وضعیت حقوق بشر درون سازمان مجاهدین خلق بخش اول

وضعیت حقوق بشر درون سازمان مجاهدین خلق بخش اول

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، دهم ژانویه 2016:… از مسولین سوال کردم چی شده است چکار می شود کرد ؟ گفت یکی از بچه در برج تیر خورده دنبال بالابر هستیم که آن را پائین بیاوریم . پیشنهاد دادم گفتم الان که بالابر نیست می شود آن را کمربند ایمنی و طناب پائین آورد ، گفت نه نمی شود شما ها دست بزنید خواهر است شما نامحرم هستید . گفتم که ما در صحنه حاضر بشویم توضیح می دهیم خواهران ببندند قبول …

سمیه محمدی کودکان سرباز در مجاهدین خلقحرف خانواده محمدی فراتر از تهدید است (نداها و آلان ها را می شناختم، می شناسم و میشناسانم)

به یاد آلان محمدی و مرجان اکبری دوجوان معترضی که بوسیله جلادان فرقه رجوی به قتل رسیدند

لینک به منبع

وضعیت حقوق بشر درون سازمان مجاهدین خلق بخش اول

alla22زنده یا الان محمدی

هموطنان عزیز در نظر دارم شمعه های از حقوق بشر درون سازمان مجاهدین خلق یا به عبارت دقیق تر فرقه رجوی را برای آشنائی شما بیان کنم.البته در این نوشتار ها از مطالب تمامی دوستان با اشاره به منبع استفاده خواهم کردوامید دارم دوستان در این راه یاری ام کنند.

بحث را با این شروع می کنم که آیا اصلا در سازمانی که ادعا دارد انقلابی ترین ، پیشرو ترین ، متکامل ترین مترقی ترین و…. در دنیا می باشد. اصلا مقوله ای به اسم حقوق بشر در رابطه با آن سازمان مطرح می باشد؟ در اینجا تا جائی که امکان دارد تلاش می کنم با فاکت و نمونه این موضوع را بحث کنم تا هموطنان خودشان قضاوت کنند. ازسوئی دیگر دست تمامی این جریانات به اصطلاح سیاسی برای مردم روشن شود که گول شعار های پرطم طراق این جریانات را نخورند . اگر می خواهند با این جریانات رابطه داشته باشند بدانند با چه موجوداتی سرکار دارند. ( البته در اینجا من جریان سازمان مجاهدین یا به عبارت دقیق تر فرقه رجوی را بیان می کنم . با توجه به شناختی که از دیگر جریانات مانند سازمان چریک های فدائی از هر نوع مدل، حزب دموکرات ، کومله ، حرب کمونیست… دارم همه از یک قماش هستند . فقط غلظت آن فرق می کند ).

زنده یاد الان محمدی :

با ادای احترام به تمامی آن دوستان و عزیزان که هرگونه شرایط سخت را به جان خریدن و خون خود را در این راه دادند، اما در مقابل دیکتاتوری رجوی سر تسلیم فرود نیاوردند . باشد تا خلق قهرمان ایران بداند که بودند فرزندانی که در زیر سخت ترین شکنجه ها ی سازمان مجاهدین خلق ایران ، که روح و روان فرد را متلاشی می کرد سر خم فرود نیاوردند و جان خود را در این راه دادند .

الان محمدی نوجوان دیگری که فقط پانزده بهار از زندگی او سپری شده بود . از کودکی با درد زنج و سختی بزرگ شده بود . وقتی که سه ساله بود مادرش قربانی هواو هوس مسعود و مریم رجوی درعملیات فروغ شد . پس از سه سال مصادف با حمله اول امریکا به عراق و همگانی شدن انقلاب درونی سازمان مجاهدین بود ، که تمامی کودکان از والدین خود جدا کردند در کشور های اروپائی این کودکان معصوم آواره شدند خود بحث جداگانه ای است . الان هم یکی از همان قربانیان بود در سال 1377 – 1378 بود که الان را هم مانند خیلی از بچه ها با فریب و نیرنگ به کمپ اشرف آوردند . او را هم مانند دیگران به زور وارد انقلاب باسمه ای کردند . الان هم مانند خیلی های دیگر با آرزوهای بلندی آمده بود ، اما خیلی زود به این واقعیت رسید که سازمان یک سرابی بیش نیست . چند ماهی بود که درخواست برگشتن به خارج را داده بود ، برخوردشان با این نوجوان هم مانند بقیه بود ، دائم نشست های مختلف برای او تشکیل می شد . در این یک ماه اخر الان تبدیل به یکی از سوژه های اصلی نشست های عملیات جاری شده بود . یک روز عصر که داشتم با خودرو در خیابان 100 به طرف ستاد اشرف می رفتم ، دیدم که نسرین مسیح فرمانده یگان وی به همراه دو زن دیگر الان را آورده بودند پشت سالن نشست فیافی او را کتک می زدند . الان هم نشسته بود و با دست های کوچکش حفاظی برای سرش درست کرده بود که از ضربات آنها در امان بماند . متاسفانه کاری که از دست من بر نمی آمد تا انجا که می توانستم خودررو را به سیاج نزدیک کردم . دستم را روی بوق خودرو گذاشتم و دو – سه دقیقه بوق ممتد زدم که بتوانم نظرات کسانی در انطرف را جلب کنم . سپس با فریاد گفتم نسرین چرا دارید بچه را می زنید مگر فهم و شور ندارید . با سروصدائی که راه انداخته بودم دیدم دو – سه نفر با آن سمت می آیند ببیند موضوع چی است و من دیگر رفتم . دو روز بعد بتول رجائی فرمانده ستاد اشرف و اصغر پوریا منفرد مرا صدا کردند . سر آن موضوع مورد باز خواست قرار گرفتم ، که چرا کاری که به من ربط نداشته دخالت کردم . وقتی که دیدم با توپ پر دارند تهاجم می کنند من هم پاتک ان را از شیوه های خودشان استفاده کردم . گفتم اولا که بچه شهید است ، به چه حقی بچه شهید را میزنند؟ کوتاهی های خودشان در امر انقلاب را باید اینطور برطرف کنند؟ آیا این است امانت داری و….. وقتی موضع مرا اینطور دیدند بتول رجائی برگشت از موضع پائین گفت ، در این گونه موارد تو خودت دخالت نکن ، سریع به اولین مسئولی که می توانی دسترسی پیدا کنی اطلاع بده . درنهایت می توانی بروی به فرمانده آن مرکز اطلاع بدهی . دو روز بعد داشتیم درون ستاد کار می کردم به خاطر خبری که رسید یک باره ستاد به هم ریخت . به دنبال ماشین بالابر ( رافعه ) بودند ، مسئول برق برای کاری ان را برده بود و کسی از وی اطلاع نداشت . وقتی که دیدم خیلی روی بدو بدو است از مسولین سوال کردم چی شده است چکار می شود کرد ؟ گفت یکی از بچه در برج تیر خورده دنبال بالابر هستیم که آن را پائین بیاوریم . پیشنهاد دادم گفتم الان که بالابر نیست می شود آن را کمربند ایمنی و طناب پائین آورد ، گفت نه نمی شود شما ها دست بزنید خواهر است شما نامحرم هستید . گفتم که ما در صحنه حاضر بشویم توضیح می دهیم خواهران ببندند قبول نکردند . پس از سه ساعت از وقوع حاثه بالابر پیدا شد و در محل حاضر جسد را به بیمارستان بردند وقتی که نسرین مسیح را در ستاد اشرف سابق با لباس خونی دیدم همه چیز برایم روشن شد .شرح حادثه خوزنی الان به این شرح بود با نسرین مسیح برا ی نگهبانی به برج آ 1 در ضلع شمال می روند . به علت خودزنی های زیادی که اتفاق افتاده بود ظابطه این بود که خشاب روی سلاح قرار نمی دادند یعنی خشاب جدا از سلاح بود روز قبل برای الان نشست سنگینی برگذار کرده بودند و قرار می گذارند که برود جواب بیاورد این چه وضعیتی است که وی دارد که صبح با نسرین مسیح فرمانده یگا نش او را برای نگهبانی به برج آ 1 در ضلع شمال می فرستند به علت خودزنی های زیادی که اتفاق افتاده بود ظابطه این بود که خشاب روی سلاح قرار نمی دادند یعنی خشاب جدا از سلاح قرار میدادند زمانی که نسرین از برج پائین می آید وبرای کارهای شخصی به دستشوئی می رود الان از فرصت استفاده کرده و خشاب را روی سلاح قرار می دهد ، ان را مسلح کرده در زیر چانه خود قرار می دهد و دست را روی ماشه می گذارد که گلوله ای خارج شده و مغز او متلاشی شده بود و در جا تمام می کند و بدین سان الان به خاطر نجات پیدا کردن از ان فشارهای کمر شکن که طاقت انسان طاق میشود در شانزده همین بهار زندگی که تماما با درد رنج بود به آ« خاتمه می دهد پس از یک چند روز که برای تعمیر برج مراجعه کردم علی رغم شستن برج اثراتی از آن خود کشی در برج باقی بود همینطور جای گلوله که ترمیم شد یاد ش گرامی باد

آقای یاسر عزتی در قسمتی از خاطرات خود در رابطه با الان محمدی چنین می نویسد :

( در جلسه با شكوه فرانسه,با ديدن دوستان, خانمي را ديدم كه از آلان با دوستان خود صحبت ميكرد. كنجكاو شدم و پرويي كردم كه از این مظلوم چه ميگويند. از گوشه با دقت سعي كردم فظولي كنم. از شدت درد رودههايم ، دور خود مي پيچيدم . دندان رو جيگر گذاشتم و چيزي نگفتم.

براي همين تصميم گرفتم خلاصه اي از خاطرات آلان را بنويسم تا عمق فجايه قربانيان براي دوستان واضح شود.

مظلوم آلان, با سن 13 سال از كشور آلمان به عراق اعزام شد و 2 سال بعد در 15 سالگي دراثرفشار, خود كشي را تنها راه براي آذادي از جهنم رجوي انتخاب كرد.

آلان در كشور آلمان, در شهر كلن در پانسيون ( مهرگان ) مجاهدين بسيار زير فشار روحي و رواني بود. بارها مظلوم را ميديدم كه انقدر پنجه روي دستانش ميزد تا خون روانه ميشد. آلان را بارها در سن 12 سالگي با افرادي كه 19 سال داشتن و نا مناسب بودند ميديدم. آلان از مدرسه فرار مي كرد و از سن 11 سالگي شروع به سیگار و………………..

اينها در اثركمبودهاي عواطفي بود كه آلان در سينه سالها فرياد ميزد و به صورت انفجارديده مي شد. او دست به هر كاري ميزد تا شايد خلعهاي كمبود عواطف خود را بتواند جايگزين كند. ولي چون چيزي جاي عواطف را پر نميكرد, مظلوم از اين شاخه به آن شاخه ميپريد. ردهاي زخمهايي كه آلان روي دستانش به چشم مي خورد بقدري بود كه مربيان مدرسه فكر ميكردند در خانه او را كتك ميزنند.

در زماني كه دشخيمان جلاد رجوي در اعلاميه اي گفتند كه مظلوم در اثرشليك ناخواسته كشته شده است. براي من و بقيه ميليشياها خيلي واضح بود كه آلان خود كشي كرده. دراولين نشسته مسعود رجوي در قرارگاه باقرزاده , پشت نشست همه ميليشياها جمع شدیم واين اخبار را همه تأييد ميكردند. بله اين اتحاد ميليشيا بود كه هر آنچه برسر دوستانمان مي افتاد نقطه مشترك همه بود.

حالا رجوي با دروغ پراكني از دوستانم اين اتحاد را ميخواهد به اختلاف تبديل كند. البته بايد بگويم خيلي موفق هم بودند در اين كار ولي تا كي. چرا مريم رجوي دخترخود( اشرف) و دختر شهرزاده صدر را به فرانسه ميآورد ولي پسر مسعود رجوي را در عراق نگه ميدارد. چرا وقتي آذر غراب 1 سال و نيم سرطان طومار مغزي دارد حاضر نيست برادرش را به آلمان بيآورد و اول ميگويند كه ارتش آمريكا اجازه خروج نميدهد. بعد از اين كه من به آذر گفتم ارتش آمريكا جلوي درب قرارگاه نيستن, سپس مجاهدين گفتن دولت آلمان نمي گذارد. مسعود رجوي در سال 1367 ميگفت, خميني جام زهر را نوشيد, 9 سال بعد در سال 1376 گفت خاتمي جام زهر است. زمين و زمان را رجوي به زهر كشيد, چه گلهاي مظلومي سوختن تا تجربه به نسل ما رسيد كه اگر رجوي به قدرت ميرسيد چه گلهايي ديگر ميبايست مي رفتن. البته رفتن تاچهره كفتارههايي را كه زيرچتر آزادي خون مينوشيدن را بيرون آورند.

مجاهدين به سنت هميشگي خود زمين و زمان را به هم ميچسبانند, دريا و آسمان را تفسير ميكنند, چند خطي فش مينويسند و سپس اتهام وزارت اطلاعات رابه آن ميچسباند. بگذار بنويسند و بگويند, هرچه نادان و گمراه هست را به جهنم خود دعوت كنند. اين همه مجاهد از قبل و بعد ازآمدن آمريكا, از مجاهدين جدا شدند.

آنان كه سكوت كردند نشان دادن كه انتخاب ورودشان در مبارزه چقدر سطحي بود و آنان كه افشاء كردند آگاهي و انتخاب خالصانه خود در مبارزه را بيان كرد. اگر انتخابي درست باشد فرار از آن جاي سؤال است.

روح تمام قربانيان و شهيدان ايران زمين شاد. مخصوصأ اذر غراب و آلان محمدي.

آخر اگر بچه هاي مجاهدبن هم مأموران وزارت اطلاعات باشند, مامان مريم خيلي زشته. صدا شو در نيار.

مسعود و مريم رجوي , لعنت و نفرين در روزي كه زاده شدي و سلام و درود بر روزي كه با درد و رنج چشم از جهان ببندي )

والنون والقلم. داستان فرقه کثیف مجاهدین داستان سر بریدن عاطفه هاست

مزدوران شورای ملی مقاومت رجوی حسین فرشید منشور وارسته پرویز خزاییاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22400

شگردهای کثیف فرقۀ رجوی برای تحت کنترل گرفتن جداشدگان در آلبانی

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، چهارم دسامبر ۲۰۱۵:… در چند هفته گذشته ۷ نفر خواستار جدایی کامل از فرقه رجوی شدند و کمک مالی فرقه را نخواسته اند و به کمیساریای پناهندگی مراجعه کرده اند که همان حقوق پناهندگی که شامل ۲۵۰ دلار می شود را دریافت کنند اما کمیساریا برگه ای را که فرد قبلا امضا کرده را مقابل افراد قرارمیدهد و مطرح می کند که شما پذیرفته اید که سازمان هزینه شما را حل و فصل می کند …

کمپ لیبرتی عراق به آلبانیحمایت از تشکل جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی ضروری است

لینک به منبع

شگردهای کثیف فرقۀ رجوی برای تحت کنترل گرفتن جداشدگان در آلبانی

در پی انتقال بیش از ۲۰۰ نفر که در مدت دو ماه گذشته از عراق به آلبانی صورت گرفت موج ریزش اعضای فرقه رجوی بار دیگر شدت گرفته است. رهبری سازمان مجاهدین ( فرقه رجوی) شگرد ها و شیوه های کثیفی را برای جلو گیری از ریزش نیروها در کمپ آلبانی در پیش گرفته تا به هر شکلی جلوی این ریزش را به طور مقطعی هم که شده بگیرد یا آن را به تأخیر بیدازند. برای نمونه در یک ماه گذشته بیش از ۱۰ نفر از این فرقه در آلبانی جدا شده اند و مسعود رجوی رهنمودهایی در این مورد به سرکردگان فرقه اش در آلبانی ازجمله فائزه محبت کار مسئول کل تشکیلات فرقه در آلبانی و ژیلا دیهیم، فرزانه میدانشاهی و اسماعیل مرتضائی (جواد خراسان) از مسئولان دیگر تشکیلات فرقه در آلبانی داده است.

بنا بر اخباری که جدیدا از تشکیلات فرقه رجوی در کمپ های تیرانا در آلبانی رسیده ، سران فرقه تلاش دارند با وعده و وعید های کاذب تا جایی که امکان دارد این روند ریزش و جدا شدن اعضا را حتی شده برای چند ماه به عقب بیندازند. این درحالی است که بعضی از این افراد جدا شده اعلام کرده اند با آنکه می خواهند دنبال زندگی شان بروند ولی باز هوادار هستند.

از تاکتیکها و شگرد های کثیفی که فرقه رجوی در این رابطه در آلبانی اجرا می کند عبارتند از:

وقتی که فردی اعلام جدائی می کند و می خواهد از سازمان خارج بشود، برگه ای در مقابل فرد قرارمیدهند که در آن از زبان و با امضای فرد قید شده که تمامی مسائل مالی من توسط سازمان مجاهدین حل و فصل می شود، که این مبلغ در حدود ۵۰۰ دلار می باشد. جدا از کلی تحقیر، به خاطر پولی که می پردازند شروط سختی هم برای این کار وضع می کنند از جمله اینکه فرد باید در تحت کنترل فرقه باشد و خارج از خط آنها حرکت نکند و حق هیچ گونه فعالیت سیاسی و نوشتن مقاله و افشاگری ندارد. این شرح حال و وضعیت افرادی است که می خواهند جدا بشوند ولی در زیر چتر فرقه در آپارتمان جدا شده ها در داخل شهر می باشند. اما اگر کسانی بخواهند ا ز چتر سازمان خارج شوند فرقه دیگر پولی به آنها نمی دهد و قاعدتا باید کمیساریای عالی پناهندگی هزینۀ زندگی این افراد را بپردازد.

جهت یاد آوری تا قبل از این امضا گرفتن ها، افرادی که کاملا می خواستند جدا بشوند و هزینه ای از فرقه دریافت نکنند کمیساریا ماهی ۲۵۰ دلار هزینه زندگی به آنان می پرداخت اما اکنون با این امضاهائی که گرفته است این راه را بر روی افرادی که می خواهند کاملا جدا شوند بسته است.

بدلیل فشارها و محدودیت های زیادی که سران فرقه به افراد جدا شده وارد می کنند بعضا خواستار جدایی کامل از فرقه رجوی می شوند که در چند هفته گذشته ۷ نفر خواستار جدایی کامل از فرقه رجوی شدند و کمک مالی فرقه را نخواسته اند و به کمیساریای پناهندگی مراجعه کرده اند که همان حقوق پناهندگی که شامل ۲۵۰ دلار می شود را دریافت کنند اما کمیساریا برگه ای را که فرد قبلا امضا کرده را مقابل افراد قرارمیدهد و مطرح می کند که شما پذیرفته اید که سازمان هزینه شما را حل و فصل می کند، بنابر این به شما چیزی تعلق نمی گیرد. در واقع این افراد که نه زبان می دانند و نه سرپناه و نه خورد و خوراک دارند با این شگرد کثیف فرقه رجوی در آلبانی مجبور می شوند همچنان در کنار تشکیلات فرقه بمانند. این افراد که می خواهند کامل جدا بشوند از شرایط بیرون و کمیساریا خبری ندارند و فرقه از این بی خبری و ناآگاهی افراد استفاده می کند و از آنها امضا می گیرد که متاسفانه بعدا در نتیجۀ این امضا با مشکل مواجه می شوند یعنی کمیساریا هم به داد آنها نمی رسد.

یکی دیگر از شگرد های کثیف فرقۀ رجوی در آلبانی این است که از افراد امضا گرفته که کار های حقوقی و مالی آنان را تماما خود سازمان پیگیری می کند. لذا وقتی افراد جدا می شوند کمیساریا تمامی این کاغذ های امضا شده را در پیش روی افراد جدا شده قرار می دهد. به همین دلیل نفرات وقتی به کمیساریا مراجعه می کنند هیچ جوابی نمی گیرند و سرگردانند.

در گذشته ساختمان افراد جدا شده و افراد تشکیلات در کنار هم بود و افراد باهم در ارتباط بودند. اما فرقه رجوی برای اینکه افراد تشکیلات با افراد جدا شده ارتباط نداشته باشند ساختمان مربوط به افراد تشکیلات را پس داد و ساختمانهای دیگری را بیشتر در حومۀ شهر تیرانا پایتخت آلبانی گرفت که دو ساختمان یا به اصطلاح پایگاه بزرگ آنها از شهر خیلی دور می باشند. فرقه افراد این ساختمان ها را به صورت گروهی با فرمانده مشخص در جاهای مختلف اسکان داده است تا آنان به طور کامل از دنیای بیرون قطع باشند. در محل زندگی این افراد تمامی پنجره ها با پرده های ضخیم یا رنگ آمیزی پوشیده است تا بیرون را نبینند یعنی عملا به نوعی زندانی یا در واقع بدتر از زندانی هستند که به هیچ وسیله ای یعنی نه تلفن و نه اینترنت دسترسی ندارند و از دنیای بیرون کاملا قطع هستند. این افراد فقط هفته ای یک بار با فرمانده خود اجازه دارند به مغازه های منطقه خود بروند و خرید هفته را انجام بدهند.

شگرد کثیف دیگری که شواری رهبری یا همان زنان شورای مرکزی دست ساز مریم قجر عضدانلو در آلبانی به فرماندهی فائزه محبت کار به کار می برد تا خانواده نفر جدا شده را متلاشی کند در نمونۀ زیر مشخص می شود:

چندی قبل یکی از اعضا که در آلبانی جدا شده است بدنبال این بوده که همسرش را از ایران به آلبانی نزد خودش بیاورد. در این رابطه کلی در خواست به کمیساریا و دولت آلبانی داده است تا بتواند برای همسرش ویزا بگیرد. وقتی که فرقه رجوی از موضوع مطلع شده است یکی از زنان شورای مرکزی ( شورای رهبری سابق) بارها با همسر آن فرد در ایران تماس گرفته و با فرهنگ مبتذل مریم قجری مدعی شده که وی ( زنی که تماس گرفته) نامزد شوهر ایشان است و الآن هم در کنارش خوابیده است. با این ترفند کثیف می خواهند خانواده جدا شده را متلاشی کنند و مانع از آمدن همسر آن فرد به آلبانی بشوند.

نکته ای که باید یادآوری کرد این است که توافقی مابین کمیساریای پناهندگی با سازمان مجاهدین امضا نشده است اما این یک توافق تلویحی است که کمیساریا از امضائی که نفرات به سران فرقه در آلبانی می دهند بعد از درخواست جدائی سوء استفاده می کند.

حالا هم فرقه برای زیرپا گذاشتن تعهد مالی خود زمینه سازی می کند بدینگونه که تا کنون به افراد جدا شده که زیر چتر فرقه هستند ماهانه ۶۵۰۰۰ لک (واحد پول آلبانی) (برابر با ۵۰۰ دلار) می دهد. اما چند ماه قبل سران فرقه در آلبانی نفرات جدا شده را جمع کرده و مطرح می کنند که از سال آینده ۴۵۰۰۰ لک ( ۳۴۵٫۸۳ دلار) می خواهند بدهند و شروع می کنند به امضا گرفتن از افراد در این مورد که چندین نفر امضا نکرده اند و نسبت به این مسأله اعتراض دارند.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20002

خاطراتی از فصای بعد از فروغ جاودان از قرارگاه

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۵:… نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ گونه …

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقمحمد حسین سبحانی: غروب یک استراتژی، برگی از تاریخ

لینک به منبع

خاطراتی از فصای بعد از فروغ جاودان از قرارگاه

نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ گونه تهدیدی هم نفرات از نظراتشان کوتاه نمی آمدند و تماما مقصر سران را می دانستند . بعد از پایان دومین روزبه بهانه اینکه برای مسعود رجوی کاری دیگر پیش آمده!!! نشست را به بعد موکول کردند که ادامه آن نشست دیگر برگذار نشد

چند روزی بود کسانی که زنده مانده بودند و توانسته بودند خودشان را از معرکه نجات بدهند . در قرارگاه اشرف جمع بودند. آن روز ها در هر گوشه و کنار ، در سالن عذا خوری ، اسایشگاه ها ، محوطه هر چند نفری که دور هم جمع می شدند تمام حرف ها تجزیه وتحلیل شکست عملیات دروغ جاودان بود. در تمام این محفل ها هم شخص مسعود رجوی زیر علامت سوال بود . خیلی ها بدون هیچ واهمه ای در این محفل های بیان می کردند که مسعود رجوی و ستاد فرماندهی اش باید بیایند جواب بدهند . از این مقامی که دارند همه شان باید استعفا بدهند . اولین نشست جمعی بعد از عملیات بود که فکر کنم دوهفته ای بود که نفرات به قرارگاه سابق اشرف بر کشته بودند . بعد از بلغور کردن مقداری از کتاب قران نزدیک ۲ ساعت زمان برد که از قسمت های مختلف آن را انتخاب کرده بود و بلغور می کرد. تماما در این جهت بود که این شکست خفت بار را توجیح کند. به محض اینکه مسعود رجوی اعلام کرد برای جمعبندی عملیات ، میخواهیم نظرات شما را بشنویم و جمبندی خودمان را انجام بدهیم نفرات پشت میگرون که قرار میگرفتند تماما زیر علامت سوال بردن مسعود رجوی و ستاد فرماندهی وی بود. به صراحت نفرات بیان می کردند که مسعود رجوی به عنوان فرمانده و دیگر فرماندهان باید استغفا بدهند .بطور مشخص دوست عزیزمان اقای کفائی بیش از نیم ساعت با رجوی سر این که موضع بحث می کرد بارها رجوی در این بحث و جدل محکوم شد ونتوانست جواب بدهد . نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ گونه تهدیدی هم نفرات از نظراتشان کوتاه نمی آمدند و تماما مقصر سران را می دانستند . بعد از پایان دومین روزبه بهانه اینکه برای مسعود رجوی کاری دیگر پیش آمده!!! نشست را به بعد موکول کردند که ادامه آن نشست دیگر برگذار نشد . دو روز بعد از آن نشست عمومی فرماندهان اعلام کردند که قرار است مسعود رجوی با افراد مجروح ملاقات کند که نفرات را آماده کردند که به نزد وی برویم . یک ساعت قبل از برگذاری این نشست برنامه کنسل شد. وقتی با یکی از دوستان که از فرماندهان بود مسله را پیگیری کردم دوستانه گفت : از این واهمه داشتند که مجدد مثل نشست عمومی بشود و نتوانند موضوع نشست و ملاقات را کنترل کنند . الان نفرات خیلی عصبی هستند چون دوستان زیادی را از دست داده اند ترجیح می دهند که الان هیچ گونه نشستی برگذار نشود تا فضا مقداری آرام بشود دو ماه بعد از آن بود که نشست صلیب را رجوی برگذار کرد که خودش را با خضرت مسیح مقاسیه می کرد . حرفش این بود که هرکس مرا می خواهد صلبیش را بردارد و بدنبال من بیاید ….. کسی که در عمل هر وقت موقع عمل بود از ترس جانش فرار کرده است . بعد از آن نشست بود که سرکوب شدید در تشکیلات شروع شد . رسما در تشکیلات اعلام کردند کسی در رابطه شکست عملیات دروغ جاویدان حق صحبت کردن ندارد و تشکیلاتا اعلام کردند ممنوع است . اگرآن سرکوب شدید شروع نمی شد و ممنوعیت ها نبود ، نه از شیر اثری می ماند نه از شیر نشان.

***

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشت تا کشته شوند

زهره قائمی کمپ اشرف 2زهره قائمی بصورتی مشکوک در کنار بیش از پنجاه تن دیگر در قرارگاه اشرف به ضرب گلوله گشته شد. رجوی هنوز اجازه دسترسی و تحقیق از ۴۲ تن باقی مانده از این واقعه را نمی دهد

همچنین:

رابطه ارگانیک سازمان مجاهدین با دولت اسلامی عراق و شام ( داعش) – قسمت نهم، آخر.

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، سی و یکم دسامبر ۲۰۱۴:… وضعیت من هم روشن است یک خط نه زندان جمهوری اسلامی از من نوشته گرفته نه زندان شاه ، تازه از زیر تیغ اعدام هم فرار کردم بودم. من هیچ وقت مسعود رجوی را باخودم یا با دیگر دوستانم که می شناسم مقایسه نمی کنم چونکه مسعود رجوی یک خائن است وباعث دستگیری و اعدام تعدادی از مبار

پس از یک سال بالاخره ۱۱۵ نفر از کمپ لیبرتی عراق به کشور البانی پرواز کردند.

مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانیمحمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴:… از این تعداد ۵۵ نفر از افراد کهنسال هستند که به بیماری های شدید گوناگون مبتلا هستند و تعداد ۶۰ نفر هم فرماندهان و مسئولین بالای تشکیلات سازمان مجاهدین هستند .در این بین سازمان مجاهدین تلاش زیادی داشته که بتواند فرماندهان و مسئولین

سکته قلبی در فرانسه، قلعه اور سو اواز چرا؟

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، یازدهم نوامبر ۲۰۱۴:…  خانم مریم رجوی ایا اورسوراواز، هم کشور عراق بود! که تحریم های ظالمانه نوری المالکی سابق ، حیدر العبادی فعلی بر سازمان مجاهدین وارد کرده باشند ، نتوانید نفر بیمار را به بیمارستان ببرید. که بخاطر عدم دسترسی به دارو و دکتر نفر دچار ایست قلبی شد و جان باخت ؟! این بار کی

هشدار. جان اعضای اسیر در کمپ موقت لیبرتی در خطر است

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و هشتم اکتبر ۲۰۱۴: … تهدید جان اعضای سازمان مجاهدین در لیبرتی جدی شده است که لابی معروف سازمان سناتور جان مکین در نامه ای به آقای جان کری وزیر خارجه امریکا *هشدار می دهد که وضعیت امنیت در بغداد در حال وخیم تر شدن است واعضای سازمان که درکمپ لیبرتی هستند در شرایط خطیری دارند قر

مریم رجوی چگونه میخواهد دموکراسی را اجرا کند؟

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، سیزدهم اکتبر ۲۰۱۴: … مهمترین مسله این است که طبق قانون شورای ملی مقاومت مجاهدین بدون حضور مسئول شورا هیچ قانونی را نمی توان تصویب یا حذف کرد .درثانی برای تصویب هر قانونی در شورا باید نیم به علاوه یک اعضا حضور داشته باشند ( یعنی بیش از ۳۷۰ عضو). دراین جلسه اولا مسعود رجوی به عنوان مسئ