نظری بر افتتاح به اصطلاح دفتر شورای ملی مقاومت در واشنگتن ، ( بخاطر مردم ایران نوشتم )

نظری بر افتتاح به اصطلاح دفتر شورای ملی مقاومت در واشنگتن ، ( بخاطر مردم ایران نوشتم )

فرزاد فرزین فر، بیست و پنجم آوریل 2013: … فاصله گرفتن از مردم و روش های دمکراتیک و چسبیدن به ابزار قدرت یکی از بیماری های لاعلاج مجاهدین است وقتی به تاریخچه مجاهدین بعد از قیام ضد سلطنتی 1357 نگاه کنید تمام هدفشان رسیدن به قدرت به هر شیوه ممکن است زمانی برای بدست گرفتن قدرت سیاسی در سال 1360 از ابزار قدرت یعنی اسلحه استفاده کردند و جنگ مسلحانه اعلام کردند که بیشتر به یک عملیات انتحاری احمقانه می ماند و بهایش را مردم ایران دادند زمانی به حیطه قدرت صدام …


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

دلیل اصلی نوشتن این مطلب افتتاح دفتر مجاهدین در واشنگتن نیست بلکه سرنوشت حزن انگیز و تاسف بار انسان هایی است که هزینه اشتباهات دیگران را می پردازند و وقتی اندیشه حاکم بر سیاست ورزان هزینه های انسانی به شهروندان تحمیل میکند سکوت جایز نیست و به همین دلیل این چند سطور را مینویسم .

اگر همه از یادشان برود خود مجاهدین از یاد نبرده اند که قبل از قرار گرفتن در لیست گروه های تروریستی آمریکا و اتحادیه اروپا ، در همه این کشورها دفتر نمایندگی داشته اند و در کمپ تروریستی اشرف تنها بولتن خبری – که تنها وسیله خبری و ابزار مغز شوئی بود – که داشتند روزی نبود که از پیروزی سیاسی خبر بدهند و جشن بگیرند و روزی نبود که در همین تلویزیون شان از ضیافت ناهار و شام نمایندگان مجاهدین در نزد پارلمانترهای اروپایی سخن نگویند ! چه شد که آن همه دفتر نمایندگی نتوانست گره ای از مشکلات مجاهدین را حل کند ؟ و چرا به تناقضات نهفته در خودشان پاسخ نمیدهند که آن همه دفتر و دستک به کجا انجامید ؟ حال یک دفتر در واشنگتن پیشکش شما ! و اساسا چه اهمیتی دارد و قرار است چه پارامتری را در صحنه بین المللی برای مجاهدین رقم بزند ؟

مسعود رجوی همیشه در نشستها میگفت : مقاومت – یعنی مجاهدین – دو بال دارد یکی نظامی یا همان ارتش آزادیبخش بازوی مزدور ارتش عراق و صدام حسین و دومی بال سیاسی یا همان شورای ملی مقاومت » . بال نظامی که بی بال و پر شد و جنایت و خیانت کرد و با رفتن صدام حسین تمام شد و به لیبرتی ختم شد و به دلیل سابقه مجاهدین کشورهای اروپایی مایل نیستند که گامی انسانی بردارند و ساکنان لیبرتی را به بعنوان پناهنده و شهروند بپذیرند، و بال سیاسی هم که اعضای غیر مجاهد آن بدلیل دیکتاتوری و هزمونی رجوی و سازمانش ، شورای دست ساز رجوی را ترک کردند و از آن چیزی نماند جز همان تعدادی که از فرماندهان جنگ و ترور در عراق بودند و مسئول شورا که خود رجوی بود از ترس مخفی شد و اصلا معلوم نشد طبق کدام انتخابات مریم عضدانلو یک شبه رئیس شورا شد.

مجاهدین نزد مقامات تصمیم گیرنده و تاثیر گذار در اتحادیه اروپا به بازی گرفته نمیشوند چرا که سابقه تروریستی شان را نمیتوانند از آرشیو این دولت ها پاک کنند چه رسد نزد مردم ایران ، چه بدلیل همگامی با صدام حسین در جنگ هشت ساله و چه بدلیل اعلام جنگ مسلحانه که هزینه های انسانی بر مردم ایران تحمیل کرد .

فاصله گرفتن از مردم و روش های دمکراتیک و چسبیدن به ابزار قدرت یکی از بیماری های لاعلاج مجاهدین است وقتی به تاریخچه مجاهدین بعد از قیام ضد سلطنتی 1357 نگاه کنید تمام هدفشان رسیدن به قدرت به هر شیوه ممکن است زمانی برای بدست گرفتن قدرت سیاسی در سال 1360 از ابزار قدرت یعنی اسلحه استفاده کردند و جنگ مسلحانه اعلام کردند که بیشتر به یک عملیات انتحاری احمقانه می ماند و بهایش را مردم ایران دادند زمانی به حیطه قدرت صدام حسین رفتند و هزینه اش را مردم ایران دادند و حال به حیطه قدرت مقامات سابق آمریکایی خزیده اند که باز هم هزینه اش را باید شهروندان ایرانی بدهند ، و مجاهدین اینقدر قتل و کشتار کرده اند که ارزشی برای انسانیت و حقوق شهروندی و حقوق بشر قائل نیستند !.

ببینید اگر یک نفر به زندگی شرافتمندانه قانع نشد و بخاطر پولدار شدن خواست دزدی کند حاضر است تا پای مرگ پیش برود و این کار را ادامه بدهد . یک گروه بزهکار در سوئد است بنام « فرشتگان جهنم » این گروه هم در شهر گوتنبرگ دفتر علنی داشت و با گروه های بزهکار دیگر درگیر میشد و پلیس هم از همه فعالیت ها و شبکه آن اطلاع داشت ، خوب این سیستم و نگرش این کشورها به حل مسائل جامعه است و دلیل بر مشروعیت آن گروه بزهکار و فعالیت هایش نبود .

بنابر این ایجاد یک دفتر مشروعیتی برای مجاهدین نمی آورد بلکه مجاهدین را در چالش بزرگتری قرار میدهد که فردا افزون بر همه پرونده های جنایت و خیانتی که قبلا مرتکب شده اند به این یکی هم باید پاسخ بدهند که چرا با کسانی هم پیمان شده اند که هر روز یک لایحه تحریم بر علیه ایران صادر میکنند و بر تمام زندگی مردم ایران تاثیر گذاشته است و مردم ایران رنج بسیاری را متحمل میشوند و یا کسانی این دفتر و دستک را راه انداخته اند و برای مجاهدین لابی گری میکنند که آشکار و پنهان از جنگ و حمله نظامی به ایران سخن میگویند و دقیقا و دقیقا کسانی که این دفتر را افتتاح کرده اند هدفشان این است که در صورت بروز جنگ و تغییر نظام سیاسی در ایران منافع استراتژیک خودشان را در نظر بگیرند و چه کسی بهتر از مجاهدین که شرافت و جوهر انسانی ندارند و فقط میتوانند مزدور خوبی برای صاحبان قدرت و سرمایه باشند و آنچه برایشان اساسا اهمیت ندارد سرنوشت ایران و ایرانی و حرمت و ارزش های انسانی است!.

کبوتر با کبوتر ، باز با باز

شود قاتل با قاتل دمساز

من شخصا از فرد جنایتکاری مثل جان بولتن بیزارم بدون اینکه کینه ای از او و امثالهم داشته باشم دلیل اش بر همگان روشن است ایشان نماینده آمریکا و دولت بوش در سازمان ملل بود و حامی اصلی جنگ در عراق ، جنگی که مردم عراق را نابود کرد این شخص در کنار بوش و همین همراهان و بنیانگزاران دفتر فرقه مجاهدین با اسم مستعار شورا باعث درد و رنج بیکران مردم عراق و کودکان بیگناه عراقی شد و اگر عدالتی در سیستم قضایی آمریکا و یا دنیای معاصر وجود داشت باید بلادرنگ محاکمه میشد تا خوشگذرانی و آلترناتیو سازی برای مردم ایران ، و این خود ننگ دیگری است بر تاریخچه سراسر خیانت و جنایت مجاهدین و مریم عضدانلو و مسعود رجوی ، و فقط قاتلین و تروریست هایی مثل مجاهدین هستند که به طناب دار جان بولتن آویزان شده اند که نه تنها ریسمان نجات برای یک غریق نیست بلکه همان طناب داری است که مثل هم پیمانی با صدام حسین مجاهدین را هرچه بیشتر بی آبروتر میکند !.

وقتی در تبیعیدگاه مجاهدین و رجوی در رمادیه عراق بودم یک بار بدنم خارش گرفت و چند قرص دکتر برایم تجویز کرد با چه سختی فقط تعداد اگشت شمار قرص نامرغوب که مثل پودر بود گیر آوردم و من شاهد درد و رنج فراوان آن مردم بودم که با نوشتن ده ها کتاب نمیشود آن همه درد و رنج را به تصویر کشید و من قصد ندارم در این مطلب آنچه را جنایات مجاهدین علیه من و دیگران بود صحبت کنم اما چگونه میتوانم در قبال جان بولتن ها که صفت انسانی ندارند بلاجبار مجبور باشم و بگویم لعنت بر تو مریم عضدانلو و مسعود رجوی که درد و رنج مردم ایران برای شما اهمیتی ندارد و گر نه کسی اگر ذره ای شرافت داشته باشد با جان بولتن قاتل کودکان عراقی که در کنار بوش درد و رنج و مرگ برای مردم عراق آورد دمساز نمیشود مگر مثل شما قاتل باشد !.

چه کسی نمیداند که اگر اسم فرقه مجاهدین برای مقامات مسئول و آگاه آمریکایی و اروپایی دافعه نداشت که از وضعیت این فرقه در ارتباط با مردم ایران آگاه هستند این فرقه به هیچ وجه حاضر نمیشد از اسم دیگر خود به اسم شورای کذایی ملی مقاومت استفاده کند که تا خود را خوشنام جلوه دهد و مقامات این کشورها را بفریبد.

وقتی به سوئد آمدم آن موقع مجاهدین مثل دیگر کشورها در سوئد دفتر نمایندگی داشتند شماره تلفن شان را از یک ایرانی گرفتم تا با آنها صحبت کنم و مدارک قانونی من مثل شناسنامه و کارت معافی خدمت سربازی را که در ترکیه از من دزدی کرده بودند را به من بر گردانند چون در این کشور برای ثابت کردن هویت شخصی خود مثل همه شهروندان نیاز به مدارک شخصی خودم داشتم به دفتر مجاهدین زنگ زدم و پیام گیر جواب داد : « به دفتر رئیس جمهور مریم رجوی خوش آمدید » . میدانستم که اگر اسم خود را بگویم با من تماس نمی گیرند و با گذاشتن شماره تلفن خود تشکر کردم که با من تماس بگیرند ، چند روز بعد یک زن مجاهد تماس گرفت و درخواست مدارک خود را برایش توضیح دادم که تلفن من را قطع کرد و پس از آن انبوه تلفن های مزاحم و توهین آمیز شروع شد ، خوب حال خودتان قضاوت کنید تاسیس دفتر فرقه مجاهدین نه ربطی به مردم ایران دارد نه مبارزه سیاسی و نه راه و رسم دمکراسی !.

و در پایان بدون اینکه نیازی باشد به گفته های لابی های آمریکایی اففتاح کننده دفتر فرقه مجاهدین در واشنگتن بپردازم که میدانم هیچکس نه حوصله خواندن آن را دارد و نه به این لاف زدن ها و شعارها گوش میدهد و هر کس بیشتر از من بدان آگاه است از قول یک جامعه شناس و روانشناس مشهور ایرانی مقیم آمریکا ذکر کنم که در دوران جرج دبلیو بوش گفته بود : مگر رئیس جمهورشان چه میفهمد تا نمایندگانشان.

همانطور که در پی تاسف بار قتل شهروندان آمریکایی در ماراتون شهر بوستون ، پلیس آمریکا بزرگترین عملیات تاریخ خود را برای دستگیری مظنونین انجام داد ایکاش یک مقام آمریکایی شجاعت اخلاقی داشت و به مقامات سابق و لابی گر مجاهدین تذکر میداد اگر شرافت انسانی دارید لحظه ای به این بیندیشید که مجاهدین ده ها هزار نفر را بدون هیچ دادگاهی به قتل رسانده اند از سرباز ایرانی تا کرد عراقی ! ایکاش برای بسیاری شهروندان همه جوامع از نگاه آنان دارای ارزش مساوی و برابر بودند و …!.

هر وقت که زمزمه حمله نظامی و جنگ علیه ایران میشود تمام وجودم را غم فرا میگیرد و بغض گلویم را می فشرد و اشک از چشمانم جاری میشود آخر برای چه جنگ و کشتار ، و چرا و چگونه میشود شاهد قتل و جنایت بود و نه تنها این وجود انسانی را در قبال هموطنانم دارم بلکه نمیتوانم هیچ درد و رنجی را در این دنیا بپذیرم و میدانم شما انسانها این طور هستید و این گونه می اندیشید . به امید روزی که هیچکس در این جهان محزون و غمگین و دربدر و آواره نباشد مخصوصا کودکان عزیز این جهان .

پایان

همچنین:
از حریم خصوصی خود در قبال ترفند های جدید فرقه مجاهدین ( رجوی ) خائن دفاع کنید ! + گزارشی از چهارشنبه سوری
« مرگ یک دختر رضوان شهر » ی از استان گیلان در فرقه رجوی ( مجاهدین خلق جنایتکار)
حمله تروریستی اینترنتی فرقه مجاهدین بعد از روشنگری در رادیو همسفر