احساس خوب پدر بودن

احساس خوب پدر بودن

هادی شبانی احساس خوب پدر بودنهادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، شانزدهم نوامبر 2021:… هر بار که این مسأله را با پسرم در میان می گذارم انگار بعض نمی گذارد که تعریف کنم چون همان لحظه به یاد کودکانی در سازمان مجاهدین خلق می افتم که چگونه رجوی آنان را به بهانه جنگ در عراق به اروپا فرستاد تا آن ها را به بردگی بگیرد. اکنون معنی شیادی و حقه بازی رجوی در مورد انحلال خانواده را می فهمم، چون وی خودش از انسانیت تهی است و هیچ احساسی هم ندارد و فقط تشنه قدرت طلبی است و در این راه حاضر است همه چیز را فدا کند. با تولد فرزندم دنیا برایم رنگ و بوی دیگری پیدا نمود و دیگر روز قبل با روز بعدم یکی نبود. احساس خوب پدر بودن 

نشریه انجمن نجات شماره 104، مهر و آبان 1400نشریه انجمن نجات شماره 104، مهر و آبان 1400 (فایل پی دی اف) 

برگرفته از نشریه 104 انجمن نجات:

احساس خوب پدر بودن

پاییز سال 92 بود. دلم برای تولد فرزندم می تپید و هر لحظه احساس می کردم نفسم به نفس او بسته است. بالأخره بعد از مدت ها انتظار زمان موعود فرا رسید تا این که او را در دستگاه گذاشتند. وقتی به سراغش رفتم فرزندم برای اولین بار چشمانش را به روی این دنیا باز نمود و برای اولین بار پدرش را دید. لحظه بسیار خاطره انگیزی بود و سر از پا نمی شناختم و به فرزندم گفتم که آمدن تو را به این دنیا تبریک می گویم و انشاالله که آمدنت با خیر و برکت همراه باشد.

هادی شبانی احساس خوب پدر بودن

نمی دانم آن شب چگونه به من گذشت و تا صبح نخوابیدم تا فرزندم که پسر بود از بیمارستان مرخص شد وقتی به چشمان مادرش نگاه می کردم از خوشحالی اشک می ریخت و عنوان می کرد پدر شدی. وقتی به خانه بازگشتم از دیدنش سیر نمی شدم.

در منزل با دیدن فرزندم در فکر فرو رفتم و به یاد سالیانی که در مناسبات سازمان مجاهدین خلق در عراق گذراندم افتادم و به خودم می گفتم چه می شد که خانواده ها مانند بقیه گروه های موجود در دنیا روابط خود را داشتند و با تولد فرزندان شان خیر و برکت به مناسبات وارد می کردند؟ چرا رجوی سالیان با فریب و دروغ ما را از داشتن فرزند این فرشته آسمانی محروم نموده بود؟ در همین موقع به یاد خانواده هایی افتادم که چگونه حاضر شدند به دستور رجوی فرزندانشان را به خارج از عراق فرستاده و دیگر از آنان خبری نداشته و به نوعی رجوی کودکان را در مقابل پدر و مادرشان به گروگان گرفته بود سؤال این بود که مگر کودکان چه مشکلی برای رجوی ها ایجاد می کردند؟ رجوی می خواست با گروکشی فرزندان، پدر و مادرانشان را به بردگی بگیرد.

اکنون لحظه تولد فرزندم و احساسی که آن لحظه داشتم را با پسرم صحبت می کنم و او هم هیجان دارد که بیشتر از احساس ما از تولد خودش بداند و این که از آمدن وی چقدر خوشحال شدیم و هر بار اشک در چشمانم حلقه می زند چون می خواهم بداند که به دنیا آمدن فرزند برای پدر و مادر چقدر مهم است و حتی حاضرند جانشان را برای وی فدا کنند و بداند خداوند چه نعمتی را به ما ارزانی داشته است.

اما هر بار که این مسأله را با پسرم در میان می گذارم انگار بعض نمی گذارد که تعریف کنم چون همان لحظه به یاد کودکانی در سازمان مجاهدین خلق می افتم که چگونه رجوی آنان را به بهانه جنگ در عراق به اروپا فرستاد تا آن ها را به بردگی بگیرد.

بازگشت به وطنم ایران – سه سال گذشت

اکنون معنی شیادی و حقه بازی رجوی در مورد انحلال خانواده را می فهمم، چون وی خودش از انسانیت تهی است و هیچ احساسی هم ندارد و فقط تشنه قدرت طلبی است و در این راه حاضر است همه چیز را فدا کند.

با تولد فرزندم دنیا برایم رنگ و بوی دیگری پیدا نمود و دیگر روز قبل با روز بعدم یکی نبود و مانند دوران مناسبات سازمان مجاهدین خلق نبودم که هر لحظه برای ظاهرسازی و درگیر نشدن با تشکیلات باید با فریبکاری و حمل تناقض، روزم را شب می کردم. احساس می کردم چگونه در این مدت با سال های گذشته که با هدفی پاک وارد مناسبات سازمان شده بودم همه چیز از بین رفت و از درون تهی شدم. وقتی به داخل کشور و نزد خانواده ام آمدم حرفی برای گفتن نداشتم جز سرافکندگی و شرمساری که این سالیان عمر خود را در راهی تلف نمودم که هیچ معنایی نداشت.

بعضی اوقات در مورد تجربه حضورم در عراق البته به شکل دیگری با پسرم حرف می زنم و این که نباید مانند پدرش هیچ چیزی را بدون اطلاع یافتن و تحقیق قبول کند. خوشبختانه احساس می کنم که او مانند من نیست و در دورانی قرار دارد که می تواند خیلی راحت به سطح بالایی از آگاهی دست یابد تا اسیر فرقه های مخرب همانند فرقه رجوی نشود.

بحث های ایدئولوژیک رجوی یا منتسب کردن خود به امام زمان – قسمت اول و پایانی

در مورد لحظات حضور بسیار شیرین پسرم در کنارم می توانم سال ها حرف بزنم و خاطره تعریف کنم. من دریافتم که چگونه رجوی ها این لحظات شیرین را از ما گرفتند.

می خواستم مطالب دیگری هم از لحظات بسیار شیرینم عنوان کنم ولی باشد برای وقت دیگر اما چیزی که در انتها باید بیان کنم پیامی است به اعضای باقی مانده در سازمان مجاهدین خلق در آلبانی که دریابند چگونه عمر خود را با دروغ های فریبنده رجوی تلف نمودند و بسیار خوشحالم که توانستم از مناسبات فرقه ای رجوی جدا شده و اکنون به خوشبختی که می خواستم رسیدم.

پسرم انشاالله همیشه در کنارت باشم و برایت از تجریبات خودم تعریف کنم تا تو بتوانی با استفاده از تجربیات من فرد مفیدی برای کشور خودت و بقیه افراد باشی.

هادی شبانی – استان مازندران

مهر 1400

لینک به منبع

اشرف السادات ناصرزاده شیدا و معضل خانواده ها

احساس خوب پدر بودن

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/ریزش-نیرو-در-فرقه-رجوی-مجاهدین-خلق-ایرا/

تیک تاک ریزش نیرو در فرقه تروریستی رجوی از بهمن 97 – قسمتهای اول، دوم و پایانی

انجمن نجات، مرکز مازندران، سی ام دسامبر 2018:… در مورد گرفتاری افراد در چمبره مجاهدین خلق فرقه رجوی باید به موانع هم توجه نمود. مثلا مانعی به نام بالا بودن سن افراد می باشد. بیشتر افراد سن شان بالای پنجاه سال می باشد و با خودش فکر می کند که در بیرون از تشکیلات چکار می تواند بکند پس بهتر است که در همان تشکیلات به زندگی خفت بار خود ادامه دهد از طرف دیگر رجوی… 

مجاهدین خلق آمریکافرقه رجوی از ادعای «استقبال خونین از جهانخواران آمریکایی» تا استقبال از سیاست های ترامپ

تیک تاک ریزش نیرو در فرقه تروریستی رجوی از بهمن 97 – قسمت اول

توسط انجمن نجات مرکز مازندران آخرین بروزرسانی 1 دی 1397

به همراه تعدادی از دوستان جدا شده به دل جنگل زدیم تا هم استراحتی کرده باشیم و هم از زیبایی های طبیعت جنگلی ، جنگلهای خزری استفاده ببریم . دوستان با رفتن به داخل جنگل ابتدا از میوه های جنگلی استفاده نمودند و زمان زیادی گذشت تا بتوانیم آنها را جمع کنیم . از یک طرف از ولیک های سیاه و از طرف دیگر از کندس جنگلی می خوردند و از زیبایی های جنگل که در فصل پائیز نمای دیگری از خود نشان می دهد نهایت استفاده را می کردند . شاید تاکنون همه به درون جنگل رفته باشند ولی زیبایی جنگل در فصل پاییز یک چیز دیگری است و می توان به وجود خدا پی برد و اینکه چگونه رجوی جنایت کار ما را از زیبایی های طبیعت شمال محروم نموده و در بیابانهای بی آب و علف عراق ما را به دنبال سراب خیالی سرنگونی به هر سویی می کشاند .

نجات یافتگان از مجاهدین خلق فرقه رجوی

دوستان جدا شده بعد از مدتی چرخیدن در داخل جنگل و صرف میوه های جنگلی دور هم جمع شدیم تا به بررسی آخرین وضعیت فرقه تروریستی رجوی بپردازیم و فعالیت های آنان در این مدت چه بوده و اینکه در نهایت گذری به پیام اخیر رجوی شیاد بزنیم و به جمع بندی آن پرداخته و مشخص کنیم که سرفصل بهمن 97 آیا سرنگونی ادعایی رجوی محقق می شود یا خیر ؟ آیا گروه تروریستی رجوی توان انجام این حرف را دارد یا خیر ؟ آیا رجوی شیاد در پیام اخیر خود به غلط کردم گویی افتاده و می خواهد دو باره نفراتش را سر کار بگذارد ؟ آوردن هیئت های مختلف از کشورهای اروپایی به آلبانی نشان از وضعیت خراب در تشکیلات نیست ؟ ما می خواهیم به محورهای مختلف پرداخته تا مشخص شود که رجوی فقط با شیادی و کلاه برداری می تواند به حیات خود ادامه دهد .

خبرهایی که وجود دارد اکنون تعدادی از نفرات جدا شده از سازمان اعلام جدایی نمودند تا بتوانند مهر پایانی بر همکاری خود با سازمان بزنند و نشان دهند که می توانند زندگی جدیدی را برای خود آغاز کنند . سئوال اصلی این است که آیا بعد از سرفصل بهمن 97 شاهد ریزش بیشتر نیرو در تشکیلات رجوی خواهیم بود یا خیر ؟ 

ابتدا آقای شعبانی از دوستان جدا شده عنوان داشت با توجه به شناختی که از ماهیت رجوی و تشکیلاتش داریم و اعلام سرنگونی در بهمن 97 از طرف رجوی وقتی نیرو در مناسبات متوجه دروغ های رجوی بشود به طبع دچار تناقض شده و پی خواهد برد که باز هم رجوی و دار و دسته کثیف او دروغ گفتند و قصد دارند نفرات را در حصار تشکیلاتی خود نگهدارند به نظر من امسال باید سال ریزش بیشتر نیرو در مناسبات فرقه ای رجوی باشیم .

رجوی را محاکمه کنید . طومار خانواده ها خطاب به دادستان دیوان کیفری بین المللی

بعد از آقای شعبانی ، آقای مجید محمدی در این رابطه عنوان داشت ما در سازمان سرفصل های بسیاری را بعد از عملیات مرصاد طی کردیم و هر موقع هم رجوی شیاد با عوامفریبی سعی می کرد نفراتش را با وعده های دروغین و اینکه سال آینده حکومت ایران سرنگون می شود ما را در مناسبات نگهدارد ولی با توجه به ریزش زیاد نیرو در عراق و اکنون در کشور آلبانی می توان گفت که دیگر دوران عوامفریبی بسر آمده است و اگر اکنون مریم قجر دستپاچه شده از فرانسه به آلبانی رفته نشان از این دارد که وضعیت داخلی تشکیلات بسیار بحرانی است و سعی دارد تا ماه بهمن به کله پزی ادامه دهد تا بتواند جلوی ریزش دوباره نیرو را بگیرد . من فکر می کنم دیگر مریم قجر توان جمع کردن تشکیلاتش را نخواهد داشت چون به واقع وضعیت بسیار خراب است و همه نفرات مسئله دار از اینکه چرا تاکنون رجوی به آنها دروغ گفته است و چرا هر سال رجوی به آنان وعده سرنگونی می دهد و وقتی این امر محقق نشود دوباره آنان باید جوابگوی خرابکاری رجوی را پس بدهند به همین خاطر است که دیگر شستشوی مغزی مریم قجر و انجام نشست های خسته کننده نمی تواند دردی از هزاران درد مریم قجر را درمان کند .

آقای ایرج صالحی عنوان داشت وقتی رجوی سر فصلی برای سرنگونی مشخص نموده و اگر این اتفاق نیفتد نفرات مانند بعد از سرنگونی صدام که همه مسئله دار بودند و کسی در تشکیلات جواب تناقض آنها را نمی داد این جرقه باعث شد ذهن نفرات باز شده و ریزش نیرو بیشتر شود و متوجه شدند که رجوی طی این سالیان به آنها دروغ گفته است. در ضمن وی جوابگوی کارهای اشتباه خودش هم نیست . اگر رجوی شیاد می توانست در عراق افرادش را سرکوب کند ولی در کشور آلبانی دستش باز نیست و نمی تواند مانند عراق تشکیلاتش را کنترل کند . اگر کسی بخواهد از فرقه رجوی جدا شود صدایش بلند است و چیزی که اکنون ما نظاره گر آن هستیم تشکیلات رجوی به سمت فروپاشی پیش می رود و این وضعیت برای فرقه تروریستی رجوی بسیار زیانبار است .

بعد از صحبت های آقای صالحی یکی دیگر از جدا شدگان به نام آقای علی اصغر باباپور در این رابطه عنوان داشت: رجوی فریبکار همیشه برای حفظ نیرو در سازمان این گونه حرف می زند.هر کسی که در داخل کشور باشد متوجه می شود که حرفها و شعارهای رجوی بیشتر جنبه داخلی یعنی تشکیلات دارد . دستگاه تبلیغاتی رجوی برای اینکه همگام با تشکیلات رجوی باشد عنوان می کند که نفراتی که در داخل کشور دست به اعتراض می زنند از طرف آنها حمایت می شوند تا بتوانند با این دروغ ها به اعضای وارفته خود انگیزه ماندن در تشکیلات بدهند . در مورد پیام رجوی باید بگویم که وی کار احمقانه ای انجام داده است چون این بار زمان داده و عنوان کرده که سرفصل بهمن 97 کار حکومت ایران تمام است. البته این زمان دادن به ضرر رجوی است و او فکر می کرد می تواند با هماهنگی مقامات آمریکایی حکومت ایران را سرنگون نمایند ولی اکنون شاهد هستیم که وی در یک عقب نشینی مفتضحانه عنوان می کند که تازه دوران سرنگونی شروع شده است . پیام مسخره ای که حتی خودش هم در آن گیر کرده است . هیچ وقت یک فردی که دستی در مبارزه داشته باشد هیچ وقت برای پیروزی نمی تواند زمان مشخص کند ولی رجوی شیاد فکر می کرد می تواند روی حرفهای یک آمریکایی قاتل سوار شده و با هواپیمای عمو سام به ایران وارد شود !!!

تیک تاک ریزش نیرو در فرقه تروریستی رجوی از بهمن 97 – قسمت دوم

توسط انجمن نجات مرکز مازندران آخرین بروزرسانی 6 دی 1397

آقای عبدالله افغان عنوان داشت یکی از عواملی که می توان فهمید وضعیت خیلی خراب است و حتی زهرا مریخی مسئول اول سازمان هم نتوانسته آنرا جمع کند حضور مریم قجر داعشی در آلبانی است. چون با توجه به اشرافی که از وضعیت تشکیلات داریم نفرات مسئله دار دیگر برای مسئول اولی زهرا مریخی تره هم خورد نمی کنند و مریم قجر مجبور شده خودش وارد صحنه شده تا بتواند وضعیت خراب تشکیلات را سر و سامان دهد .

نجات یافتگان از مجاهدین خلق فرقه رجوی مازندران

من وقتی تمام فاکت های موجود و ریزش نیرو و حضور مستمر مریم قجر در آلبانی را کنار هم می گذارم نتیجه گیری می کنم که بعد از سرفصل بهمن 97 تشکیلات فرقه بسیار متزلزل تر خواهد شد و مریم قجر برای اینکه نزد اربابان غربی و عربی خودی نشان دهد سعی می کند جلوی خروج حتی یک نفر را هم بگیرد. البته این حرف را بر اساس تجربه ای که بعد از سرنگونی صدام بدست آوردیم به خوبی ما را به این اشراف می رساند که وضعیت تشکیلات در آلبانی بسیار خراب است و به جد می توان گفت با توجه به گزارشات موجود اکنون دیگر مریم قجر هم نمی تواند جلوی ریزش نیرو را بگیرد .

بعد از صحبت های آقای عبدالله افعان نوبت به آقای قربانعلی برادران رسید و عنوان داشت که حرف تمام دوستان درست است. من وقتی اخبار فرقه تروریستی رجوی را دنبال می کنم هرگز مریم قجر قادر نخواهد بود با آوردن هیئت های اروپایی و انجام شوهای مسخره، جلوی تناقضات افراد را بگیرد. چون حضور مریم قجر در تشکیلات آن هم بدون حضور مسعود فراری نشان از این دارد که در سطح بین المللی شاید توانسته تعدادی لابی را با پول دادن همسو با خود نماید ولی در داخل تشکیلات به هیچ عنوان پیشرفتی نداشته و هر روز شاهد ریزش نیرو هستیم. چون همان موقع هم وقتی مریم قجر به عنوان مسئول اول انتخاب شد کسی او را قبول نداشت و با انتخاب وی دچار تناقض شدند تا اینکه مسعود زن باره وارد شد تا توانست این افتضاح را جمع کند. حالا خودتان قضاوت کنید تشکیلاتی که این گونه با هزاران تناقض مریم قجر داعشی سعی دارد آنرا جمع کند چه معجونی از آن بیرون خواهد زد! به همین خاطر است که می گوئیم مریم قجر نمی تواند تشکیلات و افراد وارفته خود را جمع کند .

شکنجه جسمی و روانی در آلبانی – استمداد خانواده اسیر 78 ساله مجاهدین خلق، رحیم کیوکان

آقای دریاباری از دیگر دوستان جدا شده عنوان داشت حضور مریم قجر در آلبانی و انجام کله پزی از چند ماه قبل شاید تا مقطعی بتواند جلوی ریزش نیرو را بگیرد ولی از آنجایی که کشور آلبانی، اشرف عراق نیست و نمی تواند با سرکوب کردن و زدن و انجام نشست های کثیف عملیات جاری روانی و زندانی کردن جلوی مسئله داری و ریزش نیرو را بگیرد. چون به خوبی می داند که دیگر افراد به آن درجه از آگاهی رسیدند که بیان تناقضات هم هیچ مسئله ای از آنان حل نخواهد کرد و به همین خاطر است که می توانیم بگوئیم که بعد از مدتی مسئله داری افراد بیشتر شده و باید از جایی بیرون بزند و آن هم بیرون زدن از تشکیلات رجوی و قدم گذاشتن به دنیای آزاد می باشد .

در مورد سئوال مسئول انجمن نجات باید بگویم واقعیت این است مریم بیشتر از یک ماه است که به آلبانی آمده، علت این که او اورسوراواز را ترک کرده یک موضوع بیشتر نیست زیرا از پیش مسعود رجوی به نیروهایش در آلبانی پیام داده بود تا بهمن ماه سال 97 نظام ایران سرنگون خواهد شد. مسعود رجوی هم فقط برای این که تشکیلاتش را حفظ کند دوباره فیلی هوا کرد از این زاویه که چون جان بولتون گفته بود حکومت ایران به سالگرد چهل سالگی اش نخواهد رسید همین بحث الگوی تحلیل های آبدوغ خیاریش شد و فرصت را غنیمت شمرد و برای صدمین بار به نیروهایش وعده پوشالی و سرخرمن داد. حال وقتی مریم قجر ببیند خبری نیست احساس خطر کرده و برای سر پا نگه داشتن نیروهایشان به آلبانی آمده تا با کله پزی هم شده افراد را در اشرف 3 نگه دارد. اما مریم قجر باید بداند دیگر حنایش رنگی ندارد و از بس دروغ تحویل اعضایشان دادند دیگر کسی به چرندیات شان باور ندارند ما یقیناٌ از بهمن به بعد شاهد ریزش روز افزون نیروهایش در تشکیلات خواهیم بود . 

تیک تاک ریزش نیرو در فرقه تروریستی رجوی از بهمن 97 – قسمت پایانی

توسط انجمن نجات مرکز مازندران آخرین بروزرسانی 9 دی 1397

آقای فرحی از دوستان جدا شده عنوان داشت باید به نکته ای توجه نمود و آن هم مانعی به نام بالا بودن سن افراد می باشد که عامل اصلی است. رجوی این زنجیر را به پای افراد زده است. بیشتر افراد سن شان بالای پنجاه سال می باشد و با خودش فکر می کند که در بیرون از تشکیلات چکار می تواند بکند پس بهتر است که در همان تشکیلات به زندگی خفت بار خود ادامه دهد از طرف دیگر رجوی فریبکار از بس دست به حقه بازی و جعل اخبار زده عملاٌ فرد از خودش هیچ گونه اختیاری ندارد .

نجات یافتگان از مجاهدین خلق فرقه رجوی مازندران

در ادامه آقای شبانی مسئول نشست عنوان داشت که حرف آقای فرحی تا حدودی درست است چون ما هم وقتی در تشکیلات رجوی در عراق بودیم همیشه این مسئله که در بیرون از تشکیلات پولی نداریم و چیزی بلد نیستیم و از گرسنگی خواهیم مرد . البته این شیوه کار رجوی فریبکار بود که سعی می کرد با تبلیغات دروغین خود ما را در تشکیلات نگه دارد و یا حتی در مورد کمپ تیف عنوان می کرد که همه افراد به خاطر سیگار با هم درگیر می شوند و تاکنون چند نفر سر درگیری با چاقو کشته شدند و عملاٌ این حرف توسط ملیجک فرقه مهدی براعی ( احمد واقف ) نشخوار می شد ولی وقتی این زنجیرهای تشکیلاتی را کنار زدیم و به کمپ تیف رفتیم. خبری از این جریانات نبود و برایمان مشخص شد که تمام حرفهای مسئولین فرقه رجوی دروغ بود تا بتوانند جلوی ریزش نیرو را بگیرند و اکنون هم این شوی مسخره را در کشور آلبانی به راه انداختند ولی طی این پروسه هم شاهد بودیم که تعداد زیادی از افراد که سن بالایی هم داشتند توانستند از فرقه رجوی جدا شوند البته برای این کار نفرات باید قدری از خودشان جرات به خرج دهند و تصمیم بگیرند که آب به آسیاب رجوی جنایتکار نریزند و می توانند در خارج از تشکیلات زندگی جدیدی را آغاز نمایند چون تاکنون موردی نبوده که نفرات نتوانند به زندگی خود ادامه دهند .
در انتها برای اینکه به جمع بندی در این رابطه برسیم باید بگوئیم که حضور مریم قجر در کشور آلبانی نمی تواند جلوی ریزش نفرات مسئله دار را بگیرد چون تجربه این دوران را در اشرف داشتیم . البته حضور مریم قجر به خاطر گندی است که رجوی زده و عنوان اینکه حکومت ایران در سرفصل بهمن 97 سرنگون خواهد شد می باشد. البته ما در اشرف هم شاهد بودیم که به نفرات مسئله دار عنوان می کردند که مثلاٌ دو سال نزد ما بمانید و اگر حکومت ایران سرنگون نشد ما خودمان شما را آزاد خواهیم گذاشت ولی بعد از گذشت دو سال دوباره علم سرنگونی شش ماهه را بلند می کردند و با این شیوه های کثیف سعی می کردند نفرات را در مناسبات اشرف نگهدارند . با توجه به گزارشاتی که از داخل تشکیلات به بیرون درز می کند نشان از وضعیت خراب مناسبات در آلبانی است که مریم قجر کاخ سلطنتی خود را در اور ول کرده و در هتلی در آلبانی خود را زندانی کرده است . البته مریم قجر مانند شوهر فراریش هنوز قادر به درک شرایط موجود جامعه ایران نیست. مشکلی که همیشه رجوی فاسد با آن فرسنگها فاصله داشت . برای ما کاملاٌ روشن است همانگونه که دوستان جداشده عنوان نمودند باید منتظر ریزش زیاد نیرو باشیم .

وقاحت رجوی علیه خانواده

بعد از انجام نشست دوستان جدا شده با صرف نهار باز هم به دل جنگل زدند تا از میوه های جنگلی استفاده نمایند البته فضایی که حاکم بود بسیار خوب و دلگرم کننده و می شد خوشحالی رها شدن از تشکیلات جهنمی رجوی را در آنان دید که توانستند با اراده ای که داشتند اکنون زندگی جدیدی را آغاز نمودند و به یاد دوستان خود می افتادند و خاطراتی از آنان می گفتند که چرا فلان فرد با توجه به مسئله دار بودن هنوز اسیر مغز شویی رجوی قرار دارد . 

در پایان به کوری چشم رجوی که فکر می کند نفرات جدا شده دچار مشکل هستند عکس یادگاری گرفتند تا نشان دهند که در ایران مشکلی نداشته و از اینکه از مناسبات فرقه ای رجوی زن باره جدا شدند خوشحال هستند و اکنون برای رهایی بقیه دوستان خود فعالیت می کنند تا دیگر نسلی مانند آنان به قربانگاه رجوی ضد بشر نرود.

(پایان)

*** 

همچنین: