والنون والقلم… تو پـای به راه درنــه و هیـــچ مـپرس

والنون والقلم… تو پـای به راه درنــه و هیـــچ مـپرس

مصطفی محمدی، دوازدهم مارس 2015:…  رجوی از این در آمدو پول کثیف و حرام به خورد شما داد که ناگریر بودید که سنگ به عزیزانتان زدید که لقمه ی حرام همین است که سنگ میشود بر سر عزیزانتان و بر دل خون شما این لقمه ها را رجوی حرام لقمه و دیگر مزدوران به خوردتان دادند و خداوند ازحقیقت نهان از دل های شما آگاه بود و به دادتان رسید که هیچ حقیقتی نیست که از او نهان باشد و او دانا و …

حسن پیرانسر: شنیدم که به سلامت به آلبانی رسیده ای …  

(با تشکر از آقای محمدی دریافت شد – ایران اینترلینک)

والنون والقلم…..

تو پـای به راه درنــه و هیـــچ مـپرس

خـود راه بگویدت که چـون باید رفت

و این پیام من به بچه های آلبانی و کسانی ست که پس از سال ها اسارت از سازمان ضد خدا و ضد خلق مجاهدین جدا شده و اکنون احساس خوبی ندارند و میبینم و میشنوم که با ماهی پانصد دلار که از سازمان میگیرند زندگی میگذرانند و در سختی و فشارند

من مصطفی محمدی تک تک شما را همانند سمیه ام دوست دارم و برایتان آرزوی خیرو سلامتی دارم

من از سختی های دیروزتان باخبرم روزهای سخت اسارت روزهای تلخ ناگزیری که دور از خانه و خانواده گذشت

سال های تیره وتار بدفرجام روزهای در بند ستم بودن

روزهای بی خبری از دنیا و روزهای حس بد بی خبری و غفلت دنیا از شما

تصویر بی رنگ و دور آزادی طعم تلخ دوری از عزیزان و

وحس بد شکست رویاها و آرزوها حس تلخ فراموشی وباور تلخ این که فراموش شده ای پس فراموششان کن

و حس دوست نداشتنی کینه و نفرت کینه از کسانی که ناخواسته و خواسته پایتان را به این ماجرا باز نمودند

و سال های محرومیت از عشق و نوازش دستی و نوازش دستان مهربان مادر و یا پدر یا عزیزی که دوستش داشته باشی و یا دوستت داشته باشد

وحسرت دیدن نه پوشیدن لباس عروسی که در رویاهای کودکیت بوده و شنیدن کلمه ی زیبای شب دامادی و شب عروسی

این ها را که دنیا نمیداند که دنیا نمیشنود که دنیا لمس نمیکند که اگر این چنین میبود که این همه سال در اسارت و در قعر چاه و سیاه چال نمیگذشت که سازمان ملل و حقوق بشر و سازمان های دیگر دنیا به دادتان میرسید که این سال هایی که گذشت سال های عمر انسان هایی بود که به نام خدا خلق و آزادی در اسارت گذراندند ومن درد شما را میفهمم و لمس میکنم و اکنون پیامم به شما این است نگران نباشید سال های سخت و تلخ اسارت به یاری حق تمام شد از زندان رجوی خلاص شدید به لطف ویاری خداوند از زندانی که در آن مجبور شدید به سمت خانواده ها و عزیزانتان سنگ پرتاب کنید رها شدید وجه سخت گذشت به پدران و مادرانی که با سختی و رنج از فرسنگ ها دور پشت دروازه ی اشرف به شوق دیدار رنج سفر را به جان خریده بودند تا لحظه ای عزیزانشان را ببینند و در آغوش بگیرند سنگ زدید و لقب الدنگ دادید واین عمل عملی شیطانی ست عملی ضد خدایی و ضد بشری

عزیزانم آن روزهای سخت گذشته خدای یوسف و یونس که شما را از سیاهی و ظلمت این زندان فرقه ی جنایت کار نجات داد همراه هم قدم و کنار شماست

پس عزیزانم تنها طناب پوسیده ی مزدوران سازمان را که دریافت ماهیانه حقوق بخور و نمیری است که به شما پرداخت میشود را پاره کنید و چشم ودل از این نیز بشویید که پول کثیف این سازمان بهای خون هم بندان مظلوم شماست بهای سال های از دست رفته عمر شماست بهای اسارت سمیه و سمیه هاست و به بهای وطن فروشی آدم فروشی ظلم شرارت و ترور و خشونت است و آن این نیست که شما میخواهید و خدا و خلق خدا و عزیزان و خانواده های شما از شما انتظار دارند عزیزانم بسم الله بگویید نترسید خداوند روزی رسان شما را روزی خواهد داد و هو الرزاق

رجوی خائن این پول های میلیاردی را با خون و ابرو و شرف معامله کرده و بهای سنگین خون شهدا آبروی خواهران و بهای ناموس ما و شرف ایران و ایرانی و زیر سوال بردن دین و مذهب و بی اعتبار شدن ایران و ایرانی در دنیاست و فاجعه ای بزرگ است که فرقه ی ایرانی با حمایت سران دولت های بزرگ و خونخوار و حمایت مالی عرب ها و یهود ها نه تنها بزرگترین تروریسم در خاور میانه بلکه مادر تروریسم در تمام دنیا باشد

رجوی از این در آمدو پول کثیف و حرام به خورد شما داد که ناگریر بودید که سنگ به عزیزانتان زدید که لقمه ی حرام همین است که سنگ میشود بر سر عزیزانتان و بر دل خون شما این لقمه ها را رجوی حرام لقمه و دیگر مزدوران به خوردتان دادند و خداوند ازحقیقت نهان از دل های شما آگاه بود و به دادتان رسید که هیچ حقیقتی نیست که از او نهان باشد و او دانا و توانا و آگاه است

پس نگران نباشید باری دیگر از جا بلند شوید بسم الله بگویید و با نام و یاد خدا شروع به کار کنید

و برای دریافت هدیه های آسمانی آماده باشید ……. ادامه دارد

به نام و یاد خدا مصطفی محمدی

کودکان سرباز در قرارگاههای مجاهدین خلق و صدام حسین

کودکان سرباز مجاهدین خلق فرقه رجوی

کودکان سرباز در قرارگاههای مجاهدین خلق و صدام حسین

 نامه ای به امیر یغمایی (شبه نظامی ارتش آزادیبخش رجوی در سن ۱۵ سالگی)

یاسر عزتییاسر عزتی: وصیتنامه دروغین از مادرم جعل کردند تا دست به اسلحه ببرم

***

همچنین:

والنون والقلم … به نام و یاد خدا و با درود و سلام به مردان و زنان آزاده ی عالم

مصطفی محمدی، دهم مارس 2015:…  بدین وسیله از خانم باران هموطن آزاده ام از آلمان که در این راه با اظهار هم دردی شان همراه و هم گام ما بوده تشکر میکنم و برایشان آرزوی سلامتی دارم و خوش حالم که با قلمم توانستم روشن گری نمایم و از حقیقتی تلخ دنیا را با خبر کنم حقیقتی که دل هر ان

والنون والقلم… هشتم مارس روز جهانی زن یادواره ی تمام زنان مظلوم دنیاست

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003مصطفی محمدی، نهم مارس ۲۰۱۵:… مریم رجوی عامل تروریسم و یکی از زنان ضد حقوق زن و ضد بشر است او قاتل دختران بسیاری که با عشق به وطن و ایران و ایرانی صادقانه خواستار ایرانی آزاد و آباد بودند و دخترم سمیه یکی از هزاران نفری ست که هنوز هم حرمت ایران و ایرانی را پاس داشته و دختری آزاد منش و سربلند است که عشقش به خانواده و ایران و ایرانی اجازه نداد که در …

والنون والقلم …… به نام و یاد خدا (سمیه. غریبه ای آشنا با دردی به قدمت تاریخ)

سمیه محمدی خانواده محمدیباران از آلمان (مستعار)، نهم مارس ۲۰۱۵:…  من یکی از خواننده گان مقاله های ایشانم که با دیدن فیلم دخترشان سمیه متاثر شدم و نتوانستم پی گیر نباشم تا این که این مقالات تکان دهنده را از قلم ایشان خواندم و حالا میبینم که تقریبا کم و بیش داستان سمیه را خیلی ها میدانند داستان سمیه محمدی و سمیه ها داستان مصطفی محمدی غریبه ای آشنا با دردی به قدمت تاریخ بشر است این داستان با رنگ و بوی مشابه …

دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه

محبوبه محمدی (حمزه)، هشتم مارس ۲۰۱۵:…  حالا دیگر تمام دنیا داستان تو را میدانند و از دلتنگی هایم خبر دارند از تو بسیار گفته اند و بسیار نوشته اند و خوانده اند اما هیچ کس تو را به اندازه ی من و پدرت نمیشناسد هیچ کس قلب مهربان تو را نمیشناسد و شاید باور نکنند که دلیل ماندنت سلامتی و آرامش عزیزان زیادی است که با جانشان تو را تهدید میکنند حالا دیگر دنیا دلتنگی های بی پایان مرا میخوانند و درکم میکنند …

والنون و القلم ……. خطابم به ملت فرانسه و سوالم از دولت فرانسه این است اور فرانسه ؟

مصطفی محمدی، هفتم مارس ۲۰۱۵:…  فرقه ی مجاهدین عامل ترورهای مکرر در فرانسه و دیگر کشور های اروپایی پایگاه نظامی و مهمی در فرانسه دارد و از گوشه کنار دنیا تروریسم های وحشی را به نام ارتش مجاهدین در فرانسه جمع آوری و سازمان دهی میکند سوالم از دولت فرانسه و آقای

والنون والقلم…آیا دنیا نسبت به افیون دیگری به نام مجاهدین بی تفاوت است ؟

مصطفی محمدی، ششم مارس ۲۰۱۵:…  خطر مجاهدین نه تنها ایران و ایرانی را تهدید میکند بلکه این مار سمی نیشش را به دنیا خواهد زد من دولت فرانسه را هشدار میدهم از روزی که ملت فرانسه علت تروریسم پروریش را به مردم شریف فرانسه توضیح دهد میلیاردها پول رد و بدل میشود تا این سازمان به اهداف شوم خود ادامه دهد و ترورهای اخیر در خاک فرانسه با رشوه و ترفند های بسیار سر پوش گذاشته شود …

والنون و القلم . (آهای آنها یی که خود را به خواب زده اید. نترسید. چشم بگشایید)

خانواده ندا حسنیمصطفی محمدی، چهارم مارس ۲۰۱۵: … و اینک با نام و یاد خدا و به نام و یاد شهدایی همچون فروغ حسنی و ندا حسنی و قسم به قلم و رسالتش که آرام نمیگیرم و دست نامردانی که آیه های قرآن را دست آویز ظلم و ستم و فریب کاری و فساد بر روی زمین قرار میدهند را رو میکنم و خوش حالم که پیام فروغ حسنی را به دنیا نوشتم و صدای مظلومیت ندا حسنی را به قلم کشیدم وای بر پدری که

والنون والقلم . داستان فرقه ی کثیف مجاهدین داستان سر بریدن عواطف انسانی ست (به کجا مراجعه کنم؟)

مصطفی و سمیه محمدیمصطفی محمدی، دوم مارس ۲۰۱۵:…  برای نجات دخترم سمیه و آزادیش باید به کجا و چه مرجعی مراجعه کنم ؟ امروز دولت مردان و مدعیان حقوق بشر چه پاسخی برای این سوالم دارند ؟ دولت فرانسه چه جوابی دارد ؟ دولت های مدافع فرقه ی تروریستی مجاهدین چه دلیلی برای این زد وبندها و این حمایت ها دارند ؟ ا

والنون والقلم. داستان فرقه کثیف مجاهدین داستان سر بریدن عاطفه هاست

مصطفی محمدی مصطفی محمدی، اول مارس ۲۰۱۵:…  چرا فریاد اعتراض مان را دنیا نمیشنود و اگر میشنوند چرا سکوت ؟ صدهاتن از خانواده های عزیزان اسیر فرقه ی مجاهدین هم چنان بلا تکلیف و سرگردان و پریشان پشت درهای بسته زندان های رجوی خائن منتظر گرفتن حق یک ملاقات ساده هستند و ناامید از بازگشت عزبزان شان به خانه و خ�

والنون والقلم

مصطفی محمدی مصطفی محمدی، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۵:… هیچ کجای دنیا به بهانه ی آزادی، عشق را عاطفه را انسانیت را در قفس نمی کنند و هیچ مذهب و مرامی مخالف خانه و خانواده نیست . که بارها و بارها در شعارهایتان گفتید و شنیدیم”دشمن ما خانواده ی الدنگ ما”شما ها که هستید؟ به کجا می روید؟ به قعر جهنم……من مزدور رژی

والنون والقلم….

مصطفی محمدی، بیست و یکم فوریه ۲۰۱۵:…  ایران رجوی رجوی ایران. این شعار ضد بشری و ضد خدایی شعارتان شد از مسیر حق خارج شدید منحرف شدید که خون و خون ریزی را حلال دانستید و چه خون هایی که بر سنگفرش خیابان های اردوگاه اشرف توسط شما ریخته شد و وای بر شما فرقه ی ضد بشر ستم کار پلید که به هر بها و بهانه ای بچه های �

مصطفی محمدی: والنون والقلم، محبوبه محمدی: دلتنگیهای بی پایان برای دخترم سمیه

خانواده محمدی، هجدهم فوریه ۲۰۱۵:…  وای بر شما فریب دهندگان ذهن ها و قلب ها که بنام مجاهد بچه‌های زیر سن قانونی را فریب داده و با فریب و نیرنگ آنان را عضو این سازمان نموده و به آنان در باغ سبز نشان داده و بعد ازینکه دستتان رو شد اجازه ی خروج ازین سازمان کذایی و اردوگاه جهنمی تان را به این بچه‌ها

دلتنگیهای بی پایان برای دخترم سمیه…

محبوبه محمدی، هفدهم فوریه ۲۰۱۵:…  سمیه جان نامه ات بدستم رسید و من عشق را با نامه ای که نوشتی و فرستادی دریافت کردم، بهترینم،عزیزترین به وجودت افتخار می‌کنم و از راه دور با اینکه نیستی هستی……. در لحظه به لحظه ی زندگی من مصطفی و حوریه و محمد و مرتضی، تو همچنان عزیز مایی، نگین انگشتری و گل سرسبدی از تو ممنونم و خداوند را بخاطر هدیه ای که به من داده، به خاطر عشق تو …

والنون والقلم…….

مصطفی محمدی، شانزدهم فوریه ۲۰۱۵:…  و من بارها بارها از مصطفی شنیدم که پدر من صد برابر دجال تر و ظالم تر و خونخوار تر از رژیم است… .. … .. و از رجوی به عنوان پدر نام نمی برد. …… و میگفت این نا پدر ستمکار چه ظلم ها که برمن تنها فرزندش روا نداشته.. .. . .. و هرگز روی خوشی را ندیدم و این چنین میشود که به امر خدا فرمان حق جاری می‌شود. ….. و موسی در دامن فرعون پرورش …

والنون والقلم …

مصطفی محمدی، چهاردهم فوریه ۲۰۱۵:…  محمد از شرف نداشته ی مریم و مسعود خیانت کار سوال میکند ….. و جاء الحق …. که نور حق که تابید ظلمات باطل نابود خواهد شد رجوی و مریم خونخوار بدکاره مورد سوال محمد و دنیا و بچه های آلبانی هستند این دلارهای میلیونی چرا به حساب بعضی ها ریخته میشود بهای در بند نگه داشتن عزیزانی همچون سمیه است که دور از چشم همه نگه داری و زندانی ست سمیه …

 به نام خدا و به شرف انسانی و برای مظلومان در بند و گرفتار که خود از آنان بوده و هستم

محمد محمدیمحمد محمدی، دوازدهم فوریه ۲۰۱۵:…  من محمد محمدی اعلام میکنم که در مقابل ظلم و ستم شما ظالمان ستم کاران و خون خواران سکوت نمیکنم و من هم در صحنه ام و اکنون قلم من اسلحه ی من است که قلب شما مزدوران بی شرف را با آن نشانه گرفته ام و رجوی دیو ستم کار و مریم بدکاره ی خون خوار بگویید مزدور کیست ؟ مزدور چه کسی ست ؟ مصطفی محمدی ؟ پدر باشرف و باغیرت و با ایمان من که به سختی …

قسم به قلم ….

مصطفی محمدی مصطفی محمدی، دوازدهم فوریه ۲۰۱۵:…  وقتی که قلم به دست گرفتم و نوشتن آغاز نمودم وقتی که به نام خدا و با عشق برای سمیه ام شروع به نوشتن نمودم. وقتی که قلمم شد زبان یاسر و یاسرها ندا و فروغ فروغ ها وقتی که شدم زبان گویای آنان که دستشان از این دنیا کوتاه است اما با عشق مرا پیام رسان خود نمودند از زبان آنان نوشتم درددل کردم سکوت را شکستم فریاد زدم و افشاگری نمودم منتظر و آماده ی …

مصطفی: رسالت من پس از مرگ. محبوبه: من و نبودن سمیه

سمیه محمدیمصطفی و محبوبه محمدی، یازدهم فوریه ۲۰۱۵:…  از گوشه و کنار میشنوم که میگویند که سازمان مغز این بچه ها را شست و شو داده و عشق به خانه و خانواده رو از ذهن و دلشان پاک کرده اما عزیزکم میدانم که عشق را هر قدر که بشوری پاک تر صاف تر صیقلی تر و براق تر خواهد نمود و خداوند نور عشق پدر و مادر را به فرزندانشان و عشق فرزندان نسبت به پدرو مادر را هرگز از بین نمیبرد و نمی گذارد که از بین …

مصطفی: من زبان او شده ام. محبوبه: سمیه را آزاد خواهم کرد

مصطفی و سمیه محمدیخانواده محمدی، دهم فوریه ۲۰۱۵:…  من پیام این مادران من زبان و قلم شهدا میشوم و در این راه تنها نیستم من راوی داستان هایی هستم و میشوم که در تاریکی مخوف شب های اردوگاه اشرف اتفاق افتاده خون هایی که در اردوگاه اشرف ریخته نشد و هیچ کس نبود ونه سنگی ونه مزاری خدایا میدانم که ساکت نمی نشینی چه حق ها که ناحق شد و چه خون هایی که بی گناه بر زمین ریخته شد و خدایا تو شاهد وناظری …

عصر عصر افشای مرگهای مشکوک و انگورهای سمی ست

مصطفی محمدیمصطفی محمدی، نهم فوریه ۲۰۱۵:… دنیا بداند که بخاطر زنده ماندن علیرضا سکوت کردم مرگ ندا را بیصدا ضجه زدم اما اینهم این کافران از خدا بی خبر را راضی نکرد و کمر به قتل من بستند، حادثه ی مرگ من داستان امام رضا و هارون است عصر عصر مرگهای مشکوک وانگورهای سمی است و داستان امام غریبی که در غربت مسمومش کردند و عصر عصر تکرار تاریخ است از مریم رجوی که هارون …

حرف خانواده محمدی فراتر از تهدید است (نداها و آلان ها را می شناختم، می شناسم و میشناسانم)

مصطفی محمدی آرمین ف از تهران بعلاوه مطالبی از آقا و خانم محمدی: … علیرضا جان کاش بودم که در جشن آزادیت و در جشن عروسیت در کنار تو باشم و خوشحالیت را ببینم آه علیرضا جان برادر شیرین تر از جانم من در کنار تو بودم و شادیت را نظاره می کردم و به خاطر خوشحالیت خدا را سپاس می گفتم میدانم که دلتنگم هستی حرفهای بسیاری هست سالها گذشته اما داغ ندیدن و نشنیدن و لمس نکردن عزیز که کهنه نمی شود تازه تر …

بنام خدا و بنام عصر ظهور حق و حقیقت

سمیه محمدیمصطفی محمدی، هفتم فوریه ۲۰۱۵:… هنوز از الان به دنیا ننوشته ام هنوز از ندا حسنی حرفی نزده ام هنوز از عزیزان مظلومی که در قبرستان اشرف دفن شده‌اند حرفی نزده ام، رجوی ملعون! فکر نکن. این قلم تنها قلم مصطفی محمدی نیست این حرفها تنها حرفهای محمدی نیست این هشدارها این تهدیدها این اعلان جنگ ها، تنها از جانب مصطفی محمدی نیست، اگر لرزیده ای اگر ترسیده ای این هشدار دنیا به توست …

آقای مصطفی محمدی، بازهم “خیر توشه “!

رضا اکبری نسبرضا اکبری نسب، تبریز، ششم فوریه ۲۰۱۵:…  ” مرگ خیلی آسان میتواند به سراغ من بیآید اما تا وقتی زنده ام سراغ آن نخواهم رفت… من البته با مرگ مواجه خواهم شد که مهم نیست، مهم این است که زندگی یا مرگ من چه تاثیری درزندگی دیگران داشته باشد- زنده یاد صمد بهرنگی). مرگ یاسر من هم تطابقی با این

کوچه ی بچه گی ها. تقدیم به سمیه محمدی

م م، تهران، ششم فوریه ۲۰۱۵:… دلم مث یه بادبادک تو کوچه ی بچه گی هاست. هنوزم یاد اون روزا یاد آور خاطره هاست. بازم دلم تو بچه گی عروسک تازه میخواد. هنوز دلم یه ماجرا که توش پر از راز میخواد. هنوز دلم میخواد کسی بیاد سکوتو بشکنه. باز الکی داد بزنم یکی بیاد کمک کنه. هنوز میخوام یواشکی گلای یاسو بچینم. برم رو پ�

مصطفی: سمیه، حوریه دلتنگ است. محبوبه: سمیه، میدانم که میدانی

سمیه محمدیخانواده محمدی، ششم فوریه ۲۰۱۵:…  ستاره ی من سمیه ی من تو مهربانیت را تمام دوستان در بندت به من گفته اند به من و محبوبه دختر دل نازک مهربانم میدانم که قوت قلب عزیزان در بندی. دل سیاهی را بشکاف ظهور کن مسیحای من ….. به آسمان نگاه کن ستاره باران است ستره ی حوریه را ببین صدایت م

به فرزندانمان قصه بگوییم که بیدار شوند و نخوابند (+ بیاد یاسر)

مصطفی محمدی، محبوبه محمدی، پنجم فوریه ۲۰۱۵:…  و محمد محدثین مجبور شد که خبر خود سوزی ام را اعلام کند… وای بر دروغگو یان…. عمو جان باورم کردی؟ می دانی یاسرت همیشه زنده است…. میدانی که من از تبار عاشقان بودم …. عمو جان دلتنگ من نباش یاسرت زنده است …. روزی آنان که در اسارتند در روز آزادی درو

خدایا پناه می بریم به تو از شر رجوی و رجوی ها

برای دخترم سمیه محمدیمحبوبه، مصطفی، حوریه و محمد محمدی، چهارم فوریه ۲۰۱۵:…  خدایا پناه می برم به تو از شر شیاطین از شر شیادان از شر ستمکاران. من به اذن خداوند می دانم که پیروز بر شیاطین می شوم از جن و از انس….. و آن روز که می گفتی بیا بیا ما آماده ایم. اعلام میکنم. به تمام دنیا اعلام می کنم و در حضور تمام پدران و

دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه (محبوبه: همیشه دلهره با من است. مصطفی: وَالْعَصْرِ …)

محبوبه و مصطفی محمدی، سوم فوریه ۲۰۱۵:…  همیشه دلهره با من است . همیشه دلهره او پشت درهای بسته شب ها خواب آشوبم می کند و روزها چشم انتظاری… عزیزکم تو که نیستی خوابی نیست تا آشفته شود همیشه ی فصل های خدا با انتظار تمام می شود آرامش ندارم همیشه در تب و تابم. لبخند مهربان�

دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه

مصطفی محمدی، دوم فوریه ۲۰۱۵:…  من هیچوقت تنها نبوده ونیستم. سال ها پیش زمانی که سمیه رااز مسئولین سازمان مجاهدین خواستم گفتند برو هر کاری که میخواهی بکن تو رقمی نیستی … یک … ده .. صد … هزار …. ارتش اشرف. حالا زمان انسجام ارتش محمدی ست من هیچ وقت تنها نبوده و نیستم. این که گفتید مصطفی محمدی رقمی نیست عدد

مصطفی محمدی: محبوبه و من تا روز آزادی سمیه آرام نخواهیم گرفت

مصطفی محمدی، اول فوریه ۲۰۱۵:… سمیه محمدی فرزند محبوبه ومصطفی که سالها پیش هنوز به سن قانونی نرسیده بود در ظاهر به دعوت مجاهدین برای بازدید از اردوگاه اشرف خانه و محل زندگی خود را ترک کرد … هر پیام او در تلویزیون مجاهدین وحتی کتابی که از از جانب او به دنیا معرفی شد حاکی از عشق و از خود گذشتگی نسب

خانم محبوبه حمزه: سمیه جان خسته ام از ندیدنت. آقای مصطفی محمدی: سمیه جان نگران ما نباش به تو افتخار می کنیم

محبوبه حمزه (محمدی)، مادر سمیه محمدی، سی و یکم ژانویه ۲۰۱۵:…  ﺳﻤﻴﻪ ﺟﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭﺷﺒﻬﺎ ﭘﺮ ﺷﺪﻩ اﺯ ﺣﺪﻳﺚ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ و ﻣﺎﺟﺮاﻱ ﺗﻠﺦ اﺳﺎﺭﺕ. ﻳﻮﺳﻔﻢ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩ ﻭﺑﮕﺬاﺭ ﺣﺮﻑ و ﺣﺪﻳﺜﻬﺎ ﺧﺎﺗﻤﻪ ﻳﺎﺑﺪ ﺧﺴﺘﻪ اﻡ ﺧﺴﺘﻪ