وطن فروشی سران بی وطن فرقۀ رجوی تا کجا؟

وطن فروشی سران بی وطن فرقۀ رجوی تا کجا؟

Al Arabian Mojahedin Khalq ISIS Terrorismغفور فتاحیان، پیوند رهایی، سیزدهم فوریه 2017:… بله می شود نتیجه گرفت که این فرقه فقط و فقط بدنبال انتقام از مردم ایران می باشد و نه آزادی و دموکراسی چون خودشان بهتر از هر کسی می دانند که هیچ وقت پایشان به ایران نخواهد رسید و بنابراین می خواهند از مردم ایران انتقام بگیرند و لاغیر و گرنه چه لزومی دارد که برای حملۀ نظامی آمریکا به ایران لابی بگیرند و … 

رجوی، حیوانی که به فرزند خود هم رحم نکرد

لینک به منبع

وطن فروشی سران بی وطن فرقۀ رجوی تا کجا؟

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

 غفور فتاحیانقبل از انتخابات آمریکا فرقه رجوی با نذر و نیت و دعا و دادن وعده وعید به سالمندان گرفتار فرقه اش در آلبانی و دیگر خانه های سالمندن متعلق به فرقه در اینجا و آنجای ینگه دنیا می گفت دعا کنیم ترامپ در انتخابات امریکا پیروز شود تا راه سرنگونی جمهوری اسلامی را هموار کند!!.

البته اضافه کنم که همۀ سردمداران فرقه در کهولت سنی به سر می برند و امروز و فرادست که تک تک آنها به دست عزرائیل دستگیر شوند! همانند جابرزادۀ شکنجه گر و عامل قتل عام ناراضیان زندانی در داخل تشکیلات فرقه که روز شنبه 11 فوریه 2017 توسط عزرائیل دستگیر و مستقیما به جهنم منتقل شد!…

اما این وطن فروشان بی وطن که پیوسته بر طبل جنگ و ناامنی برای داخل ایران می کوبند و از آمدن ترامپ سر از پا نمی شناسند به خوبی می دانند که آمریکا آنها را به قدرت نخواهد رساند ولی با این کارها فقط می خواهند از مردم ایران انتقام بگیرند و نمونۀ بارز آن این است که در سال 88 که انتخابات بود و مردم از کروبی و موسوی حمایت می کردند مسعود رجوی در یک نشست عمومی در اشرف که فقط صدایش را می شنیدیم به ما گفت که این دانشجوایان معترض به نتیجه انتخابات را باید به سینۀ دیوار گذاشت و همه را به رگبار بست. خیلی از افراد به این حرف رجوی اعتراض داشتند و از سران فرقه می پرسیدند چرا  این مردم و دانشجویان از مریم حمایت نمی کنند و چرا اسم او را نمی برند و هیچ پشتیبانی از مجاهدین در داخل ایران نمی شود. من خودم در همان نشست پشت سر مهدی ابریشمچی (شریف) و محمد سید المحدثین (بهنام) نشسته بودم که متوجه شدم شریف به بهنام گفت: چقدر خوب می شد که پاسداران همۀ اینهایی را که دارند از موسوی و کروبی دفاع می کنند به رگبار می بستند!! بعد از آن بهنام گفت این آمریکای بیشرف هم که به ایران حمله نمیکند که رژیم را سرنگون کند و اینهمه مسائل دیگر تمام شود!!…

بله می شود نتیجه گرفت که این فرقه فقط و فقط بدنبال انتقام از مردم ایران می باشد و نه آزادی و دموکراسی چون خودشان بهتر از هر کسی می دانند که هیچ وقت پایشان به ایران نخواهد رسید و بنابراین می خواهند از مردم ایران انتقام بگیرند و لاغیر و گرنه چه لزومی دارد که برای حملۀ نظامی آمریکا به ایران لابی بگیرند و پول خرج کنند؟ ولی باید از این حضرات پرسید: مگر با جنگ و حملۀ نظامی، لیبی، افغانستان، عراق و سوریه درست شده است که این یکی یعنی ایران با جنگ و حمله به آن درست شود؟.

چون هر کسی که ذره ای شرف و حس میهن دوستی داشته باشد با هر نوع جنگی در میهنش و علیه میهنش مخالفت می کند ولی باند رجوی برای رسیدن به آن نذر و نیت و دعا هم می کنند زیرا ماهیت رجوی بر پایۀ وطن فروشی و مزدوری نهادینه شده است بنابراین عمل کردهای رجوی جای تعجب هم ندارد.

یکی از مسئولین سازمان که مخالف سیاست های نابخردانۀ رجوی بود هر بار که مرا می دید و من از او سؤال می کردم که سرنگونی کی است؟ بلافاصله به من جواب می داد که بار کج مجاهدین هیچ وقت به مقصد نمی رسد و من هم به شوخی می گفتم کدام بار کج؟ ما که همه بارهایمان راست و در مسیر صراط مستقیم است! او در جوابم گفت: «بار کجی که بعد از سی خرداد با اعلام مبارزۀ مسلحانه گذاشته شد و بعد هم به فرانسه آمدیم و کج تر از آن هم این است که آمدیم عراق!».

او سپس آهی کشید و ادامه داد: «افسوس که اگر اگر اگر در همان ایران می ماندیم و خط و مشی درست را انتخاب می کردیم نه الآن اینجا بودیم و نه وضعیت مردم ما اینطوری بود… این را از من بشنو که بار کج صد سال دیگر هم به منزل نمی رسد زیرا منزلی ندارد که به مقصد برسد و هزاران افسوس»…

*** 

احسان بیدی سیاوش رستارنجات یافتگان در آلبانی اقدامات تروریستی مجاهدین در تیرانا را محکوم می کنند

العربیه شیخ نشین سعودی: تروریستهای ما مجاهدین خلق نماینده رجوی در العربیه سعودی: تروریست های توحید و جهاد از اعضای ما بودند

رویکرد ترامپ به قضایا بر طبق نسخه مجاهدین خلق ضامن پیروزی بر ایران نیست، اما داعش را نجات می دهد

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28253

مشاهدات من درعراق و فریبکاری مریم رجوی در مورد انتقال 

غفور فتاحیان، پیوند رهایی، سی ام ژانویه ۲۰۱۷:… واقعا وقتی متن سخنرانی این رئیس جدید فرقه رجوی را که بعد از مرحوم شدن شوهر سابقش به این سمت رسیده خواندم از حیوانات انسان نما که هیچ شرف و انسانیتی ندارند به شدت بیزار شدم چرا که آنان برای رسیدن به اندک قدرتی دست به هر کارسخیف و دروغی می زنند. البته بهتر است دروغ ها و نیرنگ های مریم قجر و ماهیت … 

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgمریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRICouncil of Foreign Relations, 2014: Mujahadeen-e-Khalq (MEK). Backgrounders

لینک به منبع

مشاهدات من درعراق و فریبکاری مریم رجوی در مورد انتقال

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

 مطلبی اخیرا در سایتهای فرقۀ رجوی خواندم که روی آن تبلیغات گسترده ای کردند و آن حضور و سخنرانی مریم قجر عضدانلو در مجلس ملی فرانسه بود. واقعا وقتی متن سخنرانی این رئیس جدید فرقه رجوی را که بعد از مرحوم شدن شوهر سابقش به این سمت رسیده خواندم از حیوانات انسان نما که هیچ شرف و انسانیتی ندارند به شدت بیزار شدم چرا که آنان برای رسیدن به اندک قدرتی دست به هر کارسخیف و دروغی می زنند.

البته بهتر است دروغ ها و نیرنگ های مریم قجر و ماهیت کثیف او را که فکر کنم تمام جداشدگان هر یک به نحوی آن را برملا کرده اند بازگو کنم تا این کلاه بردار سیاسی نتواند بیش از این دست به فریبکاری زده و از آب گل الود امروز جنبش و اپوزیسیون ایران که نتیجۀ کارها و سیاستهای همسر گور به گور شدۀ این خانم می باشد ماهی بگیرد.

مریم قجر در سخنرانی یادشده اش گفته است: «مقاومت ایران [منظورش خودش است] موفق به انتقال تمامی نفرات به اروپا و آلبانی شده». او در این رابطه از یک کمیتۀ پارلمانی که خودش طراح و سازندۀ آن است تشکر و قدردانی هم می کند و می گوید که حل مسئلۀ استقرار این نفرات به لحاظ مالی برایش بسیار سنگین و پرهزینه بوده است به خصوص درمان مجروحان!.

حال ببینیم واقعیت چیست؟

در زمانی که ما در پادگان بد نام اشرف بودیم بعداز سرنگونی صدام یعنی از سال ۲۰۰۳ اگر اشتباه نکنم تا ۲۰۰۶ بارها و بارها مقامات و فرماندهان نظامی آمریکا در عراق به مسئولین همین فرقه در پادگان اشرف مرتب می گفتند که بیایید تا ما در عراق حضور داریم از اینجا بروید و دولت آمریکا تمام کمک ها را برای خروج امن شما از عراق تامین می کند. حتی یک بار که خودم شاهد بودم یکی از فرماندهان نیروهای امریکایی در عراق به قرارگاه اشرف آمد و در سالن یو (U) که در وسط قرارگاه اشرف واقع بود همراه با افسرانش با مسئولین فرقۀ رجوی ملاقات کردند و به آنان گفتند که امریکا امنیت عراق را به دولت جدید عراق تحویل می دهد و ما هم از عراق خارج می شویم لذا تنها راه جلوی شما این است که تمام وسایل و امکاناتتان را به فروش برسانید و با تمام نیروهایتان به اروپا یا هر جا که توان آن را دارید بروید. این را زهره اخیانی مسئول اول سازمان که در آن نشست حضور داشت بعد از بیرون آمدنش به ما که برای پذیرایی آنجا رفته بودیم تعریف کرد. او گفت: «امریکاییها به ما می گویند که از عراق بروید ولی نمی دانند که آنچه را رهبری ما در خشت خام می بیند آنها در آینه هم نمی بینند»!  وگفت ما به دستور  مسعود به آنها جواب رد دادیم.

بعداز این در تمام مقرها نشست گذاشتند و پیام مسعود رجوی را برای ما خواندند که در آن گفت: «اگر کوهها بجنبند اشرف از جایش تکان نخواهد خورد و چو اشرف نباشد تن من مباد»!!.

بعد از آن در تمام این دوره که به راحتی می توانستند همۀ افراد را از عراق خارج کنند تمام وکلا و لابیها و قدرت مالی خودشان را با تبلیغات انبوه روزمره در عراق و مطبوعات آن با جعل انواع بیانیه ها و گروهها از زبان عراقیها مبنی بر حمایت از باقی ماندن مجاهدین در عراق را برای نگهداشتن افراد در عراق بسیج کردند و در داخل تشکیلات نیز هر روز شعار سرنگونی به زودی و «امسال»! را به امید حملۀ آمریکا به ایران و مسلح کردن آنان سر می دادند و امروز نیز که از عراق به طور کامل بیرون رفته اند باز مریم رجوی با شیادی و فریبکاری تمام می گوید که بعد از مرگ رفسنجانی جمهوری اسلامی به سرنگونی نزدیکتر شده است!!

این حرف را درست اگر اشتباه نکنم در سال ۹۱ میلادی از همین مریم قجر شنیدم و بارها و بارها و هر سال به مناسبتهای مختلف چه خودش و چه شوهر مرحومش این را بیان می کردند و می گفتند امسال سال سرنگونی است حالا باز بعد از دقیقا ۲۶ سال می گوید به سرنگونی نزدیک شدیم!! که هدفی جز جلوگیری از فروپاشی فرقه اش ندارد.

حال یک مورد از نشست همین مریم جادوگر و شیاد سیاسی با ما بگویم که در سال ۷۶ برابر با ۱۹۹۷ میلادی یک نشست در رابطه با مسائل به اصطلاح «انقلاب مریم» (طلاق های اجباری و قطع رابطه با خانواده و عدم فکر کردن به ازدواج و رابطۀ جنسی وووو…) که خود مریم قجر گردانندۀ آن بود برگزار شد. در این نشست تعدادی هم از دختران و زنان حضور داشتند. مریم قجر خطاب به همۀ ما گفت: «شماها انقلاب نکرده اید و به همین علت سرنگونی پشت شما ها گیر کرده است و اگر انقلاب کنید همین امسال رژیم را سرنگون می کنیم»!.

در این هنگام یکی از آن دختران پشت میکروفون رفت و گفت: خواهر مریم! من یک سؤال و تناقض دارم. مریم رجوی که مسئول مستقیم نشست بود گفت: بگو. آن دختر گفت: «من و امثال من در سودای تحقق آزادی عقیده و بیان و دموکراسی به معنی واقعی کلمه به اینجا آمده ایم ولی متأسفانه بطور واقعی اینجا صدها بار بسته تر و غیر دموکراتیک تر از جمهوری اسلامی است چون هر کس حرفی برخلاف حرفهای شما حتی به صورت سؤال مطرح می کند می گویند از خط خارج شده ای و به آدم مشکوک می شوند! شما می گویید طلاق دادن و فکر نکردن به پدر و مادر سرنگونی جمهوری اسلامی را جلو می اندازد، من اصلا نمی فهمم در حالیکه دیگر عملیات چندانی بویژه عملیاتی که همه یا اکثر ما در آن شرکت کنیم نداریم این چه ضرورتی دارد؟ من این را واقعی نمی دانم و…». آن دختر حرفهایش را در میان همهمه ها و فریادهای ضد او از سوی نوچه های دو آتشه و فالانژهای رجوی می زد ولی هر طور شد حرفهایش را سریع و بلند زد و توانست به گوش افراد نشست برساند. هنوز حرفهایش تمام نشده بود که چماقداران و فالانژهای رجوی به وی حمله کرده و او را با فحش و ناسزا از نشست بیرون کردند و فریاد می زدند که: خواهر! این نفوذی وزارت اطلاعات است!!… بعدها حتی یک بار هم این دختر را ندیدم و نمی دانم اسم و فامیلش چه بود ولی این شهامت و جرأت او پوچی شعر و شعارهای آزادی و دموکراسی زوج رجوی و این را که آنها هدفی جز رسیدن به قدرت ندارند برای من و دیگر افراد تشکیلات بیش از پیش روشن و ثابت کرد تا اینکه با مشاهدۀ موارد بیشتر و بیشتری از این سرکوب و خفقان و اعمال فشار و محدودیت بر بیان و حتی فکر کردن ما توسط سران فرقه من و بسیاری از این فرقه جدا شدیم تا ماهیت ضد آزادی آن را افشا کنیم و چنین کرده و می کنیم و در این راستا بارها توسط شخص رجوی به اعدام و ترور هم حتی در خیابانهای اروپا محکوم شده ایم.

*** 

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsرضا تقی زاده: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشبازخوانی “استراتژی تغار” ده سال بعد، نوشته آقای قاسم قزی، نروژ، سال ۲۰۰۷

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28144

همیاری مالی یا پولشویی و سفید سازی مزدوری؟؟! خاطراتی از عراق 

 Albani Mojahedin Khalq terrorism mafia politiciansغفور فتاحیان، پیوند رهایی، هجدهم ژانویه ۲۰۱۷:… کی از دوستانم که از مسئولین سازمان بود و در نشست عملیات جاری با بهنام (سید المحدثین) و مهدی ابریشمچی وشماری دیگر از سرکردگان رجوی شرکت کرده بود تعریف می کرد که بهنام را که رابط فرقه با عربستان بود به اصطلاح درون سازمانی «زیر تیغ» بردند که چرا در اردن (سر پل ارتباطی و نقل و انتقالات فرقه به و از عراق) سرخود … 

تروریسم مجاهدین خلق مافیای مواد مخدر در آلبانیشروع دخالت های گروه تروریستی مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در امور داخلی کشور آلبانی با سوء استفاده از فساد داخلی و همکاری گروههای مافیایی در بالکان

محمد سید المحدثین مجاهدین خلق فرقه رجوینگاهی به مصاحبه ی سید المحدثین با البوابه

لینک به منبع

همیاری مالی یا پولشویی و سفید سازی مزدوری؟؟!

خاطراتی از نشستها و فریبکاریها و تقلبها در این رابطه در اشرف (عراق)

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

غفور فتاحیانچندی است که سایتهای اجاره ای فرقۀ رجوی دست به تبلیغات برای سیمای بدنام فرقه زده اند که با زمان و تاریخ مشخص می گویند: بشتابید که زمان خیلی کم است!!…

البته این برنامه همه ساله از شگردها و شعبده بازیهای فرقۀ جنایتکار رجوی است. یکی از مسئولین همین فرقه که با من دوست صمیمی بود و تمام حرفهایش را پیش من می زد می گفت: «این برنامه همیاری یکی از تاکتیک های مسعود رجوی است». او خودش که سالیان در خارج از کشور بود برای من تعریف می کرد که: «تمام پولهایی که از عراق به اروپا وارد می کردیم پول سیاه محسوب می شد و ما نمی توانستیم از آنها بخوبی استفاده کنیم در نتیجه بدنبال راهی بودم که این پولها را سفید کینم در نتیجه این تاکتیک همیاری را راه اندازی کردیم تا بتوانیم بخشی از پولها را سفید کنیم وگرنه سازمان به هیچ عنوان نیازی به پول ندارد تا بخواهد کمک مالی جمع کند… اینها همه اش تاکتیک های مسعود رجوی است تا بگوید این هم یک جنگ سیاسی است و ما تمام هزینه هایمان را با همیاری ایرانیان و مردم خودمان خود تأمین می کنیم».

بله فرقه اینگونه پولها و دلاریهای نفتی صدام و شیوخ عربستان یعنی پولهای حاصله از مزدوریهایش را سفید سازی می کرده و می کند و این تنها هدف شعبدۀ سالانۀ دستگاه تبلیغاتی رجوی تحت عنوان «گلریزان همیاری»!! است.

این که فرقه می گوید هواداران به ما کمک می کنند!! در حالی است که اکثر هوادارانش پناهنده و نیازمند پول هستند و فرقه هم بطور ماهانه به همه آنها کمک مالی می کند! حالا بفرمایید اینها از کجا پول بیاورند که به «سازمان مجاهدین خلق» کمک کنند؟؟!! حتما از همان پولهایی کمک می کنند که سازمان به آنها می دهد!!!؛ تازه علاوه بر این با یک حساب سرانگشتی هم می توانید بفهمید که اگر هر روز هم همین «هم وطنان» به فرقه کمک کنند بازهم هزینه یک روز سفر و جلسه مریم در خارج کشور نمی شود تا چه رسد به هزینه های به اصطلاح «سیمای آزادی» فرقه!!.

واقعیت این است که فرقۀ رجوی با این شعبده ها و شوهای فریبکارانۀ تلویزیونی هدفی جز خاک پاشیدن به چشمها ندارد یعنی توجیه ثروتهای بادآورده اش که منبع نخستین و اصلی آن دلارهای نفتی صدام حسین می باشد که تا زمان سقوط صدام به گواهی آقای حسین نژاد مترجم ارشد سابق رجوی در عراق به ماهانه ۳ میلیون بشکه نفت یعنی ۹۳ میلیون دلار با قیمت نفت آن موقع می رسید که توسط رهبران فرقه در کشورهای مختلف مورد سرمایه گذاریهای کلان قرار گرفته و تا امروز برای آنان پول می زاید! به علاوۀ کمکها و هدایای میلیونی شیوخ عربستان که جای ارباب سابق منطقه ای رجوی یعنی صدام را امروز گرفته و به قول رجوی که به آمریکایی ها لقب داده بود «صاحبخانۀ» جدید فرقه شده اند!!.

یکی از دوستانم که از مسئولین سازمان بود و در نشست عملیات جاری با بهنام (سید المحدثین) و مهدی ابریشمچی وشماری دیگر از سرکردگان رجوی شرکت کرده بود تعریف می کرد که بهنام را که رابط فرقه با عربستان بود به اصطلاح درون سازمانی «زیر تیغ» بردند که چرا در اردن (سر پل ارتباطی و نقل و انتقالات فرقه به و از عراق) سرخود می خواسته با پولهایی که از نمایندگان عربستان در اردن تحویل گرفته بود به جای فرستادن به خارجه و به مریم رجوی (در بازگشت چند ساله اش به فرانسه) برای قرارگاه اشرف و افراد آنجا وسایل از جمله لباس و پوتین خریداری کند. بهنام در جواب می گفت: چون حجم پول زیاد بوده نتوانسته آنها را به اروپا بفرستد در نتیجه خودش تصمیم می گیرد که با این پول وسایل برای افراد اشرف بگیرد ولی مریم بدیع زادگان که مسئول بهنام و از فرماندهان اشرف بود با این کار مخالفت کرده و گفته بوده که اگر وسایل راحتی برای افراد بگیریم از فردا درخواستهای آنها بیشتر می شود و به اصطلاح بیشتر «طلبکار» می شوند و دیگر کار نمی کنند و تازه ما از راحتی افراد نمی چیننم بلکه باید به افراد تا آنجا که ممکن است سخت بگیریم تا ذهن و فکرشان دنبال «زندگی طلبی» نرود.

حال این ماجرایی بود که دوستم که از مسئولین سازمان بود برای من تعریف می کرد ولی ماجرایی را هم خودم شاهد بودم و آن اینکه در رابطه با همین برنامۀ سیمای فرقه موسوم به برنامۀ همیاری که در آن زمان در اشرف اجرا و ضبط می شد یک روز یکی از مسئولین به نام مریم اکبری که زن بسیار بی سواد و بی عفت کلامی بود مرا صدا زد و گفت: غفور امشب برنامۀ همیاری در سیمای آزادی است که تو هم شرکت می کنی آماده شو و فردا برو هتل (مجموعه های مسکونی قدیم قرارگاه اشرف که تبدیل به محل پذیرایی از مهمانان کرده بودند) که آنجا یکی از خواهران مسئول ستاد تبلیغات تو را توجیه می کند من هم رفتم آنجا دیدم چند نفر دیگر هم هستند که بیشترشان شبیه افراد معتاد بودند. خواهر مسئول تبلیغات به من گفت: اینها یکی دو هفته است که از ایران آمده اند تو و اینها می نشینید در این اتاق (در هتل اشرف) و هر یک با یک اسمی دیگر به برنامۀ همیاری «سیمای آزادی» در تبلیغات زنگ می زنید مثلا این برادر (با اشاره به یکی از آن افراد) به نام ابوالفضل  زنگ می زند و می گوید من از ایران زنگ می زنم و هر یک فلان مقدار پول می گویید که کمک مالی می کنم!!. قرار شد من (غفور) هم بگویم که از کرمانشاه زنگ می زنم و از طرف خودم و خانواده ام معادل سیصد دلار کمک می کنم!!… فردی که قرار بود به نام ابوالفضل زنگ بزند و به همان شکلی که توجیه شده بود آن کار را انجام داد وقتی برای سیگار کشیدن بیرون رفت من هم بیرون رفتم و از او پرسیدم چند وقت است اینجا هستی؟ گفت من چند ماه می شود که آمده ام  اینجا نه یکی دو هفته و یک کارم هر شب همین است!!.

از این شعبده بازیها و تقلبهای فرقۀ رجوی نه یکی دو تا بلکه بسیار می باشد. از جملۀ آنها پروژۀ ستاد خارجۀ سازمان در اواخر دهۀ هفتاد مبنی بر نامه سازیهای تقلبی به عنوان نامه ها از ایران برای ارائه به یک دادگاهی در آلمان بود که به شکایت کسانی رسیدگی می کرد که به یک مؤسسۀ خیریۀ پوششی سازمان به عنوان کمک به کودکان بی سرپرست اعدام شدگان در ایران کمک مالی کرده بودند ولی بعدا فهمیده بودند که این مؤسسه متعلق به یک سازمان تروریستی ایرانی (سازمان مجاهدین خلق) می باشد و پولها خرج کارهای جنگی و تروریستی می شود!. در این رابطه روزی مرا صدا زدند و گفتند برای انجام مأموریتی باید به قرار گاه باقرزاده (واقع در غرب بغداد) بروی وقتی به آنجا رسیدم مرا داخل اتاقی بردند که عده ای دیگر نیز آنجا بودند. اتاق پر از کاغذ و دفتر و نوعی قلم خودنویس و کاسه هایی بود که بعدا فهمیدم آب پیاز (جوهر نامرئی) است و تعدادی اتوی برقی. یکی از مسئولین آن قرارگاه آمد و به ما گفت شما باید با این جوهر نامرئی تا آنجا که می توانید از روی این الگوهای نوشته شده در دفترها که به شما می دهیم شامل اسامی و شهر و مبلغ دریافتی، نامه از طرف خانواده های ایران بنویسید که ما این قدرمبلغ مثلا یک میلیون تومان …. دویست هزار تومان وو… از سازمان مجاهدین بابت نگهداری فلان کودک فرزند فلان شخص اعدام شده در ایران دریافت کردیم!! بعد از اینکه ما این نامه ها را با خودنویسی که یک نفر مسئول پرکردن آنها با جوهر نامرئی بود می نوشتیم آنها را به افراد میزی تحویل می دادیم که نوشته های مذکور را با کشیدن اتو روی کاغذ، مرئی و خوانا می کردند تا تحویل دادگاه آلمان بدهند و ثابت کنند که خانواده ها این پولها را برای نگهداری کودکان دریافت کرده اند و به علت خطراتی که از جانب رژیم متوجه آنها می باشد آنها را با جوهر نامرئی نوشته اند و اسامی و مشخصات هم باید کاملا سری بماند!! در حالیکه مطلقا نه چنان خانواده هایی بودند و نه چنان اسمهایی و نه چنان کودکانی وجود خارجی داشته اند. من و بسیاری دیگر که از اشرف به آن قرارگاه رفته بودیم در اول کار خبر نداشتیم که اینها برای چیست و سازمان می خواهد با این نامه ها چه کار بکند و به صورت علنی و رسمی هم توضیح نمی دادند ولی آنها که در ستادهای سیاسی و خارجه کار می کردند برایمان واقعیت موضوع و هدف پشت این تقلب را می گفتند و در حقیقت هم می خواستند افراد همگی متقاعد شوند که سازمان برای پول در آوردن با چه مشکلاتی روبرو است دست به چه کارهایی باید بزند و همۀ پولها و کمکها منبع مردمی دارد و سازمان از هیچ دولتی پول نمی گیرد!!!…

چند روز از صبح تا شب کارمان همین بود و مجموعا در آن اتاق تقریبا پانزده نفر می شدیم و هر کدام چند دفتر از این نوشته ها را رونویسی کردیم. بعدا مطلع شدم که در قرارگاههای دیگر نیز بسیج یک ماهه برای این کار داده بودند. من بعد از مطلع شدن از جریان پشت پردۀ این کار شبها با انبوهی «تناقض» (به اصطلاح درون سازمانی) می خوابیدم و با خودم فکر می کردم که چگونه سازمانی با ادعای مذهب و اسلام و آزادی و دموکراسی و دارای شعار اصلی و قدیمی «صداقت» در قبال مردم و در خارجه نیز با شعار «احترام به قوانین کشورها»!! دست به چنین تقلبها و فریبکاریها و شعبده بازیهایی می زند؟؟!!…

*** 

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیرضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27915

نگاهی به یک نشست درون سازمانی سال ۷۷ توسط مسعود رجوی در عراق 

 ghafoor_fattahian_2016غفور فتاحیان، پیوند رهایی، سی ام دسامبر ۲۰۱۶:… در سال ۷۷ که موسوم به آ ۷۷ (آمادگی برای سرنگونی رژیم در آن سال!!) بود مسعود و نوچه هایش این سال را سال سرنگونی نام نهادند و به همین منظور روزها و هفته ها و گاهی ساعتها روی این موضوع بحث می شد  و دست به هر کاری که می زدند می گفتند این در راستای سرنگونی است و اگر موردی یا چیزی درخواست می کردید … 

مریم رجوی عراق صدام حسینرجوی و نیرنگ و فریب همه سالۀ «سرنگونی»

لینک به منبع

نگاهی به یک نشست درون سازمانی سال ۷۷ توسط مسعود رجوی در عراق

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

در سال ۷۷ که موسوم به آ ۷۷ (آمادگی برای سرنگونی رژیم در آن سال!!) بود مسعود و نوچه هایش این سال را سال سرنگونی نام نهادند و به همین منظور روزها و هفته ها و گاهی ساعتها روی این موضوع بحث می شد  و دست به هر کاری که می زدند می گفتند این در راستای سرنگونی است و اگر موردی یا چیزی درخواست می کردید می گفتند مربوط به سرنگونی است و نمی توانیم آن را بدهیم و خلاصه این یک بازی بود که تا سالیان سر همه را بدینگونه شیره می مالیدند.

در اوایل سال ۷۷ در داخل مقرها و یگانها ولولۀ عجیبی بر پا بود. می گفتند مسعود می خواهد سال سرنگونی و یا سال سین یعنی همان آ ۷۷ را اعلام کند تمام دوستانم و بچه هایی که با هم دوست بودیم پیش هم می گفتم نکند این دفعه راست بگوید چون هر سال را ما سال سرنگونی اعلام می کنیم ولی نتیجه ای تا به حال نداشته است فقط چیزی در حدود تبلیغات است که بیان می شود ولی این بار با دفعه های قبلی خیلی تفاوت داشت چون همه تحت تبلیغات مستمر و مغزشویی های گسترده قرار گرفته بودند بطوری که خود مسعود رجوی که سناریو نویس این برنامه بود خودش هم باور کرده بود که سرنگونی میسر می شود.

خلاصه نشست شروع شد و همۀ دلقک ها و نفرات مشخص شده مستمرا شعار می دادند امسال سال سرنگونی است و رجوی ساعتها سر این مسائل صحبت کرد و گفت که امسال سال سرنگونی است و باید آمادۀ پرش باشیم و طبق روال معروف بعداز تمام شدن صحبتهای مسعود باید همه می رفتند و سر بحث های او موضع می گرفتند یعنی موضع تأیید و اثبات حرفهای مسعود و باید هم از بحث ها و صحبت های مسعود رجوی تعریف و تمجید می کردند و اگر نمی کردند باید بعد از پایان نشست به زنان قلاده به گردن رجوی حساب و کتاب پس می دادند.

بعداز چندین ساعت بالاخره حرفها و داستانسرایهای رجوی تمام شد و او خطاب به همه گفت: ای برادران هر کس این بحث را قبول دارد بیاید پای میکروفون که بلافاصله نوچه های رجوی که از قبل مشخص شده بودند که چی بگویند به طرف میکروفون گله وار هجوم آوردند که در این میان رحمان (عباس داوری)د اولین نفری بود که گفت: برادر مسعود به نظر من اصلا سرنگونی قبل از این تاریخ شما میسر می گردد، که رجوی بلافاصله گفت تاریخ بدهید. رحمان با کلی تعریف وتمجید گفت همین سال ۷۷ سرنگونی صددرصد است و سپس مهدی ابریشمچی بدون اینکه پشت میکروفون بیاید با صدای بلند عربده کشان گفت برادر برادر سرنگونی پشت جیم ماها گیر کرده تا وقتی جیم را طلاق ندهیم از سرنگونی خبری نیست.

یکی از بچه ها که با من دوست بود و اتفاقا از مسئولین هم بود آرام به من گفت: این پدر سوخته مهدی  خانم باز همه چیز را در زن می ببیند این با همۀ زنها در اتاق کارش رفیق است …….. من خودم دیدم!!

رجوی سپس گفت همۀ شماها متفق القول هستید که امسال سال سرنگونی است پس بگذارید من خودم تعدادی را صدا بزنم.

اینکه اسمهایی را در سطور زیر با حروف مختصر آورده ام به این علت است که آنها هنوز اسیر حصارهای تشکیلات رجوی هستند و در صورت طرح حرفهایشان در گذشته با ذکر کامل نامشان توسط ما جداشدگان ممکن است سران فرقه آنها را تحت فشار و آزار قرار بدهند.

رجوی خ .. ر…. را صدا زده و گفت نظرت در مورد سرنگونی چیست خ جواب داد والله من سرنگونی را قبول ندارم چون نه شرایط سیاسی اش را و نه نظامی اش را ما داریم تا این شرایط مهیا نشود از سرنگونی خبری نیست.  یک دفعه نوچه های رجوی شروع به هو کردن او کرده و گفتند: برادر این خ ضد انقلاب مریم است.

رجوی سپس م….. ط را صدا زده و گفت نظرت در مورد سرنگونی چیست؟ م گفت در این دوره که ما هستیم اصلا جنگ مسلحانه جوابگوی سرنگونی نیست بلکه تظاهرات آن هم از درون حاکمیت باید صورت بگیرد وگرنه با چند تا تانک و این اندک افرادی که ما داریم نمی شود رژیم آخوندها را سرنگون کرد آن هم با این وضعیت الآن که رژیم هم با هیچ کشوری در حالت جنگ نیست.

نفر سوم ح ..ص که خودش داوطلبانه پشت میکروفون رفته بود گفت: برادر! اصلا در این شرایط صحبت و تاریخ گذاشتن برای سرنگونی اشتباه محاسبه است چون ما که نمی خواهیم سر خودمان کلاه بگذاریم. موقعی باید این بحث را به میان آورد  که وقتی شما فرمان یا پیامی میدهید  حد اقل پنجاه هزار نفر در داخل ایران تظاهرات کنند یا حد اقل اعلام همبستگی کنند و این تبلیغاتی هم که در سیما (تلویزیون مجاهدین) می شود نفراتی هستن که با گرفتن پول آن هم معلوم نیست کجا هست یک عکسی می چسباند در فلان دیوار که معلوم نیست کجاست اینکه نشد پایگاه در واقع در حال حاضر روی پایگاه داخل نمی شود حساب کرد چون کسی نیست.

 در این میان دلقک های رجوی که حسابی گوش مالی شده بودند عربده کشان تمام اطراف میکروفون را اشغال کرده و گفتند: برادر اینها که می آیند این حرفها را پشت میکرفون می زنند همه شان طعمه های وزارت اطلاعات رژیم هستند با این جور افراد که نمی شود برای سرنگونی رفت.

رجوی که دید فایده ای ندارد و هر کسی را صدا می زند خرابکاریش بیشتر عیان می شود و حتی مدافعان و نوچه های خودش هم بیشتر گند قضیه را در می آورند سرو ته نشست را بست و رفت.

حال بعداز گذشت سالیان مشخص شده که کی درست می گفته است. اکنون رجوی سکان سرنگونی را به مریم سپرده و او هم سال به سال با وعید و وعید همین حرف را می زند. چند وقت پیش شنیدم که گفته بود بعد از سرنگونی دولت سوریه نوبت رژیم جمهوری اسلامی است. به او باید گفت چه شد که سریال آمادگیها برای سرنگونی از همان بسیج «آ ۷۷» تا کنون تبدیل شد به سرنگونی نظام بشار اسد نکند همان موقع هم منظورتان سرنگونی دولت سوریه بوده ما نمی دانستیم؟؟!!!!!

*** 

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقMEK’s Fake Intelligence On Aleppo Only Hinders Fact-finding Bodies Finding The Truth

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27632

اعتراض به آزادی عمل مریم رجوی در اروپا (نامه سرگشاده به فدریکا موگرینی)ا 

 ghafoor_fattahian_2016غفور فتاحیان، پیوند رهایی، پاریس، ششم دسامبر ۲۰۱۶:… در مقرهای فرقۀ رجوی که اکنون همه شان در خاک اروپا قرار دارند و بیشترین تعداد در آلبانی هستند دسترسی به هر چیزی خارج از سیستم تشکیلات فرقه ممنوع بوده و می باشد و فقط باید به خط مشی و برنامه ای که سران فرقه می دادند عمل نمود و هیچگونه انتقاد یا اعتراضی تحت هیچ عنوانی … 

بیانیه بیش از صد تن از جداشدگان و خانواده ها در محکومیت حمایت فرانسه از گروگانگیر و تروریست مریم رجوی

لینک به منبع

نامۀ سرگشاده به خانم فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا

اعتراض به آزادی عمل مریم رجوی در اروپا

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

سرکار خانم موگرینی مسئول محترم سیاست خارجی اتحادیۀ اروپا،

اینجانب غفور فتاحیان به مدت بیست سال اسیر فرقۀ رجوی در عراق بودم و تمام جوانیم را در پادگانهای فرقۀ رجوی گذرانده ام لذا به طور کامل با سیاستهای این فرقه آشنایی دارم. من در طی این مدت هیچ گونه اطلاعی از خانواده و بستگان خودم نداشتم و هیچ گونه دسترسی به تلفن و حتی رادیو هم نداشتم تا چه رسد به انترنت و فضای مجازی نه تنها من بلکه تمام کسانی که در این فرقه گرفتار بوده و هستند در چینن شرایطی بوده می باشند.

اگر بخواهم در این مورد بطور خلاصه هم بنویسم شاید روزها و ماهها طول بکشد ولی بطور بسیار فشرده قسمت بسیار ناچیزی از آنچه من و امثال من در تشکیلات این فرقه دیده و تجربه کرده ایم را برای شما بازگو می کنم:

سرکار خانم موگرینی،

در قرن بیست و یکم در همین عراق که پادگان های نظامی فرقه رجوی بر پا بود شمار بسیار زیادی از دوستانمان که مخالف سیاستهای فرقه گرایانه رجوی بودند به زندانها و شکنجه گاهها فرستاده شدندو بسیاری از آنها کشته و ناپدید شدند ولی حالا همین شکنجه گران و آدمکشان در خیابانهای اروپا آزادانه می گردند.

خانم موگرینی 

آیا می دانید که در فرقۀ رجوی ازدواج و دوست داشتن حرام و ممنوع و بلکه جرم بوده و می باشد؟! آیا می دانید اگر نکاتی جنسی به ذهن کسی بزند باید آن را بنویسد و سپس در جمع دوستانش آنها را بخواند تا به اصطلاح شرمنده شود و مورد انواع تحقیرها و توهینها قرار بگیرد؟!

آیا می دانید موقعی که ما و همۀ اعضای این فرقه در عراق بودیم تمام افراد در طی روز بایستی هیجده ساعت کار طاقت فرسا در زیر حرارت پنجاه درجۀ بیابانهای عراق آن هم با حد اقل غذا کار می کردند؟!!

و بعد از این همه کار هم که بسیاری از اسیران به آن برده داری نوین نام نهاده بودند تازه باید نمونه هایی از کم کاری را می نوشتی و در یک نشست شیبه دادگاه می نشستی و آنها را می خواندی و نفرات و مسئولین فرقه هم با فحش و تحقیر و توهین و بعضا با کتک کاری حساب فرد را می رسیدند؟!

خانم موگرینی،

در مقرهای فرقۀ رجوی که اکنون همه شان در خاک اروپا قرار دارند و بیشترین تعداد در آلبانی هستند دسترسی به هر چیزی خارج از سیستم تشکیلات فرقه ممنوع بوده و می باشد و فقط باید به خط  مشی و برنامه ای که سران فرقه می دادند عمل نمود و هیچگونه انتقاد یا اعتراضی تحت هیچ عنوانی نبایستی علیه زوج مسعود ومریم یعنی رهبری عالی فرقه انجام شود بلکه همه اعضا باید از این رهبری تعریف و تمجید بکنند  رهبریی که فرد زنده و مشخص کنونی آن مریم رجوی مقیم فرانسه می باشد که باید به خاطر انبوهی جنایاتش که در طی این مدت مرتکب شده در یک دادگاه بین المللی محاکمه شود.

تمام ادعاهای حقوق بشری و دموکراسی مآبانۀ مریم رجوی که در شوهای خود  در فرانسه و خاک اروپا بیان می کند تنها برای فریب اذهان عمومی و دولتها و پارلمانهای اروپا می باشد.

از این رو از شما به عنوان عالی ترین مقام مسئول امور خارجی اتحادیه اروپا می خواهم که از قدرت و نفوذ خود استفاده کرده از فعالیت های این فرقه تروریستی که رهبری آن به نمایندگی مریم رجوی مقیم فرانسه می باشد، در خاک اروپا جلوگیری کنید.

*** 

تهدید به مرگ آن خدابنده توسط مریم رجوی مجاهدین خلقIn a democracy we don’t beg terrorists not to kill us (Open letter to President Hollande)

داوود احمدی قربانی مسعود و مریم رجویداوود احمدی. پا برهنه بر جاده ای از شمشیر (نوشته بهزاد علیشاهی سال ۲۰۰۶)

مزدوران فرقه رجوی به خانواده گروگانهای کممپ لیبرتی حمله می کنندبرخورد وحشیانه فرقۀ رجوی با خانواده ها

خودسوزی محمد رضا باباخانلو در مجاهدین خلق رجویقتل محمد رضا بابا خانلو . تبخیرشدگان (نوشته مهدی خوشحال، سال ۲۰۰۵)

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقمجاهدین، اسرائیل، داعش و بازگشت مجاهدین به روزگار وصل خویش

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقنامه سرگشاده : مریم رجوی رهبر فرقه مجاهدین خلق بغایت ضد بشر و ضد زن است

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27321

غلط کردم نامۀ مریم قجر تحت عنوان «تهاجم سیاسی»!! 

ghafoor_fattahian_2016غفور فتاحیان، پیوند رهایی، پاریس، دهم نوامبر ۲۰۱۶:…  همه نفرات قدیمی در داخل تشکیلات رجوی می دانند که مریم قجر یک دکور است و اصلا شعور سیاسی هم ندارد و متن تمام سخنرانیهایش هم توسط جابرزاده و دیگر مسئولین قدیمی که ذکر کردم نوشته می شود و مریم فقط می خواند و حرف می زند و به گفتۀ بعضی از افراد قدیمی هر ملاقاتی یا مصاحبه ای … 

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداعلام «فاز سرنگونی» با «تهاجم سیاسی»!! از سوی مریم رجوی

لینک به منبع

غلط کردم نامۀ مریم قجر تحت عنوان «تهاجم سیاسی»!!

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

به سردمداران فرقۀ رجوی به ویژه مریم قجر یادآوری کنم که مگر همسر سابق شما مدتهای مدید با برگزاری نشستها و تحلیلها مبارزه و هر گونه «تهاجم تعیین کننده» را در «مبارزه یا تهاجم مسلحانه» خلاصه نمی کرد؟؟!. مگر مسعود مرحوم نبود که همه ساله روزها و ساعت ها تحلیل می کرد و تابلو رسم می کرد که سال سال سرنگونی است و منتظر عملیات «فروغ ۲» و«فروغ ۳» وو… باشید. تازه آن زمانی که مرحوم این تحلیلها را می کرد شما در عراق بودید و امکانات صدام در اختیار شما بود ولی چی شده الآن که در آلبانی و در فاصلۀ هزاران کیلومتری مرز ایران هستید و نه از ارتش دست ساز خبری هست و نه از آن جوانان رزمنده که اکثرشان مردان وزنان قدیمی کهنسال شده و قادر به انجام هیچ کاری نیستند و هر چه هم آموزش دیده بودند فراموششان شده است دم از «فاز سرنگونی» آن هم با «تهاجم سیاسی» می زنی؟؟!! حال بگذریم که این قبیل اراجیف که توسط مریم و سرمداران باند رجوی بیان می شود تنها هدفش جلوگیری از ریزش روزافزون نیروهای از دور خارج شده در آلبانی است و بس.

و اما نکتۀ مهم این است که مریم قجر در آن حدی نیست که بخواهد چینن فرمانی بدهد زیرا در همین سازمان افراد زیادی هستند که از لحاظ تشکیلاتی و سوابق از مریم خیلی خیلی قدیمی تر و با تجربه ترند بخصوص مهدی ابریشچی و عباس داوری و مهدی برائی. درست است که در زمان رجوی همین اینها به حاشیه رانده شدند و شخص رجوی برای جلوگیری از هر گونه انشعابی تمام مسئولان قدیمی و باسابقه حتی قدیم تر از خود رجوی را که در داخل تشکیلات سازمان معروف بودند به اصطلاح خلع رده کرد و به جای آنها شورای رهبری زنانه را راه اندازی کرد ولی امروز که مسعود رجوی در صحنه نیست مریم رجوی ناچار است برای اداره کردن تشکیلات و جلوگیری از فروپاشی آن دست به دامن این افراد شود.

همه نفرات قدیمی در داخل تشکیلات رجوی می دانند که مریم قجر یک دکور است و اصلا شعور سیاسی هم ندارد و متن تمام سخنرانیهایش هم توسط جابرزاده و دیگر مسئولین قدیمی که ذکر کردم نوشته می شود و مریم فقط می خواند و حرف می زند و به گفتۀ بعضی از افراد قدیمی هر ملاقاتی یا مصاحبه ای که مریم دارد از قبل توسط همین نفرات آماده و بریف می شود که چی بگوید و چی نگوید.

البته ناگفته نماند که مهمترین عامل شکست و نابودی سازمان ازهمان ابتدا خود مسعود رجوی بوده و می باشد با تصمیم گیریهای تکروانه و قدرت طلبانه و احمقانه اش با اعلام مبارزه مسلحانه و فرار خودش به خارجه و جا گذاشتن تمام نیروها و سپس رفتن به عراق زیر سلطه دیکتاتور عراق و شروع عملیات فروغ جاویدان که بسیاری از نیروها از همان ابتدا مخالف بودند و می دانستند که جز شکست عاقبتی دیگر ندارد عملیاتی که رجوی در آن تمام این نیروها را یا به کشتن داد و یا موجب معلول و فلج شدن آنها گردید و آخر سر هم بعد از عملیات مدعی شد که مقصر اصلی شکست این عملیات تماما خود نیروها می باشد و گفت شما چون درگیر زن و زندگی بودید نتوانستید به هدف سرنگونی برسید!!! و حتی یک انتقاد ساده هم به خودش نکرد که عامل کشته شدن این همه افراد می باشد.

آیا همین موضوع کافی نیست که رجوی و عواملش را به دادگاه کشاند به خاطر این عملیات خانمان سوز در صورتی که بیشتر نیروها از آیندۀ این عملیات بی خبر بودند.

بعد از سرنگونی رژیم صدام حسین نیز رجوی روز و شب بر طبل ماندن در عراق کوبید و ما اعضا را در جهنم عراق نگهداشت ولی خودش به همراه همسرش بلافاصله بعد از سرنگونی اربابشان صحنه را ترک کرده و به خارجه رفتند بدون اینکه ما اعضای نگون بخت اطلاع داشته باشیم و اگر دستگیری مریم رجوی در فرانسه نبود کسی در قرارگاه اشرف از فرار رهبری مطلع نمی شد. بعد از آن هم تمام نیروها می دانستند که دیر یا زود از عراق اخراج می شوند ولی همین سرمداران بخصوص مریم و مسعود بر ماندن در عراق تا کشته شدن آخرین نفر تاکید می کردند و آخر هم بعد از چندین سال و بعداز کشته و زخمی شدن عده ای زیاد بالاخره از عراق اخراج شدند.

و حال خانم مریم رجوی برای جلوگیری از ریزش و جدا شدن باقی ماندۀ نفرات همان ریل قبلی مسعود رجوی را با ادبیات و بیان دیگری می رود و همان شعر و شعارهای توخالی و موهوم را ولی این بار با غلط کردم نامۀ «تهاجم سیاسی»! سر می دهد که در حقیقت ابراز ندامت مفتضحانه از سی و اندی سال سیاست خون و مرگ همسر گویا «مرحوم» ش می باشد.

اینجانب به عنوان یکی از قربانیان فریب باند رجوی و عضو قدیمی جدا شدۀ از آن خطاب به تمام اسیران و کسانی که سالیان سال است که اسیر فکری این فرقه هستند می گویم که این هم به نوعی همان تحلیل ها و تابلو نویسی ها مسخره و مضحک بیست سال پیش مسعود تحت عنوان «تابلوی ساعت سین = سرنگونی)! است که سالیان زیادی سر ما را با آنها کلاه گذاشت و حالا هم مریم رجوی ولی با افزودن سوس «تهاجم سیاسی»! به آن می خواهد این فریبها را به خورد شما بدهد تا از جدا شدن شما از دستگاه خیانت پیشه اش و در نتیجه فروپاشی فرقه اش بویژه امروز در آلبانی که شرایط و امکان جدا شدن و رهایی از آن برای همۀ افراد فراهم است جلوگیری کند.

غفور فتاحیان – پاریس

۱۸ آبان ۱۳۹۵

۸ نوامبر ۲۰۱۶

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26277

پیام مریم رجوی: دعا و نماز و نذری برای پیروزی ترامپ!! 

 غفور فتاحیان، پیوند رهایی، نهم اوت ۲۰۱۶:… برخی دوستان سالیانمان که اخیرا از کمپ لیبرتی نجات پیدا کرده و به آلبانی رفته و آنجا از فرقۀ رجوی جدا شده اند در تماسی که با هم داشتیم گفتند اخیرا مریم قجر در یک پیام داخلی به اعضای فرقه در لیبرتی و آلبانی گفته است که فکر می کند امسال و یا احیانا سال دیگر سال تعیین تکلیف کل مقاومت با رژیم است و گفته: اگر شانس با ما باشد و ترامپ بعنوان … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسماگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

لینک به منبع

پیام مریم رجوی: دعا و نماز و نذری برای پیروزی ترامپ!!

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

برخی دوستان سالیانمان که اخیرا از کمپ لیبرتی نجات پیدا کرده و به آلبانی رفته و آنجا از فرقۀ رجوی جدا شده اند در تماسی که با هم داشتیم گفتند اخیرا مریم قجر در یک پیام داخلی به اعضای فرقه در لیبرتی و آلبانی گفته است که فکر می کند امسال و یا احیانا سال دیگر سال تعیین تکلیف کل مقاومت با رژیم است و گفته: اگر شانس با ما باشد و ترامپ بعنوان رئیس جمهور آمریکا انتخاب شود معادلات منطقه کلا به سود شما خواهد چرخید.

وی در این پیام درون تشکیلاتی خود از همۀ افراد درخواست کرده که بعد از هر نماز برای پیروزی ترامپ دعا کنند و به مسئولان در آلبانی هم توصیه کرده که نذری بدهند!! و به افراد و مسئولین در لیبرتی هم توصیه کرده که «در این مدت اندکی که از ضرب الاجل عراق و سازمان ملل برای خروج از عراق و انتقال به آلبانی باقی مانده و مادامیکه در خاک مقدس امام حسین! هستید از دعا برای پیروزی آقای ترامپ غفلت نکنید چون در این خاک مقدس یعنی عراق امکان استجابت دعای شما مجاهدان رکاب حسینی بسا بسا مضاعف است»!!!.

حال فکر کنم که بعضی از ایرانیان که شناخت دقیق از فرقۀ رجوی ندارند با خواندن این خبر فکر کنند که این یک طنز سیاسی است ولی متأسفانه واقعیتی است که ما هم قبلا به وفور زمانی که در پادگان بدنام اشرف اسیر بودیم از این نوع حرکات ارتجاعی زیاد به چشم خود می دیدیم و به گوش خود می شنیدیم بخصوص هنگام انتخابات پارلمانی عراق که دولت و نخست وزیر نیز از روی آن تعیین می شد فرقه رجوی برای انتخاب شدن ایاد علاوی و حزب او دهها هزار دلار خرج کرد و نزدیک به هشتاد گوسفند را نذر کرد و به مدت بیش از بیست روز غذا و صدقه به عراقیان می داد و هر روز از اسیران پادگان اشرف همانند برده از صبح تا شب برای پذیرایی و ولخرجی های فرقه کار می کشیدند. این در حالی بود که کیفیت غذای اسیران چند درجه پایین تر از همین غذایی بود که به عراقیان می دادند و اگر هم کسی اعتراض می کرد مسئولین حلقه بگوش رجوی می گفتند سازمان پول ندارد و دچار مشکل مالی است!!.

همچنین لازم به یادآوری است که ما وقتی در اشرف بودیم چه در زمان صدام و چه بعد از سرنگونی او بارها رجوی نذر می کرد و بعد هم دستور خرید تعدادی گوسفند و کشتن آنها در اشرف و توزیع گوشت آن در میان روستائیان اطراف اشرف را می داد که از جمله موارد نذری سلامت ماندن اعضای شورا که موقتا برای نشست با رجوی به عراق می آمدند و نیز خروج سازمان از لیستهای تروریستی و مراحل مختلف آن و به سلامت رسیدن مریم به فرانسه و بعد هم برگشت سلامت او به عراق در اوائل دهۀ هفتاد ووو…. بودند.

ولی این بار که مریم رجوی دستور نذری داده احتمالا گوشت گوسفندهای نذری برای ترامپ را بین مغازه داران اطراف ساختمانهای خودشان در آلبانی برای جلب حمایت آنان و حفاظت و مراقبت ساختمان توزیع خواهند کرد!!

ولی حال از تمام اینها گذاشته سؤال این است: بر فرض محال اگر ترامپ هم انتخاب و رئیس جمهور امریکا شود آیا این امر گره گوری از کلاف سر در گم رجوی باز می کند؟؟!. هم ما می دانم و هم مریم قجر و هم شوهر مرحوم یا نا مرحومش به خوبی می دانند و همچون روز روشن برایشان مشخص است که آمدن هیچ کسی آبی برای فرقه گرم نخواهد کرد ولی این کارها و نذر و نیازها تنها یک فایده دارد و آن سرگرم کردن اسیران بی سرپرست و بی خبر از همه جا و فریب دادن هر چه بیشتر آنان و کار درست کردن برای این بیکاران تحت عنوان «مبارزه» و «مقاومت»! می باشد تا چند صباحی این بیچارگان را با این بحثها و کارها و نذر و نیازهای کودکانه و خرافی و ارتجاعی سر گرم کنند و به آنها امید واهی بدهند تا کمتر مسأله دار و دچار تناقض شوند و حرفی نزنند.

والا برای همگان روشن است که هر کسی در هر جا و هر کشور رئیس جمهور شود اول منافع خودش و کشورش و مردمش و حزبش را دنبال می کند در حالیکه فرقۀ رجوی امروز دیگر کالای بی ارزش و بی رونقی شده است که کسی روی آن سرمایه گذاری نمی کند و اینها همه اش خواب و خیال فرقه رجوی برای فریب بیشتر اسیرانش و جلوگیری از فرار و جدا شدن آنان و در نتیجه فروپاشی فرقه می باشد.

فرقه رجوی تجربۀ اینگونه کارها را زیاد دارد و همین حرفها را سالیان پیش هم گفته بود بخصوص زمانی که کلیتون رئیس جمهور امریکا شد فرقه رجوی خیلی روی این موضوع تبلیغات کرد و حتی در نشریه اش هم عکسی از سیدالمحدثین در دیدارش با معاون او یعنی ال گور را چاب کرد و این عکس را تا مدتها در سالن های غذا خوری قاب گرفته و نصب کرده بودند ولی با آمدن کلیتون هیچ آبی برای فرقه رجوی گرم نشد که نشد و همه نفرات هم وقتی که رجوی نشست می گذاشت با تمسخر می گفتند الان ما از کلینتون چه خیری دیدیم؟ زیرا تحلیل های رجوی برای همه شناخت شده بود و کسی هم دیگر اعتمادی به آنها نداشت.

همانطور که گفتم رجوی بهتر از همه می داند که کارش دیگر تمام و از دور خارج شده ولی فقط می خواهد با این ترفندها اسیران را چند صباحی بیشتر در اسارت و بردگی فکری و روحی و جسمی خود نگه دارد زیرا میانگین سنی اسیران رجوی اکنون بین ۵۰ تا هفتاد است و فکر کنم تا چند سال دیگر کار بیش از نصفی از آنها تمام می شود و رجوی در نظر دارد به همین شیوه اسیران را تا رسیدن جناب عزرائیل! به خدمتشان در اسارتش نگه دارد.

الآن که داشتم این سطور را می نوشتم دوستان جدا شده در آلبانی که در هفته های اخیر در لیبرتی بودند برایم نوشتند که برخی افراد بعد از شنیدن این پیام مریم رجوی در محفلهای خصوصی خودشان در لیبرتی می گفتند: «بر اساس این دستور خواهر مریم از این به بعد باید دعای مجاهدین را که بعد از هر نماز جماعت می خوانیم به صورت زیر دربیاوریم: اللهم انصر ترامپ لأن حزب الجمهوری حزبک وجندک وانصره نصرا عزیزا انهم فتیه یجاهدون فی سبیل الدولار والسلاح فاغفر لهم ولکل جرائمهم وافتح لهم فتحا یسیرا لاسقاط النظام وفزهم وفز ترامپ والترامبیین والجمهوریین فوزا عظیما»!!!!

*** 

همچنین:

بازم یک دورغ شاخدار دیگر فرقه رجوی (مجاهدین خلق)

غفور فتاحیان، یاران ایران، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۵:…  در این اطلاعیه یک سری ارقام عجیب و غریب را هم سرهم کرده و بخورد اسیران لیبرتی داده است که فرقه چنان و جنین کرده و هزاران دلار هزینه بیماران کرده است. در تامین این هزینه ها مدعی است که بخش اعظم آن توسط رئیس جمهور سرکرده فرقه یعنی مریم قجر تامین شده است .و بخش
 
 
غفور فتاحیان، یاران ایران، پاریس، هفدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  حادثه تروریستی ۷ ژانویه ۲۰۱۵ به دفتر هفته نامه شارلی ابدو که منجر به کشته شدن ۱۲ نفر گردید قلب تمام دوستداران ازادی و هم چینن بسیاری از مسلمانان را به درد آورد. آیا باز هم باید دست روی دست گذاشته و شاهد این ترورهای ضد انسانی بود؟ آیا نباید از همین لحظه تما
 
 
غفور فتاحیان، یاران ایران، ششم ژانویه ۲۰۱۵:…   این فرقه دیگر چیزی برای گفتن ندارد و اگر سایتهایش را نگاه کنید بیشترین و برجسته ترین اخبارش خبرهای خارجی مربوط به سوریه و عراق و آمریکا و چین و ماچین است! و بعد هم برخی اعتراضات صنفی در داخل که هیچ ربطی به فرقۀ رجوی ندارد. مثلا چند روزی است که سایت مجاهد اخبار مربو
 
 
غفور فتاحیان، یاران ایران، پاریس، بیست و پنجم دسامبر ۲۰۱۴:…  چراغ خاموش از ترفند های کهنه رجوی است که همانند دیگر ترفندهایش از جمله استفاده هایش از کلمات اسلام و انقلاب و ایدئولوژی و توحید و عقیده و آزادی و… وسیله ای در دست او برای بازی با احساسات قربانیان خودش یعنی اسرای لیبرتی است واگرنه چه لزومی به چراغ