واکنش عصبی مریم رجوی و پاسخ باقر محمدی با 32 سال سابقه عضویت در مجاهدین

واکنش عصبی مریم رجوی و پاسخ باقر محمدی با 32 سال سابقه عضویت در مجاهدین

واکنش عصبی مریم رجوی و پاسخ باقر محمدی با 32 سال سابقهباقر محمدی، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و ششم نوامبر 2020:… یا اینکه به دستور رجوی باز هم سر خانواده به نفر گير مي دهد و براي خودشان فكر ميكنند که انگار فرد هنوز در تشكيلات است در اين راستا به بهانه هاي مختلف از نفرات تعهد و امضا ميگيرد كه نفر را زير سلطه خودش نگه دارد .   در این شرایط متاسفانه فرد هم مجبور است سکوت کند كه مبادا روزي و پول نا چيز او قطع شود ودر اين راستا د من چنين بودم . سرکرده های فرقه رجوی ميگفتند برادر تو با وزارت اطلاعات كار ميكند و تو بايد بر عليه او موضع گيري كنيد و گرنه پول تورا قطع ميكنيم و يا مادرم که براي ديدن من به اشرف وليبرتي آمده بود، مزذور است. مادر بيچاره من چه گناهي داشته است؟ او براي ديدن بچه اش آمده است ولي فرقه ضد بشر و ضد خانواده عكس مادر من را در سايت چاپ كرده و اورا مزدور لقب داده است . كسي نيست به اين فرقه جاني بگويد مادر 75 ساله چه ربطي به وزارت دارد.. واکنش عصبی مریم رجوی و پاسخ باقر محمدی با 32 سال سابقه عضویت در مجاهدین .

مریم رجوی بعد ترامپ . از اروپا رانده، از امریکا ماندهمریم رجوی بعد ترامپ . از اروپا رانده، از امریکا مانده

واکنش عصبی مریم رجوی و پاسخ باقر محمدی با 32 سال سابقه عضویت در مجاهدین

نقض حقوق بشر آشکار در فرقه مجاهدین خلق

پاسخ آقای باقر محمدی با سابقه 32 سال عضویت در مجاهدین به رجوی

باقر محمدی ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 24.11.2020

باسلام قبل از جواب دادن به داستان ياوه گوي فرقه رجوي بر عليه من سر هم بندي كرده است ودروغهاي زيادي سرهم كرده كه از غافله جانماند و از اعلام جدايی رسمي اين جانت باقر محمدي جا خورده و بطور اساسي سوخت كه فقط مي تواند با دروغ سرهم كردن جواب دهد ،و به قول معروف آبو بريز همون جايي كه ميسوزه.

ودراين راستا من خودم خيلي خوشحال هستم كه با اعلام جدايي رسمي به دنياي جديدي پا گذاشتم وخودم را از قيد وبند اسارت فرقه رجوي آزاد و رها كردم و اميدوارم ديگر نفرات كه در اسارت هستند چنين كاري را انجام دهند ولذت رها بودن را احساس كنندوپابه جامعه بيرون بگذارند وازآن چارديواري بيرون بزنند وخود را از سيطره فرقه رجوي آزاد كنند، در ضمن نفراتي كه از فرفه جدا ميشوند وچون جاي براي زندكي ندارند فرقه به آنها پول ناچيزو بخورو نمير ميدهد وفرد مجبور است با آن بسازد چون پناه ديگري ندارد و فرقه آنها را زير نظر و سيطره خود ميبرد و فرد مجبور است با آنها بسازد وبراي زنده ماندن از آنها مستمره بگيرد ودر اين راستا فرقه از او سو استفاده ميكند به بهانه هاي مختلف كه هر چيزي كه بگويد انجام دهند و دست از پا خطا نكنند چون ريششان در گرو آنها است و سر بهانه هاي مختلف به آنها گير ميدهد كع اگر فلان كار را نكنيد پول تو را قطع ميكنيم .يا فلان موضع گيري را نكنيد،يا با نفرات جدا شده رابطه نداشته باشيد ،و خلاصه همه را نسبت به هم بي اعتماد كرده است ،ويا موردهايي از اين قبيل .

واکنش عصبی مریم رجوی و پاسخ باقر محمدی با 32 سال سابقه

واکنش عصبی مریم رجوی و پاسخ باقر محمدی با 32 سال سابقه

یا اینکه به دستور رجوی باز هم سر خانواده به نفر گير مي دهد و براي خودشان فكر ميكنند که انگار فرد هنوز در تشكيلات است در اين راستا به بهانه هاي مختلف از نفرات تعهد و امضا ميگيرد كه نفر را زير سلطه خودش نگه دارد .   در این شرایط متاسفانه فرد هم مجبور است سکوت کند كه مبادا روزي و پول نا چيز او قطع شود ودر اين راستا خود من چنين بودم . سرکرده های فرقه رجوی ميگفتند برادر تو با وزارت اطلاعات كار ميكند و تو بايد بر عليه او موضع گيري كنيد و گرنه پول تورا قطع ميكنيم و يا مادرم که براي ديدن من به اشرف وليبرتي آمده بود، مزذور است. مادر بيچاره من چه گناهي داشته است؟ او براي ديدن بچه اش آمده است ولي فرقه ضد بشر و ضد خانواده عكس مادر من را در سايت چاپ كرده و اورا مزدور لقب داده است . كسي نيست به اين فرقه جاني بگويد مادر 75 ساله چه ربطي به وزارت دارد..  با هر چيز ديگري نفر را در منگنه ميگذارد و فرد را مجبور به اين كار ميكند كه بتواند روزي بر عليه او بكار بگيرد .واين هم يكي از شگرد هاي فرقه مجاهدین خلق است که نشان از تفکر استثمار گرایانه اندیشه رجوی بر عليه نفرات جدا شده است، یک نقض حقوق بشر آشکار.

لینک به منبع

واکنش عصبی مریم رجوی و پاسخ باقر محمدی با 32 سال سابقه عضویت در مجاهدین

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/خانواده-ها-فاتحان-جنگ-نابرابر-با-فرقه-م/

خانواده ها فاتحان جنگ نابرابر با فرقه مجاهدین خلق

خانواده ها فاتحان جنگ نابرابر با فرقه مجاهدین خلق خواهند بودباقر محمدی، نجات یافتگان در آلبانی، بیستم نوامبر 2020:… نقش خانواده ها  و حضور مستمر آنان در پشت دیوارهای بلند اشرف و لیبرتی، در شکست فرقه مجاهدین خلق و اخراج از عراق و  فروپاشی قلعه اشرف ، همان که رجوی آن را ” کانون استراتژیکی نبرد ” می نامید، از از اهمیت بالایی برخوردار بوده است  رجوی از حضور خانواده ها در اشرف در هراس بود و می دانست که این خانواده ها هستند که می توانند ریشه ساختار فرقه گرایانه او را در عراق بخشکانند . این حضور مستمر خانواده ها بودند که توانستند قلعه اشرف را به فروپاشی برسانند ، مگر این شعارهای رهبران عقیدتی نبود که می گفتند : اشرف ناموس هر مجاهد خلق است  یا چو اشرف نباشد تن من مباد یا اگر کوهها بجنبند اشرف از جایش تکان نخواهد خورد ، پس چه شد؟ خانواده ها فاتحان جنگ نابرابر با فرقه مجاهدین خلق خواهند بود 

خانواده ها فاتحان جنگ نابرابر با فرقه مجاهدین خلق خواهند بودخانواده های گیلانی مجاهدین در آلبانی خطاب به نخست وزیر ادی راما

خانواده ها فاتحان جنگ نابرابر با فرقه مجاهدین خلق خواهند بود

عامل اصلی فرو پاشی قلعه اشرف در عراق خانواده ها بودند

باقر محمدی ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 19.11.2020

نقش خانواده ها  و حضور مستمر آنان در پشت دیوارهای بلند اشرف و لیبرتی، در شکست فرقه مجاهدین خلق و اخراج از عراق و  فروپاشی قلعه اشرف ، همان که رجوی آن را ” کانون استراتژیکی نبرد ” می نامید، از از اهمیت بالایی برخوردار بوده است .

رجوی از حضور خانواده ها در اشرف در هراس بود و می دانست که این خانواده ها هستند که می توانند ریشه ساختار فرقه گرایانه او را در عراق بخشکانند . این حضور مستمر خانواده ها بودند که توانستند قلعه اشرف را به فروپاشی برسانند ، مگر این شعارهای رهبران عقیدتی نبود که می گفتند : اشرف ناموس هر مجاهد خلق است  یا چو اشرف نباشد تن من مباد یا اگر کوهها بجنبند اشرف از جایش تکان نخواهد خورد ، پس چه شد؟

خانواده ها بودند که با دست خالی دژ فرقه رجوی موسوم به اشرف را نابود کنند  .هر گاه خانواده ها در کنار باب اسد ( درب اصلی ) اشرف و در ضلع هایی جنوبی اشرف حضور پیدا می کردند خبرها در داخل فرقه می پیچید و همه در جریان بودند که خانواده ها آمده اند و هرگاه صدای بلند گو ها در فضای اشرف می پیچید ، حس خوبی به همه دست میداد و مشتاقانه تمایل داشتیم که به نزدیک آنها رفته و آنان را ببینیم و بدانیم که بستگان چه کسانی حضور دارند .

متاسفانه رهبری فرقه مجاهدین  به عناوین مختلف مانع میشد تا صدای خانواده ها در داخل اشرف به قربانیان نرسد . سران ارشد این فرقه  هر شب نشست هایی برگزار میکردند و طوری وانمود می کردندکه کسانی که جلوی درب اشرف هستند جاسوسان رژیم هستند و از طرف وزارت اطلاعات مامور شده اند که به عراق اعزام شده اند . این حرف ها برای همه ما تکراری بود و ارزشی نداشت و حضور خانواده ها بر روحیه اکثر اعضاء تاثیر گذاشته بود . خیلی ها دوست داشتند که خود را به خانواده ها برسانند ولی هر بار فرقه با ترفندی خاص مانع این کار میشد و فرقه به ما میگفت اگر بیرون بروید حکم اعدام خود را تایید کرده اید .

با این اوصاف خروج اعضاء به خارج از سازمان روز به روز قوت می گرفت و خیلی از دوستانم توانستند خود را به خانواده ها برسانند و مورد استقبال گرم خانواده ها قرار می گرفت. پایگاهی که از قبل بیابان بود و با حمایت های مالی بعث عراق و به پشتوانه آمریکایی ها و نوچه خودش در منطقه ( اسرائیلی ها ) و با بیگاری اعضاء  به دژ مستحکمی تبدیل شده بود یک شبه فرو پاشید و بر خلاف میلش عراق را ترک کرد.

این نابودی به نظر من چیزی جزء حضور پررنگ خانواده ها نبود و ضمن اینکه پایگاه به تل خاکی تبدیل شد خیلی  از اعضاء نیز از فرقه رجوی جدا شدند و به دامن گرم خانواده ها برگشتند .

رجوی  سایر اعضای در بند را وادار میکرد که علیه خانواده ها شعار دهند و آنان را جاسوس بخوانند و به این روش قانع نمی شدند و به طرف خانواده ها سنگ پرتاب می کردند .

پیامی که ما از خانواده ها می شنیدیم چیزی جزء اظهار محبت نبود متاسفانه در پاسخ به محبت های آنان سنگ پرتاب می کردیم .

این است مرام یک سازمان به اصطلاح مدافع خلق ، این فرقه به خانواده ها هم رحم نکرد و سازمانی که به پدر و مادر احترام قائل نشود چطور می تواند مدافع خلق شود .

در این مدتی که از فرقه رجوی جدا شده ام برایم کاملا روشن شده که مناسباتی که در درون فرقه مجاهدین حاکم است ، چیزی جزء دروغ و نیرنگ و وابستگی به سرویس های اطلاعاتی اسرائیل و عربستان سعودی نیست .

لینک به منبع

خانواده ها فاتحان جنگ نابرابر با فرقه مجاهدین خلق خواهند بود

واکنش عصبی مریم رجوی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/اعلام-جدایی-باقر-محمدی-اسیر-جنگی-صدام-و/

اعلام جدایی باقر محمدی اسیر جنگی صدام و رجوی

اعلام جدایی باقر محمدی اسیر جنگی صدام و رجوینجات یافتگان در آلبانی، چهاردهم نوامبر 2020:…  من زمانی از این موضوع با خبر شدم که از فرقه بیرون زدم و در تماسهای خانواده فهمیدم که آنها چندین بار به اشرف و لیبرتی آمده اند ولی من هیچ گونه خبری نداشتم .الان میفهمم که رجوی هیچ موقع با نفرات و اعضای خودش صادق نبوده و همیشه با نیرنگ و فریبکاری و ایجاد رعب و وحشت در نشست های مغزشویی  در تلاش بوده است که اعضای سازمان را کنترل کند تا مبادا کسی از تشکیلات سازمان مجاهدین جدا شود. در پایان برای سایر دوستان اسیرم در زندان اشرف 3 در آلبانی  این توصیه را دارم که نترسید  از آن چار دیواری های تو در تو بیرون بزنید . هر وقت ماهی را از آب بگیرید، تازه است. فرصت ها را از دست ندهید. خانواده هایمان پشتیبان ما هستند. اعلام جدایی باقر محمدی اسیر جنگی صدام و رجوی

رجوی مزدور و تروریست است و ما نجات یافتگان از فرقهرجوی مزدور و تروریست است و ما نجات یافتگان از فرقه

اعلام جدایی باقر محمدی اسیر جنگی صدام و رجوی

واکنش عصبی مریم رجوی 

اعلام جدایی باقر محمدی از فرقه مجاهدین خلق با  32 سال سابقه عضویت

باقر محمدی ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 13.11.2020

اینجانب باقر محمدی که از مرداد ۱۳۶۷ به مدت 32 سال  عضو تشکیلات فرقه مجاهدین خلق بودم، جدایی خود را از فرقه خشونت طلب و تروریستی رجوی اعلام می کنم.

اعلام جدایی باقر محمدی اسیر جنگی صدام و رجوی

آقای باقر محمدی اسیر جنگی صدام و رجوی

من باقر محمدی سربازی بودم که برای حفاظت از خاک و ناموس میهنم در شوش در حال خدمت سربازی بودم . در هشتم فروردین 1367  سازمان مجاهدین  با کمک تسلیحاتی و لجستیکی ارتش صدام حسین عملیات نظامی را تحت عنوان ” عملیات آفتاب” در منطقه خوزستان ـ شوش انجام داد که من به همراه تعدادی دیگر اسیر شدیم و من  به مدت چند ماه در زندان فرقه مجاهدین بودم . رجوی با تبلیغات وسیع که با پخش سخنرانی های مختلف وی  همراه بود و همچنین دادن وعده آزادی در قبال همکاری موقت و شرکت تنها در یک عملیات نظامی سازمان تعدادی از اسرای این عملیات ها را جذب خودشان کردند، من هم متاسفانه فریب وعده های دروغین آنها را خوردم و  حرف های رجوی را باور کردم و به فرقه مجاهدین خلق پیوستم و در این مسیر متاسفانه 32 سال از عمر خودم را دور از خانه و خانواده و دور از همه چیز سپری کردم.

تبلیغات فرقه مجاهدین و مغزشویی های مستمر در نشستهای مختلف اراده هر تشخیص و تصمیم جدی را از  انسان می گرفت  و طوری وانمود میکردند که ترک سازمان مجاهدین   خیانت و بی مرزی با دشمن خدا و خلق است .

هدف از این حرفها جز اینکه انسان را از آگاهی و اختیار خودش تهی و بی محتوا کنند و ان محیط کذایی را مدینه فاضله جلوه دهند، چیز دیگری نبود. رجوی با راه اندازی طلاق های اجباری تحت عنوان ” انقلاب ایدئولوژیک ”  مسیر فرقه گرایی را تکامل بخشید تا جاییکه خانواده هم از سوی رجوی ” مزدوران ارتجاع ” نامیده شد.

در آن دوران که خانواده ها به اشرف می آمدند چندین بار خانواده من آمده بودند، برادر و مادرم آمده بودند ولی هیچ بار ابن را به من نگفته بودند و این از پنهان کاریهای فرقه رجوی با اعضای خودش بود که نکنه کسی باخبر شود . من زمانی از این موضوع با خبر شدم که از فرقه بیرون زدم و در تماسهای خانواده فهمیدم که آنها چندین بار به اشرف و لیبرتی آمده اند ولی من هیچ گونه خبری نداشتم .

الان میفهمم که رجوی هیچ موقع با نفرات و اعضای خودش صادق نبوده و همیشه با نیرنگ و فریبکاری و ایجاد رعب و وحشت در نشست های مغزشویی  در تلاش بوده است که اعضای سازمان را کنترل کند تا مبادا کسی از تشکیلات سازمان مجاهدین جدا شود.

اعلام جدایی باقر محمدی اسیر جنگی صدام و رجوی

آقای باقر محمدی نجات یافته از فرقه رجوی

در پایان برای سایر دوستان اسیرم در زندان اشرف 3 در آلبانی  این توصیه را دارم که نترسید  از آن چار دیواری های تو در تو بیرون بزنید . هر وقت ماهی را از آب بگیرید، تازه است. فرصت ها را از دست ندهید. خانواده هایمان پشتیبان ما هستند.

باقر محمدی

لینک به منبع

اعلام جدایی باقر محمدی اسیر جنگی صدام و رجوی

خانواده ها فاتحان جنگ نابرابر با فرقه مجاهدین خلق خواهند بود 

واکنش عصبی مریم رجوی 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/اسرای-جنگی-سازمان-مجاهدین-خلق/

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق . از عراق تا آلبانی

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلقژیار گل و امید منتظری، بی بی سی، بیستم سپتامبر 2020:…  پس از علمیات فروغ جاویدان (مرصاد) دور دوم عضوگیری مجاهدین آغاز می‌شود؛ این بار از میان اسیرانی که ارتش عراق به اسارت گرفته بود و در اردوگاه‌های خود نگهداری می‌کرد. عضوگیری دوباره مجاهدین در شرایطی آغاز شد که اسرای ایرانی پس از یک دوره امیدواری، مایوس و ناامید بودند. این ناامیدی در واقع پیامد عدم مبادله اسرای ایرانی و عراقی در پایان جنگ بود. آن زمان، مبادله اسرای برای دو سال (از تابستان ۱۳۶۷ تا ۱۳۶۹) به طور کامل متوقف شده بود. در این دوره اسرایی به مجاهدین می‌پیوستند که سال‌ها از اسارتشان در اردوگاه‌های عراق می‌گذشت. آقای یوزمند درباره علت و چگونگی پیوستنش به مجاهدین می‌گوید “اتاق‌ها خیلی کوچک بود. در هر اتاق ۷۰ – ۸۰ نفر آدم ریخته بودند و هر نفر به اندازه دو کاشی و نیم جا داشت. اردوگاه پر از بیماری و مشکلات پوستی و شپش و قارچ بود. برای آزادی چاره‌ای نمانده بود جز توسل به مجاهدین بود. مجاهدین هم از این شرایط آگاه بود و از آن استفاده می کرد”. اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق ، گزارش های محرمانه یک جنگ 

داستان کمپ اشرف. مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمارداستان کمپ اشرف. مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمار

چهل سال پیش نیروهای عراقی در چندین جبهه به ایران حمله کردند. این حملات جرقه جنگی را زد که هشت سال طول کشید. در جنگ ایران و عراق صدها هزار نفر کشته، مفقود و اسیر شدند. هزاران اسیر ایرانی در عراق به سازمان مجاهدین خلق پیوستند. بعضی از این اسرای سابق می‌گویند که دوباره به اسارت گرفته شدند. ژیار گل سالها است که داستان اسیران ایرانی و سازمان مجاهدین خلق در عراق را دنبال کرده است. این گزارش درباره سرنوشت دو اسیر سابق ایرانی در عراق است.

همین فیلم در یوتیوب:

ادوارد ترمادو: ترس فرقه خیانتکار رجوی از یک مصاحبه، چرا؟ادوارد ترمادو: ترس فرقه خیانتکار رجوی از یک مصاحبه، چرا؟

غلامعلی میرزایی: واقعیتهای عریان جنایت 10 شهریور 1392 در قلعه اشرف ـ عراقغلامعلی میرزایی: واقعیتهای عریان جنایت 10 شهریور 1392 در قلعه اشرف ـ عراق

لینک به منبع

2-  اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق ، گزارش های محرمانه یک جنگ

گزارش‌های محرمانه یک جنگ؛ اسرای ایرانی که به سازمان مجاهدین پیوستند

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلقارتش آزادی بخش شاخه نظامی مرتبط با مجاهدین در عملیات چلچراغ اعلام کرد ۱۵۰۰ نظامی ایران از جمله افسران درجه‌دار را به اسارت گرفته و تصاویری از آنها منتشر کرد

ایران در روایت رسمی خود اسرای جنگ هشت ساله را “آزادگان جنگ تحمیلی” و “ایثارگران دفاع مقدس” می‌خواند. داستان این اسرا اما زوایای پنهان دیگری هم دارد که حکومت برای سال‌ها آن را مسکوت گذاشت: داستان صدها تن از سربازان ایرانی که پس از اسارت، در عراق به سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش پیوستند و اینبار، علیه حکومت ایران دست سلاح بردند.
دو سال پایانی جنگ، برای حکومت ایران سال‌هایی خوش یُمن نبود؛ از کاهش داوطلبان اعزام به جبهه‌ها تا کمبود بودجه و امکانات و سرآخر شکست‌های پیاپی و از دست رفتن فتوحاتی که سال‌های قبل به دست آمده بود.
در مقابل، از سال ۱۳۶۶ تا تیرماه ۱۳۶۷ برای سازمان مجاهدین خلق اوضاع به وفق مراد پیش می‌رفت. ابتدا در سلسله عملیات‌های ایذائی که به “عملیات‌های گردانی” شهرت یافت، نیروهای مجاهدین به عنوان یک قوای قابل محاسبه وارد معادلات جنگ ایران و عراق شدند.
در بهار ۱۳۶۷، “ارتش آزادیبخش” که در واقع بال نظامی مرتبط با مجاهدین و شورای ملی مقاومت بود، در دو عملیات بزرگ “آفتاب” و “چلچراغ” ضربات مهلکی به نیروهای ایرانی وارد آوردند.
منابع نزدیک به سازمان مجاهدین گزارش کرده بودند که “ارتش آزادیبخش” در عملیات آفتاب (اول فروردین ۱۳۶۷)، حدود ۵۰۸ نظامی ایران را به اسارت گرفتند.
سپس این سازمان در عملیات چلچراغ (۲۷ خرداد) با تصرف سه روزه شهر مهران و دعوت از خبرنگاران خارجی، پیروزی بزرگ دیگری را نیز به دست آورد. مجاهدین در این عملیات، حدود ۱۵۰۰ نیروی نظامی دیگر هم به اسرایش اضافه کرد؛ رقمی معادل تعداد کل اسرایی که تا پیش از این به اسارت گرفته بود. در میان این نظامیان برخی درجه‌داران ارتش و سپاه نیز حضور داشتند.

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق بی بی سی 2برآوردها نشان می‌دهد از سال ۱۳۶۶ تا پایان بهار ۱۳۶۷ مجاهدین حدود ۳ هزار نفر از نظامیان ایران را به اسارت درآورده است

در این دوران، در توافق با دولت صدام حسین، سازمان مجاهدین اجازه داشت نظامیانی را که در عملیات هایش به اسارت می‌گرفت، به دست دولت عراق ندهد و در اردوگاه زیر نظر خود نگهداری کند.
برآوردها نشان می‌دهد از سال ۱۳۶۶ تا پایان بهار ۱۳۶۷ مجاهدین حدود “۳ هزار نفر” از نظامیان ایران را به اسارت درآورده است. با این حال مشخص نیست چه تعداد از این اسرا حاضر شدند با سازمان مجاهدین همکاری کنند.
این نخستین باری بود که مجاهدین از میان نظامیان ایرانی به اسارت درآمده عضوگیری می‌کرد. این موضوع یکسال پس از پایان جنگ نیز تکرار شد.
برخی منابع نزدیک به سازمان مجاهدین می‌گویند این افراد با پذیرش دو شرط می‌توانستند از اردوگاه اسرا خارج و به کمپ‌های ویژه اعضای مجاهدین منتقل شوند: پذیرش مناسبات سازمانی و جنگ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ایران. این منابع می‌گویند، اسرای ایرانی در اردوگاه ارتش آزادیبخش، در شرایطی تقریبا بهتر از اردوگاه‌های ارتش عراق به سر می‌بردند.
یک عضو عالی‌رتبه سازمان مجاهدین که ۳۶ سال در این تشکیلات فعال داشت، به شرط ناشناس ماندن با بی بی سی فارسی گفت: “برای سازمان مجاهدین گرفتن اسیر دو فایده داشت: اول- قدرت نمایی نظامی و سیاسی، چرا که داشتن اسیر در دست هر طرفی از جنگ نوعی کارت برنده تعبیر می‌شود. دوم- استفاده نیرویی و جذب نیرو از میان همین اسیران و در نتیجه آینده‌دار نشان دادن خود به دیگر جریانات و بخصوص دولت میزبان یا بقول مکرر خود [مسعود] رجوی صاحبخانه. در راستای رسیدن به این هدف دوم سازمان مجاهدین خرج هنگفتی و هزینه زیادی از نظر صنفی و خوابگاه و امکانات رفاهی می‌کرد تا هر چه بیشتر از میان همین اسیران عضو گیری کرده و خود را گسترش دهد”.
پیشرفت‌های نظامی “ارتش آزادیبخش” و مجاهدین عملا با یک اتفاق متوقف می‌شود. ۲۷ تیرماه ۱۳۶۷ ایران با پذیرش قطعنامه ۵۹۸، آتش‌بس را می‌پذیرد.
اما، سازمان مجاهدین، درست یک هفته پس از پذیرش آتش‌بس، به دنبال پیروزی‌های چند ماه گذشته‌اش، سومین عملیات بزرگ خود یعنی “فروغ جاویدان” را با هدف تصرف تهران آغاز کرد؛ عملیاتی که حکومت ایران از آن به عنوان “مرصاد” یاد می‌کند.
نتیجه این عملیات کشته‌شدن انبوهی از نیروهای ارتش آزادیبخش و عقب نشینی آنها به خاک عراق بود.
ایرج مصداقی که از اولین کسانی است که به طور مستقل بر روی موضوع “اسرای پیوسته” کار کرده، می‌نویسد “از ۱۳۰۴ رزمنده‌ی ارتش آزادیبخش که در عملیات فروغ جاویدان کشته شدند و نام و زندگی‌نامه‌کوتاهی از آن‌ها در کتاب «یادنامه شهیدان فروغ جاویدان» آمده است ۲۰۲ نفر‌شان اسرایی هستند که به عملیات فرستاده شدند”. به عبارت دیگر عددی معادل یک ششم کل کشته‌شدگان سازمان مجاهدین از میان این اسرا بودند.

اردوگاه‌های عراق؛ موج دوم عضوگیری از اسرای ایرانی

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق بی بی سی 3به نوشته ایرج مصداقی از ۱۳۰۴ رزمنده‌ ارتش آزادیبخش که در عملیات فروغ جاویدان کشته شدند، ۲۰۲ نفر‌شان اسرایی هستند که به این عملیات فرستاده شدند

گروهبان دوم هنگ ژاندارمری قزوین، اصغر یوزمند درست در اولین سال جنگ به جبهه جنوب اعزام شد و ۲۰ دی ۱۳۵۹ در محور آبادان- ماهشهر به اسارت نیروهای عراقی درآمد.
آقای یوزمند ۸ سال و هشت ماه را در اردوگاه عراقی ها و پس از آن ۲۵ سال تمام را در اردوگاه مجاهدین گذراند.
او که برای نخستین بار است با رسانه‌ها مصاحبه می‌کند می‌گوید زمانی عضو مجاهدین شد که “یکسال از پایان جنگ گذشته بود، کاملا نامید بودیم و تنها امیدمان به سمت مجاهدین بود. در مدت آتش‌بس شرایط اقتصادی عراق بدتر شده بود و این وضعیت بر شرایط اسرا هم تاثیر گذاشته بود”.
پس از علمیات فروغ جاویدان (مرصاد) دور دوم عضوگیری مجاهدین آغاز می‌شود؛ این بار از میان اسیرانی که ارتش عراق به اسارت گرفته بود و در اردوگاه‌های خود نگهداری می‌کرد.
عضوگیری دوباره مجاهدین در شرایطی آغاز شد که اسرای ایرانی پس از یک دوره امیدواری، مایوس و ناامید بودند. این ناامیدی در واقع پیامد عدم مبادله اسرای ایرانی و عراقی در پایان جنگ بود. آن زمان، مبادله اسرای برای دو سال (از تابستان ۱۳۶۷ تا ۱۳۶۹) به طور کامل متوقف شده بود.
در این دوره اسرایی به مجاهدین می‌پیوستند که سال‌ها از اسارتشان در اردوگاه‌های عراق می‌گذشت.
آقای یوزمند درباره علت و چگونگی پیوستنش به مجاهدین می‌گوید “اتاق‌ها خیلی کوچک بود. در هر اتاق ۷۰ – ۸۰ نفر آدم ریخته بودند و هر نفر به اندازه دو کاشی و نیم جا داشت. اردوگاه پر از بیماری و مشکلات پوستی و شپش و قارچ بود. برای آزادی چاره‌ای نمانده بود جز توسل به مجاهدین بود. مجاهدین هم از این شرایط آگاه بود و از آن استفاده می کرد”.
او که در اردوگاه شماره ۱۳ رمادی دوران اسارتش را می‌گذراند، می‌گوید از طریق یکی از اسرا که خانواده‌اش از اعضای مجاهدین بودند، در اردوگاه با سازمان ارتباط بر قرار می‌کنند. در مصاحبه‌ای با تلویزیون عراق خواهان آزادی اسرایی بیمار می‌شوند و در همان مصاحبه حمایت خود را از ارتش آزادیبخش اعلام می‌‎کنند.
این نظامی سابق ایران می‌گوید “بهار ۱۳۶۷ سازمان مجاهدین که مصاحبه های ما را دیده بودند اکیپی برای ملاقات فرستادند. این ملاقات در هتلی در شهر رمادی انجام شد. هیات مجاهدین لباس و کتاب و غذا برای ما آوردند و از ما خواستند در اردوگاه فعالیت کنیم، تلویزیون مجاهدین را ببینیم و اسرایی مخالف رژیم‌ را جذب کنیم”.
در آن دوران برخی اردوگاه‌های عراق برای اسرای ایرانی، شبکه تلویزیونی مجاهدین را پخش می‌کردند. برآورد می‌شود در مجموع حدود ۴۲ هزار سرباز ایرانی در دوران جنگ، به اسارت عراق درآمدند.

سازمان مجاهدین، یکسال پس از دیدار با دسته‌ای از اسرای کمپ رمادی ۱۳، شرایط را برای انتقال آنها آماده کرد. در طول این مدت قرار بود این دسته از اسرا با فعالیت تبلیغی به نفع سازمان، زمینه را برای پیوستن اسرای بیشتر فراهم کنند.
مجاهدین سرانجام در خرداد سال ۱۳۶۸، هیاتی را به ریاست مهدی ابریشمچی، به کمپ شماره ۱۳ رمادی فرستاد. این رویه در مورد باقی اردوگاه‌های عراقی اسرا نیز تکرار شد.
آقای یوزمند درباره آن روزها می‌گوید وقتی قرار شد از اردوگاه منتقل شویم، ما را در ساختمانی بیرون اردوگاه که محل خوابگاه سربازان عراقی بود جمع کردند. قرار شد یکهفته آنجا بمانیم. وقتی غذا آوردند، پس از هشت سالبرای اولین بار بود که آن نان‌های عراقی را می‌دیدیم. در آنجا مهدی ابریشمچی سخنرانی مفصلی کرد. شرایط را برای ما توضیح می‌داد، اینکه به فکر مقام و این چیزها نباشید. آنجا یکدست لباس و تخت داریم. ممکن است برخی تان شهید شوید اما مطمئن باشید که پیروز می شویم”.
اصغر یوزمند می‌گوید “وقتی داخل سازمان مجاهدین رسیدیم، فقط زمین، محوطه اردوگاه و زبان تغییر کرد. باقی رفتارها اما مشابه بود: ارتباط با بیرون قطع بود، حتی در داخلی اردوگاه هم محدودیت رفت و آمد بود و جز محوطه معروف به محوطه لشکر اجازه رفت و آمد نداشتیم”.
شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین ادعای مخالفانش را درباره اسرای جنگی رد می‌کند.
اصغر یوزمند اما می‌گوید ” وقتی قرار بود به کمپ مجاهدین منتقل شویم، در دیداری خصوصی و جداگانه که با اسرا انجام می‌شد، به مسئولی که با من صحبت می کرد گفتم من به خاطر نجات و دیدار با خانواده ام این تصمیم را گرفتم. او هم گفت قول می دهیم وقتی بیایید خانواده ات را می‌بینید. اما این قول پوشالی بود و هیچ گاه عملی نشد”.
آقای یوزمند سرانجام سال ۱۳۹۲ شمسی از سازمان مجاهدین جدا شد.

”سنگ زیرآسیاب ”؛ فرجام و تعداد اسرای جنگی پیوسته به مجاهدین

سیامک نادری، زندانی سیاسی دهه ۶۰ شمسی و اعضای پیشین و باسابقه سازمان مجاهدین می‌گوید در تشکیلات اسیران جنگی با عنوان “سنگ زیرین آسیاب” شناخته می‌شدند.
او می‌گوید درتشکیلات سازمان مجاهدین حتی در حضور مسعود و مریم رجوی بارها درباره اسیران جنگی همیشه می‎گفتند این رده از سازمان همیشه سنگ زیرین آسیاب هستند و تمام کار های سخت و دشوار زرهی ها ، لجستیک، فنی، تأسیساتی و پشتیبانی( و شغل های آشپزخانه، نانوایی و بنایی و کارگری…) تو سط این افراد انجام میشد. مسئولان این سختی را افتخارات این لایه از تشکیلات محسوب می‌کردند”.

مجتبی زرگر عضو دیگری که از سال ۱۳۷۰ به سازمان مجاهدین پیوست و ۲۳ سال مجاهدین را در کمپ‌های اشرف و لیبرتی و آلبانی همراهی کرد، می‌گوید “برخورد با اسرای پیوسته تبعیض آمیز بود و آنها را عملا افراد درجه دو محسوب می‌کردند و این مساله همواره باعث رنجش آنها بود”.
آقای زرگر می‌گوید “اساسا برخورد سازمان با اسرای جنگی که به سازمان پیوسته بودند یک برخورد ابزاری و دو گانه بود. به این معنا که تا زمانی که فرد به هر دلیل چه از سر اعتقاد و چه از سر جبر در درون مناسبات مجاهدین بود گوهر بی بدیل انقلاب مریم شمرده می شد و برادر مجاهد بود و اگر کشته می شد مجاهد شهید نام می گرفت اما همین اسرا وقتی از سازمان جدا می شوند می بینید که سازمان در تمام موارد از آنها به عنوان اسیر جنگی سابق یا اسیر جنگی آزاد شده نام می برد. و این ترم را برای تحقیر آنها و بیان این نکته به کار می برد که نامبرده مجاهد واقعی نبوده و بلکه یک اسیر جنگی است”.
برای سال‌های موضوع جدا شدن اعضا از سازمان مجاهدین با حواشی بسیار همراه بوده است.
سیامک نادری می‌گوید “رجوی به کرات به اعضا می‌گفت هرکسی جدا بشود باید برود ایران( خارج نداریم) و باید خمینی مال و لجن مال شود. حتی پس از جدا شدن آقایان دکتر کریم قصیم و محمدرضا روحانی، او گفت هر گونه جدا شدن از سازمان و شورا، پیوستن به رژیم است و هر فصل با مجاهدین وصل به رژیم و وزارت اطلاعات است”.

شمار اسرای پیوسته به مجاهدین

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلقشماری از اسرایی که مجاهدین آزاد کرده بود و از طریق صلیب سرخ به ایران منتقل شده بودند پس از ورود به ایران ‘بازداشت شدند’

مشخص نیست در نهایت چه تعداد از اسیران جنگی به سازمان مجاهدین پیوستند و چه تعداد جدا شدند.
اما اولین گروه اسرای آزاد شده، افرادی بودند که مجاهدین در عملیات‌های خود به اسارت گرفته بود و سه هفته پس از عملیات فروغ جاویدان آزاد کردند.
ایرج مصداقی پژوهشگر و زندانی سیاسی سابق در مقاله‌ای با عنوان سرگذشت غمبار اسیران ایرانی پیوسته به مجاهدین در عراق نوشته است “این اسرا پس از حضور نمایندگان صلیب سرخ جهانی و ثبت نام، تحت نظر آنان به ایران گسیل شدند. آن‌ها پس از رسیدن به خاک ایران به عنوان عناصر مشکوک و افراد خطرناک توسط دستگاه‌ امنیتی دستگیر و به زندان اوین تحویل داده شده و تحت شکنجه‌های جسمی و روحی قرار گرفتند”.
ایرج مصدا‌قی می‌گوید در زمانی که در زندان جمهوری اسلامی محبوس بوده، در زندان اوین “سربازان و بسیجیانی” دیده که در عملیات‌های گوناگون مجاهدین و ارتش آزادیبخش به اسارت گرفته شده بودند و اکنون مقام‌های زندان جمهوری اسلامی از آنها تحت عنوان “مرصادی‌ها” یاد می‌کردند.
سیامک نادری می‌گوید تعداد اسیران جنگی اردوگاه عراق پیوسته به سازمان مجاهدین خلق و هر نوع آمار و ارقام، یک مقوله امنیتی و محرمانه درون تشکیلات بود.
او اما می‌گوید در مجوع تخمین زده می‌شود که مجاهدین در حدود بیش از۲۰۰۰ اسیر پیوسته را به عضویت درآورده بودند.
به گفته این عضو پیشین سازمان مجاهدین، “با ورود اسیران جنگی ۵-۶ لشکر جدید تأسیس شد (هر لشکر از ۱۶۰ تا۲۰۰ نفر). در مجموع تشکیلات به ۲۰ لشکر گسترش یافت”.
آقای نادری در سال‌های اخیر به پژوهش درباره سازمان مجاهدین مشغول بود می‌گوید، “در مرداد ۱۳۶۹ در حدود ۱۱۰۰ تا ۱۳۰۰ تن از سازمان جدا شده و توسط صلیب سرخ به ایران بازگشتند. در آن زمان مسعود رجوی گفت همچنانکه انسان هم نیاز به جذب و دفع دارد، یک سازمان هم نیاز به توالت و پالوده کردن خود دارد و ماهم آشغال ها و زباله های خودمان را دفع کردیم جارو کردیم”.

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلقآنسوی جنگ، ایران نیز اسرای شیعی عراقی را در اختیار مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و تیپ بدر می‌گذاشت که از معاودین عراقی و مخالفان صدام تشکیل شده بود.

علاوه بر این، شماری از اسرای پیوسته به سازمان مجاهدین می‌گویند در زمان صدام این نگرانی وجود داشت که اسرایی را که قصد جدایی از سازمان دارند به استخبارات عراق تحویل داده می‌شدند و در نهایت از زندان ابوغریب سر در می‌آوردند؛ زندانی امنیتی که گمان می‌رفت، اسرای انتقال یافته به آن حتی در صلیب سرخ ثبت نمی‌شدند.
آقای نادری تخمین می‌زند با توجه به ۱۱۰۰ تا ۱۳۰۰ اسیری که سال ۱۳۶۹ جدا شدند در حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ اسیر نیز همچنان در تشکیلات مانده بودند که حدود ۲۰۰ – ۳۰۰ نفر آنان نیز پس از سرنگونی صدام جدا شده و به کمپ تیف تحت کنترل ارتش آمریکا رفتند”.
آقای نادری می‌گوید “در سال ۱۳۸۴ حدود ۴۰۰ تن از اسرای جنگی باقی مانده در مصاحبه با صلیب سرخ شرکت کردند که از این تعداد نیز تاکنون عده‌ای جدا شده یا فرار کرده‌اند کما اینکه در آلبانی تاکنون بیش از ۵۰۰ تن از اعضا و از جمله همین اسیران از سازمان جدا شدهاند”.
این آمار در حالی مطرح می‌شود که مجید شاه‌حسینی، معاون وقت کمیسیون اسرا و مفقودین ایرانی و عضو کمیته مذاکرات تبادل اسرا، شمار اسرای پیوسته به مجاهدین را ۱۰۰۰ نفر برآورد کرد.
این مقام پیشین حکومت ایران می‌گوید “حدود ۱۰۰۰ نفر از اسرا و مفقودان پناهنده ایرانی در آن زمان در سازمان منافقین در اردوگاه اشرف حضور داشتند که اسامی آنان را از قبل می‌دانستیم”.
در سال‌های اخیر، موضوع اسرای پیوسته به مجاهدین گاهی مضمون تولیدات فرهنگی داخل ایران هم بوده است. از جمله فیلم رد خون (ماجرای نیمروز ۲) که درباره تحولات حول عملیات “فروغ جاویدان” (“مرصاد”) ساخته شده، به یک زن اسیر پیوسته به مجاهدین می‌پردازد.
سی دو سال پس از پایان جنگ ایران و عراق، فرجام و سرنوشت اسرای ایرانی که در عراق به سازمان مجاهدین پیوستند همچنان در ابهام است. اما این تنها وجه پنهان اسرای این جنگ نیست.
آن سوی مرز، ایران هم در اقدامی مشابه -و حتی زودتر از سازمان مجاهدین خلق – اسرای عراقی را علیه صدام استفاده می‌کرد. در واقع ایران، اسرای شیعی عراقی را در اختیار مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و تیپ بدر می‌گذاشت که از معاودین عراقی و مخالفان صدام تشکیل شده بود.

لینک به منبع

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق ، گزارش های محرمانه یک جنگ

خانواده ها فاتحان جنگ نابرابر با فرقه مجاهدین خلق خواهند بود 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مجاهدین-خلق-چه-می%e2%80%8cکنند-؟-از-عراق-تا-آلب/

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ - از عراق تا آلبانیفرین عاصمی، بی بی سی، سیزدهم نوامبر 2019:… شبکه جهانی بی بی سی اخیرا گزارشی از وضعیت اعضای سازمان مجاهدین خلق در آلبانی تهیه کرده‌است. در این گزارش که دو خبرنگار بی بی سی در آلبانی آن را تهیه کرده اند، گفته شده که صدها نفر از اعضای مجاهدین این گروه را ترک کرده اند. بعضی از کسانی که سازمان مجاهدین را ترک کرده اند، می گویند قوانین سخت آن درباره تجرد و کنترل روابط اعضای خانواده باعث بریدن آنها از این سازمان شده. مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی 

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ - از عراق تا آلبانیمجاهدین خلق: پایان سی سال حضور در عراق

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق ،

واکنش عصبی مریم رجوی 

12 نوامبر 2019 – 21 آبان 1398

شبکه جهانی بی بی سی اخیرا گزارشی از وضعیت اعضای سازمان مجاهدین خلق در آلبانی تهیه کرده‌است. در این گزارش که دو خبرنگار بی بی سی در آلبانی آن را تهیه کرده اند، گفته شده که صدها نفر از اعضای مجاهدین این گروه را ترک کرده اند. بعضی از کسانی که سازمان مجاهدین را ترک کرده اند، می گویند قوانین سخت آن درباره تجرد و کنترل روابط اعضای خانواده باعث بریدن آنها از این سازمان شده.

فرین عاصمی گزارش می‌دهد.

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق ،

واکنش عصبی مریم رجوی 

لینک به منبع

***

مسعود خدابنده آن سینگلتون پارلمان اروپا 2018مسعود خدابنده : مجاهدین خلق، فرقه رجوی به آخر خط رسیده اند

بولتون در برابر ظریف در خصوص مجاهدین خلقمسعود خدابنده: سازمان مجاهدین خلق نه حامی مالی، که انتقال‌ دهنده‌ی پول و عامل شستشو است

بولتون در برابر ظریف در خصوص مجاهدین خلقگفتگوی اختصاصی ندای حقیقت با مسعود خدابنده. واقعیتهایی از مریم رجوی، مسعود رجوی و مجاهدین خلق از درون

وبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.وبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.

Ali Safavi and MEK Fake News Exposed In AlbaniaAli Safavi and MEK Fake News Exposed In Albania

Mojahedin Khalq MEK Rajavi Iranian Cult The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

Nobody Can Be “Comfortable” With Regime Change Involving MEKNobody Can Be “Comfortable” With Regime Change Involving MEK

Guardian_MEK_MKO_ALbania_Terrorism_Maryam_Rajavi_1Terrorists, cultists – or champions of Iranian democracy? The wild wild story of the MEK

The Many Faces of the MEK, Explained By Its Former Top Spy Massoud KhodabandehThe Many Faces of the MEK, Explained By Its Former Top Spy Massoud Khodabandeh

مسعود خدابنده آن سینگلتون پارلمان اروپا 2018Secret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

خاطرات محمد عظیم میش مست، خروج از زندان های صدام حسین و ورود به جهنم رجوی قسمت سوم و آخرخاطرات محمد عظیم میش مست، خروج از زندان های صدام حسین و ورود به جهنم رجوی قسمت سوم و آخر

همچنین: