وحشت فرقه دربدر رجوی ، ترس و لرز از مصاحبه دو عضو پیشین

وحشت فرقه دربدر رجوی ، ترس و لرز از مصاحبه دو عضو پیشین

ادوارد ترمادو وحشت فرقه دربدر رجوی ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، بیست و سوم سپتامبر 2020:… مصاحبه آقای غلامرضا میرزائی و اینجانب با بی بی سی فارسی به عنوان اسیران جنگ هشت ساله که متآسفانه پس از پایان جنگ به تشکیلات رجوی پیوستیم خواب را از چشم سران فرقه رجوی ربوده و در همین رابطه برنامه ای را در سیمای کثافت پیشه خود تهیه کرده اند که مجری و گرداننده آن یکی از بیخانمان هائی که از عراق رانده و در آلبانی مانده به نام فریدون سلیمانی عهده دار شده که از سر و وضعی که بهم زده بود دلم به حالش سوخت. وحشت فرقه دربدر رجوی ، ترس و لرز از مصاحبه دو عضو پیشین 

ادوارد ترمادو وحشت فرقه دربدر رجوی بی بی سی: اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق . از عراق تا آلبانی

وحشت فرقه دربدر رجوی ، ترس و لرز از مصاحبه دو عضو پیشین

سایت جیره خور و مزدبگیر و بدبخت به اصطلاح افشاگر فرقه رجوی برنامه ای را به نمایش گذاشت که نشان از وحشت سران فرقه رجوی از مصاحبه دو تن از اعضای پیشین داشت.

همین فیلم در یوتیوب:

مصاحبه آقای غلامرضا میرزائی و اینجانب با بی بی سی فارسی به عنوان اسیران جنگ هشت ساله که متآسفانه پس از پایان جنگ به تشکیلات رجوی پیوستیم خواب را از چشم سران فرقه رجوی ربوده و در همین رابطه برنامه ای را در سیمای کثافت پیشه خود تهیه کرده اند که مجری و گرداننده آن یکی از بیخانمان هائی که از عراق رانده و در آلبانی مانده به نام فریدون سلیمانی عهده دار شده که از سر و وضعی که بهم زده بود دلم به حالش سوخت.

 سلیمانی یکی از دیکته خوانان و ماله کشان فرقه متهفن رجوی است و معلوم است که خودش در هیچ زمینه ای اطلاعات ندارد، استفراقات سران فرقه را قره کرده و میگویید:

*بی بی سی ماشه دورغ و افتراع و لجن پرکنی را علیه مجاهدین کشید و به باز مصرف دو مزدور رژیم آخوندها پرداخت*،

آخر مردک تو خودت فردآ مدرکی در دست داری که تهمت می زنی یا همان فرقه بدبخت مغز پوسیده ات مدرکی در دست دارد که عر وتیز بی جهت می کند؟ ندارید وتهمت زدن ترفند و دساویزی برای فرقه کثیف و خونخوار رجوی است تا منتقد و مخالف خود را به سکوت بکشاند، کدام یک از گفته ها  در همین گزارش کوتاه دروغ بوده؟ آیا این دروغ است که در فرقه شیطانی رجوی دو نفر نمی توانند باهم صحبت کنند؟ آیا دروغ است که تهمت محفل می زنند؟ آیا در فرقه رجوی به غیر از تنفس اکسیژن چیز دیگری هم به اختیار فرد است؟ چرا به دروغ های رهبر گند زده ات اشاره نمی کنی ذره ای خجالت هم خوب است، اما هم تو وهم رهبران فاسدت کور خوانده اید که ما اعضای آزاد شده از بند اسارت رجوی ساکت شویم، در واقع بایستی گفت این فرقه منحوس رجوی است که ماشه را برعلیه خودش کشیده، حال بمان و تماشا کن.

فرقه رجوی بر خلاف ادعائی که از زبان آمیرزا سلیمی می کند هیچ اطلاعی از وجود چنین مصاحبه ای نداشت تا اینکه پس از پایان مصاحبه از سوی بی بی سی تلفنی به صفوی زده شده که بله بی بی سی با دو تن از اسیران جنگ ایران و عراق که قبلآ با شما بوده اند مصاحبه کرده و آیا شما حاضرید که با بی بی سی مصاحبه کنید؟، این پرسش خبرنگار بی بی سی از صفوی بوده و در همانجا پیشنهاد خبرنگار مزبور را صفوی رد می کند و میگوید با بی بی سی مصاحبه نمیکنیم، البته با بی بی سی مصاحبه نمی کنیم بهانه است، فرقه رجوی سالهاست که چونان فرقه های دیگر ورودی خبرنگاران را بسته و از ترس بیشتر رسوا شدن جرآت مصاحبه با هیچ خبرگزاری را ندارد.

این طوطی فرقه می گوید که 123 نفر از رزمندگانشان ( منظور پیرزنان و پیر مردان در زندان مانز است) نامه ای به کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل نوشته اند و در آن از بی بی سی شکوه کرده اند که چرا با جدا شدگان مصاحبه کرده، خنده دار است، فرقه در درون تشکیلات خود توانسته  تنها از 123 نفر برای نامه به کمیسر حقوق بشر امضاء بگیرد و آن هم در زمانی برای بازدید از زندان اشرف توسط کمیسر عالی دعوت کرده که کرونا اجازه چنین سفر و بازدید را به کسی نمی دهد و این را سران حقه باز فرقه خوب می دانند.

اما جریانی که خود را آلترناتیو یک حکومت می داند و فریادش همه جا را برداشته با یک مصاحبه چند دقیقه ای دو عضو جدا شده از فرقه اش، بند از بندش پاره شده و نفس زنان وعرق ریزان دویده تا خود را برساند تا مبادا از غافله عقب بماند، این نقطه قوت یک جریان سیاسی نیست بلکه نقطه ضعف سیاسییش است که تحمل چند انتقاد را ندارد و با انتقاد و بیان واقعیت ها بهم می ریزد و خود را شدیدآ می بازد.

در قسمت دیگری از صحنه سازی های کثیف فرقه، در این نمایشنامه مضحک دست به دامن فردی به نام سعید حسینی شده اند که او هم از اسیران جنگ بوده و اکنون در اردوگاه مرگ رجوی با تناقض پای دوربین آورده می شود، وی ادعا دارد که ورود به سازمان بسیار سخت بوده و به آسانی امکان نداشت بایستی ریلی را طی می کردیم، اما خروج از سازمان ساده بوده و ومدعی می شود که فرقه، به بقول خودش سازمان می گفته در باز است هر وقت می خواهید بروید بیرون.

اتفاقآ ورود به سازمان مثل آب خوردن بود، این رجوی بود که قبل از پیوستن اسیران ایرانی التماس می کرد که به مجاهدین بپوندید و اگر از مناسبات ما خوشتان نیامد به هر کجا که خواستید بروید، این یکی از بزرگترین دروغ های رهبر شماست که با همین کللک اسیران را از اردوگاهی که هزار بار آسایش و امنیت بیشتری داشت به مناسبات کثیف خودش کشاند، ورود به سازمان بسیار ساده بود مشتی، طوری که ابریشمچی و داوری آمدند به اردوگاه و چند روز بعد هم مستقیم در اردوگاه اشرف بودیم، ساده تر از این؟.

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

واقعآ رجوی دروغگویی را در فرقه نهادینه کرده، باید به این آقا سعید یاداوری کرد، پس این نشستهای فحش و فحش کشی که برای افرادی که مایل نبودند در فرقه بمانند چی بود؟ فرد را در میان بیش از 100 نفر چرخاندن و فحش و ناسزا گفتن و تف انداختن به صورتش و در خیلی موارد مورد ضرب وشتم قرار دادن چی بود؟ فراموشت شده یا تو هم مثل خیلی ها وادار به چرند گفتن شدی؟.

البته ما بهتر می دانیم افرادی که در فرقه رجوی مقابل دوربین قرار می گیرند یا مجبور به نوشتن مشتی دروغ می شوند و یا مجبور به نوشتن گزارش بر علیه یکدیگر می شوند ( بخوانید جاسوسی ) چه صیقه ای هستند و شخصآ اینان را مقصر نمی دانم چون فضای درون تشکیلات دیکتاتوری رجوی را می دانم، خوب می دانم اگر حاضر به دروغگویی در مقابل دوربین نشوند، یا حاضر به نوشتن گزارش علیه یکدیگر نشوند چه بلاهائی که در انتظارشان خواهد بود، در نسشت ها تهمت رژیمی می خورند، بایستی ماه ها از خودشان گزارش بنویسند و در نشست های کثیف و ضد انسانی عملیات جاری جواب پس بدهند، و اگر نکنند بایستی منتظر برخورد های شدیدتر باشند مانند همان هائی که در بالا اشاره کردم.

 ببینید فرقه ای که مادر را بر علیه فرزند دلبند و جگرگوشه اش بشوراند چقدر بایستی پست و شارلاتان باشد، و البته از دیگران توقعی نیست، اما همین افراد و قتی پایشان به دنیای آزاد میرسد مانند نارنجک منفجر می شوند و هر چه کثافتکاری که در درون فرقه رجوی دیده اند را افشا می کنند، فرقه رجوی بداند که با شارلاتان بازی و تهمت زدن و دروغ و افتراح  و هزارن دوز و کلک دیگر به حاکمیت نخواهد رسید و این در چهار دهه بایستی برایشان درس عبرت شده باشد، اما جاه طلبی بیش از حد رهبرشان این اجازه را نمی دهد.

 بعد هم با کمال روداری ابریشمچی برنامه می گذارد و مدعی می شود که فرقه رجوی این اسیران را آزاد کرد، آهای، شما ما را آزاد نکردید، شما در اردوگاه اشرف صد بار بیش از عراقی ها قل زنجیر به پای ماها بستید، شماها عمر ما را تباه کردید، عراقی ها با طرز فکر ما کاری نداشتند اما شما هیولاها کار داشتید، عراقی ها وارد زندگی ما نمی شدند شما ما را تخلیه می کردید، عراقی ها با درون ما کاری نداشتند اما شما انگشت نکبتان را همه جا فرو می کردید، عراقی ها شیره ما را نمی کشیدند اما شما این کار را کردید، عراقی ها ما را به یک چشم نگاه می کردند اما شما قربال میکردید و همیشه ما را برای تحقیر کردن اردوگاهی خطاب می کردید، کدام را بگوییم؟ شما ما را آزاد نکردید بلکه در یک معامله ننگین با صدام ما را از اردوگاه اسیران به جهنمی بردید که رجوی ساخته بود، اما امروز خودتان هستید که در همان جهنم بایستی بسوزید.

رجوی مزدور و تروریست است و ما نجات یافتگان از فرقهرجوی مزدور و تروریست است و ما نجات یافتگان از فرقه

امروز سران فرقه لرزان رجوی با رهبرانی در درون تشکیلاتش مواجه است که در سنین پیری بسر می برند و هر آن باید منتظر سر کشیدن ریق رحمت باشند، آنوقت است که خواهیم دید نه جایگزین دارند و نه کسی که بتواند شیادی های چهاردهه را ادامه دهد، این را قبول کنیم که در درون تشکیلات رجوی حتی یک فرد وجود ندارد که بتواند پس از مرگ رجوی ها یک هفته تشکیلات را سرپا نگهدارد، اینان در واقع بی دنبالچه هستند و به قول خود رجوی دم بریده و ابتر.

 بماند تا تاریخ با شما حسابرسی کند.

لینک به منبع

وحشت فرقه دربدر رجوی ، ترس و لرز از مصاحبه دو عضو پیشین

***

وبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.وبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/ترس-فرقه-خیانتکار-رجوی-از-یک-مصاحبه،-چر/

ترس فرقه خیانتکار رجوی از یک مصاحبه، چرا؟

ادوارد ترمادو و ترس فرقه خیانتکار رجوی ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، هفدهم سپتامبر 2020:… چند روز قبل تماسی داشتم از بی بی سی که بمناسبت چهلمین سالگرد جنگ ایران و عراق، از اینجانب که مدت نه سال اسیر جنگی درعراق بودم دعوت به مصاحبه کردند، جواب مثبت دادم و مصاحبه انجام شد، اما به طور نرمال در مصاحبه بحث مجاهدین نکبت هم مطرح شد، چرا که پس از پایان جنگ به این تشکیلات کثیف و فاسد و نوکر صدام پیوستم، مانند یک احمق، البته در آنموقع نمی دانستم که اینان تا این حد دریده و پفیوز تشریف دارند، چند روز دیگر این مصاحبه از بی بی سی پخش خواهد شد اما به دلیل کمبود وقت فرصت آن نشد تا آنطوری که باید این جانیان و وطنفروشان تاریخ ایران را افشا کنم،البته بماند تا در فرصت مناسبی در همین بی بی سی با درخواست اینجانب آن مواردی را که تا کنون از درون فرقه مجاهدین نگفته ام بپردازم تا دیگر جرآت نکنند منسابات خود را مناسبات پاک مریم خانم در میان مردم ایران تبلیغ کنند. ترس فرقه خیانتکار رجوی از یک مصاحبه، چرا؟ 

ادوارد ترمادو و ترس فرقه خیانتکار رجوی خانم رجوی آن صبو بشکست و آن پیمانه ریخت

ترس فرقه خیانتکار رجوی از یک مصاحبه، چرا؟

وحشت فرقه دربدر رجوی 

وبلاگ ادوارد 12 سپتامبر 2020

فرقه رجوی از ترس افشا شدن کثیف کاری ها ولگد زدن به اعتماد اعضای خود ، وطن فروشی و دیگر جنایات و خیانت های بی وقفه خود توسط جدا شدگان از این فرقه کثیف و فاسد، در سایت کثافت و خود فروشی به نام افشاگر سراسیمگی خود را به نمایش گذاشته و برای فرار به جلو با خرمردرندی هر چه تمام مثلآ دست به افشاگری بر علیه اینجانب و آقای غلامرضا میرزائی زده تا اینطور وانمود کند که از هر چیزی از قبل اطلاع دارد، این هم یکی از هرزگی های این جنایتکاران و خائنین به میهن بوده و هست.

اما واقعیت چیست؟ چند روز قبل تماسی داشتم از بی بی سی که بمناسبت چهلمین سالگرد جنگ ایران و عراق، از اینجانب که مدت نه سال اسیر جنگی درعراق بودم دعوت به مصاحبه کردند، جواب مثبت دادم و مصاحبه انجام شد، اما به طور نرمال در مصاحبه بحث مجاهدین نکبت هم مطرح شد، چرا که پس از پایان جنگ به این تشکیلات کثیف و فاسد و نوکر صدام پیوستم، مانند یک احمق، البته در آنموقع نمی دانستم که اینان تا این حد دریده و پفیوز تشریف دارند، چند روز دیگر این مصاحبه از بی بی سی پخش خواهد شد اما به دلیل کمبود وقت فرصت آن نشد تا آنطوری که باید این جانیان و وطنفروشان تاریخ ایران را افشا کنم،البته بماند تا در فرصت مناسبی در همین بی بی سی با درخواست اینجانب آن مواردی را که تا کنون از درون فرقه مجاهدین نگفته ام بپردازم تا دیگر جرآت نکنند منسابات خود را مناسبات پاک مریم خانم در میان مردم ایران تبلیغ کنند، مواردی که صدها فاکت در دست دیگر اعضای جدا شده در همین اروپا وجود دارد، اما در ناگفته ها یمان طبقه بندی شده.

بر اساس قانونی که بی بی سی آنرا اجرا می کند فرد مصاحبه کننده موظف است تا از طرف مقابل مصاحبه شونده هم دعوت کند در برنامه شرکت کرده و از خود دفاع کند، خبرنگار بی بی سی با فرقه مجاهدین تماس گرفته و به آنان گفته که با دو اسیر سابق جنگی مصاحبه کرده و از فرقه مجاهدین هم دعوت کرده تا در مصاحبه شرکت کنند،اما علی صفوی که عنوان سخنگوی فرقه پلید رجوی خائن را یدک می کشد این پیشنهاد بی بی سی را رد کرده و گفته با آیت الله بی بی سی مصاحبه نمی کنیم، لازم به یاداوری است که فرقه رجوی سالهاست که جرآت مصاحبه با هیچ خبرگزاری را ندارد و هیچ خبرنگاری را هم به درون زندان مانز در آلبانی موسوم به زندان اشرف 3 راه نمی دهد تا کسی از فضای درونی اشرف 3 یا همان زندان مانز که مانند آسایشگاه سالمندان  گشته خبردار نشوند و کسی هم از میان اعضای دربند پیام مخفی به خبرنگاران ندهد، اینان آگر آنجایشان گ………ی نبود دعوت بی بی سی را حداقل برای دفاع از خود قبول می کردند.

حال قبل از اینکه مصاحبه از بی بی سی پخش شود فرقه رجوی پس از تماس خبرنگار  مزبور با خرمردرندی تمام مقداری کاغذ پاره را در سایت مزدور و حقوق بگیری که تا کنون معلوم نیست گرداننده آن چه ابلهی است ازقول اینجانب چاپ کرده تا مثلآ از نظر ذهن پوسیده و مالیخلیائی خودشان پیش دستی کرده باشند و به عنوان ضربه گیر عمل کنند، ذهی خیال باطل، شما در میان مردم ایران رسوا تر از آن هستید که کاغذ پاره های شما بتواند کسی را ضایع کند، مردم ایران این را خوب می دانند که حرف خائن و وطنفرش بردی ندارد.

فرقه رجوی هزاران تن کاغذ پاره از تمام اعضای خود در اختیار دارد که تمامآ در فضای رعب و وحشت و با زور و تهدید از آنان با نام کذائی تعهد گرفته شده، در فضای دربسته ای که فریاد هیچکس به بیرون درز نمی کرد، فرقه رجوی اکثر تعهدات و اعترافات رابا ضرب و شتم اعضا و با تهدید به اعدام و کشتن از اعضای خود میگرفت و هنوز هم در زندان مانز همین اعمال را انجام می دهد تا جایی که مادران را با تهدید بر علیه فرزندان به تلویزیون فاسد و کثیف خود می کشاند، فرقه رجوی هر کسی را که با تشکیلات لمپنی آنان راه نمی امد اول تهمت میزد و بعد در یک مکان در بسته با تهدید به مرگ اعتراف نامه می گرفت و بعد که کار تمام می شد میگفت حالا آدم میشی یا همین دست نوشته خودت را در میان جمع در یکان بخوانیم؟ ، این کارکرد تمامی فرقه ها در تمام طول تاریخ بوده و هست که البته فرقه مجاهدین تمامی کمبود های ضد انسانی فرقه ها را با شیادی بیشتر تکمیل نموده و دست تمامی آنان را در اجرای قوانین قرون وسطائی فرقه ای از پشت بسته.

البته اینجانب با این باور که مجاهدین انسان های درستکار و خوبی هستند از کمپ اسیران ایرانی درعراق به آنان پیوستم وبا دست خود هم نوشتم و امضاء کردم، نه من بلکه بسیاری دیگر از اسیران ایرانی که اکنون فرقه را رها کرده و در ایران یا خارج از ایران تشکیل خانواده داده اند و چشم کثیف رجوی را هم با تشکیل خانواده کور کرده اند، چون از نظر ذهن معیوب رجوی و بقول خودش * خانواده لانه فساد است *، حال خودش در کجا و چگونه به دنیا آمده کسی نمی داند، اما نمی دانستم و نمی دانستیم هندوانه ای را که فرقه رجوی به دستمان  داده بود درونش گندیده و وقتی بازش کردیم بوی تهفنش همه جا را برداشت، پس مجبور نبودیم آن هندوانه گندیده را استفاده کنیم بهترین را ه هم همین بود که دورش انداختیم تا مسموممان نکند، و حالا هم فریاد می زنیم از این دغلکاران هندوانه نخرید، اینان خود می دانند که چه گ….ی کاشته اند، بگذارید برسرو روی خوشان بمالند که الحق لایق خودشان است.

در یازده سپتامبر سال 2011 هنگامی که در امریکا عملیات تروریستی انجام شد، در زندان انفرادی مجاهدین در اردوگاه اشرف درعراق بودم، آن روز صدای موزیک های شاد مجاهدین که از بلندگوهایشان پخش می شد توجه ام را جلب کرده بود، با خودم می گفتم چه اتفاقی افتاده که مجاهدین موزیک شاد پخش می کنند، اما بعد از چند دقیقه مسئول زندان شیرینی به دست وارد شد و فریاد زنان میگفت  *امریکا تمام شد امریکا از درون منفجر شد*  بیا یبا دهانت را شیرین کن، لحضه ای مات و یخ زده ماندم و با ادامه توضیخات زندانبان متوجه شدم جشن و شادی برای مرگ انسانهایست که در یک عملیلت تروریستی ناجوانمرانه و ضد انسانی کشته شده اند، این ماهیت تروریست است مجاهدین در جریان مرگبار عملیات تروریستی یازده سپتامبر تنها گروهی که با نام متاسفانه ایرانی که به دروغ مدعی دمکراسی هستند، برای کشته شده بیش از 3800 انسان جشن و پایکوبی کردند در حالیکه در همان روز جوانان ایرانی در همبستگی با بازماندگان کشته شده ها یازده سپتامبر در خیابان های تهران شمع روشن می کردند.

یک روز قبل از خروج من از اردوگاه اشرف مهدی ابریشمچی شوهر سابق مریم خانم همراه احمد حنیف نژاد برادر محمد حنیف نژاد به دیدنم آمد، بحث های زیادی کردیم و من از او خواستم مرا به ایران بازنگردانند اما وادارم کرد تا بنویسم و امضاء کنم که میخواهم به ایران بازگردم، البته با پروئی بنا داشت تا تعهد دیگری هم منبی بر اینکه در هر کجا باشم از فرقه مجاهدین حمایت خواهم کرد را هم از من بگیرد اما با یک بیلاخ مواجه شد. ابریشمچی می گفت الان یازده سپتامبر شده نمی توانیم کسی را به خارج بفرستیم چون کنترل در فرودگاه ها شدید است ( آنطور که از صحبت های او بر می امد معنی اش این بود که قبل از یازده سپتامبر کار قاچاق انسان را براحتی با جعل پاسپورت و دیگر اسناد انجام می دادند اما بعد از جریان یازده سپتامر نمی توانستند) حالا تعجب نمی کنم اگر کاغذ پاره ای جعلی را با نام اینجانب یا کسان دیگر در سایت هایشان چاپ کنند، این ها پست تر از هر پست دیگری هستند توقعی ازشان نیست.

در بخشی از اطلاعیه پوفیوزانه خود در سایت مزدور افشاگر آمده که اینجانب عضو کانون آزادیخواهان و پناهندگان هستم، باید تآکید کنم که اسم این کانون را همین امروز در همین سایت چلقوزی افشاگرشان دیدم، فرقه رجوی از همه جای همه کس آویزان می شود تا شاید با پشمش کلاه پشمی برای خود ببافد، سازمانی که خود را آلترناتیو یک رژیم می داند و عرو تیزش فلان جایش را پاره کرده عجب است که با یک مصاحبه به این روز افتاده که صدای آه و فقان و ترترش قبل از پخش مصاحبه بلند شده، با یک فیلم مستند به نام خودم کارگردانی را که اصلآ نمی داند کیست و از چه قشری است در صف اطلاعاتی ها قرار داده با اینحال که فیلم را هیچ کدامشان ندیده اند اما تنها از ساخته شدن این مستند بند تنبانشان پاره شده، کارگردان این مستند آماتور بود، اما می توانم همین الان این سوژه را به کارگردان های حرفه ای بدهم تا فیلم سینمایی بلند با هنرپیشگان معروف تهیه کنند.

فرقه روبه سقوط رجوی فراری در بخش دیگری از کاغذ پاره هایش تلاش کرده تا دست نوشته ای را که با تهدید و زور توسط فرد فاسد و لمپنی به نام قدرت حیدری و حسین ابریشمچی معدوم معروف به حسین کچل و حسین ابر بود و در ضمن برادر همین مهدی ابریشمچی از من گرفته شد، بخاطر فرار یک نفر که دستگیر شده بود و بعد از شکنجه شدن در زندان مجاهدین که گفته بودند چه کس یا کسانی در فرار کمک کردند برای رهایی از شکنجه شدن نام مرا برده بود با این خیال که به دلیل اقلیت بودن من فرقه با من کاری نخواهد کرد و با این ترفند از دست شکنجه گران خلاص شده بود البته پس از نوشتن اعتراف نامه ای که تمامآ دیکته همین بی ناموسهای شکنجه گر بود،اما این دو بی همه کس فاسد که مورد تنفر تمام اعضای فرقه بودند یعنی حسین کچل معدوم و قدرت حیدری لمپن یک روز از ساعت 9 صبح تا ساعت 6 صبح روز بعد مرا در اتاقی حبس کردند و21 ساعت تمام در یک اتق دربسته مرا تحت فشار قرار دادند تا نوشته آن فرد فراری را قبول کنم با این ترفند کثیف که اگر نپذیرم درمیان جمع ضایع ام خواهند کرد، حالا سئوال من از سران فاسد فرقه رجوی این است، اگر این کاغذ پاره شما واقعی است پس چرا مسعود رجوی دریوزه را بخاطر راه اندازی رقص رهایی که منجر به بردن صدها زن بی دفاع و حاضر شدن در اتاق خواب ایشان شد از آن مقام رهبری پایین نکشیدید؟ و یا چرا مریم خانم که ترتیب دهنده این رقص های رهائی جان عمه اش بوده زیر سئوال نمی برید؟ آهای سران خائن،ترسو، فاسد، و وطنفرش و مزدور شما از هر چیزی که بگویید و بنویسید ما اعضای جدا شده هزار بار بیشتر در دستمان فاکت داریم که بنویسیم و رسوایتان کنیم، بارها در اسایشگاه خود در مرکز 12 شاهد کثافتکاری فرماندهان یکان و افسران قسمت ها بوده ام تا جایی که مسعود فراری آن نوار ویدیو را فرستاد که ای برادران مجاهد این ا……ت……م……ا وا متوقف کنید چه خبرتان است، یادتان که هست همان نواری را که برای برادران پخش کردید؟ براستی چه در چنته دارید به غیر از مشتی دروغ و امضاهای اجباری که با ضرب و شتم از همه گرفتید؟

 راستی چرا اون امضاهایی که برای پولشویی در اروپا از تمام ما گرفتید را رو نمی کنید که وادارمان کردید بنویسیم من فلانی فرزند فلانی مبلغ 150 یا250000000 تومان البته درسی سال پیش به سازمان مجاهدین برای مبارزه با رژیم تقدیم می کنم را چاپ نمی کنید همان پول های که وجود خارجی نداشت اما با همان کاغدها در اروپا به پولشویی مشغول بودید، اگر کاغذ پاره های شما به عنوان سند است و واقعی پس اعترافات تلویزیونی رژیم هم درست است و سند و بایستی قبولش کنید، کثافت از سر و روی شما می بارد خود را در آیینه نگاه کنید چیزی از آدمیت در شماها باقی نمانده شاید بهتر باشد که مانند اجدادتان به جنگل ها باز گردید و روی درختان زندگی کنید تا شاید از نواده های اجداتان عاطفه بیاموزید،نواده های اجداتان در جنگل روی درخت به بچه هایشان عشق می ورزند و در آغوش می گیرند، اما شما به بچه های و جگرگوشه های خودتان هم رحم نکردید و به آنها خیانت کردید، مثل رهبر مفقودتان که البته لایق بدتر از این هم هست که فرزند شیرخوار خود را با مادرش در سال 1360 در خون و آتش رها کرد و به فرنگ گریخت و ازدواج کرد، این بی عاطفگی شما برگرفته از همان بی عاطفگی و بی شخصیتی رهبر از زیر بته به عمل آمده شماست که خانواده را لانه فساد می داند که به شماهم به ارث رسیده، بعد هم درعراق به محض سقوط پدر معنوییش صدام ضد ایرانی تمام افراد را در بیابان های عراق زیر بمباران امریکا گذاشت و جان زپرتی خود را برداشت و در رفت که رفت، شاید هم تاکنون ریق رحمت را سرکشیده، اما برای چنین فرد پلیدی البته که رحمتی وجود ندارد برای وارثینش هم همچنین، مطمعآ باشید.

لینک به منبع

ترس فرقه خیانتکار رجوی از یک مصاحبه، چرا؟

وحشت فرقه دربدر رجوی 

***

سخنان آقای ادوارد ترمادو ازکانون آوا آلمان در نمایشگاه عکس تروریسم بین الملل دربروکسل (انگلیسی):

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/وصله-کردن-شورا-به-مبارزین-راستین/

وصله کردن شورا به مبارزین راستین

وصله کردن شورا به مبارزین راستینادوارد ترمادو، کانون آوا، سی و یکم اوت 2020:… اگر رجوی از تجارب این سرداران استفاده می کرد کارش به اینجا نمی رسید, جهت اطلاع نویسنده بایستی یادآوری کرد که هیچکدام از سردارانی که درمطلبتان نام برده اید در دوران مبارزه خود نه به دامن روسها پناه برده اند و نه به دامن انگلیس و دشمنان ایران، آنها در شرایط بسیار سخت تر از امروز با تکیه به مردم ایران مبارزه خود را ادامه دادند و نامشان در تاریخ ثبت شد، کدام یک از این مردان فراموش ناشدنی تاریخ یکصد ساله ایران در مواقعی که جانشان در خطر بوده نیروی خود و مردم خود را به حال خود رها کرده و به فرنگ گریختند؟ آیا یکی از این بزرگان کودکان دبستانی و راهنمائی را تحت عنوان میلیشیا با تحریک احساسات کودکانه به خیابان ها کشاندند تا به کام مرگ بفرستند؟ وصله کردن شورا به مبارزین راستین

وصله کردن شورا به مبارزین راستینبا اظهار تالم از یکصدمین سال درگذشت ستارخان اعلام میدارم فرقه رجوی چهره ی سالار ملی را ملکوک میکند!

وصله کردن شورا به مبارزین راستین

وحشت فرقه دربدر رجوی 

ادوارد ترمادو، آلمان

آقای ادوارد ترمادو ، آلمان

یکی از قلم بدستان رجوی در سایت همبستگی ضد ملی مجاهدین مطلبی نوشته که تلاش کرده نهایت چاپلوسی و خوشرقصی را برای سران فرقه رجوی اجرا کند و با تعریف و تمجید از رهبران جنبش های مردمی میهن مان مثل ستارخان ، میرزا تقی خان امیرکبیر و قائم مقام فراهانی، میرزا کوچک خان سردار جنگل و کلنل پسیان و شیخ محمد خیابانی و قاضی محمد در کردستان و در پایان دکتر محمد مصدق پیشوای ملی شدن صنعت نفت سعی در گره زدن این مردان بزرگ تاریخ ایران به ریش نداشته رجوی نموده و تلاش کرده تا با گزاف کویی شورای دست ساز رجوی را که مترسکی بیش در دست رجوی نیست به با ارزشترین و مبارزترین مردان تاریخ این میهن وصله پینه کند که شورای دست ساز و بی اختیار رجوی را به مردم ایران فالب کند.

وی ادعا می کند (شورای ملی مقامت عصاره یک قرن مبارزه و تنها امید ایران)، با این جمله آرامش روح مردان بزرگی چون ستارخان ، میرزا تقی خان امیرکبیر و قائم مقام فراهانی، میرزا کوچک خان سردار جنگل و کلنل پسیان و شیخ محمد خیابانی و قاضی محمد در کردستان ودکتر محمد مصدق و حتی بنیان گزاران سازمان مجاهدین بهم ریخته و مطمعنآ رجوی را لعنت خواهند کرد.

دارو دسته فرقه رجوی برای تحمیل خود به مردم شریف ایران همیشه تلاش نموده اند تا از نام سردارن بزرگ ایران سواستفاده نمایند و طوری جلوه کنند که گویی راه آنان را ادامه می دهند، وی می نویسد:

نکته مهم این است که در این کشاکش تاریخی صدساله بین آزادی و استبداد، مردم و پیشتازان آن ها نه تنها از شکست های پی در پی و ناکامی ها نا امید و منفعل نشدند، بلکه برعکس با استفاده از تجارب پیشتازان آزادی و استقلال ایران از پیگیری آرمان آن ها غافل نشدند.

اگر رجوی از تجارب این سرداران استفاده می کرد کارش به اینجا نمی رسید, جهت اطلاع نویسنده بایستی یادآوری کرد که هیچکدام از سردارانی که درمطلبتان نام برده اید در دوران مبارزه خود نه به دامن روسها پناه برده اند و نه به دامن انگلیس و دشمنان ایران، آنها در شرایط بسیار سخت تر از امروز با تکیه به مردم ایران مبارزه خود را ادامه دادند و نامشان در تاریخ ثبت شد، کدام یک از این مردان فراموش ناشدنی تاریخ یکصد ساله ایران در مواقعی که جانشان در خطر بوده نیروی خود و مردم خود را به حال خود رها کرده و به فرنگ گریختند؟ آیا یکی از این بزرگان کودکان دبستانی و راهنمائی را تحت عنوان میلیشیا با تحریک احساسات کودکانه به خیابان ها کشاندند تا به کام مرگ بفرستند؟

اما رجوی تمامی این کار ها را کرد، در سال ۱۳۶۰ کودکان مدرسه ای را با فریب و احساساتی کردن تحت عنوات میلیشیا به خاک و خون کشید و  وقتی اوضاع درونی را خطرناک دید نیروی خود و همین کودکان را در آشوب و خون رها کرد و برای زنده ماندن خود را به فرنگستان امن رساند، حتی همسر و کودک شیرخوارش( مصطفی) را در میان آتش و خون رها کرده و گریخت، و هنوز خون اشرف روی زمین خشک نشده بود با دختر هیجده ساله آقای بنی صدرازدواج کرد، در زمان جنگ ایران و عراق به پابوسی دشمن ایران صدام اشفالگر رفت و سربازان ایرانی را در مرز ایران و عراق با عملیات های ننگین به خاک و خون کشید تا دشمن بتواند بیشتر ضربه بزند و موفق تر عمل کند، پس از سقوط اربابش صدام بدون معطلی به دامن امپریالیسم غلطید تا آخرین ضربه را به پیکر بنیانگزارانی بزند که سازمان مجاهدین را با هدف مبارزه با امپریالیسم بنا نهاده بودند، کدام این اعمال ضد میهنی ادامه راه انقلابیون یکصدسال گذشته بوده؟ پس نام منحوس رجوی در تاریخ ایران در کنار منفورترین ها ثبت خواهد شد، شما بار دیگر مطابقت نفرمایید.

 شما چگونه به خود اجازه می دهید این همه نامردمی و خیانت را با نخ و سوزنتان به آن مردان تکرارناشدنی وصل کنید؟ البته خیالتان راحت باشد نخی که با آن این وصله را زده اید پوسیده است و البته این وصله به آن نیک مردان نمی چسبد، این که شما شورای رجوی را حلوا حلوا کرده اید تنها شاید دهان شما را شیرین کرده باشد اما آیا شما غلطیدن به دامن امریکا و شیوخ عرب را مدار تکاملی می نامید؟ و از شورای دستچین شده هم به عنوان دیرپاترین و ائتلاف تاریخ ساز نام می برید؟که بقول شما پیگیر آرمان های همان مبارزین است؟ احتمالآ در فضای تشکیلات رجوی و فرقه اش نبوده اید.

اگر شورای رجوی امروز تشکیل شده از 500 عضو و نیمی از آنان را هم زنان تشکیل می دهند، اولآ اکثر آقایان را رجوی از تشکیلات مجاهدین وارد شورا کرد تا بتواند به راحتی سوار شماها شود که شدند، دومآ ورود زنان به شورا هم تنها برای بیشتر استسمار کردن زنان مجاهد بوده که نمونه آنرا در درون قرارگاه های مجاهدین شاهد بوده ایم، ائتلاف گروه های سیاسی که اساسآ بی معنی است چرا که سازمانی که شما به عنوان چریک های فدائی نام برده اید سه نفر بیشتر نیستند که همان ها هم در نسشت های رجوی توسط وی به سخره گرفته می شدند، خبات هم که اوضاعش معلوم است، اگر مجاهدین شعار جامعه بی طبقه توحیدی میدهند خباتی ها شعارشان جامعه یک طبقه توحیدی است، مشتی رانده شده از حزب دمکرات کردستان ایران که چند نفری بیش هم نیستند، اینها در بیابان های عراق ولو بودند و رجوی برای اینکه با حزب دمکرات کردستان ایران مشکل داشت جمعشان کرد تا در مقابل حزب دمکرات شاخشان کند، اما سیاستش نگرفت چون مردم کرد شریف ایران هم فرقه رجوی را شناختند و هم خباتی های رانده شده را.

دارو دسته رجوی به جای نام بردن از مردان مبارز و بزرگ تاریخ ایران بهتر است که تشکیلات خود را خانه تکانی کرده و اگر در وجودش بود ذره ای آزادگی و مردمی بودن و راه مبارزه درست را از همین نام آوران بیاموزد، بگزارید روح شان در آرامش باشد.

وصله کردن شورا به مبارزین راستین

وحشت فرقه دربدر رجوی 

لینک به منبع

***

وصله کردن شورا به مبارزین راستینراه مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در دشمنی با روش دکتر مصدق است

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/بازگشت-آقای-بیدی-به-آلبانی،-شکست-خفتبا/

بازگشت آقای بیدی به آلبانی، شکست خفتبار برای فرقه رجوی

احسان بیدی قربانی دسیسه های مجاهدین خلق و رژیم فاسد آلبانی 1ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، شانزدهم اوت 2020:… جریان اخیر که برای آقای احسان بیدی با همکاری اداره امنیت و پلیس خریداری شده آلبانی اتفاق افتاد مطمعنآ آخرین دسیسه بر علیه جداشدگان و منتقدین این فرقه نخواهد بود، اما از این پس فرقه رجوی بایستی این شکست خود را حلقه ای به گوشش کند و بایستی بداند آن دورانی که فرقه رجوی در اوج بود گذشت و حباب فرقه توسط همین جدا شدگان با افشاگری بی امان و پرده برداشتن از مناسبات و تشکیلات غیر انسانی ترکید و امروز فرقه به گل نشسته به غیر از کوزه شکسته چیزی در بساط ندارد. در ضمن این را بایستی بداند که آلبانی عراق دوران صدام نیست . بازگشت آقای بیدی به آلبانی، شکست خفتبار برای فرقه رجوی 

بازگشت آقای بیدی به آلبانی، شکست خفتبار برای فرقه رجویتعریف رجوی از بیدی غلط از آب در آمد

بازگشت آقای بیدی به آلبانی، شکست خفتبار برای فرقه رجوی

ترس فرقه خیانتکار رجوی از یک مصاحبه، چرا؟

وبلاگ ادوارد، 14/08/2020

بازگشت آقای احسان بیدی به آلبانی و حضور دوباره در جمع دوستان و اعضای جدا شده از فرقه ضد بشری رجوی و شکست خفتبار فرقه رجوی و دستگاه پولکی امنیتی آلبانی مبارک.

یک بار دیگر فرقه رجوی در چاهی افتاد که برای منتقدین و اعضای جدا شده کنده بود.

فرقه رجوی در این سالیان همیشه تلاش نموده به هر شکلی به منتقدین خود در کشورهای اروپا ضربه بزند و یا آنان را به سکوت بکشاند، برای این کار از هر ترفندی استفاده کرده و تا توانسته با تهمت و افترا و دروغ و شانتاژ به هر خس و خاشاک چنگ انداخته، حتی در پاریس سگ های ولگرد خود را برای سرکوبی منتقدینش فرستاد که موجب زخمی شدن تعدای از دوستان شد، یا در برابر چشمان مردم بروکسل در مقابل اتحادیه اروپا اوباش خود را برای سرکوبی تعدادی از جداشدگان فرستاد که باز هم تعدادی از اعضای زخمی شدند و این در حالی بود که خود خانم مریم رجوی در لحضه حمله ارازل و اوباشش در ساختمان اتحادیه اروپا حضور داشت، این عمل غیر انسانی باعث تعجب مردم اروپائی حاضر در صحنه شد و البته با آبروریزی فرقه رجوی پایان یافت، تمام این اعمال غیر انسانی و فاشیستی به این دلیل بوده و هست تا مخالفان خود را به سکوت کشاند و بر مناسبات درونی و روابط غیر انسانی تشکیلاتش سرپوش گذارد.

جریان اخیر که برای آقای احسان بیدی با همکاری اداره امنیت و پلیس خریداری شده آلبانی اتفاق افتاد مطمعنآ آخرین دسیسه بر علیه جداشدگان و منتقدین این فرقه نخواهد بود، اما از این پس فرقه رجوی بایستی این شکست خود را حلقه ای به گوشش کند و بایستی بداند آن دورانی که فرقه رجوی در اوج بود گذشت و حباب فرقه توسط همین جدا شدگان با افشاگری بی امان و پرده برداشتن از مناسبات و تشکیلات غیر انسانی ترکید و امروز فرقه به گل نشسته به غیر از کوزه شکسته چیزی در بساط ندارد. در ضمن این را بایستی بداند که آلبانی عراق دوران صدام نیست که بتوانند هم بر اعضای خود و هم مردم آن کشور حکومت کند، اگر چه آلبانی کشوری است فقیر و می توانید با پول بعضی از مشکلات خود را حل کنید اما به هر حال کشوری در قاره اروپاست و دست از پا خطا کردنش قیمت دارد.

اما جدا شدگان از این فرقه ضد بشری بایستی از این پس هوشیارتر باشند تا بتوانند توطئه های فرقه رجوی را در هر کجا خنثی کنند، توطئه و دسیسه چینی از سوی کسی طراحی و اجرا می شود که خود احساس شکست کرده باشد، فرقه رجوی امروز بیش از هر زمان دیگر این شکست را احساس می کند و به همین دلیل هم در شعار با جمهوری اسلامی و آخوندها مبارزه می کند اما در صحنه عمل با جداشدگان از فرقه یا هر کسی که کوچکترین انتقادی نسبت به فرقه رجوی داشته باشد.

به آقای احسان بیدی دورد می فرستم و مقاومت او را تحسین می کنم.

 لینک به منبع

بازگشت آقای بیدی به آلبانی، شکست خفتبار برای فرقه رجوی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/گردهمایی-مضحک-مریم-رجوی-و-سخنان-مضحک-ت/

گردهمایی مضحک مریم رجوی و  سخنان مضحک تر

گردهمایی مضحک مریم رجوی و  سخنان مضحک ترادوارد ترمادو، کانون آوا، بیستم ژوئیه 2020:… خنده دار است، این چرندیات را بارها و بارها از زبان مسعود رجوی در اردوگاه اشرف و باقرزاده شنیده ایم، خانم رجوی، مگر در دوران خاتمی همسر مفقودتان کم تحلیل و تفسیر کرد که خاتمی کار رژیم را تمام می کند و بعد هم ادعا کرد که به دور دوم نمی رسد ووووو، کدام یکی از تحلیل های آن مفقودالاثر به واقعیت پیوست که شما در این مقطع به تحلیل های آبکی مسعود روآورده اید؟ آیا تا امروز که بیش از چهل سال از عمر رژیم می گذرد حتی یکی از تحلیل های رجوی به حقیقت پیوسته ؟ آن که رجوی بود و زبان چربی مانند روباه مکار داشت که جای خود هر چه گفت کشک بود شما که اساسآ از حال واوضاع درون ایران هم بی خبر هستید و هم از ملت ایران دورافتاده و رانده شده.  این را می گویم چون در فضای مجازی وقتی که از شما خبری پخش می شود مردم ایران تنها با فحش وناسزا از شما استقبال می کنند، نمونه اش همین کمپین اعدام نکنید، اگر ندیدید لطفآ ببینید تا تنفر مردم ایران را لمس کنید. گردهمایی مضحک مریم رجوی و  سخنان مضحک تر

ایران آزاد مریم رجوی باند رجوی با رژیم های دیکتاتوری متعارف؟! مشکلی ندارد!

گردهمایی مضحک مریم رجوی و  سخنان مضحک تر

فرقه رجوی در روز جمعه ۲۷ تیر ماه ۱۳۹۹ دست به یک شعبده بازی مضحک در فضای مجازی با عنوان * گردهمایی جهانی ایران آزاد* زد و در این میان مدعی شد که از پنج قاره جهان از ۱۰۰ کشور و ۳۰ هزار نقطه ایران هوادارانش شرکت نموده اند، ای به درغگو لعنت.

اما مضحکتر از این دروغ شاخدار فرقه ضد ایرانی و ضد آزادی سخنان خانم مریم رجوی است که دروغ های جالبتری را در بر می گیرد و البته تلاش هم کرده که بر موج اعتراضات بهبهان سوار شود و مردم معترض را کانون های شورشی معرفی کند که اساسآ و از بیخ وجود خارجی نداشته و ندارد.

گردهمایی مضحک مریم رجوی و  سخنان مضحک تر

 در سخنرانی خانم رجوی  که هم اکنون  خود را در غیاب همسر مفقودش رهبر فرقه می پندارد ( چون دیگر با عنوان رئیس جمهور برگزیده یاد نمی شود) ادعا شده که:

این گردهمایی، صدای سرنگونی در قیام های پیوسته از دی ۹۶ تا آبان و دی ۹۸ است

به این خانم متوهم و درغگو بایستی یاداوری کرد که از سال ۱۳۶۰ تا کنون این شعبده بازی توسط همسر مفقودت اجرا شده و این حرف ها هم هزاران بار توسط همسر حقه بازت بیان و تکرار شده که تنها و تنها برای سرگرم کردن اعضای پیر و از کار افتاده فرقه جواب داشته نه برای خلق قهرمان ایران ، و شما با رجوع به سناریوهائیکه قبلآ مسعود رجوی اجرا کرده را به جائی نخواهید برد.

و ادامه می دهد:

صدای کانون‌های شورشی و شهرهای شورشی است که تاریخ یأس و ناباوری و نتوانستن را ورق زده و پیام‌آور توانستن و بایستن است.
گردهم‌آیی امروز، میهن اسیر را در سه‌سیمای خجسته‌اش‌ نمایندگی می‌کند:

‌ایران شورشگر و انقلابی، ایران همبسته و متحد، و ایران آزاد و دمکراتیک فردا.
سه تعهد بزرگ مقاومت و ارتش آزادی.

اولآ ایران چه شورشی باشد چه آرام به شما مربوط نیست ادعای بی جا نکنید، دومآ ایران اگر متحد است در مقابله با شما وبر علیه شما متحد است که مبادا با شیادی در درون ایران جای پائی باز کنید، این چیزی است که مردم ایران نمی پذیرند، سومآ ایران دمکراتیک تنها شعار است که شما برای به قدرت رسیدن سر می دهید چون شما از دمکراسی بوئی نبرده اید و هم اکنون هم بازار برده داریتان در آلبانی برپاست و شما خود شخصآ بزگترین برده دار جهان در قرن بیست و یکم هستید، و در آخر هم کدام ارتش آزادی؟ از چه چیزی دم می زنید؟ از برده هائی که پوشک به پا می کنند؟ واقعآ خجالت آور است، در دورانی که با حمایت صدام جنایتکار در اوج بودید و نیروی مزدورتان هم شلوار به پا می کرد چه کردید که امروز در آسایشگاه مانز در آلبانی با پوشک پوشان چه می خواهید انجام دهید؟

این خزئبلات سالهاست که از زبان این بی زبانان شندیده می شود درحالیکه همین فرقه رجوی اولین تشکیلاتی است که درخارج از ایران بین تمام گروه های سیاسی تفرقه افکنده و هیچکسی را به غیر از خودش قبول ندارد و تمام گروه های سیاسی را به سخره می گیرد و مزدور و وابسته به این و آن می داند در حالیکه خود این فرقه از همان ابتدا با خزیدن زیر چکمه های صدام خونخوار و اکنون هم با اتحاد با سعودی و کشورهایی که ضد ایران در میدان هستند سرسپردگی و وابستگی خود را بوضوع نشان داده و جای بحث هم ندارد.

 راستی اینان که چنین با پرروئی در مقابل میکرفون و دوربین دم از آزادی و مردم ایران و دمکراسی می زنند آیا فراموش کرده اند که در جنگ ایران و عراق با پیوستن به ارتش جنایتکار صدام چه خیانتی به ایران و ایرانی کردند؟ و چه خون هایی که از سربازان ایران به زمین نریختند؟ آیا مناسبات دیکتاتوری خود را دمکراتیک می دانند؟ همان مناسباتی که به اعضای خود تنها اجازه نفس کشیدن می دهد و برای انسانیت آنان ارزشی قائل نیست، چون انسان آزاد و در یک فضای آزاد و ومکراتیک خود بایستی شیوه زندگی خود را انتخاب کند، اما در تشکیلات استالینی رجوی تنها نفس کشیدن با اختیار فرد است نه چیز دیگر.

خانم رجوی، بارها گفته ایم و باز هم تکرار می کنیم که قیام های ایران و مردم ایران تنها به کسی که مربوط نمی شود به شما و فرقه شماست این را خود مردمی که در همان شلوغی هائی که خودتان اشاره کردید نشان داده اند، از شعارهائی که هنوز هم در فضای مجازی می توان دید روشن و واضع است که مردم ایران تنها اسم فرقه شما را در شعارهایشان نمی گنجانند زیرا شما و فرقه شما در میان مردم ایران جائی ندارید و منفور هستید، این را باور کنید و زور زیادی هم نزنید که در این سن و سال برای سلامتیتان مضر است.

و بالاخره ایشان مدعی می شوند که:

در دو سال گذشته کانون‌های شورشی با شهادت‌ها و دستگیری‌های بسیار، رو‌در‌روی دشمن و در برابر دوربین‌ها و چشم مأمورانش در شهرهای مختلف در سراسر ایران، روزانه به‌طور متوسط بیش از ۲۰رشته عملیات ضداختناق و عمل تبلیغی یا افشاگرانه انجام داده‌اند. همین‌ها که آتشزنه قیام‌هاست، رژیم رابه ستوه آورده است.

البته این دروغ مضحک را کسی باور نمی کند چون فرقه رجوی هم مرده خور است و هم مفتخور، روح الله زم هم جزء کانون های شورشی بود؟ فرقه رجوی همیشه منتظر می ماند که در درون ایران کسی یا کسانی دستگیر شوند و تنها کافی است که رژیم برای محاکمه راحت به دروغ اعلام کند که افرادی از مجاهدین دستگیر کرده از این طرف فرقه رجوی به جای تکذیب سریع تآیید می کند تا محاکمه و حتی اعدام افراد را تسریع کند تا بتواند با خون خوردن جوانان چونان دراکولا به حیات ننگین خود ادامه دهد، ۲۰ رشته عملیاتی که خانم رجوی ادعا کرده اگر هم حرکت هایی بوده نه از سوی این فرقه بلکه خودجوش بوده اما اینان با سئواستفاده و برای گمراه مردن مردم تلاش می کنند تا با دروغ و حقه بازی به جیب گشاد خود بریزند که اینگونه موارد هم لو رفته و بازاری ندارد و تنها کسی که از آن بهره می برد دستگاه قضایی رژیم است و بس که می تواند روند دادگاهی کردن افراد دستگیر شده را سرعت ببخشد.

خانم رجوی در قسمتی از سخنرانی خود به یاوه گویی های مسعود رجوی رو آورده و اینطور می گویند:

بعد از قیام دی‌ماه مسعود رجوی گفت، ولی فقیه برای جمع کردن این قیام، ناگزیر از حل تضادهایی است که اگر به آن مبادرت کند، اعم از اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی، راهگشای سرنگونی خود اوست.
کانون درماندگی آخوندها دقیقا در همین‌جاست. آن‌ها اگر هم‌چنان به‌راه و روش فعلی خود بچسبند، اگر به‌جنگ‌افروزی، موشک‌پرانی، تروریسم و ارعاب و انقباض ادامه دهند، ناگزیر با سر به زمین خواهند خورد

خنده دار است، این چرندیات را بارها و بارها از زبان مسعود رجوی در اردوگاه اشرف و باقرزاده شنیده ایم، خانم رجوی، مگر در دوران خاتمی همسر مفقودتان کم تحلیل و تفسیر کرد که خاتمی کار رژیم را تمام می کند و بعد هم ادعا کرد که به دور دوم نمی رسد ووووو، کدام یکی از تحلیل های آن مفقودالاثر به واقعیت پیوست که شما در این مقطع به تحلیل های آبکی مسعود روآورده اید؟ آیا تا امروز که بیش از چهل سال از عمر رژیم می گذرد حتی یکی از تحلیل های رجوی به حقیقت پیوسته ؟ آن که رجوی بود و زبان چربی مانند روباه مکار داشت که جای خود هر چه گفت کشک بود شما که اساسآ از حال واوضاع درون ایران هم بی خبر هستید و هم از ملت ایران دورافتاده و رانده شده.  این را می گویم چون در فضای مجازی وقتی که از شما خبری پخش می شود مردم ایران تنها با فحش وناسزا از شما استقبال می کنند، نمونه اش همین کمپین اعدام نکنید، اگر ندیدید لطفآ ببینید تا تنفر مردم ایران را لمس کنید.

لینک به منبع

گردهمایی مضحک مریم رجوی و  سخنان مضحک تر

***

The Life of Camp Ashraf. Mojahedin-e Khalq Anne Khodabandeh (Singleton) Massoud KhodabandehThe Life of Camp Ashraf. Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters

***

همچنین: