وزیر خارجۀ محترم ایالات متحدۀ آمریکا آقای جان کری، (نامه سرگشاده)

وزیر خارجۀ محترم ایالات متحدۀ آمریکا آقای جان کری، (نامه سرگشاده)

غفور فتاحیان، یاران ایران، هشتم دسامبر 2014:…  پیام عاشورائی جنون آمیز اخیر مسعود رجوی که بوی خون وخشونت ازآن باستشمام می رسد من و بسیاری از دوستانم که ازاین سازمان جدا شدیدیم و هم چینن خانوادهای این اسیران را نگران کرده است زیرا این جانب با تجربه چندین سال که از رهبری این سازمان دارم شاهد سرکوب هر گونه فکر و اندیشۀ مخالف و منتقد سیاستهای رهبری این سازمان با تحقیر و توهین و …

2014-09-16-USIran.jpgMasoud Khodabandeh: America Must Make Its Underlying Intentions Toward Iran Clear

لینک به منبع

وزیر خارجۀ محترم ایالات متحدۀ آمریکا آقای جان کری،

آقای وزیر،

من یکی از قربانیان فرقه رجوی هستم که به مدت ۲۰ سال بطور حرفه ای در تشکیلات مخوف فرقۀ رجوی بودم که سرانجام با ورود نیروهای آمریکایی به عراق و در اختیار گرفتن قرارگاه اشرف توانستم از آن جهنم رجوی ساخته و فرقۀ ضد انسانی بگریزم و اکنون در فرانسه پناهنده هستم

اقای وزیر

پیام عاشورائی جنون آمیز اخیر مسعود رجوی که بوی خون وخشونت ازآن باستشمام می رسد

من و بسیاری از دوستانم که ازاین سازمان جدا شدیدیم و هم چینن خانوادهای این اسیران را نگران کرده است زیرا این جانب با تجربه چندین سال که از رهبری این سازمان دارم شاهد سرکوب هر گونه فکر و اندیشۀ مخالف و منتقد سیاستهای رهبری این سازمان با تحقیر و توهین و شکنجه و زندانی کردن و حتی قتل افراد بوده ایم

و به اطلاع شما بعنوان وزیرخارجه امریکا می رسانیم که این سازمان دیگر سالیان متمادی است که یک سازمان مبارز برای تحقق آزادی و دموکراسی در ایران نیست بلکه یک فرقه با اعتقادات و اجبارات و تابوهای فکری و ذهنی مغایر با اصول و عرفها و نُرمهای انسانی و جهانی است. به عنوان مثال رهبری این سازمان فقط برای حفاظت خودش در عراق و ضمن تلاش و اصرار برای باقی ماندن در آنجا و جلوگیری از فروپاشی تشکیلاتش همچنان از تمام علائق و عواطف و دیدارها و حتی ارتباطات خانوادگی چه با نامه و چه با تلفن و وسایل ارتباطی امروز جهانی در این عصر ارتباطات جلوگیری می کند و در این سازمان تماس افراد با خانواده هایشان حتی آنها که در داخل کمپ سازمان هستند و خبر یافتن آنها از همدیگر و استفاده از رسانه ها نه تنها انترنت و تلفن و موبایل و مطبوعات و کانالهای تلویزیونی بلکه حتی داشتن و گوش دادن رادیو و خواندن کتاب و نوشتن آنچه فرد خودش می خواهد هم ممنوع است.

همچنین اوضاع امنیتی، ایمنی، رفاهی، درمانی، روحی و جسمی ساکنان با توجه به کارشکنی ها و ممانعت های مسئولین فرقه فوق العاده وخیم است.

اغلب اعضا، که گرفتار فوبیای ناشی از عملکرد سیستماتیک و طولانی مدت مانیپولاسیون ذهنی در محیطی ایزوله هستند، بر خلاف میل خود در آنجا نگهداری میشوند.

دسترسی به افراد ساکن در اردوگاه با توجه به ممانعت های فرقه و مماشات مسئولین ذی ربط، حتی از جانب نزدیکانشان هم، غیرممکن است.

کنترل شدید و مطلق رهبری فرقه بر ساکنان اردوگاه لیبرتی همچنان بعد از ده سال از سقوط صدام حسین ادامه دارد.

یکی از اولیه ترین حقوق شناخته شده بین المللی برای هر فرد در هر کجای دنیا، حتی برای خطرناک ترین زندانیان، حق دیدار و ارتباط با افراد خانواده و اقوام نزدیک است. این حق مسلم سالهاست که از ساکنان اردوگاه لیبرتی که همچنان تحت سلطه و سیطره مخرب روانی مسعود رجوی و سران دیگر این فرقه بسر می برند کاملا سلب شده است. این دقیقا کارکرد مانیپولاسیون مخرب فرقه ایست که سالهاست بر روی اعضای فرقه رجوی در محیط های ایزوله ای همچون پادگان اشرف و اردوگاه لیبرتی (و حتی در خانه های جمعی در غرب همچون مقر اقامت مریم رجوی در اورسورواز در حومۀ پاریس که همانند یک پادگان نظامی است) اعمال می گردد.

ناظران ملل متحد در عراق می گویند: “ساکنان اردوگاه و بستگانشان حق دارند با یکدیگر در ارتباط باشند. در عین حال افراد آزادند تا تصمیم بگیرند که آیا می خواهند چنین ارتباطی داشته باشند یا خیر. این حق انتخاب باید به خود فرد داده شود و موضوع به خودش مربوط می شود”.

مشکلی که در حال حاضر وجود دارد همین “حق انتخاب” است که معلوم نیست حقیقتا وجود دارد یا نه. باید مطمئن شد که انتخابی آزادانه و مختارانه صورت می گیرد و فاکتورهای روانی، که از تکنیک های بکارگیری و اعمال آن ها در محیط های ایزوله فرقه ای به مدت طولانی آگاه هستیم، دخیل نیستند.

مقامات ملل متحد اذعان دارند که افراد در داخل اردوگاه با شنیدن نام اعضای خانواده خود وضعیت عصبی عجیبی پیدا کرده و فورا حالت تدافعی می گیرند. کاملا بر اساس کارکردهای کنترل ذهن مخرب فرقه ای مشخص است که این افراد در برابر واژه “خانواده” کاملا مغزشوئی شده و ناخودآگاه آن را مترادف با شیطان می پندارند و از آن فاصله می گیرند.

در ذهن افراد در داخل اردوگاه آن قدر فوبیای خانواده، بر اساس یک تکنیک کنترل ذهن مخرب فرقه ای، کاشته شده است که فورا در برابر پیشنهاد ارتباط با خانواده (مترادف با ارتباط با شیطان) واکنش نشان داده و عقب می کشند. رجوی خوب می داند که دیدار با خانواده و زنده و بیدار شدن عواطف و احساسات در فرد و مطلع شدن از اوضاع خارج از اردوگاه بلافاصله تأثیرات مغزشوئی را از بین برده و راه فراری برای ذهن مسدود و بسته فرد به سوی آزادی و رهائی فراهم می نماید.

از نظر سران این فرقه هر کس در پشت دیوارهای لیبرتی به کمک آنان آمده و حتی افراد خانواده های ساکنان کمپ و پدر و مادرهای پیر ۸۰ تا ۹۰ ساله از جانب وزارت اطلاعات ایران فرستاده شده است، و در عراق از نخست وزیرسابق عراق نوری مالکی گرفته حتی سفیر آلمان در عراق از رژیم ایران دستور می گیرند و صرفا آمده اند تا آن ها را ببندند و تحویل ایران بدهند تا بعد شکنجه و اعدام شوند

اقای وزیر هم چینن اطلاع کامل دارم که .

مسئولین سازمان با توسل به هر وسیله ممکن از دیدار نمایندگان ملل متحد با ساکنان لیبرتی ممانعت به عمل می آورند. حتی یک فرد را به جای فرد دیگری برای مصاحبه می فرستند. افرادی که با ناظران ملاقات می کنند ادعا می کنند که هیچ کارت شناسائی ندارند حال آن که به هیچ عنوان چنین نیست چون هر زمان که لازم باشد حتی گذرنامه اروپائی هم رو می کنند. مواردی بوده که از گذرنامه فردی که در اشرف فوت کرده به عنوان کارت شناسائی برای انتقال فرد دیگری به البانی استفاده شده است.

همچنین تمامی ساکنان لیبرتی روند درخواست حفاظت را طی کرده اند. زمانی که ناظران ملل متحد می خواهند برای انگشت نگاری یا عکس برداری و غیره وارد اردوگاه شوند سازمان عده ای را جلو انداخته و دست به شورش و اغتششاش می زنند و مانع از انجام وظیفه ناظران می گردند.

بر اساس قوانین بین المللی، صلیب سرخ جهانی مسئول رساندن نامه های بستگان به ساکنان است. اما در هیچ شرایطی افراد تنها نیستند تا این نامه ها به آن ها داده شود. در مواردی گویی که پاکت نامه حاوی باکتری آنتراکس (سیاه زخم) باشد حتی حاضر به لمس کردن آن هم نیستند که معلوم است از عواقب این کار در داخل تشکیلات به شدت واهمه دارند. واکنش ها آمیخته ای از ابراز تنفر همراه با ترس است که حالت غیر عادی فرد را به خوبی نشان می دهد

آنچه بر کسی پوشیده نیست اینست که رجوی با پیام عاشورا اخیرخط قرمز مطلقی بین ساکنان لیبرتی و بیرون از اردوگاه کشیده است و این به تنهائی اثبات می کند که سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی یک فرقه مخرب کنترل ذهن است. برای همگان روشن است که ترس رجوی از دیدار اعضای فرقه اش با خانواده های شان بالاتر از ترس وی از هر چیز دیگری است. دلیل آن هم واضح است. همان طور که همه دانشمندان علوم فرقه ای متفق القول هستند این امر منجر به جداشدن های بیشتر و باز هم بیشتر و حتی دشمنی آنان با رجوی خواهد شد و لذا رجوی ترجیح می دهد که هر روز موشک و خمپاره بر سر پیروانش ببارد اما پیروانش دیداری با بستگان و اقوام شان نداشته باشند

اقای وزیر.

خانواده ها به شدت نگران سلامت جسمی و روحی عزیزان شان هستند. آنان از زمان سقوط صدام حسین یعنی به مدت ۱۰ سال است که در تلاشند تا خبری از عزیزان خود بدست آورند. آیا باید نشست و منتظر ماند تا رجوی آنان را یک به یک به کشتن دهد؟

لذا از شما بعنوان وزیر خارجه امریکا درخواست دارم که برای نجات جان اسیران لیبرتی مداخله کرده وانان را از چنگال رجوی خون اشام نجات دهید

با تشکر

غفور فتاحیان

انجمن یاران پاریس

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویاغلب افراد تحت سیطره فرقه مجاهدین در کمپ لیبرتی دچار بیماریهایی روحی و جسمی شده اند

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14435

شناخت یک دکان تقلبی دو نبش به نام شواری ملی مقاومت

غفور فتاحیان، یاران ایران، پاریس، اول دسامبر ۲۰۱۴:… عبارت «استقرار یک جمهوری دموکراتیک، سکولار و غیر هسته ای» که این سازمان در فرم ثبت نام خود به عنوان هدفش از لابی گری در آمریکا و کشورهای اروپای آورده است تنها به منظور جلب رضایت و حمایت طرفهای آمریکایی و اروپای است زیرا این سازمان در برنامۀ رسمی خودش برای ایران آینده یعنی در صورتیکه خودش حکومت را در ایران به دست …

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسماگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

مسعود رجوی قبل از فرارمسعود رجوی یازده سال قبل  با نزدیک شدن سقوط ولینعمتش صدام حسین از قرارگاه اشرف فرار کرد و مخفی شد

لینک به منبع

شناخت یک دکان تقلبی دو نبش به نام شواری ملی مقاومت

باند مافیای رجوی یک دکان دو نبش تقلبی به نام شورای ملی مقاومت باز کرده ویک رئیس جمهور مادالعمر هم برای ان گذاشته است که همه اینها برای فریب افکار عمومی است زیرا

اینجانب سالیان متمادی عضو سازمان مجاهدین و در تشکیلات این سازمان بودم لذا اطلاع کامل دارم که تشکلی به نام شورای ملی مقاومت به هیچوجه وجود خارجی ندارد و چیزی جز نام تقلبی سازمان مجاهدین خلق و ویترین خارجی آن سازمان نیست و تمام اطلاعیه ها و بیانیه هایی که با امضای شورای ملی مقاومت ایران منتشر می شود توسط رهبران این سازمان نوشته می شود. همچنین عبارت «استقرار یک جمهوری دموکراتیک، سکولار و غیر هسته ای» که این سازمان در فرم ثبت نام خود به عنوان هدفش از لابی گری در آمریکا و کشورهای اروپای آورده است تنها به منظور جلب رضایت و حمایت طرفهای آمریکایی و اروپای است زیرا این سازمان در برنامۀ رسمی خودش برای ایران آینده یعنی در صورتیکه خودش حکومت را در ایران به دست بگیرد تحت عنوان «برنامۀ شورای ملی مقاومت ایران برای تشکیل دولت» نام حکومت مفروض خودش را «جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران» اعلام کرده ولی در فرم ثبت نام یاد شده کلمۀ اسلامی را حذف کرده است. همچنین این سازمان ادعا کرده که از هیچ دولت، حزب یا منبع خارجی کمک مالی نمی گیرد در حالیکه همگان می دانند که منبع مالی اصلی این سازمان هدایای هنگفت نفتی صدام حسین به این سازمان می باشد که همان موقع توسط دفاتر و تشکیلات سازمان در کشورهای مختلف به اسامی افراد مختلف وابسته به خود سرمایه گذاری شده که هم اکنون درآمدهای هنگفت حاصله از این سرمایه گذاریها منبع واقعی مالی این سازمان را تشکیل می دهد

غفور فتاحیان

انجمن یاران پاریس

***

جناب ابریشمچی گاهی خیلی خنده دار می شوی!

مریم رجوی و سخنرانان اجاره ایگرد همآیی بزرگ ایرانیان؟ کدام ایرانیان؟
(Screen shot from Rajavi cult website, The Grand Gathering of Iranians? Where are they?)

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

لرد کارلایل سر لابی جدید مجاهدین خلق در پارلمان انگلستانParliamentarians (Lord Carlile and others) lose Maryam Rajavi court battle

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13960

نشست غسل، خرد کردن شخصیت اعضای فرقه رجوی

غفور فتاحیان، یاران ایران، پاریس، چهارم نوامبر ۲۰۱۴: …  زمانی اعضا و هواداران سازمان مجاهدین از فرط انقلابی گری سر به آسمان می ساییدند ولی رجوی کاری کرد که هواداری از سازمان مجاهدین تبدیل به یک لکه ننگ شود. رجوی با برپایی نشستهای غسل هفتگی (بیان فاکتهای جنسی ذهنی یا عینی جلوی دوستان و یا نوعی اعتراف علنی به گناهان جنسی که در حقیقت شکنجۀ جنسی است) و عملیات جاری و دیگ یا …

لینک به منبع

نشست غسل، خرد کردن شخصیت اعضای فرقه رجوی

زمانی اعضا و هواداران سازمان مجاهدین از فرط انقلابی گری سر به آسمان می ساییدند ولی رجوی کاری کرد که هواداری از سازمان مجاهدین تبدیل به یک لکه ننگ شود.

رجوی با برپایی نشستهای غسل هفتگی (بیان فاکتهای جنسی ذهنی یا عینی جلوی دوستان و یا نوعی اعتراف علنی به گناهان جنسی که در حقیقت شکنجۀ جنسی است) و عملیات جاری و دیگ یا جانبی (نشستهای تفتیش عقاید به صورت بیان افکار ضد و تردیدهای ذهنی در مورد خطوط سیاسی و یا استراتژیک و یا ایدئولوژیک رهبری سازمان به عنوان تناقضات ذهنی جلوی جمع دوستان و شنیدن ناسزاها و توهینها و حملات آنها علیه خودش) و شستشوی مغزی همۀ اعضای خود را به لحاظ شخصیتی خرد و تحقیر شده و در حقیقت بی شخصیت کرده است.

بسیاری از افراد در صفوف سازمان مجاهدین هستند که زمانی قبل یا بعد از انقلاب در شهر و دیار و یا محلۀ خودشان در ایران شخصیتی معروف و برجسته و مورد احترام بودند و هستند کسانی که روزی در شهر خودشان پست و مقامهای بالای اجرایی داشته اند و یا کاندید مردم شهرشان برای مجلس و یا عضو تیمهای ملی و از قهرمانان ورزشی کشور بودند و یا فرزندان وزرا و شخصیتهای سیاسی و فرهنگی و ادبی برجستۀ سالهای اول انقلاب یا قبل از انقلاب می باشند و یا دارای تخصصهای ویژه و تحصیلات بالا تا حد دکترا از دانشگاههای ایران یا اروپا و آمریکا و یا سوابق طولانی مبارزه و زندان حتی از اوایل بنیانگذای سازمان هستند.

رجوی با ترفندهایی مانند برگزاری نشستهای اجباری یاد شده بویژه با نشست ضد انسانی و ضد اخلاقی به نام غسل هفتگی یعنی نوشتن و خواندن افکار و رؤیاهای جنسی خواسته است همه را از هر نوع افتخار و امتیاز و شخصیتی که خودش با تلاش خود کسب کرده و یا به لحاظ اجتماعی و خانوادگی دارای آن می باشد تهی کرده و شخصیت همۀ افراد را از پیر و جوان و از زن و مرد با انواع توهینها و ناسزاگوییها و تحقیرها و تمسخرها آن هم جلوی جمع دوستان فرد خرد کند تا هر گز از خودش فکر و اندیشۀ مستقل نداشته باشد و به عنوان فردی بدون اراده تابع و مطیع تمام عیار رهبری سازمان مجاهدین باشد.

یک روز برای انجام یک پروژۀ ساختمانی به قرارگاه بدیع زادگان واقع در حومۀ بغداد رفتیم که یکی از کاخهای رجوی هم در آنجا قرار داشت و سالیان سال مقر اقامت زوج رجویها بود و یک سالن نشست هم در نزدیکی همین کاخ درست شده بود که مسعود رجوی بتواند نشستهایش را در آنجا برپا کند. کارما درست در قسمت سالن بود. ما یک تیم چهارنفره بودیم که هم محفل ودوست بودیم. نزدیکهای ظهر داخل سالن مسئولین سازمان را دیدیم که همه از قرارگاههای مختلف آمده بودند گویا با رجوی نشست داشتند. ما کارمان را به اتاقهای پشت سالن منتقل کردیم و بعد از یک ساعت نشست شروع شده و رجوی وارد سالن شد که همه بلند شدند و شروع به کف زدن و شعار دادن کردند البته شعار دادن هم خودش یک نوع دلقک بازی بود که این اواخر دیگر به قدری تکراری و پوچ و بی محتوا شده بود که همه از آنها دلزده شده بودند و با بی میلی و اجبار آنها را تکرار می کردند.

ما هم کنجکاو شده بودیم و می خواستیم بدانیم که نشست چیست؟ از این رو یکی از دوستانی که باهم کار می کردیم ازبالای پنجرۀ کوچک داخل سالن را نگاه می کرد و آنچه را که داخل سالن می گذشت به ما می گفت ولی خود ما صداها را کاملا می شنیدیم.

هنوز رجوی حرفش را شروع نکرده بود که مهدی ابریشمچی معروف به شریف که فردی به تمام معنی لمپن می باشد و اکنون در همین فرانسه با نام تقلبی بهمن تهرانی در کنار همسر سابقش مریم رجوی در اور سور اواز نزدیک پاریس زندگی می کند رفت پای میکروفن و به مسعود رجوی گفت: برادر مسعود همه ما که در این سالن هستیم مشکل جیم (امور جنسی) داریم. مسعود رجوی بلافاصله گفت: کدام برادر حاضر دراین سالن مشکل جیم ندارد. یکدفعه بیشتر نفرات به پشت میکروفن هجوم بردند و داد می زدند برادر! جیم (مشکلات جنسی) ما را خفه کرده و علت پیش نرفتن سرنگونی یعنی اینکه نتوانستیم رژیم را سرنگون کنیم غرق بودن همه برادران مسئول در جیم (افکار جنسی) و دوران (آرزوی داشتن زن و خانواده) است، بعد هم همگی فریاد می کردند: جیم جیم جیم کرده همه را شیطان رجیم!!!

خلاصه بعد از دقایقی نشست آرام شد و مهدی ابریشمچی (شریف) شروع به صحبت کرد و گفت برادر مسعود در هنگام شروع طلاقهای ایدئولوژیک ما همه با آن تقابل داشتیم و در عالم واقع وقتی که من مریم را طلاق دادم با آن تقابل داشتم و این را نمی فهمیدم یعنی چه از من طلاق بگیرد و با شما ازدواج کند؟ ولی بعد که دیدم سازمان یک زن دیگر آن هم جوانتر و زیباتر را به من داد فقط آن وقت احساس رضایت کردم و با خودم گفتم دیگر چرا برادر مسعود می گوید ببینید این مهدی بزرگترین فداکاری را کرده که حاضر شده زنش از او طلاق بگیرد و با من ازدواج کند دیدم فداکاری نبوده برادر من یکی دادم و یکی دیگر را گرفتم. منظور این جانور درنده خو و لمپن چال دهان از عبارت آن زن دیگر جوانتر خواهر موسی خیابانی یعنی مینا خیابانی است که مهدی ابریشمچی که آن موقع ۴۵ ساله بود بعد از طلاق گرفتن مریم با او که در آن زمان ۱۹ سال بیشتر نداشت ازدواج کرد.

مهدی ابریشمچی ادامه داد: «ولی دستگاه ضد انقلابی من به این هم اکتفا نمی کرد… و من در این دستگاه همه اش طلبکار بودم و با سازمان تقابل داشتم… امروز هم که بحث غسل هفتگی آمده ما با آن هم تقابل داریم و می گوییم نمی شود که جلوی غریزۀ جنسی بایستیم مثلا بعنوان فاکت امروزم وقتی یکی از خواهران به اتاق کار من آمده بود همین که دیدم با او تنها هستم و کسی هم در ستاد نبود و دید هم به بیرون داشتم و مطمئن بودم که کسی فعلا نمی آید تمایل داشتم با او لاس بزنم!!».

بعداز او بهزاد نظیری نماینده فعلی شورای دست ساز رجوی در فرانسه که آن موقع در عراق و مثل همه با لباس نظامی بود رفت پشت میکروفون و داد زد و گفت: «برادر مسعود! امروز وقتی در نشریه مجاهد عکس روی جلد یک مجلۀ فرانسوی را که یک زن اعدامی را در ایران بهمراه دو پاسدار که می خواستند طناب دار را گردن او بیاندازند نشان می داد دیدم من لحظۀ جیم (فکر جنسی) داشتم و با خودم گفتم کاش من جای آن دو پاسدار بودم و آن زن را قبل از اعدام می بردم به او تجاوز می کردم!! برادر آری نون وحشی (اصطلاح خاص فرقۀ رجوی به معنی نرینۀ وحشی یعنی غریزۀ جنسی) اینطوری در مجاهد خلق عمل می کند»!!.

اسدالله مثنی از شکنجه گران و زندانبان های سالیان فرقۀ رجوی در اشرف و از مسئولین فعلی دستگاه تبلیغات این فرقه در عراق که یک فرد به غایت دریده و لمپن و بی عفت کلام می باشد گفت: «برادر مسعود! من در قسمت پذیرش سازمان هستم هر روز لحظه دارم (یعنی تمایل دارم) که برادران جوان و خوشتیپ تازه وارد را که زیر دست من هستند مورد تجاوز قرار بدهم. من که از مغزم این جور چیزها می گذرد چطوری می توانم اسمم را مجاهد خلق بگذارم». (سالن از اعتراض و همهمه و سیل فحش و توهین و فریادهای هو… هو… شرمت باد… برو گم شو و… منفجر می شود).

صمد کلانتری گفت: «برادر مسعود! من وقتی از محل کارم بیرون می آیم که بروم سالن غذا خوری وقتی در بین راه خواهری را می بینم که جلوتر از من حرکت می کند بلافاصله پایم شل می شود و از سرعتم کم میکنم که از آن خواهر جلو نزنم تا همچنان در پشت سر او قرار بگیرم واز پشت به آن خواهر هیزی کن!! برادر! این جیم تمام مجاهدی مرا خورده است!! (سر و صدا و همهمه تمام سالن را فرا می گیرد و سیل دشنام و ناسزا بر سر او می بارد و جسته گریخته ما برخی کلمات را می شنویم: بی شرف، بی ناموس، خجالت نمی کشی و…).

ما همه که پشت دیوار آن سالن بی اختیار و با شوکی که از این حرفها و صحنه ها به ما دست داده بود و خشکمان زده بود دست از ادامۀ کار ساختمانی کشیده بودیم به همدیگر نگاه می کردیم و می گفتیم اینها واقعا برادران مسئول و فرماندهان و رهبران سازمان ما هستند؟!! بله رجوی کاری کرده بود که همه چیز و همه جا شده بود لحظات و تمایلات جنسی و علت هر شکست و هر ناکامی و هر کار غلط و یا حتی گاف و اشتباه ناخواسته و فراموشی در حین کار و حتی اغلاط املایی و انشایی در نوشتن به گفتۀ رجوی تنها و تنها احساسات و افکار و تمایلات جنسی قلمداد می شد که باید تماما مو به مو نوشته شود و در نشست غسل هفتگی جلوی جمع خوانده شوند تا عرق شرم و تحقیر و خرد شدن شخصیت انسانی تمام وجود شوژۀ بدبخت را خیس کند.

آن روز همۀ اعضای تیم چهار نفرۀ ما که برای انجام پروژه ای ساختمانی مأموریت داشتیم از این وضعیت فلاکتبار مسئولین و فرماندهان سازمان افسرده و ناراحت بودیم و با همدیگر می گفتیم: هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک!!.

غفور فتاحیان

انجمن یاران پاریس

***

مزدور مریم رجوی محکومیت مجاهدین خلق (فرقه رجوی) توسط وزارت خارجه و کمیسیون خارجه مجلس فرانسه

گزارش کمپ لیبرتی 1Iran Interlink Fourth Report from Baghdad

همچنین:

عراق دیگر جای برای فرقه رجوی نیست

غفور فتاحیان، یاران ایران، پاریس، بیست و نهم اکتبر ۲۰۱۴: … با روی کار امدن دولت جدید عراق با نخست وزیری اقای حیدرالعبادی و همچینن اولین سفر رسمی ایشان به ایران و براساس مصاحبه ها و سخنرانیهای اقای العبادی اولویت این دولت مبارزه و مقابله جدیدی با تروریستهای جنایت کار است و برگردانده عراق به یک صلح و ثبات دائم

مریم و مسعود رجوی کی سوالات ایرج مصداقی و دیگر جدا شدگان پاسخ خواهند داد؟

غفور فتاحیان، یاران ایران، پاریس، بیست و چهارم اکتبر ۲۰۱۴: … سرنگون کنیم اخر با چی با کدام نیرو و با کدام تجهیزات نظامی ما که هیچی نداریم؟  رجوی گفت سوال شما بسیار واقعی و شاید هم سوال همه خواهران و برداران حاضر در نشست باشد ولی ایا این سوال تناقض و یک مجاهد خلق است که می خواهد تناقضاتش را بیان کند یا اینکه مرب

ایران فردا از دیدگاه وطن فروشی همچون مسعود و مریم رجوی

غفور فتاحیان، یاران ایران، پاریس، بیستم اکتبر ۲۰۱۴: …  این نوشتار شاید برای بیشتر خوانندگان قابل باور نباشد ولی واقعیتی است که از زبان مسعود و مریم و دیگر اوباشان رجوی همچون مهدی ابریچشمچی معروف به بهمن تهرانی و عباس داوری و … در نشستهای در مورد ایران فردا یعنی فردای سرنگونی بیان شده است . درایران فردا خانه �

فرمان رجوی برای دزدی از اماکن دولتی و خصوصی عراق

غفور فتاحیان، یاران ایران، پاریسف چهاردهم اکتبر ۲۰۱۴: …  مریم و مسعود رجوی به همه افراد ارتش دست ساز خودش فرمان داد که به مدت نزدیک به دو هفته تمام ادرات و ارگانهای دولتی و شخصی عراق را غارت کنند که در این مدت صدها دستگاه خودرو از انواع مختلف به اضافه انواع وسایل دیگر که قیمت ان به گفت زهزه اخیانی مبلغی معادل

گوشه های از جنایت مسعود و مریم رجوی در حق اعضای اسیر در اردوگاه اشرف و دم زدن مریم قجر از حقوق بشر

غفور فتاحیان، انجمن یاران، پاریس، هفتم اکتبر ۲۰۱۴: …  مریم جنایت کا ر برای گول زده و کلاه برداری سیاسی و با مخارج هنگفت و پول های باد اورده مردم فقیر عراق و سرازیر کردن این پولها در جیپ دشمنان ملت ایران سعی بر کرسی نشاندن حرفهای در ظاهر دموکراسی خود دارد و می خواهد وا نمود کند که مافوق دموکراسی است و با بیش کشی