هادی ثانی خانی مفقود و مسعود رجوی مرحوم

هادی ثانی خانی مفقود و مسعود رجوی مرحوم

علیرضا نصراللهی - هادی ثانی خانی مفقود و مسعود رجوی مرحومعلیرضا نصراللهی، یاران ایران، نوزدهم آوریل 2021:… آیا به جای اینکه ایشان بیایند و برای شما رابین هود شود، بهتر نبود بهش اجازه می دادید که با خانواده ی خودش تماس بگیرد و آنها را از نگرانی بیرون بیاورد؟ و بهتر بود به جای این چرندیات ،به واقعیت ها درون مناسبات خودتان اشاره ای می کردید،که چگونه با تهدید و شکنجه، آدم ها را در آن خانه وحشت زندانی کرده اید؟ تا آنجا که ما از آقای هادی خانی ثانی اطلاعات داریم، ایشان به هر دلیل تنوانسته است به تحصیل ادامه دهد. ولی این مقاله که در ایران افشاگر انتشار داده اید برای فردی هست با تحصیلات عالیه و سواد سیاسی بالا نه ایشان !!! هادی ثانی خانی مفقود و مسعود رجوی مرحوم 

علیرضا نصراللهی - هادی ثانی خانی مفقود و مسعود رجوی مرحومسفارت آلبانی در پاریس ، ارائه طومار درخواست ملاقات

هادی ثانی خانی مفقود و مسعود رجوی مرحوم 

من باب اطلاع سازمان مجاهدین و مزدور جدیدالورودش هادی ثانی خانی

علیرضا نصراللهی،انجمن یاران یاران،هجدهم،آوریل،۲۰۲۱

دوستان و همراهان عزیزم،

علیرضا نصراللهی پاریس

آقای علیرضا نصراللهی، پاریس

میدانم و به خوبی آگاه هستم که همه ی ما در این چند سال که از مناسبات کثیف سکت مجاهدین جدا شده ایم، هر کدام ما سختی‌ها و مشقت های زیادی را متحمل شده ایم و برای رسیدن به آرمان و هدفمان، در برابر خیلی از تهمت ها و تهدیدها و کتک های این فرقه مقاومت کردیم.

دوستان و همراهان عزیز و محترم، ما به خوبی از شیوه های مزدور پروری و حرکت های فرقه در چنین مواقعی آشنا هستیم و نمونه اینگونه مقالات و ادبیات بکار رفته و نحوه نگارش و استفاده کلمات در آن به وضوع در تخصص هیات تحریریه سازمان مجاهدین می باشد.

از نمونه های مثال زدندی نظیر “مزدور علی پاک”کم نداشته ایم و کم هم نخواهیم داشت.تا زمانی که آدم ها فرقی هم نمی کند که ملیت آنها چی باشد برای گرفتن چند دلار بیشتر شرف،ناموس،وطن،و حتی خانواده ی خودشان را به تاراج می گذارند،وجود دارند سازمان مجاهدین میتواند چند صباحی بیشتر به حیات کثیف خودش ادامه دهد.

راستش در سایت ایران افشاگر خبری منتشر شد به نقل هادی ثانی خانی،من واقعأ برای فرقه رجوی متاسفم،که برای اینکه فقط خبری دروغ را در سایت های وابسته به وزارت های عربستان و اسرائیل منتشر کند و به همه بفهماند که ببینید ما کسی را فریب نداده ایم و هر کس به دلخواه خودش در این فرقه مانده است، دست به هر کار کثیفی می زنند.

سوال من از این فرقه این است که آیا به جای اینکه ایشان بیایند و برای شما رابین هود شود، بهتر نبود بهش اجازه می دادید که با خانواده ی خودش تماس بگیرد و آنها را از نگرانی بیرون بیاورد؟

این سناریو دیگه خیلی قدیمی شده،و سال ها هست که از مدار خارج شده،و بهتر بود به جای این چرندیات ،به واقعیت ها درون مناسبات خودتان اشاره ای می کردید،که چگونه با تهدید و شکنجه، آدم ها را در آن خانه وحشت زندانی کرده اید؟

تا آنجا که ما از آقای هادی خانی ثانی اطلاعات داریم، ایشان به هر دلیل تنوانسته است به تحصیل ادامه دهد. ولی این مقاله که در ایران افشاگر انتشار داده اید برای فردی هست با تحصیلات عالیه و سواد سیاسی بالا نه ایشان !!!

اولا اگر ما برای ایشان به سازمان های حقوق بشری و سفارت آلبانی مراجعه کرده ایم فقط و فقط به خاطر نگرانی های بی وقفه خانواده ی ایشان و شخص خودش بوده ایم.

دوّم اینکه ما برای جان و مال و خانواده ی کسی نه نقشه می کشیم و نه با آن بازی می کنیم. در واقع این کار را که شما هستید که سالهاست به راحتی و انجام میدهید و در آن تجربه و مهارت خاصی دارید.

MEK Families Petition Albanian Embassy in Paris

آقای هادی ثانی خانی، بدان و آگاه باش چه خواسته و چه ناخواسته به راهی برگشتی که خودت یکی از شاهدهای عینی آن بودی و هستی.

حالا چرا و به چه علت دوباره خودت را در دام این فرقه گرفتار کردی این چیزی است که آینده پاسخ خواهد داد.

آقای هادی من از همین حالا به تو می گویم که فرقه رجوی تو را نابود کرد، و باعث جدایی خانواده ات از تو شدند. چون این سازمان با داشتن پدر و مادر و خانواده مخالف است. البته تو خودت این موضوع را  بهتر میدانی. فقط خواستم از این تریبون استفاده کنم و برایت یادآوری کنم که با انتخاب مجدد مجاهدین، پا روی خانواده ات گذاشتی، این چیزی نیست که بتوانی درک کنی چون تو نمیتوانی درک کنی دل تنگی پدر و مادر و خانواده یعنی چی؟

آقای خانی فرقه رجوی،همانند عارفانی و نعامی و سعدونی، تو را هم در بازی خیلی کثیف کشیدند که آخر و عاقبت آن در بهترین حالتش سرنوشت آنهاست.

نمیدانم تا چه اندازه از کارهای تروریستی فرقه رجوی آگاه هستی؟آنگونه که شواهد نشان میدهد به نظرم خیلی آدم ساده ای هستی که فرقه به راحتی توانست با زندگیت بازی کند،من پیر ده نیستم ولی تجربه نشان داده که امثال تو مصرف روزانه دارند و تاریخ مصرف تو دیگه تمام شدو مهره سوخته ای بیش نیستی….

آقای خانی،از این لحظه به بعد دیگه اختیارت دست خودت نیست و بدون اجازه اربابانت نمی توانی حتی آب بخوری چه برسد به زندگی کردن،همانند تمامیه کسانی که از بدو تاسیس این فرقه تا کنون در بند و اسارت بوده اند،و تا زمانی که خودشان نخواهند این حصار مادام‌العمر به آنها چسبیده خواهد بود.

مدیر و مسول انجمن یاران ایران علیرضا نصراللهی

لینک به منبع

مردم معمولا یا “زنده” هستند یا “مرده”. وقتی زنده هستند میشود آنها را دید و با آنها صحبت کرد (مثل مصاحبه آقای هادی ثانی…

Posted by Massoud Khodabandeh on Saturday, 17 April 2021

هادی ثانی خانی مفقود و مسعود رجوی مرحوم 

***

*

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/رجوی-در-کمین-جداشدگان/

رجوی در کمین جداشدگان

مسئولیت جان هادی ثانی خانی رجوی در کمین جداشدگان علیرضا نصراللهی، یاران ایران، پاریس، بیست و ششم فوریه 2021:… من خود در گونه های مشابه که آقای هادی ثانی خانی را مورد اذیت و آزار قرار داده اند شاهد اذیت های روحی روانی دیگر دوستانم بوده ام و خودم از جمله نفراتی بودم که در جایگاه متهم ردیف دوّم بودم و کاوه همدانی دوست و رفیق من که در کمپ تیف آمریکایی ها هم با ایشان بودم در دادگاهی که بین ۲۰ الی ۲۵ نفر آدم در آن مستقر بود و از قبل تمام سناریو چیده شده بود و زمانی که ما وارد آنجا شدیم فرشته یگانه، رضا مرادی، علی اوسط وسعید نقاش و چند نفر دیگه که الان اسامی آنها خاطرم نیست چنان فرهاد با اسم مستعار( کاوه )  من را مورد هجوم و حمله قرار دادند که منو فرهاد گیج شده بودیم و هر آنچه را که مستحق خودشان و جد و آبادشان بود به منو فرهاد نسبت دادند و دست آخر هم وقتی فرهاد تنها شد به فرهاد گفتند: ببین اگه مثل بچه آدم سرجایت نشستی که خوب دوست و همرزم هستیم وگرنه بلایی سرت می آوریم که جسدت هم باقی نماند. رجوی در کمین جداشدگان 

#MaryamRajavi #MehdiAbrishamchi Smuggled #HadiSaniKhalni to France#MaryamRajavi #MehdiAbrishamchi Smuggled #HadiSaniKhalni to France for false flag operation

رجوی در کمین جداشدگان 

توطئه و پاپوش و خطری که در کمین جداشده گان در اروپا در حال وقوع می باشد.

علیرضا نصراللهی عضو جداشده از سازمان مجاهدین از انجمن یاران ایران پاریس بیست و پنجم فوریه ۲۰۲۱

مهر بان بودیم ولی خنجر زدند بر پشت ما                     داس نامردی زدند بر دست و بر انگشت ما

علیرضا نصراللهی باشگاه خبرنگاران بروکسل

آقای علیرضا نصراللهی

دوستانی که خودتان را در قالب دوست جا می زنی ،با ما همگام می شوید از پشت خنجر می زنید بدن ما با خنجرهای شما عمری هست که آشناست. اگر چه به روی خودمان نمی آوریم ولی فکر نکنید که هالو هستیم نه، ما به شما نارفیقان فرصت تغییر میدهیم تا که شاید ذره ای وجدان بی وجدانتان روشن شود. از نام پاک رفیق هرچه خوردم من زخم از دست دوست گفت  که شاید پاک شود از نام دوست.

ما اعضای جداشده از سازمان مجاهدین متاسفانه،به علت رفتار و شکنجه های روحی روانی،جلادان فرقه،در بعضی از مواقع دچار لغزش ها و انحراف های فردی و شخصی می شویم،و به طور کلی در آن دقایق همه چیز را فراموش کرده،و فقط در فکر چگونه ضربه زدن به دوست،هموطن،و هم خون خود می شویم،و تا زمانی که خشم خودمان را خالی نکنیم از این اهریمن کوتاه نخواهیم آمد.

متاسفانه رجوی در این سالیان چنان بلایی بر سر ما وارد کرده که سال های سال نتوانیم با انواع و اقسام دکترها هم مغز خودمان را به طور کلی از ماجراهای سخت و طاقت فرسای درون قعله الموت توهی کنیم،این ضایعه مغزی تمام نقشه شوم رجوی بوده و هست.

رجوی همیشه در نشست های درونی خودش دو تابلو رسم می کرد،یک می گفت هر کسی که با ماست که تکلیف او روشن است،ولی اگه با ما نبود،صد در صد با دولت جمهوری اسلامی می باشد،این رهبر به اصطلاح باهوش ولی شیاد سازمان مجاهدین این موضوع را بارها و بارها تکرار میکرد،و زمانی هم که خودش نبود زیر دستانش تکرار مکررات می کردنند،که طرف بترسد و هیچ وقت فکر جدا شدن به سرش نزند.

راستش من اصلاً منظور با شخص خاصی نیست ولی تجربه این را ثابت کرده هر چقدر عمر تشکیلاتی فرد بیشتر می باشد،لغزش و تناقض های او هم بیشتر می شود تا آنجا که بازهم پست و مقام و درجه برایش ارزش می شود و اینجا را با درون تشکیلات اشتباه می گیرد،و میخواهد دوباره همان دستگاه رجوی را در دنیای آزاد برقرار کند،چون فکر می کند از همه بالاتر و اطلاعاتش بیشتر،می باشد.

در مورد آقای هادی ثانی خانی،هم من هیچ اطلاعاتی ندارم هر چه میدانم از دوستانی هست که او را می شناختند،و یا آقای عیسی آزاده،به عنوان فرمانده یگان ایشان،و تعریف خاطرات این فرمانده ی با سابقه ی اسبق مجاهدین از آزار و اذیت ارازل و اوباش رجوی که آن موقع آقای هادی خانی را تحت شعاع  قرار دادند.

هادی ثانی خانی کجاست ؟

من خود در گونه های مشابه که آقای هادی ثانی خانی را مورد اذیت و آزار قرار داده اند شاهد اذیت های روحی روانی دیگر دوستانم بوده ام و خودم از جمله نفراتی بودم که در جایگاه متهم ردیف دوّم بودم و کاوه همدانی دوست و رفیق من که در کمپ تیف آمریکایی ها هم با ایشان بودم در دادگاهی که بین ۲۰ الی ۲۵ نفر آدم در آن مستقر بود و از قبل تمام سناریو چیده شده بود و زمانی که ما وارد آنجا شدیم فرشته یگانه، رضا مرادی، علی اوسط وسعید نقاش و چند نفر دیگه که الان اسامی آنها خاطرم نیست چنان فرهاد با اسم مستعار( کاوه )  من را مورد هجوم و حمله قرار دادند که منو فرهاد گیج شده بودیم و هر آنچه را که مستحق خودشان و جد و آبادشان بود به منو فرهاد نسبت دادند و دست آخر هم وقتی فرهاد تنها شد به فرهاد گفتند: ببین اگه مثل بچه آدم سرجایت نشستی که خوب دوست و همرزم هستیم وگرنه بلایی سرت می آوریم که جسدت هم باقی نماند.

حالا شما فکر می کنید این بدبخت چی میخواست ایشان با زنش که توسط پدر زنش به سازمان وصل شده بود آمده بود سازمان،و بعد از ورود زنش را ازش گرفتند،و بهش گفتند،از همین الان دیگه زنت را طلاق گرفته حساب کن،و دیگه ایشان زن شما نیست خواهر شماست،فرهاد تمام تلاش خودش را کرد تا زنش بیاید بهش بگوید من خواهرت هستم نه زن تو،ولی هرگز موفق به این کار نشد.

فرهاد زمانی توانست زن شرعی و رسمی و قانوی خودش را ببیند،که سال ها گذشت،تا توانست فرار کند و بیاید پیش آمریکایی ها،فرهاد ماجرا و داستان خودش را برای جنرال های آمریکایی تعریف کرد،آنها هم بعد از مزاکرات با مجاهدین بعد از پیگیرهای مستمر فرهاد،آمریکایها توانستند یک ملاقات برای فرهاد با زنش بگیرند.

روزی که فرهاد،آماده رفتن با سربازهای آمریکایی به محل ملاقات شد خیلی خوشحال و شاداب بود که بالاخره بعد از سال ها توانست زنش را ببیند و بتواند او را متقاعد کند که بیاید در کمپ آمریکایی ها،شب قبل از رفتن فرهاد ما پیش او بودیم بهش راهنمایی دادیم،خلاصه فرهاد،با دنیایی آرزو و شادابی و خوشحالی راهی دیدار با زنش شد.

فرهاد بعد از دو ساعت غمیگن و افسرده برگشت،وقتی ماجرا را برایم با اشک تعریف می کرد،آدم دوست داشت هیچ وقت جای او نباشد،بعد سال ها،پیگری در تمامی این سال ها،وقتی با زنش رو به رو می شود،همراه با خواهری دیگر از مجاهدها،که مانع تنها بودن آنها می شود،و زنش چشم در چشم او بهش می گوید برای چی مزاحم من می شوی بریده،تو که مناسبات را شخم زدی دیگه چرا میخواهی ابروی من و پدرم را ببری من با تو هیچ نسبتی ندارم،دبگه هم نمیخواهم هرگز تو را ببینم.

رجوی هادی ثانی خانی را به دو هزار دلار از قاچاقچی خرید

شما اگه جای فرهاد،بودید،چکار می کردید،فرهاد بعد از آن روز دیگه هرگز خنده بر لبهایش نیامد.یک فرد افسرده و گوشه گیر شد،و هیچ وقت هم از عراق خارج نشد،حداقل تا جای که من میدانم،چون بازم چشم براه زنش بود.

بله دوستان،ما اعضای جداشده،باید پشت به پشت هم و دست،در دست هم،و همه. همراه هم با پشتکار و پشتیبانی خانواده ها یک هدف داشته باشیم،آنهم رسوایی و رو کردن دست فرقه رجوی برای مردم ایران و جهان،نه اینکه به جان هم بیفتیم،و با کینه و نظرات شخصی که هر کدام به کوچکی یک دانه گندم هست خودمان را بازیچه و مزحکه دست سازمان مجاهدین کنیم.

اگر به هر دلیل آقای هادی ثانی خانی،به گمراهی کشیده شده،و همانند علی پاک ها،خریداری شده،و سازمان میخواهد از او به عنوان طعمه استفاده کند،ما نباید بگذاریم این اتفاق به وقوع بپیوندد,و باید با تمام توان از بروز این حادثه جلوگیری کنیم،مگر اینکه خودش آگاه بخواهد در رکاب رجوی باشد،در آنصورت ما هیچ مسئولتی در مقابل او نداریم،ولی اگه کمک بخواهد از روی صداقت نه پلیدی حتماً او را یاری خواهیم کرد.

ما میتوانیم مشکلات و اختلاف های شخصی خود را خیلی راحت باهم حل کنیم، اگر هم انتقاد،داریم میتوانیم آن را خارج این فضای مجازی حل کنیم،ما نباید اَتو دست فرقه رجوی دهیم و با حرف های زشت و زننده باعث خوشحالی و شادی آنها گردیم.

اگر هر یک از ما در مقاله و خاطراتش دچار،اشتباه و لغزشی می شود حق او تیرباران و خراب کردن فرد در دنیای مجازی نیست،اگر اشتباه کرده و یا اشتباهی نوشته،باید به او تذکر دهیم که آن را تحصیح کند،و به او بفهمانیم ما مجاهدین نیستیم که بخواهیم با دقل و دروغ خط و کار خودمان را پیش ببریم.

هادی ثانی خانی یاد آور جریان دزدیدن دکتر جمشید تفرشی

ما برای این از فرقه جدا شدیم چون او با همین شیوه با پیرامون خودش تنظیم می کرد،سر دَر خانه اش نوشته بود صداقت و فدا ولی در داخل خانه اش دورغ و فریب حکم فرما بود،من و خیلی از دوستان جداشده با این شیوه مخالف هستیم که بخواهیم کسی را در فضای مجازی ترور شخصیت کنیم،و مثلاً بخواهیم به بقیه بفهمانیم ما بیشتر از همه متوجه می شویم،و ما هستیم که داریم با فرقه مبارزه می کنیم و خودمان را الترناتیو مجاهدین بدانیم،و با گفتن حرفهایی مثل انشعاب بخواهیم در درون جامعه،سازمان مجاهدین دیگری راه اندازی کنیم و هر فرد بخواهد خودش را برتر از دیگران بداند،نه چنین چیزی هست و نه ما آن را قبول خواهیم کرد.

هدف ما اعضای جداشده یک سری انتقادات به سازمان مجاهدین هست که مسیر و خط خودش را اشتباه پیش می برد،و ما هیچگاه دشمن سازمان نبوده و نیستیم،ما خواهان تغییرات اساسی در بدنه سازمان هستیم،و میخواهیم ما هم در تصمیمات و خط کاری سازمان نظرات خودمان را بگویم و حق رأی تاثیر گذار داشته باشیم،نه مثل سابق در درون تشکیلات،سیاهی لشگر باشیم.

دوستان و اعضای جداشده از سازمان مجاهدین،که در حال حاضر در حال مقاله نوشتن،و مصاحبه با تلویزیون مردم تی وی و یا رسانه های دگر هستید و با نوشتن این مطالب میخواهید به سازمان متذکر شوید که باید بابت همه ی سال های از دست رفته ما برای مبارزه در راه آزادی،جوابگو باشند،که چرا در تمام این سال ها ما را فریب دادنده اند و با جان و عمر ما بازی کردنند؟

این انتقادها نباید مسیر دُرست و ارزشمند ما را به انحرافات شخصی،و حساب و کتاب های سازمانی بکشاند،متاسفانه ما هر چه تلاش بکنیم بازهم اثرات مخرب روحی و روانی سازمان مجاهدین را نمی توانیم بطور صد در صد از روی ذهنمان پاک کنیم ما گذشته ای داریم که هیچوقت نمی توانیم آنرا انکار کنیم هر چقدر هم تلاش کنیم که خودمان را با دنیای پیرامون خودمون کاملاً وقف دهیم باز ذرات کابوس رجوی بر روی مغزمان بازی می کند.

حالا شما نگاه کنید این وسط تعدادی جداشده هم پیدا شود که سر ناسازگاری به دگر جداشدگان پیدا کنند،و میخواهند هر کدام حرف خودش را به کُرسی بنشانند،و بگوید من از رجوی بهتر میتوانستم سازمان را هدایت کنم و من درُست میگویم،واقعاً با این حساب سنگ روی سنگ بند می شود،و میتوانیم در ادامه مسیر متمرکز باشیم؟

از همان ابتدا که ما از فرقه رجوی جدا شدیم و هنوز پایمان به کمپ آمریکاییها باز نشده بود و به قول معرف جای انگشتمان خشک نشده بود،سازمان مارک مامور وزارت اطلاعات را بر پیشانیمان کوبید،چه برسد که این مارک نچسب را خودمان هم بخواهیم بر پیشانی دوستانمان بزنیم،و از این طریق صفر صفر کنیم یا با زبان عادی با طرف تسویه حساب کنیم به هر دلیل،این وسط کی سود خواهد برد معلومه فرقه رجوی.

استیصال فرقه مجاهدین در  آلبانی از کمپین خانواده ها

در دورانی که سازمان پروژه خریداری و برگشت نفرات را با توبه نامه آغاز کرد،با شخصی به نام علی پاک آغاز شد،و نفر دوّم من بودم که این پرونده را یکبار برای همیشه بستم،می دانید چرا چون هرگز نمی خواستم شرف و آبروری خودم و مملکتم را با مقداری کاغذ پاره ( پول ) عوض کنم،در صورتی که خیلی ها با کمتر از آن هم خودشان فروخته اند.

ما هرگز حق نداریم دیگران را قضاوت کنیم،اگر کسی میخواهد،با شخصی تسویه حساب کند آتش آنها نباید کار و زندگی بقیه جداشدگان را تحت تاثیر قرار دهد،متاسفانه قصه رجوی و سازمان او تا آخر عمر همانند وصله نچسب به ما وصل است،پس زدن مارک مزدور،و یا مجاهد،به هر جداشده مساوی است با همه ی جداشدگان،و این چراغ سبز هم به مجاهدین هست و هم به وزارت اطلاعات،در کُل ماجرا فرقی ندارد.

من از تمام دوستان جداشده خواهش دارم اگر هر انتقادی در هر مطلبی،و یا صحبتی دارند،با آن شخص تماس گرفته و به صندق پیام های شخصی آن فرد،پیام ارسال کند تا دیگران از این انتقادها سوءاستفاده نکنند،که شک دارم تا الان از همین داستان ها سازمان مجاهدین بهره برداری نکرده باشد!

سازمانی که در سالن های کمپ اشرف ( ۳ ) صدها کامپیوتر،نسب کرده و با دروغپردازی،بر علیه جداشدگان،و خانواده ها شبانه روز به لجن پراکنی مشغول هست الان از موضوعات درگیری ما کوتاه خواهد آمد؟

ما باید منتظر عاقبت این ندانم کاری،و اشتباه فاشمان باشیم،تا ببینیم چه خوابی برایم خواهد دید،من از دوستان خواهش میکنم در این رابطه کمی بیشتر اندیشه کنید با عصبانیت و عجله تصمیم نگیرید،ما فرد نیستیم،ما هر کدام کوچکترین اشتباهی انجام دهیم به پای همه ی جداشده خواهند نوشت.

البته این را به خوبی می دانم همه ی دوستان خیلی مهربان و با گذشت می باشند،امیدورام که ما بتوانیم همه ی تلاش و انرژی خودمان را صرف افشاگری علیه فرقه رجوی و آزادی اسرای در بند آلبانی کنیم.نه اینکه به جان هم بیفتیم،که الان دقیقاً دوستان همین کار را در حال انجامش هستند.متاسفانه،مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان

لینک به منبع

رجوی در کمین جداشدگان 

***

مسئولیت جان هادی ثانی خانی رجوی در کمین جداشدگان مسئولیت دولت آلبانی در قبال جان هادی ثانی خانی

***

همچنین: