هزار در هیچ

هزار در هیچ

تحریریه ایران فانوس، هفدهم اوت 2013: … مسعود رجوی به مناسبت ماه رمضان برای نیروهایش سفره دل را باز کرد و آنان را مورد شماتت و تعیین تکلیف مجدد قرار داد، به چند نکته جالبی اشاره کرد. او در راستای ریزش و فرار نیروها از آلمان و آلبانی و لیبرتی، که اخیراً اتفاق افتاد و جهت تطمیع و تنبیه سایرین، اذعان داشت که من با هزار تن نیروی باقیمانده و خلص که برایم باقی بماند کارم را به پیش می برم و دیگران بروند گورشان را گم کنند …

لینک به منبع

چند روز قبل که مسعود رجوی به مناسبت ماه رمضان برای نیروهایش سفره دل را باز کرد و آنان را مورد شماتت و تعیین تکلیف مجدد قرار داد، به چند نکته جالبی اشاره کرد.

او در راستای ریزش و فرار نیروها از آلمان و آلبانی و لیبرتی، که اخیراً اتفاق افتاد و جهت تطمیع و تنبیه سایرین، اذعان داشت که من با هزار تن نیروی باقیمانده و خلص که برایم باقی بماند کارم را به پیش می برم و دیگران بروند گورشان را گم کنند.

او البته اشاره به گوری نکرد و نخواست اشاره کند که افراد پس از سی سال که عمر و جوانی شان را هدر داده اند، گور واقعی همانجایی است که در آن گرفتار آمده اند.

جالب است که این مورد غریب در مناسبات مجاهدین بی سابقه نیست و در اشکال دیگر و بعضاً عارفانه تر بسیار مطرح شده است.

در جریان انقلاب ایدئولوژیک و مقطع طلاقهای جمعی، مریم قجر، در راستای توجیه ذوب افراد در رهبری، در کنار داستان سیمرغ مثالی را آورد و آن این که، قبیله ای سالها با دیوی می جنگید و دائماً شکست می خورد. تا این که روزی پیر سپیدمویی پیشنهادی به سران قبیله داد. در ابتدا شک و تردید همه را بر انگیخت و سپس سران قبیله به پیشنهاد پیر سپیدموی گوش سپردند. پیرمرد گفت، اگر شما یک به یک به جنگ دیو بروید، شکست خواهید خورد. اما اگر هزار جوان و هزار شمشیر به من بدهید تا آنان را اندرون کوره گدازانی ذوب کرده و تبدیل به یک مرد و یک شمشیر بکنم و به جنگ دیو بفرستم، حتماً پیروز خواهیم شد. سران قبیله و مردم پیشنهاد پیرمرد را قبول کرده و سپس هزار جوان و هزار شمشیر را داخل کوره گدازانی کرده و بدل به یک مرد و یک شمشیر کرده و با آن به جنگ دیو رفته و دیو را از پای در آوردند.

در انقلاب ایدئولوژیک، چنین چیزی از نیروها خواستند و نیروها بنا بر آنچه که شنیده بوده باور داشتند، هر آنچه که داشتند از زن و فرزند و همسر و عمر و جوانی و نفس و عشق و عاطفه و غیره را در طبق سالوس گذاشته و نثار رهبرانشان کردند تا بنا به گفته آنان، از هزار زن و مرد و هزار شمشیر، یکی به نام مسعود رجوی بیرون بیاید که خود به تنهایی پهلوان پهلوانان آرش زمان و مریم قجر چون ملکه رهایی زنان، کار مبارزه با دیو را به پیش ببرند و کاری به نیروها که دیگر چیزی برایشان باقی نمانده تا در جنگ با دیو به کار ببرند، نداشته باشند.

در همان ایام یکی از اعضای شورا به نام مهدی سامع که به قول خودش در رجوی ذوب شده بود و برای تشویق دیگران، داستان ذوب را این چنین تعریف کرد، اگر همه اعضای شورا رجوی باشند و خود رجوی در راس شورا نباشد، این شورا به پیش نمی رود.

بعداً پیشروی شورا را هم ما و هم خود مهدی سامع دیدند.

داستان ذوب اعضاء مجاهد و حتی اعضای شورا را در رجوی به عنوان پهلوان پهلوانان آرش زمان، بارها دیده و شنیدیم. حالا هم پس از گذشت بیست و سی سال از این همه داستان و داستانسرایی، نیروها فاقد انگیزه و توان جنگ و ادامه اسارت هستند که این هم بر رجوی و هم بر نورچشمان و اطرافیانش معلوم و هویدا گشته است. آنان در این میان قانونی و رازی را فراموش کرده اند.

در جهان بیرون، هم برای انسان و طبیعت و کائنات و جوامع، قوانین سفت و سخت و خارج از ذهن آدمهای خیالباف و متوهم، وجود دارد. مثل قانون جاذبه و بقاء و غیره.

یک سرباز به این امید می جنگد که پس از دو سال جنگ، امیدی به بقاء و آزادی دارد. یک اسیر که تا ابد اسیر است، برای کدام بقاء و آزادی بجنگد؟ نیاکان ما قبل از این برای چه و چه و چه بجنگند و تلفات بدهند، بیشتر از همه برای بقاء و آزادی شان جنگیده و تلفات دادند.

البته اگر رهبران مجاهدین خدمت مجاهدی و شورایی را دو ساله و اعضاء را جنگی می خواستند، هم اکنون جز یک زن و مرد باضافه یک خروار دلار، کسی باقی نمی ماند. چون جنگ برای آزادی، از مجرای اسارت نمی گذرد.

داستان ذوب هم که هزار شمشیر و سیمرغ و مهدی سامع فرموده است، زمانی تاثیر و کارایی داشت که مردم به علم ریاضی و ماوراء الطبیعه آشنایی نداشتند. امروز همه می دانند که هزار در هیچ، حاصلش هیچ است، اما هزار در یک، حاصلش هزار است.

رهبری که خود و بنا به دستاورد امروزش، هیچ است، هزار که سهل است، همه آدمها و اعداد را به او اضافه کنند، النهایه همین می شود که امروز در آن قرار دارد و همه ظاهراً حاضرند، الا او غایب است. این یعنی هیچ و دوباره هم هیچ.

تحریریه ایران فانوس

همچین:

فراز و فرودی دیگر

2013/08/05 by

تحریریه ایران فانوس، پنجم اوت ۲۰۱۳: …  ابتکار این تحقیق و تفحص و الباقی امور را اعضای داخلی مجاهدین به انجام رسانده اند. البته در میانه راه اعضای به نامی چون هدایت الله متین دفتری و غیره، از شورای رجوی جدا شدند، ولی مورد آقایان کریم قصیم و محمدرضا روحانی و اسماعیل یغمایی و ایرج […]

توپخانه چند منظوره

2013/08/01 by

تحریریه ایران فانوس، اول اوت ۲۰۱۳: … افشاگری و روشنگری توسط مخالفین و جداشده های مجاهدین، سابقه طولانی دارد. طی سی سال اخیر، از پرویز یعقوبی گرفته تا سعید شاهسوندی و تا اخیراً خانمها، بتوال سلطانی و زهرا میرباقری و نسرین ابراهیمی و آقایان، کریم قصیم و محمدرضا روحانی و اسماعیل یغمایی و ایرج مصداقی، […]

مثلث گسسته

2013/07/22 by

تحریریه ایران فانوس، بیست و یکم ژوئیه ۲۰۱۳: … از این پس هیچ معلم و شاگردی قادر نخواهد بود، اضلاع گسسته این مثلث را به هم ربط دهد. کار هیچ بشری نیست. کار از جایی که باید خراب شد. مثلثی که تا چندی پیش به هم وصل و نمایی ظاهراً یک شکل داشتند، بر اثر […]

جرقه ای که شعله نخواهد شد

2013/07/18 by

تحریریه ایران فانوس، هفدهم ژوئیه ۲۰۱۳: … رهبران مجاهدین به ویژه مریم و مسعود رجوی، تا انتهای مدت دولت احمدی نژاد، صبر کردند تا جنگی اتفاق افتد که نیافتاد. از آن پس خاطرجمع شدند که جنگی مابین غرب و ایران، اتفاق نخواهد افتاد. بهار صلح آمیز ایرانی به معنای واقعی کلمه در شرف اتفاق است. […]


(Massoud Rajavi and Saddam Hussein)