ویلپنت: می توان و باید موش زایید (+هشدار در مورد جعل نام انجمن نجات توسط رجوی)

ویلپنت: می توان و باید موش زایید (+هشدار در مورد جعل نام انجمن نجات توسط رجوی)

انجمن نجات، مرکز کرمانشاه، پانزدهم ژوئن 2015:…  رجوی ها برای این تقابل ابتدا پرچم های زرد و نمای زمینه زرد و جو ساز هرساله را عوض و با رنگ آبی سرمه ای غلیظ زمینه سالن و صندلی ها طوری مات و یک رنگ کرده بود که آمار صندلی های خالی و بی رمقی شرکت کننده ها و شکل و کاراکتر آدمها به چشم نیاید . درعوض ردیف های جلو و نمای چپ و راست سالن و اطراف جایگاه را با پرچم امریکا و …

خانواده های گروگانهای فرقه رجوی بیرون کمپ لیبرتیکیهان لندن: لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

هشدار! ماشین تبلیغاتی مجاهدین و سوءاستفاده از نام انجمن نجات

لینک به منبع

دستگاه تبلیغاتی فرقه ی مجاهدین خلق با ایجاد وبلاگی با نام ” انجمن نجات” سعی بر جذب مخاطب دارد.

انجمن نجات آرمرفتار غیر حرفه ای فرقه ی رجوی نشان گر درماندگی دستگاه پروپاگاندای آن است. استفاده از اسامی مشابه در زمینه های تجاری و برندینگ همواره از مصادیق رقابت مکارانه بوده و ممنوع است. از همین روست که شرکت ها انجمن ها و مؤسسات با ثبت نام خود در اداره ی ثبت شرکت ها حق انحصاری داشتن یک نام را به خود اختصاص می دهند.

انجمن نجات ایران نیز به عنوان یک سازمان مردم نهاد نام خود را ثبت کرده است و در تعریف رسالت خود در صدر فعالیت هایش جمله ی زیر دیده می شود: تلاش برای رهایی اسیران فرقه مخرب رجوی.

در حقیقت، این اقدام فرقه مهر تاییدی ست بر سوء شهرت مجاهدین خلق به عنوان فرقه ای مخرب با سوابق ترور و خشونت که جایگاهی در میان جامعه ایرانی ندارد.

راه اندازی وبلاگی تحت عنوان ” انجمن نجات” از سوی فرقه رجوی به معنای قبول شکست در رقابت با این نهاد مردمی است. مجاهدین برای مقابله با مقبولیت اعضای انجمن نجات –شامل خانواده های اعضای دربند فرقه و جداشدگان از فرقه – به سخیف ترین و دم دستی ترین حربه روی آورده اند.

شایان ذکر است که در این وبلاگ لینک وبلاگ های دیگری با اسامی مشابه دیگر سایت های جداشده ها مانند ایران اینترلینک نیز دیده می شود.

ویلپنت : می توان و باید موش زایید

“تبریک به جداشدگان، تحریم ویلپنت به بار نشست”

لینک به منبع

تجمع پوشالی امریکایی انگلیسی در ویلپنت 94 که با زمینه و سیاهی لشگر خارجی و افریقایی راه اندازی شده بود وجه غلیظ و بارز آن تقابل با افشاگری ها و روشنگری های چند ساله جداشدگان ازفرقه بود . به گونه ای که فرقه رجوی برای این کار از موضع ضعف تا حدودی کنترل و مدیریت کار را به مجریان و گردانندگان انگلیسی و امریکایی مثل تام ریچ –تویسرلی – جولیانی سپرده بود .

درمجموع محاسبات کار و جمعبندی چندین ساله از رسوایی های سالیان قبل را از توی افشاگری های جداشدگان بیرون کشیده و به این نتیجه رسیده بودند که خط و خطوط را عوض کنند .

رجوی ها برای این تقابل ابتدا پرچم های زرد و نمای زمینه زرد و جو ساز هرساله را عوض و با رنگ آبی سرمه ای غلیظ زمینه سالن و صندلی ها طوری مات و یک رنگ کرده بود که آمار صندلی های خالی و بی رمقی شرکت کننده ها و شکل و کاراکتر آدمها به چشم نیاید .

درعوض ردیف های جلو و نمای چپ و راست سالن و اطراف جایگاه را با پرچم امریکا و انگلیس پوشانده بودند . این ها سرپوش بردماغ سوختگی و افشاگری سالیان قبل بود . درواقع تخمین ماکزیمم آمار سالن حدودأ 2 تا 3 هزار نفر و شاید در شق روشن به 4 هزار نفر می رسید ” می خواستند به جداشدگان بگویند هی افغانی و افریقایی و گرسنگان را توی سرما نزنید این بار همه اش امریکایی و انگلیسی اند “.

افتضاح در بی رمقی حاضرین و نمایندگان انگلیسی و امریکایی با هشتاد سال سن و عصا وسمعک و انواع و اقسام نگه دارنده های کهنسالی و از طرفی مثل روز روشن بود که یک نفر پولی گرفته و بقیه را مثل کلاس اولی ها توجیه و روی سن آورده و ازجانب آنها حرف می زند .

نکته جالب اینکه تام ریچ امریکایی وجولیانی گفتند ما به مجاهدین تعهدی ندادیم که در مقابل امضاء درعراق پای توافق باعراق از مجاهدین حمایت کنیم . بلکه تام ریچ گفت : حمایت آنها از مجاهدین صرفأ در قبال دادن اطلاعات و جاسوسی های هسته ای و نظامی از ایران است .

نکته جالبی که در حرف های جولیانی بود اینکه لیستی را نشان میداد و از تحت تعقیب های مجاهدین به جرم ترور و آدم کشی پرده برداشت و گفت ما پول گرفته ایم که هرطور شده این لیست را از عراق خارج نماییم . اما دولت امریکا به وعده اش عمل نکرده است .

او لو داد که در سیستم حاکم امریکا به این جمعبندی درخصوص مجاهدین رسیده اند که آنها آلترناتیو نیستند و نمی توانند هم باشند . و درادامه از استقلال خواهی خلق ها و ضعف امریکا در سرکوب آنها مثل قرن گذشته سوز و گداز کرد.

حرف و هشدار جداشدگان به جولیانی ، حامی دو آتشه تروریست های تحت تعقیب رجوی این است که دست آغشته به خون تروریست ها شستن دقیقأ هم جرم شدن با آنهاست و به هیچ وجه بخشودنی نیست .

***

حمله تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی در پاریس 2015عملیات ناموفق تروریستی فرقه رجوی علیه آقای مصطفی محمدی و دخترش در اور سور اواز فرانسه

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15285

خانواده؛ رعشه مرگ و کابوس مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

انجمن نجات، مرکز کرمانشاه، ششم ژانویه ۲۰۱۵:…  سابقه دشمنی رهبری مجاهدین با خانواده اسیران خود به سه دوره و سرفصل تقسیم می شود: ۱)ابتدا زمانی که فرقه از خانواده بعنوان محمل و عادیسازی در عملیاتهای ترور و خرابکاری در فاز اولیه و انتحاری در داخل کشور در سالهای اولیه انقلاب استفاده می کرد . ۲)زمانی که فرقه و ارتش و قشون و استراتژی جنگ در عراق قفل شد و سازمان وجه المصالحه …

خانواده ایستاد اشرف افتاد، اشرف نایستاده افتاد

لینک به منبع

خانواده؛ رعشه مرگ و کابوس مجاهدین

سابقه دشمنی رهبری مجاهدین با خانواده اسیران خود به سه دوره و سرفصل تقسیم می شود:

۱)ابتدا زمانی که فرقه از خانواده بعنوان محمل و عادیسازی در عملیاتهای ترور و خرابکاری در فاز اولیه و انتحاری در داخل کشور در سالهای اولیه انقلاب استفاده می کرد .

۲)زمانی که فرقه و ارتش و قشون و استراتژی جنگ در عراق قفل شد و سازمان وجه المصالحه شد که رهبری فرقه وجود خانواده را عامل شکست هایش دانست و تیشه به ریشه آن زد و آن تراژدی های دردناک و اسفباری که بوجود آورد زنان و مردان را از هم جدا کرد و کودکان را نیز به خارجه فرستاد .

۳)بعد از خلع سلاح و ایزولاسیون در اسارتگاه اشرف و پروژه حضور خانواده اسیران در پشت دیوار اشرف و خواستار ملاقات با فرزندانشان شدند که رجوی را مجبورکرد که فرزند به صورت پدر و مادر و برادر و خواهر خونی خود با سنگ و چماق حمله ور و آنها را مجروح و هزاران توطئه و اهانت و توهین نابجای دیگر.

درخصوص مورد اول و سو استفاده رهبری مجاهدین از خانواده همین بس که تیم های ترور وعملیاتی مجاهدین بلاجبار خانه های اعضای خود را پایگاه کرد و خانه تیمی کرد و برخلاف میل آنها باعث درگیری نظامی در خانواده شد و موجب قتل عام و انفجار خیلی از خانواده ها گشت . و همچنین چه پدران و مادرانی که بدون کمترین اطلاعاتی از کاری که مجاهدین آنها را مجبور به انجام آن می کردند نابود شدند وچه بچه های خردسالی که به عنوان محمل و بهانه زندگی مشترک توسط رجوی طعمه انفجار و فلاکت و بدبختی شدند .

این سرفصل از دوران سیاه و و شقاوت پیشگی رجوی محسوب می گردد و فی الواقع ابعاد گسترده ای دارد و خیلی درمورد آن گفته شده و نوشته شده است و مستندات و کتابهای فراوانی با فاکت های مستدل و مادی و ملموس و ثابت شده وجود دارد .

و اما در مورد دوم و جنگ با خانواده دربعد از آتش بس جنگ ایران و عراق و ایزولاسیون رهبری مجاهدین و شکست نظامی و استراتژیکی و عراقی شدن مجاهدین .

در این فاز ابتدا رهبری فرقه در ستاد کل خود تهدیدات خانواده را بررسی و راه کارهای فرقه ای و تروریستی خود را تبدیل به تاکتیک ضدیت عملی و پراتیک کرد .

رجوی ابتدا در شگردی ضد انسانی برای نابود کردن رابطه اسیران خود با خانواده در ایران از طرف تمامی اسیران به استثنای حلقه اولیه اطراف خود نامه های جعلی با فراخوان آتشین برای خانواده در جهت موضع گیری و جنگ با رژیم به آدرس های خانواده ها مکتوب و تهیه کرد و در این پروژه همه نامه ها را با ضمیمه کردن عکس های رهبری فرقه و شعارهای استراتژی سرنگونی به عمد به آدرس های نهاد های امنیتی در ایران ارسال تا وانمود کند که خانواده ها فعال و رابطه تنگاتنگ بین اعضا موجود در عراق و خانواده وجود دارد تا با این ترفند با دادن آدرس غلط و مشکوک به رژیم موقعیت خانواده را به خطر اندازد واین چنین ریشه تمامی مرزبندی ها و ارتباطات عاطفی اسیران با خانواده را هم از بین ببرد .

خلاصه رهبری فرقه به این دلیل به این استراتژی روی آورد که فهمیده بود که دیگر هیچ امیدی به پایگاه مردمی نیست و حتی خانواده اسیران خودش نیز او را شناخته اند و علیه او موضع گرفته اند به همین دلیل استارت اولیه انتقام گیری از آنها را زد .

در این راستا در خصوص انهدام کانون خانواده در تشکیلات و کشت و کشتارهای مغول گونه و دیکتاتوری های فرقه ای قلعه الموت وارش شامل حال خانواده های در عراق هم شد و این مقوله را همه جداشدگان طی افشاگری و روشنگری ها از طریق کتاب و مقالات و مستندات و مصاحبه های مفصل ارائه کرده و ابهامی برای کسی باقی نمانده است .

اما در مورد سوم رجوی ها شرم آورترین و زشت ترین اقدام را علیه خانواده های اسیران خود رقم زدند .

بعد از اینکه دیکتاتور عراق سقوط کرد و جمع زیادی از کادرهای اعضای قدیمی و جدید فرقه رجوی در عراق با سیاست های ضد انسانی رجوی تقابل کرده و از آن غار بیرون آمدند و با ورود به دنیای آزاد با روشنگری های خود پرده از جنایات رجوی برداشتند و سپس اقدام به تاسیس انجمن هایی برای رهایی دوستان خود از چنگال رجوی نمودند .

خانواده های آن اسیران هم که اغلب دو دهه از وجود فرزندان و پدران ومادران خود بی خبر بودند فعال شدند و با وصل به این انجمن ها اقدام به تحصن در پشت دیوارهای اشرف کردند که این کار رجوی را ابتدا غافل گیر و مجبور به تن دادن به برخی ملاقات ها با تمامی محدودیت ها کرد . از آنجایی که این ملاقات های محدود باعث جدایی صدها تن شد لذا رجوی درب اسارتگاه را بست و همه خانواده ها را عامل اطلاعات ایران و مزدور معرفی کرد و آنچنان ترس و رعشه ای بر اندامش افتاد که سران ورهبران فرقه به تکاپو افتاده و مرگ خود را در حرکت خانواده دیدند و با تحریک و اجبار اسیران برای سنگ زندن به صورت پدران و مادران خود و به تلویزیون کشاندن آنها برای سرهم کردن چرندیات ضد خانواده راه آنها را برای خروج سد کند .

بدین صورت رجوی حتی به یک خانواده از اسیران خود اعتمادی ندارد تا چه رسد به حمایت مردمی و داخلی . این ترس و وحشت از خانواده ها فرقه رجوی را به جایی رسانده که دیگر نه کاری به رژیم دارد و نه کاری به شعار زنگ زده سرنگونی و نه چیز دیگری . فقط و فقط دشمن درجه یک خود را جمعیت به خشم آمده خانواده می بیند و وحشیانه علیه آنها موضع می گیرد .

بی بی سی عربی: صدها تن از خانواده ها، رهبران مجاهدین خلق را به گروگان گیری عزیزانشان متهم می کنند

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15179

برق موضعگیری سخنگوی مجاهدین!!!!! (اصرار رجوی بر مشروع کردن خون کهنسالان کمپ لیبرتی، چرا؟)

sarrafpour03012015حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، سوم ژانویه ۲۰۱۵:…  نیاز شدید مریم و مسعود رجوی به تبلیغات پوچ به حدی زیاد شده که انتقاد مخالفان به ایشان در مورد درخواست سلاح برای مشتی آدم پیر و بازنشسته را با ذوق و شوق بدین گونه تعبیر کرده که ولایت فقیه از آن به هراس و رعشه افتاده است!!!! مریم قجر تصور می کند با یک تز درخواست سلاح، الان سیل جنگ افزار از آمریکا به لیبرتی …

مجاهدین خلق رجوی امام امریکامریم رجوی، «نمایشهای اروپایی» و «ریزش و رانش» چند ساله نیرو

لینک به منبع

برق موضعگیری سخنگوی مجاهدین!!!!!

نیاز شدید مریم و مسعود رجوی به تبلیغات پوچ به حدی زیاد شده که انتقاد مخالفان به ایشان در مورد درخواست سلاح برای مشتی آدم پیر و بازنشسته را با ذوق و شوق بدین گونه تعبیر کرده که ولایت فقیه از آن به هراس و رعشه افتاده است!!!!

مریم قجر تصور می کند با یک تز درخواست سلاح، الان سیل جنگ افزار از آمریکا به لیبرتی روانه می شود و اعضای پیر و فرتوت فرقه ایشان که قریب به هشتاد درصد آنها از بیخ حاضر به ماندن در عراق نیستند، بناگاه مبدل به سربازان زبده جنگی شده و سرنگونی موهوم ایشان را محقق کرده و با شعار کذایی “مریم مهر تابان، میبریمت به تهران”، وی را بر دوش های خود حمل کرده به تهران خواهند برد!…

این بانوی کهنسال جنگ و ترور که سال ها در حسرت رسیدن به تهران، حسرت ملکه الیزابت را بر دل دارد، از یادش رفته که ده سال قبل با آنهمه توپ و تانک اهدایی صدام حسین که نیروهای نسبتاً جوان او در دست داشتند، شهامت جنگ نداشت و یاران خود را زیر بمباران رها کرده و به فرانسه گریخت. و اینکه با چند کلاشینکوف و کلت نمی تواند ارتش بازنشسگان را سامان بخشیده و جمهوری اسلامی را به هراس افکند.

sarrafpour03012015عکس از سایت مجاهدین خلق (فرقه رجوی). مشروع کردن ریختن خون کهنسالان کمپ لیبرتی. چرا؟

به این بانوی سرکوب و ترور باید گفت:

این برق موضعگیری به حدی بی سو و بی رمق است که اگر شخصاً هم به عراق بروی دیگر نمی تواند حتی یک شمع را هم کم سو کند چه رسد به اینکه کسی را بترساند. بهتر است این رجزخوانی ها را برای مراسم تشییع فرقه ات ذخیره کنی. اصلاً بهتر است به عراق بروی و با شورای مرکزی جدیدی که قرار است تولید کنی، موسسین پنجم را هم بنیانگزاری کنی چون از موسسین چهارم شما که سال گذشته ادعا می کردی در شهرهای مختلف دارند تشکیل می شوند هم بخاری در نیامد. شاید از موسسین پنجم با حضور خودت در لیبرتی بتوانی سنگ قبر خوبی برای به خاک سپردن تشکیلات مافیایی خود بسازی.

گزارش کمپ لیبرتی 6مسعود رجوی_ از گله وشکایت از ارباب جدید ( امریکا ) تا تقاضای اسلحه برای سالمندان لیبرتی ( ! )

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15127

خانم رجوی، روضه خوانی آمریکایی ها یا تکدی گری از آمریکایی ها؟

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، سی و یکم دسامبر ۲۰۱۴:…  اما نکته دیگر اینجاست که رجوی با بی شرمی هرچه تمام تر مدعی شده که درخواست “نفی عضویت” برای انتقال داده شدن به آمریکا را “اعضای فرقه اش” نخواهند پذیرفت و تن به این “ذلت” نخواهند داد. عجبا! کسی این حرف را بر زبان می آورد که برای انتقال خود به فرانسه نه تنها رهبریت فرقه مجاهدین از سوی خود را نفی نمود که حتی مجاهد بودن خود …

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIThe Mojahedin Khalq (Rajavi cult) and Saddam’s daughter support the Islamic State of Iraq and the Levant (ISIS)

لینک به منبع

خانم رجوی، روضه خوانی آمریکایی ها یا تکدی گری از آمریکایی ها؟

مریم رجوی چند روز قبل توسط یکی از سخنگویان خود مدعی شده که آمریکایی ها در مورد داعش و خطرات آن، برای مجاهدین “روضه خوانی” می کنند و می گویند به دلیل این خطر نمی توانند نیروی نظامی برای حفاظت از فرقه مجاهدین اختصاص دهند.

مشخص نیست که اگر آمریکایی ها به قول وی سالهاست که خلف وعده می کنند به چه علت ایشان در طی این ده سال همچنان مشغول ماله کشی سیاست های غرب و آستانبوسی لابی های صهیونیست خود هستند و لحظه ای از کنار درب ارباب بی مروت دنیا کنار نمی روند و به دریوزگی از این ارباب مشغول هستند؟

مریم رجوی حامد صرافپور 1

اما نکته دیگر اینجاست که رجوی با بی شرمی هرچه تمام تر مدعی شده که درخواست “نفی عضویت” برای انتقال داده شدن به آمریکا را “اعضای فرقه اش” نخواهند پذیرفت و تن به این “ذلت” نخواهند داد.

عجبا! کسی این حرف را بر زبان می آورد که برای انتقال خود به فرانسه نه تنها رهبریت فرقه مجاهدین از سوی خود را نفی نمود که حتی مجاهد بودن خود را هم کتمان کرد. و شگفت اینکه تمامی سران این فرقه که از اشرف به اروپا گریختند حتی اسم و فامیل خود را نیز تغییر دادند که شناخته نشوند اما امروز وقیحانه از اعضای اسیر خود در لیبرتی می خواهند که مجاهد بودن خود را نفی نکنند و آنرا ذلت خوانده و مدعی می شوند حتی اگر همگی کشته شوند چنین شرطی را نخواهند پذیرفت…

خانم مریم قجرعضدانلو‍!

آیا شما هیچ از این سخنان متناقض و شرمسار نیستید؟ البته سالهاست که اثبات شده شما معنی شرم را نمی دانید اما آیا حداقل پیرامون شما هم از شرم خبری نیست که به شما متذکر شوند که پیش از همه هویت خود را انکار کرده اید، چرا از دیگران می خواهید که انکار نکنند؟

آیا مسعود رجوی در نمایش گزینش شما به عنوان ریاست جمهوری که در باقرزاده برگزار شد رسما اعلام نکرد که عضویت مریم در فرقه مجاهدین به حالت تعلیق درآمده و رسماً اعلام نکرد که همه اعضای شورای رهبری مجاهدین که به همراه شما به اروپا سفر می کنند نیز عضویت شان در فرقه به حالت تعلیق در می آید؟ آیا آنروز به دروغ و برای اینکه کسی متناقض نشود مدعی نبود که اینکار بخاطر عضویت در شورای ملی مقاومت است؟

براستی که شما مادون هرگونه شرم و شرف انسانی هستید. برای نجات خودتان رسماً عضویت خود در مجاهدین را نفی کردید در حالی که رهبر مجاهدین بودید اما برای اعضای اسیر در لیبرتی مدعی می شوید که اینکار ذلت بار است و به قیمت جان هم نباید پذیرفت!!!! مگر جان شما الان در خطر است که برای ساکنان لیبرتی این شرط را قائل می شوید؟

چرا وقتی از عراق فرار کردید به یاد این اقدام ذلت آور نبودید و خود به اینکار دست زدید؟

شما به این هم بسنده نکرده و درخواست داده اید که حداقل ده درصد سلاح های شما را بازگردانند تا در برابر مهاجمین ایستادگی کنید!!! البته اینرا از قول خودتان نمی گویید بلکه از اسیران می خواهید چنین کنند. شما در امن و امان فرنگ هستید. از یک طرف از نیروها می خواهید که هویت مجاهد بودن خود را نفی نکنند و از طرف دیگر سلاح می خواهید که در داخل عراق با آن، مشتی پیرزن و پیرمرد جلوی نیروهای تروریست مهاجم را بگیرند!. یعنی دقیقاً جهت به کشتن دادن آنان… این اوج بی وجدانی شماست. چرا رهبران فرقه را با نفی هویت و حتی با تغییر اسم به اروپا منتقل می کنی اما زمینه را برای ماندن اعضای ساده در عراق مهیا می کنی و می خواهی آنها را به جنگ بکشانی که همگی کشته شوند؟

هموطنان عزیز توجه بفرمایید، این بانوی تزویر و ترور در ادامه از زبان سخنگوی خویش می گوید که ۱۷۰۰۰ قطعه از سلاح های تحویل داده شده به ارتش آمریکا “انفرادی” بوده و “خود” خریده اند!!!. وی در جای دیگر مدعی شده که آنرا از “ارتش عراق” خریده اند و مدارک آنهم موجود است!.

مریم رجوی حامد صرافپور 2

خانم مریم رجوی،

این سلاح ها از “ارتش عراق” خریداری نشده و شما آنرا نخریده اید بلکه همگی از دیکتاتور سابق عراق یعنی “صدام حسین” به هدیه گرفته شده تا علیه مردم عراق و ایران بکار گرفته شود و بارها در این رابطه مورد استفاده قرار گرفته است. مردم عراق امروز شما را دشمن خود و از اعضای حزب بعث عراق می دانند. همه چیزهایی که از صدام هدیه گرفتید و برای آن سند و مدرک جعلی درست کردید متعلق به مردم عراق بوده است. همان مردمی که امروز در حاکمیت هستند. لذا شما هیچ حقی بر خودروها و زمین ها و جنگ افزارهای معدوم شده ندارید. اگر هم پول و ثروتی اندوخته اید همگی متعلق به همان اسیرانی است که می خواهید به کشتن دهید و یا به کسانی تعلق دارد که از جور و ستم شما فرار کردند و امروز در نقاط مختلف زندگی می کنند. شما یک سارق مال و ناموس هستید و به همین علت از سارقین و جنایتکاران دفاع می کنید. شما اگر در یک نقطه شرم برایتان باقی مانده باشد در این نقطه است که جرأت ندارید بگویید مواجب بگیر صدام بوده اید و در لفافه مدعی هستید که از ارتش عراق سلاح خریده اید… کدام ارتش عراق؟ منظور شما دقیقا ارتش صدام حسین است. جز صدام حسین و ارتش صدام چه کسی در آن زمان به شما سلاح و جنگ افزار فروخته است؟ مگر خرید و فروش جنگ افزارهای سبک و سنگین مجاز است که هر گروه تروریستی آنرا براحتی از یک دولت رسمی در جهان خریداری کند؟

خانم رجوی،

به مکر و جنایت خود پایان بده، تو دیگر قادر به فریب مردم ایران نیستی. سازمان ملل و دولت آمریکا هم بخوبی شما را شناخته اند. اینرا ما جداشدگان طی دهسال گذشته، از همان روزهایی که اسیر جنگی ایشان بودیم به آنان آموختیم که شما رهبر فرقه رجوی از اساس قابل اعتماد نیستید همانطور که خود آمریکایی ها هم نشان دادند که قابل اعتماد نیستند. پس تقلای شما بیهوده است. سازمان ملل هنگام مصاحبه با ما به شدت نیرنگ و دغلکاری شما پی برد. آمریکایی ها هم بعد از چهار سال که ما را اسیر کرده بودن به مرور متوجه شدند که شما تا چه حد نیرنگ باز و دغلکار هستید اما چون به شما نیازمند بودند برای مدتی شما را ساپورت کردند. دوران ماه عسل شما و آمریکایی ها تمام شده است. ماکزیمم شما می توانید با پول تعدادی لابی صهیونیست مثل جان بولتون و مک کین را اجاره نمایید. اما دوران اعتماد به شما گذشته است.

حامد صرافپور

۱۰ دی ۱۳۹۳

۳۱ دسامبر ۲۰۱۵

مریم رجوی داعش تروریسم European MEK Supporters Downplay ISIS Role in Iraq (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI, Rajavi cult)

***

همچنین:

رجوی، شیاد و دروغگوی تاریخ (بالاخره این لیبرتی کمپ است، اسارتگاه، رزمگاه، یا …)

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویانجمن نجات، مرکز کرمانشاه، نوزدهم دسامبر ۲۰۱۴:…  اول کمپ ترانزیت لیبرتی بود . اکنون یکی می گوید زندان لیبرتی – یکی رزمگاه لیبرتی – یکی اسارتگاه لیبرتی – یکی مخفیگاه لیبرتی – یکی می گوید اشرف گاه دوم و یکی دیگه فاضلابگاه و یکی هم چند تا ن

یک خاطره از یک سوژه نشست حوض در حضور رجوی (عو عو کردن جواد برای اثبات وفاداری به رهبر فرقه)

انجمن نجات، مرکز کرمانشاه، پنجم دسامبر ۲۰۱۴:…  جواد درمانده و وامانده گفت من نمی دانم اکنون در این جا چطور این کاررا ثابت کنم . رجوی به جمع گفت کسی پیشنهادی دارد . یک دفعه فردی به نام طاهر سلجوقی از مسئولین بلند شد و گفت جواد برای خرد کردن شخصیت خود و اینکه به خود ثابت کند که چیزی برای از دست دادن ندارد مثل سگ عو عو کند

جیغ بنفش مجاهدین در قبرستان لیبرتی (رجوی: سرنگونی یعنی سرنگونی نفرات سابق خودمان)

انجمن نجات، مرکز کرمانشاه، نهم نوامبر ۲۰۱۴:…  ماحصل چندین ماهه و شاید چندین ساله رهبری فرقه مجاهدین که راندمان آن در مقاله یکی از اسرا در سایت ایران فحشاگر بیرون زده چهار کلمه است که رجوی آنرا در بین المرأ و مغزچه اسیرانش جا انداخته است . ۱-مالکی رفت ۲-کوبلر رفت ۳-جداشدگان ما را رسوا کردند ۴-سردا