وقتی امپریالیسم با تروریسم آشتی می کند

وقتی امپریالیسم با تروریسم آشتی می کند

وقتی آمپریالیسم با تروریسم آشتی می کندایران فانوس، اول سپتامبر 2019:… مجاهدین خلق به عنوان یکی از قدیمی ترین گروه تروریستی بیش از پنج دهه قبل جهت ابراز وجود و تهییج احساسات مردم با شعار مبارزه علیه امپریالیسم و صهیونیسم و اشغالگران، آغاز کرد ولی وقتی که در مسیر راه سمبه مبارزه را پر زور دید و به بن بست رسید، دوباره به دامن اشغالگران و آمپریالیسم و صهیونیسم، پناه برد و بعد از شکست صدام حسین دیکتاتور عراق و پیروزی آمپریالسیم بر دیکتاتوری، خود را به آمپریالیسم و صهیونیسم جهانی آن هم جناح تندرو و جنگ طلب اش قلاب کرد تا مفری جهت حفظ نیروها و بقاء خود بیابد. وقتی امپریالیسم با تروریسم آشتی می کند 

وقتی آمپریالیسم با تروریسم آشتی می کندمجاهدين خلق و امپریالیسم

وقتی امپریالیسم با تروریسم آشتی می کند

ایران فانوس، 01.09.2019

بسیاری از گروه های تروریستی که در گذشته از حمایت قشر پایین و سرخورده جامعه برخوردار بودند، جهت تهییج افکار و احساسات مردم، موجودیت و تبلیغات خود را با سر دادن تضاد دوران آمپریالیسم، آغاز و مبارزات خشونت آمیز خود را توجیه می کردند. موارد این گونه گروه های تروریستی که در آغاز، آمپریالیسم را بانی همه خسارات و مشکلات جهان و جهان سوم، می دانستند و باعث نابودی مادیات و معنویات مردم، کم نبودند.

در خبرها آمده، آمریکا در افغانستان و پس از نزدیک به دو دهه جنگ و خونریزی، بالاخره با طالبان، کنار آمده و نهمین دور از مذاکرات شان که توسط زلمای خلیل زاد و سهیل شاهین، نمایندگان آمریکا و طالبان در دوحه قطر، انجام گرفت به توافقاتی در ارتباط با امنیت و کاهش سربازان آمریکایی در افغانستان، دست یافته اند.

https://www.dw.com/fa-ir/سخنگوی-طالبان-دستیابی-به-توافق-نهایی-با-آمریکا-نزدیک-است/a-50192750 

طالبان نزدیک به سه دهه است که با حمایت آمریکا و کمک های مختلف عربستان سعودی و پاکستان و به بهانه جنگ علیه اشغالگران روسیه، خود را به افغانستان رسانده و پس از سقوط حکومت قانونی دکتر نجیب الله هنوز در افغانستان جولان دارند و از حمایت بخش هایی از مردم نیز برخوردارند. طالبان پس از این که میخ خود را در افغانستان سفت کردند، در دوحه قطر دفتر سیاسی باز کردند و شروع به مذاکره با اشغالگران جدید افغانستان یعنی امریکا، کردند و این اواخر به توافقاتی دست یافتند که سروصدایی نیز به پا کرد. حالا این توافقات به قول افغانی ها از سمبه پر زور طالبان بوده یا نیاز انتخاباتی دونالد ترامپ و صرفاً تبلیغاتی خواهد بود و سرانجام به کجا خواهد کشید، معلوم نیست.

چرا رجوی با وجود بر زمین گذاشتن سلاح در برابر امپریالیسم همواره خود را به سازمان مجاهدین و حنیف نژاد بنیانگذار سازمان می چسباند؟

اما اگر کمی به گذشته برگردیم زمانی که جورج بوش پسر بر سر کار بود و می خواست به تلافی حملات 11 سپتامبر سال 2001، به افغانستان حمله کند، دوران جدید را مبارزه علیه تروریسم، خطاب کرد و هر گونه مسامحه و مماشات با تروریسم را مردود دانست.

ولی زمان که گذشت و منافع جای خود را به آرمان و ایدئولوژی و لجبازی های کودکانه داد، دوران عوض شد و مبارزه علیه تروریسم، جای خود را به مماشات و آشتی در راستای منافع طرفین داد.

اما این که با کنار آمدن سطحی یا عمقی با تروریسم، مشکل مردم و امنیت جهان حل خواهد شد و یا به قولی همین تروریست ها در آینده ای نزدیک با همکاری با نیروهای افراطی و جنگ طلب، باعث و بانی جنگ جهانی سوم خواهند شد و دنیا را به جنگ و جنون خواهند کشید، باز هم معلوم نیست.

آمریکا، در مسیر زمان، تنها با تروریست هایی چون طالبان و داعش و غیره، معامله و مماشات نداشت بلکه آن ها در گذشته ای نه چندان دور در ایران سیبل تروریست هایی چون مجاهدین خلق بودند ولی هم اکنون در لاس زدن های آشکار و پنهان به دوستان نزدیک هم بدل شده اند و حرفی از مبارزه علیه آمپریالیسم و صهیونیسم، در میان نیست و در طرف مقابل نیز مبارزه علیه تروریسم، به فراموشخانه سپرده شد و  هر چه هست، منافع و قدرت و بود و نبود طرفین دعوا است.

در گذشته بسیاری بر این اعتقاد بودند که آمریکا با مجاهدین خلق به دلیل آمریکایی کشی آنان کنار نخواهد آمد و آنان را صرفاً در تاکتیک، استفاده سیاسی و نظامی و جاسوسی خواهد کرد و در درازمدت آنان را به سمت  قدرت هل نداده و آنان را در قدرت تحمل نخواهد کرد. به نظر می رسد این گونه تحلیل ها کهنه و دمده شده و با منافع و مصالح روز آمریکا و تروریسم، نمی خواند. همان طور که تروریست ها برای خروج از بن بست ناچار به دست یازیدن به هر وسیله ای به سوی قدرت هستند، آمریکا نیز جز به موقعیت و برتری و منافع خود به چیز دیگری نمی اندیشد.

همان طور که آمریکا در هر دوره و بنا بر موقعیت و منافع خود رنگ عوض می کند و متحدین ریز و درشت خود را پشت سر می گذارد، تروریست ها نیز قادرند در مقابل منافع خود رنگ عوض کنند و آرمان و ایدئولوژی و سیاست های خود را تنها جهت مصرف داخلی و فریب اذهان، به کار ببرند.

اول قرارشان بود که “مبارزه مسلحانه” شان علیه “امپریالیسم” باشد

مجاهدین خلق به عنوان یکی از قدیمی ترین گروه تروریستی بیش از پنج دهه قبل جهت ابراز وجود و تهییج احساسات مردم با شعار مبارزه علیه امپریالیسم و صهیونیسم و اشغالگران، آغاز کرد ولی وقتی که در مسیر راه سمبه مبارزه را پر زور دید و به بن بست رسید، دوباره به دامن اشغالگران و آمپریالیسم و صهیونیسم، پناه برد و بعد از شکست صدام حسین دیکتاتور عراق و پیروزی آمپریالسیم بر دیکتاتوری، خود را به آمپریالیسم و صهیونیسم جهانی آن هم جناح تندرو و جنگ طلب اش قلاب کرد تا مفری جهت حفظ نیروها و بقاء خود بیابد.

این که آمریکا به تناسب شرایط و منافع خود با تروریست ها آشتی و مسامحه کند یا این که تروریست ها ماهیت عوض کنند و با آمریکا کنار بیایند، به دور از انتظار نیست اما این که تروریست هایی که شعار مردم سر می دهند و هر روز از مردم فاصله بیشتری می گیرند  این بار با گروگانگیری و وسیله قرار دادن مردم به چانه زنی با آمریکا مشغول شوند، از عجایب است.

وقتی می گویند جنگ جهانی سوم را می توانند تروریست ها به کمک نیروهای جنگ طلب و آمپریالیستی و صهیونیستی، خلق کنند، چندان دور از واقعیت نیست. با این وجود، جز مبارزه با زورگویی و قلدری و تجاوز و اشغالکری و تروریسم، و افشاگری و آگاهی بخشی به مردم، چاره دیگری نیست.

کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

وقتی امپریالیسم با تروریسم آشتی می کند

لینک به منبع

***

ترور افسران و کارمندان امریکایی توسط مجاهدین خلق در تهرانترور مهندسان آمریکایی کمپانی راکول اینترنشنال توسط سازمان مجاهدین خلق

Trump Is At War With Iran, Not ISIS
Trump clearly has no intention of defeating terrorism.

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/چگونه-فرقه-رجوی-فرقه-شد/

چگونه فرقه رجوی فرقه شد

چگونه فرقه رجوی فرقه شدمهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و ششم اوت 2019:… جوان نیرومند یا همان پهلوان پنبه قصه ما با شمشیر آخته ای که از خون و رنج و سرمایه ملتی به دست آورد، به جای جنگیدن با اژدها جنگ صد برابر و ایدئولوژیک و فرقه ای در زیر زمین را علیه زنان و قربانیان نگونبخت پیشه کرد تا در ابتدا و جهت سهولت کار آنان را مغلوب نماید. القصه، مراد مرشد و بچه مرشدش از جنگ با اژدها، جنگ نبود بلکه تطمیع نیازهای سیری ناپذیر درون شان بود که هزار جوان و هزار شمشیر که سهل است اگر همه جوانان و سلاح های جهان را می خوردند و به فنا می دادند النهایه، توجیهی جهت اشتهای سیری ناپذیرشان می آوردند که ایهالناس، در این جنگ مقدس همه جوانان و همه سلاح ها و امکانات جهان، کم است و برای مان بیشتر بیاورید. چگونه فرقه رجوی فرقه شد 

چگونه فرقه رجوی فرقه شدمحدوديت در فرانسه، شكست طرح جنگ و حال زار مريم رجوى

چگونه فرقه رجوی فرقه شد

مهدی خوشحال، ایران فانوس، 25.08.2019

مهدی خوشحال آلمان

مهدی خوشحال آلمان

فرقه ها در ابتدا فرقه نبودند بلکه محافل و گروه ها و سازمان های عام المنفعه و آزادیخواهی بودند که در مسیر زمان و مسیر راه، بر اثر اشتباه و انحراف و خیانت رهبران و در راستای چیره و مستولی شدن رهبران بر دیگران، بعضاً به گروه های مخرب و تروریستی بدل شدند. نمونه بارزش نیز فرقه تروریستی رجوی هاست. در این مقاله کوتاه، به چند تز و دکترین فرقه رجوی که به سود رهبران و علیه اعضاء، به کار آمد و بدل به فرقه شد را در پایین می آورم.

انقلاب ایدئولوژیک یا همان انقلاب جنسی مجاهدین خلق که در ابتدا کوره گدازان نامگذاری شد، اوج ساخت و ساز مناسبات فرقه ای بود که معمولاً مسعود رجوی در نقش مرشد و مریم قجر در نقش بچه مرشد، با همدیگر و با کمک تعدادی از فرماندهان نقش بازی می کردند تا مطالب نقل شده را آسان تر به خورد اعضاء بدهند. در این جا از ذکر صدها نمونه و فاکت های سیاسی و تشکیلاتی و نظامی و تاریخی آورده شده صرفنظر می کنم و به دو فاکت و نمونه که یکی از مرشد و دیگری از بچه مرشد، است را اکتفا می کنم.

داستان، داستان ذوب است. ذوب رهبران در اعضاء نیست بلکه ذوب اعضاء با همه چیز و همه وجود اعم از خون و نفس، در رهبران است. در این برهه که از سال 1368 و قرارگاه اشرف در عراق، آغاز شد مسعود رجوی جهت ذوب اعضاء در مریم قجر، بحث وصل و عشق و آفتاب و ابتلائات و لاطائلات دیگر را به میان آورد و النهایه از تز عطار نیشابوری کمک گرفت و بحث سیمرغ را مثال زد یعنی این که مریم قجر، سیمرغ رهایی است و برای رسیدن به مقصد، مرغان عزا و عروسی، عذر و بهانه نیاورند و در راستای نیل به هدف، بایسته است در سیمرغ رهایی ذوب و یکی شوند تا جملگی مرغان به قله رفیع رهایی و آزادی، نائل آیند.

مرشد که دکترین خود را با آب و تاب و به نفع بچه مرشد، فاش کرد نوبت به بچه مرشد رسید تا نقالی معرکه را به دست گیرد و دکترین خود را به نفع مرشد معرکه، افشاء نماید.

بچه مرشد، با لاف و گزاف مثال زدنی گفت، در زمان های قدیم شهری بود آباد و آرام اما یکی از روزها اژدهایی سر راه مردم شهر سبز شد و شروع به لت و پار کردن و خوردن مردم شهر کرد. مردم و جوانان شهر گروه گروه به مصاف اژدها شتافتند اما جملگی شکست خوده و به خورد اژدها رفتند. سال ها از جنگ نابرابر اژدها علیه مردم شهر گذشت تا این که یکی از روزها پیرمرد سپید مویی نزد پیران شهر رفت و گفت من پیشنهادی جهت مبارزه و مقابله با اژدها دارم. مردم و پیران شهر متعجب شدند از این که در طی این سال ها بهترین و قویترین جوانان شهر به مصاف اژدها رفته و کشته شدند چگونه می توان در این میان راه حلی آن هم از جانب پیرمرد سپید مویی را پذیرفت و عمل کرد. با اصرار پیرمرد، دیگران ابتدا مقاومت سپس سعی کردند آن را شنیده و به کار ببندند. پیرمرد سپید موی گفت، در این متد جدید نیاز نیست تا جوانان شهر را یکی به یکی به جنگ اژدها بفرستیم بلکه کوره ای گدازان فراهم نمایید و سپس هزار جوان را به من بدهید تا درون کوره انداخته و بدل به یک جوان نیرومند نمایم و همچنین هزار شمشیر به من بدهید تا آن ها را نیز درون کوره انداخته و بدل به یک شمشیر آخته نمایم. مردم شهر، با ناباوری اما این بار به نصایح و تجربه پیرمرد سپید موی تن داده و به خواستش اجابت نموده و پس از راه انداختن کوره ای گدازان، هزار جوان را درون کوره انداخته و بدل به یک جوان کردند و سپس هزار شمشیر را درون کوره گداخته و بدل به یک شمشیر کردند. در این حین مردم شهر با هزار جوان و هزار شمشیر، یک جوان نیرومند و یک شمشیر آخته و برا، دست یافتند و آن ها را دست پیرمرد سپید موی دادند تا آن ها را به جنگ اژدها بفرستد. پیرمرد نیز جوان تنومند با شمشیر آخته را به جنگ اژدها فرستاد و در کمال تعجب و ناباوری مردم، جوان نیرومند با شمشیر آخته اش بر اژدها پیروز شد و جملگی مردم شهر پس از سال ها جنگ و مبارزه و مقاومت و تلفات هنگفت با تجربه پیرمرد و دکترین ذوب یعنی ذوب جوانان جنگی و شمشیرها در کوره گدازان، به رهایی و آزادی دست یافتند.

از دکترین مرشد و بچه مرشد که جهت آسانتر کنترل نیروها و مناسبات سفت و سخت فرقه ای خلق شد بگذریم چون که سیمرغ داستان ما که هزینه سرسام آور مادی و معنوی کشوری و جهانی را بلعید و خورد تا به قله رفیع رهایی و آزادی دست یابد متاسفانه به جای قله راه دره را پیش گرفت و با همه سرمایه های مادی و معنوی که به دست آورده بود به دره سقوط کرد.

اما جوان نیرومند یا همان پهلوان پنبه قصه ما با شمشیر آخته ای که از خون و رنج و سرمایه ملتی به دست آورد، به جای جنگیدن با اژدها جنگ صد برابر و ایدئولوژیک و فرقه ای در زیر زمین را علیه زنان و قربانیان نگونبخت پیشه کرد تا در ابتدا و جهت سهولت کار آنان را مغلوب نماید.

القصه، مراد مرشد و بچه مرشدش از جنگ با اژدها، جنگ نبود بلکه تطمیع نیازهای سیری ناپذیر درون شان بود که هزار جوان و هزار شمشیر که سهل است اگر همه جوانان و سلاح های جهان را می خوردند و به فنا می دادند النهایه، توجیهی جهت اشتهای سیری ناپذیرشان می آوردند که ایهالناس، در این جنگ مقدس همه جوانان و همه سلاح ها و امکانات جهان، کم است و برای مان بیشتر بیاورید.

„پایان“

چگونه فرقه رجوی فرقه شد

لینک به منبع

***

مهدی خوشحال، ایران فانوسگمشدگان آرمان فریب

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgمسعود خدابنده، هافینگتون پست: مریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

همچنین: