نشست عمليات جارى و سركوب سيستماتيك (جلسه عملیات جاری روی تخت بیمارستان برای شهادت مجاهد گونه)

نشست عمليات جارى و سركوب سيستماتيك (جلسه عملیات جاری روی تخت بیمارستان برای شهادت مجاهد گونه)

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، سی و یکم ژوئیه 2014: …  ديسك كمرم آسيب ديد و روى تخت بيمارستان وزنه به پاهايم وصل بود و دكتر تجويز كرده بود، به مدت ٤٥ روز در اين حالت باشم و تحرك نداشته باشم. اما با اين حال بايد در نشست عمليات جارى امداد شركت ميكردم و بارها شده بود كه طلب مرگ از خدا می کردم، ولى ترحمى در كار نبود و گفته ميشد اگر كسى در …

The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

لینک به منبع

نشست عمليات جارى و سركوب سيستماتيك

نشست عمليات جارى( شكنجه روحى و روانى ) كه مسعود و مريم در يكى از بندهاى انقلاب ايدئولوژى به اسم بند” ف” فرديت آورده شده است، در واقع خرد كردن افراد و تحقير و سركوب و سيطره تمام عيار رهبران سازمان بر روح و جسم و جان افراد تشكيلات درست كردند و در نشستهاى”حوض” مسعود رجوى سال هفتاد و چهار شكل قانونى به خود گرفت و بعنوان سرخ رگ ايدئولوژى هر مجاهد نام گرفت كه هر كس در اين ظرف كوتاهى كند، اپورتونيست و از شعبات سپاه پاسداران در درون مناسبات است و رجوى با اين ترفند سركوب و تحقير افراد را قانونى كرد و هرگونه مخالفت با آن، حكم اعدام را در پى داشت.

مريم رجوى، در باره برگزارى نشستهاى عمليات جارى، مي گفت كه با عمليات جارى، افراد بايد بشوند “موم” در دست مسئولين سازمان به هر شيوه اى كه خواستند آنها را شكل بدهند. در اين دستگاه، افراد هيچگونه اختيارى از خود نداشتند و صرفاً مى بايد مانند گوسفندى براى چوپان باشند كه هر جا و هر دشتی، خواستند بچرانند و هر جا كه نياز بود، بدوشند.

دقيقاً مسعود و مريم در نشستهاى ايدئولوژى مربوط به عمليات جارى، به واضح ترين شكل، بيان ميكردند و توسط زنان به اصطلاح شوراى رهبرى(حرمسراى رجوى) و در رأس آنها شكنجه گر معروف مهوش سپهرى با اسم مستعار نسرين، در تشكيلات پياده ميكردند.

نشست عمليات جارى، روزانه بصورت يكانى تشكيل ميشد، در اين زمانبندى كسى حق نداشت شركت نكند، حتى اگر مريض هم بود قانون گذاشته بودند در بستر بيمارى هم شده، عمليات جارى تعطيلى ندارد. اگر كسى بعلت كسالت در نشست شركت نميكرد، انگار كه جنايت نابخشودنى انجام داده بود و مرز سرخ ايدئولوژى – تشكيلاتى را رد كرده و بايد در جمع پاسخگو مى بود و تاوان آنرا هر چه مسئول نشست خط ميداد و جمع را عليه سوژه كك مى كرد، بدهد.

نشست عمليات جارى به اين صورت بود كه افراد بايد طى روز فاكت هاى خود را در سه زمينه ايدئولوژيكى ، مناسبات تشكيلاتى، كار و مسئوليت نوشته و در جمع بخوانند. هر فاكت هم چهار محور داشت:

اول: صورت فاكت

دوم: نقطه آغاز فاكت

سوم: واقعيت ايدئولوژيكى و درون تشكيلاتى فاكت

چهارم: رد مرز سرخ كه در فاكت صورت گرفته

و در پايان فاكتها، يك جمع بندى و در نهايت آتش بارى افراد جمع، روى سوژه

مثال:

فاكت: از اينكه سر كارم كسالت داشتم و سرم بشدت درد ميكرد، ولى نميتوانستم بروم استراحت، بهم ريختگى داشتم.

نقطه آغاز: چون سرم درد ميكرد، گفتم اگر بگويم سركوب مى شوم.

واقعيت: من مجاهدم و اگر از فشار كار بميرم، اين ارزش است.

واقعيت: مجاهد نبايد به نون وحشى خودش ( نرينه وحشى) ميدان دهد.

واقعيت: مجاهد نبايد از خودش اما و اگر داشته باشد و خودش را به تشكيلات بسپارد، حتى اگر به بهاى جانش تمام شود.

مرز سرخ رد شده: ذهنم را روى مسئولين سازمان بردم كه وضعيت مرا در نظر نميگيرند و آنها را در ذهنم مقصر ميديدم.

جمع بندى: من مجاهدم و در انقلاب مريم ذوب شده ام، نبايد دست اندازهاى اين چنينى مانع من شود، من بايد تا لحظه اى كه نفس در بدن دارم هر آنچه كه تشكيلات از من ميخواهد، همان باشم. هيچ منافعى براى خودم قائل نباشم و هرچه هست، از آن رهبرى و براى رهبرى است.

در نشست عمليات جارى، عدم موضع گيرى مرز سرخ بود و تنبيه مفصلى به دنبال داشت. در مقابل سوژه، بايد همه موضع گيرى ميكردند و به سوژه بد و بيراه مى گفتند، اگر كسى حرفى نميزد، مارك هم محفلى و شعبه سپاه پاسداران به او ميچسپاندند و خودش سوژه جمع ميشد، بايد همه به سوژه انتقاد ميكردند.

و هر كس از هر درى، انتقادها نثار سوژه ميشد، سوژه هم حق نداشت كه بگويد واقعیت ندارد، يا دروغ است و بايد جواب إثباتى مارك هاى دروغى كه به او ميچسپاندند، بياورد و در جلسه بعدى جلوى جمع بخواند. اگر جواب سوژه مسئول نشست را قانع نميكرد، روز از نو روزگار از نو، دوباره با اشاره ای، جمع يكباره پارچه اى آتش ميشد و بر سر سوژه مي ريختند تا سوژه به التماس بيفتد و از رهبرى پوزش بخواهد.

نشست عمايات جارى به هيچ وجه تعطيل بردار نبود و در هر شرايطى بايد برگذار ميشد.

من خودم بعلت برداشتن بار سنگين، ديسك كمرم آسيب ديد و روى تخت بيمارستان وزنه به پاهايم وصل بود و دكتر تجويز كرده بود، به مدت ٤٥ روز در اين حالت باشم و تحرك نداشته باشم. اما با اين حال بايد در نشست عمليات جارى امداد شركت ميكردم و بارها شده بود كه طلب مرگ از خدا می کردم، ولى ترحمى در كار نبود و گفته ميشد اگر كسى در نشست عمليات جارى بمیرد، مجاهد گونه شهيد شده است.

علاوه بر اين نشست، يك نشست فصلى ديگر به نام نشست “ديگ” در تكميل سركوب مطلق افراد بكار گرفته شد كه تمام عيار شكنجه جسمى و روحى بود و به اين خاطر آنرا نشست ديگ گذاشته بودند كه بايد اين نشست عملكردى داشته باشد كه از افراد آنچه كه سازمان ميخواهد نفر مطيع بسازد، يعنى در ديگ، پخته و تغيير هويت دهد. شاخص اين نشست را ميتوان نشستهاى عمومى طعمه در قرارگاه باقرزاده نام برد كه زبان از گفتن شقاوت رهبرى سازمان در حق افراد در اين نشست، قاصر است.

نشست ديگرى كه به دنبال نشست طعمه و در تكميل آن در تشكيلات جارى كردند، نشست هفتگى غسل بود كه جنبه تفتيش عقايد و سركوب جنسى به دنبال داشت كه بايد افراد هر نوع احساسات جنسى خود را سركوب ميكردند.

“پایان”

***

همچنین:


http://youtu.be/wFBoPhmNyxU

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIبزک مریم رجوی بعنوان “فعال حقوق بشر” مصداق دقیق انتخاب ابزاری غلط برای کاری غلط تر است

Alejo Vidal-Quadras Mojahedin Khalq terrorist groupخسارت جدی و گرفتاری جدید بقایای صدام و رجوی در پارلمان اروپا

Link to the full description of MKO Logo (pdf file


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

هزینه شعار انتحاری بیا بیا!

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و چهارم ژوئیه 2014: …در طى بيست و پنج سال گذر عمر در تشكيلات مجاهدين، به عينه ديدم و استنباطم به يقين تبديل شد كه رجوى براى بقاء خود علاوه بر مغزشويى افراد در دستگاه ايدئولوژى، براى مشغوليت دادن افراد با فريب و نيرنگ “بحران آفرينى”

سرنگونى صدام و صاحب خانه شدن آمریکا و رابطه رجوى در این چارچوب

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، شانزدهم ژوئیه 2014: … اخبار حمله آمريكا چنان دلهره و ترس و بى رغبتى ايجاد كرده بود كه تا آنموقع در سازمان نديده بودم. مسئولين سازمان هم به دروغهاى گوبلزى رو مى آوردند و پيروزى نيروهاى صدام را بر آمريكا مژده ميدادند و اخبار نبرد را واژگون

خط ترور در داخله و خفقان و سرکوب در مناسبات

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هفتم ژوئیه 2014: … رجوى موجى راه انداخت به اسم عمليات داخله و سعى داشت تمام بدنه تشكيلات را به آن مشغول کند( البته اين تاكتيك ايذائى با هماهنگى و پشتيبانى صدام حسین و دستگاه اطلاعاتى اش صورت ميگرفت ) ابتدا قرارگاههاى تاكتيكى مرزى درست كر

هدف رجوى از نشستهاى به اصطلاح حوض یا مؤسسان دوم

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و هفتم ژوئن 2014: … در تداوم انقلاب درونى مجاهدين و مراحل تكميل آن كه روز به روز فشارها بر اعضای تشكيلات بيشتر ميشد و محدوديتها شدت ميگرفت، رجوى براى اينكه ذهن افراد را آب بندى كند و هر نوع عاطفه، رابطه و احساس را به سوى خود سمت دهد و