واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی – پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی – پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی - پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانیعاطفه نادعلیان، وکیل دعاوی، انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و نهم ژوئیه 2020:… در این برنامه همچون تمامی برنامه های از این دست ابتدا یک پیش فرض بدون دلیل و مدرک مطرح شده که گویا “انجمن نجات = رژیم ایران” و بعد خانواده هایی که خواستار ارتباط و کسب اطلاع از عزیزانشان در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی هستند را هم در این پیش فرض تماما “مزدوران رژیم” معرفی کرده که مدام در حال “توطئه تروریستی” هستند و آنگاه تعجب کرده است که چرا وزارت اطلاعات که همه چیز را به انجمن نجات دیکته می کند خبر ندارد که آلبانی بیابان ندارد. آیا همین تناقض دلیل بر باطل بودن پیش فرض اولیه نیست؟ با وجود این تناقض که خود فرقه رجوی آن را کشف کرده است همچنان اصرار دارد که بگوید هر کلمه ای که خانواده ها می گویند و هر اقدامی که انجمن نجات انجام می دهد مو به مو دیکته شده توسط وزارت اطلاعات است. واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی – پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی 

خانواده ها چالش فرقه رجویخانواده ها چالش فرقه رجوی

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی – پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

نمونه ای دیگر از واکنش عصبی و البته غیر منطقی فرقه رجوی به درخواست خانواده ها

فرقه رجوی ممنوعیت ارتباط با خانواده را چگونه توجیه می کند؟

انجمن نجات مرکز تهران8 مرداد 1399

فرقه رجوی در برنامه ی موسوم به “پرونده” با عنوان “نمایش وزارت اطلاعات در انجمن نجات آذربایجان غربی” به تاریخ 7 مرداد 99 عملا به افشای ماهیت فرقه ای خود پرداخت و نشان داد که تا چه اندازه اعضا را در ناآگاهی و به دور از دنیای واقعی نگاه داشته است.

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی - پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

تصویر سیاه و سفید شده گزارش سایت راه نو. البته جماعت رجوی مستقیم مسئولیت هفت تیر را نمیپذیرند ولی اگر خانواده ها این جنایات را محکوم کنند آن را علیه خود میدانند!!ا

در این برنامه همچون تمامی برنامه های از این دست ابتدا یک پیش فرض بدون دلیل و مدرک مطرح شده که گویا “انجمن نجات = رژیم ایران” و بعد خانواده هایی که خواستار ارتباط و کسب اطلاع از عزیزانشان در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی هستند را هم در این پیش فرض تماما “مزدوران رژیم” معرفی کرده که مدام در حال “توطئه تروریستی” هستند و آنگاه تعجب کرده است که چرا وزارت اطلاعات که همه چیز را به انجمن نجات دیکته می کند خبر ندارد که آلبانی بیابان ندارد. آیا همین تناقض دلیل بر باطل بودن پیش فرض اولیه نیست؟

خانواده اسرای فرقه رجوی – همایش میاندوآب و استقبال از حضور هیأت پیشنهادی

با وجود این تناقض که خود فرقه رجوی آن را کشف کرده است همچنان اصرار دارد که بگوید هر کلمه ای که خانواده ها می گویند و هر اقدامی که انجمن نجات انجام می دهد مو به مو دیکته شده توسط وزارت اطلاعات است. البته شاید مسئولین فرقه رجوی حق داشته باشند چرا که دستگاه مجاهدین خلق به همین شکل عمل می کند و کسی بدون اذن رهبر فرقه آب هم نمی خورد و به قول مریم عمده انرژی مسعود صرف طراحی برنامه و بیانیه و اطلاعیه و غیره علیه جداشدگان و خانواده ها می گردد.

عاطفه نادعلیان

خانم عاطفه نادعیان – وکیل دعاوی

یک استدلال سخیف که فقط به درد اعضای مانیپوله شده داخل فرقه می خورد اینست که گفته شده سهم آذربایجان غربی در امضای طومار خانواده ها 500 نفر بوده است در حالی که تعداد شرکت کننده در گردهمایی خیلی کمتر از این است. آیا فرقه رجوی انتظار داشت که در شرایط گسترش بیماری ناشی از ویروس کوید-19 و محدودیت هایی که برای تجمعات اعمال می شود تمامی کسانی که طومار را امضا کرده اند شغل و کار و زندگی را رها کنند و در این گردهمایی حاضر شوند؟ قطعاً جاهلیت موجود در چنین برداشت و استدلالی بسا مضحک تر از اینست که کسی نداند آلبانی بیابان ندارد.

جالب است که گفته می شود برخی از افراد که بستگان آنان برای کسب اطلاع از آنان نامه نوشته اند سال ها قبل فوت کرده اند و بعد می پرسد که آیا می شود که خانواده واقعی این افراد اطلاعی از این موضوع نداشته باشند؟ اتفاقاً درد هم همین است که این مسأله با توجه به ایزوله بودن مجاهدین خلق و ممنوعیت ارتباط با دنیای خارج کاملاً امکان پذیر است و به همین دلیل نگرانی خانواده ها نسبت به وضعیت عزیزانشان خصوصاً در شرایط فعلی بیماری ناشی از ویروس کوید-19به مراتب بیشتر گردیده است. مگر خانواده ها دائماً اراجیف و خزعبلات مضحک فرقه رجوی را رصد می کنند که بدانند چه اتفاقاتی در درون آن ها افتاده است؟

سپس برنامه مسخره فرقه رجوی با به صحنه آوردن بهمن محمد نژاد و عبدالله مقدسی دو تن از قربانیان محبوس در اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی ادامه می یابد.

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی - پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

آقای بهمن محمدنژاد اسیر مجاهدین آلبانی. اعترافات اجباری در تلویزیون فرقه رجوی

بهمن محمدنژاد اظهار می کند که وزارت اطلاعات برادرش محمد رضا محمدنژاد را بازیچه قرار داده است و بعد بر اساس روش جاری فرقه ای عنوان می کند که “شرم دارم اسم برادر روی او بگذارم” و او را “به اصطلاح برادر” می خواند. آقای بهمن محمدنژاد بر این باور است که 39 سال مبارزه کرده و از ابتلائات بسیاری عبور نموده است. او مدعی است که فریب نخورده و به اراده خود در فرقه رجوی حضور دارد اما پاسخ نمی دهد که پس چرا او را در اردوگاه های بسته و ایزوله در عراق و آلبانی محبوس کرده و سالیان سال است ارتباطش با دنیای خارج را قطع نموده اند؟ آیا آقای بهمن محمدنژاد دسترسی آزاد به دنیای خارج دارد یا با اعمال انواع ممنوعیت ها و محدودیت ها منبع اطلاعات او طی سالیان صرفاً سازمان مجاهدین خلق بوده است؟

پیام خانواده بهمن محمدنژاد اسیر فرقه رجوی در آلبانی

ای مرگ بر این رجوی که آدم ها را این چنین از انسانیتشان تهی می کند.

سپس در ادامه برنامه عبدالله مقدسی کاملاً ماهیت دستگاه فرقه ای رجوی را با اظهاراتش برملا می سازد. او دقیقاً تعریف فرقه های مخرب کنترل ذهن که به راحتی می توان در اینترنت جستجو کرد را در خصوص خانواده می دهد. از نظر او خانواده کسی است که با مجاهدین خلق و در ساحل آنان است و عملاً این شعار فرقه ای را سر می دهد که “هر کس با ما نیست بر ماست”.

به زعم بیانات دیکته شده به آقای عبدالله مقدسی، هر کس در خارج از فرقه رجوی که با این فرقه همراه نیست با عنوان “رژیم” معرفی شده و مطرود است و بین فرقه رجوی و رژیم (طبق تعریفی که فرقه می دهد) یک دریا خون قرار دارد. در این تعریف سیاه و سفید کردن فرقه ای، ساحلی به غیر از ساحل مجاهدین خلق و ساحل رژیم به رسمیت شناخته نمی شود. اگر این خانواده ها با مجاهدین خلق نیستند پس با رژیم هستند و باید آنان را مزدور و تروریست خطاب کرد.

همین استدلال آقای مقدسی برای اثبات فرقه مخرب بودن سازمان مجاهدین خلق کافی است که می گوید خانواده اش حتی اگر همخون او باشند و با هم بزرگ شده باشند هیچ ربطی به او ندارند. در دستگاه فرقه ای عواطف و احساسات صرفاً باید نثار رهبران فرقه شود و اگر غیر از این باشد و اگر ذره ای عشق و علاقه به غیر از رهبر فرقه وجود داشته باشد تأثیرات مغزشویی تماماً از بین می رود.

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی - پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

آقای عبدالله مقدسی اسیر مجاهدین آلبانی. اعترافات اجباری در تلویزیون فرقه رجوی

جالب است که آقای مقدسی از این که از جانب خانواده اش همچنان عزیز خطاب می شود تعجب می کند. او حق دارد، چرا که فرقه رجوی هرگز چنین آزادی عملی به او نداده و هرگز او را مجاز نمی داند که حتی بدون الفاظ رکیک از خانواده خود نام ببرد.

نامه آقای سعیدالله مقدسی به برادرش عبدالله مقدسی (اسیر در لیبرتی)

باز یک پیش فرض گذاشته می شود که به اصطلاح “رژیم” در ترس و وحشت از مجاهدین خلق است و دلیل آن را هم تلاش و اصرار خانواده ها برای کسب ارتباط با عزیزان خود به قصد توطئه های تروریستی بیان می کند. بعد تعجب می کند که چرا یک کارشناس در بیانات خود مجاهدین خلق را مشتی سالخورده که در آلبانی گیر کرده اند معرفی کرده است. آیا لازم نیست به جای تعجب به اصل تناقض برگشته و پیش فرض خود را اصلاح نمایید؟

تعجب آقای مقدسی از این که خانواده اش او را عزیز خطاب کرده و یک فرد دیگر آنان را تروریست می داند واقعاً جای تعجب دارد. مگر کشور ایران هم مثل سازمان مجاهدین خلق اداره می شود که حرف اول و آخر را یک نفر بزند و همه مثل رباط فقط جملات دیکته شده رهبر فرقه را تکرار کنند؟ بله از نظر حاکمیت و عموم ملت ایران سازمان مجاهدین خلق به بزرگترین خیانت ملی شناخته شده یعنی همکاری با دشمن متجاوز به میهن دست زد و مسئول قتل بیش از 17 هزار نفر افراد بی گناه، که عمدتاً هیچ گونه مسئولیتی نداشتند، بوده و اکنون به عمله دست چندم دشمنان ایران و ایرانی تبدیل گشته است. اما با این وجود خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق بستگان خود را عزیز خطاب کرده و از گل نازک تر هم به آن ها نگفته اند. آیا چنین آزادی عملی در درون فرقه رجوی هم وجود دارد؟
حرف های بی ربط زدن از ویژگی های مسعود رجوی بود که به این بازماندگانش هم به ارث رسیده است. به دنبال منطق در حرف هایشان نباشید.
سپس یک سایت آلبانیایی و مسئول آن که البته او هم به زعم فرقه حتماً در آن سوی ساحل دریای خون قرار دارد، چون بدون اجازه سران فرقه خواست خانواده ها را منعکس کرده است، مورد توهین و تهدید قرار می گیرد.

از آقای بهمن محمدنژاد باید پرسید که در خصوص محقق و نویسنده و استاد دانشگاه و فعال مدنی و حقوق بشری آقای اولسی یازچی چقدر می داند و آیا به غیر از مجاهدین خلق منبع مستقلی را در این خصوص در اختیار داشته است یا صرفاً مطالب دیکته شده فرقه را تکرار می نماید؟

واکنشهای عصبی فرقه مجاهدین . مخاطب کیست؟ قسمت چهارم

آقای محمدنژاد تعجب می کند که اولسی یازچی چگونه رد خانواده او را پیدا کرده است. جهت اطلاع ایشان، این خانواده وی و مشخصاً برادر زاده اش که به زبان انگلیسی مسلط است بود که رد آقای یازچی را با زحمت بسیار و از طریق جداشدگان در ایران و بعد در آلبانی پیدا کرد و از وی درخواست نمود تا صدای برادر و دیگر اعضای خانواده را منعکس نماید. اگر این کار صورت نمی گرفت الآن چشمان خانواده به جمال بی مثال بهمن بعد از سال های سال روشن نمی شد.

جالب است که سفر یک خارجی به ایران هم از نظر فرقه رجوی جرمی نابخشودنی است که همین کار موجب می شود که فرد مربوطه در جرگه به اصطلاح “رژیم” قرار بگیرد و به آن طرف ساحل دریای خون منتقل گردد. در ضمن آقای محمدنژاد و کلاً این برنامه، اطلاعاتی را بیان می دارند که تاکنون به غیر از سازمان مجاهدین خلق منبع دیگری نداشته است.

گردهمایی سراسری انجمن نجات در 26 تیرماه 1399 برگزار گردید

جهت اطلاع، مردم ایران و از جمله خانواده ها کاملاً در جریان هستند و شک ندارند که سازمان مجاهدین خلق همراه با آمریکا و اسرائیل و سعودی و فیس بوک و توییتر در یک جبهه هستند و تلاششان نابودی ایران است و مطلع هستند که هر کس هم که در این جبهه امپریالیستی و ضد مردمی نیست جمیعاً “رژیم” نام دارد و باید از میان برداشته شود.

این برنامه، ایران تحت حاکمیت مجاهدین خلق را به خوبی ترسیم می کند. اگر یک نفر در رسانه ای حرفی بزند که مورد تأیید فرقه رجوی نباشد بدون دلیل و مدرک تحت عنوان توطئه تروریستی و مزدوری برای دشمن سرکوب می شود. میزان تحمل این فرقه در برابر حرف مخالف و میزان بهایی که برای مردم و مقدمتاً خانواده قائل است ماهیت آن را به خوبی آشکار می سازد.

استدلال آقای مقدسی فوق العاده جالب است و بیانگر میزان ایزوله بودن و دور بودن این جماعت از واقعیات است. از نظر وی این که خانواده اش خواهان یک تماس از جانب او شده اند به این مربوط می شود که رژیم در بن بست و در حال سرنگونی است و به این وسیله آنان می خواهند رژیم را نجات دهند.

تا جایی که به خانواده های محمدنژاد و مقدسی برمی گردد با مشاهده تصاویر عزیزان خود و کسب خبر سلامتی آنان، فارغ از هر بحث و فحص اعتقادی و سیاسی، غرق در شور و نشاط شدند. البته آنان به خوبی آگاه هستند که عزیزانشان نمی توانند حرف دل خود را بزنند وگرنه قطعا عواطف و احساسات شخصی آنان نسبت به خانواده و بستگانشان نمرده و از بین نرفته است.

اگر این آقایان چند جمله محبت آمیز ولو به ظاهر نسبت به خانواده هایشان ابراز نمی دارند و ظاهرا درد و رنجی که در فراقشان تحمل کرده اند را درک نمی کنند و این قدر بی رحمانه خانواده خود را آماج حملات قرار می دهند صرفا به این دلیل است که اسیر و گرفتار هستند و جز این چاره دیگری ندارند.

به هر حال کسانی که این گونه برنامه ها را مشاهده می کنند قضاوت خود از ماهیت مجاهدین خلق و نحوه برخورد آنان با مردم را خواهند داشت. اگر چه مخاطب این گونه برنامه ها هرگز مردم ایران نبوده و نیستند و جلب حمایت همان جبهه ای که فوقا عنوان گردید مد نظر است.

عاطفه نادعلیان

لینک به منبع

استمداد خانواده حسین حسینی سرباز وظیفه اسیر اردوگاه های صدام و رجوی در عراق و آلبانی

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی – پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/گامی-فراتر-از-صدام-حسین/

گامی فراتر از صدام حسین!

گامی فراتر از صدام حسین!عاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، سیزدهم ژوئیه 2020:… رژیم صدام حسین را همه به عنوان تنها حامی دولتی سازمان مجاهدین خلق می شناختند. مسعود رجوی در خرداد 1365 بعد از دیدار با طارق عزیز وزیر امور خارجه و معاون رئیس جمهور وقت عراق به این کشور رفت و نیروهای خود را نیز به آنجا منتقل نمود و ارتش آزادیبخش ملی را به عنوان بخشی از نیروهای نظامی صدام حسین تشکیل داد. از آن زمان عراق جایگاه اصلی و صدام حسین تنها حامی مسعود رجوی و نیروهای مسلحش گردید. رجوی فعالانه در جنگ ایران و عراق، البته در طرف دشمن متجاوز و علیه مرزبانان و مدافعان میهن، وارد گردید و به دلیل همین خیانت ملی بزرگ، در منظر مردم ایران فوق العاده منفور گشت. او تتمه پایگاه مردمی خود را در ازای کسب حمایت مادی صدام حسین برای کسب قدرت در ایران به باد داد. گامی فراتر از صدام حسین!

گامی فراتر از صدام حسین!حضور مجاهدین خلق در آلبانی مذاکرت پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا را دچار مشکل کرده است

گامی فراتر از صدام حسین!

( واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی )

انجمن نجات مرکز تهران21 تیر 1399

رژیم صدام حسین را همه به عنوان تنها حامی دولتی سازمان مجاهدین خلق می شناختند. مسعود رجوی در خرداد 1365 بعد از دیدار با طارق عزیز وزیر امور خارجه و معاون رئیس جمهور وقت عراق به این کشور رفت و نیروهای خود را نیز به آنجا منتقل نمود و ارتش آزادیبخش ملی را به عنوان بخشی از نیروهای نظامی صدام حسین تشکیل داد.

از آن زمان عراق جایگاه اصلی و صدام حسین تنها حامی مسعود رجوی و نیروهای مسلحش گردید. رجوی فعالانه در جنگ ایران و عراق، البته در طرف دشمن متجاوز و علیه مرزبانان و مدافعان میهن، وارد گردید و به دلیل همین خیانت ملی بزرگ، در منظر مردم ایران فوق العاده منفور گشت. او تتمه پایگاه مردمی خود را در ازای کسب حمایت مادی صدام حسین برای کسب قدرت در ایران به باد داد.

این وضعیت تا حمله نیروهای ائتلاف به عراق و سقوط صدام حسین ادامه داشت و مسعود رجوی و نیروهایش زیر چتر حمایتی کامل رژیم بعث عراق به فعالیت های تروریستی در داخل خاک ایران ادامه می دادند. سقوط دیکتاتور بغداد تغییرات دراماتیکی را برای مجاهدین خلق رقم زد. تاریخ مصرف مسعود رجوی به پایان رسید و کنار گذاشته شد و لاجرم ناپدید گردید. مریم رجوی به عنوان طرف حساب جدید به پاریس رفت و نیروهای سازمان مجاهدین خلق در عراق خلع سلاح شدند.

سازمان مجاهدین خلق در زمان صدام حسین در عراق از شرایط فوق العاده مطلوبی برخوردار بود و می توانست نیروهای خود را در یک اردوگاه بسته و دورافتاده جمع نموده و ارتباط اعضا را با دنیای خارج خصوصاً با خانواده ها و دوستانشان قطع نماید.

بعد از سقوط صدام حسین تمام دولت های حاکم در عراق یکی پس از دیگری خواستار اخراج مجاهدین خلق، به عنوان یک تهدید امنیت ملی، شدند. رجوی تمام تلاش خود را کرد تا در عراق بماند و پادگان اشرف و مرز با ایران را از دست ندهد و امید داشت تا جرقه ای خورده و جنگ بین دو کشور مجدداً آغاز گردد. حتی برای حمله آمریکا به ایران و مهیا شدن شرایط ورود به کشور هم حساب باز کرده بود. بالأخره بعد از ماجراهای بسیار، باقی نفرات سازمان مجاهدین خلق در اواخر تابستان 1395 عراق را ترک کرده و بر اساس یک توافق غیر متعارف در سیستم پناهندگی وارد کشور آلبانی گردیدند. آلبانی تنها کشوری بود که آماده پذیرش آنان بود. اعضای سازمان مغایر با قوانین ملل متحد به صورت گروهی و بدون داشتن موقعیت پناهندگی پذیرفته شدند.

برخلاف عراق، سازمان مجاهدین خلق در آلبانی مقر دور افتاده و بسته ای نداشت که این وضع برای این سازمان قابل دوام نبود و ریزش نیروی روزمره را تجربه می کرد. برنامه این بود که آلبانی کشور واسط باشد و با ورود اعضای مجاهدین خلق به این کشور روند بازپروری و جذب نیروها در کشورهای مختلف اروپایی و آمریکایی آغاز گردد. بر همین اساس حتی تعدادی از آنان توسط آمریکا پذیرفته شدند. اما با روی کار آمدن دولت دونالد ترامپ و قدرت گرفتن جنگ طلبانی نظیر جان بولتن این روند تغییر کرد و آنان به یک مقر مهیا شده از جانب آمریکا منتقل شدند و به این ترتیب توانستند شیوه های کنترل نیرو را مانند پادگان اشرف اعمال نمایند. جالب است که نام این مقر فرقه ای جدید را اشرف 3 گذاشتند که یادآور پادگان بدنام و مخوف اشرف در عراق است.

رجوی و فرقه اش در عراق در زمان صدام حسین محدودیت هایی داشتند که به دلیل مسائل امنیت ملی اعمال می گردید. آن ها اجازه نداشتند از اردوگاه های خود خارج شوند. تردد آنان به خارج از اردوگاه برای امور ضروری مانند ویزیت پزشک یا مراجعه به بیمارستان صرفاً با اسکورت مأمورین استخبارات (سازمان حفاظت اطلاعات نیروهای نظامی و انتظامی) امکان پذیر بود. آنان حق ارتباط با وزارت خارجه، نمایندگان مجلس، وزرا، دولت، بازرگانان، مقامات و مأمورین پلیس، شهرداری، و غیره را نداشتند. آنان محدود به ارتباط با اطلاعات وزارت دفاع و ارتش بودند. حتی با جهازالمخابرات (سازمان اطلاعات و امنیت) هم مجاز به ارتباط نبودند. آنان اجازه نداشتند به رسانه ها و شهروندان عراقی مراجعه کنند. حتی برای خرید مایحتاجشان می بایست از طریق افسران اطلاعات ارتش که در پادگان های سازمان مجاهدین خلق مستقر بوده و حضور دائم داشتند عمل نمایند. آنان حق هیچ گونه فعالیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، یا تبلیغی در داخل عراق را نداشتند و تماماً تحت کنترل اطلاعات ارتش عراق بودند. ملاقات های روال جاری مسعود رجوی و دیگر سران سازمان صرفاً با مسئولین همین ارگان بود و همه مسائل خود را از آن طریق حل و فصل می کردند. حتی برای خروج از کشور یا ورود به کشور عراق هم باید از کانال آن ها و نه از مجاری عادی و رسمی کشور اقدام می نمودند. ایرانیان بلافاصله بعد از پذیرش آتش بس بین ایران و عراق در زمان صدام حسین می توانستند به راحتی ویزا گرفته و از کشور عراق بازدید نمایند. دولت این کشور به جای محدود کردن تمام شهروندان ایرانی، مجاهدین خلق را محدود کرده بود.

اما نوع حضور مجاهدین خلق بدون هیچ یک از این محدودیت ها در آلبانی و دست بازی که ادی راما، که مشخص نیست به چه بهایی، به مجاهدین خلق در کشور خود داده و ورود ایرانیان را به آلبانی ممنوع کرده است کار را به جایی رسانده که نسبت به یک مطلب ساده سایت گازتا ایمپکت که به مذاقشان خوش نمی آید اعتراض کرده و نامه سرگشاده می دهند و بی شرمانه خواستار اقدام قضایی علیه آن سایت و مسئول آن می شوند و شهروندان آلبانیایی نظیر اولسی یازچی، مگنا بالا، و جرجی تاناسی که مطابق میلیشان عمل نکرده اند را به اسم در رسانه های خود تهدید کرده و به آن ها تهمت می زنند. آیا رجوی در برابر صدام حسین هم اجازه چنین گستاخی هایی را داشت؟

اینجاست که باید گفت دولت ادی راما نخست وزیر آلبانی در حمایت تمام عیار دولتی از فرقه تروریستی رجوی گامی فراتر از صدام حسین برداشته تا جایی که امنیت ملی کشور خود و حتی اروپا را به خطر انداخته است. اگر ادی راما اختیار امور اجرایی کشورش را دارد و مجبور به اطاعت از بیگانگان نیست لازم است قدری به فکر منافع ملی کشورش باشد و با خود بیاندیشد که چرا صدام حسین، مجاهدین خلق را تا این حد در عراق محدود کرده بود و چرا دولت های بعد از صدام حسین همگی بر اخراج مجاهدین خلق از عراق پافشاری می کردند؟ پاسخ به این سؤال قطعاً برای تنویر افکار عمومی آلبانی و روشن شدن ماهیت دولت فعلی آن، ضروری است.

عاطفه نادعلیان

لینک به منبع

گامی فراتر از صدام حسین!

( واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی )

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/خود-افشاگری-فرقه-رجوی-2/

باز هم خود افشاگری فرقه رجوی

باز هم خود افشاگری فرقه رجویعاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، دوم ژوئیه 2020:… سایت خودافشاگر فرقه رجوی مطلبی با عنوان “نامه سرگشاده تعدادی از اعضای مجاهدین خلق در اشرف ۳ در مانز به مقامات آلبانی” به تاریخ 5 تیر 99 با امضای تعدادی از اعضای گرفتار در فرقه درج نموده است. مرور این نامه سرگشاده خیلی از حقایق را در خصوص ماهیت ضد مردمی سران فرقه رجوی برملا می نماید. در این نامه همراه با آسمان ریسمان به هم بافتن و پرداختن به موضوعات متفرقه غیرمرتبط ، مسأله و مشکل اصلی فرقه عنوان می گردد. نوک تیز حمله به سمت “سایت آلبانی ‌زبان به نام گازتا ایمپکت” است. جنایتی که این سایت مرتکب شده این است که خواست خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای گرفتار در فرقه رجوی برای ارتباط با عزیزانشان در آلبانی را انعکاس داده است. باز هم خود افشاگری فرقه رجوی 

خانواده اسرای فرقه رجوی – همایش میاندوآب و استقبال از حضور هیأت پیشنهادیخانواده اسرای فرقه رجوی – همایش میاندوآب و استقبال از حضور هیأت پیشنهادی

باز هم خود افشاگری فرقه رجوی

مروری بر نامه سرگشاده اعضای فرقه به مقامات آلبانی

“وقتی مادران و پدران و همسران کهنسال که صرفاً خواهان ارتباط با عزیزان گرفتارشان در اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی هستند تروریست خوانده می شوند، دیگر چه کسی می تواند از نظر سران فرقه تروریست نباشد؟”

انجمن نجات مرکز تهران10 تیر 1399

لینک به متن انگلیسی 

سایت خودافشاگر فرقه رجوی مطلبی با عنوان “نامه سرگشاده تعدادی از اعضای مجاهدین خلق در اشرف ۳ در مانز به مقامات آلبانی” به تاریخ 5 تیر 99 با امضای تعدادی از اعضای گرفتار در فرقه درج نموده است.

مرور این نامه سرگشاده خیلی از حقایق را در خصوص ماهیت ضد مردمی سران فرقه رجوی برملا می نماید. در این نامه همراه با آسمان ریسمان به هم بافتن و پرداختن به موضوعات متفرقه غیرمرتبط ، مسأله و مشکل اصلی فرقه عنوان می گردد.

نوک تیز حمله به سمت “سایت آلبانی ‌زبان به نام گازتا ایمپکت” است. جنایتی که این سایت مرتکب شده این است که خواست خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای گرفتار در فرقه رجوی برای ارتباط با عزیزانشان در آلبانی را انعکاس داده است.

باز هم خود افشاگری فرقه رجوی

ظاهراً همین جرم بسیار بزرگ از نظر دستگاه فرقه ای و ضد مردمی رجوی کافی است که این اقدام را یک توطئه بزرگ امنیتی علیه ساکنان اردوگاه بسته و دور افتاده مجاهدین خلق در آلبانی قلمداد کرده و از دستگاه قضایی آلبانی بخواهند تا این سایت و دست اندرکاران آن را به جرم اقدام علیه امنیت مجاهدین خلق سرکوب نماید.

این افراد جرم های دیگری هم دارند. آنان مختصر همدلی با جداشدگان در آلبانی، که مجاهدین خلق و دولت آلبانی سعی در تحت فشار قرار دادن آنان دارند، هم انجام داده و با خانواده سمیه محمدی و دیگر خانواده هایی که پایشان به آلبانی رسیده است همدردی نشان داده اند.در این نامه خطاب به مقامات آلبانی با لحنی آمرانه از فعال مدنی اولسی یازچی، وکیل حقوقی میگنا بالا و خبرنگار جرجی تاناسی شکایت شده که چرا این افراد در کشور آلبانی آزادی عمل و آزادی بیان دارند و چرا مانند برخی دولتمردان رشوه بگیر این کشور در خدمت مافیا و مجاهدین خلق، یا بهتر است گفته شود در خدمت سفارت آمریکا در تیرانا، نیستند.

این نامه به خوبی ماهیت و تصویر مجاهدین خلق در صورتی که نعوذبالله در ایران به قدرت برسند را افشا می کند. فرض کنید که مسعود و مریم رجوی در ایران حاکم هستند و یک فرد یا یک سایت مطلبی را بیان می دارد که به مذاق آنان خوش نمی آید، آنگاه چه می شود؟ قطعاً تروریست نامیده شده و اقدامش علیه امنیت و غیره قلمداد می گردد و تحت پیگرد قرار می گیرد.

وقتی مادران و پدران و همسران کهنسال که صرفاً خواهان ارتباط با عزیزان گرفتارشان در اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی هستند تروریست خوانده می شوند، دیگر چه کسی می تواند از نظر سران فرقه تروریست نباشد؟

وقتی اقدام سه شهروند عادی آلبانیایی، یعنی ابراز همدردی و منعکس کردن خواست خانواده ها و جداشدگان، اقدامی تروریستی خوانده می شود، دیگر چه اقدامی می تواند از نظر سران فرقه رجوی تروریستی نباشد؟

و وقتی سازمان مجاهدین خلق در برابر خواست برحق خانواده ها به این اندازه از خود ضعف و زبونی نشان می دهد و آن را برنمی تابد و به این شکل واکنش نشان می دهد، کدام حق انسانی را به رسمیت خواهد شناخت و بر کدام خواست مردم صحه خواهد گذاشت؟

خوشبختانه دست سران فرقه رجوی روز به روز بیشتر در مقابل مردم ایران رو می شود و ماهیت ضد مردمی آنان برملا می گردد و سران جنایتکار فرقه، ماهیت دیکتاتوری تشکیلات خود را بیشتر افشا می کنند.

عاطفه نادعلیان

لینک به منبع

باز هم خود افشاگری فرقه رجوی

( واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی )

***

آنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند آنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند (به مناسبت درگذشت عبدالرضا نیک بین رودسری – عبدی)ا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/قرارگاه-مجاهدین-در-آلبانی-گزارش-نیویو/

قرارگاه مجاهدین در آلبانی – گزارش نیویورک تایمز

قرارگاه مجاهدین در آلبانی - گزارش نیویورک تایمزخبرگزاری فارس به نقل از نیویورک تایمز، هفدهم فوریه 2020:…  نویسنده بر این باور است که شاید اجازه ورودش به کمپ منافقین تلاشی از سوی این گروهک برای تصحیح چهره‌اش پس از مواجهه با خبرنگار نیویورک‌تایمز در سال ۲۰۰۳ بوده است، زمانی که شخص مورد مصاحبه این خبرنگار از روی نوشته صحبت می‌کرده و خبرنگار اجازه گفت‌وگوی خصوصی با اعضای این گروهک را نیافته بود. یکی از نکاتی که در این گزارش می‌تواند مورد توجه قرار گیرد، شیوه پاسخ‌گویی اعضای گروهک تروریستی منافقین به سوال در خصوص سرنوشت «مسعود رجوی»، سرکرده این گروهک است که به نوشته نیویورک‌تایمز از سال ۲۰۰۳ ناپدید شده است. «علی صفوی»، نماینده گروهک تروریستی منافقین در واشنگتن وقتی با این سوال مواجه می‌شود، می‌گوید: «خوب، ما نمی‌توانیم در مورد این مساله حرف بزنیم …» او سخنانش را قطع می‌کند و نگاهش را به پاهایش می‌دوزد. سوال مجددا این‌گونه مطرح می‌شود: «آیا او زنده است؟ آیا او در آلبانی است؟» پس از چند ثانیه سکوت، پاسخ صفوی باز هم این است: «ما نمی‌توانیم درباره آن حرف بزنیم.» قرارگاه مجاهدین در آلبانی – گزارش نیویورک تایمز

MEK Base In Albania - They Gave Us a TourNobody Can Be “Comfortable” With Regime Change Involving MEK

قرارگاه مجاهدین در آلبانی – گزارش نیویورک تایمز

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

گزارش نیویورک‌تایمز از اردوگاه منافقین| نمی‌توانند درباره سرنوشت رجوی حرف بزنند؛ اردوگاه خالی بودخبرنگار روزنامه نیویورک‌تایمز که از اردوگاه منافقین در آلبانی بازدید داشته، می‌گوید اعضای این گروهک تروریستی می‌گویند نمی‌توانند درباره سرنوشت سرکرده این گروهک سخن بگویند.

قرارگاه مجاهدین در آلبانی - گزارش نیویورک تایمزThe entrance to the camp housing members of the Mujahedeen Khalq, or People’s Jihadists, near Manez, Albania.Credit…Tara Todras-Whitehill for The New York Times

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، «پاتریک کینگسلی»، خبرنگار روزنامه نیویورک‌تایمز ضمن انتشار گزارشی در این روزنامه خبر داده که توانسته است از اردوگاه گروهک تروریستی منافقین (مجاهدین خلق)  در آلبانی بازدید کند.

بخش عمده گزارش نیویورک‌تایمز به روایت تاریخچه این گروهک تروریستی اختصاص دارد اما در میان سطور این گزارش، نکات جدیدی هم به‌چشم می‌خورند.

نویسنده در تشریح چگونی ورود خود به کمپ منافقین می‌نویسد: «در ابتدا، گروه درخواست‌های متعدد برای دسترسی را نادیده گرفت. بنابراین بدون چندان امیدی به سوی پایگاه آنها حرکت کردم و مدارک خود را به محافظین ارائه دادم. سه ساعت بعد، اندکی پیش از غروب آفتاب، تماسی دریافت کردم. به شکل تعجب‌آوری اجازه ورود یافته بودم. بنابراین، شروع به یکسری مصاحبه، شرکت در جلسات تبلیغاتی و تورهایی کردم که تا ساعت ۱:۳۰ بامداد به طول انجامید. یک عکاس نیویورک‌تایمز نیر چند روز بعد اجازه ورود دریافت کرد.»

نویسنده بر این باور است که شاید اجازه ورودش به کمپ منافقین تلاشی از سوی این گروهک برای تصحیح چهره‌اش پس از مواجهه با خبرنگار نیویورک‌تایمز در سال ۲۰۰۳ بوده است، زمانی که شخص مورد مصاحبه این خبرنگار از روی نوشته صحبت می‌کرده و خبرنگار اجازه گفت‌وگوی خصوصی با اعضای این گروهک را نیافته بود.

یکی از نکاتی که در این گزارش می‌تواند مورد توجه قرار گیرد، شیوه پاسخ‌گویی اعضای گروهک تروریستی منافقین (مجاهدین در آلبانی) به سوال در خصوص سرنوشت «مسعود رجوی»، سرکرده این گروهک است که به نوشته نیویورک‌تایمز از سال ۲۰۰۳ ناپدید شده است.

«علی صفوی»، نماینده گروهک تروریستی منافقین در واشنگتن وقتی با این سوال مواجه می‌شود، می‌گوید: «خوب، ما نمی‌توانیم در مورد این مساله حرف بزنیم …» او سخنانش را قطع می‌کند و نگاهش را به پاهایش می‌دوزد. سوال مجددا این‌گونه مطرح می‌شود: «آیا او زنده است؟ آیا او در آلبانی است؟» پس از چند ثانیه سکوت، پاسخ صفوی باز هم این است: «ما نمی‌توانیم درباره آن حرف بزنیم.»

قرارگاه مجاهدین در آلبانی - گزارش نیویورک تایمزCredit…Tara Todras-Whitehill for The New York Times

در میان اشاره به سوابق گروهک تروریستی منافقین، نیویورک‌تایمز به نظر مورخی به‌نام «یرواند آبراهامیان» در خصوص وضعیت منافقین (مجاهدین خلق)  در افکار عمومی ایران اشاره می‌کند. «این گروه ادعا می‌کند که هنوز از حمایت زیادی برخوردار است اما آقای آبراهامیان گفت که محبوبیت این گروه پس از روی آوردن به خشونت در اوایل دهه ۱۹۸۰ سقوط کرده است. وقتی با مردمی گفت‌وگو می‌کنید که در دوران انقلاب زندگی کرده‌اند و نام “مجاهدین” را می‌برید، آنها برآشفته می‌شوند.»

خبرنگار نیویورک‌تایمز پس از اشاره به نحوه انتقال منافقین از عراق به آلبانی با نقش‌آفرینی آمریکا، می‌نویسد: «وقتی من از پایگاه بازدید کردم، به‌شکل عجیبی خالی به‌نظر می‌رسید. گروه ادعا می‌کند که [این پایگاه] میزبان ۲۵۰۰ نفر است اما در طول دو روز، ما بیش از ۲۰۰ نفر در آنجا ندیدیم.»

به نوشته این روزنامه آمریکایی‌، ده‌ها نفر از اعضای سابق گروهک تروریستی منافقین اکنون به‌صورت مستقل در آلبانی زندگی می‌کنند. «من با ده نفر از آنها دیدار کردم که هرکدام از آنها توضیح می‌داد که با شست‌وشوی مغزی تجرد اختیار کرده بود.»

این افراد می‌گویند، روابط رمانتیک و افکار جنسی ممنوع بوده‌اند، تماس با خانواده به شدت محدود شده بود و از دوستی برحذر داشته می‌شدند. همگی روایت کردند که مجبور به شرکت در مراسم‌های انتقاد از خود بوده‌اند که در آن اعضا در خصوص هرگونه تفکر جنسی یا غیروفادارانه‌ای که داشتند در برابر فرماندهانشان اعتراف می‌کردند.

کینگسلی به نقل از «عبدالرحمان محمدیان»، فردی ۶۰ ساله که در سال ۱۹۸۸ به عضویت گروهک تروریستی منافقین (مجاهدین خلق در آلبانی) درآمده و در سال ۲۰۱۶ از آن جدا شده، می‌نویسد: «شما کم‌کم می‌شکنید. خود را فراموش می‌کنید و شخصیتتان را تغییر می‌دهید. تنها از قوانین پیروی می‌کنید. شما خودتان نیستید. شما تنها یک ماشین هستید.»

خبرنگار نیویورک‌تایمز با اشاره به اینکه گروهک منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)  برای افزایش نفوذ خود روی به اینترنت آورده است می‌گوید در جریان بازدیدش از اردوگاه مزبور، یک استودیوی ضبط به او نشان داده شده که در آن دو آهنگساز مشغول ساختن آهنگ‌ها و ویدئوهایی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران هستند تا در شبکه‌های اجتماعی منتشر شوند.

قرارگاه مجاهدین در آلبانی - گزارش نیویورک تایمزCredit…Tara Todras-Whitehill for The New York Times

کینگسلی در ادامه می‌نویسد: «سوئیت‌های کامپیوتر که جداشدگان می‌گویند چیزی شبیه به “ترول فارم” (مجموعه‌ای از اعضای دون‌پایه که با اکانت‌های متعدد در فیسبوک و توییتر پیام‌هایی را در انتقاد از دولت ایران، تشویق سران گروهک تروریستی منافقین و تقویت لابی‌گرانی که از آنها پول می‌گیرند تایپ می‌کنند) است، به من نشان داده نشد.»

وی می‌افزاید: «زمانی که جولیانی و بولتون در سال‌های اخیر سخنرانی عمومی داشتند، به اعضا دستور داده شده بود که خط مشخصی را [از سخنان آنها] ۱۰ بار از اکانت‌های مختلف توییت کنند.»

نویسنده می‌گوید منافقین بین او و سه نفر از آمریکایی‌هایی که از اردوگاه آنان در عراق حفاظت می‌کرده ارتباط برقرار کرده‌اند، اما «کاپیتان متیو وودساید» در بین ایبن سه نفر نبوده است. کینگسلی با وودساید در خصوص وضعیت اردوگاه منافقین در عراق گفت‌وگو کرده است. او بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۵ ناظر آمریکایی‌ها در اردگاه منافقین بوده است.

به گفته وودساید، آمریکایی‌ها در واقع به ساختمان‌های اردوگاه منافقین و اعضای آن که بستگانشان می‌گفتند به زور در اردوگاه نگهداری می‌شوند، به صورت منظم دسترسی نداشته‌اند.

بر اساس گفته‌های وودساید، سران منافقین پس از چند روز تاخیر به اعضا اجازه دیدار با مقامات آمریکایی و خویشاوندانشان را می‌داده‌اند.

وودساید می‌گوید فرار از اردوگاه برای اعضا به خصوص زنان بسیار سخت بوده تا آنجا که دو نفر از آنان تلاش کرده بودند با کامیون تحویل بار از آنجا فرار کنند.

وی در پایان می‌گوید: «من آن سازمان را کاملا نفرت‌انگیز یافتم. از اینکه آنها در آلبانی حضور دارند، متعجبم.»

انتهای پیام/ق

قرارگاه مجاهدین در آلبانی – گزارش نیویورک تایمز

لینک به منبع

***

The Many Faces of the MEK, Explained By Its Former Top Spy Massoud KhodabandehThe Many Faces of the MEK, Explained By Its Former Top Spy Massoud Khodabandeh

همچنین: