هفت تیر، انفجار خشم خلق یا پایه ریزی تروریزم در خاورمیانه!؟

هفت تیر، انفجار خشم خلق یا پایه ریزی تروریزم در خاورمیانه!؟

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، بیست و نهم ژوئن 2015:… محکوم کردن اینگونه جنایت های تروریستی چه در مرزهای شرقی کشورمان و چه در مرزهای غربی باشد یا در کشورهای یمن و سوریه و عراق، نیازمند یک تفکر دمکراتیک است. چیزی که در فرقه رجوی نمیتواند باشد. لذا اگر می بینیم که در این سالها هر حرکت تروریستی مورد حمایت مستقیم و آشکار مریم رجوی قرار گرفته عبث نیست. این جانیان مردم فریب …

sarrafpour03012015برق موضعگیری سخنگوی مجاهدین!!!!! (اصرار رجوی بر مشروع کردن خون کهنسالان کمپ لیبرتی، چرا؟)

لینک به منبع (صفحه فیسبوک)

هفت تیر، انفجار خشم خلق یا پایه ریزی تروریزم در خاورمیانه!؟

درست 34 سال قبل در چنین روزی، تحولی عظیم در ایران رخ داد که آغازی بود بر ده ها سال کشتار و جنگ و ترور…مسعود رجوی بعد از به هرج و مرج کشیدن خیابان های تهران و سایر شهرها، دست به اقدامی خطرناک و بدعتی نامیمون زد که آثار منفی آن تا به امروز ادامه دارد و سرانجام آن ناپیداست و هنوز هم بدنبال خون و خونریزی است.در همان روزها 16 ساله بودم و چند هفته ای بود در خانه خواهرم در ونک سکونت داشتم. تازه از خانه خارج شده بود که فوراً برگشت و به ما گفت که حزب جمهوری اسلامی را منفجر کرده اند. من از جا پریدم و سوار اتوبوس خط ونک راه آهن شدم و به آن سمت حرکت کردم. در میانه راه دخترانی را می دیدم که سوار اتوبوس شده و بشدت گریه می کردند. نمی دانم از سر سادگی و بی ریایی آنان بود که به بهشتی و بقیه جان باختگان اعتقاد قلبی داشتند و یا از روی علاقه سیاسی آنان بود. به نوعی درد آنان را حس می کردم اما من به اصطلاح مجاهد بودم و آنها در نقطه مقابل من قرار داشتند. دردشان را حس می کردم چون اگر رجوی کشته شده بود من هم مثل آنها میگریستم. آن زمان در دلم حسی دیگر بود. یک حس شادی!. اتوبوس به محل حادثه نزدیک شده بود. فریاد هزاران نفر به هوا بلند بود که از ته دل ناله می کردند. پاهای قطع شده بر دوش شان بود. لحظاتی دلم گرفت. برایم خوشایند نبود. دیگر آن احساس شادی اولیه را نداشتم. تلاش میکردم شاد باشم اما نمی توانستم. چیزی در دلم اجازه نمی داد…

ماه ها پیش از آن تشکیلات به ما گفته بود که بزودی جنگی بزرگ خواهیم داشت و رجوی چند روز قبل بدون اینکه به ما گفته باشد و یا از کسی نظرخواهی کرده باشد مبارزه مسلحانه (تروریستی) را آغاز کرده بود. هزاران هزار دختر و پسر نوجوان و جوان را بدون اینکه در آن تصمیم نقشی داشته باشند آواره خیابان و روانه زندان و قتلگاه کرده بود…

هفت تیر نقطه عطف دیگری بود. حدود دو ماه بعد هم دفتر نخست وزیری منفجر شد. از آن پس همه شهرها و خیابان های ایران صحنه انفجار و حرکت های ترویستی بود. نه خانه ها امن بود و نه مساجد و خیابان. موسی خیابانی از آن به عنوان “انفجار خشم خلق” یاد کرد. بعدها مسعود رجوی در نشست های مختلف از آن با افتخار یاد می کرد… سی سال و اندی بعد از این حوادث تروریستی شاهد کشتارهایی مشابه در همه جای خاورمیانه هستیم. سردمدار اصلی آن عملیات های تروریستی (مسعود رجوی) امروز مدعی است که جمهوری اسلامی مسبب و عامل وضعیت و شرایط بحرانی خاورمیانه است!. به نظر می آید که مریم قجرعضدانلو که امروز چهره ای دمکراتیک به خود گرفته به یاد نمی آورد که اولین بمبگذاری ها و اولین عملیات های تروریستی و انتحاری توسط شوهرش بنیاد گذاشته شد و او بود که هر روز در جایی از این سرزمین بمبگذاری می کرد و به جوانان درس ساختن انواع بمب ها می داد تا خودروها را بمبگذاری کرده و یا هرکسی را که مورد شک واقع می شد مورد اصابت گلوله قرار دهند.

آیا ارتباطی بین سکوت مریم رجوی در قبال جنایت های داعش و آغاز چنین حرکت هایی در ایران یافت نمی شود؟ آیا تاکنون شده این زن یک عملیات تروریستی را محکوم کرده باشد؟‌ آیا شده که داعش را تروریست خطاب کنند؟ آیا شده که به کنیزی بردن هزاران زن ایزدی توسط داعش و حزب بعث توسط او محکوم شده باشد؟

محکوم کردن اینگونه جنایت های تروریستی چه در مرزهای شرقی کشورمان و چه در مرزهای غربی باشد یا در کشورهای یمن و سوریه و عراق، نیازمند یک تفکر دمکراتیک است. چیزی که در فرقه رجوی نمیتواند باشد. لذا اگر می بینیم که در این سالها هر حرکت تروریستی مورد حمایت مستقیم و آشکار مریم رجوی قرار گرفته عبث نیست. این جانیان مردم فریب همیشه از “جیش العدل، جیش النصر، داعش، حزب بعث، گروه های ترویستی وابسته به عربستان در خوزستان و کردستان، جبهه النصره، ارتش آزاد و…” حمایت کرده و آنان را جوانان انقلابی و نیروهای مردمی یا عشایر انقلابی خوانده اند.

جامعه جهانی و بخصوص دولت فرانسه امروز باید از این فرقه تروریستی بپرسد که چه اختلاف ماهوی با داعش و القاعده دارند؟ مریم و مسعود رجوی در 11 سپتامبر از کشته شدگان القاعده به نام شهید یاد می کردند. اینها تصادفی نیست. از یک ماهیت سرچشمه می گیرد. همراهی دولت فرانسه با آل سعود و فرقه رجوی نیز نمی تواند اندیشه ما را به خود مشغول نکند که اینها همگی از یک قماش هستند. ولی مردم کشورهای مختلف جهان نباید در این رابطه دولت های خود را مورد سوآل قرار ندهند چرا که نتیجه آن همین اقدامات تروریستی در فرانسه و تونس و کویت و… خواهد بود و خاک آن به چشم همه ملت ها پاشیده خواهد شد.

حامد صرافپور

7 تیر 1394

28 ژوئن 2015

*** 

تد پو: مجاهدین برای ما و سازمان سیا سنگ تمام گذاشته اند

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلالمانیتور، واشنگتن: واکنش های خشمگینانه نسبت به دعوت کنگره از مریم رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17866

از ادعای “تغییر نظم جهانی” تا پیروزی خواندن “آزادی با وثیقه” یک بازداشتی تصادف

حامد صرافپور، هفدهم آوریل ۲۰۱۵:… چنانکه مشاهده می شود، کلیه مسئولین فرقه رجوی در لیبرتی در این نمایش پیروزی شرکت کرده اند که خود نشانگر اهمیت این مسئله برای سران مجاهدین است. مشابه همین در روزهایی قابل مشاهده بود که وزارت خارجه آمریکا می خواست با تک تک اعضای مجاهدین ملاقات و مصاحبه داشته باشد. در آن زمان به یاد دارم که همه …

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویاغلب افراد تحت سیطره فرقه مجاهدین در کمپ لیبرتی دچار بیماریهایی روحی و جسمی شده اند

لینک به منبع (صفحه فیسبوک)

از ادعای “تغییر نظم جهانی” تا پیروزی خواندن “آزادی با وثیقه” یک بازداشتی تصادف

روز چهارشنبه ۲۶ فروردین، مسئولین فرقه رجوی موفق شدند با گذاشتن ده ها هزار دلار وثیقه و رشوه، صفر ذاکری (بازداشتی تصادف رانندگی) را به لیبرتی بازگردانند. در این رخداد یک جشن بزرگ برپا و همگی افراد را موظف نمودند تا به رقص و پایکوبی مشغول شوند و بازگشت ایشان را ناشی از “پیروزی در یک کارزار بین المللی” جلوه دهند که در تبلیغات زیر که به همراه یک کلیپ انتشار داده شده می توان این نمایش عجیب را مشاهده نمود:

https://www.facebook.com/iranashrafazadi/videos/818834304859976/?__mref=message_bubble

صفر زمانیان (شاکری)

چنانکه مشاهده می شود، کلیه مسئولین فرقه رجوی در لیبرتی در این نمایش پیروزی شرکت کرده اند که خود نشانگر اهمیت این مسئله برای سران مجاهدین است. مشابه همین در روزهایی قابل مشاهده بود که وزارت خارجه آمریکا می خواست با تک تک اعضای مجاهدین ملاقات و مصاحبه داشته باشد. در آن زمان به یاد دارم که همه سران فرقه دست به دست هم در همه مصاحبه ها حضور داشته و تلاش می کردند قبل از مصاحبه هر فرد، او را با انواع ترفندها به خود جذب کنند تا از جدایی او جلوگیری کنند و با بازگشت هرکدام از افراد، همه را به دست زدن موظف می کردند تا بازگشت را یک پیروزی بزرگ جلوه دهند. هراس آنان این بود که مبادا یک نفر به نزد آمریکایی ها رفته و بازنگردد چون این باعث تشویق دیگران به گریز از مناسبات می گردید. این نمایش ها در دوره های مختلف تکرار شد و امروز نیز به وضوح آشکار است که رجوی تا چه حد نیازمند بازگشت صفر ذاکری بوده است. اما چند نکته قابل توجه است:

الف- رجوی بازگشت صفر ذاکری را یک پیروزی در کارزار بین المللی خوانده است، و این در حالی است که به گفته خود مجاهدین، ده ها هزار دلار رشوه و وثیقه برای خروج وی از بازداشت پرداخت شده است.

ب- ده ها اکسیون تبلیغی و لابی گری در این راستا انجام گرفته تا صفر ذاکری به فوریت به لیبرتی بازگردد در حالی که این یک موضوع حقوقی بود که با گرفتن یک وکیل ساده حل می شد.

ج- رجوی تلاش کرده که این مسئله را به ملاقات اوباما و نخست وزیر عراق مرتبط کرده و آنرا با اهمیت جلوه دهد به گونه ای که گویا رئیس جمهور آمریکا بخاطر یک بازداشت ناشی از تصادف وارد مذاکره شده است!. البته از این دست توهمات در پرونده رجوی ها کم نیست.

از توهمات تمسخر برانگیز رجوی راجع به “ملاقات اوباما با نخست وزیر عراق جهت آزادی یک عضو نگونبخت مجاهدین و همچنین از اعلام پیروزی برای بازگشت یک بازداشتی آنهم با ده ها هزار دلار رشوه ” که بگذریم، باید به این موضوع اشاره و یادآور شد که مریم رجوی حدود سه سال قبل مدعی شد که مجاهدین در نظم جهانی اثر گذار هستند و صدها بار هم این ادعا را مطرح کرده اند که تنها آلترناتیو (جایگزین) دمکراتیک جمهوری اسلامی می باشند که دارای بزرگترین و وسیع ترین پایگاه اجتماعی در داخل و خارج کشور است. البته باید گفت که مجاهدین در ابتدای انقلاب به دلایلی که قابل بحث و بررسی است پایگاه اجتماعی وسیعی داشتند اما سیاست های تروریستی و خیانتبار رجوی باعث دافعه و تنفر مردم ایران گردید و هر روز بر شدت ریزش هواداران این فرقه افزود. و امروز کار به جایی رسیده که مدعیان تغییر نظم جهانی!، از بازگشت یک بازداشتی خود، آنهم با قید وثیقه های چند ده هزار دلاری، به عنوان یک پیروزی بزرگ یاد می کنند!. آلترناتیوی که در صدد سرنگونی جمهوری اسلامی و تغییر در نظم جهانی بود، امروز به چنان ذلت و تزلزلی دچار شده که جدایی یک نفر را فاجعه ای بزرگ تلقی کرده و تمام انرژی خود را معطوف به بازگردانیدن وی می کند و برای آن هزینه های سنگین می پردازد.

جهت اطلاع هموطنانی که از این موضوع مطلع نیستند عرض کنم که چند هفته قبل یکی از اعضای رده پایین و قدیمی مجاهدین به نام صفر ذاکری، حین تردد در خارج کمپ لیبرتی با یک هاموی پلیس عراق تصادف کرده و چند روز بعد برای بررسی حادثه بازداشت می شود. از کم و کیف قضایا اطلاعی در دست نیست که چرا بازداشت به طول انجامیده اما آنچه مسلم است اینکه وی به هیچوجه مورد بدرفتاری قرار نگرفته و اتفاقاً به دلایل سیاسی-تبلیغی مختلف تلاش دولت عراق این است که حداکثر برخورد محترمانه را با اینگونه افراد داشته باشد و امکانات مختلفی در اختیار آنان قرار دهد تا هرچه زودتر بتوانند با دنیای آزاد آشنا شده و در صورت امکان از اسارت فکری-فیزیکی فرقه رجوی کنده شده و به رهایی دست یابند. این مسئله چیز جدیدی نیست و طی چندسال اخیر (بخصوص از زمانی که جداشدگان از فرقه تلاش کردند با دولت عراق رابطه نزدیک تری ایجاد نموده و آنان را از واقعیت های تلخ مناسبات درونی مجاهدین و اسیر بودن افراد آگاهی دهند)، بارها تجربه شده و دولت عراق نهایت همکاری را به عمل آورده تا حوادث ۱۹ فروردین و ۷-۸ مرداد (سال ۱۳۸۸ و ۱۳۹۰) تکرار نگردد.

به هرحال، طی بیش از سه هفته شاهد حرکت های فزاینده سران مجاهدین برای بازگردانیدن صفر ذاکری به لیبرتی بودیم. این مسئله با گذر زمان برای مسعود و مریم رجوی حیاتی تر و بااهمیت تر شد به نحوی که صدها هزار دلار هزینه ده ها اکسیون مختلف تبلیغی و همچنین لابی گری و رشوه دهی کردند تا هرچه زودتر این “غائله”‌ را بسر آورده و از یک “فاجعه” احتمالی جلوگیری کنند. این فاجعه البته آسیب رسیدن به صفر ذاکری نبود (و از قضا کشته شدن وی منفعت بیشتری از نگهداری او برای زوج رجوی داشت که تصور می کنم همگان امروز دلیل آنرا بدانند)، بلکه هراس از این مسئله بود که صفر ذاکری در همانجا اعلام جدایی کرده و رسوایی بزرگی برای مریم قجر ایجاد نماید که در این شرایط حساس ضربه بزرگی برای مجاهدین بود.

یادآور شوم که صفر ذاکری را از نزدیک می شناسم از اعضای چندان پایبند به تشکل رجوی به حساب نمی آمد و ماندگاری امثال ایشان در لیبرتی ناشی از کهولت سن، نداشتن امید به آینده، انتظار برای انتقال به کشورهای اروپایی از طریق کمیساریا، احساس شرم از جدایی کسانی که با آنان زندگی کرده و همچنین مسائلی است که ذهن آنان را برای تصمیم گیری قفل نموده است. بنابراین، گذر زمان می توانست صفر را از بازگشت منصرف نموده و اعلام جدایی کند. این یک فاجعه برای تشکلی بود که در سه چهار ماه گذشته تبلیغات وسیعی برای تبدیل لیبرتی به کمپ مستقل از دولت عراق آغاز نموده تا سرکوب درونی را شدت بخشد و هزینه های سیاسی زیادی را در حال پرداختن است. اگر صفر ذاکری از مجاهدین جدا می شد، به نوعی مشروعیت بخشیدن به دولت عراق و ضربه بزرگی به “پلیس هراسی” از سوی رجوی داشت که طی چندسال گذشته تلاش کرده بود دولت و پلیس عراق را خطرناک و آدمکش جلوه دهد و این مسئله تأثیر جدی روی بازماندگان کمپ می گذاشت و آنان را بیشتر از همیشه تشویق به خروج از کمپ می نمود که تبعات بعدی خود را داشت.

حامد صرافپور

۲۸ فروردین ۱۳۹۴

۱۷ آوریل ۲۰۱۵

رجوی و گروگانهاخروج از عراق کاملا عملی است

خانم نسرین ابراهیمی: زندگی ما در پادگان مخوف اشرف و زندگی مریم رجوی ! خود قضاوت کنید

مریم رجوی ملکهمصاحبه خانم مریم سنجابی با مسعود خدابنده. وضعیت روحی روانی مسعود و مریم رجوی

فرقه رجوی وهنرمندان پیوسته و گریخته _ از الاهه ومرضیه تا مرتضی برجسته و شاهپور باستان سیر

همچنین:

تبعیض کینه توزانه مریم و مسعود رجوی در رابطه با قربانیان «از مهین افضلی ها تا میرزا آقا پاک نیت»

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، نوزدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  همانطور که در متن خبر دیده می شود، مریم قجر بزعم خود این پیرمرد را (با بغض و کینه عجیب) تحقیر و بعد از ۲۶ سال بیگاری کشیدن، به “همکاری با مزدوران و پاسداران” متهم کرده و با “منت گذاری” مدعی شده که بعد از “گریختن” وی به ترکیه و درخواست “پناهندگی اش از مجاهدین!”، او را “به ع�

انتقاد از موضع ضعف یا اقتدار؟ «نقدی به مقاله اسماعیل وفایغمایی»

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، یازدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  آقای یغمایی گرامی! باید بگویم که متأسفانه شما همچنان در اسارت ذهنی “تشکل مافیایی-تروریستی” رجوی قرار دارید. هرچند تصور می کنید از این فرقه رها گشته اید اما به شدیدترین وجه زنجیری نامرئی برپای خویشتن داشته و همچنان خود را اسیر “ابهت” رجوی می دانید. حکایت موضعگیری ها

حمله مستأصلانه رجوی به منتقدان همزمان با درخواست سلاح

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، هشتم ژانویه ۲۰۱۵:…  آقای تقی پور از اعضای قدیمی و مسئول سازمان مجاهدین (فرقه رجوی) می باشد که دو تن از اعضای نزدیک خانواده ایشان عضو “شورای رهبری” است. اما رجوی جرأت نکرده به این مسئله اشاره کند و در عوض تا توانسته برای وی سند و مدرک جعلی تولید نموده تا ایشان را تحقیر کرده و یک شخصیت بریده

پرده برداری از خوی تروریستی رجوی

مریم رجوی داعش صدام حسین تروریسمحامد صرافپور، صفحه فیسبوک، هفتم ژانویه ۲۰۱۵:…  شعار امروز سایت شما جز اینکه خوی تروریستی و هدف شوم شما برای قتل عام بازماندگان اشرف و لیبرتی را به نمایش می گذارد، چه معنایی دارد؟ به چه علت دیروز درخواست بازپسگیری سلاح می کردید و امروز شعار مسل