نگاهی به اعلام مرحله تهاجم سیاسی از طرف مریم عضدانلو

نگاهی به اعلام مرحله تهاجم سیاسی از طرف مریم عضدانلو

Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، بیست و هفتم نوامبر 2016:…  هفتم) خارج از عراق و بدون حضور رهبری. نکته بسیار قابل توجه اینکه در سال پنجاه و هفت سازمان در اوج قدرت و توانایی بود و رجوی هم با برخورداری از اوج پتانسیل اعمال هژمونی و دیکتاتوری بالای سر نیروها بود و بعد هم که در عراق بقول خودش در جوار خاک میهن تحت حمایت صاحب خانه یعنی اربابش صدام … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ تیرانا آلبانیَریزش نیرو در سازمان محاهدین ـ هتل المیرای آلبانی دیگه جا نداره

لینک به منبع

نگاهی به اعلام مرحله تهاجم سیاسی از طرف مریم عضدانلو

علی جهانیهمانطور که همگان در جریان هستند فرقه رجوی بعد از خروج خفت بار از عراق و منتقل شدن نیروهای وارفته و زوار در رفته به اصطلاح ارتش آزادیبخش به ساختمانهای آپارتمانی در کمپ تیرانا ؛ خانم مریم عضدانلو که این روزها سعی می کند جای خالی شوهرش را که سرنوشتی نامعلوم دارد ؛ پر کند ؛ ایشان  بطور غیر مستقیم به عقب نشینی از مبارزه مسلحانه و فاز نظامی دست زده و اعلام مرحله تهاجم سیاسی کرده است و بعدش هم بلافاصله بعد از انتقال نیروها به تیرانا و آپارتمان نشین شدن ارتش آزادیبخش , شتابزده و سراسیمه خودش را به آنجا رسانده تا با اضافه کردن بند جدیدی به انقلاب کذایی اش تحت عنوان” بند بیان ” از موج روز افزون ریزش نیرویی جلوگیری کند و سعی کند که به  نیروها بقبولاند که گذشته ها را فراموش کنند و فقط با بیان تناقضات خطی و استراتژیکی خود را تخلیه کنند و به همین بسنده کنند و انتظار پاسخ سوالات خود را از سران سازمان نداشته باشند و خلاصه بنوعی این نیروها را با این ترفندهای تکراری سرگرم کرده تا همچنان بتوانند آنان را در کمپ تیرانا محبوس و بدور از دنیای بیرون  نگه دارند. البته بسیار واضح و روشن هست که با این کارها راه بجایی نمی برند و بقول معروف آب در هاونگ کوبیدن هست . حال برای اثبات این موضوع و دلایل چنین عقب نشینی خانم مریم عضدانلو تحت عنوان اعلام مرحله تهاجم سیاسی لازم می بینم به نکاتی در این رابطه اشاره ای کوتاه و مختصر داشته باشیم .

یکم) این یک دور جرخش باطل می باشد

همانطور که در جریان هستید مسعود رجوی که بعد از آزادی از زندان ساواک شاه توسط قیام ضد سلطنتی مردم ایران ؛ بخاطر قدرت طلبی مفرطی که داشت ؛  سودای رهبری انقلاب مردم ایران را در سر می پروراند و به همین خاطر بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب در بهمن ماه سال پنجاه و هفت اعلام فاز سیاسی کرد و فکر می کرد بزودی می تواند مسیر انقلاب نو پای مردم را به نفع خودش تغییر دهد و به قدرت برسد اما بعد از دوسال و نیم فتنه انگیزی نه تنها به اهدافش نرسید بلکه بخاطر همین فتنه انگیزی هایش به شدت مورد تنفر مردم و گروههای سیاسی قرار گرفت . در نتیجه با رو شدن دست رجوی و مواجه شدن ایشان با دست رد از طرف مردم شریف ایران ؛ آن روی زشت و کثیف خودش را با اعلام فاز نظامی در سال شصت نشان داد و بعدش با فرار به فرانسه مرتبا وعده های پوشالی سرنگونی شش ماهه داد و بعد هم که با رفتن به عراق و نوکری برای صدام و شرکت در جنگ ایران و عراق بر علیه مردم ایران ؛ اوج دشمنی اش را نسبت به مردم ایران نشان داد و  حالا  بعد از  سقوط صدام و خروج خفت بار از عراق خانم ایشان تحت عنوان به اصطلاح رئیس جمهور مقاومت اعلام مرحله تهاجم سیاسی کرده است !!! که واقعا بسیار مضحک و خنده دار هست که دوباره می خواهند بعد ازتقریبا چهل سال برگردند به پله اول و اعلام مرحله سیاسی بکنند یعنی این یک دور باطل از فاز سیاسی تا فاز نظامی و بعدش دوباره  همان فاز سیاسی با اندکی بازی با کلمات تحت عنوان مرحله تهاجم سیاسی است که می خواهند  به خورد نیروهای نگون بخت مستقر در کمپ تیرانا بدهند .

دوم)رو شدن دست سازمان و عملکرد فرقه گرایانه اش 

همانطور که میدانید در سال پنجاه و هفت سازمان هنوز ناشناخته بود و مردم شناخت آنچنانی روی این سازمان و عملکرد رهبری اش  نداشتند لذا در اوایل اعلام فاز سیاسی از طرف رجوی این سازمان یک رشد بادکنکی کرد ولی دیری نپایید که این بادکنک ترکید و رجوی به فاز نظامی روی آورد و رودرروی مردم ایران به قدرتهای بیگانه آویزان شد ولی باز با آن همه حمایتهای بی دریغ مالی و نظامی صدام راه بجایی نبرد . حالا خانم ایشان چطوری بعد از رو شدن دست سازمان نزد مردم ایران به سبب خیانت های بیشمارش می خواهد با اعلام مرحله تهاجم سیاسی یعنی بهتر بگویم عقب نشینی و برگشت به سال پنجاه هفت سرنگونی را بقول خودش محقق کند ؟ 

سوم) وضعیت اسف بار

فرقه رجوی بعد از خلع سلاح و خروج از عراق در وضعیت فلاکت بار و در آستانه فروپاشی قرار گرفته است لذا به این خاطر به دستور اربابانش از روی ناچاری دست به این عقب نشینی از مواضع قبلی اش زده و اینطوری وانمود کرده که از استراتژی ترور و خشونت می خواهد فاصله بگیرد .

چهارم) فرار از پاسخگویی

خانم عضدانلو برای فرار از پاسخگویی به انبوه سولاتی نظیر اینکه رجوی کجاست و سرنگونی چی می شود و ارتش آزادیبخش بدون سلاح و و بدون حضور در عراق چی می شود که از طرف  نیروها مطرح شده است می خواهد بدین وسیله   وانمود کند  که هنوز مقاومت ادامه دارد و بنوعی با ترفند بتواند سر نیروها شیره بمالد و سوالات شان را بی پاسخ دور بزند و بحث را عوض کند .

پنجم) عقب تر از همه گروههای سیاسی

 رجوی بخاطر گذشته خیانت بارش و همچنین بخاطر تمامیت خواهی اش که نفرت همه گروههای سیاسی را بر انگیخته است ؛  اگر هم واقعا اکنون بخواهد با این اعلام به اصطلاح مرحله تهاجم سیاسی وارد فعالیت و مبارزه سیاسی گردد و از گذشته اش فاصله بگیرد . دیگر نمی تواند نه تنها بقول خودش تنها آلترناتیو باشد بلکه حتی بعنوان یک گروه سیاسی مطرح قابل حساب کردن باشد و به همین دلیل و بخاطر عدم برخورداری از یک جایگاه مشروع در بین اپوزیسیون داخل و خارج کشور در عقب همه این گروههای سیاسی قرار می گیرد که اصلا به حساب نمی آید و کسی بدان توجهی نمی کند.

ششم) نیروهای مسئله دار نمی توانند گذشته را به سادگی فراموش کنند

خانم عضدانلو می خواهند بدین وسیله نیروها را وادار کنند که  گذشته خیانت بار و سراسر جنایت سران فرقه و بطور خاص رهبری سازمان نسبت به مردم ایران و مردم عراق و نیروهای معترض سازمان را فراموش کنند و تنها با بیان تناقضات خود به آینده فکر کنند که اصلا چنین چیزی امکان ندارد و نیروها به هیچ وجهی نمی توانند گذشته پر از اشتباهات تاریخی و استراتژیکی و تصمیمات غلط شخص رجوی که منجر به کشته شدن انبوهی از نیروها گشته است را به سادگی فراموش کرده و از ذهن خود پاک نمایند و این  نه تنها یک امر بسیار محالی می باشد  بلکه اینبار نیروها نمی توانند بدون گرفتن جواب سوالات شان با این سازمان فرقه گرا ادامه دهند . بنابر این خانم عضدانلو نمی تواند به سادگی نیروها را وادار به فراموش کردن گذشته نماید .

هفتم) خارج از عراق و بدون حضور رهبری

نکته بسیار قابل توجه اینکه در سال پنجاه و هفت سازمان در اوج قدرت و توانایی بود و رجوی هم با برخورداری از اوج پتانسیل اعمال هژمونی و دیکتاتوری بالای سر نیروها بود و بعد هم که در عراق بقول خودش در جوار خاک میهن تحت حمایت صاحب خانه یعنی اربابش صدام ارتش کوچک مزدوری اش را تشکیل داده بود نتوانست راه بجایی ببرد . حال این خانم که توسط رجوی بطور باسمه ای در این سمت گمارده شده است و  اصلا بدلیل عدم سوابق تشکیلاتی اش نمی تواند جای خالی ایشان را پر کند ؛  چگونه می تواند در فقدان ایشان و خارج از عراق در دنیای آزاد ؛  با این گام بزرگ عقب نشینی به پله اول سکاندار این به اصطلاح مقاومت بشود و بقول خودش سرنگونی را محقق کند ؟ 

بنابر این ملاحظه می فرمایید که این اراجیف خانم عضدانلو تحت عنوان تهاجم سیاسی تبلیغاتی هست و بقول معروف باسیلی صورت خود سرخ کردن می باشد و از نظر بنده به دلایل مهم زیر این اراجیف سر هم بندی شده است 

1) بخاطر مصرف داخلی و جلوگیری از یاس و سرخوردگی نیروها بعد از خروج از عراق و برای سرگرم کردن آنها با این بحث های پوشالی و جلوگیری از موج روز افزون ریزش نیرویی می باشد .

2) بخاطر مصرف خارجی و پیام دادن به اربابان جدید خودش یعنی شیوخ مرتجع عربستان و اسرائیل و دیگر دول غربی که وانمود کند که از گذشته خودش یعنی مبارزه مسلحانه و استراتژی ترور و خشونت می خواهد فاصله بگیرد .

نتیجه اینکهاولا  خانم عضدانلو که بخاطر عدم سابقه اش و بخاطر منصوب شدن از طرف کسی که اکنون حضور فیزیکی ندارد نمی تواند در جایگاه رهبری این سازمان خود را جا بزند و اعلام مرحله کند و ثانیا اینکه در این شرایط اسف بار و بسیار وخیم همه جانبه سازمان حتی اگر خود رجوی هم حضور داشته باشد نمی تواند این خط بقول خودشان مرحله تهاجم سیاسی را پیش ببرد و کسی دیگر در مناسبات در فروپاشی اش تره خرد نمی کند و حتی دیگر اینکار ها برای در حد  سرخ نگه داشتن صورت فایده ای ندارد و بقول معروف دیگر دیر شده است و نمی توانند به سادگی با این ترفند های سوخته و تکراری کسی را بفریبند . 

*** 

مهدی ابریشمچی مجاهدین خلق ایران شورای ملی مقاومت مریم رجوی رویای سرنگونی , شکست استراتژیکی وسیاسی و به گور رفتن تمام رویاهای مجاهدین

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیفرقه رجوی، بدون رجوی بدون عراق

مجاهدین خلق تیرانانگاهی به نسل دوم مجاهدین

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27452

آیا مریم عضدانلو می تواند مثل رجوی در تشکیلات اعمال هژمونی کند؟ 

Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، بیست و یکم نوامبر ۲۰۱۶:… همانطور که همگان در جریان هستند مدتی هست که شائیه شده که مسعود رجوی مرده است و در این رابطه هرچند که سران فرقه هیچ موضعگیری نکرده اند ولی با پیام صوتی ندادن و عدم موضعگیری رجوی در مقابل رویداد مهمی مثل اخراج سازمان از عراق این شائیه مرگش قوت بیشتری گرقته است . حال با این … 

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

لینک به منبع

آیا مریم عضدانلو می تواند مثل رجوی در تشکیلات اعمال هژمونی کند؟

 همانطور که همگان در جریان هستند مدتی هست که شائیه شده که مسعود رجوی مرده است و در این رابطه هرچند که سران فرقه هیچ موضعگیری نکرده اند ولی با پیام صوتی ندادن و عدم موضعگیری رجوی در مقابل رویداد مهمی مثل اخراج سازمان از عراق این شائیه مرگش قوت بیشتری گرقته است . حال با این حساب فرقه رو به زوال رجوی بعد از خروج از عراق در کمپ تیرانا با بحران رهبری مواجه شده است و این دوعامل خروج از عراق و عدم حضور رجوی به عنوان رهبری ؛  باعث شده که جریان مسئله داری در تشکیلات قرون وسطایی سازمان فرقه گرا و تروریستی رو به افزایش است و به دنبال خودش موج ریزش نیرویی را افزایش خواهد داد . 

حال در این شرایط اسف بار و بسیار وخیمی که فرقه رجوی بدان دچار گشته است ؛ سوال اساسی این است که در چنین شرایطی مریم عضدانلو  می تواند نقش رجوی رادر تشکیلات بازی کند و جایگزینش گردد؟

از نظر بنده به هیچ وجهی ایشان  نه تنها نمی توانند جایگزین رجوی گردند بلکه این بحران رهبری و ابتری و بی دنباله بودن فرقه را دامن می زند و به اثبات می رساند  . و از نظر بنده  دلایل عدم توانایی مریم عضدانلو در جمع و جور کردن تشکیلات بحران زده رجوی  بقرار زیر می باشد:

یکم) عدم برخورداری ایشان از سابقه تشکیلاتی و انقلابی گری و سیاسی

همانطور که می دانید ایشان بعد از انقلاب ضد سلطنتی بخاطر برادرش محمود عضدانلو بعنوان هوادار سازمان بود و هیچ سابقه زندانی شدن هم در زمان شاه ندارد و بعد از انقلاب هم خانم عذرا علوی طالقانی با نام مستعار سوسن مسئولش بود . بنابر این ایشان از خیلی از زنان و مردان در تشکیلات کم سابقه تر می باشد . و در این رابطه ایشان از مهدی ابریشم چی و برادرش محمود عضدانلو و عباس داوری و خیلی از مردان و زنان دیگر کم سابقه تر و کم صلاحیت تر می باشد و نمی تواند در چنین جایگاهی قرار گیرد .

دوم) ایشان در اوخر سال شصت و سه خورشیدی با  را ه اندازی خیمه شب بازی مسعود رجوی تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیکی بدون طی کردن مدارج و مراحل تشکیلاتی در سازمان  توسط رجوی به عنوان همردیف مسئول اول سازمان که آنموقع خود شخص رجوی بود منصوب گردید که  قبل از این کار  بدستور رجوی  مریم از مهدی ابریشم چی طلاق گرفته و به خودش را به عقد  مسعود در آورد و خطبه عقد را هم بر خلاف روال عمومی خودش جاری کرد که بسیار عجیب و غریب بود . بدنبال این حرکت غیر تشکیلاتی و غیر معمول رجوی سران و کادر های بالای سازمان که در دفتر سیاسی سازمان بودند اعتراض کردند ولی رجوی برای سرکوب این اعتراضات دفتر سیاسی را منحل کرد و خودش را رهبر بلا منازع سازمان آن هم از نوع رهبر عقیدتی منصوب کرد و معترضان را خلع رده کرد که در این رابطه من یادم هست که  آقای علی زرکش هم که تا آنموقع فرمانده نظامی بالای سازمان در ایران بود بخاطر اعتراض به این مسئله توسط رجوی  خلع رده شد و تا زمان کشته شدنش در عملیات به اصطلاح فروغ به دستور رجوی  در قسمت ارکان قلعه اشرف بعنوان اچ یعنی در سطح هوادار مشغول فعالیت بود . 

سوم) ایشان به دستور رجوی در مقام مسئول اول و بعدش رئیس جمهور به اصطلاح مقاومت منسوب شده که در جریان هر کدام از این مدارج به مریم کلی اعتراضات در سازمان صورت گرفته است و کلی از نفرات بالای سازمان  بخاطر زیر بار نرفتن و عدم پذیرش این کار رجوی و قرار دادن مریم در جایگاه بالای سازمان به صورت باسمه ای ؛ خلع رده شده و یا زندانی و شکنجه و اعدام شده اند  که در این رابطه مهدی افتخاری با نام مستعار ناصر و ملقب به فرمانده فتح اله به خاطر عدم پذیرش هژمونی مریم ؛ به شدت مورد خشم وغضب رجوی قرار گرفت و مورد اذیت .ازار شدید قرار گرفت و بعدش هم به طرز فجیحی فوت کرد . و همچنین من یادم هست  که درست بعد از عملیات فروغ بود که رجوی با معرفی مریم بعنوان مسئول اول سازمان همه را شوکه کرد و بعدش در مقابل اعتراضات گسترده نیروها بجای اینکه به این سوال بحق نیروها که چرا مریم رجوی را در این مسند قرار داده است ؛ با دجالیت و شیادی مختص خودش گفت که ما نیروها باید به این سوال پاسخ دهیم که چرا مریم در این مقام قرار گرفته است ؟ وبعدش هم نشستهای طولانی برای توجیه این انتصاب و گماردن باسمه ای مریم گذاشت و همچنین من یادم هست که این خانم حتی بلد نبود چند کلمه در نشست های عمومی صحبت کند که باز من یادم هست یک بحث مسخره ای را که معلوم بود از قبل خود مسعود رجوی برایش تحت عنوان دو دستگاه تدوین کرده بود تا ایشان به اسم خودش آنرا برای ما مطرح کرده و توضیح دهد ولی ایشان نمی توانستند این بحث را خوب ارائه کنند و همه در نشست فهمیدند که این کار خودش نیست بلکه خود رجوی برای جا انداختن و غالب کردن ایشان به عنوان مسئول اول به نیروها این بحث را به او دیکته کرده است تا تحت عنوان یک بحث مهم انقلاب کذایی اش به خورد ما بدهد ولی ایشان با تپوق زدن در ارائه این بحث دیکته شده حسابی آبروریزی ببار آورد و خودش را لو داد که چیزی بارش نیست و صلاحیت قرار گرفتن در این جایگاه را ندارد .

بنابر این با توجه به دلایل بالا و بطور خاص بدلیل منصوب شدنش توسط شخص رجوی در این جایگاه ؛ حال با فقدان رجوی دیگر این انتصاب معنی ندارد و نمی تواند ادامه داشته باشد چون فرد منتصب کننده دیکر حضور فیزیکی ندارد و از طرفی هم دیگر ایشان نیستند که با شیادی و دیکتاتوری خاص خودش این انتصاب غیر قانونی و غیر تشکیلاتی را با زور و سرکوب شدید در تشکیلات حاکم کنند و مریم رجوی هم قادر نیست خودش را با زور در تشکیلات به عنوان رهبری و جایگزین مسعود غالب کند .

در پایان نتیجه گیری اینست که سازمان بعد از خروج از عراق و قوت گرفتن خبر مرگ رجوی دچار بحران رهبری شده است و درست به همین دلیل هم هست که مریم رجوی و دیگر سران فرقه از اعلام خبر مرگ رجوی بطور رسمی می ترسند و آنرا علنی نمی کنند تا از شتاب گرفتن ریزش نیرویی جلوگیری کنند ولی این سونامی که با خروج از عراق شروع شده دامنه اش گسترش خواهد یافت و دیر یا زود این  تشکیلات پوسیده رجوی را با خودش به قعر اقیانوس ها خواهد برد  و از نظر من این کمپ تیرانا آخرین سنگر این تشکیلات فرقه گرا و تروریستی می باشد . و مریم عضدانلو که خود را مریم رجوی می نامد و از طرف شوهر مفقودش منصوب شده است قادر به جمع و جور کردن تشکیلات زوار در رفته اش نیست و نمی تواند باشد .

*** 

مرگ مسعود رجویGrand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27360

توجیهات تکراری و ترفند های لو رفته فرقه در کمپ تیرانا 

 Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، چهاردهم نوامبر ۲۰۱۶:… رجوی برای توجیه شروح مبارزه مسلحانه و فرار از ایران می گفت می خواهد در اروپا بوسیله شورای به اصطلاح مقاومت و تیم های عملیاتی اش در داخل حکومت را در مدت حداکثر شش ماه سرنگون کند ولی چنین نشد. رجوی برای توجیه طلاق و ازداوج با مریم می گفت این سنت حضرت محمد (ص) بوده و من هم برای … 

مزدوران فرقه رجوی به خانواده گروگانهای کممپ لیبرتی حمله می کنندآیا رسالت خانواده ها در امر نجات فرزندانشان به پایان رسیده است ؟

لینک به منبع

توجیهات تکراری و ترفند های لو رفته فرقه در کمپ تیرانا

 در خبر ها آمده بود که سران فرقه به دستور مریم قجر که در فقدان رجوی سرکردگی فرقه را عهدار هست از مقر فرماندهی فرقه در اور سور واز شهر پاریس به کمپ تیرانا گسیل شده اند تا با توجیهات تکراری و ترفندهای لو رفته تشکیلات در حال فروپاشی را نجات دهند و به  نیروهای روحیه باخته و زوار در رفته و مسئله دار کمی روحیه تزریق نمایند و آنها را سر پا نگه داشته و از ریزش نیرویی جلوگیری کنند . 

اما همه بخصوص نیروهای سازمان بخوبی بیاد دارند که رجوی هرگاه که مثل حیوان نجیب در گل گیر کرده است و تحلیل های آبکی اش منجر به بن بست تشکیلاتی شده و باعث براه افتادن  جریان مسئله داری و ریزش نیرویی گشته است ؛ برای برون رفت از این مخمصه اقدام به برگزاری نشستهای طولانی مغز شویی و توجیهات مسخره و تکراری کرده است و همچنین به انواع و اقسام ترفندها و تهدیدات و ترساندن و حتی در بعضی مواقع به تشویق نیروها روی آورده است . برای روشن تر شدن این موضوع کافی است کمی به عقب برگشته و به چند نمونه از اینگونه توجیهات و تاکتیکهای شیادانه رجوی اشاره ای بیندازیم . 

یکم ) رجوی برای توجیه شروح مبارزه مسلحانه و فرار از ایران می گفت می خواهد در اروپا بوسیله شورای به اصطلاح مقاومت و تیم های عملیاتی اش در داخل حکومت را در مدت حداکثر شش ماه سرنگون کند ولی چنین نشد.

دوم) رجوی برای توجیه طلاق و ازداوج با مریم می گفت این سنت حضرت محمد (ص) بوده و من هم برای ضرورت رهبری سازمان این کار را کرده ام تا با تیز شدن رهبری سازمان سرنگونی محقق شود که در همین راستا بود که دفتر سیاسی سازمان را که متشکل از کادر های با سابقه تر از خودش بود منحل کرد .

سوم) رجوی برای توجیه رفتن به عراق و مزدوری اش برای صدام و شرکت در جنگ ایران و عراق بر علیه مردم ایران می گفت آمده است تا در جوار خاک میهن و بقول خودش در کوهستانها آتش بر افروزد و می گفت که می خواهد از بیرون به حکومت ضربه بزند و آنرا سرنگون کند و در این راستا فرقه اش را صلح طلب و حکومت ایران را جنگ طلب می دانست و می گفت که حکومت ایران هیچگاه پای میز مذاکره و صلح نمی آید و صلح طناب دار رژیم هست . 

چهارم) بعد از آتش بس جنگ ایران و عراق رجوی با ریختن نیروهای سازمان در تنور جنگ تحت عنوان عملیات فروغ که قتلگاه نیروهای سازمان بود و بیش از هزار و پانصد تن از نیروها کشته و مفقود شدند . و رجوی بعد از برگشت نیروهای لت و پار شده و زخمی به قرارگاه اشرف ؛ برای توجیه این تصمیم اشتباه و مهلکش همه نیروهای باقیمانده و مسئله دار  را در سالن اجتماعات اشرف جمع کرد و گفت عملیات فروغ بیمه نامه ارتش آزادیبخش بوده است و اینکه نتوانسته ایم از تنگه چار زبر عبور کرده و  سرنگونی را محقق کنیم؛  تقصیر نیروها بوده که در تنگه ایدئولوژیکی گیر کرده و وابستگی خانوادگی داشته اند   .

پنجم) رجوی برای توجیه راه اندازی طلاقهای اجباری و سرکوب و خفقان شدید در مناسبات سازمان می گفت این برای ضرورت سرنگونی هست و نیروها بایستی بجای عشق و علاقه به خانواده و زن و بچه و زندگی به من و مریم عشق بورزند و  مرا بعنوان رهبر عقیدتی بپذیرند تا  بتوانند سرنگونی را  محقق کنند .

ششم) رجوی بعد از اینکه همه  تحلیل ها و تابلو کشیدنهایش در دوران خاتمی پوچ از آب در آمد گفت این بخاطر این بوده که نیروها طعمه شده بودند و برای همین حدود چهار ماه و نیم در قرار گاه باقرزاده واقع در غرب بغداد خودش شخصا نشست گذاشت و با بدترین تهمت ها و کتک کاری ها و فحاشی ها به نیروهای مسئله دار ؛ گفت بریده نداریم و نمی توانیم داشته باشیم و در همین راستا برای تحت فشار قرار دادن نیروها نشستهای مغز شویی و تفتیش عقاید تحت عنوان عملیات جاری و غسل هفتگی را در مناسبات استالینی اش بر قرار نمود .

هفتم ) رجوی بعد از اینکه مریم رجوی را تحت عنوان رئیس جمهور برگزیده مقاومت به فرانسه فرستاد و گفت که ایشان موشک استراتژیکی مقاومت هست که از همانجا با محقق کردن سرنگونی به ایران می رود ولی چنین نشد و این موشک کمانه کرده و دوباره بر روی ساکنان قلعه  اشرف در عراق فرود آمد گفت دیگر مریم کارش در اروپا بپایان رسیده و ماموریتش را بخوبی انجام داده است و الان بایستی در عراق بالای سر ارتش آزادیبخش باشد تا  با آماده کردن این ارتش سرنگونی محقق سازد وبدنبال آن یک سری اقدامات سرکاری برای مشغول کردن نیروها از قبیل : دوران سین و سین آ و آ ۷۷ و غیره راه اندازی کرد . 

هشتم) بعد از سقوط صدام و لو رفتن فرار مریم رجوی به پاریس  بعد از دستگیری اش  و خلع سلاح ؛ که کلی از نیروها مسئله دار شده بودند سران فرقه گفتند که ما نیروها باید شرم  کنیم که هنوز زنده هستیم و مریم رجوی در پاریس دستگیر شده است و همچنین رجوی  در مقابل خلع سلاح شدن و اینکه چی شد که سلاحی را که روزی ناموس مجاهد خلق بود راحت و دودستی تقدیم ارتش آمریکا کرده است ؛ به دروغ  می گفت من اسب را داده ام تا صاحب اسب را حفظ کنم و در مقابل سوالات و تناقضات نیروها در رابطه با همکاری سازمان با ارتش آمریکا که روزی از نظر سازمان آمپریالیست جهانخوار  و ببر کاغذی بود و اصلا هدف بنیان گزاران سازمان مبارزه با امپریالیست جهانی به سرکردگی آمریکا و رژیم وابسته اش در ایران یعنی رژیم شاه بود ؛ می گفت ما اکنون در دوران گذار هستیم و بایستی کمر بندها را سفت کنیم و همانطوری که از سال پنجاه با ضربه به سازمان و دستگیری بنیان گزاران  تا سال پنجاه هفت به مدت هفت سال طول کشید تا رژیم شاه به نقطه سرنگونی برسد . الان هم باید صبر کنیم تا به نقطه سقوط رژیم ایران برسیم و در همین رابطه هم یک بند تحت عنوان بند  صاد به انقلاب کذایی مریم اضافه کرد و بعد ش گفتند به همین خاطر  ما باید در این شرایط با آمریکا حرکت موازی داشته باشیم که همان همکاری و نوکری برای ارتش آمریکا بخاطر  حفظ تشکیلات و ماندن در عراق بود .

حالا با خروج مفتضحانه سازمان از عراق  همه این تحلیلهای آبکی و توجیهات مسخره و ترفندها یش پوچ از آب در آمده است و نیروهای روحیه باخته و زوار در رفته و بشدت مسئله دار سازمان در ساختمانهای کمپ تیرانا هستند و دیگر از این ارتش به اصطلاح آزادیبخش در جوار خاک میهن هم چیزی بجز یک مشت نیروهای سالخورده و بیمار در کمپ تیرانا باقی نمانده است که رهبری این ارتش بی یال و دم و اشکم هم معلوم نیست مرده یا زنده باشد . لذا در این شرایط اسف بار و بسیار وخیم تشکیلاتی سران فرقه به تکاپو افتاده اند تا برای جلوگیری از ریزش عظیم نیرویی با گسیل شدن از فرانسه به آلبانی و بر قراری نشستهای تکراری و توجیهات مسخره و لو رفته نیروها را سر پا نگه دارند و از ریزش نیرویی جلوگیری کنند . ولی به نظر بنده که یکی از قربانیان این فرقه بوده ام که سالیان متمادی در این تشکیلات مخوف بهترین دوران زندگی ام را تلف کرده ام این بار دیگر سران فرقه  به دو دلیل اساسی  نمی توانند مثل گذشته با اینگونه توجیهات و ترفندها نیروها را سرکار گذاشته و چند صباحی بیشتر آنها را در تشکیلات سر پا نگه دارند . و این دو دلیل از نظر من به قرار زیر می باشد :

یکم) فقدان رجوی به عنوان رهبری این سازمان :

رجوی که خودش بعد سقوط صدام سرنوشت نا معلومی دارد و تازگی ها هم شایعه مرگش قوت گرفته است   لذا اکنون این سازمان با بحران رهبری مواجه هست و مریم رجوی هرچند سعی می کند که جای خالی ایشان را پر کند ولی همگان و بطور خاص همه نیروها در سازمان در جریان هستند که ایشان بطور باسمه ای توسط مسعود رجوی در این مسند قرار گرفته است و از لحاظ سابقه تشکیلاتی  و مبارزاتی و سواد سیاسی از خیلی از سران فرقه حتی از شوهر سابقش مهدی ابریشم چی بسیار پایین تر می باشد و به همین منظور نمی تواند آن اعمال نفوذی را که مسعود رجوی در مناسبات سازمان داشت و منحصر به فرد بود ؛ داشته باشد

دوم) این تشکیلات دیگر در عراق و بقول خودشان در جوار خاک میهن نیست و بدنبال آن هم ارتشی تحت عنوان ارتش آزادیبخش دیگر وجود خارجی ندارد بنابر این بخاطر همین  نیروها انبوهی سوال دارند که در این شرایط  سرنگونی چه می شود  .

حال سران فرقه می خواهند با توجیهاتی مثل اینکه ما توانسته ایم فرماندهان را از عراق بیرون کشیده و تقریبا تمام تشکیلات را یکجا به آلبانی منتقل کنیم پیروزی بدست آورده ایم و حالا هم با تهاجم سیاسی می خواهیم رژیم را به نقطه سرنگونی برسانیم که به هیچ وجه دیگر این توجیهات خریدار ندارد و این تشکیلات روبه زوال و فروپاشی را نجات نمی دهد .

*** 

Prevent Suffolk Conference 22 March 2016Anne Singleton, Prevent Suffolk Conference 22 March 2016
From Attraction to Action — How Young People Are Radicalized 

Massoud Khodabandeh: The Iranian Mojahedin-e Khalq (MEK) and Its Media Strategy:
Methods of Information Manufacture

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27216

چه آینده ای برای فرقه رجوی متصور است؟ 

 Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، سی و یکم اکتبر ۲۰۱۶:… به نظر بنده سازمان مجاهدین خلق ایران که روزی توسط بنیان گزاران تاسیس شد و بعدش توسط رجوی تبدیل به یک فرقه تروریستی و یک باند مافیایی خطر ناک گشت اکنون در وضعیت بسیار بدی قرار دارد و هیچ آینده روشنی برایش متصور نیست و برای اثبات این ادعا و روشنتر شدن موضوع به پارامترهایی که در بی آیندگی فرقه نقش اصلی … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشاین روزهای سیاه فرقه رجوی

لینک به منبع

چه آینده ای برای فرقه رجوی متصور است؟

به نظر بنده سازمان مجاهدین خلق ایران که روزی توسط بنیان گزاران تاسیس شد و بعدش توسط رجوی تبدیل به یک فرقه تروریستی و یک باند مافیایی خطر ناک گشت اکنون در وضعیت بسیار بدی قرار دارد و هیچ آینده روشنی برایش متصور نیست و برای اثبات این ادعا و روشنتر شدن موضوع به پارامترهایی که در بی آیندگی فرقه نقش اصلی را دارند را بطور مختصر بدانها اشاره می کنم.

یکم) رهبری مسعود رجوی :

مسعود رجوی که با خیانت به بنیان گزاران سازمان رهبری مادام العمر سازمان را بدست گرفت بخاطر ویژگی قدرت طلبی مفرطی که داشت در تشکیلات سازمان دیکتاتوری و خفقان را به سبک استالینی به اوج رساند تا بتواند رهبری مادام العمری یا به بقول خودش رهبری عقیدتی اش را بر نیروهای سازمان تحمیل کند . ولی ایشان این فضای خفقان و سرکوب شدید را به کمک صدام دیکتاتور سابق عراق در مناسبات حکمفرما کرده بود و بعدش دیگر نه تنها  نمی توانست بطور مطلق این کار را ادامه دهد بلکه خودش هم با سقوط صدام بخاطر حفظ جانش و فرار از پاسخگویی به مخفیگاه رفت و الان هم بعد از اینکه بیش از یک دهه از مخفی شدنش می گذرد شایعاتی مبنی بر مرگش وجود دارد . و این شایعه مرگش با پیام ندادنش بخاطر واقعه مهمی همچون خروج سازمان از عراق قوت بیشتری گرفت . خوب حالا با این حساب عملا فرقه رجوی بی رهبر شده و از آنجاییکه رهبری رجوی منحصر به فرد بود و این  رهبری فرقه بی دنباله و ابتر هست دیگر نمی توان برای این فرقه آینده ای روشن تصور کرد و این جزء نا ممکن ها می باشد و درست به همین دلیل هست که سران فرقه رجوی و بطور خاص مریم رجوی در مقابل خبر مرگش تا کنون  سکوت اختیار کرده و هیچ موضع گیری نکرده اند. چون می دانند که با تایید این خبر  دیگر سنگ روی سنگ   در تشکیلات رو به زوال فرقه بند نمی شود و روند  فروپاشی اش سرعت بیشتری می گیرد . بنا براین فرقه رجوی اکنون عملا بدون رجوی شده است

دوم) خروج از عراق:

پارامتر مهم دیگر اینست که رجوی که با رفتن به عراق و سوار کردن استراتژی اش روی جنگ ایران و عراق می خواست بقول خودش سرنگونی را محقق بکند ؛ اکنون با از دست دادن حمایتهای همه جانبه صدام حسین و خلع سلاح و از دست دادن پایگاه استراتژیکی اشرف و نهایتا هم با خروج خفت بار از عراق و رفتن به کمپ پناهندگی تیرانا عملا دیگر این تشکیلات به مرده متحرک تبدیل گشته است و نه تنها دیگر هیچ کارایی ندارد بلکه بی آیندگی و فروپاشی اش در چشم انداز بسیار نزدیکی قرار گرفته است .

سوم) وضعیت ارتش به اصطلاح آزادیبخش :

رجوی که با رفتن به عراق به دستور صدام ارتش به اصطلاح آزادیبخش را که در حقیقت ارتش کوچکی در خدمت صدام بود که ماموریت اصلی اش تحت عنوان عملیات سرنگونی ؛  کشتن سربازان بی گناه در مناطق مرزی و خمپاره باران مناطق مسکونی و مورد هدف قرار دادن مناطق غیر نظامی و کشتن ساکنان بی دفاع آن بود . و همچنین ماموریت دیگرش در عراق تحت عنوان سلسله عملیات مروارید ؛  کردکشی و سرکوب شیعیان جنوب عراق برای حفظ و نجات صدام از سرنگونی بود . و رجوی همواره در نشستهای عمومی با لباس نظامی و با کلت و یا شمشیر بدست می آمد و قدرت نمایی می کرد و خلاصه به این ارتش به اصطلاح آزادیبخشش می نازید و روی آن برای تحقق سرنگونی حساب ویژه ای باز کرده بود و فرقه تروریستی تحت رهبری اش را تنها آلترناتیو می نامید و دیگران را خائن و سازشکار خطاب می کرد و آنها را تهدید به قتل می کرد  . اکنون این ارتش به اصطلاح آزادیبخش با از دست دادن سلاح و پایگاه استراتژیکی اشرف و خروج از عراق تبدیل به یک شیر بی یال و دم و اشکم شده است که اکثریت نفراتش هم سالخورده و بیمار هستند و در کمپ تیرانا در کشور آلبانی این ارتش  عملا دیگر تبدیل شده است به خانه سالمندان و هیچ کارایی دیگر ندارد . و فرقه رجوی هم دیگر حتی نمی تواند با انقلاب کذایی مریم این ارتش را سر پا نگه دارد و این انقلاب کذایی مریم هم عملا کارایی اش را در امر مغز شویی و تفتیش عقاید نیروها از دست داده است .

چهارم) وضعیت استراتژی فرقه :

فرقه رجوی با دنبال کردن استراتژی خشونت و ترور تحت عنوان مبارزه مسلحانه و مقاومت می خواست به خیال ابلهانه اش سرنگونی را با این استراتژی محقق کند ولی عملا بعد از بر قراری آتش بس در جنگ ایران عراق و پوچ از آب در آمدن تحلیل آبکی رجوی مبنی بر اینکه صلح طناب دار رژیم ایران هست و هیچوقت پای صلح و آتش بس نمی آید و همچنین به دنبال تصمیم شتابزده رجوی مبنی بر ریختن نیروهای سازمان در تنور جنگ و با کمترین آمادگی نظامی فرستان نیروها به  عملیات به اصطلاح فروغ جاویدان و شکست نظامی سخت در آن ؛ عملا دیگر شکست این استراتژی مشخص بود و مثل روز روشن بود که دیگر این استراتژی کارایی ندارد و کشتی استراتژی رجوی به گل نشسته و شکست خورده است ولی رجوی برای مصرف داخلی و تزریق روحیه به نیروهای مسئله دار و روحیه باخته و وارفته این ارتش نم کشیده اش همواره تحلیل می کرد که این آتش بس نا پایدار هست و رژیم ایران هیچگاه پای قرارداد صلح پایدار نمی آید و جنگ دوباره شروع می شود و ما به صفت ارتش آزادیبخش برای عملیات سرنگونی فروغ ۲ می رویم و یا با آمدن خاتمی می گفت این برای رژیم ایران جام زهر هست و خاتمی به دور دوم نمی رسد و ما رژیم را سزنگون می کنیم و در این رابطه هم یک سری اقداماتی برای سرکار گذاشتن و سرگرم کردن نیروها انجام داد که از جمله آنها راه آندازی دوران ” آ ۷۷″ و ” سین آ ” و راهگشایی و تکاوری و عملیات داخله تحت عنوان دوران شش ماهه ” سین” و همچنین انواع اقسام مانور های پوشالی و راه اندازی طلاقهای اجباری  تحت عنوان انقلاب کذایی مریم با اضافه کردن بندهایش بطور مستمر و با راه اندازی نشستهای مغز شویی و تفتیش عقاید تحت عنوان عملیات جاری و عسل هفتگی بودند که رجوی می خواست بدین وسیله وانمود کند که هنوز استراتژی اش کارایی اش را از دست نداده است ولی با سقوط صدام و بعدش هم خلع سلاح و نهایتا با ترک عراق عملا دیگر این استرتژی تقش در آمد و برای همگان از جمله نیروهای سازمان معلوم گشت که دیگر استراتژی مبارزه مسلحانه شکست خورده است و به بن بست رسیده است . لذا با این حساب هر چند که سازمان علنا هنوز به شکست این استراتژی اعتراف نکرده است ولی عملا دیگر این استراتژی کارایی اش را بطور کامل از دست داده است .

نتیجه اینکه حال سازمان به اصطلاح مجاهدین اکنون بدون مسعود رجوی و خارج از خاک عراق و با ارتش بی سلاح و از کار افتاده و استراتژی شکست خورده در کمپ پناهندگی تیرانا چه آینده ای می تواند داشته باشد؟ بنابر این هرجند که سازمان موفق شد فرماندهان جنایتکارش را فراری دهد و تشکیلاتش را تقریبا به یک جا منتقل کند و اینر ا برای خودش پیروزی قلمداد کند و مریم رجوی خروج از عراق  چشن گرفته تا به اسراییل و شیوخ مرتجع عربستان چشمک و چراغ بزند که روی ارتش زوار در رفته اش حساب کنند و او را در امر تحقق سرنگونی یاری کنند .  ولی نهایتا این تشکیلات پوسیده با این وضعیتی که در بالا بدان اشاره کردم دوام چندانی نخواهد داشت و بطور کامل فرو می پاشد .

*** 

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice”

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27117

سیمرغ بی یال و پر

Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، هفدهم اکتبر ۲۰۱۶:… بعدش هم این سیمرغ دروغین در آستانه سرنگونی صدام حسین دیکتاتور سابق عراق وقتی دید که پدر خوانده اش دارد سقوط می کند و اوضاع قمر در عقرب هست ما نیروهای نگونبخت را زیر مهیب ترین بمبارانها در کوههای حمرین رها کرده و با بیش از چهارصد تن از سوگلی هایش به پاریس گریخت. حال با این مقدمه می خواهم به وضعیت این دوبال کذایی … 

فرقه رجوی مجاهدین عاشوراماه محرم و سوء استفاده فرقه رجوی از شعایر مذهبی

لینک به منبع

سیمرغ بی یال و پر

در اواخر مهر ماه هستیم و یادم افتاد در آخرین روزمهر ماه سال هفتاد و دو یک روز همه ما را جمع کردند و مسعود رجوی گفت مریم رجوی   که از طرف شورای به اصطلاح ملی مقاومت به عنوان رئیس جمهور برگزیده شده است و بعدش این رئیس جمهور  که در اصل برگزیده شوهرش بود مادام العمر شد و بعدش ایشان یک بند به انقلاب کذایی شان بنام خودش تحت عنوان بند” ر” افزود و بعدش هم که آقای رجوی  در سی مهر ماه ایشان را به فرانسه فرستاده است و گفت این سیمرغ رهایی هست که می رود در آنجا بال سیاسی مقاومت  یعنی همان شورای دست سازش را از نزدیک رهبری کند و من هم در عراق بال نظامی مقاومت یعنی ارتش به اصطلاح آزادی بخش را فرماندهی می کنم تا سرنگونی را محقق کنیم .و به همین مناسبت همه ساله در هفته آخر مهر ماه یک هفته بایستی در قرار گاه اشرف تحت عنوان هفته سیمرغ جشن برگزار می کردیم .

وی آنموقع همچنین گفت که این سیمرغ رهایی موشک استراتژیکی ارتش آزادی بخش هست که  پرتاب می شود  و دیگر به عراق بر نمی گردد و از همانجا سرنگونی را محقق کرده و به تهران می رود . حالا بگذریم که بعد از دو سال و اندی این موشک استراتژیکی کمانه کرده و دوباره بر سر نیروهای نگونبخت در کمپ اشرف فرود آمد .

و بعدش هم این سیمرغ دروغین در آستانه سرنگونی صدام حسین دیکتاتور سابق عراق وقتی دید که پدر خوانده اش دارد سقوط می کند و اوضاع قمر در عقرب هست ما نیروهای نگونبخت را زیر مهیب ترین بمبارانها در کوههای حمرین رها کرده و با بیش از چهارصد تن از سوگلی هایش به پاریس گریخت.

حال با این مقدمه می خواهم به وضعیت این دوبال کذایی سیمرغ رهایی مقاومت یعنی بال سیاسی و بال نظامی نگاهی گذرا بیندازیم.

بال نظامی که ارتش به اصطلاح آزادیبخش بود بعد از سقوط صدام حسین و خلع سلاح و تخلیه اشرف و بدنبال آن بعد از سی سال  با تن دادن به خروج حفت بار از عراق در کمپ تیرانا مستقر شده است . این ارتش با از دست دادن سلاح و قرار گاه  نظامی اشرف این قلعه استراتژیکی و حیاتی اش تبدیل به شیر بی یال و دم و اشکم شده است و اکثریت نیروهایش سالخورده و بیمار هستند و توان حمل سلاح ندارند و عملا این ارتش تبدیل به خانه سالمندان گشته است . بنابراین رحوی چه اعتراف بکند و چه اعتراف نکند سیمرغ کذایی اش این بال نظامی اش را از دست داده است .

بال سیاسی این سیمرغ هم که شورای به اصطلاح مقاومت بود ؛ بیشتر اعضای غیر مجاهدش اعلام جدایی کرده اند و بحز چند نفر پیر و پاتال نظیر هزارخانی و سامع بقیه اش همان نفرات سازمان هستند و عملا این بال هم هیچگونه کارایی ندارد و ساقط شده است .

حال با این اوصاف ملاحظه می فرمایید که در آستانه سی مهر امسال بعد از ربع قرن این سیمرغ به اصطلاح رهایی بی بال و پر کشته است و با سر به زمین خورده است و در حال نزار بسر می برد و در آستانه نابودی کامل قرار گرفته است .

در پایان سوال اینست که امسال مریم رجوی این رئیس جمهور مادام العمر و سیمرغ رهایی بی بال و پر که دیگر انقلاب کذایی اش هم کارایی اش را از دست داده است با چه رویی می جواهد این هفته سیمرغ دروغین بی پال و پر گشته اش را جشن بگیرد؟ حتما به نیروها می گوید ما با خروج از عراق پیروزی بدست آورده ایم و اکنون منتظر هستیم که با  حمایت های همه جانبه دولت عربستان سعودی و اسراییل سرنگونی را محقق کنیم و این سیمرغ بی بال و پر را که در آستانه مرگ هست را به تهران برسانیم .

*** 

هفت گناه مجاهدین خلق فرقه رجوی (پشت صحنه ستون پنجم استخبارات عراق در زمان جنگ)

https://youtu.be/ThX9j6-FRMY

جدایی بنی صدر و مجاهدین -بخشهای اول تا ششم- نامه رجوی به بنی صدر و پاسخ بنی صدر

محمد حنیف نژاد مجاهدین خلق فرقه رجویابراهیم خدابنده: آیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25755

ضیافت افطار یا سورچرانی؟

 Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، بیست و نهم ژوئن ۲۰۱۶:… امسال هم مریم رجوی که اکنون در نقش رهبر اپوزیسیون مردم سوریه بازی می کند یک دوجین از تروریستهای سوری را تحت عنوان رهبران انقلاب سوریه در اور سورواز جمع کرده بود تا به انها ضیافت افطار یا بهتر بگویم سور چرانی بدهد تا بعد اینکه شکم شان سیر شد حسابی از مریم رجوی تعریف و تمجید کنند و حرفهای دیکته شده ایشان را تحت عنوان سخنرانی بلغور نمایند … 

مجاهدین خلق فرقخ رجوی داعش و سوء استفاده از اسلامکجای اعمال شما با اسلام واقعی و مطابقت دارد که اینگونه دم از امام حسین و اسلام انقلابی و فلسفه عاشورا می زنید ؟

اعتصاب غذا مریم رجویچرا مریم رجوی وشوهر فراری اش اعتصاب غذا نمی کنند؟

لینک به منبع

ضیافت افطار یا سورچرانی؟

 همانطور که میدانید فرقه رجوی در سوء استفاده از شعایر مذهبی و مناسبتهای ملی و مذهبی دست همگان را از پشت بسته است و در این زمینه همه ساله به بهانه شبهای ماه مبارک رمضان به سوء استفاده از رسم بسیار خوب و شایسته مردم ایران به مناسبت ضیافت افطاری دادن می پردازد و در حالیکه این یک رسم شایسته بین مسلمانان هست که در ماه مبارک رمضان ضیافت افطاری می دهند ؛ فرقه رجوی و بطور خاص مریم رجوی رییس جمهور مادام العمر این فرقه تروریستی همه ساله در این ایام ماه مبارک رمضان و شب های قدر و احیاء یک سری از لابی های صهیونیستی اش را که عمدتا از افراطی ترین جناهای جنگ طلب حزب جمهوری خواه آمریکا هستند را با صرف هزینه های کلان برای صرف افطار در اور سور واز جمع می کند که در حقیقت این یک سور چرانی هست تا بعدش آنها به تعریف و تمجید از مریم رجوی بپردازند و اراجیف تکراری ایشان را تایید نمایند .

امسال هم مریم رجوی که اکنون در نقش رهبر اپوزیسیون مردم سوریه بازی می کند یک دوجین از تروریستهای سوری را تحت عنوان رهبران انقلاب سوریه در اور سورواز جمع کرده بود تا به انها ضیافت افطار یا بهتر بگویم سور چرانی بدهد تا بعد اینکه شکم شان سیر شد حسابی از مریم رجوی تعریف و تمجید کنند و حرفهای دیکته شده ایشان را تحت عنوان سخنرانی بلغور نمایند . اما نکته جالب امسال در اراجیف تکراری مریم رجوی این بود که می گفت ماه رمضان ماه صلح و دوستی و آرامش هست ولی رژیم بشار اسد دارد در سوریه خونریزی می کند . خوب این حرف در ظاهر جالب و منطقی هست ولی خانم رجوی در حالی چنین حرف به ظاهر منطقی را می زند که خودش رهبر یک فرقه تروریستی هست که حیاتش به خشونت گرایی و کشتن و ترور وابسته است و در این رابطه باید به ایشان یاد آوری کنم که در سال هفتاد خورشیدی در ماه مبارک رمضان مگر شما نبودید که تحت عنوان سلسله عملیات مروارید به کردکشی و سرکوب شیعیان جنوب عراق دست زدید ؟ و مگر شوهر فراری تان جناب مسعود خان نبود که فتوا صادر کرد که روزه گرفتن واجب نیست و همه باید در عملیات شرکت فعال کنند و دستور داد کسی حق ندارد روزه بگیرد و کشتن کردها و شیعیان جنوب عراق را واجب تر از روزه گرفتن نمی دانست؟ پس حالا چطور شده که به فکر این افتاده اید که ماه مبارک رمضان ماه صلح و دوستی هست و بایستی عبادت کرد و در جمع یک مشت تروریست آدمکش که بویی از انسانیت نبرده اند و هیچ اعتقادی هم به ماه مبارک رمضان و دیگر شعایر مذهبی ندارند و فقط به قصد سور چرانی و پر کردن شکم شان از زولبیا و بامیه و غذا های خوشمزه ایرانی به انجا آمده اند این اراجیف تکراری را تحت عنوان سخنرانی در ضیافت افطار مطرح می کنید ؟

البته همه خوب می دانند که با اینگونه حرکتهای مردم فریب نمی توانید کسی را بقریبید و آن ماهیت تروریستی تان را بپوشانید . چونکه دم خروس که چه عرض کنم خود خروس از زیر قبای تروریستی و فرقه گرایی تان بیرون زده است و همه خوب می دانند که یک گروه تروریستی که خودش بقاء و حیاتش را در گروی کشتن و ادامه استراتژی ترور و خشونت می بیند و همجنین در نقش اپوزیسیون مردم عراق و مردم سوریه بازی می کند و از گروههای تروریستی در عراق نظیر داعش و گروههای تروریستی سوریه حمایت می کند و اشک تمساح برای مردم سوریه می ریزد ؛ به هیچ وجه چنین گروه تروریستی که دستش به خون مردم بیگناه آلوده است نمی تواند به ماه مبارک رمضان و اهداف والای این ماه اعتقاد داشته باشد . لذا صرفا برای فریب افکار عمومی و منحرف کردن انها از دیدن چهره اصلی این گروه تروریستی و فرقه گرا تحت عنوان سازمان مجاهدین می باشد.

در پایان بایستی خطاب به مریم رجوی و گردانندگان این فرقه تروریستی عرض کنم که دیگر چنین حرکاتی نه تنها جواب ندارد بلکه نتیجه عکس می دهد و شما نمی توانید با اشک تمساح ریختن برای مردم سوریه آن چهره تروریستی و باند مافیایی خودتان را بپوشانید و شما اگر راست می گویید و اعتقادی به شعایر مذهبی و آیینهای پاک آن دارید ؛ آیا بهتر نیست بجای اینکه لابی های آمریکایی و صهیونیستی و یک مشت تروریست سوری که ذره ای به شعایر مذهبی اعتقاد ندارند را با خرجهای کلان به اور سور واز بکشانید و تحت عنوان ضیافت افطار به آنان سور چرانی بدهید تا بلکه از شما تعریف و تمجید سوری کنند ؛ خانواده های نیروهای خود را که جلوی درب کمپ لیبرتی هستند را اجازه بدهید با فرزندان شان در این ماه مبارک دیدار داشته باشند و یک افطاری کنار هم باشند ؟ البته شما بخاطر ذات تروریستی تان نه تنها چنین کاری نمی کنید بلکه خانواده های عزیزان در بند و گرفتار در کمپ لیبرتی را مورد توهین و ضرب و شتم قرار می دهید و بعدش انتظار دارید که کسی این شکلک ها و اشک تمساح ریختن تان را برای مردم سوریه باور کنند . هرگز چنین نخواهد شد و دیگر حنای شما در نزد مردم ایران و سوریه و عراق و کلان دنیا رنگی ندارد .بنابر این بهتر است بجای اینکار های بیهوده بفکر پاسخگویی جنایات و خیانت هایی که در طی این سالیان به همراه شوهر فراری تان مرتکب شده اید باشید .

*** 

مسعود رجوی مریم رجوی سوء استفاده از قرآنحاج مسعود رجوی مطلقا به قران اعتقاد نداشت. فقط سوء استفاده ابزاری میکرد برای نگه داشتن اعضای اسیر در فرقه اش

مریم رجوی بزرگداشت قتل و ترور در فرانسه حاج مسعود رجوی تفاوت گرد همایی خیمه شب بازی و شوی مسخره و تکراری ویلپنت امسال با سال های قبل چیست ؟ «سرافرازی» بجای «سرنگونی»

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25204

چرا فرقه رجوی همه ساله مراسم تکراری سالروز خشونت ترور را برگزار می کند ؟ 

 Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، نوزدهم می ۲۰۱۶:… اما سوال اساسی اینست که چرا رجوی علی رغم شکست های پی در پی سیاست های فرقه گرایانه اش و علی رغم اینکه می داند این استراتژی ترور و خشونت دیگر شکست خورده است ولی همچنان همه ساله با صرف هزینه های بالا این مراسم گرامیداشت سالروز خشونت و ترور را برگزار می کند؟ جواب از نظر من بسیار واضح و روشن است. چون رجوی اکنون در باتلاق عراق گیر کرده … 

مریم رجوی ویلپنت سالگرد گرامیداشت تروریسم در فرانسه توسط مجاهدین خلقفراخوانهای شوی سالانۀ مریم قجر به خلق قهرمان لهستان!!

لینک به منبع

چرا فرقه رجوی همه ساله مراسم تکراری سالروز خشونت ترور را برگزار می کند ؟

همانطور که همه می دانند فرقه رجوی همه ساله خیمه شب بازی سالروز خشونت و ترور را در پاریس برگزار می کند و برای راه اندازی این خیمه شب بازی و شوی مسخره و تکراری از ماهها قبل نیروهای سازمان را بسیج می کند تا با انواع و اقسام ترفند ها و خرج های کلان عده‌ای را بعنوان سیاهی لشکر برای گرم کردن این مراسم رسوا جمع آوری کند بله دوستان مریم رجوی هر سال در سالن کرایه ای و مشتی سخنران اجاره‌ای که عمدتا از ورشگستگان و باز نشستگان سیاسی از افراطی ترین جناحهای جنگ طلب حزب جمهوری خواه آمریکا هستند که با دریافت هزینه زیاد می آیند در این مراسم تا متن دیکته شده سازمان را تحت عنوان سخنرانی بلغور نمایند و در ضمن یک سورچرانی هم بکنند را جمع آوری می کند و همچنین برای رونق بخشیدن به این مراسم رسوا و بی رونقش عده‌ای را با فریب و نیرنگ و با صرف هزینه های بالا بعنوان سیاهی لشکر جمع آوری می کند. و برای این کار از ماهها قبل نیروهای سازمان را بسیج می کند تا به کمپ های مختلف پناهندگی در کشور های اروپایی بروند و سعی می کنند تا پناهندگان ایرانی را که تازه آمده اند را با وعده های دروغین دادن کیس پناهندگی و همچنین گرفتن وکیل برای شان و کمک برای قبول شدن و گردشگری در پاریس به این خیمه شب بازی شان بکشانند و یا پناهندگان سایر کشورها نظیر افغانی ها و آفریقایی ها و عربها را با فریب و دادن پول و وعده گردش در پاریس به این مراسم بکشانند و همچنین یک سری دانشجویان کشور های بلوک شرق نظیر لهستان را به این مراسم رسوا بکشانند و به آنها وعده های گردشگری و توریستی با امکانات سازمان می دهند و برای کشاندن آفریقایی ها و عربها به این مراسم رسوا سعی می کنند یک سری خواننده از این کشورها با هزینه سنگین بیاورند تا بدین وسیله بتوانند طرفداران شان را با این ترفند به مراسم بکشانند. خلاصه اینکه فرقه تروریستی رجوی با انواع و اقسام ترفند ها نظیر کیس پناهندگی و وعده گردشگری و امکانات اقتصادی و هتل و غذاهای خوب و دیدن کنسرت های مجانی سعی می کند یک سیاهی لشکر برای گرم کردن این مراسم رسوا جمع آوری کند.

اما سوال اساسی اینست که چرا رجوی علی رغم شکست های پی در پی سیاست های فرقه گرایانه اش و علی رغم اینکه می داند این استراتژی ترور و خشونت دیگر شکست خورده است ولی همچنان همه ساله با صرف هزینه های بالا این مراسم گرامیداشت سالروز خشونت و ترور را برگزار می کند؟ جواب از نظر من بسیار واضح و روشن است. چون رجوی اکنون در باتلاق عراق گیر کرده است و تشکیلات قرون وسطایی اش در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است. لذا اولاً برای مصرف داخلی یعنی برای روحیه دادن به نیروهای روحیه باخته و زوار در رفته اش که اکنون با از دست دادن سلاح و قرارگاه استراتژیکی اشرف در عراق تعداد زیادی به کمپ تیرانا منتقل شده اند و بقیه هم در کمپ لیبرتی منتظر انتقال به کشور های ثالث هستند. می خواهد بدین وسیله بگوید که سازمان در حال نابودی کامل نیست بلکه ما همچنان داریم مبارزه می کنیم و کلی طرفدار داریم. البته نیروهای سازمان دیگر گول این وعده های

دروغین سرنگونی را نمی خورند و اکنون دیگر رجوی نمی تواند با این ترفند ها جلوی موج رو به افزایش فرار و ریزش نیرویی را بگیرد.

و ثانیاً برای مصرف خارجی هست که فرقه رجوی نیاز به برگزاری چنین مراسمی را دارد یعنی اینکه به اربابان منطقه ای اش نظیر اسرائیل و عربستان سعودی و ارباب آمریکایی اش بگوید که روی این سازمان به عنوان تنها آلترناتیو حساب کنند و حمایتش کنند تا بقول خودش سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران را محقق کند. البته اربابان منطقه ای و ارباب آمریکایی اش دیگر روی سازمانی که تبدیل به کارت سوخته شده است سرمایه گذاری نمی کنند و بقول معروف آنها خیلی خوب می دانند که روی اسب بازنده یا بهتر بگویم اسب مرده ای مثل فرقه رجوی نباید شرط بندی کنند.

اما این سران فرقه رجوی هستند که در شرایط اسف بار کنونی سازمان که نیاز مبرم به برگزاری چنین مراسم تکراری و رسوا دارند تا بوسیله آن صورت خودشان را بقول معروف با سیلی سرخ نگه دارند.
در پایان می خواستم به همه کسانی که با وعده و وعید های دروغین سازمان به مراسم دعوت می شوند بگویم که شرکت در مراسم گرامیداشت سالروز خشونت و ترور این گروه تروریستی خوشایند نیست و بهتر است نه تنها در آن شرکت نکنید بلکه آنرا تحریم کنید. چونکه این سازمان می خواهد با مدره نمایی خود را یک سازمان انقلابی و سیاسی که در ایران طرفداران زیادی دارد و اپوزیسیون هست معرفی کند. ولی عملا یک گروه تروریستی بالقوه هست که بسیار خطرناکتر از گروههای تروریستی نظیر گروه تروریستی داعش می باشد. و اگر چنین نبود چه نیازی بود با خرج های کلان عده‌ای را بعنوان سخنران بیاورد و یا عده‌ای را از شهروندان کشور هایی نظیر افغانستان و کشور های آفریقایی و عربی و یا دانشجویان لهستانی را با وعده های دروغین به این مراسم رسوا بکشاند؟ و اگر واقعا در بین ایرانیان طرفدار داشت چه نیازی دارد که از ماهها قبل نیروهای سازمان را بسیج بکند تا به کمپ های پذیرشی در اروپا بروند و پناهندگان را با فریب و نیرنگ به این مراسم رسوا بکشانند؟ چون ایرانیان آزاده خارج کشور همانند مردم ایران از این سازمان فرقه گرا بخاطر جنایات و خیانت هایی که علیه مردم ایران مرتکب شده است به شدت منتفر هستند و این مراسم رسوایش را تحریم می کنند. بنابراین بهتر است کسی در این مراسم مسخره شرکت نکند و آنرا تحریم نماید.

*** 

آرم سازمان تروریستی مجاهدین خلق و سناتور فاسد امریکایی مناندزچه کسی مخارج روسپیان زیر سن قانونی لابی رجوی در سنای امریکا را داده است؟ (سناتورتان هم که تو زرد بود)

ویلپنت خالى از ایرانى چه معنایى دارد خانم رجوى

تماشاچیان لهستانی اجاره شده برای بزک مریم قجر عضدانلو رجویA terrorist funded trip – Mojahedin Khalq planned to take Polish students to Berlin

شوی مریم رجوی برلینسفر بخرج تروریستها، مجاهدین دانشجویان لهستانی را به برلین بردند

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25042

معنی مقاومت در فرقه رجوی 

 Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، یازدهم می ۲۰۱۶:…  مقاومت یعنی به کشتن دادن نیروها و کشتن مردم بی دفاع و غیر نظامی و کردکشی و سرکوب شیعیان جنوب عراق در زمان صدام حسین و سربازکشی و پولشویی و مزدوری و نوکری برای قدرت های خارجی علیه منافع مردم ایران . بله مقاومت از نظر رجوی خاین یعنی اینکه برای رسیدن به قدرت با استراتژی خشونت و ترور به جنگ طلبی و اقدامات تروریستی دست زند و از … 

مجاهدین خلق بفرقه رجویدگردیسی مجاهدین در بزرگداشت روز جهانی کارگر

لینک به منبع

معنی مقاومت در فرقه رجوی

 همانطور که می دانید سران فرقه رجوی و بطور خاص رهبری این سازمان فرقه گرا اسم مستعار تشکیلات قرون وسطایی و استالینی اش را گذاشته است چونکه ارتش به اضطلاح آزادیبخش که دیگر وجود خارجی ندارد و تبدیل به خانه سالمندان گشته است و سازمان به اصطلاح مجاهدین همه بخاطر عملکرد فرقه گرایانه و اقدامات تروریستی اش علیه مردم ایران به شدت مورد تنفر و انزجار آحاد ملت ایران قرار دارد . در نتیجه از عبارت مقاومت برای خودش استفاده می کند . و اما معنی مقاومت از نظر این فرقه تروریستی با معنی اصلی این واژه بسیار ارزشمند و والای صد هشتاد درجه فرق دارد و عکس می باشد .

بنابراین وقتی سران فرقه از مقاومت نیرو ها صحبت می کنند یعنی اینکه بدون هدف و آگاهی لازم در راستای امیال و مقاصد سیاسی رجوی کشته شوند و در مقابل دیدار با خانواده مقاومت کنند و خانواده را دشمن فرض کرده و لیه انها مقاومت کنند و بجنگند ودر مقابل عواطف خانوادگی ایستادگی کرده و به دستور مسعود و مریم به طلاقهای اجباری تحت عنوان انقلاب کذایی مریم تن بدهند .

و همچنین وقتی از مقاومت در صحنه سیاسی صحبت می کند یعنی اینکه توسط لابی هایش که عمدتا از بازنشستگان و ورشکستگان از افراطی ترین جناحهای جنگ طلب حزب جمهوری خواه آمریکا تشکیل شده است همسو با سیاست های اسراییل و عربستان صعودی علیه منافع مردم ایران حرکت کند و در مقابل رسیدن مردم ایران به خواسته ها حقوق ملی شان نظیر انرژی هسته ای مقاومت کند و تمام تلاش خود را صرف سد کردن راههای موفقیت و پیروزی مردم ایران کند . و مردم ایران اعم از کارگر و معلم و زنان و جوانان موظف هستند از این سازمان حمایت کنند وگرنه مزدور هستند و کشتن شان جایز هست و جزو مبارزه و مقاومت به حساب می اید.

و خلاصه اینکه مقاومت یعنی به کشتن دادن نیروها و کشتن مردم بی دفاع و غیر نظامی و کردکشی و سرکوب شیعیان جنوب عراق در زمان صدام حسین و سربازکشی و پولشویی و مزدوری و نوکری برای قدرت های خارجی علیه منافع مردم ایران . بله مقاومت از نظر رجوی خاین یعنی اینکه برای رسیدن به قدرت با استراتژی خشونت و ترور به جنگ طلبی و اقدامات تروریستی دست زند و از گروههای تروریستی نظیر داعش تحت عنوان عشایر انقلابی عراق حمایت کند و نیروها را در عراق به کشتن دهد و از انتقال انها به کشورهای امن جلوگیری کند .

اما نکته جالب و بسیار مضحک و خنده دار اینست که رجوی خودش به عنوان رهبر مقاومت هیچکدام از این کار ها را شخصا انجام نمی دهد بلکه نیروهای نگونبخت بایستی به دستور این رهبر عقیدتی و رهبر مقاومت این کار ها را انجام دهند و ایشان برای حفظ جان خویش و فرار از پاسخگویی فرار کرده و به مخفیگاه بروند و همیشه در جایی امن باشند تا بتوانند این مقاومتی را که توضیح دادم را رهبری و هدایت بفرمایند و هیچ ریسکی را تقبل نکند بلکه این نیروهای سازمان باشند که ریسک کرده و در معرض خطر جانی قرار بگیرند و چشم و گوش بسته مطیع این رهبری مقاومت باشند تا هر طوری که لازم و صلاح دیدند انها را به کشتن دهند تا به مقاصد و مطامع خاص خودش برسد و هر کدام از این نیروها هم که غیر ازاین فکر کرده و قصد جدایی داشته باشند و یا اعلام جدایی کنند به دستور رهبر مقاومت بایستی کشته شوند . بله دوستان اینست معنی مقاومت از نظر رجوی و باند تروریستی اش که در حقیقت صد و هشتاد درجه با معنی این واژه فرق می کند

*** 

شورای رهبری ، بهانه ایی برای شروع تجاوز (بتول سلطانی: سوء استفاده جنسی رجوی از زنان صدای دبیر دوم سفارت امریکا را هم در آورد)

Comrades in Arms – Sexual abuse by Massoud and Maryam Rajavi

https://youtu.be/jpDUMaIntS8

مستندی ناتمام برای دختر سمیه (گرفتار در مجاهدین خلق، فرقه رجوی)Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

*** 

همچنین:

جنگ داخلی سوریه و موضع‌گیری های فرقه رجوی

 Ali Jahaniعلی چهانی، وبلاگ آیینه، هفتم می ۲۰۱۶:… اکنون سوالم از خانم مریم عضدانلو رییس جمهور مادام العمر و منصوب شده از طرف شوهر فراری اش آقای رجوی که خودش را رهبر عقیدتی مادام العمر می پندارد ؛ اینست که آخر مسایل سیاسی و جنگ داخلی سوریه و سرنوشت مردم این کشور و کشور عراق چه ربطی به شما دارد؟ و مگر شما خو
 
 
Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، دوم می ۲۰۱۶:… اصولا فرقه رجوی و بطور خاص رهبری این فرقه تروریستی سعی می کند که با عوامفریبی و شیادی خاص خودش برای مصرف داخلی و مشغول کردن نیروهای سازمان به شیوه های گوناگون متوسل شود . که از جمله این شیوه ها اعلام پیروزی های پوشالی مقاومت که همان اسم مستعار سازمان فرقه گر
 
 
Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، بیست و پنجم آوریل ۲۰۱۶:… در پایان در آستانه روز جهانی کارگر ضمن تبریک به همه کارگران و زحمتکشان ایران و جهان ؛ باید به سران فرقه رجوی و بطور خاص عباس داوری جنایتکار یادآوری کنم که مردم ایران و بطور خاص کارگران و زحمتکشان ایران نه تنها هیچ ارزشی برای اراجیف شما و فرا خوان