هادی ناصری مقدم ، یک دیدار و یک دنیا حرف

هادی ناصری مقدم ، یک دیدار و یک دنیا حرف

هادی ناصری مقدم ، یک دیدار و یک دنیا حرفبخشعلی علیزاده، انجمن نجات، سوم دسامبر 2020:… آقای هادی ناصری مقدم با نام مستعار “حنیف نیاکان” در تشکیلات فرقه رجوی شناخته می شد و کمتر کسی او را به نام اصلی می شناخت. وی از سال 1378 به مقر فرقه رجوی منتقل شده و در آنجا مانده بود تا نهایتا در سال 1395 موفق می شود در کشور آلبانی از فرقه رجوی فرار کند. -از هادی پرسیدم که چطور شد که سر از فرقه رجوی در آورد؟ وی مکثی کرد که بیانگر رفتن به گذشته بود تا بتواند جواب سوال مرا دقیق بدهد. گفت من دنبال کار و شغل بودم که با یک نفر در داخل ایران که به نظر قاچاقچی بود و مدعی بود که می تواند افراد را به خارج از ایران برده و در اروپا مستقر نماید، آشنا شدم. او با گرفتن پول کلان از من ابتدا مرا به ترکیه منتقل کرد. هادی ناصری مقدم ، یک دیدار و یک دنیا حرف 

دیگ و دیگچه ، تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریمدیگ و دیگچه ، تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم 

هادی ناصری مقدم ، یک دیدار و یک دنیا حرف

استقبال از آقای “هادی ناصری مقدم” و دیدار صمیمانه در انجمن نجات تهران

یک دیدار و یک دنیا حرف

انجمن نجات مرکز تهرانپنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۹

هادی ناصری مقدم ، یک دیدار و یک دنیا حرف

آقایان هادی ناصری مقدم و بخشعلی علیزاده

سلام خدمت دوستان عزیز و خوانندگان مطالب سایت انجمن نجات.

اخیرا در انجمن نجات تهران دیداری داشتیم با یکی از جدا شدگان و در واقع یکی از رها یافتگان از اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی که مدت کمی است که به ایران آمده است تا در کنار خانواده خود قرار بگیرد. خانواده ای که سالهای زیادی به انتظار فرزندشان بودند و هم اکنون بعد از سالهای متمادی به آرزوی دیرینه شان رسیده و از چشم انتظاری خارج شدند.

آقای هادی ناصری مقدم با نام مستعار “حنیف نیاکان” در تشکیلات فرقه رجوی شناخته می شد و کمتر کسی او را به نام اصلی می شناخت. وی از سال 1378 به مقر فرقه رجوی منتقل شده و در آنجا مانده بود تا نهایتا در سال 1395 موفق می شود در کشور آلبانی از فرقه رجوی فرار کند.

وقتی پای صحبتهای آقای ناصری مقدم نشسته بودم، احساس کردم که خیلی تحت تاثیر حرفها و در اصل خاطرات و تجاربش قرار گرفته ام. هر چند خودم نیز روزگاری در داخل آن مناسبات مخوف و تشکیلات سرکوبگر بودم ولی شنیدن حرف های آقای ناصری مقدم یک جذابیت دیگری برایم داشت. البته من همیشه به این اعتقاد دارم که هیچکس نمی تواند مدعی شود که فرقه رجوی را کاملا می شناسد زیرا آنقدر این فرقه دارای ابعاد پیچیده متعدد و زوایای پنهان است که از هر زاویه که نگاه کنید به یک حقیقت از این فرقه خطرناک پی خواهید برد.

***

-از هادی پرسیدم که چطور شد که سر از فرقه رجوی در آورد؟
وی مکثی کرد که بیانگر رفتن به گذشته بود تا بتواند جواب سوال مرا دقیق بدهد. گفت من دنبال کار و شغل بودم که با یک نفر در داخل ایران که به نظر قاچاقچی بود و مدعی بود که می تواند افراد را به خارج از ایران برده و در اروپا مستقر نماید، آشنا شدم. او با گرفتن پول کلان از من ابتدا مرا به ترکیه منتقل کرد.

سپس در ترکیه مطرح کرد که باید به عراق برویم و از آنجا کار انتقال را دنبال کنیم. من هم که مشتاق بودم بدون هیچ تاملی پذیرفتم. بعد از انتقال به عراق و رسیدن به بغداد مرا چند روزی در ساختمانی نگه داشتند. از همان جا من کم کم این حس را داشتم که گویا دارم مسیر اشتباه را می روم. اما دو دل بودم و ترجیح دادم که باز مدتی منتظر بمانم. سپس مرا به اردوگاهی منتقل کردند که به آنجا “اشرف” گفته می شد. درهمان جا من فهمیدم که گرفتار شده ام و این با هدفی که در ذهنم بود اصلا مطابقت نداشت و مسیری که در آن قرار گرفته بودم چیز دیگری بود. من و تعدادی دیگر را اجبارا تحت یک سری آموزشها قرار دادند.

در نشست هایی که گذاشته می شد من مشکلم را با فردی به نام “بتول رجایی” که آن موقع زنده بود و مسئول قسمت به اصطلاح پذیرش بود مطرح کردم و به وی گفتم که مرا به جای اشتباهی آورده اید و من اصلا قصدم این نبود که به این محل جهت کارهایی که شما انجام میدهید وارد شوم (یعنی آموزش های نظامی و آمادگی برای عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران).

روزجهانی زن ، جنایتی که بر زنان درون فرقه مجاهدین خلق میگذرد

بتول رجایی که زنی بسیار بی رحم به نظر می آمد همان جا بدون درنگ به من گفت که اشکال ندارد، از آنجا که سازمان نمی تواند شما را به اروپا منتقل نماید، مجبوریم که شما را به نیروهای عراقی تحویل بدهیم تا آنان شما را تعیین تکلیف نمایند. وی ادامه داد که اگر به دست عراقی ها بیفتی به احتمال زیاد ابتدا به زندان مخوف و بسیار خطرناکی به نام “زندان ابوغُریب” منتقل خواهی شد و طبق قوانین عراق بدلیل ورود غیر قانونی به عراق با هشت سال زندان مواجه خواهی شد. سپس احتمال دارد که اتهام جاسوسی هم به شما بزنند که جرم آن اعدام می باشد. اگر هم تو را تحویل ایران بدهند سرنوشت بهتری نخواهی داشت.

من دیدم که عملا در مسیری قرار گرفته ام که راه برگشتی در آن متصور نیست و باید منتظر زمانی باشم که فرصت دست بدهد تا ببینم خدا چه میخواهد.

-از هادی سوال کردم در واقع شما را ربودند، درست است؟
هادی با لبخند تلخی گفت بله درست است، مرا ربودند. البته امثال من کم نبودند و من با چشمان خودم تعداد زیادی را دیدم که تقریبا با سناریویی که با من رفته بودند، با آنان نیز رفتار شده و با حقه و کلک انسان ها را به اردوگاه اشرف منتقل کرده بودند.

-سوال کردم که تو میگویی که مرا در آنجا نگه داشته بودند یعنی به اجبار بود، اگر بخواهم مقداری روشن تر بگویم تو بین بد و بدتر قرار گرفته بودی و در انتخاب سختی قرار گرفته بودی، درست است؟

بله درست است، من بین اینکه به زندان “ابوغریب” منتقل شوم یا اینکه در اردوگاه اشرف بمانم تصمیم گرفتم در اردوگاه اشرف بمانم زیرا با تهدیدی که بتول رجایی کرد دیدم احتمال زنده ماندنم در زندان های عراق صفر میباشد.

-به هادی گفتم که بعد از این تصمیم چگونه توانستی این همه سال را در فرقه رجوی بمانی و آنجا را تحمل کنی؟
هادی گفت سوال خوبی است. راستش من همیشه به خودم تلقین میکردم که باید تحمل کنم تا روزش برسد. یعنی که راه دیگری نداشتم و باید شرایط تحمیل شده را می پذیرفتم.

-هادی ادامه داد که یادم می آید که چند بار مسئولین فرقه در نشستهایی که میگذاشتند به من یک جمله ثابت میگفتند. آنان در صحبت هایشان میگفتند که تو داری “موازی” کار میکنی. این عبارت را بارها من از مسئولین متعدد که می آمدند و میرفتند شنیده بودم. منظورشان این بود که من دارم تحمل میکنم و تصمیم نگرفته ام که به قول آنان مجاهد خلق شوم.

-پرسیدم که بالاخره چه وقت توانستی که خودت را از دامی که در آن قرار گرفته بودی برهانی؟
هادی مجددا مکثی کرد و بعد با نگاه عمیقی به من گفت: “بالاخره زمانش رسید و بعد از تقریبا 15 سال انتظار توانستم که از چاهی که در آن قرار گرفته بودم خارج شده و خود را برهانم. همانطور که میدانی قرار شده بود که رجوی عراق را ترک کرده و به کشور آلبانی منتقل شوند. این انتقال سری به سری انجام می شد که من در آخرین سری بودم که از عراق به کشور آلبانی منتقل شدم. یعنی بعد از ما دیگر کسی در عراق نمانده بود. من بلافاصله بعد از انتقال با یکی از دوستانم که قبل از من به آلبانی منتقل شده بود خلوت کردم و از اوضاع پرسیدم. او به من گفت که شرایطی که در عراق بود اینجا نیست و نمی توانند آنگونه که در عراق کنترل میکردند کنترل نمایند.

طبیعی بود که من به فکر بیفتم و بدنبال راه چاره بگردم. بعد از چند روز تصمیم گرفتم که به هر قیمتی شده مناسبات فرقه رجوی را ترک کرده و خارج شوم. آنان وقتی فهمیدند که من چه تصمیمی گرفته ام برایم نشست هایی گذاشتند و تلاش کردند تا با تشویق و تهدید مرا از تصمیم خود منصرف نمایند که تلاششان به بار ننشست.

عزت ابراهیم، مسعود رجوی و خاطراتی از قرارگاه اشرف اهدایی صدام حسین

از آنجایی که از تهدیداتی که در عراق میکردند و میگفتند که به زندان ابوغریب منتقل خواهند کرد خبری نبود، لذا به شیوه های دیگری متوصل شده بودند و میگفتند کسانیکه قبلا از سازمان جدا شده اند اکنون یا در زباله دان ها به دنبال غذا میگردند یا با باندهای دزدی و فساد همکاری کرده و در زندان هستند.

در واقع به هر شیوه ای که در مقدوراتشان بود به من فشار آوردند. ولی من تصمیم خود را گرفته بودم و به آنها گفتم اشکال ندارد میروم و از زباله دانها غذا تهیه میکنم ولی دیگر نمی خواهم اینجا بمانم. من نزد کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان رفتم. کمیساریا مرا به یک هتل منتقل کرد و مدتی در آنجا بودم و کم کم زندگی در آلبانی را تجربه کردم. تازه متوجه شدم که همه حرفهایی که میگفتند دروغ بود. من در سه سالی که در آلبانی بودم هیچگاه کارم به زباله گردی نکشید و خدا را شکر که توانستم روی پاهای خودم باشم. ولی بیشتر برایم جا افتاد که هر چه به من گفته بودند دروغ بود.

-به هادی گفتم افسوس که وقت کم داریم و میدانم که خیلی حرف برای گفتن داری که میگذارم برای دیدار بعدیمان. ولی اگر بخواهی به کسانیکه زمانی آنها را همرزم می دانستیم یا دوستان سابق پیام بدهی چه می گویی؟

بعد از اندکی تامل هادی گفت حرفم به دوستان سابقم این است که تعلل نکنند. اگر میخواهند که به زندگی سلامی مجدد بکنند باید تصمیم قاطع بگیرند که هیچ شکافی نداشته باشد. تجربه ام را به آنان بگویم. من در یک مقطع تمامی ترس و دلهره ها را کنار گذاشتم و بخودم گفتم که اگر میخواهی بروی برو و از هیچ چیز نترس! من تصمیم گرفتم که به هر قیمتی بزنم بیرون. اگر شما هم دل در گرو آزادی دارید و مدام درحسرت بدلی بسر می برید که میدانم حسرت بدل هستید، تصمیم بی شکاف بگیرید و تمامش کنید.

-هادی سوال آخرم را با یک سوال از طرف خانواده ها مطرح میکنم. خانواده های چشم انتظار زیادی داریم، پدر و مادرانی که سالهاست چشمشان به در دوخته شده و منتظر یک خبر و یک تماس هستند ولی رجوی مانع شده است. حالا به نظر تو به این خانواده ها چه بگوئیم که خیالشان راحت بشود، منظورم این است که آیا کماکان چشم انتظار بمانند یا دیگر به این انتظار خاتمه دهند و بروند پی کارشان؟!

هادی گفت من پیشنهادم را به خانواده ها و همه پدر و مادرانی که چشم انتظار فرزندانشان هستند، میگویم که به تلاشهایشان ادامه بدهند. نامه نگاری، شکایت به سازمانهای بین الملل، به کمیساریا، به دولت آلبانی و خلاصه از هر فعالیتی که داشتند دست نکشند. من شهادت میدهم که تخم رهایی را همین خانواده ها در دل من و بقیه کاشتند. مثلا خانم عبداللهی که پسرش در تشکیلات رجوی ست خیلی فعالیت کرد و همچنان خستگی ناپذیر ادامه میدهد، او یکی از عاملین و انگیزه های من برای رهایی بود. درست است که پسر خودش هنوز در فرقه مانده است ولی ثمره فعالیت های او در سایر خانواده ها به بار نشست و تعداد زیادی از خواب خرگوشی بیدار شده و خود را رها کردند.

وزیر کشور آلبانی مسئول جان نفرات نجات یافته از فرقه رجوی است

-بسیار خوب، خیلی خوشحال شدم که توانستم یک گفتگوی صمیمانه و دوستانه را با هم داشته باشیم. امیدوارم که زندگی خوب و خوشی را شروع کنی، در واقع یک تولد دیگری داشتی و تبریک مجدد عرض میکنم.

من هم تشکر میکنم از تمام کسانیکه دست اندرکار رهایی من بودند و اجازه دادند تا به کشورم و به نزد خانواده ام باز گردم.

گزارش: از بخشعلی علیزاده

لینک به منبع

هادی ناصری مقدم ، یک دیدار و یک دنیا حرف

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/دشمنان-ایران-و-مجاهد-تاریخ-دار/

دل بستگی رجوی به دشمنان ایران و مجاهد تاریخ دار

دل بستگی رجوی به دشمنان ایران و مجاهد تاریخ داربخشعلی علیزاده، انجمن فراق، سیزدهم نوامبر 2020:… فارغ از این داستان ما در کنار این موضوع شاهد آن بودیم که فرقه رجوی چگونه از وضعیت پیش آمده سوء استفاده کرده و با فریب و نیرنگ افراد تحت اسارت خود را به باقی ماندن در تشکیلات تشویق می کند تا که به سر رسید گفته شده رجوی طاقت بیاورند. قابل توجه دوستان، سالهاست که رجوی با همین شیوه توانسته کسانی که در داخل فرقه هستند را فریفته و در داخل نگه بدارد. با گرفتن تعهد نامه ای که در داخل آن یک تاریخ ثبت شده از افراد خواسته می شود که تا تاریخ موعود در داخل مناسبات رجوی دوام بیاورند و اگر در این تاریخ گفته های رجوی محقق نگشت هر کسی به دنبال زندگی خودش برود. دل بستگی رجوی به دشمنان ایران و مجاهد تاریخ دار! 

دل بستگی رجوی به دشمنان ایران و مجاهد تاریخ دارفرقه رجوی مجاهدین خلق ایران و دوستان ترامپی

دل بستگی رجوی به دشمنان ایران و مجاهد تاریخ دار!

“فراق: سیاست های آمریکا اگر که می خواهد با ایران تعامل کند باید تغییر کند، یکی از این تغییرها رویکردشان در آلبانی است.”

بخشعلی علیزاده تهران

آقای بخشعلی علیزاده

همچنانکه شاهد هستید در این روزها یکی از مهمترین اتفاقات جهان انتخابات آمریکا می باشد که توجهات زیادی را به خودش معطوف داشته است.

خیلی از حکومت های جهان منتظر می مانند که ببینند کدام یک از احزاب موجود در آمریکا قدرت را در دست خواهند گرفت تا بتوانند سیاست های خارجی خود را در این راستا تدوین نموده و به پیش ببرند.

با توجه به نوع حکومتی که دونالد ترامپ در کاخ سفید راه انداخته بود اغلب کشورهای جهان از شیوه حکومت داری وی ناراضی بوده و خواهان به دست گرفتن قدرت توسط او را نبودند.

ترامپ قبل از آنکه یک سیاستمدار باشد یک تاجر بود و همین امر باعث شده بود که مناسبات کشورهای جهان با آمریکا به هم ریخته شود.

بر می گردم به مسئله اصلی خودمان، یعنی رویکرد فرقه رجوی با انتخابات آمریکا. فارغ از این داستان ما در کنار این موضوع شاهد آن بودیم که فرقه رجوی چگونه از وضعیت پیش آمده سوء استفاده کرده و با فریب و نیرنگ افراد تحت اسارت خود را به باقی ماندن در تشکیلات تشویق می کند تا که به سر رسید گفته شده رجوی طاقت بیاورند.

قابل توجه دوستان، سالهاست که رجوی با همین شیوه توانسته کسانی که در داخل فرقه هستند را فریفته و در داخل نگه بدارد.

با گرفتن تعهد نامه ای که در داخل آن یک تاریخ ثبت شده از افراد خواسته می شود که تا تاریخ موعود در داخل مناسبات رجوی دوام بیاورند و اگر در این تاریخ گفته های رجوی محقق نگشت هر کسی به دنبال زندگی خودش برود.

اما به محض اینکه تاریخ گفته شده سر می رسد و تحلیل های آب دوغ خیاری رجوی به پایان رسیده و محقق نمی شود به ترفند دیگری دست یازیده و با شیادی به میدان آمده که مگر مجاهد تاریخ دار داریم؟

مگر مجاهد برای تاریخ مشخصی به میدان می آید؟ و از این قِسم خزئبلات رجوی ساخته.

جالب است که بدانید این بار نیز مثل دفعات گذشته تیرش به هدف نخورد و تحلیل های کشکی او خالی از آب در آمد، بلافاصله به صحنه آمده و گفت:

«با ترامپ و بی ترامپ حکومت ایران توسط جوانان شورشی و خودمان سرنگون خواهد شد.»

بسیار خب، همچنانکه مشاهده می فرمائید می شود متوجه شد که رجوی از روی کار آمدن دونالد ترامپ اساسا روی برگردانده و نا امید شده است و تا دیروز که قرار بود ترامپ حکومت ایران را تغییر و رجوی را سرکار بیاورد، اکنون این وظیفه بر عهده خود آنان گذاشته شده است.)

این شامورتی بازی های رجوی که تمامی ندارد، سیاست از این تیر تا تیر بعدی فرج است، همیشه سر لوحه فرقه رجوی بوده است، زیرا بهتر از هر کسی می داند که دیگر دوران او تمام شده است و با تعدادی آدم پیر و فرتوت هم نمی شود که خط کاری را پیش برد.

کسی که خودش را مخفی نگه می دارد و نمی خواهد در انظار جهانیان دیده شود بهتر آنکه برای همیشه گورش را گم کرده و هیچ حرفی نزند. کدام یک از کسانی که دم از رهبری گروهی را زده اند خود را مخفی کرده و نشان نمی دهند؟

همانگونه که می شود حدس زد، از این به بعد سیاست های آمریکا اگر که می خواهد با ایران تعامل کند باید تغییر کند، یکی از این تغییرها رویکردشان در آلبانی است. برچیدن لانه تروریستی فرقه رجوی و آزاد سازی کسانی که سالهاست در اسارت آنان به سر می برند و از دیدن خانواده هایشان محروم بوده اند. اگر «جو بایدن» می خواهد که با ایران گفتگوی سازنده ای داشته باشد لاجرم باید حمایت از تروریسم را از صفحه خود حذف نموده و رویکرد عاقلانه ای پیشه نماید.

این مسائل چیزهایی هستند که به زودی شاهد تغییر آنها خواهیم بود و رجوی هم باید فکر دیگری برای خود و عناصر تروریستش بکند.

یادداشت از: بخشعلی علیزاده

انتهای پیام / فراق

لینک به منبع

دل بستگی رجوی به دشمنان ایران و مجاهد تاریخ دار!

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/درگذشت-استاد-شجریان-و-تسلیت-منافقانه-م/

درگذشت استاد شجریان و تسلیت منافقانه مریم رجوی

درگذشت استاد شجریان و تسلیت منافقانه مریم رجویبخشعلی علیزاده، انجمن فراق، دوازدهم اکتبر 2020:… یکی از آن چهره های شاخص که رجوی خیلی به دنبالش بود تا جذب نماید مرحوم استاد شجریان بود که اگر اشتباه نکنم دو یا سه بار از وی درخواست همکاری و همراهی کرده بود، اما هر بار استاد شجریان دست رد به سینه رجوی زده و پاسخش به این درخواست ها منفی بود. به همین سبب بود که شنیدن صدای استاد شجریان که در مناسبات رجوی تا قبل از این ماجرا ممانعتی نداشت به ناگهان ممنوع و تمام آثار صوتی ایشان که در آن زمان بیشتر نوار کاست بود جمع آوری شده و دیگر از استاد شجریان هیچ آهنگی پخش نشد. علت قلب مملو از کینه و نفرت رجوی بود. درگذشت استاد شجریان و تسلیت منافقانه مریم رجوی

گزارش بی بی سی: اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق . از عراق تا آلبانیگزارش بی بی سی: اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق . از عراق تا آلبانی

درگذشت استاد شجریان و تسلیت منافقانه مریم رجوی

رویکرد منافقانه فرقه رجوی در مواجهه با درگذشت استاد شجریان

درگذشت استاد شجریان و تسلیت منافقانه مریم رجوی

درگذشت استاد شجریان و تسلیت منافقانه مریم رجوی

خبر درگذشت استاد شجریان، خواننده شهیر و ملی ایران در طی چند روز گذشته همه را اندوهگین ساخت.

اما آنچه مرا وادار کرد این مطلب را بنویسم رویکرد دو گانه و منافقانه رجوی بود. رجوی که می گویم طبعا منظورم خط و ایدئولوژی و منش یک شخص و یا کسانی که او را همراهی می کنند می باشد و همچنین شامل گروه و سازمانی که این اسم را نمایندگی می نماید.طبعا که مقام این انسان وارسته آنقدر بالا هست که نیاز به تعریف و توصیف امثال من ندارد، لذا ترجیح می دهم در مقام شامخ استاد شجریان سکوت کنم تا که ادای احترام قلبیم نسبت به ایشان هر چه بیشتر باشد.

بنده به یاد دارم که مسعود رجوی چند بار در نشست های متعددش وقتی صحبت از خاطراتش می شد، با حسرت اسم برخی را می آورد که تمایل داشت آنان وی را همراهی کرده و به قول خودش در مسیر مبارزه او را یاری نمایند. ولی ظاهرا آن افراد باطن رجوی دجال را بهتر از هر کسی شناخته بودند و حاضر نشده بودند که رجوی را در مسیر ضد انقلابیش همراهی کرده و به مردم ایران خیانت نمایند.

یکی از آن چهره های شاخص که رجوی خیلی به دنبالش بود تا جذب نماید مرحوم استاد شجریان بود که اگر اشتباه نکنم دو یا سه بار از وی درخواست همکاری و همراهی کرده بود، اما هر بار استاد شجریان دست رد به سینه رجوی زده و پاسخش به این درخواست ها منفی بود.

به همین سبب بود که شنیدن صدای استاد شجریان که در مناسبات رجوی تا قبل از این ماجرا ممانعتی نداشت به ناگهان ممنوع و تمام آثار صوتی ایشان که در آن زمان بیشتر نوار کاست بود جمع آوری شده و دیگر از استاد شجریان هیچ آهنگی پخش نشد. علت قلب مملو از کینه و نفرت رجوی بود.

اینکه رجوی و سران فرقه رجوی یک خط در میان در شعارهایشان مدعی دمکراسی و آزادی هستند و از طرفی می گویند که آزادی شعار محوری سازمان شان بوده فقط یک حرف تو خالی و مزخرف است که قبل از همه و بیش از همه رجوی به آن هیچ اعتقادی ندارد.

چرا این را می گویم؟ به دلیل اینکه وقتی استاد شجریان تمایلی ندارد که به درخواست رجوی پاسخ مثبت بدهد به چه دلیل او را طرد و منفور جلوه می دهد؟

به چه دلیل شنیدن صدای استاد شجریان را ممنوع کرده و نگذاشت که کسی به صدای الهام بخش و دل نواز شجریان گوش بدهد؟

بارها این خاطرات را می گفت و عمق کینه اش نسبت به ایشان را برملا می کرد. قطعا که هر کسی به میزان فراخورش عمل می کند و باطن خودش را به نمایش می گذارد، رجوی هم در این ماجرا درون مایه خودش را بیرون ریخت و برای همگان مشخص کرد که به چه میزانی دارای قلبی آکنده از نفرت است.

اما تناقض به وجود آمده را بنگرید، بعد از درگذشت استاد شجریان به ناگهان دیدیم که این فرقه منافق رنگ عوض کرده و در تلویزیون و سایت رسمی خودش به نقل از مریم رجوی مطلبی با عنوان زیر را منعکس نمود: «محمدرضا شجریان استاد برجسته آواز و موسیقی اصیل ایران درگذشت – تسلیت مریم رجوی»

اما در همین  ایام شاهدیم که هر از چند گاهی یک پیامی از مسعود رجوی می آید و حرف هایی به نقل از او بر زبان می رانند که بیشتر قصدشان دادن روحیه و بزرگ نمایی است. ولی آنقدر کینه این حیوان انسان نما نسبت به اطرافیانش زیاد است که حاضر نشد خودش مرگ این استاد بزرگوار را تسلیت بگوید، زیرا کینه شُتُری وی تمامی نداشت هر چند مقام بزرگ استاد آنقدر زیاد است که نیاز به تسلیت چند انسان دون پایه ندارد.

یادداشت از:  بخشعلی علیزاده

انتهای پیام / فراق

لینک به منبع

درگذشت استاد شجریان و تسلیت منافقانه مریم رجوی

***

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشتند تا کشته شوند

قربانیان مریم رجوی خودسوزی ها بدستور مریم رجوی پاریسسخنگوی وزارت خارجه فرانسه: این گروه (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) بشدت غیردموکراتیک و خشن است

قربانیان مریم رجوی خودسوزی ها بدستور مریم رجوی پاریس

قربانیان مریم رجوی خودسوزی ها بدستور مریم رجوی پاریس

قربانیان مریم رجوی خودسوزی ها بدستور مریم رجوی پاریس

همچنین: