واكنشهاي هيستريك و ديوانه وار نسبت به آقاي مصداقي

واكنشهاي هيستريك و ديوانه وار نسبت به آقاي مصداقي

محمد ب، وبلاگ باند رجوی، سیزدهم ژوئیه 2013: … داستان برخورد تشكيلات مجاهدين كه البته به فرموده عمل مي كنند، با ايرج مصداقي برايم خيلي جالب شده است. اين روزها در سايتهاي رنگارنگ و جورواجور مجاهدين همه سراپا فحش و فضيحت است به آقاي مصداقي. جرم اين آقا، اين بوده است كه انتقادات مشخص و واضحي به شخص مسعود رجوي «عاليجناب سرخپوش» روا داشته است. واكنشهاي هيستريك و دور از منطق …


(Massoud Rajavi and Saddam Hussein)

لینک به منبع

داستان برخورد تشكيلات مجاهدين كه البته به فرموده عمل مي كنند، با ايرج مصداقي برايم خيلي جالب شده است. اين روزها در سايتهاي رنگارنگ و جورواجور مجاهدين همه سراپا فحش و فضيحت است به آقاي مصداقي. جرم اين آقا، اين بوده است كه انتقادات مشخص و واضحي به شخص مسعود رجوي «عاليجناب سرخپوش» روا داشته است. واكنشهاي هيستريك و دور از منطق مجاهدين البته مصداق كامل دمكراسي و آزادي بيان است كه خانم رجوي در پلاتفرم خود براي «ايران فردا» نويد داده است!!! تاكنون بيش از صدها نامه و مقاله پيرامون اين موضوع نوشته و چاپ كرده اند اما حتي در يكي از آنها، دريغ كه پاسخي محتوايي به نامه مصداقي داده باشند. چرا؟ او را شكنجه گر و دژخيم ناميده اند تا خيانتكار و همكار وزارت اطلاعات و غيره ولي هرگز يك مورد انتقاد او پاسخ داده نشده. آيا واقعا رجوي پاسخي به اين انتقادات دارد؟

كساني كه در نشستهاي دروني مجاهدين شركت كرده باشند، بخوبي مي دانند كه چگونه يك نفر را سوژه مي كنند و سيل فحش و ناسزا تحت عنوان «انتقاد» به او سرازير مي شود. سمت و سو دادن نشست به فحش و ناسزا و كم و زياد آن توسط شخص مسئول نشست گرفته مي شود. مسئول نشست هم از مقامات بالاتر خود دستور گرفته است كه فلان فرد، امروز در نشست سوژه شده و «سر جاي خودش نشانده شود». هميشه هم يك سري پامنبري هستند كه كارشان گرم كردن مجلس است. آنها با اشارتي شروع مي كنند به حمله. اين حمله ابتدا با كلمات ملايمتر شروع مي شود و سرانجام به فحشهاي ركيك و حتي تف ريختن روي سر سوژه و در برخي موارد به برخورد فيزيكي نيز كشيده مي شود.

اما همه آنهايي كه در آن نشست شركت كرده اند، «دريده و فحاش» نيستند. نفر اول استارت را مي زند با جمله اي مثل «تو خجالت نميكشي كه چنين كاري ميكني؟» نفر دوم كه كمي رويش باز شده، مي گويد «تو مي داني در مناسبات، نقش پاسدار را بازي ميكني؟» نفر سوم كمي قدم جلوتر مي گذارد «تو خائن هستي» هر كدام از كساني كه چيزي مي گويند با پشتوانه نفر قبلي خود و قدم جلوترمي گذارند. اينكه داستان تا كي ادامه داشته باشد بستگي به تصميم مسئول نشست دارد. در خيلي مواقع به تف ريختن روي فرد سوژه و يا كتك زدن او كشيده مي شود. مسئول نشست علاوه بر، اين وظيفه ديگرش اين است كه جمعيت را هرچه بيشتر تهييج كند تا بيشتر برعليه فرد مربوطه شورانده شوند. دراين ميان برخي از افراد ديگر هم هستند كه نقش دستياري مسئول نشست را برعهده دارند و اطراف نشست قدم مي زنند و كساني كه در فحش دادن فعال نيستند را با عناوين مختلف وادار مي كنند كه «در نشست، فعال باشند. »

يكي از كساني كه هميشه نشستهاي سنگين را اداره مي كرد، مهوش سپهري (نسرين) بود. نسرين كه زباني بسيار لمپني دارد، برخي اوقات فحشهايي نثار فرد سوژه مي كرد كه به جرأت مي توانم بگويم در هيچ چاله ميداني شنيده نشده است. نسرين مي گفت همه اعضاي نشست بايستي عليه سوژه حرف بزنند. تا عرصه بر او هرچه بيشتر تنگتر شود. اگر حتي يك نفر در نشست باشد كه در نشست موضعگيري نكرده باشد، فرد سوژه او را پشتيبان خود مي داند. نسرين مي گفت لازم نيست كه حرف مشخصي بزنيد، فقط بياييد به سوژه بد و بيراه بگوييد. يا فقط بياييد پشت ميكروفن «وز وز كنيد» [مثل زنبور]

غرض از يادآوري اين خاطره اين است كه همين سناريو را روي آقاي مصداقي نيز پياده كردند. پس از انتشار نامه «گزارش 92» قريب به يكي دو هفته هيچگونه واكنشي نبود. حتي دبيرخانه شورا نيز واكنشي نشان داد و تنها به انتشار نامه چند سال پيش محسن رضايي به آقاي مصداقي مبادرت كرد. پس از يكي دو هفته، رجوي با عناوين جعلي و افرادي كه هيچوقت وجود خارجي نداشته اند، مقالاتي نوشت. كم كم روي بعضي افراد مثل حسين توتونچيان باز شد. انتقاد به مصداقي با «رابطه مشكوك» شروع شد و اكنون او را «دژخيم» «تير خلاص زن»، «همكار دادستاني انقلاب در لو دادن افراد»، «همكار لاجوردي» و غيره رسيده اند.

يك سئوال، افرادي مثل حسين توتونچيان چرا تاكنون اين «دژخيم» را افشا نمي كردند؟ چرا بعد از چهار ماه كه از انتشار نامه مي گذرد يادشان آمده كه «مصداقي دژخيم بوده است»؟ چرا چنين كسي كه درزندان اوين تير خلاص زده و صدها نفر را به جوخه اعدام سپرده، در مناسبات مجاهدين بوده و در نشريات و سايتهاي مجاهدين قلم مي زده و الان كه يك سري انتقاد به رهبري كرده اينها منتشر مي شود؟

اينها همه مصداق همان نشستهاي درون تشكيلاتي است. يعني مهم نيست كه در «موضعگيري» چه بگويي، بقول نسرين حتي وز وز هم بكنيد بهتر است كه ساكت باشيد. «نبايستي به صندلي چسپيد» در اين ميان كساني كه مي خواهند بيشتر خودشيريني كنند كلمات ركيك تر و زشت تري به سوژه الصاق مي كنند تا خود را «ايدئولوژيك تر» جلوه دهند. حسين توتونچيان كه خود يك بريده است چنان از مقاومت و شكنجه هاي خود مي گويد كه گويي اين فرد قهرمان مقاومت در زندان بوده است. راستي چنين فرد مقاومتي پس چرا اكنون در اروپا به خوشگذاري مي پردازد؟ مگر بقول رجوي، لاجوردي تمامي زندانيان را اعدام نكرد؟ توتونچيان يكبار در زندان بريد و به مجاهدين خيانت كرد و يكبار هم در عراق بريد و باز خيانت كرد. اكنون با اين خودشيريني ها دارد جبران مافات ميكند.

حرف آخر ـ چنانچه اتهامات در داخل تشكيلات به فرد سوژه هيچگونه صحت وپايه منطقي ندارد، در رسانه هم همينطور است. تنها و تنها اعضاي مجاهدين و كساني كه به رسانه دسترسي دارند، وظيفه اشان اين است كه موضعگيري قاطع و مرزبندي خود با مصداقي و سايرين را مشخص كنند. اين يك دستور تشكيلاتي است. اگر كسي موضعگيري نكند، (مثل آقاي هزارخاني) معلوم است كه پايش مي لنگد.

همچنین:

آیا آقای ایرج مصداقی سرآغازی خواهد بود؟ ـ قسمت دوم

2013/07/12 by

نیما میهن دوست ( عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین )، سایت نیم نگاه، دوازدهم ژوئیه ۲۰۱۳: … آقای مصداقی آنگاه مشابه چنین رفتاری را با دستگیر شدگان داخل تشکیلات علی الخصوص در زمان حکومت صدام حسین برای افرادی همچون  مهدی افتخاری (فرمانده فتح الله)  –  جمال امیری – علی زرکش و …………. و طیف […]

آقای رجوی ما را دوباره زجر ندهید

2013/07/10 by

نازیلا طوبایی، پژواک ایران، دهم ژوئیه ۲۰۱۳: … این ایرج مصداقی بود که با صبر و حوصله و با توضیحات مکفی و ارائه شواهد مختلف ما را متقاعد کرد که سیامک پس از فرار در مرخصی در تور وزارت اطلاعات افتاده و پس از دستگیری مجدد اعدام شده است. در واقع او از مجاهدین رفع […]

آیا رجوی به انتقادات پاسخ خواهد داد؟

2013/07/08 by

محمد ب، وبلاگ باند رجوی، هشتم ژوئیه ۲۰۱۳: … این البته صرفا یک حرف نیست. این یک شیوه کار است که با شدت و حدت در تشکیلات اجرا می شود. کمااینکه ما در مورد علی زرکش و مهدی افتخاری و محمدحیاتی آنرا دیده ایم. بنابه به موقعیت شخص، خشم و غضب نسبت به او تفاوت […]

Wondering at those Americans who stand under the flag of
Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to
LOBBY for the murderers of their servicemen