. بال های تواضع خویش را در برابرشان از محبت و لطف فرد آر، و بگو پروردگارا! همان گونه که آنها مرا در کودکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده. پروردگار شما آگاه است. هرگاه صالح باشید، او توبه کنندگان را می بخشد

سوره اسرا -ایه ۲۳٫

رضایت خدا با رضایت والدین است.

حضرت محمد

سمیه جان

من و مادرت ازتوراضی هستیم زیرا تو در اسارت هستی ودر اسارتگاه گفتار و کردارش ازادی عمل وجود ندارد .

برای دیدن و در اغوش کشیدن تو در کانادا همچنان منتظر فعال خواهیم بود .

پدر و مادرها می فهمند چرا من و مادرت برای ازادی تو به هر کاری دست می زنیم . اگر رجوی کمی انسانیت داشت حاضر نبود هیچ پدر ومادری چشم براه فرزندانش باشد .

ای نامه که می روی به سویش از جانب ما ببوس رویش

پدرت مصطفی محمدی

۱۶ اگوست ۲۰۱۵ – ریچموندهیل – کانادا

لینک فیلم که در سایتهای مجاهدین نیامده است و با زیر نویس فرانسه توسط شورای ضد خلق ایران رجوی تولید شده است اوت ۳ -۲۰۱۵

(پایان)

Let’s stand up together and free our children from Rajavi and the MEK

https://youtu.be/Ij0AKRMPJAY

An Unfinished documentary for my daughter – Trapped in Rajavi cult, Mojahedin Khalq

https://youtu.be/CEb5-ZBuk4k

اور سور اواز مریم رجوی گزارش ویدئویی از تحصن آقایان محمدی و حسین نژاد. شهرک اور سور اواز، مقر فرماندهی مجاهدین خلق

پزشک قانونی ضرب و جرح توسط مزدوران رجوی را تایید کردتایید ضرب و جرح دو پدر توسط ایادی رجوی در پزشکی قانونی – اطلاعیه شماره ۵

سمیه محمدی

LET SOMAYEH CHOOSE IN A FREE COUNTRY

مستندی ناتمام برای دختر سمیه (گرفتار در مجاهدین خلق، فرقه رجوی)Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

محموبه حمزه محمدی دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه (محبوبه: همیشه دلهره با من است)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19508

دکتر بنی صدر ضرب و شتم آقای محمدی ، دختر و وکیلش توسط مجاهدین خلق را محکوم کرد

پیوند رهایی، پاریس، بیست و هشتم ژوئن ۲۰۱۵:… آقای دکتر بنی صدر ضمن محکوم کردن ضرب و شتم آقای مصطفی محمدی و دخترش و وکیلش توسط افراد مریم رجوی در جلوی مقر او در حومۀ پاریس و توصیه به پیگیری اقدامات قضائی و قانونی در رابطه با آن رهنمودهای لازم حقوقی و قانونی برای پیگیری موضوع اسارت فرزندان این دو پدر در چنگال فرقۀ رجوی را به آنان ارائه داد و گفت: من نیز مثل شما پدری …

دیدار آقای مصطفی محمدی با مشاور ارشد رئیس جمهور فرانسه در کاخ الیزه در پاریس

لینک به منبع

دیدار دو پدری که فرزندانشان اسیر فرقۀ رجوی هستند با آقای دکتر بنی صدر

مصطفی محمدی حسین نژاد ابولحسن بنی صدر

روز جمعه ۵ تیر ۹۴ برابر با ۲۶ ژوئن ۲۰۱۵ آقای مصطفی محمدی از فعالان و هواداران سابق سازمان مجاهدین به همراه دختر کوچکترش حوریه محمدی و آقای قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین که هر دوی آنها فرزندانشان اسیر فرقۀ رجوی و هم اکنون در زندان لیبرتی در بغداد می باشند با آقای دکتر ابو الحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور منتخب مردم ایران در محل اقامت ایشان در حومۀ پاریس دیدار کردند.

در این دیدار آقای مصطفی محمدی ضمن بیان تاریخچۀ کوتاهی از فعالیتهایش در کانادا و عراق و فرانسه برای آزاد کردن دختر بزرگترش سمیه محمدی از چنگال فرقۀ رجوی در عراق و اعتراضها و شکایتهایش علیه رهبری این فرقه که دخترش را در حالیکه به سن قانونی نرسیده بود از کانادا به پادگان نظامیشان در عراق کشانده و در آنجا نگهداشتند، چگونگی حملۀ قلچماقهای مریم رجوی در نزدیکی مقر او در اورسوراواز فرانسه به او و دخترش و وکیلش و زخمی کردن شدید آنها در حال اعتراض به نگهداشتن سمیه در عراق را برای آقای بنی صدر تشریح کرد و گفت که تحقیقات و تکمیل پرونده در این مورد توسط پلیس و قضائیۀ فرانسه جریان دارد.

وی همچنین دیدار و گفتگویش با آقای برنارد پواگنان مشاور ارشد ریاست جمهوری فرانسه و نتایج بسیار مثبت این دیدار در رابطه با پروندۀ شکایت آقای محمدی در دستگاه قضائیۀ فرانسه علیه رهبران فرقۀ رجوی که مقیم فرانسه هستند را برای آقای بنی صدر بازگو کرد.

آقای قربانعلی حسین نژاد نیز ضمن شرح سوابق اخذ پناهندگی و اقامت خود و خانواده اش از جمله دختر بزرگترش نزدیک سی سال پیش در فرانسه و چگونگی بردن دخترش زینب حسین نژاد بیست سال پیش توسط رهبری فرقۀ رجوی از همین مقر امروزی مریم رجوی در حومۀ پاریس به قرارگاه نظامی سازمان مجاهدین در عراق بدون اجازۀ او به عنوان پدرش در حالیکه هنوز ۱۷ سالش هم نشده بود گفت: رهبران فرقۀ رجوی علیرغم تلاشهای کمیساریا و یونامی و وزارت حقوق بشر عراق مانع خروج دخترم از عراق و حتی تماس او با من و خواهر کوچکترش می شوند و نمی گذارند حتی این دو خواهر که در عمرشان همدیگر را ندیده اند با همدیگر دیدار کنند.

آقای حسین نژاد که خودش از ساکنان کمپ لیبرتی بود و از آنجا توسط هیأت بازدید کنندۀ یونامی بیرون آمده است به شرح مشاهدات خود در درون فرقۀ رجوی و چگونگی و علت قطع ارتباط افراد توسط رهبران فرقه با دنیای بیرون مخصوصا با افراد خانواده شان حتی در داخل تشکیلات سازمان پرداخت.

آقای دکتر بنی صدر ضمن محکوم کردن ضرب و شتم آقای مصطفی محمدی و دخترش و وکیلش توسط افراد مریم رجوی در جلوی مقر او در حومۀ پاریس و توصیه به پیگیری اقدامات قضائی و قانونی در رابطه با آن رهنمودهای لازم حقوقی و قانونی برای پیگیری موضوع اسارت فرزندان این دو پدر در چنگال فرقۀ رجوی را به آنان ارائه داد و گفت: من نیز مثل شما پدری هستم که دخترم بیش از سی سال پیش در چنگال رهبر این فرقه که تعهدش در قبال او یعنی استقلال و آزادی را نقض کرده بود گرفتار شد ولی توانست به توصیۀ من خودش را با آگاهی و اندیشۀ خودش از بند او که خودش را به بیگانه فروخته بود رها سازد و در نتیجۀ این رهایی بود که امروز بعد از طی مدارج عالیۀ تحصیلی یک دکتر و استاد دانشگاه می باشد در حالیکه مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین که همسرش بود وی را از درس خواندن و مطالعه و تحصیل دانش منع می کرد و می گفت: برای چه دنبال درس و تحصیل هستی؟ صبر کن چند ماه دیگر رژیم را سرنگون می کنیم و من می شوم رهبر ایران و تو می شوی بانوی اول کشور!!… و رجوی به این توصیه اش به ترک تحصیل و درس، اول از همه خودش عمل کرده بود! یعنی مطلقا دنبال یادگیری و مطالعه نبود و سواد و معلومات چندانی نداشت.

در پایان، دیدار کنندگان از آقای بنی صدر به علت دادن این وقت و افتخار دیدار با ایشان و از حمایتها و رهنمودهایشان برای آنان و خانواده های اسیران فرقۀ رجوی سپاسگزاری کردند و آقای مصطفی محمدی چند سی دی حاوی فیلم «فیلمی ناتمام برای دخترم سمیه» را که به فرانسه نیز ترجمه شده است برای آقای بنی صدر و دفترشان اهدا کرد.

حمله تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی در پاریس 2015عملیات ناموفق تروریستی فرقه رجوی علیه آقای مصطفی محمدی و دخترش در اور سور اواز فرانسه.

 ***

همچنین:

والنون والقلم …… (تقاضای دیدار مادر “نقشه”ای علیه مجاهدین خلق؟)

برای دخترم سمیه محمدیمصطفی محمدی، هفتم می ۲۰۱۵:… واما بی بوته هایی که خانواده را نقض و پدران و مادران را دشمن نامیده و خائن و مزدور خوانده اند نه تنها جایگاهی در ایران بلکه در هیچ کجای دنیا نداشته و نخواهند داشت زندان مجاهدین را خائن هایی زندان بانند که خون پدران و مادران را مباح دانسته و تنها پدران و مادران مرده را خانواده ی خویش دانسته که این خون آشامان تاریخ این زمان نه چند رنگ که هزار رنگ و هزار تویند که …
مصطفی محمدی، پنجم می ۲۰۱۵:…  ساکت نبودم و نیستم از پای ننشسته و نخواهم نشست آرام نبوده و نیستم خسته نبودم و نیستم تا پای جان هستم فریاد پدران و مادرانی هستم که سال هاست قربانی فریب و نیرنگ مسعود و مریم رجوی شده اند راه نجات ایران ترور و قتل و غارت و دست در دست شیاطین دنیا و ابر جنایت کارا
مصطفی محمدی، چهارم می ۲۰۱۵: …  و روز پدر دیگری از راه رسید و نه تنها سمیه محمدی بلکه تعداد بی شماری از عزیزان اسیر در چنگال فرقه ی ضد بشری مجاهدین هم چنان دور از خانه و خانواده و دور از سرزمین و کاشانه در آرزوی خانواده و دیدن عزیزانشان هستند و این حقیقتی ست آشکار و غیر قابل انکار. چرا که بارها و بارها دیده شده که عزیزانی پس از …