ویکی لیکس افشا کرد: کشتار مردم سوریه توسط منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)

ویکی لیکس افشا کرد: کشتار مردم سوریه توسط منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)

Maryam Rajavi terrorist syriaایرنا، تهران، چهارم ژوئیه 2015:…  براساس اسناد منتشر شده توسط ویکی لیکس، این افراد در اجرای نقشه های خود با نام نیروهای ایرانی، کشتار غیرنظامیان را آغاز کردند تا از این طریق با خوش خدمتی به کشورهای حامی تروریستها، ایران را از همان ابتدای بحران سوریه درگیر جنگ این کشور کرده و چهره ایران را خدشه دار کنند. اسناد منتشر شده ویکی لیکس، گروهک منافقین را در مناطق مختلف سوریه …

Maryam Rajavi terrorist syriaگروهک منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) رسما از داعش حمایت کرد 

لینک به منبع

ویکی لیکس افشا کرد: کشتار مردم سوریه توسط منافقین

تهران- ایرنا- ویکی لیکس با انتشار اسنادی فاش کرد که اعضای گروهک تروریستی منافقین در سال 2011 وارد سوریه شدند تا با کشتار مردم و معارضان دولت این کشور، مسئوولیت این کشتارها را به گردن ایران بیاندازند.

به گزارش ایرنا به نقل از پایگاه خبری الحدث نیوز، اعضای این گروه تروریستی که سالها در پایگاه اشرف در عراق مستقر بودند در آغاز حوادث سوریه در سال 2011 وارد منطقه درعا شدند.

براساس اسناد منتشر شده توسط ویکی لیکس، این افراد در اجرای نقشه های خود با نام نیروهای ایرانی، کشتار غیرنظامیان را آغاز کردند تا از این طریق با خوش خدمتی به کشورهای حامی تروریستها، ایران را از همان ابتدای بحران سوریه درگیر جنگ این کشور کرده و چهره ایران را خدشه دار کنند.

اسناد منتشر شده ویکی لیکس، گروهک منافقین را در مناطق مختلف سوریه از جمله حلب و اطراف دمشق و اعضای آن را در حال آموزش تروریست های مسلح موسوم به معارضان مخالف دولت نشان می دهد.

به گزارش ایرنا، پیش از این نیز در آذرماه سال 1392 یک عضو جدا شده از این گروهک تروریستی، در گفت وگو با خبرنگار ایرنا در بغداد گفته بود که حلقه ارتباط و اعزام نیروهای گروهک منافقین با تشکلی موسوم به ارتش آزاد سوریه، افراد مسلح حزب منحله بعث عراق (شاخه عزت ابراهیم) در مرز اردن هستند و این افراد اعضای گروهک تروریستی را برای ارائه آموزش های جنگ شهری و مبارزه مسلحانه در پوشش امدادگران جنگی به سوریه اعزام می کنند.

همچنین روزنامه فرانسوی فیگارو نیز در سال 92 اعلام کرده بود که عناصر گروهک تروریستی منافقین برای شرکت در اقدامات نظامی ضد حکومت سوریه در ادلب حضور دارند.

به نوشته این روزنامه، سازمان های اطلاعاتی عربی و غربی از منافقین علیه دولت سوریه استفاده می کنند.

شبد**1480** 3404 ** 2023

انتهای پیام /*

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسمابراهیم خدابنده: مجاهدین خلق بازیچه دست غرب در پرونده هسته ای

تد پو: مجاهدین برای ما و سازمان سیا سنگ تمام گذاشته اند

Maryam Rajavi terrorist syriaThe Mojahedin Khalq (Rajavi cult) and Saddam’s daughter support the Islamic State of Iraq and the Levant (ISIS)

فرقه ی رجوی ، سرهنگ سناتور جان مک کین و حمایت از وجدان بشری؟!

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19542

ابراهیم خدابنده: آبشخور داعش و مجاهدین خلق یکی است

ایرنا، تهران، بیست و نهم ژوئن ۲۰۱۵:…  مسئول دفتر گروهک منافقین در لندن افزود: در آن مقطع حتی رجوی ادعا می کرد ما با این اقدام خط وابستگی را کور کردیم و به نوعی این اقدام تروریستی خود را ضد امپریالیستی و ضد آمریکایی تبلیغ می کرد. خدابنده ادامه داد: اما سال ها بعد و زمانی که آمریکا منافقین را جزو گروه های تروریستی اعلام کرد رجوی در قرارگاه اشرف گفت آمریکا با این کار می خواست به دولت …

 ابراهیم خدابنده الجعفریگفتگوی ابراهیم خدابنده با ابراهیم جعفری (درخواست عاجل خانواده ها)

لینک به منبع

عضو جداشده از گروهک تروریستی منافقین: آبشخور داعش و منافقین یکی است

ابراهیم خدابندهتهران- ایرنا- عضو سابق گروهک تروریستی منافقین با بیان این که داعش و منافقین یک آبشخور دارند،گفت: اگر مردم در برابر منافقین مقاومت نمی کردند و توان نیروهای اطلاعاتی- امنیتی ایران نمی بود، در غرب ایران نیز اتفاقاتی رخ می داد که امروزه در سوریه و عراق شاهد هستیم.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، ابراهیم خدابنده، روز دوشنبه در میزگردی با عنوان «از منافقین تا داعش» که در موسسه مطبوعاتی ایران برگزار شد، ضمن تشریح فرایند مغز شویی و کنترل ذهن مخرب توسط جریانات فرقه گرا، افزود: این گروه ها با سوء استفاده از مذهب و برداشت وارونه از آن برای کسب و حفظ قدرت بهره برداری می کنند .

وی با اشاره به ادعاهای ضد امپریالیستی گروهک تروریستی منافقین ادامه داد: سازمان مدعی بود جریانی ضد امپریالیستی و تنها نیرویی است که استقلال کشور را محقق می سازد و حتی جمهوری اسلامی را متهم می کرد که نهایتا وابسته به امپریالیسم خواهد شد و با همین بهانه افرادی را جذب می کرد.

عضو جداشده از گروهک منافقین اضافه کرد: این در حالی است که امروز سران گروهک تروریستی منافقین در پاریس با درنده ترین جناح های امپریالیسم جلسه می گذارد اما کماکان افرادی جذب شده در آن حضور دارند .

خدابنده اظهار داشت: داعش و النصره هم با شیعه هراسی افراد را جذب خود کرده و بعد از طریق کنترل ذهن فرقه ای و ایزوله کردن، آن ها را حفظ می کنند.

وی با اشاره به حادثه تروریستی هفتم تیرماه سال ۶۰ در دفتر حزب جمهوری اسلامی یادآور شد: در آن مقطع، حتی یک درصد هم احتمال نمی دادیم، این اقدام کار منافقین باشد. البته سازمان هم مسئولیت آن را بر عهده نگرفت و تصور ما این بود که این به دلیل ملاحظاتی است اما بعدها دیدیم این ملاحظات داخلی بوده چرا که هنوز افرادی مغز شویی نشده بودند و رجوی آن ها را آماده می کرد.

مسئول دفتر گروهک منافقین در لندن افزود: در آن مقطع حتی رجوی ادعا می کرد ما با این اقدام خط وابستگی را کور کردیم و به نوعی این اقدام تروریستی خود را ضد امپریالیستی و ضد آمریکایی تبلیغ می کرد.

خدابنده ادامه داد: اما سال ها بعد و زمانی که آمریکا منافقین را جزو گروه های تروریستی اعلام کرد رجوی در قرارگاه اشرف گفت آمریکا با این کار می خواست به دولت اصلاحات حالی بدهد اگر غیر از این بود چرا هفتم تیر یا هشتم شهریور که ما ترورهای سال های ۶۰ تا ۶۲ را انجام دادیم این کار را نکرد.

وی با بیان این که ظاهرا سرکرده منافقین فراموش کرده بود که انفجار هفت تیر را اقدامی ضد آمریکایی تبلیغ می کرد، درباره تشابه جنایات منافقین و داعش گفت: این دو گروهک یک آبشخور دارند، زمانی که داعش موصل را گرفت و در حال نزدیک شدن به اربیل که پایگاه اصلی آمریکایی ها بود، آمریکا برای مقابله با داعش اقدام و اوباما نیز بیانیه ای صادر کرد.

خدابنده افزود: ویژگی هایی همچون نوع ارتباط سرکرده با پیروان، تنظیم رابطه با افراد، استفاده حداکثری از خشونت و شیوه های جذب در سازمان مجاهدین و داعش وجود داشت.

وی ادامه داد: اختلافات بین سازمان منافقین و داعش هم به توان آن ها در انجام کارها برمی گردد، در عملیات فروغ جاویدان و زمانی که منافقین به ایران حمله کردند، خیلی از افرادی که دستگیر کرده بودند اعدام شدند، مزارع را آتش می زدند و حتی گفته شده بود که هیچ اسیری نباید زنده بماند.

عضو جداشده از منافقین تصریح کرد: اگر مقاومت مردمی وجود نداشت و اگر توان نیروهای اطلاعاتی امنیتی ایران نبود، همان اتفاقاتی که امروز در سوریه و عراق می افتد در غرب ایران هم اتفاق می افتاد.

خدابنده اضافه کرد: زمانی که عراق در سال ۵۹ به ایران حمله کرد، رجوی ایران را آغاز گر جنگ دانست و می گفت ما در این جنگ شرکت نمی کنیم، اما بعد از سقوط صدام در سال ۸۲ نوارهایی بیرون آمد که نشان می داد قبل از آغاز جنگ نفرات سازمان با مسئولین اطلاعاتی عراق نشست هایی داشته اند و اطلاعاتی را برای حمله به ایران در اختیار عراق قرار می دادند.

** خودکشی بهترین کار برای سرکرده منافقین

مسئول سابق دفتر منافقین در لندن در پاسخ به سوالی پیرامون سرنوشت سرکرده گروهک تروریستی منافقین گفت: در این باره اطلاعات مشخصی ندارم اما این مساله به لحاظ سیاسی هم مهم نیست که محل اقامت رجوی کجاست .

خدابنده افزود: زمانی در یکی از نشست های شورای ملی مقاومت، بنی صدر به رجوی گفته بود اگر بروید عراق با فرض پیروزی بر ایران، جواب مردم را چه می دهید و این خیانت آشکار همکاری با دشمن متجاوز است؛ اما رجوی در پاسخ، این جمله از هیتلر را گفته بود که کسی از پیروز سوال نمی کند.

وی ادامه داد: البته هیتلر جمله دیگری هم در ادامه می گوید و آن این که کسی که شکست می خورد لازم نیست جواب بدهد مثل خود هیتلر که خودکشی کرد.

وی ادمه داد: الان مهم نیست که سرکرده این گروهک، خودکشی کند و یا پنهان شود. مهم این است که نمی تواند پاسخگوی اقدامات خود باشد.

خدابنده اضافه کرد: آن چه مشخص است، این است که رجوی نمی تواند پاسخگوی هیچ چیز باشد، هم پیش بینی هایش شکست خورده و هم کارهایش شکست خورده است. بهترین کار خودکشی بود که وی عرضه این کار را هم نداشت،ضمن این که الان این گروهک اساسا برای غربی ها هم قابل استفاده نیست .

در هفتم تیر ماه ۱۳۶۰، بر اثر انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی آیت الله سید محمد حسینی بهشتی و ۷۲ نفر از اعضای این حزب که مسوولیت های عالی در جمهوری اسلامی ایران داشتند، به شهادت رسیدند.

این حادثه، اولین اقدام گروهک تروریستی منافقین نبود و بر اساس آمار اعلام شده، منافقین حدود ۱۷ هزار نفر از شهروندان ایران اسلامی را ترور کرده و به شهادت رسانده اند.

هر ساله به منظور بزرگداشت شهدای ترور، مراسم مختلفی در ایران اسلامی برپا می شود و شخصیت های مختلف به بررسی و تحلیل چگونگی پیدایش، جنایات و حامیان گروهک تروریستی منافقین می پردازند.

از نکات مورد توجه این مراسم در سال جاری، همزمانی جنایات گروهک تروریستی داعش در منطقه است که در روزهای اخیر علاوه بر جنایات در عراق و سوریه، حملات تروریستی را در تونس، فرانسه و مسجد شیعیان عربستان و کویت انجام داده و ده ها نفر از مردم بی گناه را به خاک و خون کشیده اند.

سیام(۳)**۲۰۲۱**۱۴۲۹

انتهای پیام /*

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17304

مصاحبه اختصاصی با مهندس ابراهیم خدابنده پیرامون آینده فرقه رجوی

ابراهیم خدابنده 2014ندای حقیقت، هفدهم مارس ۲۰۱۵:… همانطور که اشاره کردم سازمان مجاهدین خلق یک فرقه مخرب کنترل ذهن تحت رهبری خود انتصابی و مادام العمر و تام الختیار مسعود رجوی است و به همین دلیل به فرقه رجوی معروف شده است. در فرقه ها افراد نه بر اساس بحث و اقناع بلکه بر اساس روش های روانی حفظ و کنترل میشوند و برای انجام مانیپولاسیون ذهنی که در عوام به مغزشوئی معروف است داشتن …

شحمانی خدابندهEbrahim Khodabandeh in Baghdad

لینک به منبع

مصاحبه اختصاصی سایت ندای حقیقت با مهندس ابراهیم خدابنده از مسئولین سابق روابط بین المللی فرقه رجوی

ندای حقیقت با تلاش خانم سنجابی مصاحبه مهمی با مهندس ابراهیم خدابنده از اعضای سابق فرقه رجوی ترتیب دادند. آقای خدابنده حدود ۱۲سال است از سازمان مجاهدین جدا شده است و در این سالیان تلاش های بسیار ارزشمندی برای کاوش علمی روابط و ساختار فرقه ای سازمان مجاهدین و افشای ماهیت اصلی تشکیلات آن انجام دادند، که خود وبسیاری از جوانان اسیرش بودند.

ضمن تشکر از آقای ابراهیم خدابنده و برادر ایشان آقای مسعود خدابنده ، هم چنین آقایان محمدحسین سبحانی و حسین نژادو بسیاری دیگر از فعالان نجات یافته که در سری مصاحبه های قبلی به سوالات عمیق تری درباره فرقه تروریستی رجوی پاسخ دادند. در ادامه این سلسه مصاحبه ها توجه شما را به مصاحبه ذیل جلب می کنیم.

خانم سنجابی : شما معرف حضور اغلب خوانندگان ما هستید و من نیز بیشتر درجریان فعالیت های شما در رابطه با فرقه شناسی هستم … ولی می خواستیم در این مصاحبه هم لطفاً بصورت خلاصه، برای کسانی که ممکن است آشنائی قبلی با شما نداشته باشند، خودتان را معرفی نمائید:

جواب: ابتدا خدمت خوانندگان رسانه شما عرض سلام و احترام دارم. من ابراهیم خدابنده هستم. در سال ۱۳۳۲ در تهران متولد شدم. در سال ۱۳۵۰ بعد از اخذ دیپلم ریاضی از دبیرستان البرز جهت ادامه تحصیل عازم انگلستان گردیدم. قبل و بعد از انقلاب ۲۲ بهمن ۵۷ عضو انجمن اسلامی در این کشور بودم. از دانشگاه نیوکاسل در انگلستان فوق لیسانس مهندسی برق گرفتم. در سال ۱۳۵۹ در همین کشور به فرقه رجوی پیوستم و تا سال ۲۰۰۳ که در سوریه دستگیر و به ایران تحویل داده شدم در این فرقه به صورت تمام وقت مشغول به فعالیت بودم. عمده فعالیت های من در بخش روابط بین المللی در کشورهای مختلف در اروپا بود. چهارسال و چهار ماه در زندان اوین بودم و بعد به صورت مشروط آزاد گردیدم. نزدیک به هفت سال پیش در ایران ازدواج کردم و هم اکنون در این کشور اقامت دارم. طی نزدیک به ۱۲ سالی که در ایران هستم روی پدیده ای با عنوان “فرقه های مخرب کنترل ذهن” مطالعه میکنم و تألیفات و ترجمه های زیادی در این رابطه داشته ام.

سوال: شرح حال و توصیف فعالیت ها و مقالات ارزشمند شما و همین طور مصاحبه هایتان در بسیاری از سایت ها موجود است و من به خوانندگان پیشنهاد می کنم مقالات علمی و تاثیرگذار شما را پیرامون موضوعات فرقه ای مطالعه نمایند. هم چنین توصیه می کنم ترجمه کتاب های “فرقه ها در میان ما” و “گسستن بندها” را که توسط شما ترجمه شدند را در صورت امکان مطالعه کنند. این کتب شما کمک زیادی به بسیاری ازجدا شدگان و خانواده ها ازجمله خود من در رابطه با فهم ” فرقه های کنترل مخرب ذهن ” نموده و من به نوبه خود بسیار از این کتب سود برده و به آگاهی زیادی رسیدم… امیدوارم روزی در دانشگاه های تخصصی ما مبحثی به عنوان آشنایی با فرقه آموزش داده شود تا از این طریق مصونیت هایی ایجاد شود.

با این حال دوستان و خوانندگان ما میتوانند با جستجوی اینترنتی نام شما در رابطه با خودتان و فعالیت هایتان به صورت مفصل تری آشنا شوند. اما برای صرفه جوئی در وقت به سراغ سؤال اصلی خودم میروم.

سؤال من در حال حاضر اینست که آینده فرقه رجوی را چگونه ارزیابی میکنید؟

جواب: پاسخ به این سؤال بدون بررسی گذشته و حال سازمان مجاهدین خلق خصوصا برهه تحت رهبری مسعود رجوی امکان پذیر نیست. مسعود رجوی بعد از آزادی از زندان در دی ماه سال ۱۳۵۷ زمامداری سازمان مجاهدین خلق را به عهده گرفت و از همان ابتدا در تضاد با نظام جدید در ایران بود. او در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ علیه جمهوری اسلامی اعلام جنگ مسلحانه نمود که در این رابطه از دو طرف قربانیان بسیاری گرفته شد و سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک گروه تروریستی در میان مردم ایران شناخته گردید. در این مقطع سازمان مجاهدین خلق خود را یک گروه اسلامی و در عین حال چپ و ضد امپریالیست و مدافع انقلاب فلسطین علیه اشغال صهیونیسم معرفی می نمود.

مسعود رجوی سپس به فرانسه گریخت و با رئیس جمهور اسبق بنی صدر و حزب دموکرات کردستان و تعدادی دیگر از ارگان ها و شخصیت ها در قالب شورای ملی مقاومت ائتلاف نمود. این ائتلاف بعدها متلاشی شد و در حال حاضر صرفا پوسته ای بی محتوا از آن باقی مانده است. در این مقطع سازمان سعی نمود خود را یک گروه سکولار طرفدار غرب نشان دهد تا از حمایت آمریکا و کشورهای غربی برخوردار گردد. شعارهای ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی هم به تدریج از ادبیات سازمان کنار گذاشته شد.

مسعود رجوی در سال ۱۳۶۵ به عراق رفت و ارتش آزادیبخش ملی را تأسیس کرد و در همدستی با دشمن متجاوز به خاک میهن، که با هر استانداردی در جهان بزرگترین خیانت ملی محسوب میشود، در جنگ ایران و عراق البته در طرف دشمن شرکت نمود. این امر موجب شد که فرقه رجوی بیش از پیش در اذهان مردم ایران منفور و مطرود گردد. در جریان فاجعه تروریستی ۱۱ سپتامبر هم البته برای خوشامد صاحبخانه (عنوانی که رجوی به صدام حسین داده بود) جشن و پایکوبی برگزار گردید.

با سقوط صدام حسین شرایط سازمان نیز به گونه ای دراماتیک تغییر کرد و رجوی تنها حامی دولتی خود را از دست داد. از آن پس رجوی به دنبال جایگزینی به جای صدام حسین، البته این بار در غرب، میگشت. تنها گزینه برای او اسرائیل به دلیل تضادهائی که با ایران داشت بود که هم اکنون این فرقه به عمله دست چندم سیاست های ضد ایرانی اسرائیل در منطقه تبدیل گردیده است. رجوی که زمانی در تهران سلاح به یاسر عرفات هدیه داده و تنها راه پیش روی وی را مقاومت مسلحانه ذکر کرده بود در حال حاضر مبلغ سیاست های ضد ایرانی نتانیاهو گردیده است.

از طرف دیگر سازمان مجاهدین خلق ماهیتا یک فرقه مخرب کنترل ذهن است که از روش های روانی مانیپولاسیون ذهنی برای جذب و کنترل نیروها استفاده میکند. قابل توجه است که افراد از این فرقه به تعبیر خود سازمان “فرار” میکنند. می پرسم انسان از چه جائی فرار میکند؟ متخصصان، شرایط اعضای فرقه ها را “برده داری نوین” نامگذاری کرده اند. در وضعیت کنونی اعضای فرقه رجوی براستی زندانی و مترصد فرار هستند.

با این شرایط چه آینده ای میشود برای این فرقه تصور کرد؟ بسیاری از ارگان های اطلاعاتی و امنیتی در غرب بر میزان بسیار بالای منفور بودن این فرقه در میان مردم ایران و حتی در میان اپوزسیون خارج از کشور نظام تأکید داشته اند. سازمان به جز جلب حمایت آمریکا راه دیگری ندارد اما آیا در این رابطه با توجه به سوابقی که دارد موفق خواهد بود؟

دیگر موضوع قابل توجه غیبت طولانی رهبری فرقه می باشد که سؤالات بسیاری را در اذهان هواداران و اعضا و حتی مسئولین سازمان برانگیخته است. سازمان تلاش میکند دلایل امنیتی را در توجیه این مسئله ارائه نماید حال آنکه دلیل این امر به هیچ عنوان نمیتواند امنیتی باشد. مسعود رجوی می بایست پاسخگوی ناکامی های مستمر سازمان طی سالیان طولانی باشد که بهترین کار برای عدم پاسخگوئی غایب شدن است. با این حساب دیگر چه چشم اندازی میتوان برای آینده سازمان مجاهدین خلق متصور بود؟ هر کس در ذهن خود قطعا پاسخ به این سؤال را داده است. پاسخ خیلی روشن است. چشم انداز تیره و تاری در انتظار رجوی است.

اما مشکل من در حال حاضر آینده سازمان مجاهدین خلق نیست چرا که مدت هاست این سازمان هیچ نقشی در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران ایفا نمی نماید. بلکه مشکل من آینده قربانیان مقدم این فرقه یعنی اعضای آنست. من با بسیاری از خانواده های دردمند و رنج کشیده در ارتباط هستم. آنها آرزوئی جز دیدار مجدد با عزیزان خود ندارند. حق مسلمی که رجوی منکر آنست و اجازه برخورداری از این طبیعی ترین حق انسانی را به قربانیان خود نمیدهد. مشکل در حال حاضر یک مسئله صرفا حقوق بشری است. در این رابطه متأسفانه به دلایل سیاسی ارگان های حقوق بشری پاسیو هستند.

سؤال: بله ما در جریان تلاش ها و فعالیت های شما برای وصل ارتباط خانواده های اعضای اسیر در فرقه رجوی با عزیزان قربانی شان هستیم و به شما خسته نباشید میگوئیم. امیدواریم که در کارتان موفق و مؤید باشید. اما سؤال بعدی من اینست که چرا و به چه علت سازمان برای ماندن در عراق اینقدر اصرار دارد و اخیرا هم درخواست سلاح نموده است؟

جواب: همانطور که اشاره کردم سازمان مجاهدین خلق یک فرقه مخرب کنترل ذهن تحت رهبری خود انتصابی و مادام العمر و تام الختیار مسعود رجوی است و به همین دلیل به فرقه رجوی معروف شده است. در فرقه ها افراد نه بر اساس بحث و اقناع بلکه بر اساس روش های روانی حفظ و کنترل میشوند و برای انجام مانیپولاسیون ذهنی که در عوام به مغزشوئی معروف است داشتن یک محیط ایزوله جهت قطع ارتباط اعضا با دنیای خارج بسیار ضروری است. پادگان اشرف محیطی ایده آل برای رجوی است تا بتواند اعضای فرقه خود را تحت کنترل داشته باشد. اردوگاه لیبرتی به دلیل کوچکی شرایط مطلوبی ندارد اما خارج از عراق قطعا شرایط کاملا برای رجوی نامناسبتر خواهد بود. هم اکنون بسیاری از کسانی که پایشان به آلبانی رسیده است فرار کرده و جدا شده اند. قطعا انسجامی که به لحاظ تشکیلاتی در عراق برای فرقه رجوی فراهم است در هیچ کجای دیگر میسر نیست. لذا رجوی خودخواهانه برای حفظ فرقه اش، حتی به قیمت از دست دادن تعداد زیادی از نفراتش، برای ماندن در عراق اصرار می ورزد و به هر دری میزند. درخواست سلاح هم نشان دهنده اینست که رجوی بر خلاف ادعاهای حامیان غربی اش دست از خشونت طلبی بر نداشته است. تروریسم در ذات فرقه رجوی است. رهبران فرقه ها بر اساس اعتقاداتشان خود را محق میدانند تا از هر وسیله ای، حتی قربانی کردن نزدیک ترین نفرات وفادار به فرقه، به اهدافشان دست پیدا کنند.

سؤال: نظرتان راجع به منابع مالی سازمان چیست؟

جواب: سازمان مجاهدین خلق تلاش میکند تا اینطور وانمود نماید که تنها منبع مالی اش کمک های مردمی است حال آنکه هیچ کس، حتی اعضای خود سازمان، چنین ادعائی را باور ندارند. سازمان در انواع کلاهبرداری ها و اقدامات خلاف قانون و پول شوئی دخالت دارد و از این طرق درآمدهای بسیاری بدست می آورد. از طرف دیگر دشمنان جمهوری اسلامی و در رأس آنها اسرائیل مایل به کمک به این سازمان می باشند. کمک های مالی صدام حسین به این سازمان که رقم های قبل توجهی را شامل میشد بعد از سقوط دیکتاتور بغداد بر ملا شد. بهرحال به عقیده من سازمان از هر طریقی به غیر از کمک های مردمی پول بدست می آورد. در این رابطه اعضای مغزشوئی شده سازمان هم براحتی استثمار شده و در کارهای غیرقانونی بکار گرفته میشوند.

سؤال: با توجه به اشراف شما به مبانی فرقه ها، و تسلطی که بر مباحث فرقه ای و تاثیرات آن بر روی انسان ها دارید، چه راه حل هائی برای رها شدن جداشدگان از تاثیرات افکار فرقه ای پیشنهاد میدهید.

جواب: وقتی از واژه “destructive” که معادل فارسی آن مخرب است استفاده می نمائیم به این معنی است که فرقه ها مناسبات اجتماعی و خانوادگی و فردی را تخریب میکنند. آنان شخصیت اعضای خود را تخریب میکنند و از بین می برند. فردی که سالیان سال در یک فرقه مانند فرقه رجوی بوده و مستمرا در نشست های موسوم به عملیات جاری و غسل تخریب روانی و شخصیتی شده قطعا به کمک نیاز دارد. در این رابطه خانواده می تواند نقش بسزائی ایفا نمایند. بسیاری از دانشمندان و متخصصان معتقد هستند که جدا شدن فرد از فرقه بسا ساده تر از جدا شدن فرقه از فرد است و این افراد حتی بعد از جدا شدن با بندهائی نامرئی همچنان در قیود فرقه ای اسیر هستند و برای خلاصی از این قیدها و گسستن این بندها می بایست در افشای مناسبات به غایت ضد انسانی درونی فرقه فعال بوده و چهره واقعی رهبر فرقه را به همگان نشان دهند. به عقیده من مهمترین وظیفه یک جدا شده از فرقه رجوی، حتی به منظور بازسازی خود، درگیر شدن در فعالیت های ضد فرقه ایست.

کسانی که این اقبال را داشته و توانسته اند از فرقه رجوی نجات پیدا کنند باید به فکر نجات دیگرانی که هنوز اسیر هستند باشند و همچنین کوشش نمایند تا باقیمانده افکار فرقه ای را با فعال شدن در تلاش های ضد فرقه ای از ذهن و ضمیر خود پاک کرده و به خویشتن ذاتیشان باز گردند. جداشدگانی که سعی میکنند گذشته دردناک خود در فرقه را فراموش کنند نه تنها هرگز موفق به این کار نمی شوند بلکه از آثار مخرب آن هر روز بیش از روز قبل رنج می برند. اما اگر با گذشته خود برخوردی منطقی داشته و آنرا به صورت آشکار و فعال نقد کنند قطعا قادر خواهند بود زندگی نوینی را آغاز نمایند.

از اینکه وقت خود را با ما دادید تشکر میکنم.و امیدوارم در آینده نیز باز هم چنین امکانی ایجاد شود.

(پایان)

***

همچنین:

حمایت مجاهدین از مواضع ضد ایرانی نخست وزیر رژیم صهیونیستی (در جمع تماشاچی استیجاری)

ایران دیدبان، نهم مارس 2015:…  یک هفته پس از سخنرانی ضد ایرانی نخست وزیر رژیم صهیونیستی در کنگره آمریکا، مریم قجر عضدانلو یکی از دو سرکرده گروهک مجاهدین، عینا خواسته بنیامین نتانیاهو علیه ایران را که حتی توسط آمریکا رد شده بود، تکرار کرد. ایرنا- پایگاه اینترنتی رادی

عمه ی لیبرال من ، آمادگی خود برای بازرسی مرغدانی اش را اعلام کرد!

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، چهارم ژوئیه 2015:…  ادامه ی خبر رسانه های رجوی چنین است: ” دستیار سابق اوباما در پولیتیکو نوشت: رژیم ایران با پذیرش چارچوب لوزان، آماده دادن امتیازات دردناک به‌خاطر توافق است “. اینکه رژیم ایران بنا برخواست عمومی، حاضر به تعاملات پیچیده است ، برای مردم ایران د

مقایسه دو رویکرد: مبارزه مسالمت آمیز در برابر مبارزه خشونت آمیز و مداخله نظامی

محمد سهیمیمحمد سهیمی، خبرنامه گویا، اول ژوئیه 2015:… وقتی امثال نگارنده به سرنگونی طلبان پیشنهاد مبارزه مسلحانه در ایران را میکنند،‌ پاسخ میدهند که امثال نگارنده بی شرمانه می خواهند آنها را قربانی جمهوری اسلامی کنند. اگر سرنگونی طلبان مایل نیستند که قربانی اجرائی شدن مشی خود شوند، چه کسی با