هشتم مارس، روز جهانی زنان برای برابری

هشتم مارس، روز جهانی زنان برای برابری

Women's day Mojahedin Khalq Rajavi cult 3کریم غلامی، ایران فانوس، نهم مارس 2017:… یکی از تاسف بارترین این سوء استفاده ها از روز جهانی زنان، توسط مجاهدین خلق صورت می گیرد. مجاهدین که دارای سابقه طولانی در سرکوب و استثمار زنان در درون فرقه مجاهدین هستند، این روز را جشن می گیرند و مریم رجوی در این روز برای زنان ایران اشک تمساح می ریزد، در حالی که در درون تشکیلات فرقه مجاهدین … 

روز زن مجاهدین خلق فرقه رجوی نقض حقوق بشرهشتم مارس وبزرگداشت زنانی که غریبانه و بی صدا در بیابانهای اشرف کشته و دفن شدند

هشتم مارس روز جهانی زن یادواره ی تمام زنان مظلوم دنیاست

لینک به منبع

هشتم مارس، روز جهانی زنان برای برابری

کریم غلامی

کریم غلامی

 جشن 8 مارس یکی از بزرگترین جنبش های سیاسی و اجتماعی جامعه بشری است که اهمیت بسیار بالایی دارد. 8 مارس، روز جهانی زنان که در گذشته روز جهانی زنان کارگر نامیده می شد. تمرکز این جشن بر بزرگداشت و دفاع از حقوق زنان، قدردانی، عشق به زن و برگزاری جشنی برای دستاوردهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زنان است. این روز، به عنوان یک رویداد سیاسی و بعضا سیاسی سوسیالیستی در میان احزاب سوسیالیست کشورهای مانند آمریکا و آلمان و اروپای شرقی، آغاز شد. با گذشته زمان این روز از محتوای اصلی خود یعنی یک رویداد سیاسی، خارج شد و تبدیل به یک جشن برای دفاع از حقوق زنان و قدردانی از آنها در زمینه های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی است.

در گذشته کشور آلمان یکی از اصلی ترین کشورهایی بود که به این جنبش دوام و قوام می داد، اما متاسفانه امروزه بسیاری از مردم آلمان حتی نمی دانند که 8 مارس روز جهانی زن است و بعضی از آنها فکر می کنند که جنبش 8 مارس یک جنبش کمونیستی است. در سال ۱۹۱۴ برگزاری روز زن در آلمان به حق رای زنان اختصاص داده شد که البته زنان آلمانی تا سال ۱۹۱۸ این حق را به دست نیاوردند. متاسفانه در بسیاری از کشورها بخصوص کشورهای اسلامی نیز روز 8 مارس به عنوان یک جنبش سیاسی اجتماعی جایی ندارد هر چند در ایران بعضا زنان ایران تلاش می کنند که این روز را جشن بگیرند.

با این حال در سال 1977 روز 8 مارس توسط سازمان ملل به عنوان روز حقوق زنان و صلح بین المللی به رسمیت شناخته شد.

انتخاب روز هشتم مارس به عنوان روز زن بخاطر مبارزه زنان کارگر فابریکه نساجی کتان شهر نیویورک آمریکا در سال 1857 بر می گردد. شرایط کاری سخت و غیر انسانی با دستمزد کم کارگران زن نسبت به مردان در یک کار یکسان، زنان را وادار به مبارزه علیه این بی عدالتی به شکل سازمان یافته و منظم نمود. در این روز کارگران نساجی زن در یک کارخانه بزرگ پوشاک برای اعتراض علیه شرایط بسیار سخت کاری و وضعیت اقتصادیشان، دست به اعتصاب زدند. 50 سال بعد در 8 مارس سال 1908 زنان کارخانه نساجی کتان در شهر نیویورک به منظور گرامیداشت این خاطره دست به اعتصاب زدند. صاحب این کارخانه به همراه نگهبانان به منظور جلوگیری از رشد و همبستگی سایر کارگران با جنبش این زنان را در محل کارشان محبوس و کارخانه را آتش زدند. فقط تعداد کمی از زنان توانستند از این حادثه جان سالم به در ببرند و در این میان 129 زن کارگر در آتش سوخته و جان خود را از دست دادند.

یک سال بعد در 28 فوریه سال 1909 اولین مراسم روز زن در نیویورک برگزار شد. این مراسم برای یادبود اعتصاب زنان در سال 1908 صورت گرفت. پس از انقلاب اکتبر روسیه و تشکیل اتحاد جماهیر شوری، این روز را یک روز رسمی اعلام کردند. در سال 1965 این روز تعطیل رسمی اعلام شد(احتمالا به این دلیل در آلمان و بسیاری دیگر از کشورها فکر می کنند که 8 مارس یک جنبش کمونیستی است). در کشورهای غربی، روز جهانی زن اولین بار بعد از سال 1977 به رسمیت شناخته شد، در این سال در مجمع عمومی سازمان ملل روز 8 مارس را به عنوان روز سازمان ملل برای حقوق زنان و صلح جهانی نامیدند.

روز 8 مارس، روز جهانی زنان، دیگر رنگ و بوی اصلی خود را از دست داده است زیرا روز زن یک جنبش سیاسی اجتماعی زنان کارگر برای لغو تبعیض جنسی است. طی گذشت سالیان این جنبش بازیچه دست بسیاری شده است. از اتحاد جماهیر شوری سابق، چه امروز که در بسیاری از کشورها این روز را به عنوان قدر دانی از زنان می دانند.

یکی از تاسف بارترین این سوء استفاده ها از روز جهانی زنان، توسط مجاهدین خلق صورت می گیرد. مجاهدین که دارای سابقه طولانی در سرکوب و استثمار زنان در درون فرقه مجاهدین هستند، این روز را جشن می گیرند و مریم رجوی در این روز برای زنان ایران اشک تمساح می ریزد، در حالی که در درون تشکیلات فرقه مجاهدین زنان بسیاری توسط مسعود رجوی مورد تجاوز قرار گرفته و رحم آنان از بدنشان خارج شده است. اگر نگاهی به لیست جنایت سالیان مجاهدین نسبت به زنان بیاندازیم، خواهیم دید که مریم رجوی و مسعود رجوی زن ستیز ترین دیکتاتورهای جهان هستند.

ـ حجاب اجباری در درون تشکیلات، در حالی که خود ادعای آزادی پوشاک دارند و دولت ایران را محکوم به حجاب اجباری برای زنان می کنند.

ـ بیگاری زنان در گرمای سوزان عراق بدون پرداخت کوچکترین دستمزدی به آنها (برده داری نوین)

ـ گرفتن کودکان از مادران بخصوص در سال 1991.

ـ سرکوب و زندانی و شکنجه کردن زنان بخاطر عشق ورزیدن.

ـ سرکوب عواطف زنانه و مادرانه زنان تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک.

ـ محروم کردن زنان از داشتن کودک.

ـ طلاق های اجباری.

ـ زنان را مجبور می کردند که در جمع سایر زنان دیگر خود را „فاحشه“ و „گناهکار“ بنامند.

ـ تجاوز مسعود رجوی به زنان تحت عنوان عضویت آنها در شورای رهبری مجاهدین.

ـ خارج کردن رحم زنان از بدنشان.

ـ به کشتن دادن هزاران زن و فرستادن آنها به میدان جنگ با کمترین آموزش های نظامی.

می توان به این لیست صدها مورد دیگر اضافه کرد، اما به همین چند مورد می توان بسنده کرد که در درون تشکیلات مجاهدین چه سرکوب ظالمانه ای نسبت به زنان صورت می گیرد. باشد روزی که زنان ایران و جهان به حقوق انسانی و حقیقی خود دست یابند.

„پایان“

تصاویری از زنان کارگر در جهان

کار زنان در رختشوی‌خانه، سال 1905

زنان کارگر که در معادن بلژیک کار می‌کنند، حدود 1915 میلادی

سه تن از زنان کشاورز در مزارع «سم» درشمال فرانسه، حدود 1917 میلادی

زنان در حال کار در کارخانه موتورسازی «لینگلن» در «دیترویت»، سال 1918

زنان در جریان جنگ جهانی اول در کارخانه مهمات‌سازی شیکاگو، سال 1914

زنان در یک کارگاه آسیاب آرد در انگلستان، سال 1918

زنان در اداره نیروی دریایی در «بروکلین» امریکا

زنان عضو ارتش آمریکا در جنگ جهانی اول

یک زن در حال جارو کردن خیابان در آلمان

از چپ به راست: «نلی براون»، «لوسیا مک کالیک»، «ماری برین» و «فلورنس هیج» چهار تن از زنان دانشمند آمریکایی در آزمایشگاه

زنان لباس‌های سربازان جنگ جهانی اول را می‌دوزند، سال 1917

زنان کارمند در آمریکا

سه تن از فعالان حقوق زنان در مقابل ساختمان کنگره آمریکا طوماری برای حق رای در دست گرفته‌اند، ژوئن 1917

*** 

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003نگاهی به جایگاه زنان در تشکیلات مجاهدین – به بهانه روز جهانی زن

جنایات داعش و مجاهدین یکی است؛ آتش زدن انسانها توسط رجوی و بغدادی

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیگرامیداشت زنان در روز جهانی زن

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقنامه سرگشاده به خانم ها سوزانا کلاین و کارولاین هاوارت، خیریه “زنان در جهان”

روز زن مجاهدین خلق فرقه رجوی شورای ملی مقاومت ایرانمصاحبه با خانم مریم سنجابی به مناسبت روز جهانی زن

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28684

پاسخ به یک پرسش، آیا مسعود رجوی مرده است؟ 

 Maryam Rajavi news of Massoud Rajavi deathکریم غلامی، ایران فانوس، چهارم مارس ۲۰۱۷:… سعود رجوی مرحوم به لحاظ فیزیکی زنده و یا مرده باشد اهمیت چندانی ندارد، اگر حتی مسعود رجوی بطور فیزیکی زنده باشد، مرده متحرکی بیش نیست. هر چند که اطلاعات کافی در رابطه با گذشته مسعود رجوی در دسترس نیست. تا قبل از سال ۱۳۵۱ را نمی توانم نظری بدهم. ولی این را می توانم بطور دقیق بگویم که … 

https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

لینک به منبع

پاسخ به یک پرسش، آیا مسعود رجوی مرده است؟

کریم غلامی، ایران فانوس، ۰۴٫۰۳٫۲۰۱۷

جاندار یا اَندامگان، به‌معنای یک سامانه‌ی زنده و پیچیده از اعضاست که با تأثیرشان بر یکدیگر، امکان سازگاری با محیط و تضمین بقا و پایداری کلّ آن موجود زنده را فراهم می‌کنند. موجودات زنده با عامل‌های زیر، از غیرزنده‌ها متمایز می‌شوند برای اینکه ذهن همه ما با هم یکی باشد، تعریف کلی موجود جاندار و زنده را می آورم

پاسخ به محرک

تولید مثل

رشد

بقا و ترمیم خود

تنفس

شاید بپرسید که چرا من تعریف یک موجود زنده را آورده ام. در واقع می خواهم به یک پرسش عمومی که معمولا از من می شود، پاسخ بدهم. پرسش این است که آیا مسعود رجوی زنده است یا مرده؟ هر چند این مسئولیت من و بقیه جدا شده ها نیست که به این پرسش پاسخ بدهند. ولی از آنجایی که سران مجاهدین خود را خدا می دانند و به هیچ کس پاسخگو نمی دانند، طبق معمول ما مجبور هستیم که ابهامات موجود در مجاهدین را به دیگران شرح دهیم

من این را می توانم بگویم، مسعود رجوی مرحوم به لحاظ فیزیکی زنده و یا مرده باشد اهمیت چندانی ندارد، اگر حتی مسعود رجوی بطور فیزیکی زنده باشد، مرده متحرکی بیش نیست. هر چند که اطلاعات کافی در رابطه با گذشته مسعود رجوی در دسترس نیست. تا قبل از سال ۱۳۵۱ را نمی توانم نظری بدهم. ولی این را می توانم بطور دقیق بگویم که مسعود رجوی مرحوم در سال ۱۳۵۱ در جریان خیانت و پشت کردن به بنیانگذاران سازمان مجاهدین و هم رزم های خود در زندان، بطور انسانی مرد و شروع به فاسد شدن کرد و هر فردی که به مسعود رجوی نزدیک شد، مانند او بطور انسانی مرد و فاسد شد

اگر پنج عامل موجود زنده( پاسخ به محرک، تولید مثل، رشد، بقا و ترمیم خود، تنفس) را در رابطه با مسعود رجوی مرحوم در نظر بگیریم، خواهیم دید که در تمامی موارد پاسخ منفی خواهد بود. پاسخ به محرک، این اصلی ترین عامل است که نشان می دهد مسعود رجوی مرحوم یک موجود زنده نیست، بلکه او با یک تکه سنگ یا بهتر بگویم یک حیات مرده و فاسد شده نیست. عدم ارتباط مرحوم و سران سازمان با جامعه ایران و پاسخگو نبودن آنها در قبال مردم ایران و پرسش های آنها(محرک) نشان از نبود „زنده“ در مسعود رجوی مرحوم و سازمان مجاهدین است. عامل های دیگر مانند تولید مثل و رشد و بقا و غیره، را تک به تک می توان توضیح داد، ولی بطور کلی به آن پاسخ می دهم

ـ تلاش گسترده فرار اعضای سازمان در رده های تشکیلاتی مختلف

ـ تبدیل یک سازمان به یک فرقه فاسد و ضد انسانی طی ۴۰ سال

ـ تحلیل نیرو در سازمان مجاهدین در عوض رشد و گسترش نیرو

ـ عدم ارتباط با جامعه ایران و جهان

ـ دزدی و چپاول دارایی های سازمان در راس سازمان مجاهدین بخصوص مسعود و مریم رجوی

ـ سرکوب و شکنجه و زندانی و حتی بعضا سر به نیست کردن اعضای ناراضی در درون تشکیلات مجاهدین

ـ عدم ارتباط اعضای سازمان مجاهدین با دنیا که آنها را به غارنشینانی تبدیل کرده است، چنانکه اکثریت اعضای سازمان مجاهدین حتی با چیزی به نام موبایل ناآشنایند. مجاهدین ۴۰ سال است که راه „تنفس“ خود را بسته اند

ـ بجای جنگیدن با دشمن واقعی مردم ایران، نوک جنگ را به درون تشکیلات مجاهدین برگرداندند و وقتی که جای دشمن را خانواده های اعضای مجاهدین میگیرند، این ارگان دیگر امکان رشد و تولید مثل و ترمیم خود را ندارد

البته می توان صدها دلیل دیگر آورد که این ارگان بخصوص سران آن دیگر به عنوان موجود „زنده“ شناخته نمی شوند. زنده و یا مرده بودن مسعود رجوی مرحوم، دیگر اهمیتی ندارد. دیگر او جایی در کنار و آینده مردم ایران ندارد. فقط او تفاله است که توسط قدرت های بیگانه و دشمن مردم ایران مورد استفاده و استعمال قرار می گیرد

„پایان“

*** 

مریم رجوی به خبر مرگ مسعود رجوی گوش میدهداعلام مرگ مسعود رجوی درست پس از شعارهای مریم عضدانلو و مدعوینش در ستایش رهبرشان

مرگ مسعود رجویGrand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

Linda-Chavez-Ingrid-Betancourt-Mojahedin_Khalq_MEK_terrorists

Rajavi resorts to bargain basement speakers in Albania (Ingrid Betancourt, Linda Chavez, Wesley Martin …)

لیندا چاوز، اینگرید بتانکورت ولزلی مارتین مواجب بگیران دست سوم فرقه تروریستی رجوی

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 2Wesley Martin at a paid gathering of Mojahedin Khalq Rajavi cult promoting Saddam’s Private Army

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28375

مجاهدین بخصوص رهبران آنها به دلیل پاسخگو نبودن جایی در ایران آزاد و دمکراتیک ندارند 

 mujahedin_khalq_iraq_20162کریم غلامی، ایران فانوس، هشتم فوریه ۲۰۱۷:… یک مطلب تحت عنوان „زوزه‌های وحشت اطلاعات آخوندی از قدرت و پیشروی روزافزون مجاهدین“، باور کنید من هم مثل شما از تیتر این مطلب خنده ام گرفت „قدرت و پیشروی روز افزون مجاهدین“ به نظر من باید این تیتر را به عنوان خنده دارترین جمله سال انتخاب کرد. بگذریم هر چند مجاهدین در اوهام و توهم های خودشان … 

از بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدینمسعود رجوی، حاضر یا غایب

خروج عراق و سقوط در واشنگتناز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

لینک به منبع

مجاهدین بخصوص رهبران آنها به دلیل پاسخگو نبودن جایی در ایران آزاد و دمکراتیک ندارند

کریم غلامی، ایران فانوس، ۰۸٫۰۲٫۲۰۱۷

 یکی از دلایلی که فرقه مجاهدین لایق اعتماد مردم و حکومت در ایران نیستند، غیر مسئول بودن آنها است. اولین گام در راستای دمکراسی، پاسخگو بودن همه افراد اعم از اینکه در چه مقام دولتی و کاری قرار داشته باشند. این پاسخگو بودن را می توان در بعضی از کشورها دید. مقام های کشوری به مردم کشورشان در رابطه با همه مسائل توضیح می دهند و یا از اشتباه هات خودشان پوزش می خواهند و یا حتی بعضا استعفاء می دهند. به یاد ندارم که حتی در یک مورد مسئولین سازمان مجاهدین در رابطه با حتی یک مسئله مهم، توضیح دهند و پاسخگو باشند. یکی از اصلی ترین سئوال هایی که از مجاهدین می شود، مسعود رجوی کجا است؟ آنها حتی در رابطه با „مرحوم“ شدن او نیز توضیح نمی دهند که آیا او زنده است و یا مرده است.

یکی از نگرانی های همه، وضعیت اعضای مجاهدین در آلبانی است. یکی از سئوال های اساسی همه از سازمان مجاهدین، این است که با اعضای خود در آلبانی می خواهید چکار کنید؟ خط کاری شما در آینده چیست؟ بعد از بسته شدن پرونده عراق، چگونه می خواهید به مبارزه خود ادامه بدهید؟ مجاهدین نه تنها هیچ پاسخی نمی دهند، بلکه لمپن مزدوران خود مانند „پرویز خزایی“ را به میدان می فرستند تا با فرهنگ کثیف و عقب مانده مجاهدین، به فحاشی بپردازند.

در وب سایت های مجاهدین در هر زمینه ای که بخواهید می توانید مطلب پیدا کنید، حتی مطلب در رابطه با کشورهایی که نام آن بجز مردم همان کشور، به گوش هیچ کس دیگری نرسیده است. مجاهدین در رابطه با همه چیز و همه کس، می نویسند و حتی موضع می گیرند. از جزیره های ژاپن گرفته تا یک روستا در یک گوشه آفریقا و یا یک فرد در آمریکای جنوبی. البته این دجالیت مجاهدین است که از همه چیز و همه جا بنویسند تا از خود حتی یک کلمه ننویسند. مجبور بودم که از کلمه دجالیت استفاده بکنم، هر چه گشتم تا کلمه مناسبی پیدا بکنم تا وضعیت مجاهدین را توضیح بدهد، متاسفانه پیدا نکردم. به یکی از نمونه مطلب هایی که می توان در سایت مجاهدین پیدا کرد، اشاره می کنم.

یک مطلب تحت عنوان „زوزه‌های وحشت اطلاعات آخوندی از قدرت و پیشروی روزافزون مجاهدین“، باور کنید من هم مثل شما از تیتر این مطلب خنده ام گرفت „قدرت و پیشروی روز افزون مجاهدین“ به نظر من باید این تیتر را به عنوان خنده دارترین جمله سال انتخاب کرد. بگذریم هر چند مجاهدین در اوهام و توهم های خودشان تلاش می کنند که هر اتفاقی در این دنیا را به „قدرت و پیشروی روز افزون“ خودشان ربط بدهند، باور کنید که مجاهدین تلاش می کنند که پر زدن یک مگس را هم به خودشان ربط بدهند. اگر به این مطلب توجه کرده باشید، خواهید دید که مجاهدین تلاش کرده اند که با چسباندن کلمات به یکدیگر از یک مقاله برای خودشان پیروزی درست بکنند:

„سازمان مجاهدین به دنبال… تغییر نظام و حذف ولایت‌فقیه در ایران…» است؛ «در پی افشای این موضوع، رسانه‌ها، گزارش‌هایی را در این زمینه منتشر کردند و این مسئله سرآغاز بحرانی بزرگ شد… درهرحال نتیجه… تصویب چندین قطعنامه و تحریم با تأثیرات بسیار مخرب… بود؛ که همچنان تداوم دارد

در هر حال اولین شاخص یک حکومت دمکراتیک، پاسخگو بودن دولت به مردم است. این راه از طریق پارلمان و مطبوعات و سایر ارگان ها پیگیری می شود. وقتی مجاهدین حتی حاضر نیستند در رابطه با ابتدایی ترین مسائل توضیح بدهند و با پرخاشگری و سرکوب و فحاشی پاسخ می دهند، آنها چیزی نیستند جزء یک دیکتاتوری که برای ایران می خواهند. در نتیجه، مجاهدین کمترین صلاحیتی در ایران آینده و آزاد و دمکراتیک ندارند

„پایان“

*** 

Trump’s MEK version of events won’t secure victory against Iran, lets ISIS off the hook

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28165

آیا مرگ رفسنجانی موجب سرنگونی رژیم ایران می شود؟ نگاهی به تحلیل های مجاهدین به نام “دوران سرنگونی”ا 

rafsanjani_beheshti_rajavi_3کریم غلامی، ایران فانوس، بیستم ژانویه ۲۰۱۷:… بر اساس همین تئوری، مسعود رجوی حساب زیادی روی مرگ خمینی باز کرده بود و فکر می کرد که با مرگ خمینی رژیم ایران سرنگون خواهد شد و مجاهدین خواهند توانست در خیابان های تهران رژه بروند. خمینی سال ۱۳۶۸ مرد و نه تنها حکومت ایران سرنگون و متزلزل نشد، بلکه مستحکم تر از قبل شد. رفسنجانی که در دوران خمینی نفر شماره … 

rafsanjani_beheshti_rajavi_3چند مطلب دیگر مرتبط با فوت آیت الله رفسنجانی و جست و خیزهای عصبی رجوی در خروجی های عربستان و اسرائیل

از بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدینشاهزاده سعودی مرگ مسعود رجوی را در پاریس اعلام کرد ولی جسد وی مفقود است

لینک به منبع

آیا مرگ رفسنجانی موجب سرنگونی رژیم ایران می شود؟

نگاهی به تحلیل های مجاهدین به نام “دوران سرنگونی”

مجاهدین خلق به دلیل قطع ارتباط خود با جامعه ایران، از شرایط جامعه ایران و موقعیت سیاسی و اجتماعی آن، کاملا بیگانه هستند. وقتی می گویم قطع ارتباط، بی دلیل نیست بطور مثال اصلی ترین برنامه های مجاهدین، جلساتی است که آنها سالیانه برگذار می کنند، مانند(۱۷ ژوئن)، سخنرانان تماما غیر ایرانی و شرکت کننده ها عمدتا غیر ایرانی و ایرانی هایی که در این جلسات شرکت می کنند، همگی به بهانه مسافرت به فرانسه و هتل و غذا رایگان شرکت می کنند.

اگر سران سازمان مجاهدین و حتی مریم رجوی در یک رابطه مینیموم با مردم بودند، ولی مرحوم مسعود رجوی بطور کامل از مردم و جامعه قطع بود(بی سوادی و نان به نرخ روز خوردن و فرصت طلبی های او به کنار) تا کنون به یاد ندارم، تحلیل و راه کار و خط کارهایی که می داد یکی، حداقل یکی از آنها به ثمر رسیده باشد و یا درست باشد. از آنجایی که مسعود رجوی خود را محور عالم می دانست و نبود او موجب به هم ریختن تعادل کل جهان می شود، بر اساس همین استدلال خودش فکر می کرد که با نبود سران و شخصیت های یک دولت آنها نیز رو به فروپاشی خواهند رفت.

بر اساس همین تئوری، مسعود رجوی حساب زیادی روی مرگ خمینی باز کرده بود و فکر می کرد که با مرگ خمینی رژیم ایران سرنگون خواهد شد و مجاهدین خواهند توانست در خیابان های تهران رژه بروند. خمینی سال ۱۳۶۸ مرد و نه تنها حکومت ایران سرنگون و متزلزل نشد، بلکه مستحکم تر از قبل شد. رفسنجانی که در دوران خمینی نفر شماره دوم بود و حتی مدتی نیز به عنوان فرمانده کل قوا منصوب شد، بعد از مرگ خمینی نیز هشت سال رییس جمهور بود. اینکه رفسنجانی یک شخصیت بسیار مهم و کلیدی بود، ولی پایه های دولت ایران بر روی فرد بنا نشده است. چنانکه تاریخ نشان داد، مرگ خمینی تاثیر نگذاشت. عملا رفسنجانی هیچ نقشی در حاکمیت نداشت. بر عکس تحلیل های مجاهدین او „سوپاپ اطمینان“ نبود.

در بخشی از متن تحلیل مجاهدین چنین آمده است:

„هویت و جایگاه یگانه رفسنجانى در دو دهه گذشته، اساساً در رابطه با نقش آخر- بعنوان سوپاپ اطمینان در داخل و محلل براى غرب، در جهت از صحنه خارج کردن گزینه سرنگونى بعنوان راه حل براى معضل رژیم شکل و معنا یافته. یعنى اینکه منهاى این نقش آخر، دیگر رفسنجانى، رفسنجانى نمى بود. از این زاویه است که نبود رفسنجانى در دوران سرنگونى، که رژیم در محاط بحرانهاى مرگ آور اسیر و گرفتار است بیش از همیشه محسوس و جبران ناپذیر است.“

هر کسی که کمترین آگاهی از وضعیت سیاسی ایران داشته باشد، پرت و پلا بودن این متن را می تواند بفهمد.

سازمان مجاهدین که به مرحوم مسعود رجوی وابسته بود، حتی بعد از مرحوم شدن او از سال ۲۰۰۳ به بعد از فرقه هنوز در حال نفس کشیدن است، دیگر چه برسد به دولت به فرد وابسته نیست، هر چند که یک فرد می تواند تاثیر خیلی کیفی در آن به وجود بیاورد. تحلیل های مجاهدین چیزی نیست جزء هذیان گویی های پایان عمرشان.

„پایان“

*** 

بهزاد علیشاهی: آقای رجوی کجای معادله سرنگونی ایستاده؟ درباره پیام مسعود رجوی خطاب به خامنه ای و رفسنجانی

آیت الله رفسنجانی، طالقانی، منتظری در گذشت رفسنجانی و نگاهی به اراجیف مریم رجوی در این رابطه

مرگ مسعود رجویGrand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27991

مجاهدین خلق (فرقه رجوی)، یک سازمان انقلابی و یا شرکت تولیدی 

 کریم غلامی، ایران فانوس، هشتم ژانویه ۲۰۱۷:… شکل دیگری از تولیدات شخصیت در سازمان مجاهدین، تولید مبارز و یا زندانی مقاوم بود. البته بارها این موضوع به یک افتضاح برای مجاهدین تبدیل شد. یکی از این موارد معصومه ملک(مرجان) بود. او در جریان خمپاره باران های تهران، شرکت داشت و در شهر ارومیه دستگیر شد. کمدی تلخ این داستان آنجا است که مجاهدین از … 

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsمهدی خوشحال: تبخیرشدگان فاز تهاجم سیاسی

لینک به منبع

مجاهدین، یک سازمان انقلابی و یا شرکت تولیدی

 از اولین روزهایی که وارد تشکیلات سازمان مجاهدین شدم، پرونده سازی و شخصیت سازی از اولین مسائل متناقضی بود که توجه من را به خودش جلب کرد. همانطور که در علم و تحصیل داشتن دکتری و مهندسی نیازمند به تحصیل و دانشگاه و سخت کوشی است، در مسائل دینی، آیت الله شدن هم نیازمند تحصیلات حوضه ی علمیه است. روزهای اولی که وارد سازمان شدم، وقتی که نام „آیت الله گنجه ای“ را شنیدم خیلی تعجب کردم که چطور تا قبل از آن نام او را نشنیده بودم. برای همین شروع کردم به تحقیق کردن. بعدها متوجه شدم که او یکی از آخوندهای هوادار سازمان بوده که مجاهدین او را به فرانسه منتقل کرده اند و در حالی که او عضو مجاهدین بود، مجاهدین او را به عنوان یک فرد غیر مجاهد عضو شورا جا زدند. تولید مدرک و شخصیت سازی در سازمان مجاهدین یک موضوع بنیادی است، مسعود رجوی مرحوم که یک فرد بیسواد و ترسو بود و به همرزمان خودش خیانت کرد، تا از اعدام رهایی پیدا بکند، تبدیل به یک رهبر „بی بدیل“ شد. 

به نظر من یکی از کثیف ترین کارهای مرحوم مسعود رجوی، نسبت دادن کتاب „راه حسین“ به خودش بود. کتاب „راه حسین“ داستان عامیانه ای که همه کس در رابطه با زندگی امام سوم شیعیان و واقعه کربلا می دانند نوشته شده است. این کتاب توسط سعید محسن یکی از سه بنیانگذاران سازمان مجاهدین نوشته شده است. این کتاب دارای هیچ ارزش هنری خاصی نیست بلکه تنها ارزش این کتاب برای سازمان مجاهدین، تئوریزه کردن مبارزه مسلحانه است. این کتاب پیش از اعدام بنیان گذاران سازمان مجاهدین به نام سعید محسن به ثبت رسیده بود. از آنجایی که این کتاب در درون تشکیلات مجاهدین دارای ارزش معنوی داشت، مریم رجوی در یکی از نشست های درون تشکیلاتی مجاهدین مطرح کرد که کتاب „راه حسین“ توسط مسعود رجوی نوشته شده است و از آنجایی که می خواستند این کتاب اعتبار داشته باشد، به اسم سعید محسن انتشار پیدا کرد. البته اینجا مریم رجوی یک گاف بزرگی داد، این حرف مریم رجوی به این معنی است که مسعود رجوی قبل از سال ۱۳۵۷ و بعد از آن هیچ اعتباری نزد مردم ایران نداشته است. 

یکی دیگر از کارهای کثیف مجاهدین، تولید سند و نوشته به اسم اعضای خودش و منتشر کردن آن است.

بارها در درون تشکیلات مجاهدین با این موضوع روبرو بودیم که اعضای مجاهدین متوجه شده اند که سازمان مجاهدین با خانواده آنها به اسم آن فرد نامه نگاری کرده اند و از خانواده آنها پول و امکانات دریافت کرده اند.

شکل دیگری از این سند سازی برای اعضای سازمان تولید اعتراف نامه و یا تعهد نامه به نام اعضای جدا شده از سازمان و انتشار آنها است.

در سایت „ایران افشاگر“ یکی از سایت های رسمی سازمان مجاهدین، شما می توانید نامه و یا مقاله های بسیاری به اسم اعضای مجاهدین پیدا بکنید. از آنجایی که اعضای مجاهدین در عراق (سابقا) هیچگونه دست رسی به اینترنت و سایر رسانه های جمعی نداشتند، سازمان مجاهدین می توانست نامه و یا مقاله، بهتر بگویم فحش نامه به اسم اعضای خودش منتشر بکند. موارد بسیاری بوده که یکی از اعضای مجاهدین از دست مجاهدین جدا شده و با خانواده خود تماس گرفته است، خانواده او ابتدا به سردی با او رفتار کرده اند وقتی آن فرد جدا شده دلیل آن را جویا می شود، پی می برد که سازمان مجاهدین فحش نامه هایی به اسم او در رسانه های خود (مانند ایران افشاگر) منتشر کرده اند که در آن، آن فرد به خانواده خود فحش داده و آنها را مزدور نامیده است.

یک شکل دیگر از این تولید مدرک انتشار نامه هایی به اسم مردم و شیوخ عراق بوده. این نامه ها، توسط اعضای عرب زبان سازمان مجاهدین نوشته می شد و با امضاء و سر برگ آن شیخ و یا بنیاد عراقی منتشر می شد. تولید امضاء، یکی دیگر از این موارد بود، مجاهدین هر چند وقت یکبار امضاء های میلیونی از مردم عراق منتشر می کردند که هرگز مردم عراق در این امضاء گیری شرکت نداشتند بلکه این کاغذها توسط کارمندهایی که مجاهدین استخدام می کردند، تولید می شد. به سختی می توان گفت که از هر یک هزار امضاء، یک امضاء واقعی باشد. 

همانطور که مجاهدین یک آخوند را به عنوان آیت الله معرفی می کنند، بسیاری از دکتر و مهندس های سازمان هم در همین رتبه هستند، یعنی بخشی از تولیدات سازمان مجاهدین هستند. در این مورد می توان به مهندس مریم رجوی نیز اشاره کرد. دو تن از قصاب های معروف سازمان که لقب دکتر را حمل می کردند، دکتر رحیم و دکتر فاضل بودند. سازمان مجاهدین این لقب ها را به افراد خودش می داد و آنها را در سمت های کاری می گذاشت که خط خودش را همانگونه که می خواهد پیش ببرد. چرا که دکترها و مهندسین واقعی در سازمان مجاهدین عملا در سمت خود کار نمی کردند. کار آنها بیشتر بیگاری در کارهایی مانند کارگری ساختمانی و آشپزخانه بود. یکی از دلایل ناکارآمد بودن سازمان مجاهدین به همین دلیل بود. افراد بی سواد و ناکار آمد، در مسند ریاست بودند و افراد کاردان و مهندس و دکترهای واقعی در حال بیگاری دادن بودند. 

شکل دیگری از تولیدات شخصیت در سازمان مجاهدین، تولید مبارز و یا زندانی مقاوم بود. البته بارها این موضوع به یک افتضاح برای مجاهدین تبدیل شد. یکی از این موارد معصومه ملک(مرجان) بود. او در جریان خمپاره باران های تهران، شرکت داشت و در شهر ارومیه دستگیر شد. کمدی تلخ این داستان آنجا است که مجاهدین از زنده بودن او اطلاعی نداشتند، از او به عنوان یک اسطوره و شهید در رسانه های خود نام بردند و مسعود و مریم رجوی یک جلسه خاص برای او برگذار کردند و مسعود رجوی در این جلسه از „مرجان شاخص زن مجاهد“ و „هم ردیف مریم رجوی“ و … صحبت می کرد که او بالاترین دست آورد انقلاب ایدئولوژیک بوده است. البته این فیگور گرفتن مسعود رجوی، چندان دوام پیدا نکرد. وقتی که مطبوعات ایران مصاحبه ملک زاده را منتشر کردند، برای مجاهدین بخصوص برای مسعود رجوی رسوایی و سرافکندگی بزرگی به همراه داشت. مجاهدین تلاش کردند که این موضوع در درون تشکیلات مجاهدین مسکوت بماند. ولی با همه سرکوب ها و بگیر و ببندهای دون تشکیلاتی، تا مدتهای طولانی این موضوع بخشی از صحبت های محفل های اعضای مجاهدین بود و به شکل مسخره کردن از شاخص شورای رهبری و زنان مجاهد، حرف می زدند. البته این قهرمان سازی ها در سازمان مجاهدین یک سریال دنباله دار است. قهرمان نشان دادن جنایت کاران که به جرم تجاوز و قتل اعدام شده اند. اخیرا هم سازمان مجاهدین زنی به اسم شبنم مددزاده را آنتنی کرده اند و از او به عنوان یک قهرمان و زندانی مقاوم، در رسانه های خود یاد کرده اند. البته این موضوع زیاد دوام پیدا نکرد و با افشاگری های انجام شده، آب پاکی به روی دست مجاهدین ریخته شد. 

شاید همه شما معروف ترین تولیدی سازمان مجاهدین را می شناسید و آن خانم برگزیده مریم رجوی است. هر چند در این رابطه صحبت های بسیاری شده، ولی یکی از خنده دارترین و مسخره ترین تولیدات مرحوم مسعود رجوی، معرفی مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیده است. هر چند در این رابطه سخن بسیار گفته شده، ولی یاد آوری این تولیدی مرحوم مسعود رجوی، ما را به این فکر می اندازد، از آنجایی که پایه و بنیاد سازمان مجاهدین بر روی دروغ و تولید رهبر و رییس جمهور و مهندس و دکتر بنا شده، نهایتا نیز باید مانند امروز اینچنین فضاحت بار کارش به پایان برسد.

„پایان“

*** 

همچنین:

نامه سرگشاده آقای کریم غلامی به آقایان ایرج علیشاهی و محمد حسینی

کریم غلامی، ایران فانوس، چهارم فوریه ۲۰۱۵:…  به تازگی خبردار شدم که شما عزیزان به اروپا رسیده اید و این خبر بسیار خوشحال کننده ای که مرا شاد می سازد. از این که می بینم شما زنده هستند، بسیار امیدوار کنند است. هیچ کس به اندازه من نمی داند که شما عزیزانم در این سالیان چه سختی و رنجی کشیده اید. خوشا که سالیان دراز اسارت به پ
 
 
کریم غلامی، ایران فانوس، سی ام ژانویه ۲۰۱۵:…  ابراز همدردی و تاسف مرا بخاطر کشته شدن ۱۲ ژورنالیست و پلیس در شهر پاریس، مهد دمکراسی و آزادی را بپذیرید. تفکرات افراط گرایانه مذهبی که همیشه برای پیشبرد اهدافشان متوسل به خشونت می شوند، تحمل شنیدن کوچکترین انتقاد و ایراد را ندارند و جواب هر انتقادی را با خشونت و ترور پاسخ
 
 
کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و دوم ژانویه ۲۰۱۵:…عملیات آفتاب، در ۷ فروردین سال ۱۳۶۷ انجام شد و عملیات چلچراغ در ۲۸ خرداد همان سال یعنی بین عملیات آفتاب تا عملیات چلچراغ، فقط دو و نیم ماه فاصله وجود داشت. در این دو و نیم ماه، نیروها باید استراحت می کردند، جمع بندی صورت می گرفت و سازماندهی جدید شکل می گرفت و نیروها آموزشها
 
 
کریم غلامی، ایران فانوس، چهاردهم ژانویه ۲۰۱۵:… از سال ۱۳۷۲ به بعد، در سازمان مجاهدین، شاهد گسترش ورود افراد معتاد و قاتل و حتی افراد مبتلا به ایدز و هپاتیت بودیم. یکی از همین حمایت ها که در درون سازمان مجاهدین با واکنش بسیار شدیدی روبرو شد، حمایت مجاهدین از چند جنایتکار بود. دقیقا بخاطر ندارم در چه سالی بود، ولی فکر کنم