همه از مرگ میترسند حاج مسعود رجوی از ملاقات خانواده ها با عزیزانشان

همه از مرگ میترسند حاج مسعود رجوی از ملاقات خانواده ها با عزیزانشان

Mojahedin Khalq_Feb20168مجید روحی، ایران اینترلینک، بیست و هفتم فوریه 2016:…  حاج مسعود رجوی این حق پدران ومادران وخواهران وبرادران واشنایان اعضای اسیر در فرقه ات است که باید با عزیزانشان ملاقات کنند هیچ کس نمی تواند مانع ان شوند نه سازمان ملل و نه هیچ ارگان دیگری نه میتوانند و نه میخواهند که مانع ان شوند. حاج مسعود رجوی باید بداند که دیگر نمی تواند مانع ارتباط خانواده ها با عزیزانشان شود قطعا بزرگترین شکست حاج مسعود … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ لیبرتی 2016کیهان لندن: لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016سفرنامه انتظار و امید

لینک به صفحه فیسبوک آقای روحی

همه از مرگ میترسند حاج مسعود رجوی از ملاقات خانواده ها با عزیزان اسیردر فرقه اش

مجید روحیبی حرمتی حاج مسعود رجوی و فرقه اش به خانواده ها هیچ ربطی به مبارزه ندارد و یک رفتار ضد انسانی و  ضد نقض حقوق بشر و روشن ترین دلیل و نشانۀ بی اعتمادی حاج مسعود رجوی به اعضای اسیر در فرقه اش هست و تنها هدف حاج مسعود رجوی از این نوع برخورد با خانواده جلوگیری از فرار و جدا شدن افراد از فرقه اش و در نتیجه فروپاشی آن و در معرض خطر قرار گرفتن حاج مسعود رجوی آن می باشد و بس.

حفظ حرمت خانوادگی در فرهنگ ، سنت ، کنش و واکنش اجتماعی ما ایرانیان جایگاهی بس عظیم دارد. هر فرد که در خانواده اصیل ایرانی پرورش یافته باشد میداند که حفظ حرمت خانوادگی، رکن اصلی و اساسی یک خانواده و از مهمترین پایه های فرهنگ واصالت ایرانیان است. شکستن این حرمت و بی احترامی به این سنت هرگز از نظر آنها بخشودنی نخواهد بود

تلاش بر استحکام خانواده ، در انسجام جامعه و برقراری محیطی سالم برای زیستن انسانها ضروری و انکار ناپذیر است. و سعی در برقراری ارتباطات خانوادگی حق طبیعی هر انسان و از وظایف تمامی افراد بشر است

باعث تاسف است که حاج مسعود رجوی و فرقه اش از جمله معدود کسانی هستند که به مدت بیش از چندین سال با انواع ترفندها به حریم مقدس خانواده تجاوز نموده و حرمت ها را با شنیع ترین روش های غیر انسانی هتک نموده اند. آنها نه تنها در این مدت راه هرگونه ارتباط را به روی خانواده های اعضای اسیر محصور در فرقه را بسته اند بلکه با بکار گرفتن و توصل به ناجوانمردانه ترین و غیر انسانی ترین شیوه ها سعی بر ایجاد تنفر در بین اعضای اسیر این کانون عشق و محبت نموده و مینمایند.

به راستی چرا این روزها خانواده های اعضای اسیر در فرقه رجوی در حداکثر مسئولیت و شتاب، دل را به دریا زده و متقابلاً حاج مسعود رجوی  و فرقه اش در حداکثر تهاجم تبلیغاتی، به مقابله با خانواده ها پرداخته اند؟

مسایل زیاد مبهم و به دور از انتظار نیست. حاج مسعود رجوی جهت حفظ و نظم نظام فرقه اش و کنترل و باقی داشتن اعضای اسیر در فرقه اش از شیوه های جنسی و عاطفی و تقابل با خانواده ها، سود برده و خانواده ها نیز در راستای عشق و عاطفه و مسئولیتهای انسانی، تمام تلاش خود را به عمل می آورند و قیمت تبلیغات کذب و دروغ حاج مسعود رجوی و فرقه اش را به جان می خرند.

واقعیت این است که در شرایط طبیعی و به زعم تبلیغات حاج مسعود رجوی و فرقه اش کسی راضی نیست در این وضعیت به کشور ناامن عراق سفر کرده و خود را پشت دربهای بسته لیبرتی رسانده و منتظر ملاقات باقی بماند. مگر این که شخص و خانواده، عشقی و دردی در وجودش باقی مانده باشد که هرگونه آرامش و قرار را از او سلب کرده باشد

مادران و پدرانی که علیرغم همه اینها نه تنها تسلیم نشدند بلکه با صدای رسا به حاج مسعود رجوی و فرقه اش گفتند نمی توانی عشق را سر ببری نمی توانی با فحش و فضیحت ما را از اراده مان برای ازادی فرزندانمان مانع شوی و حقا که باید به این مادران و پدران درود فرستاد. کاری بسیار سخت و طاقت فرساست ولی خانواده ها با عزمی جزم برای نجات فرزندشان ایستادگی میکنند.

در دنیای امروز دنیای پیشرفت بشریت در علم و دانش و تکنولوژی و ارتباطات نمی توان نمونه ای اینچنین یافت که کسی یا کسانی یا سازمانی یا حزبی یا حتی دولتی بتواند مانع دیدار اعضای خانواده با فرزندانشان شود. حتی در بدترین حالت یک زندانی در یک کشور حق ملاقات دارد. میتواند ازادانه با اعضای خانواده ملاقات داشته باشد. در یک کلام بر طبق منشور حقوق بشر این اولیه ترین حقوق یک انسان است و هیچ کس نمی تواند مانع این حق اولیه انسان شود. امروزه در هیچ کجای این کره خاکی نمی توان نمونه ای اینچنین یافت مگر در دم و دستگاه فرسوده ترین و عقب افتاده ترین جریانات همچون گروه تروریستی داعش. و در زمانهای کمی دورتر فرقه هائی نظیر جیم جونز که توسط کشیش جونز اداره و رهبری میشد. سرگذشت دردناک کسانی که به این فرقه پیوستند و نهایتا فرجام تلخ کسانی که فریب این شیاد را خوردند بسیار عبرت اموز است. حاج مسعود رجوی و فرقه اش سالهاست که پای در همان مسیر گذاشته است و میخواهد با قربانی کردن اعضای اسیر در فرقه اش داستان جیم جونز را تکرار کند. اما خانواده های شجاع نمیگذارند تا حاج مسعود رجوی فرزندانشان را قربانی افکار مالیخولیائی خودش کند و در این مسیر بی شک خانواده ها موفق خواهند شد چرا که امروزه در دنیای ارتباطات میتوانند صدایشان را بگوش همه مردم و جهان برسانند و نگذارند که افرادی همچون جیم جونز و حاج مسعود رجوی به مقاصد شوم شان برسند.

بودند پدران و مادرانی که فرزندانشان را ندیدند و از دنیا رفتند آه آنها بر دل خسته شان باقی ماند تا که از این دنیای فانی رفتند البته آه و ناله همه آن پدران و مادران گریبان حاج مسعود رجوی را گرفت بطوری که خود حاج مسعود رجوی نیز اواره شد. این آه و ناله ها بود که باز باعث شد که سازمان ملل وکمیسرایای عالی پناهندگی کمک کند تا باقیمانده اعضای اسیر از لیبرتی کم کم خارج شوند و باز هم این اراده این خانواده هاست که باعث میشود فرزندانشان از چنگ حاج مسعود رجوی و فرقه اش خلاص شوند.

اما باید به حاج مسعود رجوی و فرقه اش گفت که شاید بتوانی نگذاری که برای مدتی نفرات با خانواده هایشان رابطه برقرار کنند اما هرگز نخواهی توانست عشق و عاطفه پدران و مادران وخواهران و برادران انها را از بین ببری بیشماران نفراتی هستند همین الان در فرقه ات که در قلب شان و روح و ضمیرشان عشق به خانواده موج میزند ولی روزی همه انها سر باز خواهند کرد ممکن است چند صباحی مانع شوی و با تبلیغات دروغ و مارک زدن و بی حرمتی کردن بگوئی که نفرات نمی خواهند خانواده خود را ببینند ولی عشق وعاطفه خانوادگی را هر گز نخواهی توانست مانع اش شوی حاج مسعود رجوی بلکه نزدیک به چندین سال است که از هر وسیله ای که توانسته استفاده کرده و میکند که مانع این حق اولیه اعضای اسیر در فرقه اش شود حاج مسعود رجوی دیگر فریب و دروغگوئی و حنایت دیگر رنگ باخته و نمی توانی باز هم افکار عمومی را فریب دهی و با دروغگوئی از این حق اولیه جلوگیری کنی.

حاج مسعود رجوی این حق پدران ومادران وخواهران وبرادران واشنایان اعضای اسیر در فرقه ات است که باید با عزیزانشان ملاقات کنند هیچ کس نمی تواند مانع ان شوند نه سازمان ملل و نه هیچ ارگان دیگری نه میتوانند و نه میخواهند که مانع ان شوند.

حاج مسعود رجوی باید بداند که دیگر نمی تواند مانع ارتباط خانواده ها با عزیزانشان شود قطعا بزرگترین شکست حاج مسعود رجوی ارتباط خانواده ها خواهد بود البته شاید کمی دیرتر ولی قطعا روزی انجام خواهد گشت با ارزوی اینکه خانواده ها بتوانند عزیزانشان را در هر کجای دنیا ببینند ارزوئی که بی تردید محقق خواهد شد.

از یاد نباید برد، اکثر اعضای اسیر و باقیمانده در فرقه رجوی یا نان آور خانواده شان بودند و یا می توانستند نان آور خانواده باشند و در قوام و دوام و پیشرفت خانواده سهم داشته باشند. ولی در اثر غفلت و جهل و اسارت و پشامدهای دیگر، فریب وعده های پوچ حاج مسعود رجوی و فرقه اش را خورده و در خدمت منافع استعمارگران و جنگ طلبانی قرار گرفتند که انواع و اقسام مشکل و محدودیت برای خود ایجاد کرده اند. حال که اکثراً عمری از آنان گذشته و پیر و فرتوت شده اند.

حاج مسعود رجوی هیچگاه از تجربه صدام حسین درس نگرفتند و نخواهد گرفت چرا که حاج مسعود رجوی ماهیت خوی انسانی خود را از دست داده کسی که پدر و مادران سالخورده را با موهای سفیدشان و با اعصای در دستان شان مورد هتاکی قرار میدهد بی شک دیگر انسانی با طینت انسانی نیست او هر چه هست ولی انسان نیست.

در پایان حاج مسعود رجوی یادتان هست در نشست عمومی بالای سن کلت به کمرتان بسته بودی و جیغ های بنفش میکشیدی که چرا آخوندهای دجال اجازه ملاقات به خانواده های زندانیان سیاسی تو زندان اوین را نمی دهند و چند روزی هست خانواده ها پشت درب زندان اوین بست نشستن برای ملاقات و حاج مسعود رجوی میگفتی که کار آخوندهای دجال ضد انسانی هست که اجازه ملاقات نمیدهند؟

حاج مسعود رجوی اگر حرف هایتان یادتان آمد پس خودت چقدر کثیف و حیوان هستی که دست آخوندها رو از پشت بسته ای. و خودت به  همین خانواده ها میگفتی خلق قهرمان ولی امروز به آنها بی حرمتی می کنی و مارک میزدی.

*** 

https://youtu.be/Nl0Sz5jlimM

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23744

حاج مسعود رجوی تولید شکنجه گر هم در راستای سرنگونی آخوندهای دجال بود؟ 

mahvashsepehri Nasrin Mojahedin Khalqمجید روحی، ایران اینترلینک، هجدهم فوریه ۲۰۱۶:… بعد مهوش سپهری یک برگه داد به من و گفت این را ضد اطلاعات داده که به تو شک دارند و باید امضاء کنی.. احمد واقف که همان براعی است خودکار را با زور میکرد توی دستم میگفت امضاء کن برگه را. گرفتم پاره کردم. مهوش سپهری گفت کاغذ زیاد داریم در فرقه رجوی. باید امضا کنی. گفتم امضا نمیکنم زهره قائمی نگاه میکرد و میخندید. مهوش سپهری  گفت اگر امضا نکنی … 

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1استراتژی که در عراق جا ماند

لینک به صفحه فیسبوک آقای روحی

حاج مسعود رجوی تربیت شکنجه گر مهوش سپهری با نام مستعار نسرین هم در راستای سرنگونی آخوندهای دجال بود؟
در پروسه تاریخ انسان ، مردان زیادی به تبهکاری و جنایت دست زده اند اما در طول تاریخ کمتر زنانی بوده اند که هم پای جنایتکاران مرد پیشقراول شکنجه و جنایت و شقاوت باشند. اما حاج مسعود رجوی سازنده نسلی از زنان شقی و شکنجه گر بود.

نمونه زن شکنجه گر و دست پرورده حاج مسعود رجوی در فرقه اش مهوش سپهری با نام مستعار نسرین  زنی جنایتکار و شکنجه گر که دستش در خون بسیاری از فرزندان ایران زمین آغشته است

مهوش سپهری این زن شقی و بیرحم چنان کارهائی کرده که کمتر میتوان در طول تاریخ نمونه های آن را یافت اگر چه مهوش سپهری تنها نیست. حاج مسعود رجوی خود شخصا در جنایت و شقاوت دست بسیاری از شکنجه گران و قاتلین را از پشت بسته است. حاج مسعود رجوی بقول مریم قجر عضدانلو صفی تا تهران که از آلبانی می گذرد از این زنان تولید کرده است که در بیرحمی و شقاوت همتا ندارند.

مهوش سپهری نسرین شکنجه گر فرقه رجویمهوش سپهری (نسرین) شکنجه گر مجاهدین خلق، ارتش خصوصی صدام حسین

مهوش سپهری با نام مستعار نسرین در تشکیلات فرقه رجوی را خیلی ها می شناسند و کمتر کسی در فرقه رجوی بود که نام مهوش سپهری را نشنیده و یا با مرام سرسپردگی و سرکوب مهوش سپهری آشنایی نداشته باشد.

مهوش سپهری، متولد سال ۱۹۵۶، در سنندج است که بعد از انقلاب در پاوه به همکاری با فرقه رجوی پرداخت.

مهوش سپهری بعد از ابراهیم ذاکری مهمترین عامل اجرایی سرکوب و زندان سازی و زندانبانی در فرقه رجوی بوده است. یکی ازعملکردهای برجسته مهوش سپهری جاری کردن فرهنگ لومپنیزم با مشارکت رفیعی نژاد و جابرزاده در فرقه رجوی بوده است. یعنی محمد علی جابرزاده در بین آقایان مجاهد در درون تشکیلات، نادر رفیعی نژاد در درون زندان ها و مهوش سپهری در میان خانم های مجاهد در مناسبات تشکیلاتی و درون زندان وظیفه ترویج فرهنگ لومپنیزم و فحش و دشنام را بین اعضای فرقه رجوی بر عهده داشته اند درصورتیکه در گذشته در درون تشکیلات فرقه رجوی بی ادبی و توهین و دشنام جایی نداشت. وی عبارات و کلماتی را علیه زنان معترض فرقه رجوی بکار برده است که قلم نیز از نوشتن آن شرم دارد ولی باید نوشت. مهوش سپهری برای ترساندن زنان معترض در فرقه رجوی با اشاره به زندان ابوغریب عراق به آنها می گفت: آهان حالا دیگه دلتون مرد عراقی می خواهد؟

مهوش سپهری تا مدتی پیش از آن مسئولیت چندانی نداشت و عمدتاً در آشپزخانه های ارتش و پشتیبانی مشغول به کار بود. …. این ویژگی همان چیزی بود که حاج مسعود رجوی به دنبال آن می گشت. کسی که نه آشنایی جدی با مسائل سیاسی دارد و نه توانمندی نظامی داشته و جنگی را فرماندهی کرده باشد و نه سابقۀ تشکیلاتی طولانی داشته باشد که بعدها مدعی او شود. آنچه مهم بود اینکه مهوش سپهری خالی از هر تخصص و در عین حال مملو از سرسپردگی کامل به حاج مسعود رجوی باشد.  درست مثل کودکی که مغز او آمادۀ پذیرش هر آموزشی توسط مربی و کاملاً وابسته به آنها باشد.

مهوش سپهری پس از اینکه به مقام مسئول اولی در فرقه رجوی ارتقا یافت مهمترین مسئولیت وی حفظ تشکیلات شد. در آن زمان اعضای زیادی درفرقه رجوی بودند که از تشکیلات جهنمی به جان آمده و خواهان جدایی بودند. همان زمانی که کسی اجازه خروج از تشکیلات را نداشت. مسئولیت سرکوب و تنبیه و به راه آوردن این نفرات به عهده مهوش سپهری گذاشته شد.

مهوش سپهری نقش بسزایی در ایجاد دیکتاتوری و خفه کردن صدای مخالفان در سالهای سیاه حکومت صدام در درون تشکیلات فرقه رجوی را داشت.

اعضای اسیر زیادی خواهان خروج از تشکیلات فرقه رجوی بودند و حاج مسعود رجوی و فرقه اش بخوبی میدانستند چنانچه با جدایی این نفرات موافقت کنند موجی از جدایی و ترک مناسبات در تشکیلات فرقه رجوی به راه خواهد افتاد که به فروپاشی می انجامد.

به همین دلیل مهوش سپهری نقش مهمی در شکنجه و سرکوب زندانیان نفرات ناراضی را بعهده داشت.

یکی از مهمتریت جنایت های مهوش سپهری با اینکه خود ملیت کرد داشت اما در سال ۱۹۹۱ در خدمت حاج مسعود رجوی به صدام، برادرخونی اش، بیشترین کرد کشی توسط یگانهای تحت فرماندهی مهوش سپهری جنایتکار صورت گرفت و به همین خاطر از ان عملیات به بعد مورد توجه ویژه حاج مسعود رجوی قرار گرفت.

حلبچهمهوش سپهری (نسرین) مستقیما در کشتار اکراد عراق توسط مجاهدین خلق دست داشت

با سر کار امدن مهوش سپهری شکنجه گر اولین کار که بسرعت شروع شد تشکیل تیمهای تروریستی و اعزام تیم های تروریستی به داخل ایران برای زدن خمپاره به مراکز دولتی و ترور شخصیتهای سیاسی و نظامی ایرانی بود. یعنی انتخاب سوژه از طرف عراق و از طریق حاج  مسعود رجوی به مهوش سپهری ابلاغ می شد.

سپس مهوش سپهری این عملیات تروریستی را به یکی از قرارگاههای عملیاتی ابلاغ می کرد و فرمانده آن قرارگاه تیم عملیاتی انتخاب شده را به مهوش سپهری معرفی می کرد و بعد از موافقت مهوش سپهری می بایست تیمهای عملیاتی از طرف حاج مسعود رجوی هم اکی می شدند تا کار اماده سازی ترور بر حسب موقعیت طرح ریزی و تمرینها شروع شوند و هم زمان امکانات عادی سازی برای افراد فرقه و کار انتقال سلاح و مهمات هم فراهم می شد و عبور دادن تیمهای عملیاتی زیر نظر افسران استخباراتی عراق و رابطین فرقه رجوی با سیستم اطلاعاتی عراق از مرز صورت می گرفت و زمانی که تیم تروریستی به محل اجراء عملیات می رسیدند مهوش شپری دستور شلیک و اجراء عملیات از طریق تلفنهای ثریا (ماهواره ای) که قابل رد گیری نبودند صادر می کرد.

زدن خمپاره به دفتر تشخیص مصلحت از طرف فرقه رجوی در ۷ فوریه ۲۰۰۰صورت گرفت که بعدآ معلوم شد مردم عادی زخمی و ضرر و زیان دیده اند که  در یکی از نشستها در فرقه رجوی، مهوش سپهری با عصبانیت از تیمهای تروریستی که به داخل ایران رفته بودن برای عملیات و اشتباهی خمپاره زده بودن به خانه های مردم شخصی و بی گناه و کلی مردم بی گناه زخمی و کشته شده بودن انتقاد میکرد و میگفت با این کار تیمهای عملیاتی آب در آسیاب آخوندها ریخته اند.

از دیگر جنایات مهوش سپهری این که به دستور شخص حاج مسعود رجوی ؛ مهوش سپهری برای هر قرارگاهی  تیم های حذفی درست کرده بود و این تیمها مستقیم از مهوش سپهری دستور می گرفتند و یا مهوش سپهری دستورات لازم به فرمانده قرارگاه مربوطه می داد و تیمهای حذفی دست بکار می شدند.

تیمهای حذفی دو مسئولیت اساسی داشتند. یکم سر به نیست کردن فرد ناراضی در همان داخل قرارگاههائی که حضور داشتند.  دوم بردن عضوء ناراضی به مرز ایران و عراق و رها کردن در میدان مین و بستن به رگبار از پشت که نفر یا کشته یا زخمی شود ونهایتا در همان میدان مین زمین گیر شده کشته شود و یا اینکه با صدای شلیک پاسگاههای مرزی ایران هم جواب بدهند و فکر کنند تیم تروریستی می خواهد وارد ایران شود و آنها هم با شلیک باعث مرگ و یا زخمی شدن عضو ناراضی شوند.

از دیگر جنایتهای مهوش سپهری تصفیه اعضاء ناراضی به دستور حاج مسعود رجوی بود و به فرماندهی مهوش سپهری که از طرف شخص  حاج مسعود رجوی ماموریت داده می شد تا اعضاء ناراضی را از درون تشکیلات فرقه تصفیه و در زندانهای فرقه رجوی زندانی کنند.

مهوش سپهری فرماندهی و هدایت تصفیه اعضاء ناراضی را به عهده داشت. او با رفتن به هر قرارگاه بصورت مستقیم و با صحبت و برخورد مستقیم با افراد ناراضی آن هم با فحش و کتک زدن و وارد کردن فشارهای روحی و جسمی برای تسلیم اعضای ناراضی وارد میشد و ناراضیان به دستور همین مهوش سپهری زندانی و شکنجه می شدند.

من تازه از زندان در فرقه رجوی آزاد شده بودم و من را بردن به نشست مهوش سپهری و بحث نشست این بود که فرقه رجوی هیچ وقت زندان نداشته و نخواهد داشت و بعد از سرنگونی هم همه زندانها را خراب خواهیم کرد. چندی بعد از حرفهای دروغی که مهوش سپهری داشت برای خودش می بافت و مسئولین پشت میکرفون داشتن پاچه خواری میکردن و دروغ های مهوش سپهری را مهر تاید میزدن، از جایم بلند شدم رفتم از مسئولم که پشت صف میکرفون بود خودکار بگیرم. مهوش سپهری فکر کرد امدم درباه زندان های فرقه افشاگری کنم. رنگ عوض میکرد مثل بوقلمون و گفت شما نفرات جدید بشنید من خودم صدایتان میکنم بیاید. من هم خودکار را نشان دادم به مهوش سپهری خیالش راحت شد نفس کشید و بعد رفتم سر جام نشستم که مسئول خواهر یگانمان چند دقیقه بعد من را صدا کرد بیرون گفت موضوع صحبتت را بگو تا ما به مهوش سپهری بگیم که صدایت کند پشت میکرفون من هم گفتم صحبتی نداشتم رفتم از مسئولم خودکار بگیرم.

در نشست عمومی دیگری که مهوش سپهری گرداننده آن بود موضوع نفوذی ها بود که بعد از کلی سناریو و دروغ مهوش سپهری اعلام کرد فرقه رجوی زندان دارد و شکنجه هم میکند وقتی آخوندها زندان دارند و یک مجاهد را میگیرند و زندان و شکنجه میکنند برای گرفتن اطلاعات چرا ما در فرقه رجوی زندان و شکنجه نداشته باشیم؟ بعد یک نفر از مهوش سپهری پرسید آیا حاج مسعود رجوی هم میداند در فرقه اش زندان و شکنجه هست ؟ مهوش سپهری با کمال پروی گفت خود برادر حاج مسعود رجوی دستور شکنجه و زندانی کردن نفوذی ها را داده.

در دادگاهی که سال هشتاد برای من در فرقه رجوی برگزار کردن مسئولیتش با مهوش سپهری بود

اسامی نفرات شرکت کننده در دادگاه

زهره قائمی—معصومه ملک محمدی—ژیلا دیهیم –مژگان پارسیای –مهری حاجی نژاد—عباس داوری –مهدی ابریشم چی –حسن حسنزاده محصل.

خود مسعود و مریم هم از طریق میکرفونی که صحبت میکردیم در دادگاه، گوش میکردند.

مهوش سپهری گفت پرونده ات بسته نشده بعد از چند سال هنوز باز است

بعد مهوش سپهری یک برگه داد به من و گفت این را ضد اطلاعات داده که به تو شک دارند و باید امضاء کنی.

احمد واقف که همان براعی است خودکار را با زور میکرد توی دستم میگفت امضاء کن برگه را.

گرفتم پاره کردم. مهوش سپهری گفت کاغذ زیاد داریم در فرقه رجوی. باید امضا کنی. گفتم امضا نمیکنم زهره قائمی نگاه میکرد و میخندید.

مهوش سپهری  گفت اگر امضا نکنی زیر شکنجه امضا میگیریم. گفتم میروم زیر شکنجه بلند شدم بروم مهوش سپهری گفت از خودت دفاع کن. گفتم دفاعی ندارم یک مشت حرف مزخرف میزنید.

مهوش سپهری گفت پرونده ات بعد از این هم باز است .

بردنم توی بنگال. شب با چشم بند و دستبند و پاهایم را بستن انداختن توی کیسه انفرادی و انداختن صندق عقب ماشین  واوردن قرارگاه اشرف  نزدیک مزار یک ساختمان بود که برج نگهبانی داشت لباسهایم را گرفتن و لباسهای زندانی دادن .

دوباره چشم بند ودستبند زدن بردن توی قرارگاه بیست دقیقه چرخاندن که من نفهمم کجا میبرن………شکنجه ها شروع شد.

یادم هست نفرات جدید فرستاده بودن به قرارگاه ما. بعد از افطار بود. داشتیم فاکت عملیات جاری مینوشتیم که یک نفر به اسم فرمان که از بچه های رمادی عراق بود روی خودش بنزین و نفت ریخته بود و امد داخل سالن غذا خوری بعد از کلی فحش دادن به حاج مسعود رجوی خودش را به آتش کشید و که بعد از آن مسئولین فرقه رجوی در بیمارستان فرمان را به قتل رساندند.

بعد مهوش سپهری آمد قراگاه ما شروع به دروغ گفتن که نفوذی اطلاعات بوده ولی حاج مسعود رجوی بخشیدش و بعد به خانواده فرمان گفتیم در تعمیرگاه نفت و بنزین روش ریخته شده بود رفت خودش را گرم کند آتیش گرفت و شهید شد. در همانجا یکی از ناراضیان به نام نوح میکروفن رو گرفت به مهوش سپهری گفت چرا دروغ میگوی قبل از اینکه فرمان خودش را بسوزاند کلی حرف داشت و کلی به حاج مسعود رجوی فحش داد. بعد از یک ماه در بولتن تیتری را دیدم که ریز نوشته بود نوح در عملیات داخله کشته شد و نوح را سرش را کردن زیر آب به دستور مهوش سپهری.

اینها تنها گوشه هایی از جنایات مهوش سپهری با نام مستعار نسرین در تشکیلات فرقه رجوی جنایتکار بود و مطمئن هستم در هر قرارگاهی دست به جنایات وحشتناکی زده و میزند.

*** 

Camp Ashraf Iraq January 13 2014

https://youtu.be/zrl9D14Wlw8

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23337

“مریم رجوی” این “پدیده حقوق بشری” را بیشتر بشناسیم

مجید روحی، ایران اینترلینک، بیست و هفتم ژانویه ۲۰۱۶:… مریم قجر عضدانلو خود را آزادی خواه در اروپا و سیمای سازش معرفی می کند و مدعی هست که می خواهد آزادی را برای هموطنان خود به ارمغان بیاورید و از طرف دیگر در مناسبات فرقه رجوی سرکوب شدید و خفقان و سانسور شدید بیداد می‌کند و کسی حق اظهار نظر و انتقاد از فرماندهان و عملکرد مسعود رجوی را ندارد و همچنین مریم قجر عضدانلو در خارج از …

Villepinte – the real message behind Maryam Rajavi’s anti-Iran speech

لینک به صفحه فیسبوک آقای روحی

“مریم رجوی” این “پدیده حقوق بشری” را بیشتر بشناسیم

مریم قجر عضدانلو چه کسی است و از چه زمانی فعالیت های سیاسی خود را شروع کرد.

تا قبل از سال ۱۳۵۷ یعنی پیروزی انقلاب در هیچ کجا اثری یا رد پائی از فردی یا موجودی به نام مریم قجر عضدانلو به چشم نمی خورد.

مریم قجر عضدانلو خواهر بزرگتری داشت به نام نرگس عضدانلو که کمتر در اسناد و نوشته های فرقه رجوی نامی از او می آید.

نرگس بعد از آغاز مبارزه مسلحانه در سال ۱۳۵۰ در حالی که از مریم بزرگتر بود به سازمان و تیم های عملیاتی پیوست. تیم های عملیاتی چریکی در زمان شاه

در ماجرای ۱۳۵۴ تحولات ایدئولوژیکی نرگس مارکسیست شد و بعدها در درگیری های قبل از انقلاب نرگس کشته شد.

به همین دلیل فرقه رجوی بجز موارد نادر که میخواستند از نام نرگس استفاده کنند در هیچ کجا به او اشاره نمی کردند و اینکه وی مارکسیست شده بود.

تنها امتیازی که مریم قجر عضدانلو هم مانند دیگر خانواده های شهدای و کسانی که اقوام نزدیکشان از اعضاء فرقه رجوی بود در فرقه رجوی برخوردار بود بخاطر همان امتیاز ها به عنوان سرتیم یکی از واحد های دانشجوئی انتصاب شد پس از مدتی با مهدی ابریشمچی ازدواج کرد.

مریم قجر عضدانلو بعد از منتقل شدن از عراق به پاریس در اور سوراواز در قسمت پشتیبانی فعالیت می کرد . و این با استناد به حرف خود خانم مریم قجر عضدانلو است .

من مریم قجر عضدانلو * موضع مسئولیت : در ستاد پشتیبانی رده تشکیلاتی:مسئول نهاد

پنج ماه بعد مریم قجر عضدانلو را از خمره رنگرزی اورسورواز بیرون کشیدن و به عنوان همردیف مسئول اول به اعضاء فرقه رجوی تحمیل کردند.

اما تعجب مریم قجر عضدانلو در تقابل با اراده مسعود رجوی که تلاش میکرد از مریم قجر عضدانلو یک قدیس و به نوعی مادر مقدس بسازد اثر لازم را ندارد و توان مقابله با این خواست در کسی پیدا نمی شود.

مریم قجر عضدانلو یک شخص سیاسی نبود و تجربه جهانی هم نداشت مریم قجر عضدانلو سال ها آموزش دید تا خط مسعود رجوی را پیش ببرد و انجام دهد و هیچ ایده دیگری فراتر از این ندارد

تنها کسانی که مریم قجر عضدانلو توانست جذب کند پناهندگان طبقه پایین و آس و پاسی بودند که فکر می کردند این واقعا بازسازی گذشته است

با این حال تا زمان جدایی شماری از اعضای فرقه و گمانه زنی های آنان در مورد روابط خصوصی مریم قجر عضدانلو و مسعود رجوی هیچکس تصور نمی کرد جز منافع تشکیلاتی و هوا کردن فیل تازه ای برای سرپوش گذاشتن بر شکست ها، فاکتور اخلاقی و … در این سناریو دخیل و نقش داشته باشد. همه قرائن و شواهد نشان می دهد که واکنش های حاصله از معرفی مریم قجر عضدانلو در مقام همردیفی با مسعود رجوی و بعدتر به عنوان کاتالیزور وصل به ایدئولوژی رهبری و حتی انتصاب او به مقام ریاست جمهوری بهت و شگفتی اعضای فرقه را از بالاترین رده ها تا سطوح پائین فرقه به همراه داشته است

* مریم قجر عضدانلو که در میان اعضای فرقه خود را “ملکه انقلاب ایدئولوژیک”، در کلیسای فرانسه خود را”ژاندارک ایران” و در میان هلهله لابی های منطقه اورسوراواز خود را “ژنرال دوگل ایران” می نامد، هر روز با تکرار یاوه های پوچ و سرخورده از شکست در عراق، دنبال شکافی برای فریب افکار عمومی است.

مریم قجر عضدانلو در سیمای سازش فرقه رجوی از “اسلام دموکراتیک” و رهایی بخش برای “ایران فردا” حرف میزد .

خانم قجر عضدانلو که آن روزها مسلمانی نمی شناخت و روسری امروزی اش را نیز بر سر نمی گذاشت، حتی در یک تظاهرات مردمی شرکت نکرده بود.معلوم نیست این حرف ها را از کجا شنیده است که از “اسلام دموکراتیک”ی ذکر خیر می نماید که مسعود رجوی و موسی خیابانی را به پابوس آیت الله خمینی کشانده بود

علاوه بر این مگر مریم قجر عضدانلو نشنیده یا نخوانده که مسعود رجوی و موسی خیابانی برای اشهد گفتن پیش مرجع تقلید و ثبت مسلمانی شان نزد آیت الله خمینی رفته بودند که مقبول نشد اینگونه مریم قجر عضدانلو خود را به بطالت زده و شعور دیگران را به بازی گرفته است

مریم قجر عضدانلو زنان شورای رهبری را تشویق می کرد تا لباس های خود را از تن بیرون کنند و در مقابل همسرش مسعود رجوی عریان و لخت برقصند!! و به زنان لخت و عریان شورای رهبری میگفت: «چرا شما خودتان را برای مسعود رجوی نمی کشید و باهم رقابت نمی کنید و از او نمی خواهید تا به شما اجازه بدهد به تنهایی وارد اتاق خواب او بشوید و با مسعود رجوی تنها همبستر شوید

افکار عریان مریم قجر عضدانلو که بی پروا بر زنان شورای رهبری و اعضای فرقه رجوی سیطره پیدا می کند بر کسی پوشیده نیست و باید از مریم قجر عضدانلو پرسید برای کدامین قبله اینچنین حجاب می‌گیری زیر نقاب اطهر حجاب بی بند و باری مریم قجر عضدانلو هرگز پوشیده نخواهد شد چراکه بی بند و باری و مهیا کردن سور و ساط برای مسعود رجوی زن باره اش و غلتیدن مسعود رجوی در روابط جنسی و ارضای شهوانی، آن سوی سکه آدم کشی و جنایت علیه انسان‌های بی‌گناه ا نشان خواهد داد و این موضوع و این موضوع انقدر فساد عظیمی است که این زن فکر می کند با تکه‌ای پارچه می‌تواند آن را بپوشاند

مریم قجر عضدانلو و همسرش در حق اعضا خود در سال ۱۳۷۳ و شکنجه بیش از ۱۲۰۰ نفر را بجرم رفه ابهام و نفوذی رژیم ایران روانه زندان و شکنجه گاههایش خود در اسارتگاه اشرف کردند و انها را دست قصابان و شگنجه گران فرق رجوی سپردن

مریم قجر عضدانلو دستور داده بود زنان و مردان از صبح تا نیمه های شب در فرقه رجوی جان بکنند و کار کنند و هر هفته مریم قجر عضدانلو هر هفته پیام می فرستاد که: «شما کار نمی کنید… شما مفت خور هستید… شما انقلاب نکرده اید… شما دوجایه خور هستید… شما عجوزه و بی ناموس و طلبکار و باج گیر… هستید و خیلی ها را در تنگنای تشکیلات و انقلاب قرار میداد که با خودکشی و خودسوزی خودشان را راحت میکردن و همان زمان مریم قجر عضدانلو رنگ آفتاب و مهتاب را نمی دید

مریم قجر عضدانلو بیش از هر گروه دیگری مدعی تساوی حقوق زن و مرد است اما زنان عضو فرقه رجوی از ساده ترین حقوق خود محروم هستند قسمت هولناک موضوع اینجاست که مریم قجر عضدانلو به ممنوعیت ازدواج برای زنان فرقه رجوی قناعت نمی کرد مریم قجر عضدانلو برای از بین بردن هر گونه عطوفت مادری و یا بازگشت احتمالی زنان به شرایط قبل در سال های استقرار در پادگان اشرف، طی یک سناروی خوفناک ضد بشری طرح عقیم کردن زنان ه را پیاده کرد

مریم قجر عضدانلو بر اساس کنوانسیون جلوگیری از نسل کشی و مجازات مرتکبین” تحمیل استانداردهایی به قصد جلوگیری از زاد و ولد اعضای فرقه رجوی مصداق بارز نسل کشی است

مریم قجر عضدانلو یکی از کسانی است که اکنون نزدیک به سه دهه است که راس فرقه رجوی بشدت متعصب و متحجر قرار گرفته است و بر خلاف صحبتهای روشنفکرانه خود عملکرد کاملا عقب مانده دارد

مریم قجر عضدانلو در سفرهای آنچنانی خود در اروپا ادعای مبارزه برای آزادی و برابری دارند و خود را مدافع سرسخت حقوق بشر می دانید ولی در فرقه رجوی نقض فاحش حقوق بشر وجود دارد و به فکر نیروهای گرفتار در کمپ لیبرتی عراق نیست و آنها را از حق تصمیم گیری و اظهار نظر در مورد سرنوشت خودشان محروم کرده و آنها را از کلیه حقوق انسانی محروم کرده و مانع خروج سری آنها از کشور نا امن عراق میشود

مریم قجر عضدانلو خود را آزادی خواه در اروپا و سیمای سازش معرفی می کند و مدعی هست که می خواهد آزادی را برای هموطنان خود به ارمغان بیاورید و از طرف دیگر در مناسبات فرقه رجوی سرکوب شدید و خفقان و سانسور شدید بیداد می‌کند و کسی حق اظهار نظر و انتقاد از فرماندهان و عملکرد مسعود رجوی را ندارد و همچنین مریم قجر عضدانلو در خارج از مناسبات هم تاب و تحمل شنیدن انتقاد منت جدا شدگان از فرقه رجوی را ندارید و بجای پاسخ به انتقادات شان سعی می کنید که با انواع شیوه های گوناگون آنها را خاموش و ساکت کنید و برای جلوگیری از افشاگری علیه فرقه رجوی متوسل به زور شده و چماق داران خود را برای ضرب و شتم منتقدین و جداشدگان گسیل می کنید

مریم قجر عضدانلو که شعار انتخابات آزاد را می دهد و همواره از رفراندوم حرف می زند نمیتواند بگوید که براساس کدام انتخابات آزاد رییس جمهورخود برگزیده ایران شده و چرا مادام العمر شده و بر اساس کدام انتخابات مسعود رجوی رهبر و ولی فقیه مادام العمر عقیدتی شده

مریم قجر عضدانلو که مدعی طرفداری از اسلام انقلابی و بردبار هست و خود را مدافع سرسخت و سینه چاک رهایی زنان می داند و به دستور خود مریم قجر عضدانلو بیشترین ضلم و ستم در فرقه رجوی در حق زنان اعمال می شود و آنها را مجبور به ترک شوهر و فرزندان و خانواده میکردند و برای کشتن احساسات شان همانند گروه تروریستی داعش زنان را ختنه و عقیم می کردند و مسعود رجوی از این زنان نگون بخت برای خودش حرم سرا درست کرده بود که در این رابطه روی شاهان قاجار را سفید کرده بود و دست انها را از پشت بسته بود

مریم قجر عضدانلو خود را مدافع سرسخت تغییر می پندارید ولی اجازه نمی دهد مناسبات قرون وسطایی فرقه رجوی تغییر کند و ساختار فرقه گرا یا نه حاکم بر فرقه رجوی را از بین ببرد و بر یک انتخابات آزاد این ساختار غیر دموکراتیک را عوض کند

مریم قجر عضدانلو خود را آزادی خواه معرفی می کنید ولی هنوز از مبارزه مسلحانه و خشونت دست بر نمیدارد و از گذشته سراسر خیانت بار خویش فاصله نمیگیرد و همه ساله سالروز خشونت و ترور را گرامی می دارید و در پیامهایش تبریک هم می فرستد

مریم قجر عضدانلو شعار های انقلابی بودن سر میدهد و گوش فلک را کر میکند با شعارهایش و پشت پرده از گروههای تروریستی بخصوص گروه تروریستی داعش در عراق و سوریه حمایت می کنید و با اسراییل و سیاست های صهیونیستی هم سویی دارد و پاچه خواری ال سعودی را میکند

مریم قجر عضدانلو خود را مدافع سرسخت و سینه چاک خلق قهرمان ایران می داندو از طرف دیگر به خلق قهرمان ایران خیانت کرده و با کلک و دروغ فرزندان خلق قهرمان ایران را به عراق کشانده و در بیابان های عراق نگه داشته و دست از سر شان بر نمی دارد تا خود شان ازادانه برای آینده زندگی شان تصمیم گیری کنند

اعضای غیرمجاهدی که در شورای ملی مقاومت فرقه هستن مریم قجر عضدانلو را به عنوان رئیس خود قبول نمیکنند چه برسد به عنوان رئیس جمهورخود برگزیده ایران.

مریم قجر عضدانلو که مسئول همه کشتارها و شکنجه های گروگانهای لیبرتی تا کنون بوده و هست و باید به این همه نقض حقوق بشر نقطه پایان دهد و گروگانهای لیبرتی را آزاد کند و مینیمم حقوق آنها را به رسمیت بشناسد باید خانواده ها تلاش کنند حق دیدار با عزیزانشان در لیبرتی عراق را بدست بیاورند تا موفق شوند عزیزان اسیرشان درلیبرتی عراق را از چنگان رجوی ها و این فرقه ستمکار رهایی دهند و به آغوش گرم خانواده هایشان برسانند به امید آن روز که دیر نیست

مجید روحی قربانی فرقه رجوی

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRICouncil of Foreign Relations, 2014: Mujahadeen-e-Khalq (MEK). Backgrounders

***

همچنین:

همه دزدی های حاج مسعود رجوی در راستای سرنگونی است

Majaid_Rouhiمجید روحی، ایران اینترلینک، هفدهم فوریه ۲۰۱۶:… دم صبح بود گله گاوی رو دیدیم که ول هستن. مسئولم گفت میخواهیم این گاوهارو بگیریم ببریم داخل قرارگاه. گفتم به مسئولم اینها صاحب دارن این کار درستی نیست دزدی است. مسئولم اعصبانی شد گفت دستور حاج مسعود رجوی هست. تو میتونی دستور حاج مسعود رجوی را اطاعت نکنی؟ رفتیم یک گاوی ک
Rajavi_Saddamمجید روحی، ایران اینترلینک، شانزدهم فوریه ۲۰۱۶:…  همیشه در صحنه سیاسی تا زمانی که همه چیز آرام است و هیچ خطری در کار نیست حاج مسعود رجوی وجود دارد ولی تا اندکی احساس خطر میکند حاج مسعود رجوی محو می شود. در زمان  فاز سیاسی و در جریان رو در رویی با رژیم تا زمانی که مبارزه سیاسی بود و خطری وجود نداشت هر
Majaid_Rouhiمجید روحی، ایران اینترلینک، پانزدهم فوریه ۲۰۱۶:…  باید از حاج مسعود رجوی سوال کرد: حاج مسعود رجوی بحث های شقه و قهر چه شد؟ حاج مسعود رجوی بحث های جرقه و جنگ چه شد ؟ حاج مسعود رجوی بحث های انقلاب ایدئولوژیک که معادل ناو هواپیما بر گفته می شد چه شد ؟ حاج مسعود رجوی بحث های خاتمی رئیس جمهور، ختم رژیم چ

حاج مسعود رجوی تا کی اعضای اسیرو بی هویتت حق سوال و اعتراض ندارند

مجید روحی، ایران اینترلینک، چهاردهم فوریه ۲۰۱۶:…  حاج مسعود رجوی در راستای همین بی هویت کردن اعضای اسیر فرقه اش چنان پیش رفت که  دیگر هیچ کار و هیچ برنامه ای در اختیار کسی نبود و افراد مهره ای بیش در دستان حاج مسعود رجوی نیستند که امروز می بینیم صورت های خود را پوشانده و با فحش و ناسزا و اعمالی غیر

حاج مسعود رجوی سرنگون نکردی، بد سرنگونت کردن

مجید روحی، ایران اینترلینک، سیزدهم فوریه ۲۰۱۶:… حاج مسعود رجوی چه شده؟ تو که خودت را رهبر مقاومت و مسئول سرنگونی آخوندهای دجال میدونستی ولی حالا همه شعارهای قبلی را کنار گذاشته و صرفا مسئول آخرت نیروهای خود شده ای؟ حاج مسعود رجوی حالا چرا به جای وعده سرنگونی آخوندهای دجال و کسب قدرت در این دنیا به وعده رستگ
 
 
Majid_rohiمجید روحی، ایران اینترلینک، دوازدهم فوریه ۲۰۱۶:… جا دارد از مسعود رجوی سوال کنیم چرا تعداد و اسامی کسانی را که در پروژه ی رفع ابهام پایشان به زندانهای اشرف افتاد اعلام و شفاف سازی نمیکنید؟ حاجی مسعود رجوی با دستور شما بود که در زندانهای اشرف از افراد زیر شکنجه و آزار و اذیت و نیرنگ مجبور میکردید …

حاج مسعود رجوی! برای مارک زدن هایت مدرک هم داری؟

Majid_rohiمجید روحی، ایران اینترلینک، دهم فوریه ۲۰۱۶:… داشتم تو اینترنت دنبال جوک خنده دار میگشتم که یکی از سایتهای فرقه رجوی را دیدم صفحه را باز کردم و چند مطلبش را خواندم درباره جداشده ها بود که مرغ پخته را هم به خنده در می آورد. دستگاه دروغ پرداز رجوی ها دیگر برایشان مهم نیست که چه چیزی را در سایت های کثیف خود سر هم می کنند
 
 
Majid_rohiمجید روحی، ایران اینترلینک، نهم فوریه ۲۰۱۶:…باید یه مسعود رجوی و فرقه اش گفت این نتیجۀ وطن فروشی و بریدن از مردم ایران و ایرانیان خارج کشور و رفتن زیر پرچم بیگانگان و آویزان شدن به دامن هر کس و ناکسی است که برای جمع کردن سیاهی لشکر جهت تظاهرات به چه کثافتکاری هایی که تن در نمی دهی!
 
 
Majid_rohiمجید روحی، ایران اینترلینک، هشتم فوریه ۲۰۱۶:… مسعود رجوی بیش از چندین دهه است که رهبری فرقه خود را به دست گرفته. مسعود رجوی نظر و ایده هیچ کس را قبول نداشته و به جز خودش چه در درون و چه در بیرون از تشکیلات فرقه ای کسی را به رسمیت نمی شناخت و نمی شناسد …