نگاهی گذرا به گزارش 93 (قسمت سوم) – زندانهای امروز و دروغ‌های دیروز رجوی

نگاهی گذرا به گزارش 93 (قسمت سوم) – زندانهای امروز و دروغ‌های دیروز رجوی

میلاد آریایی، ایران قلم، سی ام اوت 2014: …  اکنون در این قسمت به بخش دیگری از این گزارش که به تعبیری شاید پاشنه آشیل مسعود رجوی است میپردازیم . بحث زندانهای انفرادی و شکنجه گاههای مجاهدین که رسوایی بزرگ و غیر قابل بازگشتی را برای مسعود رجوی رقم زد، عملیات مشت آهنین که بشکلی گسترده‌ با زندانی کردن بیش از 1000 مجاهد دردهها زندان و صدها سلول انفرادی در سال 1373 با نظارت ، کنترل …

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIبزک مریم رجوی بعنوان “فعال حقوق بشر” مصداق دقیق انتخاب ابزاری غلط برای کاری غلط تر است

لینک به منبع

لینک به قسمت اول
نگاهی گذرا به گزارش ۹۳ (قسمت اول)
لینک به قسمت دوم
نگاهی گذرا به گزارش ۹۳ (قسمت دوم) – مسعود رجوی چرا از انقلاب ایدیولوژیک هیچ نمی گوید؟

نگاهی گذرا به گزارش 93 ـ قسمت سوم

زندانهای امروز و دروغ‌های دیروز رجوی

درمطلب نخستین به تأثیرات گزارش 93 و نگاه منصفانه و همراه با دهها سند ومدرک نویسنده گزارش آقای ایرج مصداقی اشاره کردم و در مطلب دوم در پاسخ این سؤال که بدرستی و به کنایه در گزارش 93 آمده است که چرا مجاهدین از انقلاب ایدیولوژیک خود نمی‌گویند بشکلی مختصردر باره پنهان کاری های مسعود رجوی پیرامون انقلاب جنسی و مراحل آن در مناسبات مجاهدین مطالبی را مطرح نمودم.

اکنون در این قسمت به بخش دیگری از این گزارش که به تعبیری شاید پاشنه آشیل مسعود رجوی است میپردازیم . بحث زندانهای انفرادی و شکنجه گاههای مجاهدین که رسوایی بزرگ و غیر قابل بازگشتی را برای مسعود رجوی رقم زد، عملیات مشت آهنین که بشکلی گسترده‌ با زندانی کردن بیش از 1000 مجاهد دردهها زندان و صدها سلول انفرادی در سال 1373 با نظارت ، کنترل ، حساب رسی شخص وی به اجرا درآمد این رسوایی بزرگ در تاریخ مجاهدین غیرقابل چشم‌پوشی وگذشت است و از منظر بررسی سازمانهای دیکتاتور و سرکوب های سیستماتیک برگ جدیدی را ارائه و به ثبت رساند.

با خواندن این گزارش بی بدیل این سؤال برایم خیلی جدی بود که علی‌رغم اینکه این گزارش در 10 فصل متفاوت کل سازمان مجاهدین و نقش بدون جایگزین مسعود رجوی را به چالش کشیده و به بیانی بهتر حسابی ، رهبری شان را با 271 سؤال کوبنده شلاق کش کرده است اما براستی کدام قسمت از این گزارش برای رجوی سوزانده تر بوده است.

به تصور من نویسنده گزارش تمام سرمایه دروغین رجوی که خود را در شعار « رنج اسیران مان خون شهیدانمان … در تو گره میخورد رجوی قهرمان!! » پنهان میکرد و یک جا وی را صاحب خون و شکنج زندانیان سیاسی معرفی میکنند هدف قرار داده و در نبردی روشنگرانه آنرا برای همیشه به باد فنا سپرده است و به بیان خود آنان نویسنده گزارش 93 به بانک مادام العمر مجاهدین دستبرد زده است و از نگاه من آقای مصداقی چنین تابویی را شکسته است.

باز کردن این رمز بزرگ و اینکه نه تنها رجوی نمیتواند سخنگو و وامدار هزاران زندانی سیاسی سالهای اخیر باشد بلکه وی دقیقاً در جایگاه متهم با جنایات بیشماری که با ساخت دهها زندان و صدها سلول انفرادی و بالاتر از همه پرورش دهها شکنجه گر که خود حتی سابقه زندانی سیاسی در زمان شاه را در کوله بار خود داشتند ، جسارت بزرگی را می طلبید.

نویسنده مطلب خود را در صفحه 78 ابتدا این چنین آغاز میکند:

ـ « مجاهدین نظر مثبتی به زندانیان سیاسی و به ویژه زندانیان مقاوم ندارند اما پس از انتشار گزارش 92 مجبور شدند زندانی سیاسی از بند رسته را هر چند بطور موقت به رسیمت شناخته و چون دارویی تلخ به امید شفای بیماری ، جرعه ای از آن را بنوشند … »

چند سطر پایین‌تر نیرنگ مجاهدین که با هدف فریب افکار عمومی و رنگ کردن خود و تاریخ افراد معمولی همچون -آذر معزز- را با نام مستعار « آذرجدی روان » باز کرده و وی را که همراه با دروغ‌های ساخته و پرداخته دستگاه رجوی به ملاقات نماینده سازمان ملل فرستاده شد را به قضاوت خوانندگان می‌سپارد.

اعظم قوامی و عاطفه اقبال دیگر نشانه‌ها و به بیانی قربانیان رجوی هستند که در باره کارکرد و همچنین سواستفاده‌ای که از انان به عمل آمده، روشنگری می‌شود .نویسنده تسلط زیادی روی مطالب و نوشته‌های مجاهدین دارد و با دهها مطلب و فاکت قانع کننده رجوی را از جایگاه سخنگوی زندانیان به پایین میکشد این موضوع اهمیت بسیار زیادی برای رجوی داشته ودارد چون تا حالا کسی نبوده که در این پهنه وی را به حساب و کتاب فرا بخواند وی در ادامه در صفحه 83 اضافه میکند:

من نه خود را سخنگوی شهدا می دانم و نه سخنگوی زندانیان سیاسی. و نه تاکنون به نام آن ها سخن گفته ام. از طرف دیگر سخنگویی و نمایندگی، مدالی نیست که کسی به این و آن اعطا کند و یا مادام العمر برای خود…..محفوظ بدارد.

پر واضح است مجاهدین مایل نیستند من و امثال من روایتگر زندان باشیم. آن ها می خواهند در این مینه نیز متکلم وحده باشند تا تاریخ را به شکلی که می پسندند ارائه دهند. مسعود رجوی می خواهد حتی خاطرات شخمی و جمعی افراد را مصادره کند، او به دنبال مصادره ی ذهنی و اخلاقی کامل مردم است و من به سهم آ خودم در مقابل اراده ی او ایستاده ام. ..

این همان رمز و راز خشم رجوی نسبت به نویسنده گزارش 93 است بخصوص که در ادامه مطلب به سراغ زندان سازی و شکنجه پروری وی در خاک عراق و پادگان اشرف می‌رود و آنجاست که دیگر تیر خلاص بر قدوسیت رجوی شلیک میشود .

وی در صفحه 100 گزارش خود می نویسد

پس از افشای زندان، شکنجه و اعمار رفتارهای تحقیرآمیز و غیرانسانی علیه اعضای مجاهدین در اشرف دستگاه تبلیغاتی مجاهدین می کوشد بدون تکذیب رسمی هرگونه آ زار و اذ یت و شکنجه، ماندن بسیاری از قربانیان و شکنجه شدگان و آسیب دیدگان جسمی و روحی در روابط این سا مان را دلیل یر غیرواقعی بودن این اتهامات معرفی کند. در حالی که بسیاری از کسانی که قربانی سیستم سرکوب سیستماتیک مجاهدین شدند دچار عارضه ی انفعال کامل شده اند انفعال آن‌ها مشابه الگوهای رفتاری قربانیان ارعاب نازی ها ست و انفعال و بی‌حسی کامل دوران استالین را به خاطر می آورد.

او در بیانی درد آور و عمیقاً حقیقی اشاره میکند که:

اگر چه انزوای مطلق مجاهدین در عراق و جهان غیرواقعی ای که در ذهن اعضایشان ساخته اند مانع تصمیم گیری آن ها می شود اما تعدادی ا شکنجه شده ها خود را به خارج از کشور رسانده و نقض حقوق ابتدایی شان توسط مجاهدین را گواهی می کنند.با این حال انزوای مجاهدین و سطح عجیب و غریب فجایع به بار آمده در عراق و دلایل عنوان شده برای آن، باعث می شود که گاه گزارش های انتشار یافته باورنکردنی و غیرواقعی جلوه کنند و آن گونه که باید و شاید عواطف و همدردی ناظران را برنیانگیزند. گاه کسانی که درباره ی روابط درونی اشرف و لیبرتی می نویسند مشکوک انگاشته می شوند چرا که روایت ها دور از ذهن یک فرد منطقی به نظر می رسند. حتی گاه کسانی که به جهان خارج راه یافته اند درباره ی راستگویی خود دچار تردید می شوند و ازخود می پرسند مبادا کابوسی را به جای واقعیت گرفته باشند. آن ها نمی توانند یا نمی خواهند باور کنند آن کس که با تمام وجود به او اعتماد کرده و خود را به او سپرده بودند، به اعتمادشان خیانت کرده است. از این رو حتی برخی برای فرار از مواجه با این حقیقت تلخ، مرگ و خودکشی یا انزوای کامل را ترجیح می دهند.

آری نسل ما این چنین از هر سویی پرپر شده و خواسته‌ها و چشم ا ندازهای پر شورش به تاراج رفت اما عمیقاً خوشحالم که تاریخ هرگز فرزندان واقعی خود را به فراموشی نمی سپارد و براستی کی و کجا تصور میشد که راز های مگو که روزگاری در پشت چهاردیواری پنهان اشرف در عراق رخ داده بود روزی در همه جا بگوش برسد؟

این برداشت ادامه دارد

***

همچنین:

(نمونه ای از گردنبندهای هدیه ای مسعود رجوی به زنان حرمسرای اشرف)

پناهگاه سیاسی مسعود رجوی

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsدر زیر سایه ملکه تروریست ها!

نگاهی به آکسیون اعتراضی علیه فرقه مجاهدین خلق. نمایش رسوایی بزرگداشت ترور و خشونت

میلاد آریایی، ایران قلم، بیست و هفتم ژوئن ۲۰۱۴: … ۲۱ ژوئن ۲۰۱۴ آکسیون افشاگرانه اعضای سابق و منتقدان فرقه تروریستی مجاهدین خلق، در میدان سن میشل . شهر پاریس توسط منتقدین فرقه مجاهدین برگزار شد. در این آکسیون که با استقبال گسترده شهروندان فرانسوی و ایرانی روبرو شد ، شرکت کنندگان با برپایی میز کتاب و توزیع بروشورهایی به زبان فر

آینده قربانیان کمپ لیبرتی و تغییر جغرافیای سیاسی در منطقه (قسمت دوم)

میلاد آریایی، ایران قلم، اول ژوئن ۲۰۱۴: …  در مقاله گذشته به اختصار اشاره کردیم که بحران اوکراین شرایط سیاسی جدیدی را برای جهان رقم زده است قطب بندی جهان رویارویی جدیدی را تجربه میکند در این میان مجاهدین که سخت چشم به تحولات خارج از ایران و تحرکات اروپا و آمریکا دوخته است ناباورانه و با چشمانی از حدقه درآمده آنچه را که

توافق ژنو و شکست تحلیل‌های مسعود رجوی (قسمت دوم)

میلاد آریایی، ایران قلم، ششم می ۲۰۱۴: … اتحادیه اروپا بدنبال ایجاد دفتر در تهران است مسعود رجوی در لیبرتی پیام میدهد که رژیم در سراشیبی سقوط دست وپا میزند و کسی نیست به این پریشان حال سیاسی بگوید مجاهدین بی هیچ آینده‌ای بدنبال پذیرش پناهندگی اعضایشان در کشورها و اخراج اجباری از خاک عراق در سراشیب سقوط و فروپاشی هستند یا