وقتی تایتانیک غرق می شود

وقتی تایتانیک غرق می شود

مهدی خوشحال، ایران فانوس، هشتم ژوئیه 2013: …  طی ماههای اخیر که تایتانیک مجاهدین در آب غوطه ور بود و بدون شک چند صباحی دیگر به اعماق خواهد رفت و این را مجامع جهانی و صلح دوست دریافته و اقدام به نجات سرنشینان تایتانیک کرده اند، شایسته است که در این اقدام سیاسی مسایل انسانی و بشردوستانه را از یاد نبرند و در قدم اول، اقدام به نجات افراد کم سن و سال و سپس زنان را قبل از مردان، از صحنه جنگ و غرق شدن …


Link to the full description of MKO Logo (pdf file)

The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

لینک به منبع

غرق شدن کشتی غول آسای تایتانیک که در یکی از شبهای آوریل سال 1912 در اقیانوس اطلس اتفاق افتاد، یکی از آن حوادث تلخی بود که هرگز از حافظه تاریخی پاک نمی شود. یک رابطه عاشقانه و فداکاریهایی که در نوع خود بی سابقه بود، این امر را تثبیت کرده است. جیمز کامرون، کارگردان هالیوود که فیلم تایتانیک را در سال 1997 و با هزینه 200 میلیون دلار ساخته است، در انتهای فیلم و پس از واژگونی کشتی، دو مورد از زنانی را به تصویر کشیده که در مجموع در خور تامل است.

اول، زن جوانی به نام رز که در یک رابطه عاشقانه با دوره گرد نقاشی به نام جک و پس از چند بار نجات یافتن و نجات دادن، آخرین بار در اثر واژگونی کشتی، وقتی توسط جک نجات یافت، به خاطر ارج گذاشتن به آن عشق و فدا، تصمیم گرفت هرگز ازدواج نکند و رسم و یاد و خاطره معشوق فداکارش را تا ابد در ذهن و ضمیرش، باقی بدارد و سرانجام تنها یادگاری که از آن ماجرا به همراه داشت، به امواج اقیانوس سپرد.

دوم، زنی که به رسم فداکاری مردان در صحنه خطر، همراه با دیگر زنان نجات یافته بود، رو به دیگر زنانی که در قایق امن نشسته و از میدان فاجعه دور می شدند کرد و گفت، آنها مردان ما هستند که در حال غرق شدن هستند.

تایتانیک تاریخی را همان گونه که جیمز کامرون به تصویر کشیده است، یک رابطه عاشقانه باعث انحراف و برخورد کشتی با کوه یخ شد، اما تایتانیک مجاهدین که هم اکنون در حال غرق شدن است، رابطه عاشقانه را مدتها از سر گذرانده و این تنها غرور و تعصب و جهل کاپیتانش است که کشتی را مواجه با چنین مصیبتی کرده که باعث عبرت خاص و عام شود.

با این که نه در تایتانیک تاریخی بلکه در هر تایتانیک دیگر در این جهان پهناور البته این اول مردان بودند که ابتدا کودکان و زنان را از میدان خطر دور نگهداشته اند، اما در تایتانیک مجاهدین ظاهر امر قدری فرق می کند و بعضی از زنان ادعا دارند که خود در میدان مرگ و مردان شان از صحنه گریخته اند

ظاهر امر شاید این گونه باشد. اما واقعیت به گونه ای دیگر است.

سازندگان و مهندسان تایتانیک مجاهدین طرح کشتی را به گونه ای ریخته و ساخته اند که النهایه کشتی در مواجه با کوه یخ، غرق شود و فلسفه شهادت و مظلومیت و غیره، به ثبت برسد. کاپیتان این کشتی هم که مسعود رجوی باشد، بارها تماشاچیان و سرنشینانش را به غرق شدن که همان عاشورا باشد، البته عاشورای بدون رهبر، تهدید کرده است تا از این رهگذر بتواند از سرنشین و تماشاچی و غیره، باجگیری کند و همگان را بترساند.

با آن که این کشتی طی نیم قرن اخیر همواره در معرض انواع گردبادها و طوفانها بوده و دمی آسوده نزیسته اما حمایتهای بی دریغ و چاههای نفت عراق و قدرتهای عربی و غربی و دستهای غیب را در در تلاش برای روی آب نگهداشتن این کشتی نباید از نظر دور داشت. با این وجود، هر چه که کشتی به قعر می رود، سرنشینانش این فرصت را دارند تا خود را از عرشه مرگ نجات داده و به ساحل امن برسند، ولی بعضاً بر اثر تبلیغات کذب و ترس و تطمیع از جانب فرماندهان و خشم دریا و طوفان، دست روی دست گذاشته و به خیال شان در کشتی نوح نشسته اند و آنها تنها بازماندگان و نجات یافتگان نسل بشرند.

غرض از آوردن چند نمونه از تایتانیک تاریخی و ربط دادنش به تایتانیک مجاهدین، تنها یک مورد خاص است و آن این که همان گونه که در تایتانیک صنعتی این تنها مردان بودند که ابتدا کودکان و زنان را از مرگ و خطر دور کرده و نجات داده اند، این رسم و عرف و نرم تاریخی را می بایست ارج نهاد و در مورد تایتانیک سیاسی، اجرایی کرد.

طی ماههای اخیر که تایتانیک مجاهدین در آب غوطه ور بود و بدون شک چند صباحی دیگر به اعماق خواهد رفت و این را مجامع جهانی و صلح دوست دریافته و اقدام به نجات سرنشینان تایتانیک کرده اند، شایسته است که در این اقدام سیاسی مسایل انسانی و بشردوستانه را از یاد نبرند و در قدم اول، اقدام به نجات افراد کم سن و سال و سپس زنان را قبل از مردان، از صحنه جنگ و غرق شدن بی حاصل، نجات دهند.

بی شک، این یکی نیز در حافظه تاریخ باقی خواهد ماند ولو با هزینه هزاران بار بیشتر از تایتانیک تاریخی، و با این فرق که در آنجا چون سیاست و منافع سیاسی در کار نبود، همه چیز از بین رفت و تنها عشق زنده ماند، اما در این یکی، اگرچه خیلی چیزها به دست آمد، متاسفانه، عشق و زندگی و رویای آزادی، غرق شد و فدای دست آوردهای قدرت طلبانه و جنون طلبانه رهبرانش شد.

“پایان”

همچنین:

کتابی که نوشته نشد(قسمت آخر)

2013/05/21 by

مهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و یکم می ۲۰۱۳: …  به جرئت می توان گفت و نوشت که طی بیست سال اخیر و به ویژه ده سال اخیر که کوس رسوایی رهبران مجاهدین عالمگیر شده است، تنها به تعداد انگشتان دست، نویسندگان و روشنفکران ایرانی بودند که از این نوع استبداد دل شان به درد […]

وقتی طوطی کتاب می نویسد (کتاب را باید سرکوب شدگان بنویسند نه مواجب بگیران و بنام مریم رجوی)

2013/04/30 by

مهدی خوشحال، ایران فانوس، سی ام آوریل ۲۰۱۳: … مریم عضدانلو، تا کنون جز با اربابان و دولتهای عراق و اسراییل و آمریکا و اروپا و سایر دولتهای عربی و دشمنان ایران گفتگو و تعامل آشکار و پنهان داشته، با کدام مخالف و منتقدی به گفتگو و مدارا نشسته و حرفش را شنیده است؟! کتاب را […]

راهی که اوجالان انتخاب کرد(قسمت دوم)

2013/04/10 by

مهدی خوشحال، ایران فانوس، دهم آوریل ۲۰۱۳: … در شماره قبل آورده شد، عبدالله اوجالان رهبر اکراد کردستان ترکیه، حزب پ ک ک، در عصر رهبری خود با ارسال سه پیشمرگه کرد به همراه سه قبضه سلاح سبک در یکی از خانه های تیمی در محله ای پایین شهر آنکارا، خواهان سرنگونی و یا امتیازگیری […]


(Women “rewarded” with pendants and robes after sexual ordeal)