وقتی روسیاهی به زغال می ماند- نگاهی به سطح بینش و دانش سیاسی وفا یغمایی در سال 2006

وقتی روسیاهی به زغال می ماند- نگاهی به سطح بینش و دانش سیاسی وفا یغمایی در سال 2006

سعید سلطانپور، کانون بیان، بیست و دوم اوت 2013: … چندی است که گروه رجوی و اسماعیل وفا یغمایی علیه همدیگر نامه پراکنی می کنند.  گروه رجوی و رهبران ان سالهاست که حرف خودشان را می زنند و هر کس را که با انها مخالف باشد وابسته می خوانند .  ولی بد نیست که وفایغمایی که  خود را عقل کل می دانست و  از موضع خودش بر عیله دیگران  با قاطعبت می نوشت، بداند که از هر دستی که بدهی از همان دست می گیری . بعد …

بعد از بیش از سه دهه وعده و وعید، رجوی نهایتا اعضا و هواداران فرقه اش را به آخرت حواله داد

لینک به منبع

چند ی است که گروه رجوی و اسماعیل وفا یغمایی علیه همدیگر نامه پراکنی می کنند. گروه رجوی و رهبران ان سالهاست که حرف خودشان را می زنند و هر کس را که با انها مخالف باشد وابسته می خوانند . ولی بد نیست که وفایغمایی که خود را عقل کل می دانست و از موضع خودش بر عیله دیگران با قاطعبت می نوشت ،

بداند که از هر دستی که بدهی از همان دست می گیری .

بعد از اینکه در دسامبر 2005 سوال کردم مسعود رجوی کجاست ، ماشین تبلیغ و تهدید گروه رجوی منجمله وفایغمایی که در ان دوران مداح مسعود بود ، شروع شد ولی ما هم در مکتب شریعتی و حنیف بزرگ شده بودیم . بادی نبودیم که به این بیدها بلرزیم .

در سیاست یاد گرفته ام که سعی نکنم کسی را قانع کنم وصبر کنم ، زمان بسیاری از ابهامات و سوالات را جواب خواهد داد. از ان نامه یغمایی در 14 ژانویه 2006 – هفت سال و نیم می گذرد . رو سیاهی به زغال ماند.

نامه اي کوتاه به علي ناظر [و پاسخ کوتاه علي ناظر]

اسماعيل وفا يغمايي

على عزيز

سلام و آرزوهاى خوب

امشب بالاخره شاهد كار دوباره ديدگاه شدم و خوشحال . حيف بود اين ديدگاه بسته شود ولى همزمان شاهد دو مقاله از سعيد سلطانپور در سايت ايران اينترلينگ كه به نقل از گويا آمده شدم. وضع ايران اينترلينگ را مى دانى ووضع گويا را هم احتمالا بهتر از من. مى دانى كه من علاقه اى نداشتم به سعيد سلطانپور جواب بدهم حتى يكبار هم كه تصميم گرفتم، متوقف شدم چون معتقد بودم بگذار انتقادش را بكند، مگر انتقاد كردن كفر است و مجاهدين هم به دليل سلامتشان و وسط ميدان بودنشان و ادعاهائى كه دارند مى توانند و بايد جواب نقدها را بدهند ولى الان ديگر چندان شكى برايم نمانده كه اين بزرگوار عليرغم عظمتهائى كه نثار خويشتن خويش نموده و مقادير زيادى كه از محاسن خود صحبت كرده بد جورى بوى آخوندها را مى دهد و اين انتقادات را قبل از او گله اى از كله گنده هاى وزارت شكنجه و سركوب نثار مجاهدين و امثال مجاهدين كرده اند و مى كنند، تقريبا در دو ماه گذشته بيّ از ششصد مقاله ريز و درشت در سايتهاى مختلف حكومتى از جمله ايران اىنترلينگ و ايران ديدبان نوشته اند كه از خويشاوندان نسبى و سببى مقاله سعيد سلطانپورند و بنابراين لزومى ندارد با عطريات ساخت لندن و پاريس و كانادا و ساير ممالك كسى بخواهد بوى ملا را از خود زايل كند. بهتر است راست و حسينى برود و در همان ايران ديدبان و ايران اينترلينگ قلمش را بزند.مى دانى كه معتقدم انتقاد را بايد تيز و تند كرد وبحث بر سراصل و پايه انتقاد نيست ولى وقتى طرف آنطرف خط است ديگر حكايت حكايت انتقاد نيست اگر چه طرف خبرنگار باشد و با رهبر فلان حزب كه سهل است با خود پروردگار هم در باره دموكراسى!! مصاحبه كرده باشد و چيزى پنهان نخواهد ماند. در هرحال همكارى اين مدت من با ديدگاه و رفاقت شخصى من با خودت خيلى روشن مى گويد كه من مثلا از زاويه مجاهدين قضيه را نمى بينم از موضع يك نويسنده ازاد و اينور خط يعنى جائى كه ملت) و گروههائى كه در هر حال اهل بيت مردم هستند و نه حكومت) روبروى ملاها ايستاده دارم مى نويسم . اگر اين بابا عليه فدائى ها يا حزب توده يا حزب دموكرات يا حزب كمونيست كارگرى و… در گويا و اينترلينگ مى نوشت من همين موضع را مى گرفتم ومن فكر مى كنم گرفتارى كنونى ديدگاه و فشارى كه روى خودت آمدهدر اين مقطع ناشى از اين است كه يك باباى اطلاعاتى با كيف و دوربين خبرنگارى وارد جائى شده كه ما داشتيم قلممان را مى زديم والبته از همه طرف مورد انتقاد بوديم ما حالا ديگرمجبوريم موضع راست و حسينى خودمان را داشته باشيم يعنى تكليف خودمان را به تبع مسئوليتى كه داريم با اين جناب روشن كنيم ، آخر نمى شود كه در ايران اينترلينگ نشست و مقاله نوشت و از نويسندگان ديدگاه هم بو د و يا نويسنده ديدگاه بود و در مقابل اين قضيه آرامش داشت. در هر حال من ديگر دستم به قلم نمى رود وبدون انكه بخواهم به قول معروف فشارى وارد بكنم كه خودت مى دانى اهلش نيستم در صورت موضع نگرفتن ديدگاه در مقابل اين جناب به همكارى خودم به عنوان مسئول بخش تاريخ و ادبيات پايان مى دهم و همين جا عذر كم كارى هاى اين چند ماهه اخير را( به دليل گرفتارى هاى مختلف) از خود تو به عنوان مسئول ديدگاه و خوانندگان ديدگاه مى خواهم و تاكيد مى كنم اين دوران براى من پر بار و حاوى سودمندى ها و تجربه هاى مثبت قابل توجهى بود . رفاقت شخصى من و تو فارغ از اين بحث ها قرص و محكم سر جاى خودش خواهد بود و مشكلى در ميان نيست . در ضمن بگويم بدون خودت ديدگاه دوام نخواهد آورد اگر مى خواهى خودت را كنار بكشى بهتر است خداحافظى ديدگاه را اعلام كنى . در هر حال اگر با نظر من ( در باره سعيد سلطانپور) موافق نيستى( كه حق دموكراتيك توست) مى توانى همين نوشته را به عنوان پايان كار من به عنوان يكى از مسئولين ديدگاه در ديدگاه درج كنى. موفقيت تو و ساير رفقا را در پيشبرد اهداف مردمى و دموكراتيك تان آرزو مى كنم و مى دانم در اين مسير رنج فراوان مى كشيد.سر بلند و پايدار باشيد.

سيزده ژانويه 2006

اسماعيل وفا يغمائى

——-

رفيق عزيزم اسماعيل، سلام

من تا زماني که مسوول ديدگاه بودم موضع خودم را در قبال اتهامات به مجاهدين از هر کس و هر سوي و از هر ابرقدرتي گرفتم، که آخرين آن نوشتار من (دو دو تا چهارتا) شاهد اين امر است، و از آنجا که مسلمان نيستم، هر روز چند بار اشهد ان لا اله الله نمي خوانم تا خدايگان باورم کنند، و مرا عاقبت به خير کنند. رابطه فيزيکي و معنوي و سياسي من با مجاهدين و عنصر مجاهد خلق هميشه روشن و مشخص بوده، و براي من خواهد ماند.

در مورد ديدگاه هم، بي رودربايستي بگويم که ديگر هيچکاره ام که بخواهي (و بخواهيد) من رفع رجوع کرده و موضع مشخص آن را تعيين کنم. و در نتيجه خير و شر آن به من بر نمي گردد. اگر اين دوستاني که تصميم به دوباره راه اندازي آن گرفته اند، بتوانند سايتي دموکرات، ضد رژيم و فراسازمان ارائه دهند خوشا بحالشان، و اگر هم به چپ و راست زدند و کم کاري کردند و به ورطه ئي افتادند که ديدگاه و من کابوس ارزيابي اش مي کرده و مي کنم، که واي به حال آنها. هر کدام که بشود، اين کاربران هستند که تصميم مي گيرند به اين سايت سر بزنند يا نه، که اين ديدگاه ضديت سازش ناپذيري اش با رژيم اسلامي را نگاه داشته يا نه، که اين سايت به سوي نهاد و انديشهء مشخص و بخصوصي هُل داده مي شود يا نه. کاربران با قلم و قدمشان به مسوولين جديد نشان خواهند داد که آيا مسوولين چديد خطاکارند يا نه. ستون کاربران به همين منظور طراحي شده است. شما هم به عنوان يکي از مسوولين ديدگاه و يک کاربر مختار و مجازيد که ديدگاه را آنطور که لازم است سر پا نگاه داريد يا نه، قضاوت پيش از عمل بکنيد يا نه، مسوول آن باشيد يا نه.

خود اين مسوولين مي توانند به اين تصميم برسند که مي خواهند به اين کار ادامه بدهند يا نه.

رفيق مبارز و دردمندم

مهم اين است که شما هميشه همان باشيد که به آن باور داريد. بقيه همه منشعب از همين است. در اين ميان من هيچ کاره ام و هيچ کاره باقي مي مانم.

با اجازه از همين موقعيت استفاده کرده و موضع مسوول تکنيکي و طراح ديدگاه که تلفني به من ابلاغ کرده است را هم بيان کنم. ايشان (که هميشه در پشت صحنه بيشتر از همهء ما زحمت کشيد و خستگي پذيرفت) گفته اند که تا يکماه ديگر اگر علي ناظر به ديدگاه باز نگردد، از همکاري خودداري خواهد کرد. اين را گفتم که اگر يک ماه ديگر او نبود کسي ايراد را از مسوولين کنوني نبيند.

با مهر و احترام بخاطر آنچه که بودي و آنچه که هستي

علي ناظر – 14 ژانويه 2006 – مسوول پيشين ديدگاه

The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

همچنین:

گفت و گوی ویدئویی سعید سلطانپور با سیامک – کادر نظامی سابق مجاهدین خلق- فروغ جاودان-

2013/08/06 by

سعید سلطانپور، کانون بیان، ششم اوت ۲۰۱۳: …  مجاهدین خلق ایران بخشی از تاریخ معاصر ایران هستند بدون دانستن روایت های شفاهی  ، نمی توان  تاریخ ایران و شرایط سیاسی ایران را بدرستی تجزیه و تحلیل کرد. این مصاحبه بخشی از روایت شفاهی تاریخ معاصر و سازمان مجاهدین هست. عملیات فروغ جاودان در سال ۶۷ […]

گفت و گو با ابوالحسن بنی صدر درمورد قرارگاه اشرف و مجاهدین

۲۰۱۱-۱۲-۲۷
سعید سلطانپور، انقلاب اسلامی، بیست و هفتم دسامبر ۲۰۱۱: … من همان روز اول به اقای رجوی گفتم، اقا نرو بغداد وجه المصالحه می شوید . بعد که نامه ۱۴ بندی نوشت و بقول خودش مرا اخراج کرد و رفت بغداد. به تعدادی از اعضای شورای ملی مقاومت به نزدمن آمده بودند گفتم شما باتجربه ترید و نگذارید این ( مسعودرجوی ) به عراق برود . او بی تجربه است و وجه المصالحه خواهد شد. گوش نداد . وقتی ادمی رفت وجه المصالحه شد. ذهن خیال پرداز وی واقعیت را می خواهد نفی کند و یک مجازی را می سازد. اون مجاز چیست ؟ اینکه من برای دنیا خط تعیین می کنم. من به امریکا –انگلیس و شرق وغرب خط می دهم . این خود فریبی. ادم واقع گریز هست. واقعیت این است که این سازمان در آغاز ارمان خواه بوده است، مبارزه را با کشتن امریکایی ها شروع کرده است . حالا می خواهد به کمپ امریکایی ها برود نامش را هم کمپ آزادی گذاشته است …
سی امین سال تاسیس شورای وابسته به مسعود رجوی و سوالات بی جواب

۲۰۱۱-۰۹-۱۹
سعید سلطانپور، کانون بیان، کانادا، نوزدهم سپتامبر ۲۰۱۱: … اینکه در سی امین سال تاسیس شورا ، غیبت ۸ ساله مسعود رجوی ، که عدم حضور ش دلیل اشکاری بر عدم آزادی عمل توسط دولت آمریکا هست ، همچنان فریبکارانه از وی به عنوان مسول شورای ملی مقاومت یاد می شود در حالی که اطلاعیه های رجوی ، سالهاست که بدون هیچ عنوانی منتشر می شود . زمانی که اطلاعیه صاد رشد من در بغداد بودم و شهید محمود ، روزنامه مجاهد را به خانه بخش اطلاعات آورد. رجوی از فرط عجله برای تحقق رویاهایش که سرابی بیش نبود ، فرمان تشکیل شورا را در نامه ا ی با ارم مجاهدین نوشته بود. رجوی چند سال بعد در سالگرد تاسیس شورا در سوم مرداد ۱۳۶۸ ، صدها نفر از بهترین کادرهای با تجربه مجاهد را در طرحی کودکانه ، به قتلگاه فرستاد . شورا ، هیچگاه …

چه اوین ، چه اشرف ، ملاقات یک حق و یک ارزو خانواده

۲۰۰۹-۱۱-۱۰
سعید سلطانپور، کانون بیان، تورنتو، دهم نوامبر ۲۰۰۹:… رجوی در حالی شعار می دهد که مجاهدین تسلیم نمی شوند که خود بخوبی می داند آنها حداقل ۷ سال هست که تسلیم شده اند و از آنها یک کارتن زرق و برق دار باقی نمانده است . رجوی حتی در نا مه نوشتن ، هم اجازه استفاده از عنوانهایی مانند رهبر انقلاب نوین مردم ایران و یا مسول شورای ملی مقاومت ” و یا ” فرمانده ارتش آزادی بخش ” را ندارد ، عنوا ن هایی که …
۲۰۰۹-۰۸-۰۷
سعید سلطانپور، ایران پارس، تورنتو، هفتم اوت ۲۰۰:… مسعود رجوی ، مسول جان سلامتی تمامی اعضای مستقر در اردوگاه اشرف هست. زیرا ۳۰ سال حضور رجوی در راس سازمان مجاهدین و تصمیم گیری های شخصی وی ، جایی برای رفع مسولیت و عدم پاسخگوئی نخواهد گذاشت. دنیای عدم آگاهی زمان علی ( ع) هم نیست که بخواهی شهادت عمار را مثال بزنی . باضافه اینکه این روزها را بسیاری از ما پیش بینی کرده بودیم و تو را بر حذر داشته بودیم  …