والنون والقلم…….

والنون والقلم…….

مصطفی محمدی، شانزدهم فوریه 2015:…  و من بارها بارها از مصطفی شنیدم که پدر من صد برابر دجال تر و ظالم تر و خونخوار تر از رژیم است… .. … .. و از رجوی به عنوان پدر نام نمی برد. …… و میگفت این نا پدر ستمکار چه ظلم ها که برمن تنها فرزندش روا نداشته.. .. . .. و هرگز روی خوشی را ندیدم و این چنین میشود که به امر خدا فرمان حق جاری می‌شود. ….. و موسی در دامن فرعون پرورش …

مصطفی رجویموسی خیابانی، آذر رضایی  و اشرف ربیعی کشته اما پسر خردسال مسعود و اشرف زنده ماند. بعد از پایان عملیات اسدالله لاجوردی جلوی دوربین از پدربزرگ مصطفی رجوی خواست که مراجعه کند و بچه را تحویل بگیرد.  مصطفی بعد ها توسط خانواده به پدرش تحویل شد

مصطفی رجوی ویا مصطفی خیابانی؟ علت محبوس بودن مصطفی درزندان انفرادی دراشرف چیست؟ (2011)

پرچم آنها ، پرچم کشور من نیست !

(با تشکر از آقای محمدی دریافت شد – ایران اینترلینک)

والنون والقلم…….

مصطفی رجوی: من بدبخت ترین کودک روی زمین بودم که تاریخ بعدها مرا و سرنوشت مرا قضاوت خواهد کرد و مرا خواهد فهمید.

و امروز من مصطفی محمدی نه تنها مزدور نیستم بلکه مامور هستم، مامور گفتن حقایقی که روزی بدنیا آشکار خواهد شد.

و همچون صدام و دیگر سران و رهبران ظالم تاریخ آوازه ی ستم رجوی و رجویان در دنیا تیتر اول روزنامه ها خواهد شد.

چرا که حرفهای نگفته از زبان مصطفی محمدی و محمدیه ا گفته خواهد شد.

فرقه ی مجاهدین و امثال آن از دنیا ریشه کن خواهند شد.ا ز مصطفی محمدd تا مصطفی رجوی حرفهای ناگفته بسیاری زده خواهد شد.

و اینچنین است، آری ظلم پایدار نیست و مصطفی رجوی هم سکوت را خواهد شکست، چه با زبان و قلم محمدی و روزی با زبان و قلم خویش. ……….

که روز فتح نزدیک است، او موسی خواهد شد بر تو ای فرعون زمان، رجوی ملعون…….

گفته بودم که عصر عصر پیام رسانی تمام پیامبران دنیاست.

ومصطفی رجوی همچون موسی که روزی با دست مادر خویش به نیل سپرده شد تا روزی رسالتش نابودی فرعون باشد و در دامن فرعون پرورده شود.

مصطفی رجوی هم همچون موسی که به آب انداخته شد به طرز معجزه آسایی از قتل عام دسته جمعی در خانه ی تیمی که در آنجا سردار موسی خیابانی و مادر مصطفی اشرف به دست دست نشاندگان رجوی لو رفته و کشته شدند نجات یافت. . .. .. …. ومادرش او را در وان حمام انداخت تا زنده بماند.

و خداوند بزرگترین نگهبان ماست.

و او می داند که تقدیر چه کسی به چه کاری انتخاب کرده ……

و خداوند مصطفی را رسالت موسی بخشید، تا روزی با معجزه ی افشاگریش همچون عصای موسی دریاها را خشک و سدها و موانع را از راه خواهد برداشت……….

و بچه های مظلوم و بی گناهمان را که طعمه ی گرگ شیطان صفت رجوی و سران مجاهدین شدند از چنگ فرعون پلید نانجیب نجات خواهد داد.

و من بارها بارها از مصطفی شنیدم که پدر من صد برابر دجال تر و ظالم تر و خونخوار تر از رژیم است… .. … ..

و از رجوی به عنوان پدر نام نمی برد. ……

و میگفت این نا پدر ستمکار چه ظلم ها که برمن تنها فرزندش روا نداشته.. .. . ..

و هرگز روی خوشی را ندیدم و این چنین میشود که به امر خدا فرمان حق جاری می‌شود. …..

و موسی در دامن فرعون پرورش می یابد و براستی که تاریخ تکرار می‌شود هر زمان که عصر عصر خسران است و عصر ایمان.. … .. .

و هر دو به هم پیچیده تا که کدام را برگزینیم و رستگار شویم.. .. …. ..

و مادرش این چنین است تکرار قصه ی موسی که در دامن فرعون پرورش می یابد و مادرش اشرف در زمان مرگش مصطفی را به خدا سپرد و رسالت موسی را به او گوشزد کرد…. ….

و اینچنین شد که فرمان حق جاری می شود تا صبر پیشه کرده و ببینیم که خداوند یارو یاور مظلومان است.. …. .

و روزی مصطفی رجوی انتقام خون های به ناحق ریخته شده را خواهد ستاند.. …. ..

و حکم حکم خداست….. و او پادشاه و فرمانروای بر همه عالم است.. …. .

و ان الله لهاد الذین امنو الی صراط المستقیم

و البته خداوند اهل ایمان را به راه راست هدایت می فرماید

و من می دانم که روزی مهر سکوت که بر لب کسانی که به زور و تهدید و یا رشوه و یا روش هایی که رجوی ضحاک بر آن آگاهی کامل دارد شکسته خواهد شد و روزی حق از دهان کسانی که به ظاهر حضورشان طرفدار اعلام شده گفته خواهد شد.

و اما آن کسانی که جیره خوار و مزدور از جانب سازمان هستند در گرداب ظلم و تعدی و تجاوز و گناه به هلاکت خواهند رسید.

و عصر عصر رسالت یکجای همه ی حق گویان است…. .. .. … ..

امروز بشر به همه ی آنچه که در تمامی اعصار و قرون گفته شده و نازل شده آگاه است و عصر عصر امتحان همه ی آحاد بشر است……..

و می دانم که روزی نزدیکان تو هم بخواهند شورید و آفتاب حقیقت آشکار خواهد شد. ……..

من را به هر گروه و سازمان و فرقه ای که میتوانید و می خواهید نسبت دهید.. …. …

اما دیگر این ترفندها کهنه شده، رجوی ملعون حرفی نو بیاور، خیلی از بچه‌های اشرف از سیاست تو بیزارند و حتی مصطفی رجوی را می شناسند، که رازهای مرگ خیلی از عزیزان را می داند و مشوق فرار خیلی از عزیزان از دست جلادان بوده…… ….

من بارها و بارها از دهان مصطفی رجوی شنیدم که میگفت من بدبخت ترین بچه روی زمین بدنیا آمدم… .. …. ……..

و پدرم جلادترین مرد تاریخ است و این موضوع باعث ننگ و عذاب من است و داستان مصطفی رجوی را روزی دنیا خواهد شنید و این داستان ادامه دارد. …….

به نام و یاد خدا

مصطفی محمدی

عکس یادگاری زیر عکس شیطان اوروسور واز -مریم رجوی – قاتل کودکان و نوجوانان

همراه با مصطفی محمدی ودیگرخانواده اسیران فرقه رجوی

محمد محمدی محمد محمدی: به نام خدا و به شرف انسانی و برای مظلومان در بند و گرفتار که خود از آنان بوده و هستم

محموبه حمزه محمدی دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه (محبوبه: همیشه دلهره با من است)

مصطفی محمدی دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه

مستندی ناتمام برای دختر سمیه (گرفتار در مجاهدین خلق، فرقه رجوی)Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

***

همچنین:

والنون والقلم …

مصطفی محمدی، چهاردهم فوریه 2015:…  محمد از شرف نداشته ی مریم و مسعود خیانت کار سوال میکند ….. و جاء الحق …. که نور حق که تابید ظلمات باطل نابود خواهد شد رجوی و مریم خونخوار بدکاره مورد سوال محمد و دنیا و بچه های آلبانی هستند این دلارهای میلیونی چرا به حساب بعضی ها ریخته میشود بهای در بند نگه داشتن عزیزانی همچون سمیه است که دور از چشم همه نگه داری و زندانی ست سمیه …

 به نام خدا و به شرف انسانی و برای مظلومان در بند و گرفتار که خود از آنان بوده و هستم

محمد محمدیمحمد محمدی، دوازدهم فوریه ۲۰۱۵:…  من محمد محمدی اعلام میکنم که در مقابل ظلم و ستم شما ظالمان ستم کاران و خون خواران سکوت نمیکنم و من هم در صحنه ام و اکنون قلم من اسلحه ی من است که قلب شما مزدوران بی شرف را با آن نشانه گرفته ام و رجوی دیو ستم کار و مریم بدکاره ی خون خوار بگویید مزدور کیست ؟ مزدور چه کسی ست ؟ مصطفی محمدی ؟ پدر باشرف و باغیرت و با ایمان من که به سختی …

قسم به قلم ….

مصطفی محمدی مصطفی محمدی، دوازدهم فوریه ۲۰۱۵:…  وقتی که قلم به دست گرفتم و نوشتن آغاز نمودم وقتی که به نام خدا و با عشق برای سمیه ام شروع به نوشتن نمودم. وقتی که قلمم شد زبان یاسر و یاسرها ندا و فروغ فروغ ها وقتی که شدم زبان گویای آنان که دستشان از این دنیا کوتاه است اما با عشق مرا پیام رسان خود نمودند از زبان آنان نوشتم درددل کردم سکوت را شکستم فریاد زدم و افشاگری نمودم منتظر و آماده ی …

مصطفی: رسالت من پس از مرگ. محبوبه: من و نبودن سمیه

سمیه محمدیمصطفی و محبوبه محمدی، یازدهم فوریه ۲۰۱۵:…  از گوشه و کنار میشنوم که میگویند که سازمان مغز این بچه ها را شست و شو داده و عشق به خانه و خانواده رو از ذهن و دلشان پاک کرده اما عزیزکم میدانم که عشق را هر قدر که بشوری پاک تر صاف تر صیقلی تر و براق تر خواهد نمود و خداوند نور عشق پدر و مادر را به فرزندانشان و عشق فرزندان نسبت به پدرو مادر را هرگز از بین نمیبرد و نمی گذارد که از بین …

مصطفی: من زبان او شده ام. محبوبه: سمیه را آزاد خواهم کرد

مصطفی و سمیه محمدیخانواده محمدی، دهم فوریه ۲۰۱۵:…  من پیام این مادران من زبان و قلم شهدا میشوم و در این راه تنها نیستم من راوی داستان هایی هستم و میشوم که در تاریکی مخوف شب های اردوگاه اشرف اتفاق افتاده خون هایی که در اردوگاه اشرف ریخته نشد و هیچ کس نبود ونه سنگی ونه مزاری خدایا میدانم که ساکت نمی نشینی چه حق ها که ناحق شد و چه خون هایی که بی گناه بر زمین ریخته شد و خدایا تو شاهد وناظری …

عصر عصر افشای مرگهای مشکوک و انگورهای سمی ست

مصطفی محمدیمصطفی محمدی، نهم فوریه ۲۰۱۵:… دنیا بداند که بخاطر زنده ماندن علیرضا سکوت کردم مرگ ندا را بیصدا ضجه زدم اما اینهم این کافران از خدا بی خبر را راضی نکرد و کمر به قتل من بستند، حادثه ی مرگ من داستان امام رضا و هارون است عصر عصر مرگهای مشکوک وانگورهای سمی است و داستان امام غریبی که در غربت مسمومش کردند و عصر عصر تکرار تاریخ است از مریم رجوی که هارون …

حرف خانواده محمدی فراتر از تهدید است (نداها و آلان ها را می شناختم، می شناسم و میشناسانم)

مصطفی محمدی آرمین ف از تهران بعلاوه مطالبی از آقا و خانم محمدی: … علیرضا جان کاش بودم که در جشن آزادیت و در جشن عروسیت در کنار تو باشم و خوشحالیت را ببینم آه علیرضا جان برادر شیرین تر از جانم من در کنار تو بودم و شادیت را نظاره می کردم و به خاطر خوشحالیت خدا را سپاس می گفتم میدانم که دلتنگم هستی حرفهای بسیاری هست سالها گذشته اما داغ ندیدن و نشنیدن و لمس نکردن عزیز که کهنه نمی شود تازه تر …

بنام خدا و بنام عصر ظهور حق و حقیقت

سمیه محمدیمصطفی محمدی، هفتم فوریه ۲۰۱۵:… هنوز از الان به دنیا ننوشته ام هنوز از ندا حسنی حرفی نزده ام هنوز از عزیزان مظلومی که در قبرستان اشرف دفن شده‌اند حرفی نزده ام، رجوی ملعون! فکر نکن. این قلم تنها قلم مصطفی محمدی نیست این حرفها تنها حرفهای محمدی نیست این هشدارها این تهدیدها این اعلان جنگ ها، تنها از جانب مصطفی محمدی نیست، اگر لرزیده ای اگر ترسیده ای این هشدار دنیا به توست …

آقای مصطفی محمدی، بازهم “خیر توشه “!

رضا اکبری نسبرضا اکبری نسب، تبریز، ششم فوریه ۲۰۱۵:…  ” مرگ خیلی آسان میتواند به سراغ من بیآید اما تا وقتی زنده ام سراغ آن نخواهم رفت… من البته با مرگ مواجه خواهم شد که مهم نیست، مهم این است که زندگی یا مرگ من چه تاثیری درزندگی دیگران داشته باشد- زنده یاد صمد بهرنگی). مرگ یاسر من هم تطابقی با این

کوچه ی بچه گی ها. تقدیم به سمیه محمدی

م م، تهران، ششم فوریه ۲۰۱۵:… دلم مث یه بادبادک تو کوچه ی بچه گی هاست. هنوزم یاد اون روزا یاد آور خاطره هاست. بازم دلم تو بچه گی عروسک تازه میخواد. هنوز دلم یه ماجرا که توش پر از راز میخواد. هنوز دلم میخواد کسی بیاد سکوتو بشکنه. باز الکی داد بزنم یکی بیاد کمک کنه. هنوز میخوام یواشکی گلای یاسو بچینم. برم رو پ�

مصطفی: سمیه، حوریه دلتنگ است. محبوبه: سمیه، میدانم که میدانی

سمیه محمدیخانواده محمدی، ششم فوریه ۲۰۱۵:…  ستاره ی من سمیه ی من تو مهربانیت را تمام دوستان در بندت به من گفته اند به من و محبوبه دختر دل نازک مهربانم میدانم که قوت قلب عزیزان در بندی. دل سیاهی را بشکاف ظهور کن مسیحای من ….. به آسمان نگاه کن ستاره باران است ستره ی حوریه را ببین صدایت م

به فرزندانمان قصه بگوییم که بیدار شوند و نخوابند (+ بیاد یاسر)

مصطفی محمدی، محبوبه محمدی، پنجم فوریه ۲۰۱۵:…  و محمد محدثین مجبور شد که خبر خود سوزی ام را اعلام کند… وای بر دروغگو یان…. عمو جان باورم کردی؟ می دانی یاسرت همیشه زنده است…. میدانی که من از تبار عاشقان بودم …. عمو جان دلتنگ من نباش یاسرت زنده است …. روزی آنان که در اسارتند در روز آزادی درو

خدایا پناه می بریم به تو از شر رجوی و رجوی ها

برای دخترم سمیه محمدیمحبوبه، مصطفی، حوریه و محمد محمدی، چهارم فوریه ۲۰۱۵:…  خدایا پناه می برم به تو از شر شیاطین از شر شیادان از شر ستمکاران. من به اذن خداوند می دانم که پیروز بر شیاطین می شوم از جن و از انس….. و آن روز که می گفتی بیا بیا ما آماده ایم. اعلام میکنم. به تمام دنیا اعلام می کنم و در حضور تمام پدران و

دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه (محبوبه: همیشه دلهره با من است. مصطفی: وَالْعَصْرِ …)

محبوبه و مصطفی محمدی، سوم فوریه ۲۰۱۵:…  همیشه دلهره با من است . همیشه دلهره او پشت درهای بسته شب ها خواب آشوبم می کند و روزها چشم انتظاری… عزیزکم تو که نیستی خوابی نیست تا آشفته شود همیشه ی فصل های خدا با انتظار تمام می شود آرامش ندارم همیشه در تب و تابم. لبخند مهربان�

دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه

مصطفی محمدی، دوم فوریه ۲۰۱۵:…  من هیچوقت تنها نبوده ونیستم. سال ها پیش زمانی که سمیه رااز مسئولین سازمان مجاهدین خواستم گفتند برو هر کاری که میخواهی بکن تو رقمی نیستی … یک … ده .. صد … هزار …. ارتش اشرف. حالا زمان انسجام ارتش محمدی ست من هیچ وقت تنها نبوده و نیستم. این که گفتید مصطفی محمدی رقمی نیست عدد

مصطفی محمدی: محبوبه و من تا روز آزادی سمیه آرام نخواهیم گرفت

مصطفی محمدی، اول فوریه ۲۰۱۵:… سمیه محمدی فرزند محبوبه ومصطفی که سالها پیش هنوز به سن قانونی نرسیده بود در ظاهر به دعوت مجاهدین برای بازدید از اردوگاه اشرف خانه و محل زندگی خود را ترک کرد … هر پیام او در تلویزیون مجاهدین وحتی کتابی که از از جانب او به دنیا معرفی شد حاکی از عشق و از خود گذشتگی نسب

خانم محبوبه حمزه: سمیه جان خسته ام از ندیدنت. آقای مصطفی محمدی: سمیه جان نگران ما نباش به تو افتخار می کنیم

محبوبه حمزه (محمدی)، مادر سمیه محمدی، سی و یکم ژانویه ۲۰۱۵:…  ﺳﻤﻴﻪ ﺟﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭﺷﺒﻬﺎ ﭘﺮ ﺷﺪﻩ اﺯ ﺣﺪﻳﺚ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ و ﻣﺎﺟﺮاﻱ ﺗﻠﺦ اﺳﺎﺭﺕ. ﻳﻮﺳﻔﻢ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩ ﻭﺑﮕﺬاﺭ ﺣﺮﻑ و ﺣﺪﻳﺜﻬﺎ ﺧﺎﺗﻤﻪ ﻳﺎﺑﺪ ﺧﺴﺘﻪ اﻡ ﺧﺴﺘﻪ