نگاهی به اعلام مواضع اصولی سه تن از کادرهای با سابقه جدا شده از سازمان مجاهدین

نگاهی به اعلام مواضع اصولی سه تن از کادرهای با سابقه جدا شده از سازمان مجاهدین

علی جهانی، ایران قلم، سوم مارس 2015:… در پایان خطاب به مریم عضدانلو رییس جمهور مادام العمر و برگزیده شوهر فراری اش و مسعود رجوی رهبر عقیدتی مادام العمر عرض می کنم که شما بایستی از آن دنیای حقیر و تنگ و تاریک و غیر واقعی بیرون آمده و نگاهی به وضعیت اسف بار درونی سازمان بکنید و همچنین نگاهی به واقعیت های موجود در این جهان امروزی بیندازید و دست از این یک دندگی و پا فشاری …

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIکانون قلم: حضور فرمانده لشکر فدایی مسعود رجوی در آلمان، تهدیدی برای دمکراسی است

لینک به منبع

نگاهی به اعلام مواضع اصولی سه تن از کادرهای با سابقه جدا شده از سازمان مجاهدین

علی جهانی ــ ۰۳ مارس ۲۰۱۵ در خبرها آمده بود که چند روز پیش سه تن از کادرهای با سابقه سازمان مجاهدین خلق که از این سازمان فرقه گرا اعلام جدایی کرده اند با اسامی آقایان: حسین نژاد و باقروند و عیسی آزاده در پارلمان اروپا حضور یافته و ضمن ملاقات با تعدادی از نمایندگان این پارلمان جدایی خود را از سازمان فرقه گرای مسعود و مریم رجوی اعلام کرده و مواضع سیاسی و اصولی خود را طی یک بیانیه ای منتشر نمودند و اعلام انشعاب کردند.

اینجانب ضمن ابراز خرسندی و خوشحالی از این اتفاق فرخنده و بسیار بجای این عزیزان ؛ از صمیم قلب به این دوستان عزیز و بزرگوار تبریک و تهنیت عرض می کنم ؛ و در ضمن لازم دیدم که نگاهی گذرا به این اتفاق خجسته بیندازم و نکاتی را بعرض شما خوانندگان عزیز و محترم برسانم:

۱) علامت بارز فروپاشی کامل فرقه رجوی: من یادم هست که رجوی همواره در نشست های تشکیلاتی می گفت که سازمان به برکت انقلاب کذایی مریم تا کنون انشعاب نکرده است و از گروه های دیگر نظیر سازمان چریک های فدایی خرده و ایراد می گرفت که شقه و انشعاب کرده اند ولی سازمان مجاهدین یکپارچگی اش را حفظ کرده است البته آن موقع که تحت حمایت همه جانبه صدام حسین قرار داشت و سرکوب شدید و خفقان و سانسور شدید در تشکیلات سازمان بیداد می کرد و دیکتاتوری مطلق در مناسبات قرون وسطایی و استالینی در اشرف حاکم بود ؛ کسی جرات اظهار نظر و انتقاد از فرماندهان ارشد و بطور خاص از رجوی ها را نداشت و رجوی می گفت بریده نداریم و نمی توانیم داشته باشیم ولی بعد از سرنگونی حکومت صدام حسین و خلع سلاح و تخلیه کامل اشرف؛ این پایگاه استراتژیکی و ظرف فرقه گرایی رجوی موج اعتراضات و جدایی از سازمان شتاب بیشتری گرفت و تعداد زیادی از نیروهای سازمان حتی در سطح شورای رهبری اعلام جدایی کردند و اکنون اعلام انشعاب از سازمان توسط این دوستان نقطه عطفی هست و نوید بخش اینست که در آینده رجوی مجبور شود محدودیت های خود را روی نیروهای گرفتار در کمپ لیبرتی کمتر نماید و موج نارضایتی و مخالفت با رجوی بالا گرفته و تعداد بیشتری از این سازمان فرقه گرا اعلام جدایی نمایند

۲) تهدید به قتل جواب عکس می دهد: رجوی در یازده آبان ماه امسال طی یک نوار صوتی که از مخفیگاه خود برای نیروها پر کرده بود منتقدان و بطور خاص جدا شدگان را تهدید به قتل کرده و فرمان قتل آنها را صادر کرده بود تا به خیال خام خود هم از ریزش روز افزون نیروهای سازمان جلوگیری کند و آنها را بدین وسیله بترساند و هم جدا شدگان را وادار کند که دست از افشاگری و روشنگری علیه سران فرقه رجوی دست بردارند ؛ ولی این کار دوستان نشان داد که رجوی از تهدیدات نتیجه عکس گرفته است و نیروهای جدا شده نه تنها باز نیاستادند بلکه با شتابی چند برابر رو به جلو حرکت می کنند .

۳) مواضع اصولی: بیانیه اعلام مواضع سیاسی و اصولی این دوستان بیانگر نکات فراوانی می باشد که مهمترین آن اینست که دوران استراتژی های ترور و خشونت بسر آمده است و رجوی با ید قبول کند که استراتژی اش شکست خورده است و کشتی استراتژی خشونت و ترور و مبارزه مسلحانه اش بطور کامل به گل نشسته است و این افکار قرون وسطایی و فرقه گرا یانه اش دیگر جواب ندارد و در دنیای آزاد و واقعی باید به خواسته های عمومی مردم ایران که خواهان کسب آزادی و عدالت اجتماعی از طریق شیوه های مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه هستند احترام گذاشت و خود را با خواسته های آنها هماهنگ کرد .

در پایان خطاب به مریم عضدانلو رییس جمهور مادام العمر و برگزیده شوهر فراری اش و مسعود رجوی رهبر عقیدتی مادام العمر عرض می کنم که شما بایستی از آن دنیای حقیر و تنگ و تاریک و غیر واقعی بیرون آمده و نگاهی به وضعیت اسف بار درونی سازمان بکنید و همچنین نگاهی به واقعیت های موجود در این جهان امروزی بیندازید و دست از این یک دندگی و پا فشاری روی افکار تروریستی و فرقه گرا یانه و پوسیده بردارید و واقعیت های انکار ناپذیر را بپذیرید و به شما توصیه میکنم که اینقدر دل خود را به این فراخوان های پوچ و بی محتوا و نمایش های مسخره نظیر برگزاری روز زن و سخنرانی های چند تن از ورشکستگان سیاسی در امریکا خوش نکنید و فکر نکنید که با کشف های دروغین سایت های اتمی و همنوایی و هم سویی کامل با نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل و گروههای تندرو در ایران می توانید به اهداف و مقاصد سیاسی خود برسید. چون که واقعیتها بسیار سر سخت تر از آن هستند که شما بتوانید با این گونه شعار های توخالی و پوچ و سفر های بی نتیجه کاری از پیش ببرید

در این جا یک بار دیگر با تبریک به دوستان گرامی برای آنها آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم در آینده شاهد فعالیت های بیشتر انها برای نجات قربانیان باشیم.

(پایان)

***

متن بیانیه  “اعلام مواضع اعضای قدیمی و منشعب سازمان مجاهدین خلق ایران”:

آقایان داوود باقروند ارشد، عیسی آزاده  و قربانعلی حسین نژاد، پارلمان اروپا

روزچهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳  برابر با بیست و پنجم فوریه ۲۰۱۵ هیئتی از جداشدگان ومنشعبین سازمان مجاهدین مرکب از آقایان داوود باقروند ارشد، عیسی آزاده و قربانعلی حسین نژاد در محل این پارلمان در بروکسل در جلسه ای بمنظور آشنایی با مواضع جداشدگان و همچنین افشای ماهیت واقعی فرقه مجاهدین و خطرات گسترش ترور و خشونت در اروپا شرکت کردند که با استقبال گرم نمایندگان روبروشد.

هیئت جداشده مواضع خودرا بشرح زیر اعلام و در اختیار نمایندگان پارلمان اروپا گذاشتند:


لینک به فایل پی دی اف بیانیه

بیانیه شماره ۱ اسفند ۱۳۹۳

اعلام مواضع اعضای قدیمی و منشعب سازمان مجاهدین خلق ایران

ما اعضای قدیمی سازمان مجاهدین خلق ایران امضاء کنندۀ این بیانیه با بیش از سی سال سابقه مبارزاتی در تشکیلات سازمان در داخل و خارج کشور بدنبال مطالعه عینی و عملی شرایط میهن در زنجیر و سی سال شکست کلیۀ سیاستهای اتخاذ شده توسط رهبری آقای رجوی، وسرنوشت تشکلی که توسط او نابود شده است، دلایل جداییمان از تشکیلات سازمان مجاهدین خلق را بشرح ذیل اعلام میکنیم.

۱٫ سرقت رهبری دمکراتیک سازمان توسط آقای مسعود رجوی و جانشین خود خوانده وی خانم مریم عضدانلو (رجوی) در تشکیلات.

۲٫ عدم وجود سانترالیزم- دمکراتیک در مناسبات تشکیلاتی.

۳٫ نبود هیچگونه روشهای انقلابی- دمکراتیک انتقاد از خود در رهبری و اصرار بر کلیه سیاستهای بغایت شکسته خورده و صد بار شکستشان به اثبات رسیده طی بیش از سه دهه گذشته.

۴٫ انحراف و زیرپا گذاشتن اصول اولیه و بنیادین مردمی سازمان یعنی آگاهی، آزادی و برابری که تنها دلیل برای همه مجاهدین و نیروها و تشکلها جهت گذشتن از همه چیزشان و پیوستنشان به این سازمان با تلاش و مبارزه، فداکاری، تحمل درد و شکنج و زندان و شهادت در این راه بوده است.

۵٫ سقوط مناسبات از یک مناسبات مترقی انسانی به یک تشکل فرقه ای- مافیایی خطر ناک باهدف حفظ قدرت ومواضع تصمیم گیری به جای پذیرش اشتباهات و تصحیح آنها.

۶٫ اتخاذ سیاستهای ضد مردمی، ضد انقلابی، ضد دمکراتیک و تروریستی بمنظور رسیدن به هدف و یاخوش خدمتی به این یا آن قدرت خارجی از جمله صدام حسین دیکتاتور مخلوع عراق، جهت جلب حمایت مادی آنان به بهای جان مجاهدین و مردم ایران از یک سو و سرکوب هرگونه انتقاد و مخالفت چه در درون تشکیلات و چه در مناسبات با متحدین سیاسی ازجمله شورای ملی مقاومت بعنوان سیاستی ضد ملی و ضد دمکراتیک و برخلاف مصالح عالیه مردم ایران.

۷٫ شکست مطلق سیاستهای استمالت و فریب دولتهای غربی توسط آقای رجوی طی بیش از سه دهه جهت پنهان کردن ماهیت تروریستی و دیکتاتوریش.

۸٫ اتخاذ سیاستهای فرقه ای- فاشیستی از قبیل گرفتن امضاء، تعهد، اعتراف، فیلم و مدرک سازی تحت شرایط مختلف ارعاب و سرکوب و فشارهای به غایت ضد انسانی علیه اعضای جان برکف جهت جلو گیری از ابراز هرگونه فکرو ایدۀ جدید یا مخالفت، دعوت به مسیر درست، انتقاد، اعتراض وحتی سؤال در مورد تناقضات آشکار و مسلم روزانه در تمامی عرصه های تشکیلاتی، سیاسی و ایدئولژیک.

۹٫ واگذار کردن آبرو و اعتبار سازمان مجاهدین و تمامی درد و رنج وخون شهدای مجاهد خلق بعلاوه تمامی تلاشها و اعتبار متحدین سیاسی به این یا آن سرویس اطلاعاتی بیگانه به منظور استمالت از آنها در مقابل پذیرش حضور رهبری سازمان در کشورهای مربوطه.

۱۰٫ غلتیدن آقا و خانم رجوی به ورطه های به غایت ارتجاعی و واپسگرایانه امام زمان سازی، معصوم نمایی، علم غیب و خاصیت و توان شفابخشی داشتن و عاری از اشتباه و خطا بودن آنهم در قرن بیست و یکم در تلاش برای فرار به جلو و به منظور لاپوشانی خیانتهایشان به آرمان مجاهدین.

۱۱٫ در ادامه همین خیانت، سوء استفاده از زنان و آرمان آزادی و برابری زنان تحت نام انقلاب ایدئولژیک بمنظور کودتا در تشکیلات و خلع ید یکشبه از مجاهدین با سابقه که به گفته شخص سارق رهبری، ظرفیت و جرأت مخالفت با سیاستهای ورشکسته وی را داشتند.

۱۲٫ اتخاذ سیاست رسمی دروغگویی، بزرگنمایی، و وارونه نمایی جهت لاپوشانی شکستهای روزمره در تمامی زمینه های سیاسی، تشکیلاتی و ایدئولژیک در درون تشکیلات و بخصوص فریب متحدین بیرونی سازمان با هدف از دست ندادن هژمونی کاذب خود.

۱۳٫ اتخاذ سیاست رسمی و اعلام شده درونی سرکوب با مشت آهنین، دستگیری، زندان، شکنجه، و کشتن مخالفین درون تشکیلاتی توسط سارق رهبری.

۱۴٫ راه اندازی دادگاههای خود ساخته و خود خوانده به منظور ارعاب منتقدین و مخالفین درونی و توجیه اعمال ننگین خود با پیاده کردن سیاست سرکوب و تهدید علنی توسط شخص آقای رجوی به قتل و اعدام آنهم علیه فرزندان برومند و مجاهدی که سالیان سال بعد از دست شستن از جان و مال و خانواده و هستی خود (بعضا ترک بهترین زندگیها، مدارج تحصیلی در اروپا و آمریکا و ایران و…) در سختترین شرایط ممکن، با تحمل موشک و گلوله باران و بمباران هوایی توسط رژیم ضد بشری…، و دماهای ۶۰ درجه فرا طاقت انسانی بیابانهای عراق جهت دفاع از آرمان خود و منافع مردمشان به تشکیلات پیوستند همان زمان که آقای رجوی و خانم مریم عضدانلو در لوکس ترین و راحت ترین امکانات که حتی بعضا در اروپا و آمریکا نیز همانند آن یافت نمی شود می زیستند.

۱۵٫ راه اندازی جلسات فشار روانی ماهانه، و سپس هفتگی و در نهایت جلسات روزانۀ تفتیش عقاید و بطور خاص گرفتن اعترافهای اخلاقی و جنسی به منظور سرکوب مخالفت با کودتا تحت نام انقلاب ایدئولژیک.

۱۶٫ سیاست مجبور کردن «مجاهدین خطا کار» به گمان رجوی به خودکشی با سیانور.

۱۷٫ محروم ساختن مجاهدین از دست یابی به هر گونه اطلاعات، کتب، نشریات آزاد و اخبار در خارج از تشیکلات و همچنین محرومیت از تمامی وسایل کسب اطلاع مانند تلفن و اینترنت، رادیو و تلویزیون، ماهواره …

۱۸٫ قطع ارتباط مجاهدین با اقوام، خانواده و حتی فرزندان به منظور ایزوله کردن مجاهدین و جلوگیری از رسیدن اطلاعات صحیح به آنها. محاکمه مجاهدین حتی در صورت فکر کردن به بر قراری ارتباط با خانواده و اقوام و فرزندان و یا فکر دست یابی به کتب و نشریات آزاد.

۱۹٫ اتخاذ سیاست ترساندن، تهدید، دستگیری، زندان‏های طویل المدت و سپس فروختن مجاهد مخالف به صدام بعد از سالیان زندان در درون تشکیلات و اعلام این سیاست به همه مجاهدین به منظور جلوگیری و عبرت بقیه مجاهدین از سرنوشت مجاهدینی که مخالف و یا منتقد بوده یا بدنبال کار ساز ندیدن انتقادات و خواسته ها، خواستار خروج از تشکیلات بوده اند جهت جلوگیری از رسیدن آنها به دنیای آزاد و افشای واقعیتهای درون فرقه رجوی.

۲۰٫ جراحی اجباری رحم زنان برای جلوگیری از هر گونه فکر کردن آنان به زندگی در آینده و بچه دار شدن و جلوگیری از فکرکردن زنان به دیگری به جز آقای رجوی تحت عنوان فریبندۀ مراحل رهایی زنان!.

۲۱٫ اجبار مجاهدین ابتدا به قبول ذهنی همخوابگی زنان با آقای رجوی و سپس به همخوابگی عملی با وی با همکاری و مدیریت خانم مریم عضدانلو (رجوی) بمنظور هرچه وابسته ترکردن زنان مجاهد وجلوگیری از خروج و فرار آنان از سازمان.

۲۲٫ فرار آقای مسعود رجوی و خانم مریم رجوی از جبهه بعنوان فرماندهان و رها کردن مجاهدین در اشرف تحت بیسابقه ترین فشارهای روانی، صنفی، پزشکی ، امنیتی و نظامی با وجود امکانات بینهایت گسترده سازمان در امکان خارج کردن مجاهدین از عراق و از این شرایط.

۲۳٫ نابودکردن همه امکانات موجود و یا فراهم آمده توسط مقامات یونامی در کمپ لیبرتی در بغداد از اینترنت ، لپ تاپ، تلویزیون، تلفن، ماهواره، یخچال و دیگر امکانات رفاهی و ارتباطی در هر مجموعه شش نفره بعد از ورود گروه اول انتقالی از اشرف به لیبرتی به دستور آقای رجوی تا کسی نتواند به اخبار آزاد و اطلاعات غیر از دورغهای رجوی دسترسی پیدا کند.

۲۴٫ حمایت و همکاری با داعش، سیاه ترین تروریسمی که تاریخ بشریت بخود دیده با امید اینکه از میان عناصر طرافدار صدام دیکتاتور مخلوع عراق به رهبری عزت ابراهیم که در صفوف این گروه مادون انسانی حضور دارند برای خود همدست و همیار دست و پا کند.

۲۵٫ نفرت مردم ایران از آقای رجوی و دستگاه فرقه ای اش بدلیل سیاستها و اعمال تروریستی او درایران به علاوۀ سیاستهای او مبنی بر همکاری با صدام حسین و دادن اطلاعات جبهه های جنگ در زمان جنگ ایران و عراق به او و نیز ازدواجهای مکرر و برخلاف عرف اجتماعی مردم ایران که آقای رجوی برای خود در فرانسه در اوج اعدامها و شکنجه های مجاهدین در زندانهای ایران به راه انداخت و بعد هم ازدواجها و طلاقهای اجباری داخل تشکیلات و جداسازی کودکان از پدران و مادران و فروپاشاندن خانواده ها تحت عنوان مراحل مختلف «انقلاب ایدئولژیک» و در نتیجۀ همۀ این کارها و سیاستها از بین بردن پایگاه اجتماعی و مردمی سازمان مجاهدین خلق در داخل و خارج ایران.

۲۶٫ سوء استفاده از هنرمندان مردم ایران در حالیکه همان موقع در دورن تشکیلات به شدت علیه این هنرمندان توسط شخص آقای مسعود رجوی بعنوان عناصر بورژوازی و مطرب سمپاشی میشد که مبادا هیچگونه رابطه انسانی بین مجاهدین و این هنرمندان که در قلب همه مردم ایران جای داشته و دارند ایجاد شود و جای رهبری تمامیت طلب را هرچند ناچیز تنگ کند.

۲۷٫ سمپاشی توسط شخص آقای مسعود رجوی علیه تمامی اعضای شورای ملی مقاومت قبل از هر جلسه شورا در درون تشکیلات به عنوان «عملۀ بوژوازی» و «افراد یک لا قبا و مفتخور» باز بمنظور جلوگیری از الگوبرداری مجاهدین عضو شورا از بعضی مخالفتهای محدود اعضای شورا با سیاستهای آقای رجوی و همچنین جلوگیری از برقراری رابطۀ سمپاتیک مجاهدین با اعضای شورا.

۲۸٫ ایجاد و نگهداری مجاهدین در سلول انفرادی از طریق زدن انگ و نامیدن هر تماس و دوستی و صحبت بین دو مجاهد خلق بعنوان «شعبه سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات رژیم»! در داخل سازمان! آنهم نه تنها بین مجاهدین منتقد و مخالف بلکه حتی بین مجاهدین جان برکفی که بدستور رجوی خود سوزی نیز میکنند!.

مواضع ما:

۱٫ مبارزه ما با رژیم ایران با رد هرگونه خشونت و تروریسم بر پایه حمایت از حرکتهای آزادیخواهانه و دموکراتیک مردمی استوار است.

۲٫ ما خود را همان مجاهدینی که مردم ایران و جهان چه در اشرف چه در لیبرتی و… شاهدش هستند و سرتا پا فدا و گذشت برای مردم و میهنمان می باشند می دانیم و ضمن مبارزه دمکراتیک و با حمایت از مبارزات مردم ایران که طی سالهای اخیر جهان شاهد آن بوده اجازه نخواهیم داد که کشورمان دوباره بدست دژخیم مرتجعی دیگر گرفتار شود.

۳٫ فرقۀ آقای مسعود رجوی و خانم مریم رجوی را با آنچه بعنوان مشتی از خروار ذکرش رفت بعنوان خطرناکترین و وحشی ترین نیروهای ضد دمکراتیک که به قدرت نرسیده اش را در داعش روزانه شاهد هستیم بعنوان دشمن بالقوه مردم ایران و منظقه میدانیم.

۴٫ سیاست ما در قبال فرقۀ رجوی بر افشای تمامی سیاستهای تروریستی، ناجوانمردانه و خیانتکارانۀ او مبنی بر سوء استفاده از مجاهدین در بند در لیبرتی بمنظور بهره بردای سیاسی از کشتار و شکنجه روحی روانی و محاصره توسط عوامل خارجی و از جمله عوامل رجوی بمنظور خرابکاری در روند خروج مجاهدین از تله ای که آقای رجوی آنها را در آن گرفتار نموده است، متکی بوده و می باشد.

۵٫ ما سیاست سرکوب مخالفین چه مجاهد چه غیر مجاهد را که علیه مصالح مردم ایران است محکوم می کنیم و آنرا بغایت در محتوا افشا و رسوا کرده و خواهیم کرد.

۶٫ ما سیاست مداخله در امور داخلی عراق توسط آقای رجوی که تنها نتیجه آن حمله و هجوم نیروهای عراقی و کشتار برادران و خواهران مجاهدمان در اشرف و لیبرتی است را بشدت محکوم میکنیم.

۷٫ ما هرگونه حمله و هجوم به لیبرتی و سابقا بر اشرف را محکوم می کنیم و آنرا همسویی عملی عوامل عراقی رژیم و آقای رجوی در جهت هدف مشترکشان یعنی نابودی مجاهدین لیبرتی می دانیم. مردم ایران و جهان شاهد هستند که هر مجاهدی که از لیبرتی خارج میشود ناقوس مرگ فرقۀ رجوی را به صدا در می آورد و به همین علت است که رهبری سازمان مجاهدین اصرار بر نگهداری افراد سازمان در کشور جنگ زده و بحران زدۀ عراق تا مرگ آخرین نفر دارد اصراری که در پیام اخیر شخص آقای رجوی آشکارا و به صراحت اعلام گردید.

۸٫ لذا ما از دولت جدید عراق و همۀ کشورهای آزاد جهان و کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد و یونامی می خواهیم که برای انتقال ساکنان زندان لیبرتی از عراق به کشورهای ثالث و باز اسکان آنان به عنوان پناهنده با اولویت قرار دادن بیماران و زخمی ها و با توجه به اینکه بسیاری از آنان سالها قبل دارای حق پناهندگی و اقامت در اروپا و آمریکا بوده اند تلاش کرده و اقدامات مقتضی به عمل بیاورند.

۹٫ ما سیاست همکاری آقای مسعود رجوی و خانم مریم رجوی با سیستمهای اطلاعاتی و امنیتی قدرتهای بزرگ بویژه خرید سیاستمدران از دور خارج شده با هزینه های گزاف و به منظور تداوم حاکمیت به سرقت رفته در رهبری مجاهدین را محکوم میکنیم.

۱۰٫ ما اعضای قدیمی سازمان مجاهدین خلق ایران با این اعتقاد که مجاهدین حاضر در تله لیبرتی با بیش از سی سال تحمل شرایط عراق و انواع کشتارها و بمباران استواری و اصالت خود را به اثبات رسانده اند، خواهان برداشتن محاصرۀ ضد انسانی لیبرتی و توقف قطع ارتباط ساکنان آن با خانواده هایشان و با دنیای بیرون توسط آقای رجوی هستیم تا افراد مجاهدین بتوانند با خانواده هایشان و با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنند و ما این اقدام را در جهت منافع عالیه مردم ایران و وصل شدن عنصر مجاهد به پایۀ مردمی خود میدانیم.

۱۱٫ ما سیاستهای آقای رجوی و خانم مریم رجوی مبنی بر وسیله و برگ قرار دادن مجاهدین در دست سیاستها و قدرتهای جهانی و منطقه ای را محکوم میکنیم. آقای رجوی بعد از شکست همه سیاستهایش و قطع کامل از مردم ایران، تلاش می کند تا با همسو نشان دادن خود با این سیاستها و قدرتها و وسیله شدن در دست آنان بقدرت برسد و سپس با تکیه بر منابع مردم ایران خطرناکترین و مخربترین حاکمیتها را بوجود بیاورد. این سیاست اعلام شدۀ آقای رجویست که در پیام سراسر تهدید و خشونت اخیرش به مجاهدین لیبرتی نیز آشکارا آن را تکرار کرده است.

۱۲٫ مریم رجوی دستور خودسوزی گروهی از افراد خودش را در سال ۲۰۰۳ در اعتراض به دستگیری او توسط پلیس فرانسه صادر کرد و آنها طی یک عملیات وحشیانه این کار را جلوی چشمان وحشت زدۀ مردم فرانسه انجام دادند و طی آن دو زن کشته و دهها تن دیگر زخمی و برای همیشه معلول شدند. وی در یک قرارگاه سازمان مجاهدین واقع در خاک فرانسه که یک پایگاه فرقه‏ای دگم و بسته و ضد دموکراتیک در قلب دموکراسی اروپا است ساکن شده و از آنجا اعمال و فعالیتهای فرقه ای را در کل اروپا و آمریکا سازماندهی و اداره می کند که این امر توهین به مردم فرانسه و آرمانهای آزادی و دموکراسی اروپا می باشد. وی در همین مقر از سوی رهبری سازمان دستور قتل جدا شدگان و مخالفان را دریافت می کند و احتمال انجام عملیات تروریستی علیه جدا شدگان و مخالفان سازمان توسط این فرقه در کل اروپا و آمریکا وجود دارد. مقر آنان در یک مقر سکت مثل اشرف و لیبرتی است و افراد اورسوراواز هم حق ازدواج وارتباط با خانواده و دنیای بیرون ندارند و همه کارهایشان فقط به دستور رهبری سازمان ومشخصا مریم رجوی است و هیچگونه انتخاباتی در داخل این سازمان حتی در فرانسه نیز وجود ندارد و رهبری آن مادام العمر و مقدس می باشد. لذا وجود این قرارگاه در فرانسه چهرۀ دموکراسی اروپا را خدشه دار می کند.

(پایان)


لینک به فایل پی دی اف بیانیه

بروکسل فوریه 2015

رجوی و گروگانهاایرج مصداقی: توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ

ویلپنت مریم رجوی 2014مجاهدین خلق؛ دروغ، نفرت و خشونت در ویلپنت ۲۰۱۴ ؛ نیمه پنهان یک گروه خطرناک

همچنین:

نامه ای به دوستان عزیزم در آلبانی

علی جهانی، ایران قلم، یازدهم فوریه ۲۰۱۵:…  دوستان عزیز همه ما از روز اول برای اهداف والایی به سازمان پیوستیم ولی کم کم متوجه شدیم که رجوی قدرت طلب و هوس ران دنبال اهداف و مقاصد سیاسی خاص خودش هست و برای جان نیروهای سازمان هیچ ارزشی قائل نیست و حاضر هست برای رسیدن به اهداف شوم خود همه نیروهای سازمان را به کشتن دهد و در این �

لوث شدن واژه های مقدس و ارزشمند در فرهنگ فرقه رجوی

علی جهانی، ایران قلم، ششم فوریه ۲۰۱۵:…  یکی از واژگان کلیدی و مقدس برای هر ملتی و بطور خاص برای مردم عزیز ایران کلمه انقلاب هست یعنی اینکه تغییر و تحول و دگرگونی بنیادی وضعیتی که درش قرار گرفته اند و تبدیل آن به یک وضعیت بهتر و متکامل تر ؛ اما در فرقه رجوی انقلاب و تغییر یعنی اینکه افراد سازمان انقلاب کذایی مریم را قبول کر

نتایج حاصل از استراتژی ترور و خشونت

علی جهانی، ایران قلم، بیست و هفتم ژانویه ۲۰۱۵:…  یکم: خارج شدن این سازمان از صفت یک سازمان سیاسی و انقلابی به یک فرقه تروریستی و باند مافیایی خطرناک که بسیار خطرناک تر از گروه تروریستی داعش هست دوم: به کشتن دادن هزار ان نفر از جوانان و خبره ترین استعداد های مردم ایران توسط رجوی به بهانه های مختلف تحت عنوان عملیات داخله و ن

فرقه تروریستی رجوی هم عملیات تروریستی در کشور فرانسه را محکوم می کند

علی جهانی، ایران قلم، نوزدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  چند روز پیش داشتم وقایع اخیر پاریس را در مورد حمله تروریستی نگاه می کردم خبر محکوم کردن این حمله تروریستی توسط مریم رجوی نظرم را جلب کرد و برای من خیلی عجیب بود که ایشان این حمله تروریستی را با چه رویی محکوم می کنند در این رابطه لازم دیدم که نکاتی را بعرض شما خوانندگان عزیز برسا

درخواست ده درصد از کل سلاحهای گرفته شده از آمریکا توسط رجوی

علی جهانی، ایران قلم، یازدهم ژانویه ۲۰۱۵:… شما در زمان صدام با آن همه سلاح و امکانات کاری از پیش نبردید الان هم با ده درصد سلاح های خود و نیروهای سالخورده نمی توانید کاری بکنید و این درخواست شما در این شرایط حساس و نا امنی که در کشور عراق حاکم است نه تنها نمی توانید الگوی امنیت در کشور ناامن عراق گردید بلکه بیشتر به این شر�