وقتی کوتوله ها سقف می سازند

وقتی کوتوله ها سقف می سازند

ایران فانوس، هفدهم اوت 2014: … مسعود رجوی وقتی موفق شد مریم و مهدی را به آنچه خود می خواهد بدل کند، در مسیر همین تلاش ها در صدد بر آمد تا دیگر اعضای جان به در برده و راست قامت را بدل به مهدی ها و مریم های دیگر کند. زمانی که نیروهایش در ایران و عراق در حال جنگ و زندان و مصائب دیگر بودند، مسعود رجوی طی انقلاب ایدئولوژیکی که از سال 1364 آغاز کرده بود، کوتاه ترین سقف جهان را احداث نمود تا …

پیش به سوی جمجمه مردگان

لینک به منبع

وقتی کوتوله ها سقف می سازند

همه سقف می سازند. دیکتاتور هم سقف می سازد. سقفی که دیکتاتور می سازد، تنها به قد و قامت دیکتاتور ساخته می شود، سقفی محقر و بدون روزن. اما کوتوله ها، سقف شان بسیار حقیرتر است، تا آنجا که حتی خودشان قادر به ایستادن زیر سقف خودساخته نیستند و هر آینه در خواب و بیداری، سقف را آوار می بینند.

سال 1360 فرا رسید. در این سال، مسعود رجوی به پیروانش که سازماندهی رزمی نداشته و دارای ابزار و آلات جنگی هم نبودند، در مقابل کسانی که ضمن آمادگی از امکانات جنگی برخوردار بودند، اعلان جنگ داد اما خود در این میان سریعاً از میدان فرار کرد و خود را به جای امنی رساند. او در فرانسه شبی که نیروهایش در میادین جنگ و زندان و دربدری، به سر می بردند، با دو تن از یاران سیاسی، آقایان بنی صدر و سلامتیان، گرم بحث و گفتگو در ارتباط با جنگ های چریکی و پیروزی زودرس بود. ساعت پاسی از شب گذشته و دختری به نام فیروزه پس از در زدن وارد اتاق شد تا پدرش آقای بنی صدر را به اتاق خوابش همراهی کند.

دختر اندکی که منتظر پدر در آن اتاق بود و هارت و پورت رجوی در رابطه با جنگ چریکی را گوش می کرد، بی مقدمه به او اعتراض کرد که این بحث های کهنه دیگر سپری شده و حال با جنگ های چریکی و بدون حضور مردم، نمی توان حکومتی را تغییر داد. رجوی که با شنیدن چنین تزی از یک دختر جوان، یکه خورده و دوست نداشت کسی روی حرفش حرفی بزند، به دختر گفت، وقتی پدر را به اتاق خواب بردی دوباره نزد من برگرد تا با هم در این مورد بیشتر حرف بزنیم. پس از دقایقی که دوباره دختر به اتاق برگشت، این بار مسعود رجوی از جنگ چریکی اش که قرار بود بیش تر باز کند، حرفی نزد و وارد جنگ مخ زنی شد تا در این جنگ دست پیش داشته و برنده نهایی جنگ باشد. مسعود رجوی، همان شب باصطلاح قاپ دختر را دزدید و برنده نهایی جنگ و جنگ سیاسی شد. او استاد این نوع جنگ ها و با یک تیر دو نشان زدن و گروگشی در ارتباط با جمع آوری دیگران به زیر سقف خودش بود. جنگ چریکی نیز که در عمل و در ایران جاری بود، برای او بهانه ای برای رسیدن به مقاصد و پیروز شدن در جنگ های پشت پرده بود. البته این وصلت عشقی که سیاسی شمرده شد، دیری نپایید و تیرش به سنگ خورد.

مسعود رجوی با تجربه ای که اندوخته بود، خواست تجربه اش را به دیگران تعمیم دهد، اما دیگر مشتش نزد محافل سیاسی باز شده بود. آقای بازرگان که سال 1364 از ایران به اروپا آمده بود، رجوی از او خواست تا به ایران برنگردد و به صف مقاومت بپیوندد که بازرگان فی الفور جواب داد، چون دختر ندارم، متاسفانه جایی در مقاومت ندارم.

اما رجوی ول کن معامله نبود و کار دیگری جز این داشت. او با تجربه ای که از ازدواج دومش کسب کرد، در ازدواج سوم، ماهرانه تر عمل کرد. او بعد از مدتی که سال 1363 فرارسید، از طریق مهدی ابریشم چی و زنش مریم قجر، سقفی را برای خود و پیروانش ساخت که اندازه و ارتفاع آن سقف، امروز بر همگان آشکار است. مسعود رجوی، با یک خانواده کوچک آن چنان کرد که یکی به مهدی و دیگری به مریم بدل شدند. به قولی، عضو لم یرتابو. یعنی اگر همه ببرند، آنها قادر به بریدن نیستند. آنها چنان تهی شدند که زیر کوتاه ترین سقف جهان، جای گرفتند. یعنی شدند آنچه که نباید می شدند. نیست و باز هم نیست.

مسعود رجوی وقتی موفق شد مریم و مهدی را به آنچه خود می خواهد بدل کند، در مسیر همین تلاش ها در صدد بر آمد تا دیگر اعضای جان به در برده و راست قامت را بدل به مهدی ها و مریم های دیگر کند. زمانی که نیروهایش در ایران و عراق در حال جنگ و زندان و مصائب دیگر بودند، مسعود رجوی طی انقلاب ایدئولوژیکی که از سال 1364 آغاز کرده بود، کوتاه ترین سقف جهان را احداث نمود تا نیروهای خود را زیر سقفش جا دهد، مبادا کسی فکر فرار و قدکشیدن و بلند شدن و مقاومت و وجدان و اخلاق و غیرت و شرافت و وطن و خانواده و تعهد و وفاداری و عشق و مبارزه و تلاش و غیره، به سرش بزند. او همچنین بهانه خوبی داشت و هر آن چه که قوت خود و تضعیف دیگران را عملی و اجرایی می کرد، نیاز مبرم شرایط و جنگ صد برابر علیه دشمن، می شمرد تا دهان ها را محکم تر مهر و موم کند و افسارها را شنیع تر به دست بگیرد.

مسعود رجوی در ادامه کار و بارش که همان بندهای انقلاب ایدئولوژیک و بندهای ضد جنسیت و ضد فردیت نامیدش، دوباره سقف متحرک را به تناسب قامت و احوال جدید خود پایین کشید و انواع معضلات روانی و رادع و مانع برای نیروها خلق کرد. عملیات جاری، غسل هفتگی، دیگ، حوض و انواع نشست های رعب آور و فرسایشی تا نیروها را ویران تر از آن به بار آورد که مبادا کسی فکر انسانیت و سیاست و مبارزه به سرش بزند.

در این میان بسیاری از منتقد تا دشمن، مسعود رجوی را دیکتاتور و قدرت طلب شمردند، در حالی که او آشکار و در نهان نشان داد که در حد و اندازه یک دیکتاتور نیست و قدرت و سرنگونی نیز وسیله ای برای استمرار قدرت و ثروت و مکنت سازمانی اش است. در همین راستا ترس از مردان باعث شد که مردان را شبه اخته و زنان را به رقص مرگ وا دارد، بلکه چند صباحی در راس اقتدار سازمانی و بی هیچ گزند و آسیبی به شکم بارگی و زن بارگی مشغول شود و هر آنچه را که تا کنون ضد ارزش بوده را ارزش بنامد و هر آنچه ارزش را ضد ارزش تبلیغ کند.

با آن که مسعود رجوی طی سه دهه اخیر با بیشمار قربانیان و رنج و شکنج دهها هزار جوانان ایرانی برای خود سقف ضد بمب اتمی و سلاح های کشتار جمعی، ساخته اما سقفش در مقابل دریایی از اشک ها و مویه ها و ناله های چند نسلی که امید و آرزوهایشان بی هیچ ثمری به یغما رفته بود، آرام آرام به آوار بدل شد تا عبرتی برای نسل های آینده و تاریخ باشد.

“پایان”

***

همچنین:

رجوی و گروگانهاایرج مصداقی: توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsدر زیر سایه ملکه تروریست ها!

فروپاشی از درون

ایران فانوس، نهم اوت 2014: …  مسعود رجوی، طی نیم قرن اخیر و بنا بر تجاربی که اندوخته تشکیلاتی و فرقه ای را بنا نهاده که اولاً نوک هرم هر روز بزرگتر و مقدس تر باشد و دوماً فرقه به تناسب بسته بودن و ضدیت کورش با جهان بیرون، از بیرون ضربه نخورد و نشکند. در این حین او که از یک فرصت تاریخی استفاده کرده و جهت حذب نیرو نیاز به ت

تأملى بر دروغ و فریب مریم رجوى در مصاحبه با خبرنگار فاکس نیوز

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دوازدهم اوت 2014: … اخيراً مريم قجر مصاحبه داشته با اريك شان، خبرنگار شبكه فاكس نيوز. بگذريم از ماهيت اين شبكه آمريكايى. آنچه قابل تأمل است، افاضات و حقه و دروغهايى است كه مريم قجر به خورد خبرنگار و ببيندگان اين شبكه داده است كه سرتاسر صحبت هايش عارى از

از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت سوم)

کریم غلامی، ایران فانوس، هشتم اوت 2014: … آنچه که در فصل قبل گفتم یعنی دوران پذیرش در سازمان مجاهدین به همین سادگی است، برعکس آنچه که سازمان می گوید ورود به سازمان خیلی سخت ولی خروج از آن ساده می باشد، یک دروغ بزرگ است که در ذهن همه کاشته اند. پذیرش من در سازمان مجاهدین، فقط شامل دو هفته ماندن در یکی از پایگاه های مجاهد

بحران و علل آن

مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، هشتم ژوئیه 2014: …بیست و نهم ژوییه، کنفرانسی توسط مجاهدین در پاریس انجام شد که این کنفرانس و مواضع بیان شده از سوی مجاهدین و خانم رجوی بسیار تامل برانگیز است. این کنفرانس، بسیار دقیق از سطح سیاسی و عمق فهم سازمان مجاهدین و رهبری آن انعکاس میدهد. نویسنده نظرگاه سیاسی در باره مسایل مختل

جادوی ادبیات

مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، سوم اوت 2014: … اخیراً توپخانه زهوار در رفته مجاهدین آتش سنگینی بر مواضع مخالفین و منتقدینش باریده است که نه شدت آتش، بلکه جلف و هجو بودن آتش در نوع خود کم سابقه است. البته تبلیغات مجاهدین، در همه ادوار عمر از همین روش برای سرکوب و تحقیر مخالفین