نقدی بر کتاب “بی تبر مردگان این جنگل” نوشته مهدی خوشحال

نقدی بر کتاب “بی تبر مردگان این جنگل” نوشته مهدی خوشحال

کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و چهارم ژانویه 2019:… ذات بد و خوب وجود ندارد. بلکه این زمانه و جامعه است که به ما یاد می دهد که چه روشی برای زندگی و ارتباط با جامعه انتخاب کنیم. جامعه ایرانی ها در خارج از ایران، یک فاجعه است. کمتر کسی پیدا می شود که قصد کمک به دیگران را بدون چشم داشت داشته باشد. دروغ گفتن و دزدی کردن و کلاه برداری و سوء استفاده کردن از انواع …  

بتی تبر مردگان مهدی خوشحالخوب، بد، زشت سال ۲۰۱۸

لینک به منبع

نقدی بر کتاب “بی تبر مردگان این جنگل” نوشته مهدی خوشحال

 کریم غلامی، ایران فانوس، 24.01.2019

کریم غلامی

آقای کریم غلامی

خیلی وقت ها این آرزو را می کنم که ای کاش هزار سال پیش زندگی می کردم یا حد اقل چند صد سال پیش، زمانی که همه چیز در حالت طبیعی خود بود. در آن زمان ها هر چند کامپیوتر و موبایل و تکنولوژی امروزی وجود نداشت و یا بخاطر یک بیماری ساده مثل سرما خوردگی میلیون ها انسان می مردند و با این حال به نظر من باز هم ارزش آن را داشت که در آن دوران حتی چند روزی زندگی کرد. در آن زمان ها، طبیعت دست نخورده باقی مانده بود، سرزمین های سرد مثل قطب شمال، سرد و پر از برف بود، صحرا ها و کویر ها، خشک و زیبایی خودش را داشت و جنگل ها پر از درخت و رودخانه ها پر آب و دریاها تمیز و سرشار از ذلالیت. ما انسان ها، هنوز موفق نشده بودیم که نسل بسیاری از حیوانات را از بین ببریم و یا جنگل ها را بی درخت و دریاها را خشک و کثیف بکنیم. دوست داشتم، در آن زمان زندگی می کردم زیرا هنوز جوان مردی، جوان مردی بود، شجاعت و از خودگذشتی با ارزش بود و اگر کسی به یاری کسی می شتافت از او تقدیر می شد. زمانی که زنان، زن بودن و مردان، مرد.

شاید بپرسید که چرا من چنین آرزویی دارم؟ می توانم صدها دلیل برای شما بیاورم مثل مواردی که در بالا به آن اشاره کرده ام. در صفحه اینترنتی شخصی خودم، مطلبی را نوشته بودم هر چند بسیار کوتاه بعضی ها آن را به اصطلاح „لایک“ کرده بودند و یا یک „کامنت“ برای آن نوشته بودند. یک نفر که این مطلب کوتاه من چندان به مزاجش خوش نیامده بود، تلاش کرده بود که به من توهین بکند. فکر می کنید که چه توهینی به من کرده بود؟ او بدترین فحش و توهینی که به ذهنش می رسید، برای من „کامنت“ کرده بود. او مرا „روشنفکر“ نامیده بود. بطور واقع، روشنفکر بودن چیز خوبی است. متاسفانه، در دنیای امروزی روشنفکر بودن جرم است و جایش در زندان و بدترین توهین و فحشی که یک نفر می تواند به فرد دیگری بگوید، اصطلاح „روشنفکر“ است. روشنفکر ها، در زندان و یا رانده شده از جامعه و گوشه گیر هستند، اما دزدها و شیادها در راس قدرت و در راس امور هستند. افراد متخصص و کارآمد، بیکار و فقیر و افراد بیسواد و کلاه بردار صاحبان کار و بازار کار هستند.

شاید فکر کنید که انتقاد من به ایران و ایرانی ها و حکومت ایران است نه، هر کجای این زمین که بروید همین است. اروپانیوز(ارگان خبری اروپا) خبری در رابطه با اکتشافات کهکشانی داده بود، فردی یک کامنت بسیار جالب نوشته بود که اگر روزی فرا زمینی ها به زمین بیایند و دونالد ترامپ از طرف جامعه انسانی به عنوان نماینده با آن ها دیدار کند، پیشاپیش ما آبرو باخته کل کهکشان ها هستیم. رییس جمهور قویترین کشور دنیا(آقای جهان) یعنی آمریکا، فردی است بی سواد و لومپن و کمترین دانش سیاسی و اجتماعی و اخلاقی ندارد. درد که یکی نیست.

در روزهای تعطیلی نورروزی(سال نوی میلادی) فرصتی شد که سه عدد کتاب بخوانم. یکی از این کتاب ها، کتاب „بی تبر مردگان این جنگل“ نوشته آقای مهدی خوشحال است. این کتاب، نوشتاری ساده و روان دارد و از طرفی پیچیدگی خاص خودش که فرد را مجبور می کند داستان را دنبال کند تا نتیجه و یا به اصطلاح پیروزی قهرمان داستان را ببیند، اما اینگونه نیست، قهرمان داستان ما سوار بر اسب سفید به همراه شاهزاده زیبا تا پایان عمر زندگی نمی کند. زیبایی این کتاب، هم در این است هر چه که بیشتر می خوانی، شکست و ناکامی بیشتر است و انگار سراشیبی است که شیب آن تندتر و عمیق تر می شود. من این کتاب را به سه فصل تقسیم می کنم، فصل „روشن“ فصل „نمیه تاریک“ و فصل „تاریک“

در ابتدای داستان، با خجسته خانم آشنا می شویم، زنی 60 ساله که تنها و بی کس و بیمار، در غربت زندگی می کند و شاید می توان گفت که او جزو معدود کسانی است که هویت و ارزش های خود را با روند جامعه تغییر نداده است. او با بیماری و درد پایی که دارد، تلاش می کند که به هم نوع های خود کمک کند در حالی که از دید بسیاری بخصوص ایرانی ها، کمک به دیگران یک کار احمقانه است و هر فرد باید به فکر خودش باشد و با پا گذاشتن بر روی دیگران، بالا رفت. در ادامه، می بینیم که وقتی همه چیز در حالت طبیعی خود بود، یعنی „زندگی طبیعی بود. غذاها، آدم ها، گیاهان و حیوانات طبیعی و بومی بودند“ همه چیز ساده و زیبا بود، اما با گذشت زمان و آموختن پدیده های نو، دنیا را به پیچیدگی و یا بهتر بگویم، تیره تر می گردد. بطور مثال، وقتی که در زمین آن ها کوزه ای پر از سکه طلا پیدا شد. قهرمان داستان ما یاد گرفت که اگر گنجی پیدا کرد، نباید با کسی در میان گذاشت و بخصوص از دولت. او که برای پیدا کردن گنج، زمین را می کند، نهایتا گورکن می شود.

„ذات“ بد و خوب وجود ندارد. بلکه این زمانه و جامعه است که به ما یاد می دهد که چه روشی برای زندگی و ارتباط با جامعه انتخاب کنیم. جامعه ایرانی ها در خارج از ایران، یک فاجعه است. کمتر کسی پیدا می شود که قصد کمک به دیگران را بدون چشم داشت داشته باشد. دروغ گفتن و دزدی کردن و کلاه برداری و سوء استفاده کردن از انواع مختلف آن. این ها، تماماً حاصل دست آورد جامعه و حکومت هاست. یادم است که در دوران کودکی، یک فیلم ایرانی دیدم، این فیلم در ایران بسیار مشهور شد و بسیاری آن را دیدند، نام فیلم یادم نیست، فیلم در رابطه با مردی بود که یک روزنامه مربوط به آینده را می خواند که خبر شروع جنگ را می دهد و این مرد با احتکار و سایر کارها، ثروتمند می شود. نتیجه اخلاقی این فیلم، این بود که از شرایط بد و سخت مردم می توان استفاده کرد تا زندگی بهتری داشت. این یک نمونه از آموزه های بد در جامعه ما است. فکر می کنید که چرا در جامعه امروز ایران، دزدی و کلاه برداری و اختلاس بسیار زیاد شده است؟

در فصل دوم این کتاب، به دوران نیمه تاریک وارد می شویم، قمار بازی یا همان „سیاست“ بازی است. سیاست، قواعد یکسانی مثل قمار دارد. اگر یک سیاست باز به مانند قمار باز حرفه ای کار کند و قواعد بازی را بداند، برنده خواهد شد. در سیاست به مانند قمار، جایی برای صداقت، راستی و درستکاری و از خود گذشتی وجود ندارد، بلکه تماماً حقه بازی و تر دستی و فریب دادن و شیادی و حیله گری است.

در فصل سوم، ما وارد دوران تاریک می شویم. دورانی که کاملا تاریک است و چیزی جزء سیاهی و خون نیست. آقای خوشحال، به خوبی در این فصل به مناسبات درونی و بیرونی مجاهدین پرداخته است. چهره واقعی سید(صدام حسین) و آقا جمال(مسعود رجوی) به خوبی ترسیم شده است و نیازی به توضیح نیست و فقط باید آن را خواند.

در این کتاب، در هر فصل، با شیوه نوشتاری متفاوتی رو به رو هستیم، شاید برای بعضی ها فهم آن سخت باشد، اما برای کسانی که در دنیای „سیاست“ به دام „بازی“ افتاده اند، درک روشن تری خواهند داشت. این کتاب، نوشتاری روان دارد که آدم را مجبور می کند تا انتها آن را بخواند. با تشکر و سپاس فراوان از این کار آقای مهدی خوشحال.

http://www.iran-fanous.de/wp-content/uploads/2019/01/toetenohneaxt.pdf

(پایان)

***

بی تبر مردگان این جنگل

قتل خاشقچی قاشقچی مجاهدین خلق مریم رجوی عربستان سعودی جنایت قتل خاشقجی، معیاری جهت سنجش ارزش ها

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/پیام-منتسب-به-مسعود-رجوی-و-آماده-باش-خیا/

نگاهی به پیام ساختگی منتسب به مسعود رجوی

کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و سوم دسامبر ۲۰۱۸:… ۳۰ سال است که مجاهدین و رهبران آنها مسعود و مریم رجوی به حالت “آمده باش” وارد شده اند و در آن حالت باقی مانده و از آن خارج نشده اند. سران مجاهدین، سالیان است که با پول های کشورهای عربی در رفاه  زندگی کرده اند و این آن ها را به افرادی بی خاصیت و غیر فعال، تبدیل کرده است که همواره در حالت آماده باش (خواب) هستند … 

پیامهای منتسب به جنازه مسعود رجوی مرحوم مجاهدین خلق ایرانپیام “مرحوم” مسعود رجوی به لشگر های ارتش آزادیبخش

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi

https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

لینک به منبع

نگاهی به پیام ساختگی منتسب به مسعود رجوی

کریم غلامی، ایران فانوس، ۲۲٫۱۲٫۲۰۱۸

ایران زیر سنگین ترین تحریم ها و فشارهای جهانی قرار دارد اما چرا رجوی ها در بحران نا برون رفت فرو رفته اند.

چند روز پیش بود در فیس بوک فردی یک پست گذاشته بود با این محتوی که هر کس بر علیه „شاه زاده رضا پهلوی“ (بچه شاه) حرف منفی بزند نه تنها یک ایرانی نیست بلکه یک خائن است. البته افراد نادان هم بودند که این پست آن فرد را تایید می کردند. شاید برخی بگویند که مهم نیست او یک هوادار آتشین بچه شاه است، اما موضوع بسیار عمیق تر و دردناکتر است. اگر کسی صحبت از آزادی بکند و به پایه ای ترین مبنای آزادی یعنی آزادی بیان، اعتقاد نداشته باشد از اساس صحبت از آزادی لاف گویی بیش نیست. بیایید یک فرض غیر محال را در نظر بگیریم، فرض بر اینکه آمریکا جمهوری اسلامی را با قدرت نظامی و یا کودتا سرنگون بکند و بچه شاه را به قدرت بنشاند، اگر در این حکومت جدید من به شاه جدید یعنی رضا پهلوی، انتقاد بکنم و بر علیه عمل کردهای او یک مقاله درج بکنم، آن وقت من یک خائن و مرتد و ضد نظام و غیره، هستم و باید زندانی و شکنجه و اعدام شوم. مگر ما دیوانه هستیم و یا عقل خود را از دست داده ایم که یک انقلاب جدید بکنیم و یک دیکتاتور را جایگزین بکنیم.

همواره گفته ام که اعتراض کردن حق هر فرد و گروه و تفکر است، این حق شامل همه مردم دنیا می شود. بنابراین، من همواره از اعتراض های اجتماعی و فرهنگی و کارگری، حمایت کرده ام و خواهم کرد. چه بسیار نادان مردمی هستند که در کنار شعار آزادی و دمکراسی و حقوق بشر، شعار مرگ بر دیگران سر می دادند. شعار آزادی و شعار مرگ دو قطب متضاد هستند و در کنار هم جای نمی گیرند.

بخش بزرگی از این مردمان نادان، مجاهدین و رهبران بی مایه و خودفروخته آن ها هستند. از ساختگی بودن و بغایت تهوع آور بودن پیام شماره ۱۱ منتسب به مسعود رجوی که بگذریم، این پیام چیزی نیست جز یک تفکر عقب مانده و چپاولگر و خون ریز. کمی به آمار که در زیر می آورم، توجه کنید و نهایتا نتیجه را خواهم گفت.

در کل دوران حکومت محمدرضا شاه پهلوی، کلا ۳۵ نفر که نام آن ها ثبت شده است اعدام شده اند.

در دوران حکومت خمینی تعداد اعدام های سیاسی بین ۵ تا ۱۰ هزار نفر تخمین زده می شود که هر چند عدد دقیق وجود ندارد. به عنوان مثال، مجاهدین عدد اعدام های سال ۶۷ را ۲۵ هزار نفر اعلام کرده اند اما گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد عدد اعدام شده گان را ۱۸۷۹ نفر اعلام کرده است.

آماری که مجاهدین می دهند، عاری از هرگونه تحقیق و واقعیت است، آن اوایل که وارد سازمان مجاهدین شده بودم، عدد اعدام شده گان از اعضای مجاهدین را بیش از ۱۰۰ هزار نفر اعلام کرده بودند. چند سال بعد، این عدد به ۱۲۰ هزار نفر رسید و در مدت کوتاهی این عدد با معرفی کتاب جدید از لیست شهدای مجاهدین به ۱۴۰ هزار نفر رسید. خیلی ها از جمله من سوال کردیم که این عدد ۱۴۰ هزار نفر چگونه به دست آمده. مسعود رجوی در یکی از جلسات درونی مجاهدین اعلام کرد که مجاهدین طبق سنت سالانه ۱۰ هزار نفر به عدد اعدام ها اضافه می کنند. ولی چند سالی بود که این کار را نکرده بودند. اول می خواستند که عدد ۱۶۰ هزار نفر را اعلام کنند، ولی بعدا به ۱۴۰ هزار نفر رضایت دادند. پر واضح است که اعداد اعلام شده توسط مجاهدین تهی از هر گونه اعتبار است.

هر چند که من هیچ عدد دقیقی از اعدام های سیاسی ندارم و امیدوارم که روزی این تحقیق بطور جامع انجام گیرد، فرض را بر همان ۱۰ هزار اعدام زندانی سیاسی در دوران حکومت خمینی می گیرم. حال دوباره به اعداد نگاه کنیم.

۳۵ نفر در دوران حکومت محمد رضا شاه و ۱۰ هزار نفر در دوران حکومت خمینی، می توان نتیجه گرفت که در دوران به قدرت رسیدن بچه شاه و یا مجاهدین، ما با قتل عام میلیونی رو به رو خواهیم شد. باور کنید که اگر مجاهدین به قدرت برسند، آن ها این کار را خواهند کرد. زیرا از هم کنون آن ها اعلام کرده اند که هر کس که دست در حکومت جمهوری اسلامی داشته باشد، از دم تیغ خواهد گذشت چه افراد سیاسی و چه نظامی. پیام شماره ۱۱ منصوب به مسعود رجوی را آیا ندیده اید؟ او خواهان „آماده باش“ برای „سرنگونی“ با „شمشیرها را باید جلا و صیقل داد“ داده است. قطعا شمشیر ها را برای کندن پوست موز نمی خواهد. او خواهان قتل عام و خون ریزی است.

همه اینها فقط یک فرضیه محال بود، حال کمی به واقعیت ها بپردازیم.

من به عنوان یک فرد جداشده از مجاهدین که سالیان در تشکیلات آن ها بودم آشنایی بسیار دقیقی از فرهنگ گفتار سران مجاهدین دارم. لحن صحبت های مسعود رجوی، لحن یک لومپن است که تلاش می کند به مانند یک فرد سیاست مدار و فهمیده صحبت بکند. پیام اخیر منتسب به مسعود رجوی، بسیار متفاوت با لحن و گفتار مسعود رجوی دارد. اگر کمی با دقت به این پیام گوش داده باشید، خواهید دید که مجاهدین تا کجا درمانده و عاجز از روند اجتماعی و سیاسی ایران هستند. اوج درماندگی مجاهدین، در اینجا است که می گویند „هر چند طول بکشد و هر چند نشیب و فراز داشته باشد“ نهایتا جمهوری اسلامی سرنگون خواهد شد. یعنی مجاهدین از „می توان و باید“ دست کشیده و به “ هر چند طول بکشد و هر چند نشیب و فراز داشته باشد“ عقب نشینی کرده اند. دم خروس وا داده گی مجاهدین در جایی دیگر خود را نشان می دهد، مجاهدین مدعی هستند که رژیم ایران در قبال تحریم ها و فشارها و باجگیری های آمریکا کوتاه خواهد آمد(تا به امروز که دولت ایران در قبال زورگویی و باجگیری دونالد ترامپ کوتاه نیامده است) و عقب نشینی خواهد کرد و مجاهدین با وضعیت جدید „انطباق“ پیدا خواهند کرد. البته منظور مجاهدین از انطباق، همان فرصت طلبی است.

مجاهدین بی مایه و بی عمل، برای پوشاندن وا داده گی شان همواره „وارد دوران آماده باش“ می شوند. از سال ۱۳۶۷ آتش بس اعلام شد و مجاهدین بستر حیاتی جنگ را از دست دادند همواره به حالت „آماده باش“ وارد می شوند. ۳۰ سال است که مجاهدین و رهبران آنها به حالت „آمده باش“ وارد شده اند و در آن حالت باقی مانده و از آن خارج نشده اند. سران مجاهدین، سالیان است که با پول های کشورهای عربی در رفاه و آسایش زندگی کرده اند و این آن ها را به افرادی بی خاصیت و غیر فعال، تبدیل کرده است که همواره در حالت آماده باش (خواب) هستند. این مفت خوری مجاهدین، به جایی رسیده است که جنبش های اعتراضی مردم ایران را به حساب خود می گذارند. آن ها مدعی هستند که اگر مبارزه!!! آنها نبود، مردم ایران امروزه دست به اعتصاب و اعتراض نمی زدند. در واقع مجاهدین عامل اصلی عقب افتادن جنبش های اجتماعی هستند. آن ها همواره با ترور و خمپاره زدن در شهرهای ایران جامعه ایران را بسته و خشن کردند.

در پایان سخن، باید به این نکته اشاره بکنم که حمایت و همراهی نشان دادن با تحریم های گسترده آمریکا علیه ایران، چیزی جز نمک پاشیدن به زخم ها و درد و رنج های مردم ایران نیست. این مردم ایران هستند که از تحریم ها بیشترین آسیب و محرومیت را می بینند. رجوی ها که با شروع تحریم ها شادمانی کردند، باید گفت که شادی آن ها برای گرسنگی مردم و اشک کودکان و فقر آنان است.

„پایان“

*** 

Camp Ashraf Iraq January 13 2014


http://youtu.be/zrl9D14Wlw8?list=UU0l93Nsn8szy9D4G7mhvfEQ

مسعود خدابنده، نشریه سیاست آسیا: مجاهدین خلق و روش های تولید و انتشار اخبار جعلی در مطبوعات
مسعود خدابنده، نشریه سیاست آسیا: مجاهدین خلق و روش های تولید و انتشار اخبار جعلی در مطبوعات
Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/روز-جهانی-منع-خشونت-علیه-زنان-مریم-رجوی/

روز جهانی منع خشونت علیه زنان و رویکرد مریم رجوی

کریم غلامی، ایران فانوس، بیستم دسامبر ۲۰۱۸:…  مریم رجوی تا کنون هرگز از مبارزات زنان ایران به مانند „دختر خیابان انقلاب“ و یا „آزادی های یواشکی“ حمایت و پشتیبانی نکرده است. تحت نظارت مریم رجوی در درون تشکیلات فرقه مجاهدین زنان بسیاری توسط مسعود رجوی مورد تجاوز قرار گرفته و رحم آنان از بدنشان خارج شده است. اگر نگاهی به لیست جنایت سالیان مجاهدین نسبت به زنان بیاندازیم … 

مریم رجوی و تجاوز مسعود رجوی به زنان مجاهد خلق و روز جهانی منع خشونت علیه زنانگاردین: اعضای سابق مجاهدین خلق مریم رجوی را متهم می کنند که در تجاوزات مکرر مسعود رجوی به زنان مجاهد خلق دست داشته است

لینک به منبع

روز جهانی منع خشونت علیه زنان و رویکرد مریم رجوی

کریم غلامی، ایران فانوس، ۲۰٫۱۲٫۲۰۱۸

روز جهانی منع خشونت علیه زنان به مانند بسیاری از روزهایی که در جهان گرامی داشته می شود مانند روز جهانی کارگر و یا روز زن و غیره، پایه در یک واقعه تاریخی دارد. در سال ۱۹۶۱ در جمهوری دومینیکن، سه خواهر (خواهران میرابل) به جرم شرکت در فعالیت های سیاسی بر علیه حکومت دیکتاتوری پس از ماه ها شکنجه به قتل رسیدند. بعد از گذشت ۲۱ سال، در کشور کلمبیا در یک همایش برای نخستین بار اختصاص دادن روز قتل خواهران میرابل به عنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان پیشنهاد شد. در سال ۱۹۹۹، سازمان ملل متحد روز ۲۵ نوامبر را به عنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان، نامگذاری کرد. یک سال بعد، سازمان ملل متحد قطعنامه ۱۳۲۵ را به تصویب رساند که در آن حقوق زنان به رسمیت شناخته می شد.

هیچ دلیلی نمی تواند خشونت علیه زنان را توجیه بکند، از فرهنگ، سنت ها و یا مذهب، خشونت یعنی استفاده از زور فیزیکی به منظور قراردادن دیگران در وضعیتی بر خلاف خواست، است. اجبار به هر کاری، خشونت محسوب می شود. مانند پوشش اجباری و یا ازدواج اجباری و یا سکس و حتی کار اجباری. در بسیاری از کشورهای اسلامی، خشونت علیه زنان پوش مذهبی دارد زیرا قوانین اسلامی می تواند این خشونت ها را توجیه کند. در نتیجه، مبارزه بر علیه خشونت علیه زنان بار سیاسی به خود می گیرد. سالیان بسیاری است که زنان ایران برای احقاق حقوق خود مبارزه می کنند. همواره این مبارزات مورد تقدیر و ستایش همگان بوده و خواهد بود.

در این میان، ادعای مریم رجوی قابل توجه است، او مدعی است که „ریشه کنی خشونت و بهره کشی علیه زن ایرانی در گرو سرنگونی رژیم“ است. مریم رجوی که خود را پیشتاز و پرچم دار رهایی زنان می داند، دارای سابقه طولانی در سرکوب و استثمار زنان در درون فرقه مجاهدین است، مریم رجوی، برای زنان ایران اشک تمساح می ریزد و از ستمی که در ایران بر آنها می رود سخن می گوید ولی تا کنون او هرگز از مبارزات زنان ایران به مانند „دختر خیابان انقلاب“ و یا „آزادی های یواشکی“ حمایت و پشتیبانی نکرده است. تحت نظارت مریم رجوی در درون تشکیلات فرقه مجاهدین زنان بسیاری توسط مسعود رجوی مورد تجاوز قرار گرفته و رحم آنان از بدنشان خارج شده است.

اگر نگاهی به لیست جنایت سالیان مجاهدین نسبت به زنان بیاندازیم، خواهیم دید که مریم رجوی از زن ستیز ترین دیکتاتورهای جهان است.

حجاب اجباری در درون تشکیلات، در حالی که خود ادعای آزادی پوشاک دارند و دولت ایران را محکوم به حجاب اجباری برای زنان می کنند

بیگاری زنان در گرمای سوزان عراق بدون پرداخت کوچکترین دستمزدی به آنها(برده داری نوین)

گرفتن کودکان از مادران بخصوص در سال ۱۹۹۱

سرکوب و زندانی و شکنجه کردن زنان بخاطر عشق ورزیدن

سرکوب عواطف زنانه و مادرانه زنان تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک

محروم کردن زنان از داشتن کودک

طلاق های اجباری

زنان را مجبور می کردند که در جمع سایر زنان دیگر خود را „فاحشه“ و „گناهکار“ بنامند

تجاوز مسعود رجوی به زنان تحت عنوان عضویت آن ها در شورای رهبری مجاهدین

خارج کردن رحم زنان از بدنشان

به کشتن دادن هزاران زن و فرستادن آن ها به میدان جنگ با کمترین آموزش های نظامی

می توان به این لیست، صدها مورد دیگر را اضافه کرد، اما به همین چند مورد می توان بسنده کرد که در درون تشکیلات مجاهدین چه سرکوب ظالمانه ای نسبت به زنان صورت می گیرد.

مجاهدین یک فرقه مذهبی سیاسی بسیار مرتجع هستند که از یک ایدئولوژی پوسیده و کثیفی به نام „جامعه بی طبقه توحیدی“ پیروی می کنند. آن ها معتقد به رهبر عقیدتی هستند که حاکم بر جان و مال و ناموس همه است، وقتی که مریم رجوی با این تفکرات و جنایت هایی که مرتکب شده صحبت از خشونت علیه زنان می کند، واقعا آدم حالش به هم می خورد.

„پایان“

*** 

ترجمه مقاله تحقیقی گاردین مجاهدین خلق مریم رجوی فرقه رجوی آلبانیگاردین: تروریست، فرقه، یا قهرمانان دموکراسی ایران؟ داستان وحشی وحشی مجاهدین خلق

همچنین:

  • کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و سوم دسامبر 2018:… 30 سال است که مجاهدین و رهبران آنها مسعود و مریم رجوی به حالت “آمده باش” وارد شده اند و در آن حالت باقی مانده و از آن خارج نشده اند. سران مجاهدین، سالیان است که با پول های کشورهای عربی در رفاه  زندگی کرده اند و این آن ها را به افرادی بی خاصیت و غیر فعال، تبدی

    Read More….


  • کریم غلامی، ایران فانوس، بیستم دسامبر 2018:…  مریم رجوی تا کنون هرگز از مبارزات زنان ایران به مانند „دختر خیابان انقلاب“ و یا „آزادی های یواشکی“ حمایت و پشتیبانی نکرده است. تحت نظارت مریم رجوی در درون تشکیلات فرقه مجاهدین زنان بسیاری توسط مسعود رجوی مورد تجاوز قرار گرفته و رحم آنا

    Read More….


  • کریم غلامی، ایران فانوس، پانزدهم دسامبر 2018:… در رسانه های مجاهدین می توان صد ها خبر و موضعگیری در رابطه با مسائل مختلف پیدا کرد اما حتی یک خبر و موضعگیری در قبال قتل خاشقچی نمی توان پیدا کرد. تا به حال دیده نشده که رهبران مزدور مجاهدین حتی یک انتقاد به سیاست های ارباب های خود مثل 

    Read More….


  •  ÙØ±ÙˆØº جاویدانعبدالکریم ابراهیمی و کریم غلامی، ایران فانوس، پانزدهم اکتبر 2018:… اى شياد و حيله گر و دروغگو(مريم رجوى) شما و شوهر مفقودتان، ديگر بايد بدست خودتان فاتحه همديگر را بخوانيد. دستتان براى همه رو شده است. از طرف ديگر، تناقض و گسست و فرار و جدا شدن در تشكيلاتت در البانى، نفس شما و اربابان جانى تان را بند آو

    Read More….


  • کریم غلامی، ایران فانوس، نهم سپتامبر 2018:… تروریسم، از نا امنی و آشوب و جنگ تغذیه می کند. طی سالیان گذشته، مجاهدین از جنگ بین ایران و عراق تغذیه کرده و رشد کردند و بعد از پایان جنگ، آنها به مجبور شدند برای تامین انرژی خود از درون خود تغذیه کنند و همین باعث از هم پاشیدن شتاب وار مجاهدین شد. بنا بر این، مجاهدین از حرکت های اجتما

    Read More….


  •  کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و هشتم اوت 2018:… چندی پیش، ویدئویی از مهدی ابریشمچی (لمپن مزدور بی سواد و چاقوکش و چماق دار) در رسانه های مجاهدین منتشر شده است که او در این ویدئو، ادعاهای قدیمی مسعود رجوی مبنی بر این که جنگ مایه حیات رژیم ایران است، مسعود رجوی بخاطر صلح به عراق رفت، ارتش آزادیبخش عامل اصلی نوشیدن جام زهر … 

    Read More….


  • کریم غلامی، ایران فانوس، یازدهم ژوئیه 2018:…  بعد از گذشت یک هفته از خبر به اصطلاح دستگیری دو نفر به ظن طرح ریزی برای بمب گذاری در خیمه شب بازی مجاهدین و دستگیری دیپلمات ایرانی، می گذرد، حال که گرد و غبار تبلیغات فرو نشست و بخصوص افشاگری ایران فانوس، پرده از این توطئه کثیف مجاهدین برداشت. وقتی تیتر خبر را خواندم، باور آن برای

    Read More….


  • کریم غلامی، ایران فانوس، چهارم ژوئیه 2018:… رهبران سازمان مجاهدین، تشکیل شده از مشتی خائن و مزدور و ترسو است. رهبر عقیدتی آنها یعنی مرحوم اول مسعود رجوی، همواره از صحنه های مبارزه فرار کرده و مثل موش فراری مخفی شده است. او 15 سال است که فرار کرده و مخفی شده است آن هم از ترس و حتی حالا که همه مجاهدین به اروپا منتقل شده اند، او حتی

    Read More….


  • کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و دوم نوامبر 2017:… برنامه گدایی سازمان مجاهدین در تلویزیون سیمای آزادی، به نام „همیاری“ این برنامه در واقع یکی از بنگاه های پول شویی مجاهدین است. هر چند که این برنامه بسیار بد نام و لو رفته در بین ایرانیان است، ولی با این حال مجاهدین از این برنامه برای پول شویی استفاده می کنند. کسانی که به عنوا

    Read More….


  •  کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و یکم اکتبر 2017:… یاد گرفته ام که هر اطلاعاتی را از فیلتر „شک و تردید“ عبور بدهم. بگذریم که دلی پر درد از فجایع این جهان دارم. یکی از سانسور هایی که در دنیای امروز صورت می گیرد، جنایت هایی است که رهبران مجاهدین انجام داده اند. جنایت هایی که در اشرف صورت گرفته است به لحاظ کمی به اندازه اردوگاه آش

    Read More….


  •  کریم غلامی، ایران فانوس، دوازدهم اکتبر 2017:… یکی از خطرناک ترین و از طرفی هم کثیف و تهوع آور، عکس مریم رجوی در مقابل تعدادی آدم بیچاره و درمانده بود که به اصطلاح عزاداری می کردند. بعضا به این فکر می کنم که این افراد چقدر بدبخت و درمانده هستند که هنوز آویزان „رهبران“ ی هستند که بارها و بارها به آنها خیانت کرده اند. این عکس، چ

    Read More….


  • کریم غلامی، ایران فانوس، سی ام سپتامبر 2017:…  نکته جالب توجه، در آن است که مرحوم اول مسعود رجوی، به کتابی که „خودش نوشته“ استناد می کرد. وقتی که در سال 1369 مریم رجوی مطرح کرد که این کتاب توسط او نوشته شده است. من سوال کردم، اگر این کتاب توسط خود مسعود رجوی نوشته شده، مسعود رجوی نمی تواند از آن به عنوان یک مرجع استفاده بکند و به

    Read More….


  •  کریم غلامی، ایران فانوس، دوازدم سپتامبر 2017:… اوایل تابستان سال 1380 بود که مرحوم اول مسعود رجوی همه را به قرارگاه یا بهتر است بگویم شکنجه گاه “باقرزاده” فراخواند. تحت نظارت و کنترل مستقیم شخص او، نشستهای مغزشوی به نام “طعمه” شروع شد که در این جلسات افرادی که مخالفت داشتند با فحاشی و ضرب و شتم و زندانی کردن سعی در شکستن آن

    Read More….


  •  کریم غلامی، ایران فانوس، ششم سپتامبر 2017:… بعد از گذشت یک و نیم سال از آخرین پیام مرحوم اول مسعود رجوی به اعضای درمانده و باقیمانده اش، سران مجاهدین چنان در باتلاق بحران های درونی خود گرفتار شده اند که نه راه پیش و نه راه پس دارند. عدم حضور مسعود رجوی در تشکیلات فرقه کاملا محسوس است. مسعود رجوی، برای حل بحران های درونی خود 

    Read More….


  •  Mojahedin_Khalq_Iran_March20163کریم غلامی، ایران فانوس، نوزدهم اوت 2017:… در زندان شاوشنک، دسته دیگری هم بودند، جنایت کارانی که مزدور رییس زندان بودند. رییس زندان برای انجام کارهای کثیف خود از آنها استفاده می کرد. بطور مثال، کتک زدن و یا به قتل رساندن سایر زندانیان که تحت کنترل رییس زندان نبودند. این گروه، بسیار شبیه به دلقک ها و چ

    Read More….