نگاهی به مصاحبه ی مریم رجوی با اسكاي نيوزعربی – قسمت اول و پایانی

نگاهی به مصاحبه ی مریم رجوی با اسكاي نيوزعربی – قسمت اول و پایانی

 انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، اول اکتبر 2016:… شما ازچه زمانی متوجه شدید که انتقال نیروهایتان به آلبانی مثمر ثمر بوده؟  اگر حسن نیتی درکارتان بود، چرا درمورد پافشاری هایتان درمورد نگه داشتن آنها درلیبرتی ادامه میدادید واگر غلط بود ، چرا این نظر غلط خود را مورد تحلیل وانتقاد قرار نداده اید؟ شما درعرض مدت کوتاهی گفته اید که انتقال بد وسپس خوب بوده است و آیا این نوع برخورد با سرنوشت اعضای نگون بخت،  مسخره آمیز وشارلاتان بازی … 

یادی از مرحوم منفور مسعود رجوی. جوار میهن و بر افروختن آتش ها بر کوهستان ها چه شد؟

سران عربستان سعود و وهابیت مسعود خدابندهIf you thought Iran’s mullahs were bad, try Saudi’s Wahhabis

خبر ویژه دیده بان 

نگاهی به مصاحبه ی مریم رجوی با تلويزيون اسكاي نيوزعربی – قسمت اول

لینک به منبع

کسانی که اهل تحقیق ومطالعه باشند ، براین امر آگاهند که ارتجاع منطقه به سرپرستی حکومت مرتجع عربستان سعودی برای تحت فشار قرار دادن ایران، مدتهاست که ائتلاف خائنانه ای برعلیه ایران تشکیل داده و هرکاری را که می توانستند ومی توانند جهت جلوگیری از رشد ایران می کنند. حتی درراستای نقشه ی خاورمیانه ی بزرگ، می خواهند ایران را به کشورهای متعدد کم رمق تبدیل نمایند. عجیب است که با نام اسلام و زیرچتر آن می خواهند اسرائیل دست بازتری درتوسعه طلبی واشغالگری داشته باشد!

حرکات آنها درجهت به نتیجه نرسیدن مذاکرات مربوط به برجام آنقدر شدید وعلنی بود که احتیاج به توضیح زیادی ندارد وزمانی که متوجه شکست فعلا نسبی خود شدند، به دشمنی بیشتر با مردم ودولت ایران روی آوردند که همکاری در کاهش ارزش قیمت نفت یکی ازعمده ترین آنها بود تا بدینوسیله دولت ایران نتواند به وعده های انتخاباتی خود عمل کنند. آن ها دراین امر به غایت مذموم، ضررهای کلانی به خود زدند و مردم ایران را درتنگنای زیادی قرار داده تا ثابت کنند که مشکلات ایران غیر قابل حل است.

دراین میان ، فرقه ی رجوی که نخود هر آش است، به دنبال شکست های فضاحت بارش درنگه داشتن پادگان اشرف درعراق بالاخره به این ادراک رسید که دولت عراق تحمل اقامت طولانی آنها درکمپ لیبرتی را هم نخواهد داشت وآنها مجبور به ترک آنجا خواهد بود. بنابراین برهمکاریهای خود با این ائتلاف ضد مردمی وضد ایرانی اعراب افزوده و طی ماه های اخیر هژمونی عربستان را که خود تحت هژمونی نظام سلطه وتابعیت جهانی است ، بیشتر ازگذشته پذیرفته است!

یکی از نتایج این هژمونی پذیری ، گشاده دستی رسانه های مرتجع عربی در مصاحبه های تکراری ومداوم با مریم رجوی است که ضمن کلام بیشتر او و پر کردن جای خالی مسعود رجوی که به هر حال مجهول المکان وممنوع التصویر وصداست، اقدامی کرده باشد. البته که معلوم هم نیست این کار بدون روشن شدن سرنوشت مسعود رجوی تاثیری در برآمدن از باتلاق بزرگی که این باند گرفتار آنست خواهد داشت یا نه.

فعلا ظن غالب دربررسی این اقدامات شیوخ مرتجع منطقه آن ست که این دولت ها با اطلاع از نداشتن قدرت کافی برای تجزیه ی ایران، ازاین اهرم ها برای اعمال فشار موقت برایران استفاده می کند واز عمق و ابهت استراتژیکی برخوردار نیست.

احتمالا باند رجوی هم چنین فکر میکند ولی به عنوان یک غریق بیچاره به هروسیله ای متوسل میشود که ازگذشته هم چنین کرده است.

 درابتدای  مصاحبه ی طولانی وملال آور رجوی با (تلويزيون اسكاي نيوز(عربي) ۳۱/۶/۹۵ – ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۶ ) آورده شده است:

” … گزارش مصور: مريم رجوي رئيس جمهور شورای ملي مقاومت ايران در پاريس، يك رهبر ايرانی است كه با دو رژيم شاه و خميني مبارزه كرده است و سازمان مجاهدين خلق را رهبری كرده است. مريم رجوی در تهران بدنيا آمده و در دانشگاه صنعتی شريف مهندسی معادن خوانده است. فعاليت های سياسي اش را قبل از پيوستنش به سازمان مجاهدين خلق در گروههای دانشجويی مخالف رژيم شاه شروع كرده است وی در تظاهراتی كه به سرنگونی رژيم شاه منجر شد شركت داشته است ولي خيلی زود هدف رژيم جديد حاكم بر ايران شد. در اوايل دهه هشتاد سازمان كار نظامي اش عليه رژيم خمينی را شروع كرد و تشكيل شورای ملي مقاومت ايران اعلام شد و اين شورا در سال 1993 مريم رجوی را بعنوان رئيس جمهور ايران در تبعيد انتخاب كرد. … رجوي به احترام گذاشتن به دمكراسی در كشور و تضمين آزاديها و لغو مجازات اعدام و برابری كامل بين مرد و زن در كشورش فرا می خواند همچنين می خواهد كه ايران خالی از سلاح اتمی باشد “.

از مبارزاتش با رژیم جمهوری اسلامی به حد کافی آگاهیم ولی به دوران شاه که می رسد، این موضوع را بیشتر ازهمه میدانیم که برادرش بعنوان یک عضو مجاهدین خلق درزندان شاه بوده وزمانی که این خانم ( مریم قجر عضدانلو) به ملاقات برادرش به زندان قصر و اوین می آمده ، با آرایش غلیظ ولباس های آنچنانی ظاهر میشده که مامورین زندان  شاه قادر به ترک چشم چرانی نبوده واین امر به مذاق زندانیان خوش نمی آمد و بارها مورد اعتراض تمامی زندانیان سیاسی – از هرگروه وبا هرعقیده ای- قرار داشت.

بلی ایرانی جماعت، معمولا بدون توجه به تعلقات ایدئولوژیک خود، کارهای غیر عرفی را نمی پسندند و دراین ساحت ها غیرتی تشریف دارند. دراینکه در جنبش های اعتراضی برعلیه شاه شرکت میکرده یا نه ،  چندان مهم نیست چراکه تمام ازدنیارفته ها ودرحال حیات ها و خود من هم دراین اعتراضات حضور داشتیم وحالا کسی به این خاطر تاجی برسرما نمی نهد و البته که این کار ممکن هم نیست.

اما ازانصاف نباید گذشت که این خانم یک کار کم نظیری هم انجام داد وآنهم شرکت در مسابقه ی انتخاب دختر شایسته ی ایران بود! این انتخاب حالا هم درجهان مرسوم است ولی کسی از ایران دراین مسابقات شرکت نمیکند.

آخر مگر میشود با نگاه به لباس وقد وبالای یک فرد، او را به عنوان شایسته ترین دختر ایران وجهان انتخاب کرد. هیئت ژوری این مراسم، علاوه بر بهره برداری های  احتمالی موضعی وموقتی ازاین دختران، پشتوانه ای برای شرکت های تبلیغاتی  با سوء استفاده ازاندام وحرکت وچهره ی این دختران فراهم می کنند. پس شایستگی دراین مسابقات ، عرضه ی اندام و لباس بود وکسی به میزان هوش و تحصیلات وانسانیت وعفت این دختران توجهی نداشت. بدین ترتیب ، دختر شایسته می بایست چنین فردی باشد و تو گویی که شایستگی به این سادگی است و عرصه های زندگی اجتماعی وفردی چیز دیگری لازم ندارد!!!

البته مریم رجوی دراین مورد خاص شایسته بود چراکه که این نوع شایستگی به درد مانکنی می خورد و ربطی به زندگی اکثریت قریب به تمام مردم نداشت ودردی از دردهای آنها را دوا نمی کرد وحداکثر میتوانستند سودی ازبابت تماشای عکسش که در مجله ی جوانان و غیره منتشر میشد، بدست آورند .

آیا اذعان دارید که این خانم درست درزمانی که ایران مورد تجاوز خارجی قرار گرفته بود و وابستگی های سیاسی خود را بطرف صفر میبرد و بنای کسب استقلال دردیگر عرصه ها را هم داشت،  به کار نظامی برعلیه کشورش پرداخت؟؟

درضمن نحوه ی انتخاب شورای ملی مقاومت سریعا پاشیده شده وتبدیل بقایای آن به زائده ی مسعود رجوی را میدانیم و با این آگاهی است که به اینگونه انتخاب شدن رئیس جمهور مریم، نمره میدهیم!!

صحبت به سلاح اتمی که می رسد، باین خانم میگویم که آیا میدانی که در زمان غیر ممکن بودن ریاست تو برایران، دیگران حق داشتن سلاح اتمی را به ایران نمی دهند و این کار به اراده ی شما بستگی ندارد؟

ایران میتواند سلاح اتمی هم تولید کند وآنهم درصورتی است که قدرتمندتر وخودکفاتر شده و اجماع ملی را دراین مورد داشته باشد که چنین نیست ودولت وملت به این کار رضایتی ندارند وشما چک بی محل ازطرف مردمی را که خود به صلاح خود نمی دانند سلاح اتمی بسازند، نکشید وبدانید که با عدم وجود شما هم تولید سلاح اتمی منتفی شده است وشما کالایی راندارید که دربازار مکاره ارائه داده وصاحب امتیازی گردید!

باری،  خانم مربوطه در این مصاحبه میگوید:

” مريم رجوی: … مردم ايران اين را (اين رژيم) را نمی خواهند و می خواهند كه آنرا سرنگون كنند و مقاومت ايران وجود دارد كه متشكل از نيروها و شخصيت های سياسی است كه از عقايد گوناگوني برخوردارند، از قوميت های گوناگون، البته نيروي محوری آن مجاهدين هستند، مجاهدين سازمان يافته ترين نيرو در اين جنبش و اين اپوزيسيون است، از استقبال گسترده مردم برخوردارند، … اين سازمان و اين مقاومت و اين جنبش بدليل پايگاه گسترده مردمی اش، بدليل استقبال عمومی كه از آن مي شود، بدليل اينكه جامعه ايران همانطوريكه گفتم ناراضی است و شرايطی مثل شرايط 2009 و قيام در ايران حاكم است، شرايط انفجاری جامعه است، يك حمايت سياسی گسترده در پارلمان هاي جهان بعنوان آلترناتيو سياسی رژيم دارد، جنبشی است كه قدرت در واقع استقلال مالي اش را دارد، جنبشی است كه برای آينده ايران طرح و برنامه هايش را دارد ازجمله طرح هايی برای آزاديها، برای برابريها، برای حقوق همه اقشار وطبقات. تا الان سياست مماشات غرب بوده است كه به كمك اين رژيم استبداد مذهبی آمده است “.

شما شواهد ومدارک قابل ارائه ای برای این ادعایتان که ملت چه می خواهد ونمی خواهد، ندارید وبنابراین حرف مفت نزنید!

وانگهی ،  چرا تاکنون بشما نیآموخته اند که نخواستن مردم شرط لازم وکافی برای برانداختن یک حکومت نیست و امر سرنگونی  توام با نتوانستن حکومت محقق میشود!؟ چطور است که مثلا حکومت آمریکا با بیست درصد رای مردم باقی است؟!

برای اینکه میتواند حکومت کند وبا توسل به راهکارهایی ازبحران های دائمی زائده ی این سیستم بیرون آمده وخودرا حفظ کند!

ایکاش درس خود را بهتر میخواندید وبعنوان رئیس جمهور منتخب (؟؟!!) یک کشور بزرگی بنام ایران، اینقدر  احمقانه حرف نمی زدید و بعلاوه میدانستید که بحران های موجود درایران ، دردیگر کشورهای بزرگ وکوچک هم وجود دارد ودرجاهایی قدری هم بیشتر ولی آنها هنوز پابرجا هستند وشاید عمر من تو تا روز سرنگونی آنها کفاف ندهد.

به سیاست مماشات غرب که می رسیم، بیادت می آورم که ما بارها گفته ایم که اگر این مماشات ( نداشتن شرایط کافی برانداختن رژیم ) نبود، باید که به حمله ی نظامی دست می زدند که دیدیم فعلا مقبول ومقدور نیافتاده است!

همچنین:

” …همانطوريكه به شما گفتم مقاومتی هست كه از استقبال اين مردم برخوردار است وپايگاه جدی دارد …  براي اينكه ملاها خوب حس مي كنند كه اين اون آلترناتيوی است كه مردم در آن به خواسته هايشان مي رسند، اين مارك هايی كه زده ، چونكه نتوانسته اين جنبش را بصورت فيزيكی از بين ببره در نتيجه به يك شيطان سازی و به قول غربی ها شيطان سازی عليه اين جنبش وبه عبارت ساده تر يك جنگ روانی عليه اين جنبش براه انداخته است چون نتوانسته آنرا بی اعتبار كنه، بنابر اين اين مارك هايی كه مي زنند مارك هايی است كه ساخته ملاهاست… ولي ما در بيست دادگاه همه آنرا باطل كرديم و همه دادگاهها رای دادند به اينكه در واقع اين نام گذاری قبل از هر چيز غيرعقلانی بوده است “.

کور شود هرکه شاهد صحت این مدعای شما می باشد. خبری نیست خانم مکرمه ی معظمه!

این کالای بنجل تان به درد عربستانی می خورد که درباتلاق تجاوز به یمن گیر کرده و استفاده های موقت وازسر استیصال میتواند ازآن ببرد. شما خودتان نیروهای خود را باایزوله کردن ومقطوع النسل نمودن، بطور فیزیکی ازبین برده اید واحتیاجی به زحمت  “ملاها” (درس خوانده ها) نبود و ضمنا شما همواره فراموش کرده اید به سئوال ما درمورد ماهیت طبقاتی حکومت ایران جواب بدهید وثابت کنید که چیزی دراین مورد می دانید!!

مابارها ازشما خواسته ایم که ثابت کنید تمام “ملاها” ازیک منافع خاص دفاع میکنند وحکومت باتمام امکاناتش  صرفا وصرفا دراختیار آنهاست!!

ما در تبعیت از روند حرکت تاریخی هیچ ملتی ، چیزی بنام حکومت ” ملاها ” را نمیتوانیم هضم کنیم ودراین مورد ازشما خواسته ایم که بگویید کدام “ملا” ازچه جریانی حمایت میکند؟! همگی ازیک قشر وطبقه؟ اگر آری، نام این طبقه چیست؟!

یا برخلاف نظر شما دیدگاه ها وسلایق متلونی دراین مورد وجود دارد؟!

نگاهی به مصاحبه ی مریم رجوی با تلويزيون اسكاي نيوز(عربي) – قسمت دوم و پایانی

لینک به منبع

دوباره:

” مريم رجوی: من فكر مي كنم كه اين رژيم …بلحاظ رفع تحريم ها و اقتصادی هم آنچه كه بدست آورده است اساسا تا الان خرج جنگ سوريه كرده است و براي حفظ بشار اسد در تنور جنگ سوريه ريخته است و تا آنجائيكه به مردم بر می گردد هيچ چيزی به آنها نرسيده است…”.

واگر این خرج محدود نسبتا کم را نکند ، مجبور خواهد بود که با ازدست رفتن سوریه، درمرزهای خودش ده ها برابر خرج کند وآیا شما این شیوه را دوست تر دارید؟!

در مورد ایران باید گفت با وجود اینکه هنوز وضع مردم دراین اوضاع بلبشوئی وکارشکنی های مختلف چندان بهبود نیافته ، اما بیمه ی همگانی اخیرا رسمیت یافته، ایجاد بنادر، خطوط راه آهن ، رسیدن به خودکفائی در تولید گندم و …، موفقیت های قابل توجهی برای کشور ومردمی است که ابرهای تیره ی جنگ بانتایج غیر قابل پیش بینی شده ای که بالای سرش بود که اگر کافی هم نباشد، باعنایت به مدت کوتاهی که دولت حاضر درمسند بوده، راه تنفس برای دولت وملت ایران بازتر شده و اوضاع من حیث المجموع نسبت به گذشته رضایتبخش است .

درادامه:

” … شما مي دانيد در واقع رژيم نيروهای دست نشانده اش در عراق زياد بودند با اينحال نتوانست و فكر می كنم كه قبل از هر چيز اين يك شكست برای رژيم است چونكه خواسته اش اين بود كه بتواند اينها را در آنجا از بين ببرد چون شرايط جديدی آغاز شده است بخصوص در رابطه با داخل ايران و تاثيرات مجاهدين در داخل ايران كه داريم مي بينيم اين دوران جديد بنظر من برای رژيم بسيار بسيار بدتر خواهد بود و آثار آنرا خواهيم ديد “.

شما ازچه زمانی متوجه شدید که انتقال نیروهایتان به آلبانی مثمر ثمر بوده؟

 اگر حسن نیتی درکارتان بود، چرا درمورد پافشاری هایتان درمورد نگه داشتن آنها درلیبرتی ادامه میدادید واگر غلط بود ، چرا این نظر غلط خود را مورد تحلیل وانتقاد قرار نداده اید؟

شما درعرض مدت کوتاهی گفته اید که انتقال بد وسپس خوب بوده است و آیا این نوع برخورد با سرنوشت اعضای نگون بخت،  مسخره آمیز وشارلاتان بازی نیست؟!

 دوباره:

” مريم رجوی: ايرانی كه ما در واقع انتظار داريم، آرزو داريم و فكر ميكنم در واقع خواسته مردم ايران اينه كه در اون تمام آحاد مردم برابر باشند، از حقوق يكسان برخوردار باشن، آزادی، آزادی احزاب آزادی در واقع آزاديهای فردی در همه اقشار و طبقات تامين باشه، در اون برابری زن و مرد تضمين شده باشه. ما اعتقاد داريم كه جامعه ای كه ميخواهد به دمكراسی و پيشرفت دست پيدا كنه بايد حتما برابری زن و مرد بخصوص مشاركت فعال و برابر زنان در رهبری سياسی اون جامعه وجود داشته باشه. ما به جدايی دين از دولت اعتقاد داريم برای ايران فردا (همچنين در واقع در ايران فردا اونی كه حرف ميزنه رای مردم و اونچه كه از صندوقها در می آد ، يعني انتخابات آزاد برای هر در واقع مرحله اي از مجلس موسسان تا ساير در واقع مراحل كار) و همچنين حقوق مليتها، مليتها از مليتهای مختلف در ايران » كرد – لر- بلوچ – اهوازی در واقع و ترك و آذری « و يا پيروان اديان مختلف بايد از حقوق يكسان برخوردار باشند و اهل سنت همچنين و ما اعتقاد داريم كه بايد حقوق اونها، ‌حقوق در واقع مليتها در خودمختاری داخلی در چارچوب يك ايران واحد و يكپارچه پاسخ داده بشه” .

آیا این برابری شبیه نحوه ی زندگی اعضای عادی  درمقایسه با نحوه ی زندگی شما ومسعود رجوی سابق؟! می باشد؟!

که مثلا شما درفرانسه ودرکاخی مجلل زندگی کنید با جاده ای زیر زمینی به پاریس و ساکنان وقت لیبرتی دربیابان لخت وعور ودرمعرض هر خمپاره ی مشکوکی که ممکن بود دست شما هم دراین مورد درکار باشد؟!

اعضای باند رجوی در بنگال ها بخوابند وزیر گرمای طاقت فرسای عراق به علف کندن و چاله کنی ها وپرکنی های بیمورد بپردازند وشما زیر خنکای دستگاه های تهویه ی خاص مرفهین و … به نقشه کشی برعلیه ایران واعضای خود بپردازید؟!

بعنوان اعضای شورای رهبری قصرها، پارک ها و دریاچه ی مخصوصی برای عیش وتفریح داشته باشید و اسرایی که فکر میکنند همرزم شما هستند، محروم ازاین امکانات باشند؟!
محل خوابتان دراعماق زمین طوری ساخته شود که دربرابر بمب اتمی هم  به همراه شوهر مجهول المکان و مشکوک الوجود آسوده بخوابید و وابستگان بداقبالتان با سنگ یک فلاخن ساده و یا باروت خمپاره ی ضعیف براحتی کشته وزخمی شوند؟!

فعلا مسائل جنسی و داشتن همسر وفرزند  وتناقضی که ازاین بابت بین شما و اعضای ساده وجود دارد، بماند!

به مسئله ی اقلیت ها ی قومی ومذهبی درتشکیلات شما که بپردازیم، وضع را مثل موارد بالا میبینیم.

ما ها حضورا ویا بصورت های دیگر دریافته ایم که هیچ آزادی خاصی برای  این گروه های ملی یا مذهبی وجود ندارد.

بعضی ازآنها با شرط مجاهد نبودن وپیوستن به ارتشی که فکر میکردند آزادیبخش هست، بشما گفته بودند که مجبور به  پیروی از عقاید وایدئولوژی سازمان نیستید و شماها ضمن پذیرفتن محیلانه ای این خواست آنها، بعد اززمان کوتاه دبه آورده وگفتید که مراسم باید یکسان شود وآنها با زبانی سخن بگویند که شما میگویید وما این مسئله را بعنوان یک قومیت غیر فارس ، درمکالمات تلفنی با اسرای شما دریافته ایم و دیده ایم که نمیتوانند بزبان مادری سخن بگویند!!

جدا شده ها ازشما ، موقع مکالمه با زبان مادری خود، دچار تپق زدن ولکنت زبان میشوند واین امر بخاطر ممنوعیت استعمال زبان مادری بوده  چرا که میبایست بازبان مادری رجوی سخن بگویند!!!

آیا این رفتارها را نادرست میدانید ؟ اگر جواب مثبت است، بموجب کدام تحلیل و انتقاد ازخود این تغییر مشی را باطلاع دیگران – حتی اعضای گرفتار و بی اراده ی خود – رسانده اید؟؟!!

یک دروغ ویا یک آرزوی دست نیافتنی:

” … اميدوارم و اميدوارم كه ما بتونيم از اين نقطه به بعد بخصوص كشورهای منطقه رو فرابخوانيم به يك سياست قاطع جلوی رژيم چون كه دمكراسی در ايران و آزادی برای مردم ايران يك ضرورت صلح و درواقع آرامش برای منطقه هم است و من فكر مي كنم قاطعيت جلوی اين رژيم يكي از ابتدايی ترين و ضروری ترين قدمهاست ولي تا الان اينجوری نبوده “.

یعنی شما ازعربستان و دیگر گاوان شیرده و مستبد ومرتجع آمریکا میخواهید به برقراری دموکراسی درایران کمک کنند؟!

این کار که با گروه خونی آنها نمیخواند عزیز برادر!

آیا همان دموکراسی را طالب اید که درتشکیلات تان ساری وجاری بود؟!

مشکل اینجاست که اغلب مردم ایران این نوع دموکراسی را نمی پسندند وحتی از آن تنفر شدیدی دارند!!

بازهم:

” مريم رجوی: مقاومت ايران و مردم ايران خواهان صلح، برادری و همزيستی با همه كشورهای برادر و عرب و مسلمان منطقه هستند. زن ستيزی ويژگی برجسته در واقع بنيادگراها و ملاهاي حاكم بر ايران است، ما بعنوان اولين قربانيان آن بوديم. بنابرين ما بيشترين انگيزه را داريم برای برقراری صلح، امنيت و برابری، بنابراين من تاكيد مي كنم كه ما اعتقاد داريم كه زنان نيروی تغيير هستند، زنان در صف مقدم مقابله با بنيادگرايی و استبداد دينی هستند “.

شما که فعلا دارید نقش نوکری وجاسوسی را برای این همسایگان بازی میکنید ، البته که نمی توانید بگویید که بعدها پدرتان را درخواهیم آورد!

اما کارکردتان درمورد زنان ، آنقدر سیاه است که بنفع تان بود که حرفی دراین مورد نمی زدید!

شما وهمسر بلاتکیف تان، ، اقلا 600نفر از زن های دوستان وهمرزمان رجوی را از شوهر وکودکان شان جدا کرده و دراختیار استفاده ی جنسی وبردگی و  دستگاه شخصیت کشی رجوی قرار دادید!!

آیا با دیگر مردم ایران هم میخواهید چنین کنید؟!

اوکه تا چندی پیش عواطف مادری را ضد ارزش میدانست، با وقاحت خاص خود میگوید:

” …  من هم يادگرفته ام كه درحاليكه عواطف مادری هست ولي عواطفی هست كه بالاتر از اونه و اونم اينكه همه مادرها در جامعه ايران و در كل منطقه می خواهند امكان داشته باشند كه بتوانند با بچه هايشان يك دنيای در واقع آرامشي داشته باشند…”.

با توجه به موارد ذکر شده درمورد زنان ، نمیخواهم دراین مورد حرف بیشتری مطرح کنم واین یکی را به سعدی می سپارم واوهم لابد خواهد گفت که ” عاقلان دانند “!

صابر

*** 

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

مسعود خدابنده بی بی سیلینک به ویدئو در سایت بی بی سی

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

از بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدیناز بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدین

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultآیا آلبانی میتواند به تعهداتش عمل نماید و مانع هجوم تروریست ها به داخل اروپا گردد؟

همچنین:

https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26842 

با فشار خانواده ها، اسرای فسیل شده منتقل شدند و شیری در کار نبود!

 سیروس غضنفریسیروس غضنفری، انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، هجدهم سپتامبر ۲۰۱۶:… من بعنوان کسی که ۱۷ سال از بهترین ایام زندگی ام را دراین مناسبات جهنمی ازدست داده ام، با ضرس قاطع میگویم که شیری درکار نبود وبجای آن انسان های مسخ شده ومفلوکی درقفس اشرف ولیبرتی بودند که اینک با فشار سنگین خانواده ها به قفس دیگر ونامطمئن تری ( نامطئن برای رجوی ونه اسرا) بنام آلبانی منتقل شده اند که اگر شانس داشته باشد و این  …

DURRES – MUXHAHEDINET IRANIANE MEK

https://youtu.be/QMF6vf417vI

لینک به منبع

با فشار خانواده ها، اسرای فسیل شده منتقل شدند و شیری در کار نبود!

 سیروس غضنفری و خانوادهرسانه های باند رجوی برای توجیه شکستی که با خالی کردن کمپ اشرف وسپس لیبرتی متحمل شدند، شب و روز ندارند که به خوانندگان خود القا نمایند که این عمل عین پیروزی بود!

البته ایرادی به این کار رجوی ها هم نمیتوان گرفت که در لیبرتی زمینگیر شده بودند و بود ونبودش خیری برای رجوی واربابان سلطه گر نداشت وچاره ای جز تخلیه ی این کمپ ورفتن به نقاطی که دیگر نمیتوانند بعنوان ستون پنجمی وارد جنگ احتمالی تجاوزگران به ایران باشند ، نداشتند!

آنها همانطور که در لیبرتی پاسیو بودند، درآلبانی هم گرفتار این مشکل خواهند شد و حتی ممکن است باند رجوی دچار ریزش بیشترنیروهایش هم بشود!

با این وصف رسانه های این باند مافیایی و شاگردان خلف ماکیاول ، درمطلبی با عنوان ” شیر از قفس جهید” ، آورده اند:

” همه میدانیم ودیدیم که برای پایان پیروزمند پروژه انتقال امن وسلامت ساکنان لیبرتی به کشورهای اروپایی وآلبانی چه شادی وسروری توسط هم میهنان ایرانی چه در خارج وچه در داخل راه اندازی شده وچه کارناوالها که در کشورها راه نیداختند هر ایرانی بیطرف و با شرفی که فقط رژیمی نباشد خوشحال شد که سرمایه های تاریخ آینده کشورمان مانند شیر از قفس جهید وبه مکان امن برای ادامه مبارزه منتقل شد “.

این شادی وسرور، مختص خانواده هایی بود که گروگان هایی دردست رجوی دارند وما هایی که جدا شده وازرفع خطر بالفعل جانی برای این دوستان سابق مان خوشحالیم. اما باتوجه به تعداد ناچیز آنها و وزن مخصوص ناچیزشان در مقایسه ی با جمعیت کل ایران، حادثه ی عمومی مهمی بشمار نمی رود وموضوع آن قدر کم اهمیت بود که حتی رسانه های شاخه های دیگر اپوزیسیون، زحمت درج یک خبر خشک وخالی دراین مورد را هم بخود ندادند!

با وجود اینکه تمامی این اسرای رجوی صاحب خانواده هایی درداخل ایران بوده وبرای آنها سخت عزیزند و تنهااین خانواده ها وما جدا شده ها آرزوداریم که فرزنداشان ودوستان نگون بخت سابق مان ازحالت فسیلی واسارت محض خارج شده وبه زندگی انسانی برگردند، بازهم ادعای اینکه اینها سرمایه های مردم ایران هستند، یک ادعای بشدت خنده دار است!

دربهترین حالت، این اسرای رجوی به کومای موقت برده شده وجمادی گردیده اند که کمک خانواده ها وبشریت ترقی خواه بشرط وجود شرایط مناسب، میتوانند مانند یک پزشک حاذق عمل کرده و زندگی انسانی را بتدریج به آنها بازگردانند وگرنه اگر آنها دراین حال بمانند، ارزش جمادی معادل ۳ تن طلا، مس یا … را ندارند!

بدین ترتیب، آنها شیری نبودند که ازقفسی جهیده وقدم به فضای آزاد بگذارند ودربهترین حالت، کالاهایی هستند که هنوز بدرستی ساخته وصاحب ارزش نشده اند و حتی قابلیت عرضه وفروش را بدست نیآورده اند!!

این ضعف کالایی دوستان عزیز وسابق من بود که قابلیت عرضه شدن خود درعراق را ازدست داد و ازآنجا رانده شد!!

همچنین:

” …مشاوران گیج ومنگ اطلاعاتی وامنیتی هم هر روز وعده تمام کردن مجاهدین را به او میدادند اما شیر از قفس جهید “.

از اینکه این سازمان ها چه میکردند، من اطلاعی ندارم اما بعنوان یک عضو بسختی جدا شده ونجات یافته، براین امر واقفم که سازمان مجاهدین خلق را مسعود رجوی وبانو تمام کرده بود و تنها شبحی بی یال ودم واشکم از آن باقی مانده بود که نام بهتری جز باند مافیایی رجوی برآن نمیتوان داد!

آیا اطلاعاتی ها وامنیتی ها، درصدد تمام کردن این گروه مافیایی بودند؟!

اگر جواب مثبت است ، به اطلاعتان برسانم که کار تمامی سرویس های اطلاعاتی وامنیتی در سراسر جهان، تلاش برای ازبین بردن گروه های مافیایی بوده واگر سیستم ایران نیز چنین کرده ، کار خوبی کرده ودستش ازاین بابت درد نکند!

دیگر اینکه :

واما سایت دیدبان باز بند وزارت را آب داد … (و) پیشنهاد داده حالا که شیر از قفس جهید بریم خارج بریم اروپا بریم آلبانی خانواده ها را هم ببریم ودست به دامان کمیساریا بشیم واینجوری این سازمان را متلاشی کنیم “.

البته من اطلاعی ازاینکه سایت دیده بان مال کیست، ندارم ونمیدانم که دراین مورد چه نوشته واگر واقعا نوشته که ” شیر ازقفس جهید ” دست تان انداخته ومزاح نموده است!

من بعنوان کسی که ۱۷ سال از بهترین ایام زندگی ام را دراین مناسبات جهنمی ازدست داده ام، با ضرس قاطع میگویم که شیری درکار نبود وبجای آن انسان های مسخ شده ومفلوکی درقفس اشرف ولیبرتی بودند که اینک با فشار سنگین خانواده ها به قفس دیگر ونامطمئن تری ( نامطئن برای رجوی ونه اسرا) بنام آلبانی منتقل شده اند که اگر شانس داشته باشد واین فشار خانواده ها حفظ وبلکه تشدید شده ودوستان نجات یافته هم حمایت قاطعی ازآنها بکنند، امکان جهیدن ازاین قفس را خواهند داشت و تازه درآن موقع باید بفکر کسب پناهندگی و تامین معاش باشند وسپس اگر با پایداری ومداومت برمشکلات بزرگ خود غلبه کرده وپا درعرصه ی زندگی انسانی واجتماعی بگذارند، اطلاق صفت شیر به آنها ، واقعی تر میشود!

سیروس غضنفری
عضو نجات یافته از دست باند رجوی

*** 

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26752

تصور برگزاری چنین جشن هایی ازطرف مریم، طبیعی است!

سیروس غضنفریسیروس غضنفری، انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، یازدهم سپتامبر ۲۰۱۶:…  باند رجوی برای عدم ترک اشرف و سپس لیبرتی چند گزینه را درمد نظر داشت: ۱- اتفاق خاصی نمیافتاد و رجوی به آرزوهای بچه گانه ای که فوقا مشروح افتاد، میرسید. این البته بهترین حالت برای رجوی بود! ۲- عده ای از کسانی که منفعل شده ودارند به ایام فرتوتی می رسند وحاوی اطلاعات زیادی هستند که داشتن این اطلاعات خوب نبود ، چه بهتر که درصحراهای … 

مسعود رجوی مجاهدین خلق کشتار افراد گروگان گرفته شدهحاج مسعود رجوی درب قرارگاه های فرقه ات را در عراق تخته کردن. خون شهدا چه میشود ؟

لینک به منبع

تصور برگزاری چنین جشن هایی ازطرف مریم، طبیعی است!

بمناسبت انتقال بقیه ی اسرای رجوی ازکمپ لیبرتی عراق که علیرغم میل مریم خانم انجام شد، شورای ملی ؟! مقاومت ایران؟! بیانیه ای صادر کرده که دراصل نقل قول سخنان مشمئز کننده و دائمی مریم تابان میباشد!

دراین بیانیه آمده است :

” روز شنبه ۲۰شهریور (۱۰ دسامبر) گروه کثیری از ایرانیان، طی مراسمی با حضور شخصیتهای فرانسوی، اروپایی و عربی در اور سور اواز مقر شورای ملی مقاومت ایران، پایان موفقیت آمیز انتقال مجاهدان از کمپ لیبرتی در عراق به اروپا را جشن گرفتند. خانم مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران، این انتقال را یک شکست استراتژیک برای رژیم توصیف کرد که زنگهای دوران تغییر و دوران تهاجم و پیشروی را به صدا در آورده است “.

این نوع جشن ها، بارها بخاطر حمایت این یا دیپلمات یا پارلمانتاریست های اغلب از زیر مجموعه ی ” السابقون” غربی و عربی واتفاقا بمنظور دیگر ومتضاد با این یکی ترتیب میافت و این شرکت کنندگان دشمن مردم ایران یا حق الزحمه گیران ، به درخواست خانم رجوی مطالبه میکردند که کمپ ترانزیت لیبرتی به مقام کمپ دائمی تبدیل شده ورجوی حکومت ” واتیکان وار” ومستقلی را درخاک عراق داشته باشد و در زمانی که دست داد، نیروهایش را دراختیار کشورهائی قرار دهد که وارد خاک ایران شوند!

درکنار این مسئله، به رجوی امکان داده میشد تا درامور عراق دخالت کرده واین دخالت را بحدی برساند که بعثی ها با نام ” عشایر انقلابی ” مجددا به حکومت برسند واو سوار خر مراد شده و عملیات وخیانت های ناتمام دوران صدام برعلیه ایران را تداوم بخشد!

حال چگونه شده که این برنامه با آنهمه هزینه ی مربوطه شکست خورده، بعدها معلوم خواهد شد .

اما جشن برای یک شکست واضح چه مقوله ای است که تنها دردستگاه فکری باند رجوی معنی ومفهوم دارد!

بازهم:

“… در این ۱۴سال به یمن پایداری مجاهدین و اعضای آن در اشرف و لیبرتی و کارزارهای بی‌وقفه سیاسی و بین‌المللی، طرحهای نابودی و متلاشی‌کردن مقاومت در‌هم شکست و جنبش آزادی مردم ایران، یک گام کیفی از رژیم پیشی گرفت و طرح رژیم که می خواست با انهدام فیزیکی مجاهدین، بقای خود را تضمین کند، شکست خورد”.

باند رجوی برای عدم ترک اشرف و سپس لیبرتی چند گزینه را درمد نظر داشت:

۱- اتفاق خاصی نمیافتاد و رجوی به آرزوهای بچه گانه ای که فوقا مشروح افتاد، میرسید. این البته بهترین حالت برای رجوی بود!

۲- عده ای از کسانی که منفعل شده ودارند به ایام فرتوتی می رسند وحاوی اطلاعات زیادی هستند که داشتن این اطلاعات خوب نبود ، چه بهتر که درصحراهای عراق واین کمپ ها بمیرند وخیال رجوی را ازافشاگری های خطرناک برای همیشه راحت کنند!

۳- با توجه به اوضاع اسفناک عراق ، امکان حملات مبهم ومشکوک – که حتی ممکن بود با دسیسه ی خود این فرقه هم باشد- عده ای از این اسرای رجوی کشته می شدند و این امر بهانه های حقوق بشری وتبلیغی بدست این باند ماکیاولیست میداد و ضرر چندانی هم به رجوی نمیزد که هیچ ، خیر هم توش بود!!

اما پارامتر مهمی بنام اعضای خانواده ها هم درکار بود که با مراجعات ونامه نگاری های متعدد خود، اعصاب رجوی ها را برهم زده وقدرت تصمیم گیری را که درحول وحوش سه مورد ذکر شده ی بالا بود ، ازآنها سلب میکرد و دستپاچگی حاصل ازاین اقدامات شجاعانه ی خانواده ها واصرار دولت عراق بر اعاده ی مالکیت خود براراضی تحت تصرف فرقه ی رجوی، همگی دست بدست هم دادند تا رجوی ها نتوانند به امیال پلید تر خود دست یابند وحالا دنبال دست یابی به امیال پلید خود در آلبانی واروپا خواهند بود که آینده نشان خواهد داد که تا چه میزان عملی است!

همچنین:

” … رژیم به ظاهر، خواستار اخراج اشرفیها از عراق و دور شدن آنها از کنار مرزهای ایران بود، اما خواست واقعی آخوندها نابودی یا تسلیم آنها به حاکمیت آخوندها بود. احکام جعلی قضایی در عراق، توطئه‌های استرداد و قالب کردن برگه‌های قرمز علیه مجاهدین به انترپل، زمینه‌سازی برای همین بود. اما مجاهدین با پایداری در دل یک محاصره بی‌رحمانه، پرچم مبارزه برای آزادی و سرنگونی رژیم ولایت فقیه را برافراشته نگهداشتند و در کانون مهیب‌ترین بحران‌های خاورمیانه سرمایه معنوی و مبارزاتی و استراتژیکی ملت ایران را حفظ کردند “.

اما خانواده های ذیربط ، در باطن این مورد را که شما منکر آن هستید، میخواستند وکسی دراین میان نمی خواست که این اسرا دست بسته تحویل ایران داده شوند و برعکس بصورت متحد ومتفقانه ای بنا داشتند که ملاقات هایی انجام شود و سپس از ادامه ی مغزشویی ها ی مرسوم جلوگیری کرده وبه فرزندان خود این امکان را فراهم کنند که سررشته ی زندگی خود را دریک محیط آزاد وبدور ازتلقینات ذهنی مخرب ، دردست گیرند.

احکام مورد اشاره ی شما، اتفاقا دردوران حضور آمریکائی ها دراشرف صادر شده بود که مقامات آمریکائی حاضر درعراق، مانع اجرای این احکام شدند که مسلما، بعدها هم اینترپل نیز نمیتوانست کاری انجام دهد که با وجود این ، حکومت عربستان به کمک آمریکا احتیاط کرده وبا استفاده از پاسپورت های جعلی وهواپیماهای خاص، اقدام به خروج این نوع افراد ( تحت تعقیب قضائی) نمود!!

دراین میان، حداکثر شاهکار گردانندگان باند رجوی این بود که توانسته بودند که مدارک بعضی ازکشته شدگان و ازدنیا رفتگان را حفظ کرده و درانتقال جانیان تحت تعقیب ، مورد استفاده قرار دهند.

کاری نامحتاج به قهرمانی و پایداری و از دست هر قاچاقچی متخصص دراین مورد هم میآید!

ساکنان لیبرتی، اراده وقدرتی برای مقاومت نداشتند ومانند موجودات به دام افتاده وانسان های زندانی تحت مراقبت شدید، به روز شماری مشغول بودند !!

دراین مورد، ملت ایران باید خیلی بدبخت باشد که سرمایه های معنوی اش انسان های مسخ شده وبی اراده ای باشد!!!

نهایت اینکه:
” وی زنجیره پیوسته و قدرتمند حمایت از اشرفیها در پنج قاره را ستود و گفت این نیروی وجدان در سراسر جهان بود که به یاری مقاومت آمد و جلوی بسا فاجعه های بزرگتر را گرفت” .

اگر لیست این حامیان با توضیحات کافی دراختیار مردم ایران قرار گیرد، آنها با دیدن نام های خبیثی مانند جان مک کین ها و ترکی الفیصل ها، ازاین سازمانی که مورد حمایت این جانیان مرتجع قرار گرفته، ابراز نفرت خواهند کرد!!

سیروس غضنفری عضو نجات یافته ی فرقه ی رجوی

*** 

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشت تا کشته شوند

زهره قائمی کمپ اشرف 2زهره قائمی بصورتی مشکوک در کنار بیش از پنجاه تن دیگر در قرارگاه اشرف به ضرب گلوله گشته شد. رجوی هنوز اجازه دسترسی و تحقیق از ۴۲ تن باقی مانده از این واقعه را نمی دهد

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23080

نقدی درباره یاوه گوییهای فرقه رجوی 

سیروس غضنفری، انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، دوازدهم ژانویه ۲۰۱۶:…  اگر مسعود رجوی اهل سیاست وتحلیل بود امروز جدا شده ها را تهدید نمیکرد ویا با حمله به خانواده های اسیران دربند، آنها را یک مشت پاسدار ونیروهای سپاه قدس معرفی نمیکرد. روشن است که مسعود رجوی از روی ترس وشکست های سیاسی وتشکیلاتی به این روزافتاده است. اوبا همه دست خیانت داد تا به کرسی ریاست برسد اما نشد …

از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمتهای ۴۰ و ۴۱

لینک به منبع

نقدی درباره یاوه گوییهای فرقه رجوی

اینجانب سیروس غضنفری ساکن تبریز(استان آذربایجان شرقی ) حدود ۱۷ سال در مناسبات فرقه رجوی بودم که چند ماه است درسایت های این فرقه علیه بنده یاوه گویی می کنند !

مسعود خان این بار نیز به جای انتقاد از خود وبه عهده گرفتن اشتباهات خود می خواهد شکست های خود را به گردن من ودیگر دوستان رها شده بیاندازد که این یک نادانی سیاسی است!

اگر مسعود رجوی اهل سیاست وتحلیل بود امروز جدا شده ها را تهدید نمیکرد ویا با حمله به خانواده های اسیران دربند، آنها را یک مشت پاسدار ونیروهای سپاه قدس معرفی نمیکرد.

روشن است که مسعود رجوی از روی ترس وشکست های سیاسی وتشکیلاتی به این روزافتاده است. اوبا همه دست خیانت داد تا به کرسی ریاست برسد اما نشد وآخرین بار و درزمانی که گروهی از مردم ایران درمنا کشته می شدند، همسرایشان با سفیر عربستان دست دوستی داد ! عربستانی که حکومت وهابی اش نزد ملتها نفرین شده است .

درفحشنامه ای که برعلیه من منتشر شده، آمده است:

” حیوان گوش خواری مانند آخوند .. ،سخنگوی قوه قضائیه رژیم میشود، باید سیروس غضنفری بی سواد و لوده مسول انجمن نجات استان آذربایجان غربی بشود ” .

دراین مورد باید گفت که این از بی سوادی شما است که نمیدانی من درتبریز زندگی میکنم ومرکز آذربایجان غربی ارومیه است ونه تبریز ! خواهشاً کمی جعرافیا را بخوانید !

من بی سواد اگر یادتان باشد درکنار شما بودم وآن هم حدود ۱۷ سال! در۲۱ سالگی از اردوگاه شما سردرآوردم. اگر شما لیاقت داشتید به جای بیگاری وآموزشهای منفی و وقت پر کن، به من سواد یاد می دادی ومن هم حداقل می گفتم سازمان به من لطف کرد ومن بی سواد را به درجه دکترا رساند! اگر من بیسواد ماندم بخاطر آن است که وظیفه ای جز اطاعت از رهبری نداشتیم!!

شما بیان می کردید دوباره بین ایران وعراق جنگ خواهد شد ولی من گفتم چنین نخواهد شد وبه همین خاطر آقای جواد خراسانی بمن دستور داد که نظر شما را تائید کنم .

درروزهای آخر که صدام سقوط کرد شبی به آقای جهانگیر که حالا هم پیش شماست گفتم که بغداد به اشغال آمریکا در آمده که شما باورنکردید وگفتید شخص انقلاب کرده باید حرف مسعود را قبول کند نه آن که مثل فرمانده فتح اله اعتراض کند و از تمام مسئولیت سلب ودرنشست عمومی مود حمله وحشتناک مریم رجوی قراربگیرد که مثلا درقرارگاه اشرف رئیس شعبه سپاه پاسداران را تشکیل داده و… ایشان هم بند شما درزندان بود واز ایران شما را فراری داد ودرآخر با او چه کردید مگر مریم درهمان نشست از او نخواست برود ایران وایشان را با آن سابقه تشکیلاتی برادران اش نگهداری کنند؟؟!!

حتی خانم مریم به ما گفته بود که اگر مردید درآن دنیا سوال کردند رهبر تو کیست؟ بگوید مسعود خان است تا درهای بهشت به روی شما باز خواهد شد وبه بهشت می روید وما که میدان مین هارا باز کردیم وبه نام هزار معبر نام گرفتم واین از بی سوادی من بود که درآن میدان مین ها بودم وکسی که قرار بود باین راحتی به بهشت برود، البته که احتیاج به سواد نداشت!!!

درقسمتی ازاتهام نامه برعلیه من آمده است:

” این که وزارت اطلاعات و بویژه بخش التقاط به استخدام مزدورانی از این دست می پردازد نشان دهنده اوج افلاس و درماندگی رژیم مخصوصا بعد از برجام و برشام و بویژه جنگ اوج یابنده گرگها در آستانه انتخابات در مورد هژمونی و رهبری نظام میباشد. متوسل شدن وزارت اطلاعات به تفاله ها وتغذیه از فضولات درونی مجاهدین نشاندهنده اوج درماندگی یک نظام جنایتکارمیباشد . بویژه این که ریزش نیرودرهمه قسمت های این رژیم درسراشیب سقوط هر روز بیش از پیش نمایان میشود. بنا به گزارشاتی که بدست ما رسیده است ، از هم اکنون کم کاری و تمرد و بازخرید درهمه ارگانهای رژیم به نسبت قبل افزایش پیدا کرده است . درهمین گزارشات تاکید شده است که : ریزش و پاسیویزم و وارفتگی و حتی خودکشی ویا تصفیه در همه قسمت های وزارت اطلاعات بویژه بخش التقاط شتاب گرفته است بصوری که این عارضه بعنوان یک مساله مبرم به سردمداران گزارش شده تا برای این مساله چاره جویی شود “.

مسعود خان واقعاً ریزش نیرو درداخل خودتان باعث شده به من وامثال من حمله کنید؟ وگرنه ریزش نیرو دررژیم قاعدتا باید شما را خوشحال کند ونه عصبانی که ازفرط آن به خانواده ها وجدا شده ها حمله بکنید وچون چنین کرده اید، موضوع چیز دیگر است! واتفاقا این تشکیلات شماست که بنام تفاله های جنبش انقلابی ایران خوانده میشود ولطفا نام خود را روی ما نگذارید!

مسعود خان مگرریزش نیروی شما آنقدر است که آنها را رژیم ایران بتوانند جایگزین نیروهای ریزش کرده خود کند؟ آیا گنجایشی دراین بین وجود دارد یا دارید مانند همیشه هذیان میکویید؟!

در ادعانامه باند رجوی علیه من آمده است:

” سیروس غضنفری یک اسیر جنگی ایران وعراق بود که در زندانهای عراق دوران اسارتش را میگذراند. درسال۱۳۶۸ مجاهدین برای رهایی و آزادی آن دسته از اسرایی که به دلیل جنگ ضد میهنی و خانمانسور و سیاست بنیادگرایانه خمینی در زندانهای عراق بسر می بردند، این امکان را فراهم کردند که بتوانند داوطلبانه علیه جنگ ضد میهنی و پیشبرد سیاست صلح شورای ملی مقاومت به ارتش آزادیبخش پیوسته و شرافتمندانه درمبارزه با رژیم ولایت فقیه شرکت نمایند “.

آری من در سال ۲۱/۴/۱۳۶۷ در جبهه بیداد توسط نیروهای عراق اسیر شدم بعد از ده روز که توسط دولت وقت عراق درشهرهای عراق برای نمایش قدرت نظامی خود گردانده شدیم، آخر سر در کمپ موصل ۳ ،اسکان داده شدیم . شرایط اردوگاه عراق طوری بود که زمینه را آماده می کرد تا فکری برای بیرون رفتن از آنجا بکنی تا از آن فشار رها شوی و همچنین وجود تبلیغات در آن محیط باعث شد برای رهایی از اسارت، حرف های شیرین و فریب دهنده افراد سازمان را بپذیرم و به سازمان بپیوندم .

در سال۲۱/۴/۱۳۶۸ درست یک سال بعد از اسارت من به همراه یک سری از دوستان اسیر به سازمان پیوستم و غافل از اینکه در آینده چه سرنوشتی در انتظار مان است قدم به قرارگاه اشرف گذاشتم در همان روز حدود ساعت ۸ عصر در جلو درب اشرف بودم و احساس می کردم بعد از این دیگر آزاد هستم و اسیر هیچ کس نیستم ولی نمی دانستم که از یک اسارت، پا به اسارتی دیگر می گذارم که ۱۶ سال از بهترین سال های عمر خود را دردورغ بافی های شما بگذارانم وآخر هم دست خالی وبا مارک ضد آمریکایی بودن، مارا تحویل آمریکای ها بدهند!!

این لجن پراکنی برعلیه من بصورت زیر ادامه پیدا میکند:

“ااز اسرایی که به ارتش آزادیبخش پیوستند، تعدادی با افتخاربه عهدی که با خدا و خلق صادقانه بسته بودند آری گفتند وهم اکنون در لیبرتی درسخت ترین شرایط و زیر بمباران و محاصره بعنوان یک مجاهد درسنگر مقاومت و شرف به راه خود ادامه میدهند. تعدادی به دنبال کار و زندگی خود رفتند ولی تعداد انگشت شماری مانند سیروس غضنفری راه مزدوری و خیانت به مردم را پیشه ساختند و با دادن همه نوع تعهد و شرکت در همه گونه جنایت طوق بندگی آخوندهای جنایتکارو کثیف را به گردن خود انداختند که نشاندهنده ماهیت ماهوی این افراد با نظام ولایت فقیه میباشد” .

آری مسعود خان آن اسرایی که گفتید، عمدتا درسه مرحله ریزش کردند والان شاید ۳۰۰ نفر درکنار شماهستند درحالی که ابتدا حدود ۳۰۰۰ نفر بودند.

یک سری درمرحله اول مناسبات را دید وسریع به همان اردودگاه عاقی ها برگشتند ویک سری درطول زمان از مناسبات جدا شده وبه دنبال زندگی خود رفتند اما سری سوم از این اسرای پیوسته از روی فشار خودسوزی کردند ویا خود کشی کردند.

آری مسعود خان این اسرا همانهایی بودند که شما به آنها مارک لمپن زدید وآنها را با این کلمات سرکوپ می کردید وبهترین زمان عمرشان را درآن مناسبات از آنها گرفتید!

یادم است که موقع خروج ما گفتید آنها سربازان نظامی رژیم ایران بودند وامروز به همان کشور بازگشتند .

آری مسعود خان !

کریم پدرام ۳۲ ساله با ۱۰ سال سابقه تشکیلاتی در مجاهدین ، فرماندهی هفتم و مرکز ۴۲ با شلیک گلوله ازکلاش به زندگی خودش پایان داد. گفتید که شلیک ناخواسته بوده است. اما در نشستهای درونی و به طور خاص در تابستان سال ۸۰ خودکشی او کاملاٌ روشن شده بود!

خُدام گل محمدی ۳۳ ساله. با ۱۵ سال سابقه تشکیلاتی در سازمان مجاهدین. از سال ۷۴ تا سال ۸۱ دست کم ۴ یا ۵ بار رسماٌ درخواست کناره گیری و رفتن از عراق را کرده بود. آخرین بار در ماه رمضان ۸۱ دوباره اعلام کناره گیری میکند اما پذیرفته نشد و به او گفته شد: مشکلاتت را در جمع باید حل کنی. خدام در اسفند ماه ۸۱ ساعت ۹:۳۰ شب پشت سالن ورزشی فرماندهی هفتم خودش را به آتش کشید. گفتند خودسوزی ناخواسته بوده است. پس از آن حادثه از سرنوشت او هیچ خبری نشد. تنها به کسانی که شاهد رویداد بودند تاکید شد که این خبر به جایی درز نکند.

دراین اتهام نامه آمده است:

” پس از مدتی از مجاهدین اخراج و به اردوگاه تیف که از جانب آمریکایی ها برای انحلال نرم مجاهدین راه اندازی شده بود فرستاده شد . درتیف همه اطلاعات خودش را از مجاهدین در اختیارآمریکایی ها قرارداده بود.درتیف به خدمت وزارت اطلاعات در آمد و سپس به وسیله وزارت اطلاعات به ایران برده شد و بعنوان پادو وزارت اطلاعات به استخدام رسمی در آمد ” .

مسعودخان من حدود ۱۶ سال در کمپ های شما بودم . آن مدت برای من یک عمروآنهم ازبهترین سال هایش بود( ز ۲۰سالگی تا ۳۷ سالگی) .

من درآن زمان به عراق پناهنده نشدم قرار بود یک کاغذ را امضاء کنیم که من قبول کنم پناهنده عراق هستم وشما به آن آمریکایهای که دوست من هم بودند ونه شما؟! بدهید ومن آن کار را نکردم ودو روز بعد خانم مهناز شهنازی مراصدا کرد که به همراه احمد دانشور به اتاق خانم مهناز رفتیم و خانم مریم سنجابی آن زمان مسئول یگان ما بود.

خانم مهناز با اشک تمساح ریختن برای ما گفت که من برای رفتن تو از مناسبات راضی نیستم چون شما به هزار معبر شهرت یافته اید ومیدانستی که ازمدتها پیش نظر من این بود که عراق دیگر جای ماندن نیست چه بهتر خودتان بچه هارا به اروپا ببرید تا اینکه خودشان برود ومن از او خواستم درعرض یک هفته اگر مرا به خارجه بردید من به آن تیف نمی روم وایشان قبول نکرد!

مسعود خان من از تشکیلات فرقه ای شما جدا شدم یعنی آن دستور را قبول نکردم وبرای من که از آن تشکیلات رها شدم فرق ندارد شما اخراج کنید یا من از مناسبات فرقه جدا شده باشم . دراصل من نجات پیدا کردم کاش من آن روز که دربیمارستان اسدی بستری بودم اخراج می شدم مثل فرهاد که از همان جا از تشکیلات جدا شد.

دیگر اینکه مجاهدین دیگر اطلاعات واسرار مگویی نداشتند که من به آمریکایی ها بدهم. خواهر فهمیه اروانی شما با آن لباس غربی وآن سگ درآغوش خود که همیشه درکنار آمریکایی ها بود وبا آنها مشغول صرف ناهار وشام و رقص وگپ زدن بود!آیا آلزایمر گرفته واینها را فراموش کرده اید؟! شاید درآینده هم بگوید ما از روی فشار این جدا شده ها بود که این کار را کرده وخلع سلاح هم شدیم!!

ضمنا، اگر وزارت اطلاعات درتیف حضور داشت چرا فهیمه وحسین شما هم بدانجا رفت وآمد می کردند؟ پس آنها هم با اطلاعات همدست بودند؟! ویا اگر اطلاعات درتیف حضور داشت پس آمریکایی ها با رژیم زد وبند داشتند! پس چرا شما به آن آمریکای ها قربانی سرمی بریدید؟!

من اسیر بودم وبه خاطر آن با مامورین صلیب سرخ دیدار کردیم درهمان لیبرتی که الان اسرای شما ساکن هستند وتوسط آنها به کشور وارد شدیم ومثل شما هم کرسی ومقامی نمی خواستیم !!

دران فحشنامه گفته میشود:

” خانواده ها سعی میکنند که با آنها روبرو نشوند وقتی که تلفن میزنند به بهانه های مختلف از جواب دادن خود داری میکنند، آنها را سر میدوانند، درخیلی موارد به آنها اعتراض میکنند و از آنها میخواهند که دیگر به آنها زنگ نزنند چند مورد مزدورانی مانند غضنفری وپور احمد وشبانی را در خیابان کتک زده اند. وبه فرموده وزارت با نشان دادن زن وبچه وخانه وراحتی میخواهند بقیه هم مثل آنها تن به جنایت ومزدوری وخدمت به ملا ها بدهند”.

اول اینکه خانواده ها با همت بزرگ خود یک NGO درست کردند ودرآنجا به نسبت وقت آزادی که دارند، حضور دارند ونیاز نیست من به خانواده ها زور بگویم ویا آنها را شکنجه کنم. آنها خودشان دنبال فرزند خود برادروخواهر خود هستند. درهر استان انجمن نجات است اما چرا شما از این NGO ترس دارید ؟؟

این را می دانم که این خانواده ها بودند که لرزه به جان شما انداختند وقبل از آمدنم به ایران این انجمن ها بودند والان هم فعالیت می کنند.

آقای رجوی ما که الان ۱۱ سال تمام درایران به سرمبریم تا حالا خانواده ها به ما بی احترامی نکرده است وهر جا ما را دیدند، شرمنده خودشان کردند ومورد هم نداشتیم که درخیابان مارا کتک زده باشند!!؟؟ چون من نبودم که علیه خانواده دو جلد کتاب توهین آمیز نوشتم و شما بودید که دست باین خیانت زدید!!

ما به خاطر همین خانواده ها بوده که تلاش می کنیم : افشاگری های داشته باشیم ویا نامه نگاریها به ارگانهای با صلاحیت تا آنها به فرزندان خود برسند . خانواده ها ازما خیلی راضی هستند که از مناسبات فرقه ای شما رها یافتیم والان هم درایران زندگی می کنیم وشرایط ایران مثل مناسبات شما نیست که به فضای مجازی دسترسی نداشته باشیم . درایران اکثریت مردم به اینترنت و… دسترسی دارند ومن هم بعنوان یک شهروند از آن استفاده می کنم وچنانکه درفیس بوک ودیگر آید ی ها حضور دارم .

تهدید نخ نما شده ی باند رجوی چنین ادامه می یابد:

” مردم بومی وخانواده ها میگویند در روز حسابرسی ما میدانیم که با امثال سیروس غضنفریها و هادی شعبانی ها ، پوراحمدها و… و خاتمی ها و … چگونه رفتار کنیم . آن روز دیر نیست ” .

شما نگران من ودیگر دوستان منشعب نباشید .برعکس شما هستید که درمیان این مردم بومی نفرین شده هستید واگر زنده ماندید باید حساب پس دهید!

سیروس غضنفری

عضو نجات یافته فرقه رجوی وارتش باصطلاح آزادیبخش

***

هفت گناه مجاهدین خلق فرقه رجوی (پشت صحنه ستون پنجم استخبارات عراق در زمان جنگ)

https://youtu.be/ThX9j6-FRMY

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22259

چهره واقعی تشکیلات فرقه رجوی را ریشه ای تر بشناسید – قسمت سوم

سیروس غضنفری، انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، بیست و ششم نوامبر ۲۰۱۵:… آنهائی که با فرقه مجاهدین آشنائی دارند و یا نشریات آنها را خوانده‌اند خوب می‌دانند که در هیچ‌کجا نمی‌توانند مطلبی پیدا کنند که دال بر پذیرش شکست یا اشتباه از سوی رهبری مجاهدین باشد. نشریات مجاهدین مملو از “پیروزیهای مقاومت” است. تو گوئی در فرهنگ لغتِ آنها واژه ی شکست وجود ندارد. مجاهدین خوب میدانند که …

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003آیا خودسوزی ندا حسنی بایستی به فراموشی سپرده شود؟

لینک به منبع

لینک به قسمت اول
لینک به قسمت دوم

چهره واقعی تشکیلات فرقه رجوی را ریشه ای تر بشناسید – قسمت سوم

چهره واقعی مجاهدین خلق فرقه رجویبدینسان انسانهای آزادیخواه ولی کم تجربه‌ای که روزی در سودای آزادی و عدالت اجتماعی و مبارزه با ارتجاع حاکم جذب مجاهدین شده بودند، حالا با سپردن “همه‌چیز” خود به رهبر عقیدتی به افرادی استحاله میشوند که ننگ زندانبانی و آزار همرزمان سابق خود را نیز باید پذیرا شوند. در کانون این نگرش، هر چه بیشتر در سرکوب مخالفین رهبری فرقه از خودت جدیت نشان دهی و بیشتر به آنها “تهاجم” کنی، رهبری را بیشتر خوشنود کرده‌ای، و هر چه بیشتر عنصر تخریبی خود را فعال کنی و بر “دیگران” تیغ بکشی پاداش بیشتری از رهبری دریافت میکنی. این است معنای تهی شدن از ارزشهای انسانی و “خودسپاری” به رهبر عقیدتی. از این پس دیگر این خودِ حقیقی فرد نیست که عمل میکند بلکه انسان مسخ‌شده‌ای ست که “روی دو پای رهبری” راه میرود. در این سیستم ارزشی، کسب خوشنودی رهبر، بالاترین ارزش و در نقطه ی مقابل، تردید در رهبری او از بدترین گناهان است.

در این دستگاه فکری هر کس و هر چیز تا آنجا ارزش دارد که در خدمت این ایدئولوژی و دستگاه رهبری ان باشد. در این میان آنچه که بیش از هر چیز دیگری قربانی میشود همان ارزشها و سنتهای انسانی هستند که روزی خود انگیزه ی جذب به فرقه بودند. ولی حالا این انسان طور دیگری فکر میکند، به دنیا و مسائل آن فقط از دیدِ محدود و منطق فرقه می‌نگرد، آرزویش رساندن رهبری به قدرت در “پایتخت شیر و خورشید” است، و اگر هم جنب و جوشی میکند و شعار مرگ بر … میدهد نه برای این است که … آزادی‌ها را کشته و آزادیخواهان و دگر اندیشان را اعدام کرده، نه برای این است که اندیشه ی (او) ارتجاعی‌ست؛ بلکه برای این است که … حق رهبرئی را دزدیده که به زعم آنها “مال رهبریٰ” مجاهدین بوده، و اگر میخواهد در ایران انقلاب کند برای این است که میخواهد “شیعیان ایران را به رهبری واقعی خود وصل کند.” پس در این مسیر هرچه مانع است باید برداشته شود، هر دستی مجاز است که شکسته شود، هر دهانی میتواند دوخته شود، و هر دروغی مجاز هست که گفته شود. به این ترتیب، برخلاف رسم فرقه‌های کلاسیک، برای عرض ارادت به این رهبری، شرط نزدیکی جغرافیائی به فرقه ضرورتی ندارد. چنین مریدی میتواند در “شهر اشرف!،” در پاریس، یا در ایالت ماساچوست امریکا باشد, چرا که حالا دیگر این نحوه ی نگرش، منطق، و تفکرِ فرقه‌گونه‌ست که بر اعمال چنین فردی حاکم است که از او موجودی گرفتار ساخته، نه در “جوار خاک میهن” بودنِ او. هر چند که برای رهبری مجاهدین، در حصار نگه داشتن قربانیان و قطع ارتباط با دنیای خارج به طور فیزیکی نیز ارجحیت مضاعف و استراتژیک دارد.

برگردم به اصل موضوع.

در راستای نمایش قدرت و شکست‌ناپذیری فرقه مجاهدین و رهبری، آنها از چند متد مشخص استفاده میکنند: پرهیز مطلق از اعتراف به شکست، تبلیغات مستقیم، سرکوب روانی اعضإ ، بزرگنمائی کاذب، و هیاهو برای پیروزیهای واهی. پایه ی مشترک همه ی این روشها امّا یکی بیشتر نیست: فریب

آنهائی که با فرقه مجاهدین آشنائی دارند و یا نشریات آنها را خوانده‌اند خوب می‌دانند که در هیچ‌کجا نمی‌توانند مطلبی پیدا کنند که دال بر پذیرش شکست یا اشتباه از سوی رهبری مجاهدین باشد. نشریات مجاهدین مملو از “پیروزیهای مقاومت” است. تو گوئی در فرهنگ لغتِ آنها واژه ی شکست وجود ندارد. مجاهدین خوب میدانند که اعتراف به شکست – ولو شکست مقطعی و تاکتیکی- در یک دستگاه فکری مطلق گرا که همه‌چیز را سیاه و سفید می‌بیند چه عواقب ناگواری برایشان در پی خواهد داشت. در صورت چنین اعترافی پایه‌های اعتمادِ مطلقِ اعضای فرقه به رهبری عقیدتی به لرزه خواهد افتاد و حصار فکری مبتنی بر نآاگاهی تَرَک برخواهد داشت. از این رو پرهیز مطلق از اعتراف به شکست از خط قرمزهای چنین دیدگاهی محسوب میشود که عبور از آن میتواند شکافی پر ناشدنی بین مریدان و رهبری فرقه ایجاد کند.

توضیح: واژه‌های داخل گیومه همه یا بر گرفته از ادبیات حاکم بر مجاهدین هستند و یا نقل قول از رهبری آنهاست.

برگرفته ازایمیل دریافتی

خلاصه نویسی و ویرایش :سیروس غضنفری

***

آقای اولاند، فرانسه بخاطر مردم خودش هم که شده دست از حمایت از فرقه تروریستی رجوی بردارد

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20184

ماه عسل باند رجوی با سعودیها و… ، پایانی تلخ خواهد داشت!

سیروس غضنفریانجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، هشتم اوت ۲۰۱۵:…  کار اینقدر برای این گروه مافیایی سخت بوده که درمواردی نوشته های خود را با ملاحظه ی گاف دادن های بزرگ ازصفحات اینترنت برداشتند! غافل ازآنکه آن قسمت از مردم هوشیار ونکته سنج، این نوشته ها را کپی کرده وحفظ نموده اند! مسعود رجوی بعد از تاخیر ناموجه چند روزی پیامی صادر کرد وآنهم برای توجیه اسرایش که این برخورد او با مسئله ای با این …

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسممهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

لینک به منبع

ماه عسل باند رجوی با سعودیها و… ، پایانی تلخ خواهد داشت!

مصاحبه با سیروس غضنفری، عضو سابق ازتش آزادیبخش

س- با وجود مشغله ی فراوان، حضور مرتب شما در دفتر انجمن، سراغ گیری از حال و جواب به سئوال هایمان ، مایه تقدیر است.

ج- خواهش میکنم. من عمر گرانقدر ۱۷ ساله ای را درفرقه ی رجوی که بناحق خود را سازمان مجاهدین خلق مینامد، ازدست داده ودرعوض آن صاحب تجربیات ارزشمندی شده ام که انتقال این تجربیات به نسل جوان، شاید که مانع برخی کج روی های آنان گردد ومن همواره دعوت شما را باجان و دل میپذیرم!

س- آینده ی سیاسی فرقه ی رجوی بعد ازتوافق نامه ی اتمی ایران با ۶ قدرت برتر جهانی را چگونه ارزیابی میکنید؟

ج- این توافق درحکم یکی ازمیخ های اصلی ای خواهد بود که برتابوت فرقه گرایی رجوی زده شده است.

شما ملاحظه میکنید که باند رجوی ، بعد ازاین توافق وعلیرغم اینکه بسیاری ازآنها گفته اند که این توافق مقدمه ی سرنگونی رژیم است، خود نیز باین ادعای خود اعتقادی نداشته ، وچاره ی موقتی این مشکل بزرگ خود را با روی آوردن به فحاشی دانسته و فکر میکند با این کار اورژانسی ، مانع تشتت نیروهای دربندش میشود.

علاوه براین، نظر همه ی گماشتگان رجوی دراین مورد یکسان نیست ونمونه ی بارز این عدم همگونی در تحلیل، نوشته ی علیرضا جعفر زاده است که معتقد است برنده ی این مذاکرات رژیم ایران بوده است.

تشنج درصفوف رجوی ها بقدری زیاد است که فراموش میکنند که این نظریات کج ومعوج ودرمواردی با فرق ۱۸۰ درجه ای را با ویرایش بهتر وکم تناقض تری منتشر نمایند!

آنها با ادعای اینکه توافق بعمل آمده با فصل هفتم منشور شورای امنیت سازمان ملل متحد همخوان نیست واعتبار ندارد ومضحک تر اینکه این توافق نامه امضاء نشده وارزش ندارد؟!، نهایت افلاس ودرماندگی خود دراین مورد را نشان دادند!

خانم مریم رجوی که درسخنرانی هایش برای اسرای بی اختیار لیبرتی ، بلبل زبانی میکند ( درقبرستان خاموش نفس کش میطلبد) ، این بار چنان سراسیمه شد و متضاد حرف زد که این برخورد او نمایانگر پیروزی ایران وبطور کلی صلح منطقه ای بوده وما میدانیم که زندگی اینگونه گروههای فرقوی دربلبشوئی ، تشتت وجنگ است!

کار اینقدر برای این گروه مافیایی سخت بوده که درمواردی نوشته های خود را با ملاحظه ی گاف دادن های بزرگ ازصفحات اینترنت برداشتند!

غافل ازآنکه آن قسمت از مردم هوشیار ونکته سنج، این نوشته ها را کپی کرده وحفظ نموده اند!

مسعود رجوی بعد از تاخیر ناموجه چند روزی پیامی صادر کرد وآنهم برای توجیه اسرایش که این برخورد او با مسئله ای با این اهمیت، بدان معنی است که اوضاع را آنطور حدس نمیزده که رخ داد وآمادگی برای ایام ” پسا مذاکرات ” نداشت و بخاطر این معضل ( نداشتن قدرت تحلیل) قافیه را یسختی باخته است!

آنها در مورد روابط متقابل آمریکا واسرائیل دچار همان کج فهمی هستند که متاسفانه دیگرانی نیز درایران ، هستند!

بموجب این نظر ساده لوحانه، این اسرائیل است که سیاست های آمریکا را تعیین میکند ، درصورتی که اسرائیل بعنوان یک پایگاه عظیم نظامی غرب ومخصوصا آمریکا ، درمنطقه عمل میکند و بدون اذن ارباب، حتی جرات آب خوردن هم ندارد!

ریشه ی این اشتباه درآنست که با روی هم قرار گرفتن سیاست های جناح محافظه کارتر وافراطی تر آمریکا با رژیم صهیونیستی آنها دچار این واهمه میشوند که درهیئت حاکمه ی آمریکا ، محافظه کاران سنتی قدرت بزرگی بحساب نمیآیند واقلا زمام قوه مجریه را بهمراه تقریبا نصف مجالس این کشور دراختیار ندارند !

بدین جهت بود که باند رجوی به عبث میکوشید ومیکوشد که با تمرکز بی قواره بر روی اسرائیل وعربستان ، به اهداف خود که همان متشنج نگه داشتن اوضاع منطقه است، دست یابد!

رجوی و پادوانش هنوز نمیدانند که حتی درصورت پیروزی کنگره ی افراطی دربرابر اوبامای محافظه کار ، اعضای دیگر شورای امنیت، راه برگشته را دوباره نخواهند پیمود و سازوکارهایی درخدمت منافع ملی خود تدارک ندیده و دوباره خواهند گذاشت که آن فرصت استثنایی چند سال پیش آمریکا در شورای امنیت ، دوباره بنفع نئوکان های آمریکا، صهیونیست های اسرائیل و مرتجعین عربستان تجدید شود!

تحرکات اخیر روسیه وکشورهای اروپایی درآمد وشد به ایران وانجام مذاکرات جدی اقتصادی، نشان میدهد که آنها انتظار بازگشت به حالت قبلی را ندارند.

رجوی که صدام خود را ازدست داده وموقعییت خطرناک خودرا احساس میکند، این بار میخواهد روابطی شبیه روابط اش با صدام، با عربستان ایجاد کند !

این روابط هرچه گسترده تر وموفق هم که باشد، از هرحیث وهر جهت ، به پای روابطی نمیرسد که با صدام برقرار بود.

حکومت نزدیک بین عربستان با اتخاذ سیاست های ناموجه، اعتبار گذشته ی خود دربین مسلمین ایران را ازدست داده وحتی این مسئله به انزجار مردم ایران ازعربستان منتهی شده وبنابراین نزدیکی هرچه بیشتر رجوی به عربستان، دلخوری وعصبانیت بیشتر اکثریت مردم ایران را بسوی خود جلب خواهد کرد که این امر بمنزله ی یک خود کشی سیاسی برای هرگروهی است!

من با آسودگی وجدان وبصراحت بشما میگویم که این ماه عسلی که رجوی سرگرم طی روزهای ظاهر دلچسب آن با عربستان است ، پایانی تلخ برای او دارد!

با عطف نظر به فعال شدن رفت وآمدهای سطح بالای منطقه ای ، بنظر می رسد که عربستان با وجود مشکلات قومی وسیاست های تبعیض آمیز داخلی و نیز تهاجمات نظامی اش که خارج ازقد وقواره ی ارتش آماتور اوست، نرمش بیشتری در مذاکرات جدی حاضر نشان خواهد داد ودرمعامله با دولت ها، عذر گروه هایی را که بخاطر منافع حقیر گروهی خود به آن سمپاتی نشان میدهند، خواهد خواست!

رجوی اگر یک رهبر سیاسی بود، توصیه های بیست سال پیش وزیر کشور پاکستان را آویزه ی گوش خود قرار میداد وچنان نمیکرد که کرد وحالا هم میکند!

وزیر کشور وقت پاکستان به هیئت نمایندگی شورای باصطلاح ملی مقاومت گفته بود که دولت ها ترجیح میدهند که طرف حساب ومذاکراتشان نماینده ی یک دولت باشد وهمکاری دولت ها با گروه های سیاسی درحد سوء استفاده ازآنها ورها کردنشان بعد از گذشت تاریخ مصرف آنها میباشد!

س- مجددا ازتقبل زحمت حضور دردفتر انجمن و روشنگری های خوبتان تشکر میکنیم.

ج- من نیز بنوبه ی خود ازاستمرار فعالیت های خیرخواهانه ی شما ودادن تریبونی به کسی که قسمت مهم زندگی اش در تشکیلات رجوی تباه شده وحرف هایی برای گفتن دارم، تشکر میکنم.

مصاحبه کننده: فرید

2015-10-29-1446141457-4261917-syria2013Aleppo.jpgمسعود خدابنده، هافینگتون پست: مذاکرات سوریه برنده مطلق ندارد ولی تروریسم بازنده مطلق آن خواهد بود

***

همچنین:

ماه عسل باند رجوی با سعودیها و… ، پایانی تلخ خواهد داشت!

سیروس غضنفریانجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، هشتم اوت ۲۰۱۵:…  کار اینقدر برای این گروه مافیایی سخت بوده که درمواردی نوشته های خود را با ملاحظه ی گاف دادن های بزرگ ازصفحات اینترنت برداشتند! غافل ازآنکه آن قسمت از مردم هوشیار ونکته سنج، این نوشته ها را کپی کرده وحفظ نموده ان

مجاهدین خلق، منظر سازمان، دیدگاه منتقدین (مصاحبه با سیروس غضنفری)

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، هفتم ژوئن ۲۰۱۵:…  اگر به سایت ها ی این فرقه مراجعه کنی سه مورد خواهی دید : اولی، اخبار است که اساساً با درستی ونادرستی آن کاری فعلا ندارم. دومی ، مواضع شان درمورد خانواده است که با انواع مختلف بنمایش میگذارند. به عنوان مثال دیدگاه مسعود رجوی درباره خانواده ،با

فرار اعضا یا شکستن حصارها

سیروس غضنفریسیروس غضنفری، انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، نوزدهم می ۲۰۱۵:…  چند روز پیش مطلع شدیم که دو تن از اعضای ناراضی و بستوه آمده سازمان در اقدامی شجاعانه موفق به فرار از کمپ ترانزیت شده اند ضمن تبریک صمیمانه به این دوستان آرزومندیم تحولات و اتفاقات مبارک و چشمگیر