نوروز را به یاد اسیران فرقه رجوی و خانواده هایشان باشیم

نوروز را به یاد اسیران فرقه رجوی و خانواده هایشان باشیم

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، سی ام مارس 2015: … فرقه جنایتکار و ضدایرانی رجوی ، سالهاست هزاران خانواده را از دیدار بستگان ،عزیزان وخویشاوندان محروم نموده است ؛ قوانین ضدانسانی حاکم برمناسبات این فرقه حتی افراد اسیر را از دراختیار داشتن عکس افراد خانواده و بستگان منع نموده است تا بتواند هرآنچه این غفلت زدگان را به یاد فضای خارج از مناسبات تشکیلاتی می اندازد کاملا بدور نگاه دارد …

محموبه حمزه محمدی دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه (محبوبه: همیشه دلهره با من است)

لینک به منبع

نوروز را به یاد اسیران فرقه رجوی و خانواده هایشان باشیم

در آستانه نوروز و فرا رسیدن بهار خبر قدم رهایی تعدادی از دوستانمان از آلبانی و رسیدن به خاک آمریکا بسیار شادی بخش و امیدوار کننده بود ، از جانب خودم و کانون ایران قلم به این عزیزان تبریک می گویم و امیدوارم که به زودی راه نجات سایر دوستان اسیرمان نیز هموار شود .

فرقه جنایتکار رجوی سالهاست گروهی از ساده دل ومهربانترین فرزندان این مرز وبوم را به اسارت کشیده ووجود آنها را از سرسفره هفت سین خانواده ها به سرقت برده است.

مهم ترین رسم نوروز باستانی دیدار خانواده هاست،مردم ایران درراستای انجام رسوم کهن وخجسته نوروز به دیدارهم می روند ودیدار تازه می کنند .نوروز درواقع نقطه اتصال پیوند یک قوم تاریخی است که به بهانه چنین جشن فرخنده ای درهنگامه آن سعی می کنند کدورت ها ، دلگیری ها و سوتفاهم ها وهرآنچه بهانه کم رنگ شدن رابطه ها درطول سال گردیده را به کنارنهاده و با دید وبازدیدها آنها را به دست فراموشی بسپارند.

به هرروی فرصت نوکردن دیدارها یکی از پایه های نوروز است ، نگاه نو ، اندیشه نو ، فکر تازه ، ایجاد تحول ودگرگونی رفتاری ـ کرداری و لختی تامل و ژرف اندیشی و گذشت ومداراگری و خلاصه به دست فراموشی سپردن هرآنچه رنگ تیرگی وکدری باخود دارد.

فرقه جنایتکار و ضدایرانی رجوی ، سالهاست هزاران خانواده را از دیدار بستگان ،عزیزان وخویشاوندان محروم نموده است ؛ قوانین ضدانسانی حاکم برمناسبات این فرقه حتی افراد اسیر را از دراختیار داشتن عکس افراد خانواده و بستگان منع نموده است تا بتواند هرآنچه این غفلت زدگان را به یاد فضای خارج از مناسبات تشکیلاتی می اندازد کاملا بدور نگاه دارد.

ولی آیا می توان این زیباترین حس یعنی عشق وعلاقه به خانواده را درانسانها کشت ونابود کرد؟

بی شک چنین نیست . چگونه می توان مهر فرزندی را ازدل مادر برای همیشه بیرون نمود؟ چگونه می توان علاقمندی پدر به فرزند را در ذهنیت انسانها محو وونابود نمود؟ چگونه می توان عشق بین یک زن ومرد را درپای تمایلات ضد انسانی یک شیاد جنایتکار مذهبی قربانی کرد؟

فرار صدها نفر از اسیران با روشن شدن روزنه ای بسوی رهایی از قفس این فرقه نشان داد که برای همیشه نمی توان با سیم خاردار و ارعاب وسرکوب انسانها را به بند ذهنی کشید و عشثق وعلاقمندی به دوست و پدرومادر که از دوران های کودکی درضمیر انسانها پایدار و شکل گرفته است را بگونه ای تصنعی ازیادها شست.

ضمیر ودرون خوانی وخالی کردن ذهنیت از هرآنچه برون از مناسبات باشد شاید درکوتاه مدت اسارت قابلیت تثبیت دارد ولی این ثبات پایدار نیست و به بها وبهانه ای درهم می ریزد زیرا عشق را نمی توان درپستوی ذهنیت افراد برای همیشه خط زد و زدود.

درآستانه نوروز دل خود را پیش دل پدر ومادر هایی قرار دهیم که ده ها نوروز است جای خالی فرزندان خود را برسرسفره هفت سین خالی اما سبز می بینند ، با این خانواده ها همداستان شویم تا هرچه سریعتر بتوانند فرزندان وعزیزان ودلبندان خود را درکنارخود ببینند . شرایط موجود چنین می نماید که بی شک دربهار پیش رو این اسیران هستی باخته بی تردید آزادی خودرا بدست آورده و به جمع خانواده های خود خواهند پیوست.

نوروز باستانی وبهار خجسته وسال نو را به امید آزادی همه اسیران دربند درگوشه وکنار دنیا بویژه اسیران دربند بنیادگرایان و وخشونت گرایان وسردمداران تروریسم آغاز نمائیم .

بهاران خجسته باد

کودکان سرباز مجاهدین خلق فرقه رجوی کودکان سرباز در قرارگاههای مجاهدین خلق و صدام حسین

 نامه ای به امیر یغمایی (شبه نظامی ارتش آزادیبخش رجوی در سن ۱۵ سالگی)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17213

وجدان های بیدار ! سکوت نکنید

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، چهاردهم مارس ۲۰۱۵:… چرا رجوی هنوز خیلی از قربانیان را در عراق نگه داشته ، با اینکه می داند و می فهمد که این افراد دیگر قابل کنترل تشکیلاتی نیستند؟ آیا واقعا فقط بخاطر این نیست که درب نوندونیش گل گرفته نشود؟ آیا فقط به این دلیل نیست که به پشتوانه حضور آنها در عراق و کمپ لیبرتی برا دولتهای ارباب خوش رقصی کند و شاباش بگیرد؟ آیا به این دلیل نیست که هنوز بگوید …

آقای رجوی سلاح را برای چه کاری و برای چه کسی می خواهی؟

لینک به منبع

وجدان های بیدار ! سکوت نکنید

یادم هست در اولین سال حضورم در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق در عراق هر شب بیاد خانواده ام ساعتها دل تنگ میشدم و گریه میکردم ، آره واقعا گریه می کردم، بویژه وقتی که ایام عید و نوروز و سیزده بدر می شد. ولی بعدها از ترس بیان این لحظات دلتنگی و شنیده شدن صدای گریه هام یا دیده شدن چشمهای خیسم از عواطف و احساسات خودم فراری بودم و مجبور بودم با تمام فشارهای کاری و این نشست و آن نشست رفتن حتی در همان زمانهای خیلی کوتاه استراحت هم از لحظات احساسی و عاطفی گریزان شده بودم.

این فشار بحدی بود که در طول سال دو پسرخاله ایی که همانجا داشتم که در چند صد متری خودم بودند ولی اجازه دیدن آنها را نداشتم و هر کدام می ترسیدیم که بگوییم می خواهیم دوست، همشهری یا فامیل خودمان را ببینیم. در واقع احساس وع اطفه در درون هر کسی مرده بود ، یا بهتر بگویم ذره دره میکشتند. گاها حتی افرادی بودند سال ها در یک فاصله ۲۰۰ الی ۳۰۰ متری از یکدیگر بودند ، ولی نمی توانستند همدیگر را ببینند. منظورم خانواده ها یا زن و شوهر ها نیستند، دو تا برادر ، یا دو تا خواهر هم نمی توانستند همدیگر را ببینند، نه اینکه نخواهند ، بلکه از اینکه مجبور بودند فردایش باید در جمع و نشست های تفتیش عقیده و مغزشویی حاضر شده و تک تک لحظات خود را بیان کند و فحش و دشنام هم خودشان به خودشان بدهند و هم دشنام و ناسزاهای مسئولین فرقه را گوش کنند.

خیلی واضح وروشن بود که همه جا چشم و گوش های رجوی در لباس مسئولین حضور داشتند و میباید هر فرد نقشی را بازی کند که فرماندهان از فرد میخواهند برای همه اینها هم که شده راحتترین کار ندیدن و راندن خانواده وعزیزان بود.

در همین حس و حال بودم که یادی ازپدر و مادر خودم کردم که باعث و بانی فوت زودرسشان همان ترس و عدم جسارت من از یکسو و خفقان و سرکوب تشکیلاتی در درون فرقه بود. پدر و مادر من مگر چی می خواستند؟ می خواستند چند کلامی تلفنی حضوری صحبت کنند. همین نه یک ذره بیشتر ولی چه کسی باور می کند که همین را هم رجوی دریغ می کرد. رجوی ها، خودفروشهای آدم فروشی بودند که نه فقط مادر و پدر من بلکه خانواده های خیلی های دیگر که با بیخبری و دلتنگی برای عزیزان خود چشم ازدنیا فرو بسته اند.

اینها هم جزو همان ظلم و ستم و خونهایی هستند ومحسوب میشوند که رهبری جانی سازمان جدای از انهمه خونهایی که درون فرقه کذاییش ریخته واستفاده سیاسی برده بیرون فرقه اش هم دستش به خیلی کثافتها الوده است.

براستی چقدر قیمت انسان وانسانیت و وجدان در بین فرماندهان و اعضای بالا رتبه رجوی نازل شده و پایین امده است که هنوز هم دست از ظلم و ستم بر نداشته و به کارشان ادامه میدهند انهم با شدت و قدرت بیشتر.

چه فکرهای شوم و احمقانه ایی در سر رجویها هست هنوز که با اینکه اینهمه در کل دنیا گند بالا اورده اند دست بردار نیستند.

چرا رجوی هنوز خیلی از قربانیان را در عراق نگه داشته ، با اینکه می داند و می فهمد که این افراد دیگر قابل کنترل تشکیلاتی نیستند؟

آیا واقعا فقط بخاطر این نیست که در نوندونیش گل گرفته نشود؟

آیا فقط به این دلیل نیست که به پشتوانه حضور آنها در عراق و کمپ لیبرتی برا دولتهای ارباب خوش رقصی کند و شاباش بگیرد؟

آیا به این دلیل نیست که هنوز بگوید او و فرقه اش متلاشی نشده اند؟

البته باید اذعان کرد که رجوی با همه با هوشی اش، خیلی احمق تر و مفت باز تر است، چون جوهر و سرمایه اصلی که اعتماد نیروهایش بود را از آنها گرفت تا در عوض از اربابان پول بگیرد.

حرف اصلی این هست که دنیا بداند که آنچه رجوی عیان می کند، همه اینها به قیمت خون، جان پدران و مادران، و کشتن روح و روان افراد بیگناه اسیر است. وجدانهای بیدار باید از موضع حقوق بشر به افراد جامانده در فرقه رجوی نگاه کنند و آنها را نجات دهند.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14881

چرا مسعود رجوی همچنان مخفی است؟

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، بیست و دوم دسامبر ۲۰۱۴:…  بعد از پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ تحت عنوان ” عهد پرچم و ابلاغیه چراغ خاموش ” این سوال بیشتر از همیشه به ذهن خطور می کند که چرا مسعود رجوی مخفی است ؟ همچنین همیشه این سؤال بویژه از جانب منتقدین سازمان مجاهدین مطرح بوده است که مسعود رجوی کجاست و چرا در شرایط بحرانی اعضای سازمان در کمپ لیبرتی عراق …

مهوش سپهری مجاهدین خلق فرقه رجویشهادتهای حسین نژاد در حاشیۀ مقالۀ افشاگرانۀ آقای سعید جمالی و …

لینک به منبع

چرا مسعود رجوی همچنان مخفی است ؟

بعد از پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ تحت عنوان ” عهد پرچم و ابلاغیه چراغ خاموش ” این سوال بیشتر از همیشه به ذهن خطور می کند که چرا مسعود رجوی مخفی است ؟

همچنین همیشه این سؤال بویژه از جانب منتقدین سازمان مجاهدین مطرح بوده است که مسعود رجوی کجاست و چرا در شرایط بحرانی اعضای سازمان در کمپ لیبرتی عراق جایگاه اصلی‌ترین مهره خالی است ؟

و صد البته این یک سؤال سیاسی هم هست بویژه برای مردم ایران و بویژه برای مادران و پدرانی که حق شان این بوده و هست که بدانند شکارچی فرزندانشان ، شکارچی ثمره عمر و زندگی‌شان در کجا پنهان و از تقدیر تاریخ میگریزد ولی آیا براستی چنین افرادی قادر به پنهان شدن و فرار از سرنوشت و تقدیر خود هستند ؟

برای درک این مطلب شاید اولین پاسخی که به ذهن متبادر می‌شود این است:

در شرایطی که سازمان مجاهدین غرق در بحران موجودیت و غرق در انواع بحران های سیاسی وتشکیلاتی دست وپنجه نرم میکند و توام با به بن‌بست رسیدن استراتژی مسعود رجوی در خاک عراق ، مخفی و پنهان شدن اش بیشتر بخاطر عدم پاسخگوی نسبت به شرایط پیش آمده است .

در پاسخ به این سؤال میتوان گفت : بلی شاید این یکی از پاسخ‌ها ی موجود به این سوال باشد ولی مگر هم‌اکنون که مریم رجوی در فرانسه حضور علنی دارد پاسخگوی جنایات و خیانت هایی هست که قبل از همه به اعضای سابق این سازمان روا داشته وبالاتر اینکه مگر در مقابل مردم ایران حرفی برای گفتن دارد ؟

در یک نتیجه‌گیری اجمالی اگر مسعود رجوی ازدیده ها پنهان است ، اگر بیش از ربع قرن است که در مقابل هیچ ارگان حقوقی و خبری و رسانه ای قرار نگرفته، تنها بخاطر فرار از پاسخگویی نیست چون رهبری این جریان مدت هاست که دیگر پاسخگو نیست و خط دفاعی برایش باقی نمانده که بخواهد از آن دفاع کند و تنها چاره را در این دیده است که به قول معروف « حیا را خورده و شرم را قی کند » و چشم در چشم شما و مردم ایران بایستد و دروغ بگوید بدون اینکه کک اش هم بگزد و در همان حال آنرا هشیاری انقلابی برای پیشبرد خطوط اش بنامد .

برگردیم به سؤال اصلی که اگر دلیل اصلی پنهان شدن رجوی عدم پاسخگویی به مسایل موجود نیست، پس چرا در دنیای واقعی رجوی پنهان و مخفی شده است؟

اگر دقت کنید جریان قربانی اما پر قدرت رها شدگان از فرقه مجاهدین بارها تأکید کرده‌اند که اگر سازمان مجاهدین می خواهد زمین را به آسمان بدوزد تا با استراتژی ” آویزان شدن از بیگانگان ” آمریکا وظیفه سرنگونی حکومت اسلامی را برای مسعود رجوی برعهده داشته باشد، باید دوباره تاکید کرد که این سراب و توهمی بیش نیست. چرا که اگر آمریکا مسعود رجوی و فرقه مجاهدین را بهتر از هر فرد و نهاد و دولتی می شناسد. اگر چه رجوی هم اکنون در برابر تخلیه اشرف و تحویل سلاح و اخته کردن ماشین ترور فرقه مجاهدین توانسته است برای حفظ فیزیکی خودش و سکنی کردن در یک کشور اروپایی چون مناطق دور افتاده سوییس یا شاید نزدیک قطب شمال در کشورنروژ و یا … زندگی راحتی را در حال سپری کردن هست بر خلاف اعضای اسیر و قربانی در کمپ لیبرتی عراق. بله رجوی توانسته است خودش را حفظ کند و علنی نمی کند چون باید پاسخ بدهد چرا از صحنه فرار کرده است؟

با این نوع نگرش و برداشت سیاسی است که تأکید میکنیم نجات فیزیکی رهبری این جریان ضد ملی و وابسته در صدر خواسته‌های آن‌ها بوده و طی حداقل ۱۰ سال گذشته این سازمان تمام قدرت مالی و سیاسی و توان مزدوری خودش را پشت آن برده است . اما دلیل دیگری هم برای مخفی ماندن رجوی وجود دارد. روشن است که مسعود رجوی بعد از علنی شدن باید به اتهامات کوناکون تروریستی پاسخ دهد. چون در آن صورت موج عظیمی از ایرانیان و بویژه جداشدگان و قربانیان این فرقه خواستار حق قانونی خود از این جریان خشونت طلب خواهند بود و این نکته‌ای است که از گذشته های دور برای رجوی بسیار واضح و روشن بوده است.

در دنیای واقعی هیچ چیزی برای رجوی ارزش مند تر از حفظ جان خودش نیست و این عکس‌العمل تمامی دیکتاتورها بویژه از نوع کاریکارتورش کوتوله سیاسی مسعود رجوی است . او میپذیرد دماغه کشتی استراتژی اش در عراق به خاک مالیده شود ولی جانش حفظ شود .

در یک کنکاش سیاسی پنهان شدن رجوی پنهان شدن وی از برگزاری یک دادگاه حقوقی و فرار از حقیقت است . فرار از تقدیری که تاریخ برایش پیشاپیش رقم زده است و جلوه این سیاه بختی را میتوان هم‌اکنون در خاک عراق بروشنی مشاهده کرد.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14536

تهدید به قتل اعضای جداشده از فرقه مجاهدین خلق توسط مسعود رجوی

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، پنجم دسامبر ۲۰۱۴:…  وی در جمع بندی پیام اخیرش برای اینکه تشکیلات خود را منسجم نشان دهد عنوان نمود که از کل تشکیلات فقط یک نفر قصد خروج دارد این در حالی است که ما شاهد هستیم تعداد زیادی در این مدت از لیبرتی فرار کرده اند . متاسفانه همچنان بقیه در بند رجوی اسیر هستند. پیام صوتی مسعود رجوی هم نشان می دهد که تا آخرین نفر این افراد اسیر باید در کمپ لیبرتی در …

لینک به منبع

تهدید به قتل اعضای جداشده از فرقه مجاهدین خلق توسط مسعود رجوی

در هر مقطع از پروسه زمانی وقتی فشار درون تشکیلات بالا می رود ، رجوی نعره سر می دهد و با توپ و تشر و تحلیل کشکی سعی می کند التهاب درون تشکیلاتی را بخواباند تا مبادا کسی فکر خروج بکند .

وی با بیان مبارزه با بورژوازی و انقلاب ایدئولوژیک و به اصطلاح رهایی زن !! و حرفهای از این قبیل تلاش می کند تا جلوی فرار افراد را بگیرد و آنها را متقاعد سازد که در تشکیلات بمانند . همچنین وی با تهدید به قتل ، کینه خودش را نسبت به منتقدین و اعضای جداشده نتوانسته است پنهان کند که نشان می دهد شرایط روانی حاکم بر مسعود رجوی بسیار وخیم می باشد. رجوی در حالی شعار ” چراغ خاموش ” می دهد که هر کس که تجریه حضور در این نشست ها را داشته باشد می تواند کل دجال بازی رجوی را بفهمد. شما خودتان را در آن صحنه بگذارید که این پیام را برای شما پخش می کنند حال صحنه سازی و لات بازیی که در فضای اینگونه نشست ها ایجاد می کنند هم اضافه کنید، آیا فرد می توند در این فضای رعب و وحشت تصمیم به جدایی بگیرد و بگوید من نمی خواهم در سازمان بمانم؟

مسعود رجوی همچنین برای جلوگیری از خروج افراد ترفندهای زیادی بکار بست در این رابطه برای نرفتن افراد به خارج ، غرب و بورژوازی را دشمن معرفی نموده و برای نرفتن به داخل ایران از خبرهای داخلی روز از جمله قضیه اسید پاشی را به میان آورد تا با ترساندن و ارعاب اعضا ، راه خروج را بصورت کامل ببندد و از این ترفندها سالیان سال استفاده کرده است تا بدین صورت به حیات ننگین اش ادامه بدهد .

رجوی با قدرت نمایی صوری در قبال غرب و آمریکا و این که ما در قبال آنها سکوت کردیم خود را حق به جانب نشان داده که انگار همه مواضع وی درست بوده است !! او با بهانه عشق به آزادی و ارتش به اصطلاح آزادیبخش !! سعی دارد اعضای وارفته خود را به کشتن بدهد .

وی در جمع بندی پیام اخیرش برای اینکه تشکیلات خود را منسجم نشان دهد عنوان نمود که از کل تشکیلات فقط یک نفر قصد خروج دارد این در حالی است که ما شاهد هستیم تعداد زیادی در این مدت از لیبرتی فرار کرده اند . متاسفانه همچنان بقیه در بند رجوی اسیر هستند. پیام صوتی مسعود رجوی هم نشان می دهد که تا آخرین نفر این افراد اسیر باید در کمپ لیبرتی در عراق بمانند و اتفاقا به همین دلیل است که رهبری سازمان مجاهدین نمی خواهد که نیروها را از تیر رس گروه تروریستی داعش دور نماید در صورتی که خیلی خوب می داند که تهدید جانی و امنیتی جدی برای نیروها و جود دارد.

پس نتیجه گیری چراغ خاموش این است که کفگیر رجوی به ته دیگ خورده است و دیگر تحلیل های آبکی وی کسی را نمی تواند فریب دهد . تهدید جدا شدگان که یکی از عوامل اصلی افشای چهره پلید وی بودند هم تاثیری نداشته و عزمشان را برای افشای بیشتر وی صد چندان کرده است حال هر چقدر می خواهد به تهدید دیگران بپردازد حنای وی دیگر رنگی نداشته و بهتر است همان راه آلبانی را در پیش گرفته و در کنار لابی های بی خاصیت غربی شعار سرنگونی سر بدهد .

ضمنا در پایان اعلام می کنم مسئولیت تهاجم تروریستی و شخونت طلبانه به هر کدام از اعضای مجاهدین بر عهده شخص مسعود رجوی و مریم رجوی می باشد و بداند که ما بیدی نیستیم که با این بادها بلرزیم. ما از زندان های انفرادی جنابعالی و زندان ابوغریب اربابت صدام حسین عبور کرده ایم .

***

قربانیان رجوی پاریساین عکس کسانی است که به دستور مریم رجوی خود را ناقص کردند

رجوی و گروگانهاقمپز در کردنها و خالی بندیهای بیسابقۀ رجوی. سوز و گذازی دیگر از افشاگری ها

مسعود رجوی در حال مبارزهچراغ خاموش کردن رجوی (امام حسین نه شب عاشورا غیبش زد و نه ده سال بعد از زیر قبای یزید نوار صوتی داد)

Wondering at those Americans who stand under the flag of
Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to
LOBBY for the murderers of their servicemen


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

همچنین:

اعضای غیر مجاهد شورای دست رجوی !! ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، هفدهم نوامبر ۲۰۱۴:…  اعضای شورای دست ساز رجوی باید بدانند که تنها راه نجاتشان ، اراده برای جدائی و خروج از این شورا ، همانند آقایان روحانی و قصیم و … که قبلا راه خود را جدا کردند . راهی که آخرین آنها آقای شاپور باستان سیر بود که به اتفاق مرتضی و محمد شمس اخیرأ با صدور اعلامیه ا

 خانم رجوی! شعار های توخالی دادن دردی را از شما درمان نمی کند

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، نهم نوامبر ۲۰۱۴:… در پایان می خواستم به این زوج رجوی ها توصیه کنم که دست از اینگونه خیمه شب بازی ها که برای فریب افکار عمومی و سرگرم کردن نیروهای سازمان راه اندازی می کنند بردارند و بگزارید این نیروهای گرفتار در کمپ لیبرتی در کشور ناامن عراق سرنوشت خود را خودشان در دست گرفته

مجاهدین و افزایش روز افزون افشاگری ها

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، سی و یکم اکتبر ۲۰۱۴: …  آنچه امروز از این فرقه تروریستی برملا گشته و ریزش نیرو و فروپاشی درونی سازمان را به همراه داشته است در اسرار تکان دهنده و افشای مناسبات فرقه ای و تشکیلاتی است که توسط افراد جدا شده از فرقه برملاء گشته است و به بیرون از تشکیلات فرقه راه پیدا کرده و ابعاد بین المللی