همیاری حقوق بشر و گلریزان مرگ

همیاری حقوق بشر و گلریزان مرگ

همیاری حقوق بشر و گلریزان مرگحامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، بیست و یکم دسامبر 2019:… در کمتر از یک هفته، قرارگاه اشرف 3 متعلق به سازمان مجاهدین 3  مرگ را در رده های بالا تجربه کرد که نشانگر آغاز یک سلسله مرگ و میر در تشکل مجاهدین است. به نظر می رسد فاجعه ای که پیدایش آن دور از انتظار نبود فرارسیده و مسئولین رده بالای مجاهدین به پایان عمر خود رسیده اند. طبیعی است اگر بگوییم این سلسله مرگ ها، طلیعه ی پایان عمر مابقی مسئولین مجاهدین و در صدرشان مریم و مسعود رجوی باشد. اگرچه مسعود سالهاست که بود و نبودش یکی است و پس از 17 سال غیبت، دیگر خود مجاهدین هم برای بودنش ارزشی قائل نیستند و جز چند عکس دوران جوانی و شعارهایی که تنها جهت حفظ روحیه هاست، از او اثری نمانده است. همزمان با این مرگ و میرها، رخدادهای دیگری مرتبط به ایران بوقوع پیوست که به آن اشاره می کنم: همیاری حقوق بشر و گلریزان مرگ 

از گلریزان و گدایی تا سه تن طلای عربستان برای مهریه مریم رجویاز گلریزان و گدایی تا سه تن طلای عربستان برای مهریه مریم رجوی

همیاری حقوق بشر و گلریزان مرگ

در ۳۰ آذر ۱۳۹۸

گلریزان مرگ!

در کمتر از یک هفته، قرارگاه اشرف 3 متعلق به سازمان مجاهدین 3  مرگ را در رده های بالا تجربه کرد که نشانگر آغاز یک سلسله مرگ و میر در تشکل مجاهدین است. به نظر می رسد فاجعه ای که پیدایش آن دور از انتظار نبود فرارسیده و مسئولین رده بالای مجاهدین به پایان عمر خود رسیده اند. طبیعی است اگر بگوییم این سلسله مرگ ها، طلیعه ی پایان عمر مابقی مسئولین مجاهدین و در صدرشان مریم و مسعود رجوی باشد. اگرچه مسعود سالهاست که بود و نبودش یکی است و پس از 17 سال غیبت، دیگر خود مجاهدین هم برای بودنش ارزشی قائل نیستند و جز چند عکس دوران جوانی و شعارهایی که تنها جهت حفظ روحیه هاست، از او اثری نمانده است. همزمان با این مرگ و میرها، رخدادهای دیگری مرتبط به ایران بوقوع پیوست که به آن اشاره می کنم:

مرگى ديگر در آلبانى و پيامى به دوستان

سه گام حقوق  بشر!

گام اول: روز 27 آذر، مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه ای علیه وضعیت حقوق بشر در ایران تصویب کرد که بر پایه ی گزارش های جریانات سیاسی خارج کشور و بطور اخص مجاهدین خلق و سایر شخصیت های وابسته به عربستان سعودی تهیه شده بود. این موضوع نشان داد که سلسله نمایش های “کشته سازی” که در هفته های گذشته روی صحنه بود، صرفاً برای به تصویب رسانیدن قطعنامه علیه ایران بوده است. مجاهدین در عرض چند هفته آمار کشته های آشوب آبان ماه را از 40 به 1500 نفر افزایش دادند تا بر تنور “حقوق بشر” بدمند، این در حالی است که شبکه های سعودی به نقل از عفو بین الملل آمار 304 نفره ارائه داده اند. آماری که مجاهدین به طور متناوب افزایش می دهند، درست با آمار “برایان هوک” آمریکایی همخوانی دارد، هرچند مشخص نیست این آمارها از اتاق فکر صهیونیست ها به مجاهدین دیکته شده و یا مریم رجوی آنرا تولید و به برایان هوک مشاوره داده است. هرچه باشد، امروز واضح است هدف جریانات ضدایرانی (و عمدتاً تروریستی) از هیجانات چند هفته ای حقوق بشری، صرفاً برای طرح آن در سازمان ملل بوده است. همه ساله در پاییز یک سلسله رخداد ساختگی در ایران بوقوع می پیوندد و همزمان مجاهدین و نهادهای حقوق بشری وابسته به سعودی روی آن مانور می دهند و بلافاصله در مجمع عمومی سازمان ملل از آن علیه ایران استفاده می شود. این هماهنگی ها تصادفی نیستند و بدون شک ریشه های آن به هم وصل است. متأسفانه برخی جریانات داخلی نیز عامداً و یا از روی جهالت به آن دامن می زنند و یا بدون توجه به دام گستری بیگانگان، به جای توجیه و روشنگری مردم، به بزرگنمایی و شائبه سازی پیرامون آن مشغول می شوند و به این شکل خود در دامی که بیگانگان به عمد پهن کرده اند گرفتار می شوند (می توان به موضوع اسیدپاشی، له کردن آنتن های بشقابی و دهها نمونه دیگر اشاره کرد که درست در چنین ایامی صورت می گرفت تا خوراک حقوق بشری در سازمان ملل باشد).

پس از تصویب این قطعنامه (که معمولاً فقط برای ایران رسانه ای و تبلیغ می شود و کمتر به نسل کشی مردم یمن و غزه توسط عربستان و اسرائیل -با حمایت آشکار آمریکا- پرداخته می شود و چند نمونه بی رمق آنهم عملاً توسط این دولت ها به سخره گرفته می شود) مریم رجوی بیانیه ای انتشار داد که در آن ضمن ارائه آمارهایی ساختگی، از اقدام سازمان ملل نیز تقدیر به عمل آورده است. اگر به آمار جعلی 30 هزار اعدامی تابستان 67 که مریم رجوی روی آن تأکید دارد نگاهی بیندازیم، طبعاً آمارهای دیگر ارائه شده اش هم زیر سوال می رود. آش 30 هزار اعدامی به حدی شور بود که ایرج مصداقی (عضو افتخاری مجاهدین) هم چند سال قبل آنرا نفی و بزرگنمایی مسعود رجوی خواند. در کنار آن می توان به آمار کشته های 1500 نفری اغتشاشات آبان اشاره داشت که در عرض چند روز ضریب خورده است. از این آمارهای عجیب در دستگاه مجاهدین کم نبوده و نیست. سالها پیش مسعود رجوی آمار می داد که 70 درصد مردم ایران از ریاست جمهوری مریم رجوی حمایت کرده اند و یا بیش از 80 درصد مردم ایران معتاد هستند… لذا با وجود چنین اپوزیسیونی که چشم از تحریم ظالمانه اربابانشان نسبت به مردم ایران بسته اند و از کدخدا التماس می کنند که آنرا تشدید و به ایران حمله نظامی کنند، و با چنین شورای حقوق بشری که چشم بر جنایت های عظیم علیه مردم یمن و فلسطین و افغانستان بسته است، نمی توان امیدی به تغییر داشت و یا نمی توان امید داشت که جریانات خارجه نشین به چیزی جز دلار بیندیشند و ظلم بر مردم ایران را زیر ضرب ببرند و سفسطه های مجاهدین خلق را محکوم کنند.

روز جهانی حقوق بشر و شارلاتان بازی فرقه رجوی

گام دوم: پارلمان اروپا هم در تاریخ 28 آذرماه ایران را محکوم نمود و از جمهوری اسلامی خواست که حقوق معترضان را به رسمیت بشمارد. درخواست انجام این محکومیت توسط دولت کانادا به پارلمان اروپا ارائه شده بود. می دانیم که کانادا سالهای طولانی مأمن اختلاسگران و کاسبان تحریم بوده که ضمن به یغما بردن اموال مردم ایران به این کشور گریخته اند. “خاوری و مرجان شیخ الاسلامی” از زمره این افراد هستند. در کانادا چندین نهاد صهیونیستی فعالیت دارند که انجمن های حقوق بشری زیرمجموعه آنهاست و توسط برخی ایرانیان اداره می شود. نازنین افشین جم یکی از این نمونه هاست که چندین سال پیش پس از شهرت یافتن به عنوان “ملکه زیبایی” به کارهای حقوق بشری گمارده شد و آنگاه با وزیر دفاع کانادا ازدواج کرد تا بهتر به اهداف تعیین شده اش برسد. هفته گذشته جایزه “حقوق بشر”اهدا شده به “نسرین ستوده” توسط وی تحویل گرفته شد. شخصیت دیگر “رضا مریدی” است که به دلیل سرسپردگی تمام عیار به صهیونیست ها، ابتدا به نمایندگی پارلمان کانادا و آنگاه وزارتخانه تحقیقات و نوآوری به وی اهدا گردید. مریدی از زمره فعالین ضدایرانی در این کشور است که با تشکل مجاهدین خلق رابطه ای دوستانه دارد. نمونه دیگر زنی به نام “شاپرک شجریزاده” است که سال گذشته با یک سناریو، نمایش چهارشنبه های سفید “مسیح علینژاد” را به اجرا درآورد و آنگاه در عرض چند روز به کانادا رسید و در محفل صهیونیست ها از تحریم مردم ایران دفاع کرد… کانادا با چنین پیشینه ای، طبیعی است که نقش منجی مردم ایران را بازی کند بدون اینکه گفته شود علت پناه آوردن غارتگران اموال مردم ایران به این کشور چیست؟

همیاری حقوق بشر و گلریزان مرگ

البته نقشی که لاهیجی، شیرین عبادی، مریم رجوی و عضو افتخاری آنان ایرج مصداقی و امثال آنان بازی می کنند نیز در تصویب این قطعنامه غیر قابل کتمان است. با اینحال آنچه قابل توجه است، اشک تمساح برای معترضین ایرانی است. پارلمان اروپا در حالی جمهوری اسلامی را در یک قطعنامه “غیرالزام آور” متعهد به رعایت حقوق آشوبگران می کند که بیش از یکسال است در فرانسه اعتراض مسالمت آمیز و غیرمسلحانه مردم برای معیشت و حق بازنشستگی به شدیدترین وجه سرکوب شده و طی آن حداقل 11 نفر کشته و بیش از 20 نفر کور شده اند و صدها نفر دیگر نیز جراحت برداشته اند. سرکوب گسترده مردم فرانسه در حالی ادامه داشته که این پارلمان حتی یکبار به دولت مکرون اعتراض نکرده و از وی خواهان رعایت حقوق مردم نشده است. آیا چنین پارلمانی صلاحیت رسیدگی به وضعیت ایران و محکومیت جمهوری اسلامی را دارد؟

مریم رجوی در چنین وضعیتی پارلمان اروپا و مجمع عمومی ملل متحد را مورد تقدیر قرار می دهد. از وی باید پرسید که آیا حقوق بشر در مورد تشکیلات مجاهدین هم صدق می کند و یا اعضای این تشکل “انسان” به حساب نمی آیند و کماکان بردگانی هستند که باید خود را با اصل “فدای حداکثر” قربانی شما کنند؟ راستی آیا اطلاع دارید که والدین برخی اعضای مجاهدین در داخل ایران در بستر بیماری آرزو دارند پیش از مرگ عزیزان خود را ببینند؟ آیا نیروهایتان در آلبانی خبر دارند که “مادر بهشتی” روی تخت بیمارستان آرزوی دیدار فرزندانش را دارد که شما آنان را اسیر کردید و یا به کشتن دادید؟ آیا شما که روزگاری تمام مجاهدین را از کار و زندگی بیرون کشیده بودید تا در عزاداری و تشییع جنازه مادرتان شرکت کنند، حتی یکبار به ذهنتان رسید که خبری هم از مادران داغدار دیگر بپرسید که نیازمند عزیزانشان هستند؟ هرگز اینگونه نیست چون شما بدنه سازمان را تنها ابزاری می دانید که باید پدر و مادر و فرزندان خود را فدای قدرت طلبی تان کنند.

همیاری حقوق بشر و گلریزان مرگ

گام سوم: سومین حرکت حقوق بشری را مایک پمپئو علیه ایران برداشت و طی یک سخنرانی که نشان می داد نقش کلیدی در محکومیت ایران در مجمع ملل متحد داشته است، جمهوری اسلامی را متهم کرد که معترضین را بشدت سرکوب، و اقوام ایرانی را شهروند درجه 2 به حساب می آورد و اقلیت های مذهبی را زندانی و شکنجه می کند!. به نظر می رسد که پمپئو نه تنها بیش از حد از اوضاع ایران بی اطلاع است که حتی از جامعه آمریکا نیز خبر ندارد و چیز چندانی از سیاست (جز شکنجه و اعزام تروریسم به سایر کشورها) نمی داند، چون به هرحال دوران طولانی رئیس سازمان سیا بوده است. او بدون اشاره به قتل روزانه سیاهپوستان توسط پلیس آمریکا، و بدون اشاره به کشتار مردم خاورمیانه و تحریم ظالمانه علیه مردم ایران که حتی داروهای ضروری شان را هدف قرار داده است، مدعی گردید که آمریکا در کنار مردم ایران است!. شخصیتی که در قبال کشتار سیاهپوستان کشورش سکوت کرده و خود در آن جنایت ها شریک است، حکومت ایران را متهم می کند که شهروندان خود را درجه 2 می داند!. . این سخنان در حالی ادا می شد که گروهی از ایرانیان خودفروش که نقش فعال در تحریم مردم ایران ایفا می کنند در جلسه حضور داشتند.

مریم رجوی رطب خورده !

پایان گلریزان و آغاز زمستان

در کشاکش بازی های حقوق بشری مریم رجوی، نمایش گلریزان هم به پایان رسید. نمایشی که مجاهدین برای آن سنگ تمام گذاشتند و صدها برنامه و میزگرد و کنفرانس برگزار کردند. از بازی کانونهای شورشی در داخل ایران تا نمایشگاهی از صدها آکسیون خیابانی و تلویزیونی در خارج کشور که پولشویی های گسترده خود را زیر آن مخفی کنند. گفتگوی نمایشی مجریان تلویزیون سیمای آزادی با افراد مختلف که گاه خود را در ایران جلوه می دادند و گاه در اروپا و آمریکا بسیار دیدنی و کمدین بود. از کسانی که مدعی بودند از داخل ایران دلار برای مریم رجوی فرستاده اند تا افرادی که طلا و جواهرات برایش ارسال کرده بودند. طبعاً دروغ برای مریم و مسعود رجوی حناق نیست و کسی هم وقت و حوصله آنرا ندارد که بپرسد وقتی به گفته خودتان مردم ایران در فقر و فلاکت دست و پا می زنند و پول برای خوراک و دارو ندارند چطور برای شما دلار جمع آوری و ارسال می کنند؟ مریم رجوی در پیامی که به مناسبت پایان “پروژه همیاری” به تلویزیون مجاهدین ارسال کرد، نمایش “گلریزان” را ادامه آشوبگری و بخشی از اغتشاشات داخل ایران خواند. وی ادعا کرد که این نمایش را باید ادامه داد و به عنوان بخشی از قیام مردمی تلقی نمود. عجیب ترین بخش این پیام در جایی است که مریم با وقاحت تمام می گوید:

“مقاومتی که دست نیاز فقط به سوی مردمش دراز می کند هرگز اسیر تعادل قوا نخواهد شد و شکست ناپذیر است”.

همیاری حقوق بشر و گلریزان مرگ

این سخنان از دهان کسی بیرون می آید که حداقل در همین 15 سال گذشته تمام عیار در خدمت بیگانگان بوده و به جرم پولشویی در دادگاه فرانسوی محاکمه شده است!. مریم قجرعضدانلو در حالی این جمله را ادا می کند که چندین کلیپ از شوهرش و دیگر مسئولین سازمان افشا شده که در حال گرفتن دلار از صدام حسین در ازای فروش اطلاعات نظامی ایران هستند. به نظر می رسد که وی به حدی در میان دلارهای “سعودی-موسادی” غرقه شده که آنان را بخشی از مردم ایران می داند. تشکلی که به وضوح در آمریکا و اروپا دست گدایی به سمت انجمن های خیریه دراز می کند تا با فریب از آنان پولشویی کند و دهها میلیون دلار اهدایی صهیونیست ها و سعودی را زیر آن پوشش دهد، مدعی است که “فقط به سوی مردمش دست دراز کرده است”.

مجاهدین در گزارش نهایی خود ادعا کردند که مجموع کمک های دریافتی آنان معادل 6920400 دلار است. حال  باید دید چنین مبلغی را از کجا وارد حساب های خود کرده اند تا به اسم کمک های مردمی، از زیر بار مالیات و اتهام فساد مالی فرار کنند.

حامد صرافپور

همیاری حقوق بشر و گلریزان مرگ

لینک به منبع

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/برنامه-همیاری-مجاهدین-خلق-،-بازی-دوبار/

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی برای پوشاندن پولشویی در اروپا

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجویحامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، پانزدهم دسامبر 2019:… لذا پس از آزادی مریم “پولشویی” به شیوه تلویزیونی و بانکی کلیک خورده بود و دولت های اروپایی بخوبی از آن مطلع بودند ولی به خاطر همسویی مجاهدین با خط ایران ستیزی شان، هیچ نظارتی بر آن انجام نمی گرفت و نهاد های امنیتی اجازه نمی دادند که رهبری فرقه در این رابطه زیر ذره بین باشد لذا دلارهای زیادی به صورت مخفیانه بین مقامات سعودی و مجاهدین رد و بدل می شد که بخش مهمی از آن هم به جیب لابی های آمریکایی و اروپایی به عنوان دستمزد سخنرانی های چند دقیقه ای فرو می رفت. برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی برای پوشاندن پولشویی در اروپا 

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی برای پوشاندن پولشویی در اروپابه اصطلاح خیریه مجاهدین خلق ، نقض قوانین غیر سیاسی بودن کمیسیون خیریه انگلستان

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی برای پوشاندن پولشویی در اروپا

توسط انجمن نجات مرکز فارس در ۲۳ آذر ۱۳۹۸

از کمک های مالی مردمی تا سرقت مسلحانه اموال مردم!

همه ساله در چنین روزهایی فرقه مجاهدین خلق دست به تبلیغات گسترده ای جهت سرکیسه کردن هواداران خود می زند. نام این پروژه فریب “همیاری سیمای آزادی” است که از آن تحت عنوان “گلریزان” نیز یاد می شود که برگرفته از گلریزان مردم ایران برای یاری رسانیدن به کودکان بی سرپرست است. این پروژه امسال نیز (از 22 تا 24 آذر 98) کلیک خورده که بیست و چهارمین مورد آن محسوب می شود.

در ابتدای انقلاب رهبران سازمان مجاهدین خلق از طریق میلیشیا اقدام به جمع آوری کمک های مردمی می کردند. در آن زمان با کاغذهایی شبیه چک بانکی که روی آن مبالغی از 10 تا 100 تومان درج شده و با آیه 261 سوره بقره مزین گردیده بود، از مردم می خواستند که متناسب با بضع خود به سازمان کمک کنند (مَثَلِ کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند، همانند دانه ایست که هفت خوشه از آن می روید و در هر خوشه ای صد دانه است. خدا برای هر که بخواهد چند برابر می سازد). رجوی حتی از پول توجیبی میلیشیا نیز نمی گذشت و از آنان نیز می خواست که تمام یا بخشی از آنرا که پدر و مادرها در جیب شان می گذاشتند به سازمان بدهند تا در راه “خدا و خلق” از آن استفاده شود. طبعاً بخشی از این پولها برای خرید خانه در شمال شهر تهران جهت زندگی مسئولین هزینه می شد (تعدادی از همین خانه ها که در سالهای 60-61 محل زندگی بالاترین رده های سازمان بود در طی چند عملیات گسترده به دست سپاه افتاد).

با شروع فعالیت های تروریستی سازمان، اینگونه کمک ها بکلی قطع شد و تنها چاره مسعود رجوی سرقت مسلحانه از بانک ها بود. رادیو مجاهد در همان دوران (نیمه اول دهه 60) با آب و تاب از آن به عنوان عملیات دلاورانه تیم های عملیاتی و آزادسازی اموال مردم یاد می کرد… اما دوران سرقت های مسلحانه هم به پایان خود رسید و با متلاشی شدن تیم های عملیاتی، عملاً منابع مالی مجاهدین در داخل ایران بسته شد.

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی

اجرای پروژه “هلندی” و کلید خوردن “پولشویی” در اروپا!

ضربات سنگینی که به استراتژی “جنگ مسلحانه شهری” وارد شد، مسعود رجوی را وادار به اتحاد با صدام و فروش اطلاعات نظامی برای کسب درآمد کرد تا جبران منابع مالی از دست رفته در ایران باشد. اما چنین کاری به لحاظ سیاسی تبعات خود را داشت و طبعاً رجوی از سوی جریانات مختلف ایرانی مورد سوآل قرار می گرفت که هزینه پایگاه ها و مقرهای مجاهدین در عراق را چه کسی می پردازد؟ پاسخ به این سوآل در آن زمان راحت نبود و با توجه به منفور بودن صدام حسین در نزد ایرانیان، هیچکس قادر نبود صراحتاً از مزدوری صدام حسین و یا حتی دیگر دولت های خارجی ابراز افتخار کند (کاری که متأسفانه امروز تمامی اپوزیسیون خارجه نشین صراحتاً بدان معترف هستند و با افتخار از آن یاد می کنند) لذا جریانات سیاسی که عمدتاً در تضاد با مسعود رجوی بودند (و از قضا منابع مالی آنها هم شفاف نبود) می توانستند در یک رقابت منفی، مجاهدین را زیر ضرب ببرند.

در چنین شرایطی مسعود به ترفند دیگری روی آورد و آن ایجاد انجمن های پوششی برای مراجعه به خیریه ها جهت گرفتن کمک مالی برای “زنان بیوه و کودکان بی سرپرست آفریقایی” بود. همزمان در شهرهای مختلف اروپا نیز هواداران را بسیج می کرد تا در خیابانها از مردم پول دریافت کنند. این حرکت که در مناسبات مجاهدین خلق تحت عنوان “مالی-اجتماعی” شناخته می شد، بخش دیگری از سیستم پولشویی مجاهدین (از مردم اروپا) به حساب می آمد. طبعاً در این حرکت از پلاکاردهای مختلفی که بتواند مردم کوچه خیابان را تحریک کند استفاده می شد. اکثر این تبلیغات و پلاکاردها حول مسائل حقوق بشری و انساندوستانه بود و هیچ سخنی از هزاران ترور خیابانی و بمبگذاری در شهرهای ایران به چشم نمی خورد و مردم اروپا با سادگی خود و به تصور اینکه کمک نقدی آنان به دست زنان و کودکان آفریقایی می رسد به مجاهدین کمک می کردند.

حامد صرافپور

آقای حامد صرافپور

بدین ترتیب سازمان مجاهدین موفق شده بود تا چندین سال کمک های دریافتی از صدام حسین و سعودی را مخفی نگهدارد و مخارج هنگفت فعالیت های نظامی-تروریستی خود را تحت عنوان “کمک های مردمی” مشروع جلوه دهد. مسعود رجوی از این پروژه به عنوان “گدایی افتخارآمیز” یاد می کرد تا بتواند هواداران خارج کشوری خود را با آن بفریبد و تحمل آنان را برای تحقیر شدن و کتک خوردن از برخی مردم اروپا بالاتر ببرد.

البته “مالی-اجتماعی” تنها یک پرده از این نمایش بود. مسعود به هواداران خود در اروپا مأموریت می داد تا در فروشگاه های زنجیره ای اقدام به دزدی نمایند و اموال مسروقه را به انجمن ها منتقل کنند. کالاهایی که توسط مجاهدین دزدیده می شد شامل “مواد بهداشتی، نوشت افزار و پوشاک زیر” بود. من که آن زمان در سلیمانیه و کرکوک حضور داشتم، انبوهی از این اجناس را می دیدم که بنا به درخواست و نیاز نیروها توزیع می شد و یا در محلی به اسم سوپر قرار می گرفت تا از آن استفاده شود. اکثر این اجناس فرانسوی بودند ولی از نحوه تهیه آن چیزی گفته نمی شد جز اینکه بگویند این وسایل را بچه ها در اروپا به زحمت تهیه کرده اند!. بعدها که با برخی نفرات منتقل شده به عراق صحبت می کردم با خنده توضیح می دادند که چگونه جیب ها و زیر کاپشن هایشان را پر از جنس می کردند و از فروشگاه خارج می شدند. آن زمان فروشگاهها دارای تجهیزات مدرن امروزی نبود و دزدی آسان و کم خطر بود. مجاهدین به این پروژه اصطلاحاً “هلندی” می گفتند تا کسی خارج از مناسبات متوجه آن نشود و ضمناً درون فرقه هم فضای منفی ایجاد نکند. علت هلندی خواندن این اقدام “بلند” کردن اجناس از فروشگاه بود و به صورت استعاره از آن به عنوان “هلندی” یاد می شد. با اختراع جدید مسعود رجوی، گرفتن دلار از صدام حسین کاملاً پوشانده می شد و درآمد مجاهدین از فروش اطلاعات، زیر نقاب کارهای تبلیغی مشروعیت می یافت.

پرتاب موشک استراتژیک ضدبورژوازی و تغییر شیوه ها!

با انتقال مریم رجوی به پاریس و معرفی او به عنوان رئیس جمهور برگزیده! (که مسعود رجوی آنرا پرتاب موشک استراتژیک ضدبورژوازی به قلب اروپا نامید) روش های پیشین مجاهدین برای کسب درآمد به طریق دزدی از فروشگاه ها متوقف گردید چون می توانست برای خانم رئیس جمهور رسوایی برانگیز باشد اما کار “مالی-اجتماعی” با شدت بیشتری (بجز در فرانسه که مریم حضور داشت) دنبال شد و همزمان انجمن های پوششی مجاهدین برای پولشویی از خیریه ها نیز افزایش یافتند. افزایش جمع آوری پول از 200 یورو به 2000 یورو، تعهد سنگینی بود که مریم رجوی به تیم ها تحمیل کرده بود و هر تیم بدون کسب این مبلغ در طی روز اجازه بازگشت به پایگاه نداشت و اعضای تیم در سرمای سوزناک زمستانی هم می باید ساعت های طولانی در خیابان به بیگاری مشغول می شدند تا بودجه های هنگفت آرایش و عمل زیبایی مریم رجوی و سیاحت او به دیگر کشورهای اروپایی را تأمین کنند. کتک خوردن و توهین شنیدن زنان مجاهد در خیابان ها توسط مردم و یا نژادپرستان، یادآور کتک خوردن دختران میلیشیا در کوچه خیابان های ایران بود که صحنه های تأسفبار و دهشتناکی را ایجاد می کرد. آن زمان هم مسعود رجوی با سوء استفاده از دختران، آنان را طعمه اهداف سیاسی خود می کرد تا با کتک خوردن شان، مظلوم نمایی کند و بهره سیاسی ببرد. این دختران بعدها نیز در قرارگاه اشرف برای عشوه گری و جذب سربازان آمریکایی مورد استفاده قرار می گرفتند.

مریم رجوی و رسوایی پروژه “پولشویی”

بازداشت مریم در فرانسه و دادگاهی شدن او به جرم “پولشویی”، رسوایی بزرگی بود که عملاً تمامی پروژه های خیابانی اش را متوقف نمود و اروپا به مدت چندین سال از “گدایی افتخارآمیز” مجاهدین در امان بود. البته همکاری مسعود رجوی با نیروهای آمریکایی در عراق و همسو شدن با سیاست های سعودی و اسرائیل، منبع درآمد عظیم دیگری را برایش گشوده بود و نیاز چندانی به درآمدهای خیابانی نبود.

آزادی مریم و گسترده شدن فعالیت های وی بخصوص در گردهمایی ها، میلیونها یورو هزینه در بر داشت و اقناع ایرانیان و جریانات خارجه نشین در مورد منابع مالی را می طلبید که کار ساده ای نبود، لذا از این دوران سناریوی “گلریزان و همیاری سیمای آزادی” اوج تازه ای گرفت تا پوششی باشد برای منابع مالی مریم رجوی که از طریق سعودی و موساد انجام می گرفت (باید به یاد داشت که این حرکت از سال 1374 کلید خورده بود یعنی زمانی که مسعود رجوی در عراق شدیدترین سرکوب ها را بر اعضای متناقض و معترض خود روا می داشت و هزینه خورد و خوراک آنان را صرف نمایش های مریم در اروپا می کرد و پاسخ نیروهایش را با “مشت آهنین استخبارات صدام” می داد و هزینه تلویزیون ماهواره ای “سیمای آزادی” را از طریق سختی کشیدن مجاهدین در خاک عراق می پرداخت بدون اینکه اندکی از ولخرجی های مریم بکاهد. ریزش شدید نیروها با وجود سرکوب شدید باعث شد که مریم رجوی برای بدنه سازمان در عراق پیام بفرستد که از این پس در طول هفته هزینه خرید “مرغ” را برایشان تأمین می کند!. در چنین موقعیتی، نمایش همیاری سیمای آزادی برای تلکه کردن بخشی از هواداران خارج کشور رجوی آغاز شد).

لذا پس از آزادی مریم “پولشویی” به شیوه تلویزیونی و بانکی کلیک خورده بود و دولت های اروپایی بخوبی از آن مطلع بودند ولی به خاطر همسویی مجاهدین با خط ایران ستیزی شان، هیچ نظارتی بر آن انجام نمی گرفت و نهاد های امنیتی اجازه نمی دادند که رهبری فرقه در این رابطه زیر ذره بین باشد لذا دلارهای زیادی به صورت مخفیانه بین مقامات سعودی و مجاهدین رد و بدل می شد که بخش مهمی از آن هم به جیب لابی های آمریکایی و اروپایی به عنوان دستمزد سخنرانی های چند دقیقه ای فرو می رفت.

همیاری 98 در خیابان های اروپا!

این روزها دوباره اروپا شاهد میز کتاب های مجاهدین خلق برای “گدایی افتخارآمیز” از مردم در راستای پنهان سازی تخلفات مالی و انواع “پولشویی ها” است. بکارگیری دختران نوجوان برای جمع آوری امضا و کمک های مالی دقیقاً یادآور همان جنایتی است که پس از انقلاب شاهد بودیم و مسعود رجوی دختران خردسال را به میان لات و لمپن های خیابانی می فرستاد تا برای سازمان مجاهدین تبلیغ و “کار توضیحی” کنند و “کمک مالی” جمع آوری نمایند. اقدامی که در موارد متعدد باعث آسیب رسیدن به دختران میلیشیا و آزار آنان می شد و در عوض به مسعود رجوی دست پر برای مظلوم نمایی و جذب هوادار بیشتر می داد.

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی

با اینحال این نمایش های خیابانی صرفاً برای درآمدزایی آنچنانی نیست چون مردم اروپا خود درگیر مشکلات مختلف اقتصادی هستند. هدف اصلی مریم از این سناریو، از یکسو “بازی حقوق بشری و مشروعیت یافتن” با امضای مردمی است که از سر دلسوزی در دام فریبکاری مجاهدین گرفتار می شوند و از سوی دیگر “پوشش دادن و مشروعیت دادن” به بودجه های هنگفتی است که آنان از طریق “پولشویی و فرار مالیاتی” بدست می آورند. واضح است که برخلاف گذشته مجاهدین نمی توانند این کار را با کادرهای اصلی خود به انجام برسانند چون امروز اکثر زنان مجاهد در کشاکش تناقضات روزافزون خویش به فکر گریز و جدایی هستند و بکار گرفتن آنها در خیابان های اروپا بخشی از آن “فاجعه بزرگ” خواهد شد که مریم رجوی پیش از خروج مجاهدین از عراق گوشزد کرده بود. و البته حضور زنان “روسری بسر” مجاهد در خیابان های اروپا نیز امروز جاذبه ای ندارد و گاه نفرت انگیز جلوه خواهد کرد، بخصوص که سن اکثر آنها از 60 گذشته است. پس، تنها راه جذب و فریب مردم اروپا، فعال کردن دختران جوان بدون روسری است که حتی یکروز در مناسبات دهشناک مجاهدین در عراق حضور نداشته اند و بیشتر آنها پس از سقوط صدام به دنیا آمده اند. این دختران نوجوان، از نسل جدیدی است که “رجوی متحد صدام” را تجربه نکرده و هیچ اطلاعی از مناسبات گذشته مجاهدین ندارد. دقیقاً از همان نسلی که امروز در داخل ایران هم بجز با تبلیغات رسانه های فارسی زبان ضدایرانی آشنا نیست و زمینه کافی برای افتادن در دام فرقه های خطرناک را داراست.

امید است که مردم ایران چه در داخل و چه در خارج بتوانند تجارب پیشین را به فرزندان خود منتقل کنند و اجاز ندهند بازی دهشتناک گذشته در سناریویی جدید و بس خطرناکتر پیاده شود. اگر آن روزگار در دل اکثر اعضای مجاهدین “حس وطنپرستی و شور ضدامپریالیستی و ضداستثماری و استقلال خواهی” وجود داشت، در ربع قرن گذشته، تفکرات مسعود رجوی از این سازمان جز “یک تفکر ضدایرانی، وابسته و مزدور امپریالیسم که برای رسیدن به قدرت آماده تجزیه ایران هم هست” باقی نگذاشته است. فرقه خطرناکی که از “فدای حداکثر برای خلق، به جنگ و تحریم علیه خلق و خانواده” رسیده است.

حامد صرافپور

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی برای پوشاندن پولشویی در اروپا

لینک به منبع

***

The Many Faces of the MEK, Explained By Its Former Top Spy Massoud KhodabandehThe Many Faces of the MEK, Explained By Its Former Top Spy Massoud Khodabandeh

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

مسعود خدابنده آن سینگلتون پارلمان اروپا 2018Secret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

Iran’s Chameleon Splinter Group: The MEK’s Will to Power (aka MKO, NCRI, Rajavi cult …)Iran’s Chameleon Splinter Group: The MEK’s Will to Power (aka MKO, NCRI, Rajavi cult …)

همچنین: