نوروز 96 و سرگذشت عبرت انگیز مجاهدین خلق

نوروز 96 و سرگذشت عبرت انگیز مجاهدین خلق

Talie-azadi logoطلیعه آزادی، هفدهم مارس 2017:… آنجا که وقتی هواداران و اعضاء  که “سرود قسم  “را با اعتقاد و بدون اعتقاد  می سرودند ، به آرمان واقعاً پوشالی پشت می کنند ، آیا نمی توان گفت که  شیرازه این وجود خبیث به پایان رسیده !!؟. آیا در مرتبه های دیگر  و تکرار وعده های سبک  : عید درتهران ، سرنگونی و صدها و هزارا ن شعار کشکی و بدون واقعیت  را می توان … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانی تیراناتبخیرشدگان فرقه رجوی در آلبانی

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

لینک به منبع

نوروز 96 و سرگذشت عبرت انگیز مجاهدین خلق

 طلیعه آزادی مجاهدین خلق فرقه رجویعید نوروز 96 با همه غم ها و خوشحالی ها ، سختی ها و….. فرا رسید . ما ایرانیان در شروع سال دیگر در حد وسع خود به استقبال بهار با باز شدن شکوفه های نارنج و ترنج و درختان شکوهمند می رویم که قامت شان پربار و چه زیبا می شود .

اما در دل بعضی مادران عزیز ما سنگینی است که دوری از فرزندان و دلداده هایشان است . انسان هایی که در درون فرقه مجاهدین اسیر هستند و در این دنیای بزرگ در زندانی کوچک ولی عجیب و غیر انسانی  و قابل باور گرفتار شده اند .

درست 31 سال پیش بود که مسعود رجوی که نتوانست بعد از 30 خرداد بر مسند قدرت بنشیند  بطور رسمی وارد عراق شد که پیامد آن ، ترور ، بمب گذاری و جنگی بود که هموطنان عزت مند ما را نشانه گرفت که می خواستند و ادعا می کردند آزادی را برای آنها بیاوردند . رهایی که البته با همکاری با دشمن متجاوزگر و گرفتن سلاح و امکانات همه جانبه که در صدد اجرایش بودند!!! .

بهر حال گذشته از فاز سی خرداد  ، در طول سالهایی که مسعود  رجوی دست بیعت باصدام داد  ، هزاران تن از جوانان این کشور به خاک و خون کشیده شدند و  مسعود رجوی کم نمی آورد و در هنگامه هر سال جدید با وعده سرنگونی و  وعده ای را  اغافل  و بسیار درناک تر موجودی و سرمایه ملی را در راه اهداف  پلید و قدرت نمایی خود  به فنا کشید .

سازمان مجاهدین خلق بعد از اعلام فاز 30 خرداد و شورش های خیابانی و حیف و میل نهاد ها و اماکن دولتی و ترورهای بی هدف و بدون  دلیل که تا حدودی انسان های بی سلاح و عادی کوچه و خیابان را برای بی ثباتی برنامه ریزی کرد و کار آن فقط همین بود ، با فرار رهبر مجاهدین به همراه آقای بنی صدر ، یک چیز را رقم زد . در عین صداقت پیشگی ظاهری و  گفته اینکه بیشترین پرداخت در راس هرم است ، موسی خیابانی  ، محمود ضابطی ، اشرف ربیعی و…. را قال گذاشت تا در کمین جمهوری اسلامی گرفتار شوند . خانه تیمی که محاصره شدند و تا آخر در دام رجوی گرفتار گردیدند ولی رجوی عافیت جویی خود را با رفتن از ایران  نشان داد .

این و خیلی  مسائل  راه را برای فرقه گرایی رجوی در عراق بمثابه نقطه امن  و دور از دسترس باز کرد و سر سازمان بعد از سفر دائمی به عراق خود را از مسئول اولی به رهبر عقیدتی ارتقاء داد !!! که انقیاد تمام بدنه تشکیلاتی و  کسب مالکیت اول و آخر  جان و روان همه اعضاء بود  .

این تحجر گرایی  و افکار عقب مانده حتی باعث گردید که در اوج سختی های فرقه و نفرات ، بمباران های جنگ خلیج دوم و لشگرکشی آمریکا برای ساقط کردن صدام ، مجدداً آقای رجوی غیب شود و همسر سوم ایشان بنام مریم قجر با تعدادی از کادرهای بالا و آستان بوس هرم فرقه  ، خاک عراق را ترک کنند ودر فرانسه اقامت کنند . این کار پنهانی ، ضربه ای به اطمیان خدشه دار شده  اعضاء وارد کرد که خروج از عراق و رفتن به آلبانی در بالاترین نقطه ذلت ، این چالش و حاصلی شد که 31 سال خیانت را برای سازمان به ارمغان آورد  که دوست و دشمن را از او ناراضی کرد.

سماجت بر حضور در عراق بعد از پایان حکومت دیکتاتوری صدام  و همکاری با ارتش آمریکا فقط به خاطر حفظ جان و مدت زمانی کوتاه برای وجود رجوی ها بود که  البته  بهایش را افراد درون گروهی دادند که سال ها عمر خود را به پای این سازمان وپس گرا ریختند که حتی خانواده های آنان را مزدور دانسته تا بتواند خیانت ، جنایت و جاسوسی و مزدوری خود را به وهم و خیال خود مخفی کنند .

در این بحبوبه  شکست های رجوی و رسیدن به ته دره و سکنی گزیدن در کمپ پناهندگی موقت لیبرتی ، با حمایت آمریکا و امپریالیسم گذشته !!! در مدت محدود  انجام دیدار خانواه ها با عزیزان بود که رجوی هم این را تحمل نکرد تا مبادا  افراد خود را از دست بدهد و معیارهای انسانی را زیر پا گذاشت تا پازل یک گروه مخرب و فرقه گرا را تکمیل و نشان داده و  شعارهای مردمی کاذب خود را  بطور روشن و عینی برای چشمان حقیقت بین آدم های با وجدان  جهان  رونمایی کند .

با همه این مراحل و آزمون و خطا فرقه منحط مجاهدین ، بهر حال نوروز 96 فرا رسید  و چیزی که بارز است و بدون شرح و  یا براساس تحلیل داده های مشخص ، با وجود صوری یک تشکیلات فرقه صاحب مرده ( چه رجوی بمدت بیش از 13 سال غیب شده و چه واقعاً تلف شده باشد ) ، رفتن از عراق آخرین تیر کشنده بر وجود این جسد متعفن بود و خواهد بود . آنجا که وقتی هواداران و اعضاء  که “سرود قسم  “را با اعتقاد و بدون اعتقاد  می سرودند ، به آرمان واقعاً پوشالی پشت می کنند ، آیا نمی توان گفت که  شیرازه این وجود خبیث به پایان رسیده !!؟.

آیا در مرتبه های دیگر  و تکرار وعده های سبک  : عید درتهران ، سرنگونی و صدها و هزارا ن شعار کشکی و بدون واقعیت  را می توان با دایر کردن جلسات شستشوی مغز و دیگ و دیگچه ( نشست جنسی و تفتیش جنس –  لجن مال کردن شخصیت فردی انسان ها و قربانیان درونی ) داد !!؟.

وقتیکه مریم رجوی با بورژوازی قرین شده و هر محفل و انجمن خصوصی  و عمومی باید با او رنگین شود تا کامش برآید !! ، می شود که افراد بی گناه و قربانی در آلبانی را مجاب کرد که برای رفتن به بیرون بایستی اجازه بگیرند و تا آخر خودشان را از یک زندگی واقعی فقط برای چند سال عمر پایانی و یا دیدار با خانواده  محروم کرد !!؟.

با این تفاصیل با آغاز سان نو 96 که بر همه ایرانیان مبارک باشد، خوب است دعا کنیم و دست نیاز برداریم که خانواده های چشم انتظار اعضاء فرقه رجوی، آرزویشان برآورده شود و انسانهای قربانی شده که بخوبی میدانیم در چه وضعیت دردناکی هستند  به سرانجام وسرنوشتی بهتر و خارج از استیلای رجوی  برسند.

*** 

مریم رجوی: سرفرازی بجای سرنگونیَسال سرنگونی !؟، سال سرافرازی!! یا سال سر در گمی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28722

مفهوم نامه های وارده در سایت های فرقه رجوی و پایداری!!ا 

Talie-azadi logoطلیعه آزادی، هشتم مارس ۲۰۱۷:…  باند مزدور وطنی مجاهدین خلق که بریده از خلق است و برای هر قدم برداشتن جز دروغ و خباثت چیزی در چنته ندارد، اخیرا در سایت خو برای وجه و مشروعیت اقدام به را اندازی بخشی به اسم “نامه های وارده!!” نموده است. در پایان هر نوشته و یا مقاله می آورد که سایت مجاهدین نسبت به محتوای این مطلب و یا مطالب تعهدی ندارد … 

با اعدام مخالفم ولی حجت زمانی یک تروریست بود

لینک به منبع

مفهوم نامه های وارده در سایت های فرقه رجوی و پایداری!!

چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۵

باند مزدور وطنی مجاهدین خلق که بریده از خلق است و برای هر قدم برداشتن جز دروغ و خباثت چیزی در چنته ندارد، اخیرا در سایت خو برای وجه و مشروعیت اقدام به را اندازی بخشی به اسم “نامه های وارده!!” نموده است. در پایان هر نوشته و یا مقاله می آورد که سایت مجاهدین نسبت به محتوای این مطلب و یا مطالب تعهدی ندارد و آن را تایید نمی کند!! 

این روش مزورانه و افشاء شده ای است که فرقه رجوی بکار میگیرد تا این طور وانمود کند که در بین مردم مشروعیت یا پسندیده و مطلوبیت دارد. 

اخیراً که کنجکاوتر شدم به مطلبی برخوردم که همین ناشی گری مجاهدین را برایم به اثبات رسید . در مطلبی با عنوان ” حجت ، حجت و بینه یی بر پایداری پر شکوه مجاهدین ” که نویسنده آن با مخفف ” ع . نادر بهمن ۹۵ ” به انتشار گذاشته شده است . این سوگواری بی معنی برای کسی است که مجاهدین مزدور او را با فریبکاری و پول به استخدام در آوردند تا به این وسیله تیم تروریستی در داخل فراهم کند و محلی برای تامین امنیت تروریست های فرقه بدنام رجوی فراهم کند . اما این مسئله لو رفت و هر اقدامی از جمله خانواده او و نیز زندانیان جهت پی بردن به کارش که همکاری با یک سازمان تروریستی و اتفاقاً در لیست تروریستی جهان است و او باید توجه این موضوع شود کارساز نبود منجر به اعدام او شد . اتفاقاً در شرایطی که خود رجوی فرار کرده بود و برای حفظ جانش به غار گونه ای پناه برد و برده است ، رسانه های رجوی به طرق مختلف سعی داشتند او را به این راه و یا به عبارتی اعدام سوق دهند تا اینکه آنها احمقانه خونخواهی او را بکنند و خود را عزا دار نشان دهند !! و از خون او ارتزاق نمایند !!.

اما واقعیت چه بود ؟.  مجاهدین در موقعی هنوز از زبان اعضاء خود و حتی با اسم مستعار و یا بیرون از فرقه تلاش دارند پایداری خود را برخ بکشند که دیگر گند آنها بالا آمده است . از یک سو شیرازه تشکیلات از هم پاشیده و افراد بتدریج پی بر بطلان آن می برند و از سویی فرقه رجوی نمودهای وابستگی و البته حضیض شکست و نابودی را می خواهد با چسبیدن به عربستان و اسرائیل جبران کند که هدفی که دنبال میکند را هرگز بدست نمی آورد چرا که مزدوری ، بی آیندگی حتمی است و راه آن سقوط هرچه بیشتراست .

در نوشته وارده !! که در سایت رجوی منعکس شده است نویسنده کسی نیست جز فردی فریب خورده در آلبانی و  کمپ پناهندگی سالمندان در تیرانا ، به نام ” علی نادری “. 

باردیگر باید علاوه بر فراررجوی در سر بزنگاه که اشاره شد ، تاکید کنم که چطور با همکاری با ساواک تخفیف حکم گرفت در حالی که اکثریت کادر مرکزی پای چوبه دار رفتند اما او علاوه خیانت واقدام  بر علیه همکارانش ، جانش را نجات داد و با اطلاعات دادن به سرویس امنیتی شاه موجب دستگیری بنیانگذاران شد .

حال فرقه رجوی با تزویر و دروغ و مغز شویی حجت زمانی را قربانی راه ذلت و نوکری خود کرد در شرایطی که تا همین الان برای پایداری پر شکوه که فقط در این کره خاکی خودشان بس به آن بال و پر می دهند ، می کوشند که در مقابل بحرانها و اینکه سرشان به سنگ  نخورد ، متوسل به نامه رجوی  شوند که با علم کردن این مترسک  ، افراد خود را بترسانند و مرعوب نمایند حیات خائنانه خود را ادامه دهند .

*

آفتاب نیوز دوم اسفند ۱۳۸۴
http://aftabnews.ir/vdcd5n0o.yt0fs6a22y.html

قوه قضاییه اعدام «حجت زمانی» را تأیید کرد

آفتاب‌‌نیوز : به گزارش خبرنگار آفتاب، «جمال کریمی راد» روز سه شنبه در کنفرانس خبری خود گفت:«اخیرا برخی رسانه‌ها در خارج بحث‌هایی را درباره‌ اعدام حجت زمانی که منافق و تروریست بوده و در سال ۱۳۷۷ اقدام به بمب‌گذاری در دادگاه انقلاب کرد و در پی آن سه نفر از هموطنان شهید و ۲۲ نفر مجروح شده و خسارتی نیز به این دادگاه وارد شد، مطالبی را مطرح کردند. پرونده‌ این فرد سال ۱۳۸۳ مورد رسیدگی قرار گرفت و در نهایت به قصاص محکوم شد که حکم صادره برای وی ۱۸ بهمن اجرا شده است، اما متاسفانه برخی امروز دفاع از حقوق بشر را در دفاع از آدم‌کش‌ها و تروریست‌ها می‌دانند».

*** 

ترحم بر پلنگان تیز دندان ـ ستم کاری بود بر گوسفندان

فیلم یکی از جلسات رجوی با سرلشکر طاهر عبدالجلیل حبوش

حسین مدنی شهریار کیا بعد از صداممینو سپهر: نگاهی به ۵۰ سال خشونت وترور وجنایت وخیانت گروه موسوم به مجاهدین

Linda-Chavez-Ingrid-Betancourt-Mojahedin_Khalq_MEK_terrorists

Rajavi resorts to bargain basement speakers in Albania (Ingrid Betancourt, Linda Chavez, Wesley Martin …)

لیندا چاوز، اینگرید بتانکورت ولزلی مارتین مواجب بگیران دست سوم فرقه تروریستی رجوی

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 2Wesley Martin at a paid gathering of Mojahedin Khalq Rajavi cult promoting Saddam’s Private Army

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28641

بالاترین خیانت رجوی به جنبش آزادیخواهانۀ مردم ایران (خاطره ای از قرارگاه اشرف)ا 

غفور فتاحیان، پیوند رهایی، بیست و هشتم فوریه ۲۰۱۷:… گفت: ببین در این پادگان اشرف اگر کم نگفته باشم نودو پنج درصد افراد با سیاستهای رجوی و خود رجوی مخالفند. حتی همین شریف (مهدی ابریشمچی) و رحمان (عباس داوری) و احمد واقف (مهدی براعی) هم با رجوی مخالف هستند منتها چون هیچ کاری از دستشان ساخته نیست دارند عمرشان را به این نحو … 

آن خدابنده (سینگلتون) کمپ اشرف عراق Anne Singleton from Iran-Interlink
visits Camp New Iraq (Formerly Ashraf)
in wake of violence by loyalists of the Rajavi cult

لینک به منبع

بالاترین خیانت رجوی به جنبش آزادیخواهانۀ مردم ایران

خاطره ای از «محفلی» در قرارگاه اشرف در عراق

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

 غفور فتاحیانخاطره زیر شاید بیانگر تمام خیانت رجوی و دارودسته اش در حق مردم ایران و بخصوص در حق جنبش آزادیخواهانه مردم ایران نباشد بلکه فکر می کنم قطره ای از دریای بیکران سراسر خیانت رجوی باشد.

در یکی از روزهای تابستان عراق در قلعۀ اشرف که درجه حرارت بالای چهل و پنج بود در اتاق کیوسک نگهبانی جلوی مقر هشت نگهبان بودم. در آن روز بقدری هوا گرم بود که هیچ پرنده ای هم در هوا دیده نمی شد. همه جای پادگان اشرف سوت و کور بود. انگار آسمان در آن نقطۀ نفرین شده ایستاده بود و هیچ حرکتی نمی کرد.

در داخل کیوسک درجۀ کولر قدیمی را که با صدای گوش خراشی کار می کرد تا آخر بالا بردم که حداقل داخل کیوسک را خنک کند. به داخل مقر نگاهی انداختم. در فاصلۀ ۵۰ متری من اتاق کار زنان عضو شورای رهبری فرقه بود که تعدادشان در آن اتاق شش نفر بودند ولی حدود بیست کولر گازی نو و مدرن در آن اتاق کار می کرد بدون لحظه ای خاموش شدن.

 دورتر از آنجا، آسایشگاه مردان بود که بیش از ۱۵۰ نفر در آنجا بودند ولی کمتر از ۱۵ کولر در آن کار می کرد. با خودم گفتم خدای جامعۀ بی طبقه رجوی که از آن صحبت می کند کجاست؟

در همین حین دیدم که از داخل مقر شش که در فاصله تقریبا ۵۰۰ متری ما بود یک نفر خارج شده و از روی اسفالت می آید. کمی کنجکاو شدم تا ببینم کیست؟ پس از چند دقیقه که به نزدیکی مقر ما رسید دیدم یکی از مسئولین قدیمی و بالای سازمان است که آن موقع او را به علت اعتراضات گسترده اش به رجوی مسئول آماد (تدارکات) کرده بودند.

من بارها او را در خیابان های اشرف دیده بودم و با ماشین او را به مقر قبلی اش که در محل آموزش بود رسانده بودم. به علت سن و سال بالا و سوابق مبارزاتی که داشت برای او خیلی احترام قائل بودم. او را صدا زدم و گفتم استاد در این گرما کجا می روید؟ بیایید داخل کیوسک شربت بخورید کمی بنشینید شاید کسی از این مقر ما با ماشین خارج شده و تو را با خودش برساند. بلافاصله تعارف مرا قبول کرد و با خنده گفت: الان مریم اکبری بیسواد فرمانده مقرشما من را می بیند و می گوید دارد محفل می زنید؟! من هم گفتم استاد صحبت کردن با شما واقعا افتخار می خواهد. سپس یک لیوان شربت خنک به وی دادم او بلافاصله بعداز خوردن شربت گفت سلام برحسین لعنت بر رجوی خیانت کار! اولین بار بود که چینن عبارتهایی را از او می شنیدم. می دانستم که انسان سرکش و آزاده ای است و مدام به سیستم رجوی انتقاد و اعتراض دارد و به همین دلیل تمام رده های تشکیلاتی را از او گرفته و اورا به عنوان مسئول تدارکات یکی از مقرها گذاشته بودند.

به او گفتم استاد، حالا با این گرما کجا می روید؟ چرا با خودرو نمی روید؟ آهی از ته دل کشید و گفت: نشست آماد در ف اشرف (ستاد فرماندهی قرارگاه اشرف) داریم و ماشین هم سوخت ندارد چون سوختی که برای یک ماه به من می دهند کافی نیست. من هم بلافاصله گفتم مگر ما مشکل سوخت داریم؟ در ثانی شما با این سن و سال درست نیست که با پای پیاده این مسیر دوازده کیلومتری را پیاده بروید. در جوابم گفت: « اساسا نه مشکل سوخت است و نه چیز دیگر فقط می خواهند تا آنجا که می توانند برروی ماها بخصوص مردها فشار جسمی بیاورند حال فشار روحی که به کنار که آن هم یک تاکتیک دیگر رجوی است  تا همه سریعتر از کار بیفتند و از این دنیا بروند». وی افزود: «آیا می دانی که هر نفری مثل من فوت می کند رجوی چقدر خوشحال می شود؟ و می گوید یک مخالف من از بین رفت و هم از فوت او استفاده می کند؟».

من هم کنجکاو شدم و گفتم شما که این همه به خارج رفتی چرا برگشتی؟ در جوابم گفت: «ببین در این پادگان اشرف اگر کم نگفته باشم نودو پنج درصد افراد با سیاستهای رجوی و خود رجوی مخالفند. حتی همین شریف (مهدی ابریشمچی) و رحمان (عباس داوری) و احمد واقف (مهدی براعی) هم با رجوی مخالف هستند منتها چون هیچ کاری از دستشان ساخته نیست دارند عمرشان را به این نحو دراین جا می گذرانند… آخر با این سن وسال کجا بروند؟ مگر اینها در این سن و سال توان مالی خوبی دارند که بروند؟ همه مجبورند… اگر سن و سال شما را می داشتیم هیچ کدام از ما در این تشکیلات نمی ماندیم… رجوی این را از همان  سال ۶۹ بخوبی فهمید زیرا رجوی شم ضد انقلابی قوی دارد و بلافاصله پایه ها ی انقلاب جهنمی طلاق را گذاشت وشورای رهبری قلابی درست کرد و  تمام مسئولیت های بالا و اجرایی را از مردها گرفت و به زنان سپرد و حالا می بینید مثلا شریف یا رحمان چکاره هستند؟ هیچ کاره… هیچ مسئولیتی ندارند… و همین ها هم به زنان وصل هستند و هر چی می گویند بلافاصله انجام می دهند و اگر کمی شکاف داشته باشند فورا همین یک ذره مسئولیت هم از آنها گرفته میشود همانند بابا (سیدی کاشانی) یا حمید (محمود عطایی) اینها که زمانی از فرماندهان اصلی سازمان بودند الان عضو تیم هستند و هیچ مسئولیت خاصی ندارند… همۀ مردها دکورند چون رجوی سالها پیش فهمید که مسألۀ سرنگونی محقق نمی شود و روز به روز دنبال ترفندهای تازه ای است تا سر این همه افراد را گرم کند و رجوی  خوب هم می داند که این افراد هیچ جایی هم ندارند بروند… به همین خاطر دارد می گوید که من هستم وگرنه مبارزه مسلحانه رجوی سالها پیش تمام شده ولی به خاطر قدرت طلبی حاضر نیست خط مشی خود را تغییر دهد و آنچه را که در عالم واقع وجود دارد بیان کند وگرنه اگر همین رجوی خط درست مبارزه را انتخاب می کرد نه تنها الآن در این نقط نبودیم بلکه با چندین هزار نیرو در خارجه مبارزه سیاسی می کردیم». سپس پرسید: «آیا می دانی که بیش از سه میلیون ایرانی در خارج کشور زندگی می کنند که یک درصد آن هم از ما حمایت نمی کند؟».

سپس گفت: «من بارها به رجوی نامه نوشتم و کلی دلیل آوردم که ماندن در عراق فایده ای ندارد ولی در جواب آخرین نامۀ من گفت که شما در مبارزه کم آورده اید لذا می خواهید بروید. در صورتی من فی سبیل الله برای رجوی نامه نوشته بودم و در آخرین نامه هم به او نوشتم که تاریخ همه چیز را مشخص می کند».

من گفتم: استاد واقعا رجوی شاید نمی فهمد که این کارها را انجام می دهد. در جوابم گفت: «اتفاقا رجوی خیلی خوب می فهمد… او بدنبال منافع ملت نیست بدنبال قدرت طلبی خودش هست چون اگر دنبال منافع ملت و مردم باشد پس دیگر رجوی نمی تواند خود را امام زمان بنامد و هر کاری دلش خواست انجام بدهد وگرنه باید قبل از هر چیزی منافع ملت و مردم را در نظر بگیرد… الآن در همین اشرف یک کار کوچک را بخواهیم درست انجام بدهیم می گویند منافع خواهر مریم به خطر می افتد!… بله این از سازمان مجاهدین که این همه خون به پایش ریخته شد ببینید به کجا رسیده است؟!».

استاد که تمام موهای سفیدش حاکی از سالیان مبارزه در عشق به میهن و مردمش بود بعد از آنهمه سال در درونش آتشی بوده که در حقیقت به جان رجوی افتاده بود.

استاد نگاهی به ساعتش انداخت و گفت دیگر خیلی دیر شده ماشینی نیامد پیاده کم کم بروم ولی این را در نظر داشته باش که ناحقیها و خودمحوریهای رجوی هیچ سرانجامی ندارد.

وقتی رفت با خود گفتم: آیا نباید چنین شخصیتها و انسانهای مبارز قدیمی و مجاهدان از زمان قبل از انقلاب ایران در جایی دیگر غیر از اینجا و با امکاناتی آزاد و کافی برای مبارزۀ واقعی در راستای آزادی مردم و میهنمان با آگاهی بخشی و نوشتن و کار سیاسی فرهنگی می بودند؟ آیا نگهداشتن چنین افرادی در اینجا برای حفظ قدرت و القاب «رهبری مقاومت»!! و«فرمانده کل»!! رجوی کاری جز بزرگترین ضربه و خیانت بر جنبش آزادیخواهانۀ مردم ایران می باشد؟.

*** 

Saddam’s Private Army
How Rajavi changed Iran’s Mojahedin from Armed Revolutionaries to an Armed Cult

The Life of Camp Ashraf
Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters
By Anne Khodabandeh (Singleton)  and Massoud Khodabandeh

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28461

وطن فروشی سران بی وطن فرقۀ رجوی تا کجا؟ 

Al Arabian Mojahedin Khalq ISIS Terrorismغفور فتاحیان، پیوند رهایی، سیزدهم فوریه ۲۰۱۷:… بله می شود نتیجه گرفت که این فرقه فقط و فقط بدنبال انتقام از مردم ایران می باشد و نه آزادی و دموکراسی چون خودشان بهتر از هر کسی می دانند که هیچ وقت پایشان به ایران نخواهد رسید و بنابراین می خواهند از مردم ایران انتقام بگیرند و لاغیر و گرنه چه لزومی دارد که برای حملۀ نظامی آمریکا به ایران لابی بگیرند و … 

رجوی، حیوانی که به فرزند خود هم رحم نکرد

لینک به منبع

وطن فروشی سران بی وطن فرقۀ رجوی تا کجا؟

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

 قبل از انتخابات آمریکا فرقه رجوی با نذر و نیت و دعا و دادن وعده وعید به سالمندان گرفتار فرقه اش در آلبانی و دیگر خانه های سالمندن متعلق به فرقه در اینجا و آنجای ینگه دنیا می گفت دعا کنیم ترامپ در انتخابات امریکا پیروز شود تا راه سرنگونی جمهوری اسلامی را هموار کند!!.

البته اضافه کنم که همۀ سردمداران فرقه در کهولت سنی به سر می برند و امروز و فرادست که تک تک آنها به دست عزرائیل دستگیر شوند! همانند جابرزادۀ شکنجه گر و عامل قتل عام ناراضیان زندانی در داخل تشکیلات فرقه که روز شنبه ۱۱ فوریه ۲۰۱۷ توسط عزرائیل دستگیر و مستقیما به جهنم منتقل شد!…

اما این وطن فروشان بی وطن که پیوسته بر طبل جنگ و ناامنی برای داخل ایران می کوبند و از آمدن ترامپ سر از پا نمی شناسند به خوبی می دانند که آمریکا آنها را به قدرت نخواهد رساند ولی با این کارها فقط می خواهند از مردم ایران انتقام بگیرند و نمونۀ بارز آن این است که در سال ۸۸ که انتخابات بود و مردم از کروبی و موسوی حمایت می کردند مسعود رجوی در یک نشست عمومی در اشرف که فقط صدایش را می شنیدیم به ما گفت که این دانشجوایان معترض به نتیجه انتخابات را باید به سینۀ دیوار گذاشت و همه را به رگبار بست. خیلی از افراد به این حرف رجوی اعتراض داشتند و از سران فرقه می پرسیدند چرا  این مردم و دانشجویان از مریم حمایت نمی کنند و چرا اسم او را نمی برند و هیچ پشتیبانی از مجاهدین در داخل ایران نمی شود. من خودم در همان نشست پشت سر مهدی ابریشمچی (شریف) و محمد سید المحدثین (بهنام) نشسته بودم که متوجه شدم شریف به بهنام گفت: چقدر خوب می شد که پاسداران همۀ اینهایی را که دارند از موسوی و کروبی دفاع می کنند به رگبار می بستند!! بعد از آن بهنام گفت این آمریکای بیشرف هم که به ایران حمله نمیکند که رژیم را سرنگون کند و اینهمه مسائل دیگر تمام شود!!…

بله می شود نتیجه گرفت که این فرقه فقط و فقط بدنبال انتقام از مردم ایران می باشد و نه آزادی و دموکراسی چون خودشان بهتر از هر کسی می دانند که هیچ وقت پایشان به ایران نخواهد رسید و بنابراین می خواهند از مردم ایران انتقام بگیرند و لاغیر و گرنه چه لزومی دارد که برای حملۀ نظامی آمریکا به ایران لابی بگیرند و پول خرج کنند؟ ولی باید از این حضرات پرسید: مگر با جنگ و حملۀ نظامی، لیبی، افغانستان، عراق و سوریه درست شده است که این یکی یعنی ایران با جنگ و حمله به آن درست شود؟.

چون هر کسی که ذره ای شرف و حس میهن دوستی داشته باشد با هر نوع جنگی در میهنش و علیه میهنش مخالفت می کند ولی باند رجوی برای رسیدن به آن نذر و نیت و دعا هم می کنند زیرا ماهیت رجوی بر پایۀ وطن فروشی و مزدوری نهادینه شده است بنابراین عمل کردهای رجوی جای تعجب هم ندارد.

یکی از مسئولین سازمان که مخالف سیاست های نابخردانۀ رجوی بود هر بار که مرا می دید و من از او سؤال می کردم که سرنگونی کی است؟ بلافاصله به من جواب می داد که بار کج مجاهدین هیچ وقت به مقصد نمی رسد و من هم به شوخی می گفتم کدام بار کج؟ ما که همه بارهایمان راست و در مسیر صراط مستقیم است! او در جوابم گفت: «بار کجی که بعد از سی خرداد با اعلام مبارزۀ مسلحانه گذاشته شد و بعد هم به فرانسه آمدیم و کج تر از آن هم این است که آمدیم عراق!».

او سپس آهی کشید و ادامه داد: «افسوس که اگر اگر اگر در همان ایران می ماندیم و خط و مشی درست را انتخاب می کردیم نه الآن اینجا بودیم و نه وضعیت مردم ما اینطوری بود… این را از من بشنو که بار کج صد سال دیگر هم به منزل نمی رسد زیرا منزلی ندارد که به مقصد برسد و هزاران افسوس»…

*** 

احسان بیدی سیاوش رستارنجات یافتگان در آلبانی اقدامات تروریستی مجاهدین در تیرانا را محکوم می کنند

العربیه شیخ نشین سعودی: تروریستهای ما مجاهدین خلق نماینده رجوی در العربیه سعودی: تروریست های توحید و جهاد از اعضای ما بودند

رویکرد ترامپ به قضایا بر طبق نسخه مجاهدین خلق ضامن پیروزی بر ایران نیست، اما داعش را نجات می دهد

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28253

مشاهدات من درعراق و فریبکاری مریم رجوی در مورد انتقال 

غفور فتاحیان، پیوند رهایی، سی ام ژانویه ۲۰۱۷:… واقعا وقتی متن سخنرانی این رئیس جدید فرقه رجوی را که بعد از مرحوم شدن شوهر سابقش به این سمت رسیده خواندم از حیوانات انسان نما که هیچ شرف و انسانیتی ندارند به شدت بیزار شدم چرا که آنان برای رسیدن به اندک قدرتی دست به هر کارسخیف و دروغی می زنند. البته بهتر است دروغ ها و نیرنگ های مریم قجر و ماهیت … 

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgمریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRICouncil of Foreign Relations, 2014: Mujahadeen-e-Khalq (MEK). Backgrounders

لینک به منبع

مشاهدات من درعراق و فریبکاری مریم رجوی در مورد انتقال

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

 مطلبی اخیرا در سایتهای فرقۀ رجوی خواندم که روی آن تبلیغات گسترده ای کردند و آن حضور و سخنرانی مریم قجر عضدانلو در مجلس ملی فرانسه بود. واقعا وقتی متن سخنرانی این رئیس جدید فرقه رجوی را که بعد از مرحوم شدن شوهر سابقش به این سمت رسیده خواندم از حیوانات انسان نما که هیچ شرف و انسانیتی ندارند به شدت بیزار شدم چرا که آنان برای رسیدن به اندک قدرتی دست به هر کارسخیف و دروغی می زنند.

البته بهتر است دروغ ها و نیرنگ های مریم قجر و ماهیت کثیف او را که فکر کنم تمام جداشدگان هر یک به نحوی آن را برملا کرده اند بازگو کنم تا این کلاه بردار سیاسی نتواند بیش از این دست به فریبکاری زده و از آب گل الود امروز جنبش و اپوزیسیون ایران که نتیجۀ کارها و سیاستهای همسر گور به گور شدۀ این خانم می باشد ماهی بگیرد.

مریم قجر در سخنرانی یادشده اش گفته است: «مقاومت ایران [منظورش خودش است] موفق به انتقال تمامی نفرات به اروپا و آلبانی شده». او در این رابطه از یک کمیتۀ پارلمانی که خودش طراح و سازندۀ آن است تشکر و قدردانی هم می کند و می گوید که حل مسئلۀ استقرار این نفرات به لحاظ مالی برایش بسیار سنگین و پرهزینه بوده است به خصوص درمان مجروحان!.

حال ببینیم واقعیت چیست؟

در زمانی که ما در پادگان بد نام اشرف بودیم بعداز سرنگونی صدام یعنی از سال ۲۰۰۳ اگر اشتباه نکنم تا ۲۰۰۶ بارها و بارها مقامات و فرماندهان نظامی آمریکا در عراق به مسئولین همین فرقه در پادگان اشرف مرتب می گفتند که بیایید تا ما در عراق حضور داریم از اینجا بروید و دولت آمریکا تمام کمک ها را برای خروج امن شما از عراق تامین می کند. حتی یک بار که خودم شاهد بودم یکی از فرماندهان نیروهای امریکایی در عراق به قرارگاه اشرف آمد و در سالن یو (U) که در وسط قرارگاه اشرف واقع بود همراه با افسرانش با مسئولین فرقۀ رجوی ملاقات کردند و به آنان گفتند که امریکا امنیت عراق را به دولت جدید عراق تحویل می دهد و ما هم از عراق خارج می شویم لذا تنها راه جلوی شما این است که تمام وسایل و امکاناتتان را به فروش برسانید و با تمام نیروهایتان به اروپا یا هر جا که توان آن را دارید بروید. این را زهره اخیانی مسئول اول سازمان که در آن نشست حضور داشت بعد از بیرون آمدنش به ما که برای پذیرایی آنجا رفته بودیم تعریف کرد. او گفت: «امریکاییها به ما می گویند که از عراق بروید ولی نمی دانند که آنچه را رهبری ما در خشت خام می بیند آنها در آینه هم نمی بینند»!  وگفت ما به دستور  مسعود به آنها جواب رد دادیم.

بعداز این در تمام مقرها نشست گذاشتند و پیام مسعود رجوی را برای ما خواندند که در آن گفت: «اگر کوهها بجنبند اشرف از جایش تکان نخواهد خورد و چو اشرف نباشد تن من مباد»!!.

بعد از آن در تمام این دوره که به راحتی می توانستند همۀ افراد را از عراق خارج کنند تمام وکلا و لابیها و قدرت مالی خودشان را با تبلیغات انبوه روزمره در عراق و مطبوعات آن با جعل انواع بیانیه ها و گروهها از زبان عراقیها مبنی بر حمایت از باقی ماندن مجاهدین در عراق را برای نگهداشتن افراد در عراق بسیج کردند و در داخل تشکیلات نیز هر روز شعار سرنگونی به زودی و «امسال»! را به امید حملۀ آمریکا به ایران و مسلح کردن آنان سر می دادند و امروز نیز که از عراق به طور کامل بیرون رفته اند باز مریم رجوی با شیادی و فریبکاری تمام می گوید که بعد از مرگ رفسنجانی جمهوری اسلامی به سرنگونی نزدیکتر شده است!!

این حرف را درست اگر اشتباه نکنم در سال ۹۱ میلادی از همین مریم قجر شنیدم و بارها و بارها و هر سال به مناسبتهای مختلف چه خودش و چه شوهر مرحومش این را بیان می کردند و می گفتند امسال سال سرنگونی است حالا باز بعد از دقیقا ۲۶ سال می گوید به سرنگونی نزدیک شدیم!! که هدفی جز جلوگیری از فروپاشی فرقه اش ندارد.

حال یک مورد از نشست همین مریم جادوگر و شیاد سیاسی با ما بگویم که در سال ۷۶ برابر با ۱۹۹۷ میلادی یک نشست در رابطه با مسائل به اصطلاح «انقلاب مریم» (طلاق های اجباری و قطع رابطه با خانواده و عدم فکر کردن به ازدواج و رابطۀ جنسی وووو…) که خود مریم قجر گردانندۀ آن بود برگزار شد. در این نشست تعدادی هم از دختران و زنان حضور داشتند. مریم قجر خطاب به همۀ ما گفت: «شماها انقلاب نکرده اید و به همین علت سرنگونی پشت شما ها گیر کرده است و اگر انقلاب کنید همین امسال رژیم را سرنگون می کنیم»!.

در این هنگام یکی از آن دختران پشت میکروفون رفت و گفت: خواهر مریم! من یک سؤال و تناقض دارم. مریم رجوی که مسئول مستقیم نشست بود گفت: بگو. آن دختر گفت: «من و امثال من در سودای تحقق آزادی عقیده و بیان و دموکراسی به معنی واقعی کلمه به اینجا آمده ایم ولی متأسفانه بطور واقعی اینجا صدها بار بسته تر و غیر دموکراتیک تر از جمهوری اسلامی است چون هر کس حرفی برخلاف حرفهای شما حتی به صورت سؤال مطرح می کند می گویند از خط خارج شده ای و به آدم مشکوک می شوند! شما می گویید طلاق دادن و فکر نکردن به پدر و مادر سرنگونی جمهوری اسلامی را جلو می اندازد، من اصلا نمی فهمم در حالیکه دیگر عملیات چندانی بویژه عملیاتی که همه یا اکثر ما در آن شرکت کنیم نداریم این چه ضرورتی دارد؟ من این را واقعی نمی دانم و…». آن دختر حرفهایش را در میان همهمه ها و فریادهای ضد او از سوی نوچه های دو آتشه و فالانژهای رجوی می زد ولی هر طور شد حرفهایش را سریع و بلند زد و توانست به گوش افراد نشست برساند. هنوز حرفهایش تمام نشده بود که چماقداران و فالانژهای رجوی به وی حمله کرده و او را با فحش و ناسزا از نشست بیرون کردند و فریاد می زدند که: خواهر! این نفوذی وزارت اطلاعات است!!… بعدها حتی یک بار هم این دختر را ندیدم و نمی دانم اسم و فامیلش چه بود ولی این شهامت و جرأت او پوچی شعر و شعارهای آزادی و دموکراسی زوج رجوی و این را که آنها هدفی جز رسیدن به قدرت ندارند برای من و دیگر افراد تشکیلات بیش از پیش روشن و ثابت کرد تا اینکه با مشاهدۀ موارد بیشتر و بیشتری از این سرکوب و خفقان و اعمال فشار و محدودیت بر بیان و حتی فکر کردن ما توسط سران فرقه من و بسیاری از این فرقه جدا شدیم تا ماهیت ضد آزادی آن را افشا کنیم و چنین کرده و می کنیم و در این راستا بارها توسط شخص رجوی به اعدام و ترور هم حتی در خیابانهای اروپا محکوم شده ایم.

*** 

همچنین:

بازم یک دورغ شاخدار دیگر فرقه رجوی (مجاهدین خلق)

غفور فتاحیان، یاران ایران، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۵:…  در این اطلاعیه یک سری ارقام عجیب و غریب را هم سرهم کرده و بخورد اسیران لیبرتی داده است که فرقه چنان و جنین کرده و هزاران دلار هزینه بیماران کرده است. در تامین این هزینه ها مدعی است که بخش اعظم آن توسط رئیس جمهور سرکرده فرقه یعنی مریم قجر تامین شده است .و بخش
 
 
غفور فتاحیان، یاران ایران، پاریس، هفدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  حادثه تروریستی ۷ ژانویه ۲۰۱۵ به دفتر هفته نامه شارلی ابدو که منجر به کشته شدن ۱۲ نفر گردید قلب تمام دوستداران ازادی و هم چینن بسیاری از مسلمانان را به درد آورد. آیا باز هم باید دست روی دست گذاشته و شاهد این ترورهای ضد انسانی بود؟ آیا نباید از همین لحظه تما
 
 
غفور فتاحیان، یاران ایران، ششم ژانویه ۲۰۱۵:…   این فرقه دیگر چیزی برای گفتن ندارد و اگر سایتهایش را نگاه کنید بیشترین و برجسته ترین اخبارش خبرهای خارجی مربوط به سوریه و عراق و آمریکا و چین و ماچین است! و بعد هم برخی اعتراضات صنفی در داخل که هیچ ربطی به فرقۀ رجوی ندارد. مثلا چند روزی است که سایت مجاهد اخبار مربو
 
 
غفور فتاحیان، یاران ایران، پاریس، بیست و پنجم دسامبر ۲۰۱۴:…  چراغ خاموش از ترفند های کهنه رجوی است که همانند دیگر ترفندهایش از جمله استفاده هایش از کلمات اسلام و انقلاب و ایدئولوژی و توحید و عقیده و آزادی و… وسیله ای در دست او برای بازی با احساسات قربانیان خودش یعنی اسرای لیبرتی است واگرنه چه لزومی به چراغ