نکاتی در مورد مصاحبه اخیر مسعود خدابنده

نکاتی در مورد مصاحبه اخیر مسعود خدابنده

احمد. م خ. اروپا، بیست و چهارم فوریه 2014: … یاداشت دیگر که در سالن باقر زاده  حضرت رهبر روی سن ظاهر شدن با لباس شبیه لباس یاسر عرفات اما با دوخت زنانه که دگمه های روی آستین و شانه اش را زنانه زده بودن این مردک یک کمی روژ لب زنانه هم به لبش مالیده بود که من چندشم آمد و شرمم آمد که این مردک رهبرم باشم  سریع یاداشت دادم که بابا برو این لباس زنانه  مریم دوز و مریم دوست را در بیاور/ از قضا در …

آیا قربانیان کمپ اشرف طعمه ای جهت دستیابی به اهدافی شیطانی تر بوده اند؟

(با تشکر از آقای احمد.م خ،  نجات یافته جدید الورود به اروپا، دریافت شد)

لینک به متن مصاحبه
گفتگوی اختصاصی ندای حقیقت با مسعود خدابنده (در دو قسمت)

نکاتی در مورد مصاحبه اخیر مسعود خدابنده

آقای مسعود خدابنده در مصاحبه ای اختصاصی با ندای حقیقت پرده از رازی از نحوه زندگی مسعود رجوی و مریم رجوی برداشت که فکرمی کنم در نوع افشاگری های و مقالات روشنگرانه ای که در تمام رسانه ها در مورد فرقه و قبیله عشیره رجوی گفته و نوشته شده بی نظیر است تاکید می کنم بی نظیر

چرا ؟؟؟ به دلیل اینکه خیلی مردمی” عامه پسند” و راحت” با معیارهای رایج در جامعه های متفاوت سازگاری دارد و از دل واقعیت ها می باشد

درزمانه ای که نسل ما زندگی می کند به برکت وجود وسایل ارتباطات و سادگی نقل و انتقال اخبار با تصویر و با آگاهی از سطح زندگی همه اقشار و طبقات اعم از رئیس جمهور یا پادشاه یا رهبران و مرشدان یا فقرا از جمله حاشیه نشین های شهر های بزرگ دنیا ازجمله خاک سفید تهران یا حاشیه شهر مشهد و انبوه جاهای دیگر که به یمن دوربین و وسایل، دیگر هیچ رهبر یا پادشاه و ریئس جمهوری دخمه و پستوای ندارد مثل فتح علی شاه قاجار که حرمسرا داشت و هشتاد زن عقدی داشت و سرسر شاه و قس علی ذالک .

می خواهم بگویم آقای خدابنده دست مریزاد و نو آوری کردی درمورد رجوی کوتوله و نحو زندگی اش که بر خلاف اداهای انقلابی مابانه اش بوده شما از نزدیک دیده اید .

به نظر من که فاکت های خیلی پراکنده و غیر منظم را از نحو زندگی مریم و مسعود گفتی که خودت بنابر شغلت در فرقه از نزدیک دیدی خیلی جا دارد که متمرکز بشوی و واقعا خواهش دارم وقت بگذار و یادت بیاور و منظم بنویس

من حدود بیست و پنج سال در فرقه بودم و گاها شک می کردم که زندگی این دو باید متفاوت با بقیه باشد و در پر قو نگه داری می شوند. تناقض به ذهنم می زد اما به ما القا کرده بودن که فکر و ذهن شک آلود خود را نسبت به رهبری ببندیم. رهبر یعنی خدا. اگر شک کنید دچار گناه کبیره شده ای.

ما هم برای پرهیز از گناه کبیره ! ذهن خود را می بستیم

اما شما دست روی جایی گذاشتی که خیلی زود ذهن های گیر کرده افراد فرقه در لیبرتی و بخصوص اور سورواز و هواداران نا آگاه رجوی ها را باز خواهی کرد و آنها را رها خواهی کرد

من با ایمان و اعتقاد کامل و بدون ذره ای و سر سوزنی شک و تردید تصمیم گرفتم و قبیله رجوی را برای همیشه ترک کردم و خودم هم دارم مقاله و خاطره و تجربه زندگی در آن فرقه و محیط بسته را بازگو می کنم تا دیگر نسل های بعدی میهمنم گرفتار چنین ابلهان وطن فروشی نشوند. وقتی شما از این بعد جدید افشاگری کردی مو بر تنم سیخ شد و شاخ در آوردم که اسیر چه جانوری بودم و خدا را شکر که از دستش خلاص شدم

من یادم هست که نامه انتقادی ویک یاداشت پیشنهادی به مسعود دادم که هر دو مورد با چنان واکنشی مواجه شدم که تا سالها داشتم تقاص پس می دادم و در انزوای تشکیلاتی و امکانات رفاهی قرارم دادن

نامه اول مربوط بود به دورانی که مریم تازه به خارج امده بود به عنوان رئیس جمهور که در یک سال به تعداد ملاقات هایی که کرده بود و به تعداد لباس های که عوض کرده بود شمارش کرده بودم انتقاد کردم که یه خواهر مجاهد بنا بر حرف رهبر عقیدتی یک دست لباس دارد و عمر مفیدش هم شش ماه است چرا مریم در کمتر از یک سال حدود نزدیک به سیصد دست لباس جدید پوشیده ؟؟؟؟؟

یاداشت دیگر که در سالن باقر زاده حضرت رهبر روی سن ظاهر شدن با لباس شبیه لباس یاسر عرفات اما با دوخت زنانه که دگمه های روی آستین و شانه اش را زنانه زده بودن این مردک یک کمی روژ لب زنانه هم به لبش مالیده بود که من چندشم آمد و شرمم آمد که این مردک رهبرم باشم سریع یاداشت دادم که بابا برو این لباس زنانه مریم دوز و مریم دوست را در بیاور/ از قضا در اولین آنتراکت نشست آن لباس را درآورد اما کینه اش نسبت به من را تا آخرین روز که در قبیله بود داشت و مرا از خیلی امکانات پزشکی و رفاهی محروم کرده بود که بماند برای بعد در مقاله ای خواهم نوشت

به هر حال آقای خدابنده و تمام جدا شدگان فکر کنم روی این خواسته ها و تجملات زندگی این دو دیوانه قدرت و شهوت متمرکز شویم و برای اطلاع رسانی جدید به سایرین کوشا باشیم

و مطمن هستم فراتر از اطلاع رسانی های که کردیم این قسمت از افشاگریهای در نوع خود بی نظیر خواهد بود و پرده ای دیگر از چهره این رهبر خودخوانده وخود خواه و کوتوله برخواهد کشید

Massoud Rajavi and Saddam Hussain


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

همچنین:

بند” ف”. ما به تهد خود رسیدم اما رجوی کوتوله هنوز نرسیده

احمد. م خ. اروپا، نوزدهم فوریه 2014: … در شروع نشست برای اینکه از احساسات ما استفاده کند یک عکس نشان داد که دو بچه داشتن با هم کشتی می گرفتن و یکی از کودکان  طرف مقابلش را به زمین خوابانده بود و پشتش را به زمین زده بود رجوی کوتوله هم با یک شبیه سازی کودکانه گفت بین دعوای خودش با رژیم

در حاشیه تظاهرات ده ها فرانسوی علیه فرقه تروریستی رجوی در اورسوراواز

Massoud Rajavi and Saddam Hussainاحمد. م خ. اروپا، سیزدهم فوریه 2014: …  ما هم مجبور بودیم به جای مراورده و تماس با مردم خودمان و خانواده های خودمان که به ذن خود برای تغییر وضعیت سیاسی و اجتماعی آنها مبارزه می کردیم  در این مهمانی ها شرکت کنیم وبا این افراد پیر و پاتال  تاریخ گذشته دیسکو

رجوی از چه واژه های برای سرکوب ما استفاده می کرد

احمد. م خ. اروپا، هشتم فوریه 2014: …  رجوی همچون  عضدی مخالف آزاد کردن و خارج شدن اعضای قبیله اش  بود و به هر قیمت  نمی گذاشت کسی دنبال زندگی خودش و انتخاب های خودش خارج از عراق  باشد به همین منظور تمام ارتباطات افراد را با خانوادهایمان قطع کرده بود شخصا برای خارج شدن و آزاد شدن از دست این خود

جامعه بسته {فرقه } و جامعه باز (جنگ، جنگ، جنگ)

احمد. م خ. اروپا، دوم فوریه 2014: …  یکی دیگر از ویژه گی های جامعه بسته که به شکل بسیار کهنه آن در قبیله ها یافت می شود جنگ طلبی و دشمن فرضی درست کردن در اذهان اعضای قبیله است تا افراد گیر کرده در این محیط بسته سر گرم جنگ ذهنی باشند و با دشمن خیالی در حال جنگ باشند . لطف به تعدادی از کلمات یا جملات