نفیسه بادامچی پزشک یا شکنجه گر؟

نفیسه بادامچی پزشک یا شکنجه گر؟

نفیسه بادامچی شکنج گرحامد صرافپور، صفحه فیسبوک، سی ام اکتبر 2014: …  نفیسه بادامچی یک از پزشکان ارتش به اصطلاح آزادیبخش رجوی بود و او را از سال 1370 می شناسم. آن زمان هنوز خشن و “شکنجه گر” نشده بود… بعد از فرار تعدادی از اعضای پیشین شورای رهبری مجاهدین از اشرف متوجه شدم که این زن در مثله کردن بسیاری از زنان مجاهد به بهانه های مختلف دست داشته و در بیرون آوردن رحم و تخمدان این زنان “به …

(کدام یک از این گروگانها قربانی بعدی در خاک عراق خواهد بود؟)

The Life of Camp Ashraf,

لینک به منبع (صفحه فیسبوک)

پزشک یا شکنجه گر؟

نفیسه بادامچی شکنج گر

نفیسه بادامچی یک از پزشکان ارتش به اصطلاح آزادیبخش رجوی بود و او را از سال 1370 می شناسم. آن زمان هنوز خشن و “شکنجه گر” نشده بود…

بعد از فرار تعدادی از اعضای پیشین شورای رهبری مجاهدین از اشرف متوجه شدم که این زن در مثله کردن بسیاری از زنان مجاهد به بهانه های مختلف دست داشته و در بیرون آوردن رحم و تخمدان این زنان “به دستور مریم قجرعضدانلو” نقش کلیدی ایفا می کرده است.

این رخداد مرا به یاد خاطره ای از این خانم انداخت وقتی که در سال 1378 به دلیل بیماری دیسک کمر که ناشی از کارهای سخت اجباری آن زمان بود، در بیمارستان طباطبایی مجاهدین “واقع در بغداد” بستری شده بودم:

این خانم دکتر مسئولیت یک بخش از همان بیمارستان را برعهده داشت… بلافاصله بعد از اینکه عمل دیسک من در بیمارستان خصوصی بغداد پایان یافت، دوباره به بیمارستان طباطبایی منتقل شدم که در آنجا به مدت یکماه تحت مراقب باشم… نفیسه بادامچی که احتمالاً از همان ایام مثله کردن زنان را استارت زده بود دیگر آن مهربانی سابق را نداشت، زنی خشن و بی رحم شده بود که اولین ضربه را بعد از عمل به من وارد آورد، به این ترتیب که دستور داد از شب دوم حضورم در بیمارستان به نشست عملیات جاری که خودش در اتاق دیگر برگزار می کرد بروم و فکت نویسی کنم و زیر ضرب توهین و افترا قرار گیرم!

من که از این دستور شوکه شده بودم چاره ای جز حضور در نشست را نداشتم و ناگزیر به شرکت در آن شدم اما با توجه به اینکه کمرم را عمل کرده بودم و هنوز ده روز به کشیدن آن باقی مانده بود، قادر به نشستن روی صندلی نبودم و در این نشست سرپا ایستادم… ایستادن برای کسی که کمر خود را چند روز قبل عمل کرده باشد به مدت طولانی بسیار خطرناک است و دکتر جراح هم تأکید کرده بود که فقط در روز چند بار و هربار به مدت چند دقیقه قدم بزنم و بعد استراحت کنم، اما این خانم که درس خشونت را از مریم قجر یاد گرفته بود، با اینکه به عنوان یک پزشک می دانست که اینکار برای من ممنوع است با چشمانی نفرت بار به من نگاه می کرد… لحظاتی گذشت و کم کم متوجه شدم که از شدت درد دچار سرگیجه و ضعف شده ام به طوری که بعد از نیم ساعت تحمل از دستم خارج شد و به وی گفتم که دارم بر زمین می افتم. وی اجازه داد به اتاق برگردم و استراحت کنم ولی به مدت یکروز تمام درد و ضعف شدیدی مرا در برگرفته بود.

وقتی توانستم کمی به حالت نرمال برگردم گزارشی در این رابطه نوشته و به خانم دیگری که از قدیم مرا می شناخت و از مسئولین همان بیمارستان بود نوشتم. وی “خواهر مینو” همسر سابق یکی از نمایشنامه نویس های مجاهد (حسین فرشید=پویا) بود که بعد از جریان طلاقهای اجباری نتوانست این وضعیت را تحمل کند و همسر و دو دختر خود را در عراق رها نمود و به اروپا سفر کرد و هم اکنون نیز از مدافعان فرقه رجوی است… به هرحال “مینو” زنی فهمیده و مهربان بود که گذر زمان نتوانسته بود وی را تغییر حالت دهد و چون از زمان قدیم با وی و همسر و دخترانش رابطه ای صمیمی داشتم، خیلی زود مسئله را پیگیری کرد و اجازه نداد نفیسه بادامچی مرا وادار به حضور در اینگونه نشستها کند.

این خاطره بسیار تلخ از نفیسه بادامچی بود که فراموش شدنی نیست. اما شگفت اینکه مسعود رجوی از بیماران بستری در بیمارستان هم نمی گذشت و آنان را وادار می کرد که در نشستهای سرکوب موسوم به “عملیات جاری” شرکت کنند و در هنگام بستری بودن و درد کشیدن هم خود را مورد نقد قرار دهند که به فلان مسئله فکر کرده و یا از فلان موضوع ناراحت و منتقد بوده اند.

و این دستگاه بشدت ضد انسانی سران فرقه رجوی بود که از نفیسه ها و نریمان ها که به زعم خود برای محو استثمار و استبداد به فرقه مجاهدین پیوسته بودند، شکنجه گر و سرکوبگر می ساخت.

حامد صرافپور

***

Comrades in Arms – Sexual abuse by Massoud and Maryam Rajavi


http://youtu.be/jpDUMaIntS8?list=UU0l93Nsn8szy9D4G7mhvfEQ

قربانیان رجوی پاریساین عکس کسانی است که به دستور مریم رجوی خود را ناقص کردند

همچنین:

انتخاب “شورای مرکزی” بازی جدید مریم رجوی برای سرگرم کردن ساکنان لیبرتی

زهره اخیانی شکنجه گر رجویحامد صرافپور، بیستم اکتبر 2014: … این بازی جدید در حالی است که اوضاع عراق روز به روز وخیم تر شده و تروریست های تکفیری داعش و حزب بعث با کمک اربابان عربی-غربی و عثمانی خود هر از گاهی به نزدیکی بغداد رسیده و بعد از مقاومت نیروهای عراقی عقب نشینی می

ازدواج فرخنده خانم زهرا سادات میرباقری و آقای حامد صرافپور مبارک باد

صرافپور میرباقری 2نقل از صفحه فیسبوک آقای حامد صرافپور، چهاردهم اکتبر 2014: … با توجه به آنچه گفته شد، من و زهرا تصمیم گرفته ایم برای ادامه تلاش های خود و برای زندگی کردن، ایران را برگزینیم. لذا هر دو آگاهانه از امتیازات موجود در اروپا دست کشیده و در ایران زندگی خواهیم کر�

گرمازدگی ساکنان لیبرتی، یا بهانه های مریم رجوی برای بازی های جدید سیاسی؟

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، بیست و هفتم اوت 2014:… خانم مریم رجوی، یادتان هست که مسعود رجوی از قول چگوآرا و لنین به ما درس “شرم کردن” می داد و می گفت: “شرم یک احساس انقلابی است”؟ حالا به شما می گویم که لطفاً کمی شرم کنید! هرچند که در دستگاه شما شرم مفهومی ندارد. کسی که دوستانش افرادی چون نتانیاهو، جان بولتون، جان مک کی

جشن «ترور»، و همبستگی با «آمران و حامیان» کشتار مردم سردشت و حلبچه (نمایش مریم رجوی در ویلپنت)

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، اول ژوئیه 2014: …روز جمعه ششم تیرماه 1393 مصادف با 27 ژوئن 2014، گردهمایی نه چندان گسترده ای در ویلپنت (حومه پاریس) با حضور چند ده تن از جنگ افروزان غربی، تروریست های حامی داعش و حزب بعث، و چند هزار پناهجو و بی خانمان اجیر شده آفریقایی، عرب، اروپایی و تعدادی از هواداران سازمان مجاهدین (فرقه ر