نشست بررسی تشابه اقدامات منافقین و داعش در عملیات مرصاد

نشست بررسی تشابه اقدامات منافقین و داعش در عملیات مرصاد

ابراهیم خدابنده شبکه العالمموسسه راهبردی دیده بان، تهران، بیست و هفتم ژوئیه 2015:…  شبکه بین المللی العالم در اقدام به موقع و در همکاری با فراکسیون مرکز بین المللی حمایت از قربانیان تروریسم نشستی “از داعش تا موصل(۲) ” را به صورت زنده بر روی آنتن آورد.  در این نشست که به بهانه سالروز عملیات مرصاد و با حضور عضو جداشده از گروهک تروریستی منافقین برگزار شد، محور …

Maryam Rajavi terrorist syriaThe Mojahedin Khalq (Rajavi cult) and Saddam’s daughter support the Islamic State of Iraq and the Levant (ISIS)

لینک به منبع

شبکه بین المللی العالم با همکاری موسسه دیده بان

نشست بررسی تشابه اقدامات منافقین و داعش در عملیات مرصاد

ابراهیم خدابنده شبکه العالم

به گزارش موسسه راهبردی دیده بان، شبکه بین المللی العالم در اقدام به موقع و در همکاری با فراکسیون مرکز بین المللی حمایت از قربانیان تروریسم نشستی “از داعش تا موصل(۲) ” را به صورت زنده بر روی آنتن آورد.

در این نشست که به بهانه سالروز عملیات مرصاد و با حضور عضو جداشده از گروهک تروریستی منافقین برگزار شد، محور تشابه اقدامات تروریستی گروهک منافقین و گروهک تکفیری صهیونیستی داعش بررسی گردید.

گفتنی است در همین راستا برنامه از “مرصاد تا موصل(۱)” امشب از شبکه دوم سیما پخش خواهد شد.

در سالروز عملیات مرصاد پخش خواهد شد

تشابه منافقین و داعش در نشست تلویزیونی “از مرصاد تا موصل”

لینک به منبع

شبکه العالم فروغ جاویدان مزدور مسعود  رجوی

داعش و مجاهدین خلق به لحاظ ساختار فکری و روش های روانی که برای جذب و کنترل نیرو استفاده میکنند و تکنیک های مانیپولاسیون ذهنی که بکار میگیرند شباهت های بسیاری دارند.

به گزارش موسسه راهبردی دیده بان، نشست “از مرصاد تا موصل” به همت شبکه دوم سیما و با همکاری موسسه راهبردی دیده بان در سالروز عملیات مرصاد پخش خواهد شد.

امروز اقدامات گروهک تروریستی داعش در کشور همسایه عراق نه تنها تهدیدی برای ملت مسلمان عراق، بلکه خطری برای منطقه و دیگر کشورهای همسایه محسوب می‌گردد. داعش به عنوان یک گروه تندروی تکفیری و مدعی اسلام با استفاده از المان‌هایی همچون حمایت‌های غرب و برخی کشورهای منطقه، استفاده بی رویه از خشونت و ترور، بهره‌گیری از ابزارهای تبلیغی و رسانه‌ای، عضوگیری، آموزش و حفظ نیروها در فضایی فرقه‌ای به برخی گروه‌های تروریستی قدیمی‌تر از خود شباهت دارد که یکی از این گروه‌ها مجاهدین خلق یا همان منافقین هستند. گروهک تروریستی رجوی نیز پیش از این با استفاده از حمایت‌های رژیم بعث در عراق از فرصت اقدامات مسلحانه برخوردار بوده و در بسیاری از اقدامات تروریستی و رفتارهای فرقه‌ای و خشونت‌آمیز، رفتاری مشابه با آنچه امروز از داعش مشاهده می‌شود را بروز داده است. از این رو با توجه به مؤفقیت جمهوری اسلامی در برخورد با گروهک نفاق و تجربه ملت ایران و حتی عراق در مواجه با این گروه تروریستی، مقایسه رفتاری و عملکردی این دو گروه فرصت شناسایی و تبیین بهتر و بیشتر داعش و عقبه و اهداف آن را ایجاد کرده و راه‌کارهای اجرایی برای مقابله مؤثرتر با آن را نشان می‌دهد.

سالروز عملیات مرصاد که در پاسخ به تهاجم گروهک منافقین به خاک ایران صورت گرفت فرصتی را ایجاد کرد که در نشستی با حضور کارشناسان حوزه تروریسم مقایسه‌ای تطبیقی میان داعش و منافقین با محوریت مقایسه عملیات مرصاد و تهاجم داعش به شهر موصل صورت گیرد و امید است این نشست ضمن بررسی صحیح این دو گروهک تروریستی بتواند در جهت تنویر افکار عمومی در خصوص داعش و پشت پرده آن مورد استفاده قرار گیرد.

اهم موارد مطروحه در این مستند به شرح زیر می باشد:

این دو گروه با ارائه برداشتی غلط از اسلام و اضافه نمودن بدعت‌ها و القائات ذهنی فرقه‌ای نیروهای خود را تحت کنترل در می‌آورند. همانگونه که منافقین در فضایی ایزوله و به دور از هرگونه رسانه نیروهای خود را محصور می‌کنند، داعش نیز با ممنوعیت استفاده از برخی رسانه‌ها و کتب سعی دارند ذهن و باور نیروهای تحت امر را کنترل نمایند.

داعش و مجاهدین خلق به لحاظ ساختار فکری و روش های روانی که برای جذب و کنترل نیرو استفاده میکنند و تکنیک های مانیپولاسیون ذهنی که بکار میگیرند شباهت های بسیاری دارند.

هر دو گروه منافقین و داعش در اقدامات عملیاتی خود از بیشترین میزان خشونت بهره می‌برند. استفاده تبلیغاتی از بازخوردهای این رفتارهای که موجب ایجاد ترس و وحشت در افار عمومی می‌گردد به علاوه عدم پایبندی رهبران به کمترین اصول انسانی سبب این رفتارها می‌گردد.

اتحاد داعش با سران سابق حزب بعث عراق بر همگان روشن بوده و یکی از دلایل مؤفقیت‌های داعش در عراق نیز به همین مسئله باز می‌گردد. گروهک تروریستی منافقین نیز در طول حیاتش در عراق ابتدا با صدام متحد بود و در خدمت اهداف وی فعالیت می‌کرد و بعد از آن با نفوذ و کسب حمایت از برخی مقامات عراقی از جمله حزب وابسته به بعث (العراقیه) در پارلمان این کشور توانست به حیاتش در عراق ادامه دهد.

ساعت پخش این نشست متعاقبا اعلام می گردد.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19973

بسته شدن شکافی دیگر، رجوی در بن بست استراتژیک

ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، بیست و پنجم ژوئیه ۲۰۱۵:…  حدود ۱۲ سال قبل بحران ساختگی هسته ای ایران – با طراحی اسرائیل و با همکاری آمریکا و البته با نقشی که به فرقه رجوی به عنوان یک طرف ایرانی در ابتدای امر داده شد – کلید خورد و از آن پس این بحران در خدمت منافع اسرائیل برای منحرف کردن اذهان و افکار عمومی از جنایات این رژیم در منطقه …

مسعود رجوی و  فروغ جاویدان جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت ششم

جعل رجوی اتمی مزدور مجاهدین خلقرجوی عکس صندوق نسوز را بجای تاسیسات اتمی به امریکایی ها قالب کرد

https://iran-interlink.org

بسته شدن شکافی دیگر، رجوی در بن بست استراتژیک

ابراهیم خدابنده

۳ مرداد ۱۳۹۴

در آغاز اگر کار خود ننگری – به فرجام ناچار کیفر دهی (فردوسی)

حدود ۱۲ سال قبل بحران ساختگی هسته ای ایران – با طراحی اسرائیل و با همکاری آمریکا و البته با نقشی که به فرقه رجوی به عنوان یک طرف ایرانی در ابتدای امر داده شد – کلید خورد و از آن پس این بحران در خدمت منافع اسرائیل برای منحرف کردن اذهان و افکار عمومی از جنایات این رژیم در منطقه، و همچنین برای سرپوش گذاشتن بر تضادها و مشکلات داخلیش، قرار گرفت.

اما بالاخره تاریخ مصرف این بحران سازی هم نهایتا به سر آمد و این ابزار از دست لابی اسرائیل در غرب گرفته شد؛ و البته رجوی که همیشه در شکاف زندگی میکند، بعد از اینکه سرنوشت خود را به جنگ ایران و عراق و سرنوشت صدام حسین گره زد و ناکام ماند، اینبار در گره زدن سرنوشت خود به بحران هسته ای ساخت اسرائیل هم طرفی نبست و مغبون شد.

واکنش منفی و حتی عصبی بنیامین نتانیاهو نسبت به توافق هسته ای کاملا طبیعی است. یک ابزار مهم برای پیش برد سیاست ایران هراسی و سرکوب مخالفان داخلی و جا کردن اسرائیل به عنوان قربانی از دستش گرفته شد. حالا باید دید که سرنوشت رجوی، که بعد از بسته شدن شکاف جنگ ایران و عراق به درون شکاف هسته ای خزیده بود، چه خواهد شد.

واقعیت اینست که رجوی هرچه در چنته داشت برای تداوم این بحران رو کرد و جنایت و خیانتی نماند که نکرده باشد. از رله کردن اطلاعات ساختگی اسرائیل گرفته تا مشارکت در ترور دانشمندان هسته ای و هر کاری که بشود تصور کرد انجام داد تا منافع دشمن را به امید تداوم حیات خفیف و خائنانه خود تأمین نماید.

واقعیت دیگر اینست که بعد از توافق هسته ای ایران و غرب، سازمان مجاهدین خلق دقیقا در همان بن بستی قرار گرفته است که بعد از اعلام آتش بس بین ایران و عراق در آن گرفتار شد. البته این بن بست به مراتب مرگبارتر است چرا که فرقه رجوی در ضعیف ترین وضعیت خود قرار دارد.

بیاد داریم که فرقه رجوی در دولت بیل کلینتون در لیست گروه های تروریست خارجی گنجانده شد. مسعود رجوی در واکنش به این اقدام آنرا سیاسی و تبلیغی و حاصل معامله با رژیم ایران در دولت اصلاحات برای بازکردن باب گفتگوها خواند.

سپس در زمان باراک اوباما توافقی صورت گرفت که اگر مجاهدین خلق بدون دردسر از اشرف خارج شوند وزارت امور خارجه آمریکا هم متقابلا آنها را از لیست تروریستی خارج خواهد کرد که همین اتفاق افتاد و سازمان به اردوگاه لیبرتی متنقل شد.

اطلاع دارم که مسئولین فرقه رجوی مستقر در پادگان مریم در اوورسورواز به شدت نسبت به پیامد های این توافق در خصوص خودشان نگران هستند و همچنین بخاطر از دست دادن پادگان اشرف، آنهم صرفا به امید بوجود آمدن گشایش در غرب، پشیمان می باشند. یکی از نگرانی های مسئولین مربوطه، خصوصا بعد از اقدامات ارزشمند دو پدر دردمند یعنی آقایان مصطفی محمدی و قربانعلی حسین نژاد، در خصوص مقر این سازمان در اوورسورواز و محدودیت هائی که ممکن است اعمال گردد میباشد. حتی صحبت از مخفی شدن مریم رجوی مانند مسعود هم شده است. مسئله اخراج مریم از فرانسه را هم دور از ذهن ارزیابی نکرده اند.

مسئولین در اوورسورواز گفته اند که اقدامات محمدی و حسین نژاد بخشی از یک طرح گسترده وزارت اطلاعات برای بستن پادگان مریم همانند پادگان اشرف است که درست در زمان توافق هسته ای صورت گرفته تا ضریب اطمینان آنرا چند برابر کند. آنان به صراحت گفته اند که وقتی اشرف را به راحتی از دست دادند پیامد آن از دست دادن پادگان مریم در پاریس می باشد.

ناگفته نماند که برای فردی همچون مسعود رجوی که تنها فرزند خود را هم در فرقه اش اسیر و گرفتار کرده درک و فهم نیروی محرکه انگیزه های یک پدر که برای آزادی و رهائی فرزندش تلاش میکند و خود را به آب و آتش میزند اصلا میسر نیست و از نظر او هر کس هر کاری انجام میدهد می بایست مانند خودش مزدور کسی بوده باشد.

آنچه بر سر فرقه رجوی می آید طبیعتا مجازات اتودینامیک سیاست های خائنانه و وطن فروشانه و تباه کردن عمر و جان و مال بهترین فرزندان این مملکت است و هیچ کس جز شخص مسعود رجوی که تنها تصمیم گیرنده بوده مسئول نمی باشد. به گفته دانشمندان و متخصصان، رهبران فرقه ای هر چقدر در تاکتیک نابغه اند در استراتژی کودن هستند و فراتر از نوک بینی خود را هم نمی بینند. امام علی (ع) اشاره دارد که منافقین فاقد بصیرتند و نمیتوانند آینده دور را ببینند و درست پیش بینی نمایند.

زیستن در شکاف همچون قارچ کار سازمان ها و فرقه های بی ریشه است که نهایتا عمری بسیار کوتاه داشته و البته هرگز به مقصودی که میخواهند نمیرسند. آنان بعد از بسته شدن شکاف ها به بن بست های استراتژیک برخورد کرده و نابود میگردند.

سوز و گداز “ایو بنه” از دیدار مصطفی محمدی با مشاور رئیس جمهور فرانسه و پاسخ آقای محمدی

مسعود خدابنده، نشریه سیاست آسیا: مجاهدین خلق و روش های تولید و انتشار اخبار جعلی در مطبوعات
مسعود خدابنده، نشریه سیاست آسیا: مجاهدین خلق و روش های تولید و انتشار اخبار جعلی در مطبوعات
 Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

Villepinte – the real message behind Maryam Rajavi’s anti-Iran speech 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16323

تشدید تضادها و اختلافات در درون شورای ملی مقاومت

ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، یازدهم فوریه ۲۰۱۵:…  موضوع اختلاف نظر و دیدگاه ها در درون شورای ملی مقاومت به یک معضل جدی برای سازمان و شخص مریم رجوی، که اداره جلسات شورا را به عهده دارد، تبدیل شده است. جدائی از شورا البته سابقه طولانی دارد و از زمان جدا شدن بنی صدر و حزب دموکرات کردستان تا استعفای روحانی و قصیم همچنان ادامه داشته است. اما در حال حاضر مسئله داری و …

شحمانی خدابندهمصاحبه اختصاصی بنیاد خانواده سحر با ابراهیم خدابنده

https://iran-interlink.org

تشدید تضادها و اختلافات در درون شورای ملی مقاومت

ابراهیم خدابنده، ۲۲ بهمن ۱۳۹۳

این مدت ایمیل یا پیامی نیست که به دستم رسیده باشد و در آن با ذکر نمونه به مسئله داری و تشدید تضادهای درونی، خصوصا در قالب شورای ملی مقاومت، اشاره ای نشده باشد. به قول یک نفر سازمان دارد فقط برای حفظ نفرات موجود تلاش و هزینه میکند و کار اول و آخر مسئولین ممانعت از جدا شدن افراد است که در این رابطه به انواع ترفندها، حتی تهدید، متوسل میشوند.

موضوع اختلاف نظر و دیدگاه ها در درون شورای ملی مقاومت به یک معضل جدی برای سازمان و شخص مریم رجوی، که اداره جلسات شورا را به عهده دارد، تبدیل شده است. جدائی از شورا البته سابقه طولانی دارد و از زمان جدا شدن بنی صدر و حزب دموکرات کردستان تا استعفای روحانی و قصیم همچنان ادامه داشته است. اما در حال حاضر مسئله داری و بیان انتقادات علنی نسبت به عملکرد سازمان مجاهدین خلق در درون شورا تشدید شده و شکل تازه ای به خود گرفته که به این صورت تاکنون بی سابقه بوده است.

واقعیت اینست که مریم رجوی تسلط کافی برای پاسخگوئی به سؤالات گوناگون نفرات را به شکلی که مسعود افراد را متقاعد یا سرکوب می نمود ندارد و موضوع طرح سؤالات و ایرادات از کنترل وی خارج شده است. کلا غیبت طولانی مدت مسعود هم بر مشکلات افزوده و خود به یک ابهام جدی بدل گردیده است. مریم رجوی توان برخورد به صورت واقعی و علمی با افرادی مانند هزارخانی و سامع و گنچه ای را ندارد و از پس سؤالات آنان بر نمی آید و طرح سؤالات از جانب این افراد، بدون دریافت پاسخی منطقی، بر ابهامات دیگران نیز می افزاید.

در نامه یکی از هواداران از قول یکی از اعضای شورا، که ظاهرا دل خوشی از ماندن در شورا نداشته و مترصد فرصتی برای استعفا می باشد، نوشته بود که: “شما هنوز این مجاهدین خلق را نشناخته اید. این سازمان دقیقا همان تعریف فرقه ها را دارد و به هیچ عنوان قابل تغییر نیست و گوش شنوائی در آن وجود ندارد، اما چکار میتوان کرد.”

بیان وی مرا به یاد این شعر از گلستان سعدی از قول لقمان حکیم انداخت که: “آهنی را که موریانه بخورد، نتوان برد از او به صیقل رنگ – با سیه دل چه سود گفتن وعظ، نرود میخ آهنین در سنگ”. کسانی که هنوز در شورا مانده و به امید ایجاد تغییراتی در آن هستند بد نیست قدری به سوابق امر نگاه کنند و به قول این عضو شورا در نظر داشته باشند که هرگز گوش شنوائی در رهبری این شورا نبوده و نخواهد بود.

همچنین از قول یکی از اعضای شورا نقل شده است که گفته است: “من مقالاتی می نویسم اما وقتی در سایت های سازمان درج میگردد کاملا فرق کرده است. آنها فقط میخواهند از نام من استفاده کنند و نظرات من برایشان اصلا اهمیتی ندارد.”

آنچه از خلال پیام ها استنباط میشود اینست که استعفای آقایان روحانی و قصیم و همچنین افشاگری ها و طرح سؤالات از جانب آقایان یغمائی و مصداقی تأثیرات جدی بر مسئله داری و تشدید تضادها در درون شورای ملی مقاومت داشته است. بحث های مالی که سازمان با آقای یغمائی براه انداخته موجب طرح سؤالاتی شده و علنا در برابر مریم رجوی از وی پرسیده اند که چرا سازمان جواب آنچه که یغمائی میگوید را نمیدهد و موضوع پول هائی که مطرح شده چیست.

آنطور که مطلع شده ام برخی افراد در جلسات شورا بحثهائی میکنند و نظراتی میدهند که با دیدگاه های سازمان متفاوت است و در این رابطه بلافاصله با واکنش تند نفرات عضو سازمان در شورا مواجه میشوند و حتی از جانب آنان بعد از جلسه نیز مورد بایکوت قرار میگیرند.

یکی از این موارد در خصوص ادعای تنها آلترناتیو بودن شورا است. برخی چنین بحث میکنند که بیش از سه دهه از ادعای آلترناتیوی میگذرد و هیچ اتفاقی نیفتاده است و دیگر به لحاظ علمی نمیشود گفت که شورای ملی مقاومت یک آلترناتیو کامل در برابر رژیم تهران است چه برسد به این که تنها آلترناتیو باشد. در این بحث عنوان نموده اند که در خوش بینانه ترین شکل شورا را می توان بخشی از آلترناتیو احتمالی آینده فرض گرفت که البته این حرف به مذاق سازمان خوش نیامده و با واکنش تند اعضای سازمان مواجه شده است.

همچنین از قول یکی از شورائی ها نقل شده که گفته است افرادی همچون روحانی و قصیم واقعا شجاعت به خرج داده اند ولی همه چنین جرأتی را، در شرایط فعلی بعد از عمری با شورا بودن و قطع ارتباط با دنیای خارج، ندارند. او معتقد بوده است که واکنش هائی که سازمان در قبال افرادی همچون مصداقی و یغمائی و غلام روابط (علی حسین نژاد) و دیگران داشته صرفا برای ترساندن آن دسته از کسانی است که در نوبت بعدی جدا شدن قرار دارند.

آنچه که از خلال نامه ها و پیام ها استنباط میشود اینست که میزان مخالفت با سیاست های سازمان در درون شورا ابعاد جدی تری به خود گرفته و این معضل بدون ورود مؤثر خود مسعود رجوی قابل حل و فصل نیست و روز بروز بر ابعاد آن افزوده می گردد.

ضمنا از دوستانی که محبت کرده و ایمیل میزنند درخواست دارم که صرفا از ایمیل زیر استفاده نمایند. ایمیل های دیگری هم از جانب من طی این سالیان اعلام شده که من به صورت مرتب آنها را بازبینی نمیکنم.

[email protected]

همچنین مانند گذشته میتوانید روی صفحه فیس بوک من پیام بگذارید.

https://www.facebook.com/ebrahim.khodabandeh

ابراهیم خدابنده، ۲۲ بهمن ۱۳۹۳

گزارش کمپ لیبرتی 4گزارش چهارم از بغداد، 

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟


(Rajavi from Saddam to AIPAC)