نفاق نقابدار – 40 سال پس از فاجعه هفتم تیر 1360

نفاق نقابدار – 40 سال پس از فاجعه هفتم تیر 1360

ابراهیم خدابنده نفاق نقابدار فاجعه هفتم تیرمرکز اسناد انقلاب اسلامی، سی و یکم ژوئیه 2021:… یکی از شعارهایی که سازمان با آنها نیرو جذب می‌کرد شعار «استقلال» بود. وابستگی در زمان شاه که مشخص بود. در زمان جمهوری اسلامی هم می‌گفتند نظام سرمایه‌داری را به رسمیت شناخته است و نمی‌تواند مستقل باشد. این تنها طبقه کارگری و محرومین هستند که می‌توانند حکومت مستقل تشکیل بدهند و با آمریکا مقابله کنند. بعدها خود رجوی گفت که ایران جزء معدود کشورهای مستقل در جهان است. این جمله خود رجوی است. وقتی به رجوی گفتند که چرا دیگر شعار «مرگ بر آمریکا» نمی‌دهید؟ پاسخ داد ما که با آمریکا جنگ نداشتیم؛ ما با شاه جنگ داشتیم. چون آمریکا از شاه حمایت می‌کرد با او جنگ می‌کردیم و الان که ‌امریکا مخالف جمهوری اسلامی است با آمریکا جنگی نداریم. نفاق نقابدار – 40 سال پس از فاجعه هفتم تیر 1360 

مسعود خدابنده - فاجعه هفتم تیر 1360 و مجاهدین خلق ایرانمجاهدین خلق ایران و هفتم تیر 1360

نفاق نقابدار – 40 سال پس از فاجعه هفتم تیر 1360

عضو اسبق سازمان مجاهدین خلق در نشست « نفاق نقابدار » مطرح کرد:

اسناد همکاری رجوی با ساواک موجود است/ اولین کسی که طرح ترور شهید بهشتی را داد تقی شهرام بود/ رجوی گفت جمهوری اسلامی جزء معدود کشورهای مستقل جهان است

عضو اسبق سازمان مجاهدین خلق گفت: در دی ماه 1357 شاپور بختیار به شاه پیشنهاد داد که سران سازمان مجاهدین خلق را از زندان آزاد کند. تحلیلش این بود که چون اینها آشکارا مخالف جریان امام و انقلاب هستند می‌توانند جلوی جریان انقلاب را ‌بگیرند. به همین دلیل همه مسئولین سازمان اعم از موسی خیابانی و مسعود رجوی در دی ماه 1357 از زندان آزاد شدند.

تاریخ انتشار: ۱۰:۵۷ – ۱۵ تير ۱۴۰۰ – 2021July 06

به گزارش پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی، نشست « نفاق نقابدار » با محوریت بررسی علل وقوع فاجعه هفت تیر 1360 با حضور ابراهیم خدابنده از اعضای جدا شده سازمان مجاهدین خلقدر محل سالن اجتماعات پژوهشکده مطالعات انقلاب اسلامی برگزار شد.

ابراهیم خدابنده که از سال 59 تا 82 عضو سازمان بود، سیر تاریخی تاسیس و فعالیت‌های این سازمان را بررسی کرد. وی در ابتدای این نشست درباره اهداف تاسیس سازمان مجاهدین خلق گفت: هدف از تاسیس سازمان به دست گرفتن انقلاب ضد شاه بود و بنیانگذاران قصد به دست گرفتن رهبری انقلاب ضد سلطنتی را داشتند.

ابراهیم خدابنده نفاق نقابدار فاجعه هفتم تیر

رجوی می‌گفت: «خمینی» حال نظام و «بهشتی» آینده نظام است؛ ما بین حال و آینده نظام، آینده نظام را مورد هدف قرار دادیم.

عضو اسبق سازمان مجاهدین خلق با اشاره به شکست‌های این سازمان یادآور شد: قبل از سال 1350 دوبار این سازمان با شکست مواجه شد. در آن زمان برای جلب نظر امام نماینده‌ای را به نجف نزد امام فرستادند که امام به دقت به صحبت‌های آنها گوش دادند و کتاب‌های آنها را مطالعه کردند و نهایتاً تحلیل امام این بود که این سازمان قبل از اینکه در خصوص اسلام تعقل داشته باشد، تمسک دارد و مشی مسلحانه این سازمان را هم رد کردند.

خدابنده ادامه داد: شرایط آن زمان حکم می‌کرد که امام از سازمان به دلیل اینکه دشمن رژیم بود حمایت کند ولی چون امام متکی به اصول بودند این کار را نکردند.

وی با اشاره به اعدام بنیانگذاران سازمان در دهه 50 که ضربه‌ای مهلک به این تشکیلات بود افزود: در سال 1350 سازمان با شکست مواجه شد و بسیاری از سران آن اعدام شدند.

ابراهیم خدابنده نفاق نقابدار فاجعه هفتم تیر

خدابنده به همکاری مسعود رجوی با ساواک در همان سال‌ها نیز اشاره کرد و گفت: به جز مسعود رجوی که همکاری موثری با ساواک داشت و اسناد آن هم موجود است، تقریبا اکثر سران سازمان اعدام شدند.

وی درباره قدرت گرفتن تقی شهرام و تغییر ایدئولوژی سازمان گفت: در سال 1354 با کشته شدن رضا رضایی رهبری سازمان به دست تقی شهرام افتاد. جالب است بدانید اولین کسی که طرح ترور شهید بهشتی را داد تقی شهرام بود. ‌شهرام به این نتیجه رسیده بود که دیگر اسلام کارایی ندارد و دنیا بر مدار مارکسیسم می‌چرخد. از این رو در پاییز 1354 اعلام کرد که سازمان تغییر ایدئولوژی داده است.

به جز مسعود رجوی که همکاری موثری با ساواک داشت و اسناد آن هم موجود است، تقریبا اکثر سران سازمان اعدام شدند.

ترورهای سال 60 . ناگفته های لطف الله میثمی و بهزاد نبوی

خدابنده ادامه داد: در دی ماه 1357 شاپور بختیار به شاه پیشنهاد داد که سران سازمان مجاهدین خلق را از زندان آزاد کند. تحلیلش این بود که چون اینها آشکارا مخالف جریان امام و انقلاب هستند می‌توانند جلوی جریان انقلاب را ‌بگیرند. به همین دلیل همه مسئولین سازمان اعم از موسی خیابانی و مسعود رجوی در دی ماه 1357 از زندان آزاد شدند.

عضو جدا شده سازمان مجاهدین خلق گفت: در جلساتی که با مسعود رجوی داشتیم خود او اعتراف کرد که ما یارای ایستادن در مقابل نیروهای انقلاب و طرفداران امام را نداشتیم؛ به همین دلیل مجبور بودیم با آنها همراه باشیم و در کنار مردم شعار بدهیم؛ ولی این را هم می‌دانستیم که روزی مقابل همین انقلاب قرار خواهیم گرفت.

مسعود رجوی بر این عقیده بود که خود را یک جریان سیاسی همراه معرفی کند و به جمع آوری سلاح و قدرتمند کردن خود بپردازد تا یکباره نظام را غافل‌گیر کند.

وی افزود: مسعود رجوی بعد از پیروزی انقلاب به دنبال همین باور حرکت‌هایی را انجام داد. یکی از مسائلی که رجوی همیشه از آن شاکی بود ترورهای فرقان بود. او می‌گفت این به ضرر ماست چون جمهوری اسلامی را هشیار می‌کند. مسعود رجوی بر این عقیده بود که خود را یک جریان سیاسی همراه معرفی کند و به جمع آوری سلاح و قدرتمند کردن خود بپردازد تا یکباره نظام را غافل‌گیر کند به شکلی که جمهوری اسلامی یارای بازسازی نداشته باشد و ساقط شود. اتفاق دیگری که مسعود رجوی را عصبی کرد و خیلی حسرت آن را می‌خورد حادثه تروریستی شش تیر بود که در آن روز گروه فرقان اقدام به ترور آیت‌الله خامنه‌ای کرد. رجوی حسرت می‌خورد چرا که این عملیات موجب شد تا آقای خامنه‌ای در جلسه هفت تیر حضور نداشته باشد.

هفت تیر، انفجار خشم خلق یا پایه ریزی تروریزم در خاورمیانه!؟

خدابنده با اشاره به جلسات خود با سرکرده منافقین و خیانت سازمان در دوران جنگ تحمیلی تصریح کرد: رجوی در جلساتی که داشتیم می‌گفت: پیش از حمله رژیم بعث دوبار مخفیانه به پاریس سفر کرده و از طریق فرانسوی‌ها با صدام حسین ارتباط گرفته و تصمیم گرفتند صدام از خارج و مسعود رجوی از داخل کار نظام جمهوری اسلامی نوپا را یکسره کنند.

این عضو جدا شده منافقین تصریح کرد: مسعود رجوی در صحبت‌های خود می‌گفت: بعد از انقلاب بسیاری از افراد به دنبال کار سیاسی و تشکیل حزب رفتند ولی ما به دنبال تجهیز خود و فرستادن نفوذی در دستگاه‌ها برای برچیدن نظام جمهوری اسلامی بودیم. در بعضی نهادها توانستیم نفوذ کنیم و تاثیرگذار باشیم – مانند دفتر بنی صدر – و هرجا نتوانستیم تاثیرگذار باشیم، آنجا را منفجر کردیم – مثل دفتر حزب جمهوری و دفتر نخست‌وزیری-. البته این نفوذی‌ها لزوما به این شکل نبود که عضو سازمان را به دستگاه‌ها بفرستند، بلکه معمولاً افرادی که در دستگاه مشغول بودند را جذب سازمان می‌کردند.

خدابنده در پاسخ به این سوال که چرا سازمان بین انفجار بیت امام و حزب جمهوری، حزب را انتخاب کرد؟ گفت: سازمان همزمان نمی‌توانست این دو کار را انجام دهد چون شرایطش را نداشتند. تحلیل رجوی از اینکه حزب را انتخاب کرد این بود که می‌گفت «خمینی» حال نظام و «بهشتی» آینده نظام است؛ ما بین حال و آینده نظام، آینده نظام را مورد هدف قرار دادیم.

عضو جدا شده مجاهدین خلق با اشاره به «نفاق» منافقین گفت: وقتی در بخش روابط بین‌الملل سازمان فعالیت می‌کردم، با هر کس ملاقات داشتیم خود را با او منطبق می‌کردیم. مثلا اگر کسی از طرفداران حماس بود از این گروه تعریف می‌کردیم یا اگر طرف مقابل اسرائیلی بود، شروع به تعریف و تمجید از اسرائیل می‌نمودیم.

ابراهیم خدابنده نفاق نقابدار فاجعه هفتم تیر

او ادامه داد: سازمان مجاهدین خلق یک فرقه است و بر روی ذهن کار می‌کند و ایدئولوژی ندارد. در جایی خواندم که آیت‌الله منتظری در مورد سازمان گفته‌اند که اینها یک سری تفکرند. در صورتی که این چنین نیست. سازمان مجاهدین خلق یک سری تفکر نیست بلکه یک دستگاه مافیایی است که ایدئولوژی ندارد و به جای آن متدولوژی دارد؛ یعنی مغزشویی می‌کند. یک عضو سازمان را شما بیاورید و به او بگویید ده دقیقه درمورد ایدئولوژی سازمان صحبت کند؛ هرگز نمی‌تواند صحبت کند! چون سازمان اصلا ایدئولوژی ندارد.

واکاوی حادثه 7 تیر : ابراهیم خدابنده

خدابنده افزود: مریم رجوی می‌گفت: مجاهد خلق کسی است که اولا تمایلات مسعود را خوب بشناسد و ثانیا به تمایلات مسعود خوب عمل کند. این تمام تعریف مریم از مجاهدین خلق بود. تمام فرقه‌ها بدین صورت عمل می‌کنند.

وی خاطرنشان کرد: یکی از شعارهایی که سازمان با آنها نیرو جذب می‌کرد شعار «استقلال» بود. وابستگی در زمان شاه که مشخص بود. در زمان جمهوری اسلامی هم می‌گفتند نظام سرمایه‌داری را به رسمیت شناخته است و نمی‌تواند مستقل باشد. این تنها طبقه کارگری و محرومین هستند که می‌توانند حکومت مستقل تشکیل بدهند و با آمریکا مقابله کنند. بعدها خود رجوی گفت که ایران جزء معدود کشورهای مستقل در جهان است. این جمله خود رجوی است. وقتی به رجوی گفتند که چرا دیگر شعار «مرگ بر آمریکا» نمی‌دهید؟ پاسخ داد ما که با آمریکا جنگ نداشتیم؛ ما با شاه جنگ داشتیم. چون آمریکا از شاه حمایت می‌کرد با او جنگ می‌کردیم و الان که ‌امریکا مخالف جمهوری اسلامی است با آمریکا جنگی نداریم. الان که جمهوری اسلامی به آمریکا وابسته نیست پس از معدود کشورهای مستقل جهان است.

وی تصریح کرد: سازمانی که ادعای ضد امپریالیستی داشت. امروز در جلسات جان مک کین شرکت می‌کند و به افتخار پرچم امریکا می‌ایستد و کف می‌زند.

خدابنده با اشاره به یکی از سخنرانی‌های بنی‌صدر گفت: بنی‌صدر قبل از انقلاب در پاریس سخنرانی داشت؛ من هم در آن سخنرانی حضور داشتم. او در آن سخنرانی گفت: شعار «استقلال آزادی جمهوری اسلامی» هیچ‌وقت محقق نخواهد شد. ما هر کاری کنیم نمی‌توانیم وابستگی‌مان به آمریکا را قطع نماییم. باید به سمت آمریکا حرکت کنیم. بنی‌صدر می‌گفت: کشوری که می‌خواهد مستقل باشد باید 150 میلیون نفر جمعیت داشته باشد. باید جمعیتش عمدتا باسواد باشند. باید صنعتی باشد و به دانش روز مسلط باشد و در صنایع نظامی مستقل باشد. در صورتی که جمعیت آن روز ایران سی میلیون بود و هفتاد در صد جعیت بی‌سواد بودند. ایران هیچ کدام از این شرایط را نداشت. استقلال ایران واقعا معجزه بود.

هنگام بازجویی به بازجو گفتم: پوست و گوشت و استخوان من با رجوی عجین است. حسرت اطلاعات را به دلتان خواهم گذاشت پس بجنگ تا بجنگیم! اما بازجو با ما برخورد خوبی داشت به گونه‌ای که ما یادمان رفته بود بین ما و جمهوری اسلامی یک دنیا فاصله است

ابراهیم خدابنده درباره چگونگی جدایی‌اش از سازمان هم گفت: یک اتفاق در زندگی من افتاد که احساس می‌کنم بخاطر دعای مادرم بود که این اتفاق برای من افتاد. سال هشتاد و دو که آمریکا به عراق حمله کرد ما را برای ماموریتی به سوریه فرستادند. در سوریه بعنوان تاجر ایرانی حضور داشتیم. سازمان آن زمان در سوریه تشکیلاتی داشت که دولت سوریه از آن بی‌خبر بود. تشکیلات سازمان حتی با وزیر بازرگانی سوریه نیز رابطه نزدیکی داشتند. آنها فکر می‌کردند که این تشکیلات تجار ایرانی هستند. من به همراه یکی از دوستانم داشتیم از سوریه به سمت عراق دو میلیون دلار انتقال می‌دادیم که در مرز بوکمال توسط دولت سوریه دستگیر شدیم. ما را به هنگ سیاسی در دمشق انتقال دادند. پاسپورت‌های ما انگلیسی بود. سفیر انگلیس را هم احضار کردند. سرانجام ما را تحویل جمهوری اسلامی دادند.

چرا کسی در غرب معمای قتل محمد رضا کلاهی را از مریم رجوی سوال نمی کند؟

وی ادامه داد: روز 13 خرداد 82 ما را به اوین انتقال دادند. هنگام بازجویی به بازجو گفتم: پوست و گوشت و استخوان من با رجوی عجین است. حسرت اطلاعات را به دلتان خواهم گذاشت پس بجنگ تا بجنگیم! اما بازجو با ما برخورد خوبی داشت به گونه‌ای که ما یادمان رفته بود بین ما و جمهوری اسلامی یک دنیا فاصله است و قاضی پرونده ما هم قاضی صلواتی بود.

لینک به منبع

نفاق نقابدار – 40 سال پس از فاجعه هفتم تیر 1360 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/انتخابات-ریاست-جمهوری-ایران/

انتخابات ریاست جمهوری ایران و خاطره ای از دوم خرداد 1376

ابراهیم خدابنده - انتخابات ریاست جمهوری ایران ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، تهران، سوم ژوئن 2021:… انتخابات در 2 خرداد 1376 برگزار شد و شمارش آراء انجام گردید. محمد خاتمی با کسب بیش از 20 میلیون رأی و نزدیک به 70 درصد آراء شرکت کنندگان در انتخابات به ریاست جمهوری ایران برگزیده شد. البته این اولین بار و آخرین باری نبود که پیش بینی امثال رجوی غلط از آب بیرون می آمد. من بعدها مسئولی که مرا برای میزگرد مربوطه دعوت کرده بود ملاقات کردم، می گفت: “پیش بینی نتیجه انتخابات در ایران واقعاً کار ساده ای نیست.” انتخابات ریاست جمهوری ایران و خاطره ای از دوم خرداد 1376 

ابراهیم خدابنده - انتخابات ریاست جمهوری ایران فعال شدن مجاهدین – گزارش سلسله سمینارها در یزد

انتخابات ریاست جمهوری ایران و خاطره ای از دوم خرداد 1376 

ابراهیم خدابنده گردهمایی سراسری انجمن نجات

 آقای ابراهیم خدابنده مدیرعامل انجمن نجات

انجمن نجات مرکز تهراندوشنبه 10 خرداد 1400

ابراهیم خدابنده هستم. مدت 23 سال عضو تمام وقت سازمان مجاهدین خلق در خارج از ایران بودم. فعالیت هایم عمدتاً در بخش روابط بین الملل سازمان بود. تجربه ای از انتخابات ریاست جمهوری در ایران دارم که تصمیم گرفتم با توجه به شرایط فعلی بازگو نمایم.

نزدیک انتخابات ریاست جمهوری 2 خرداد سال 1376 در ایران بود. رسانه های بین المللی پوشش بالایی به این انتخابات داده بودند و همه جا صحبت از پیش بینی نتیجه انتخابات بود. رسانه های مختلف مدام با دفتر مجاهدین خلق در لندن که من در آن مشغول به کار بودم تماس گرفته و در خصوص نتیجه انتخابات سؤال می کردند.

در این بین شبکه تلویزیونی انگلیسی اسکای نیوز Sky News درخواست کرد تا یک نفر از مجاهدین خلق در برنامه زنده یک میزگرد در خصوص انتخابات ریاست جمهوری در ایران شرکت کند که قرار شد من در این میزگرد از جانب به اصطلاح شورای ملی مقاومت شرکت کنم. روز برنامه یک خودرو به دفتر ما فرستادند تا مرا به استودیوی اسکای نیوز ببرد.

رقابت اصلی در انتخابات بین سید محمد خاتمی و علی اکبر ناطق نوری بود. خاتمی فرد چندان شناخته شده ای در آن زمان نبود و صرفاً سابقه ای در حد یک دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشت و البته نماینده جریان اصلاح طلب بود. ناطق نوری که چندین دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی و وزارت کشور و ریاست مجلس شورای اسلامی و ریاست دفتر بازرسی ولایت فقیه را در سوابق خود داشت و شناخته شده تر بود به نوعی نماینده جریان اصولگرا محسوب می شد.

تحلیل هایی که در داخل سازمان می شد، حتی سخنرانی هایی که شخص مسعود رجوی در این خصوص انجام می داد و نوارهایش به دست ما می رسید، تماماً بر این پیش بینی استوار بود که ناطق نوری پیروز میدان خواهد بود و او را باید از حالا رئیس جمهور آینده ایران دانست.

قبل از حضور در شبکه تلویزیونی اسکای نیوز من از طریق تلفن توسط محمدعلی جابرزاده انصاری (قاسم) نسبت به این که چه بگویم توجیه شدم. حرف سازمان که قرار بود من در آن برنامه بازگو کنم به طور خلاصه این بود که قطعاً و یقیناً ناطق نوری در انتخابات پیروز خواهد شد چرا که نظر ولی فقیه ایران بر این است.

تحلیلی که آن روز من در آن میزگرد به نمایندگی از شورای ملی مقاومت براساس توجیهات انجام شده ارائه دادم این بود که در واقع ناطق نوری کاندیدای ولی فقیه و فرد مورد نظر او می باشد و محال است که اجازه داده شود که خاتمی که ساز مخالف می زند در انتخابات پیروز شود.

دیگر شرکت کنندگان در آن میزگرد که همه کارشناسان عالی رتبه و شناخته شده مسائل خاورمیانه و ایران بودند کم یا بیش با نظر من موافق بودند اگرچه به اندازه من قاطعیت به خرج نمی دادند و اصرار نمی ورزیدند.

انتخابات در 2 خرداد 1376 برگزار شد و شمارش آراء انجام گردید. محمد خاتمی با کسب بیش از 20 میلیون رأی و نزدیک به 70 درصد آراء شرکت کنندگان در انتخابات به ریاست جمهوری ایران برگزیده شد. البته این اولین بار و آخرین باری نبود که پیش بینی امثال رجوی غلط از آب بیرون می آمد.

من بعدها مسئولی که مرا برای میزگرد مربوطه دعوت کرده بود ملاقات کردم، می گفت: “پیش بینی نتیجه انتخابات در ایران واقعاً کار ساده ای نیست.”

لینک به منبع

لینک به منبع در ایسنا 

انتخابات ریاست جمهوری ایران و خاطره ای از دوم خرداد 1376 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/فیس-بوک-و-ظرفیت-یکان-سایبری-فرقه-رجوی/

فیس بوک صرفاً یک درصد از ظرفیت یکان سایبری فرقه رجوی را بسته است 

یکان سایبری فرقه رجویابراهیم خدابنده، انجمن نجات، تهران، دهم آوریل 2021:… حالا پس از سال ها افشاگری، تازه حذف حدود 300 حساب کاربری جعلی سازمان مجاهدین خلق توسط شبکه اجتماعی فیس بوک، که این حساب ها تماماً از مقر این سازمان در آلبانی هدایت می شوند، فقط یک درصد از میزان کل این نوع حساب ها را در برمی گیرد. سال گذشته، در 22 آوریل 2020، شبکه اینترسپت The Intercept در مورد یک هویت جعلی تولید شده توسط مجاهدین خلق در آلبانی به نام “حشمت علوی” گزارش داد که اطلاعات غلط منتشر شده به نام وی توسط دونالد ترامپ و همچنین مایک پمپئو علیه ایران مورد استناد قرار گرفت. فیس بوک صرفاً یک درصد از ظرفیت یکان سایبری فرقه رجوی را بسته است  

یکان سایبری فرقه رجویMojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

فیس بوک صرفاً یک درصد از ظرفیت یکان سایبری فرقه رجوی را بسته است 

انجمن نجات مرکز تهران شنبه 21 فروردین 1400

لینک به متن انگلیسی

خبرگزاری آسوشییتدپرس Associated Press در تاریخ 7 آوریل 2021 گزارش داد که ظاهراً شبکه اجتماعی فیس بوک حدود 300 حساب کاربری جعلی مرتبط با مجاهدین خلق را که از آلبانی اداره می شوند، حذف کرده است.

این خبر به طور گسترده در رسانه های مختلف بین المللی منعکس شده است. پیروان این فرقه مخرب کنترل ذهن، که در حقیقت برده های نوین هستند، مانند ربات، بر اساس یک برنامه روزانه مشخص، درگیر تولید و انتشار شایعات و ارسال اطلاعات غلط از حساب های مختلف علیه منافع ملی مردم ایران می باشند.

ia.

Link to the detailed report by Facebook (PDF)

ابراهیم خدابنده

اقای ابراهیم خدابنده، مدیر عامل انجمن نجات

با این حال، لازم به ذکر است که طبق اطلاعات به دست آمده از تعداد زیادی از اعضای سابق فرقه رجوی در آلبانی، که در چند سال گذشته در رسانه های بین المللی نیز مطرح شده است، یکان سایبری مجاهدین خلق یا همان مزرعه ترول troll farm فرقه رجوی در این کشور مشتمل بر تقریباً 1500 نفر است که هرکدام با حدود 20 حساب کاربری جعلی (جمعا 30 هزار حساب) در فضای مجازی آرامش و امنیت جامعه ایران را هدف قرار داده اند.

حالا پس از سال ها افشاگری، تازه حذف حدود 300 حساب کاربری جعلی سازمان مجاهدین خلق توسط شبکه اجتماعی فیس بوک، که این حساب ها تماماً از مقر این سازمان در آلبانی هدایت می شوند، فقط یک درصد از میزان کل این نوع حساب ها را در برمی گیرد.

یکان سایبری (مزرعه ترول) مجاهدین خلق در آلبانی

یکان سایبری (مزرعه ترول) مجاهدین خلق در آلبانی

سال گذشته، در 22 آوریل 2020، شبکه اینترسپت The Intercept در مورد یک هویت جعلی تولید شده توسط مجاهدین خلق در آلبانی به نام “حشمت علوی” گزارش داد که اطلاعات غلط منتشر شده به نام وی توسط دونالد ترامپ و همچنین مایک پمپئو علیه ایران مورد استناد قرار گرفت.

اینترسپت همچنین در مقاله ای در تاریخ 9 ژوئن 2019 به نقل از جداشدگانی که در مدیریت این گونه حساب ها شرکت داشتند گزارش داد که حشمت علوی یک هویت ساختگی است که توسط تیمی از اعضای مجاهدین خلق مستقر در مقر این گروه در آلبانی مورد استفاده قرار می گیرد.

این مقاله می گوید:

“مطالب حشمت علوی ترکیبی از انتقاد به سیاست ایران و انتقاد به سیاست ایالات متحده (در زمان اوباما) و حمایت آشکار از مجاهدین خلق است. مقالات وی در رسانه های Daily Caller، The Hill و سایر رسانه ها و به میزان بیشتر در Forbes ارائه می شود که ترکیبی از مخالفت با رژیم ایران و ستایش مجاهدین خلق می باشد. اگرچه معروف است که مجاهدین خلق در بین ایرانیان بسیار منفور هستند، اما علوی در مقاله خود در سال 2017 در Caller Daily از این گروه به عنوان “اصلی ترین گروه مخالف ایران” نام برد.

شبکه تلویزیونی الجزیرهAljazeera ، در 15 ژوئن 2019 در گزارشی با عنوان “مباحثه آمریکا و ایران: نویسندگان جعلی و ترولینگ trolling با بودجه دولتی” عنوان نمود:

“در حالی که دولت ترامپ به سخنان فریبکارانه خود درباره ایران ادامه می دهد، ما باید بررسی کنیم که چگونه این داستان ها ساخته می شوند و توسط چه کسانی منتشر می گردند: کاخ سفید یک بار از حشمت علوی به عنوان مفسر معتبر ایران نام برد. شرم آور این که او وجود خارجی ندارد. به نظر می رسد او یک شخصیت ساختگی است که گفته می شود توسط مجاهدین خلق، یک گروه مخالف دولت ایران و مورد حمایت واشنگتن، ایجاد شده است.



در این رابطه شبکه آمریکن کانسرواتیو Conservative The American در مقاله ای طولانی با عنوان “یکی دیگر از نظریه پردازان ستون نویس که جنگ با ایران را تبلیغ می کند و در واقع وجود خارجی ندارد” در تاریخ 2 سپتامبر سال 2020 در مورد این موضوع تأکید کرد که:

“لیست تاکتیک های نشر اطلاعات غیر واقعی مجاهدین خلق همچنین شامل سایت های جعلی آنلاین که در حال حاضر حذف شده اند مانند PersiaNow و ArabEye و سایت های سؤال برانگیزی مانند IranFocus است که قبلاً به نام سخنگوی شورای ملی مقاومت ثبت شده بود و اکنون به صورت ناشناس اداره می شود.”

“کارزار نفوذ سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت در فیس بوک در سال گذشته توسط لاچلان مارکی Lachlan Markey در دیلی بیست Daily Beast افشا شد. مارکی توضیح داد که چگونه سهیلا علیقلی مایل زاده، لابی گر شورای ملی مقاومت، به عنوان بخشی از کارزار تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی ایالات متحده به نفع مجاهدین خلق جهت مداخله نظامی در ایران، به ارائه تبلیغات پولی در فیس بوک مبادرت ورزیده است که به 500 هزار تا 1.4 میلیون کاربر دسترسی دارد.

“لیست جعلیات صریح اخیر در حوزه تجزیه و تحلیل سیاست خارجی قابل توجه است: ظاهراً یک شخصیت اماراتی ساختگی به نام رافائل بادانی Raphael Badani به عروسک های خیمه شب بازی مجاهدین خلق اضافه شده است. همچون حشمت علوی، که برای اولین بار توسط اینترسپت افشا شد، و همچنین الیور تیلور Oliver Taylor، فعال جعلی عمیقاً ضد فلسطینی، که مطالب آن ها در نشریات بسیار معتبر در ایالات متحده و اسرائیل درج گردید.”

شبکه آمریکن کانسرواتیو همچنین در تاریخ 6 ژانویه 2021 در مقاله ای با عنوان “مردود شناختن همیشگی سیاست تغییر رژیم ایران” نوشت:

“دولت ایالات متحده کشورهای مورد نظر را فهم نمی کند، این دولت به اطلاعات بدی متکی است که غالباً توسط افراد تبعیدی و فعالانی که خود شیرینی می کنند به دولت ارائه می شود، و در هر صورت نمی داند که چگونه می توان رابطه دولت و نهاد سازی را در چنین مقیاسی انجام داد. دهه های متمادی ایالات متحده منابع عظیمی را صرف برخی از این سیاست ها کرده است، بنابراین خنده آور است اگر فکر کنیم که مشکل اینست که منابع کافی در دسترس نیست. مواردی وجود دارد که به سادگی فراتر از توان دولت ما است. پاسخ این نیست که تغییر رژیم با قیمت ارزان انجام شود، همانطور که ایالات متحده در لیبی تلاش کرد، بلکه مردود شناختن همیشگی سیاست تغییر رژیم مطرح است.”

روزنامه انگلیسی ایندیپندنت The Independent در 11 ژوئن 2019 با عنوان “دروازه حشمت علوی” (ترامپ و مجاهدین خلق) نوشت:
“شخصیتی به اسم حشمت علوی حضور پررنگی در توییتر داشت و روزنامه نگاران، دانشگاهیان و فعالان ایرانی که منتقد سازمان مجاهدین خلق، یک گروه چریکی مسلح در آلبانی، بودند را آزار و اذیت می کرد. هیچ ارتباط مشخصی بین برنامه ایران دیسینفو Iran Disinfo programme و شخصیت جعلی وی وجود ندارد. ولی حداقل در یک مورد نظرات وی توسط دولت ترامپ به عنوان اثبات عدم کارآیی توافق هسته ای دوران اوباما ذکر شد. برخی از مقالات مجاهدین خلق نیز توسط سرویس فارسی زبان صدای آمریکا که با حمایت مالی دولت ایالات متحده اداره می شود جهت پخش انتخاب شده اند.”

ابراهیم خدابنده

لینک به منبع

(پایان)

فیس بوک صرفاً یک درصد از ظرفیت یکان سایبری فرقه رجوی را بسته است 

***

EU Commissioner Ylva Johansson Ebrahim KhodabandehEU Commissioner Ylva Johansson Asked To Look Into The MEK Problem In Albania

Lucrative MEK Fake Accounts Interfering In American PoliticsLucrative MEK Fake Accounts Interfering In American Politics

همچنین: