يادي از 1192 کارگري که به‌دست منافقين شهيد شدند (به مناسبت روز کار و کارگر)

يادي از 1192 کارگري که به‌دست منافقين شهيد شدند (به مناسبت روز کار و کارگر)

First of May Mojahedin Khalq Rajavi cultکانون هابیلیان، مشهد، بیست و هشتم آوریل 2016:… همین مریم رجوی و مشاور ارشدش مهوش سپهری (نسرین) فرمان قتل سه کارگر این کارخانجات را صادر کرده اند ؛ کارگرانی که جرمشان این بود که اجازه نمیدادند تیم چریکی مجاهدین برای ورود به شهر و خمپاره گذاری از زمینهای این کارخانه عبور کنند ؛ مجاهدین میتوانستند دور بزنند اما مشاور خانم رجوی از قول ایشان در بیسیم”مارتا “فریاد سر داد هرکس جلوی تیم مجاهد را …

عباس داوری مجاهدین خلق فرقه رجویروز جهانی کارگر و کمیسیون کار! فرقه رجوی

معصومه ملک محمدی و عباس داوریمعصومه ملک محمدی و عباس داوری از کشتار ۱۹ فروردین سال ۹۰ اشرف. زمینه سازان واقعی فاجعه 

لینک به منبع

يادي از 1192 کارگري که به‌دست منافقين شهيد شدند

روز جهانی کارگر مجاهدین خلق فرقه رجوی

به‌مناسبت روز جهانی کار و کارگر

اگر چه در آستانه روز جهاني کارگر قابل پيش بيني است که باند رجوي همچون سال‌های گذشته، براي کارگران ايراني طرح و برنامه مهندسي بريزد و از همه آنها دعوت کند که «به پا خيزند» و «خيزش عظيمي» به راه بيندازند و پايه هاي نظام را بلرزانند. اين چيز عجيبي نيست؛ درست مثل خيلي مسائل ديگر در طي خيلي سال هاي گذشته؛ مثل چهارشنبه سوري ها که از «جوانان وطن» دعوت مي کنند براي قيام، مثل بال بال زدن براي تحريم انتخابات که هميشه با گزارش هاي خود ساخته «تحريم گسترده انتخابات در ايران» به پايان مي رسد، درست همانند مناسبت هایي مثل روز پرستار و روز دانش آموز و خيلي موارد ديگر که معمولا واکنش هاي ديکته شده تکراري از جانب سايت ها و تلويزيون منافقين و ايضاً رهبر مفقود الاثر و رييس جمهور مادام العمر به همراه دارد.

منافقين طبق سنت همه ساله،‌ در سالگرد روز جهاني کارگر نيز با تکرار تمام حرف هاي گذشته از مردم می خواهند به خيابان ها بريزند و شورش کنند.

شايد نگرش واقعي منافقين به کارگران و سوء‌ استفاده آنها از اين قشر بيشتر بتواند ابعاد نفاق در رفتار منافقين (در قبال کارگران) را مشخص کند.

منافقین از ابتدا با این تحلیل اساساً مادی که: «کارگران فقط به دنبال خواب و خوراک اند » شروع به کار کردند و با این بینش بیان می کردند که باید از طریق صنفی کارگران را تحریک و علیه نظام جمهوری اسلامی شوراند.

هر ساله در آستانه روز کارگر اطلاعيه هاي تکراري و فريبکارانه منافقين در مورد حمايت گسترده از اطلاعيه هاي اين فرقه با مضموني مشابه منتشر مي شود؛ «شماری از تشکلهای کارگری، دانشجویی و جوانان هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران در داخل کشور با صدور اطلاعیه های جداگانه یی از فراخوان سازمان مجاهدین برای شرکت در خیزش در روز جهانی کارگر حمایت کردند و خواستار شرکت هرچه گسترده تر اقشار مختلف مردم در این خیزش شدند.»(1)

البته تفاوت اعلاميه هاي تکراري امسال با سال هاي گذشته در اين است که چون تکليف پادگان اشرف در حال روشن شدن است و مريم رجوي به هر دري مي زند تا توجه جامعه جهاني به اشرف را برانگيزد،‌ «کارگران غيور» ي که در سايت هاي منافقين از آنها نام برده مي شود، ترجيح مي دهند گلايه ها و شکوه هاي خود را از کمبود حقوق و اخراج و هزار مشکل ديگر به اشرف معطوف کرده و در بيانيه هاي خود بیش از همه به آزادي اشرف و شهرشرف بپردازند و درودي بفرستند به گرفتاران در فرقه و يا تقاضاي استمداد جهاني داشته باشند براي حفاظت از اشرف!! :«تشکل جوانان مبارز غرب تهران- هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، نیز در اطلاعیه خود با درود به قهرمانان شهر اشرف و ارج گذاری به مقاومت و پایداری آنان به مثابه کانون استراتژیکی نبرد علیه دیکتاتوری آخوندی نوشت: …»(2)

«علی ای حال منافقین با این دیدگاه کار و تبلیغ را شروع کردند. از پاییز سال 59 با ورود دانشجویان هوادار منافقین به این نهاد فعالیت ها به اوج خود رسید و عمده ترین هدف در آن مرحله به اعتصاب کشاندن کارخانه ها و صنایع کشور در زمستان 59 بود. تبلیغات بالا گرفت و به بهانه سالگرد 22 بهمن و آخر سال که وقت پرداخت عیدی و سود ویژه و پاداش … است تراکت ها و اعلامیه ها با مضامین مختلف از قبیل حمله به انجمن اسلامیها ، اهانت به شخصیتها و چهره های انقلابی ،

طرح شعار های تند و تیز صنفی … دائماً چاپ می شد و در داخل و خارج کارخانه ها پخش می گردید . من به یک نمونه از شعار ها که روی اعلامیه ها نوشته می شد اشاره می کنم : 22 بهمن 57 آزادی از قید و بند ستم شاهی – 22 بهمن 59 به بند کشیده شدن و استثمار کارگران توسط جمهوری اسلامی.

به محتوای شعار دقت کنید ! هنوز دو سال از پیروزی انقلاب نگذشته که منافقین چنین شعاری را سر می دهند و در واقع سیاست بوجود آوردن تضاد و اختلاف بین کارگران « تثبیت خودشان در این رهگذر » را دنبال می کنند اما به اصطلاح یخ این کارها نگرفت . و برای مثال از 10 تا 15 نمایشگاه تبلیغاتی که در جاهای مختلف برا ینصب برده بودند ، 13 الی 14 فقره آن توسط کارگران برچیده و حتی از نصب آن هم ممانعت به عمل آمد»(3)

اما در کنار تمام تبليغاتي که منافقين در حمايت از کارگران،‌به نفع خود انجام مي دهند، شايد لازم باشد گوشه هايي عيني تر از جنايت ها منافقين در اين مجال اندک مورد بازبيني قرار گيرد. « ممکن است مجاهدین خود را به فراموشکاری زده باشند ولی مگر کارگران کارخانجات صنایع جانبی نیشکر هفت تپه و من یادمان میرود که چگونه همین مریم رجوی و مشاور ارشدش مهوش سپهری (نسرین) فرمان قتل سه کارگر این کارخانجات را صادر کرده اند ؛ کارگرانی که جرمشان این بود که اجازه نمیدادند تیم چریکی مجاهدین برای ورود به شهر و خمپاره گذاری از زمینهای این کارخانه عبور کنند ؛ مجاهدین میتوانستند دور بزنند اما مشاور خانم رجوی از قول ایشان در بیسیم”مارتا “فریاد سر داد هرکس جلوی تیم مجاهد را بگیرد دشمن است حالا میخواهد کارگر باشد یا بچه مدرسه ای آنها را بکشید و راهتان را ادامه دهید.» (4)

در ليست بلند و بالاي شهداي ترور کشور بیش از 17000شهيد وجود دارد که بيش از 12000نفر از آنها توسط منافقين به شهادت رسيدند. از اين ميان 1192 شهيد ارمغان همين فرقه نفاق است که دم از حقوق کارگران مي زند اما از نام کارگران به عنوان ابزار و شعار گسترش اهداف خود استفاده مي کند.

پی‌نوشت:

1 و 2 – سايت هاي منافقين.

3 – کارنامه سياه.

4 – کانون وبلاگ نويسان ايران – بهزاد عليشاهي.

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/index.php?mod=view&id=6312

کسانیکه دست در خون کارگران ایرانی دارند لطفا دم از حقوق کارگر نزنند

.

بهزاد علیشاهی، کانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی، اول ماه می 2009
http://www.cibloggers.com/?p=2810

امروز و دیروز خبرهای تلویزیون مجاهدین پرشده بود از اعلام حمایت کارگران زاهدان و اهواز و اصفهان و تهران از مجاهدین به مناسبت روز کارگر ؛ خبرها چنان ساخته شده بود که گویی همه کارگران این شهرها در جایی گرد آمده اند و اعلام کرده اند که نه اضافه حقوق میخواهند نه سر ساعت کار مشکلی دارند و نه به دنبال سندیکا و تشکل کارگری هستند بلکه تنها خواسته شان این است که مجاهدین در عراق و در اشرف بمانند . تا اینجای کار مشکلی نیست من و تمام مردم ایران با سبک تبلیغاتی مجاهدین آشنا هستیم اما وقتی شنیدیم که از قول کارگران نیشکر هفت تپه هم اطلاعیه میدهند ، نتوانستم تحمل کنم , ممکن است مجاهدین خود را به فراموشکاری زده باشند ولی مگر کارگران کارخانجات صنایع جانبی نیشکر هفت تپه و من یادم میرود که چگونه همین خانم مریم رجوی و مشاور ارشدش خانم مهوش سپهری (نسرین) فرمان قتل سه کارگر این کارخانجات را صادر کرده اند ؛ کارگرانی که جرمشان این بود که اجازه نمیدادند تیم چریکی مجاهدین برای ورود به شهر و خمپاره گذاری از زمینهای این کارخانه عبور کنند ؛ مجاهدین میتوانستند دور بزنند اما مشاور خانم رجوی از قول ایشان در بیسیم”مارتا “فریاد سر داد هرکس جلوی تیم مجاهد را بگیرد دشمن است حالا میخواهد کارگر باشد یا بچه مدرسه ای آنها را بکشید و راهتان را ادامه دهید ..خانم رجوی شما و شوهرمفقودتان دین و وطن و حقوق زنان و کارگران و خلاصه همه چیز را به بازی گرفته اید ؛ یک بازی کثیف برای کسب قدرت و همه کلمات مقدس را برای همین کسب قدرت آلوده کرده اید ؛ درحالی که دست در خون کارگران دارید دم از حقوق آنان میزنید ؛ در حال وطن فروشی و جاسوسی دم از وطن میزنید ؛ در بی دینی مطلق دم از دین و شریعت میزنید ؛ با زن ستیز ترین قوانین در مناسباتتان دم از آزادی و برابری زنان میزنید . خانم رجوی فکر نمیکنید حنایتان رنگش را از دست داده باشد ؟ بیایید برای یکبار هم شده با مردم ایران صادق باشید شاید کشایش شما در همین باشد ؛ یا این گذشته ننگ آلود را به نقد و ندامت بیان کنید و دست از ادامه آن بردارید و یا صادقانه اعلام کنید که هدفتان کسب قدرت است به هر قیمت ؛تا شاید کسانی که بیماری خشونت طلبی دارند و یا آنارشیست ها با شما همراه شوند و بن بست برایتان بشکند ؛ اگر نمیخواهید با مردم ایران صداقت پیشه کنید لااقل با خودتان صادق باشید.

(مریم رجوی اعلام کرد اکراد را زیر شنی تانک ها بگیرند تا گلوله هدر نشود!!)

(زن شریف!! رجوی با خاخام زوکر معلوم الحال در مقر تروریست ها)

همچنین:
http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8077

ایران، سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) و کارگران

مجموعه ای از ایران

.

… ابراهیم خدابنده در همایش شهدای ترور کارگری كه عصر شنبه يازدهم ارديبهشت ماه در سالن تلاش وزارت كار برگزار شد، افزود: اگر به ادبيات اين فرقه تروريستي در سال‌هاي دهه 60 مراجعه كنيد خواهيد ديد كه بيشترين شعار ضد امپرياليستي و حمايت از كارگران را آنها سر مي‌دادند در حاليكه امروز طبق اسناد از افتخاراتشان جاسوسي براي بيگانگان است …

برگرفته از سایت های “کانون هابیلیان” و “انجمن عدالت”، دهم می 2010

يادي از 1192 کارگري که به دست منافقين شهيد شدند

هابیلیان، مشهد، دهم می 2010
http://www.habilian.com/view.asp?ID=05468

اگر چه در آستانه روز جهاني کارگر قابل پيش بيني است که باند رجوي همچون 29 سال گذشته، براي کارگران ايراني طرح و برنامه مهندسي بريزد و از همه آنها دعوت کند که «به پا خيزند» و «خيزش عظيمي» به راه بيندازند و پايه هاي نظام را بلرزانند. اين چيز عجيبي نيست؛ درست مثل خيلي مسائل ديگر در طي خيلي سال هاي گذشته؛ مثل چهارشنبه سوري ها که از «جوانان وطن» دعوت مي کنند براي قيام، مثل بال بال زدن براي تحريم انتخابات که هميشه با گزارش هاي خود ساخته «تحريم گسترده انتخابات در ايران» به پايان مي رسد، درست همانند مناسبت هایي مثل روز پرستار و روز دانش آموز و خيلي موارد ديگر که معمولا واکنش هاي ديکته شده تکراري از جانب سايت ها و تلويزيون منافقين و ايضاً رهبر مفقود الاثر و رييس جمهور مادام العمر به همراه دارد.

منافقين طبق سنت همه ساله،‌ در سالگرد روز جهاني کارگر نيز با تکرار تمام حرف هاي گذشته از مردم می خواهند به خيابان ها بريزند و شورش کنند.

شايد نگرش واقعي منافقين به کارگران و سوء‌ استفاده آنها از اين قشر بيشتر بتواند ابعاد نفاق در رفتار منافقين – در قبال کارگران – را مشخص کند.

منافقین از ابتدا با این تحلیل اساساً مادی که: «کارگران فقط به دنبال خواب و خوراک اند » شروع به کار کردند و با این بینش بیان می کردند که باید از طریق صنفی کارگران را تحریک و علیه نظام جمهوری اسلامی شوراند.

هر ساله در آستانه روز کارگر اطلاعيه هاي تکراري و فريبکارانه منافقين در مورد حمايت گسترده از اطلاعيه هاي اين فرقه با مضموني مشابه منتشر مي شود؛ «شماری از تشکلهای کارگری، دانشجویی و جوانان هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران در داخل کشور با صدور اطلاعیه های جداگانه یی از فراخوان سازمان مجاهدین برای شرکت در خیزش در روز جهانی کارگر حمایت کردند و خواستار شرکت هرچه گسترده تر اقشار مختلف مردم در این خیزش شدند.»(1)

همبستگي ملي البته تفاوت اعلاميه هاي تکراري امسال با سال هاي گذشته در اين است که چون تکليف پادگان اشرف در حال روشن شدن است و مريم رجوي به هر دري مي زند تا توجه جامعه جهاني به اشرف را برانگيزد،‌ «کارگران غيور» ي که در سايت هاي منافقين از آنها نام برده مي شود، ترجيح مي دهند گلايه ها و شکوه هاي خود را از کمبود حقوق و اخراج و هزار مشکل ديگر به اشرف معطوف کرده و در بيانيه هاي خود بیش از همه به آزادي اشرف و شهرشرف بپردازند و درودي بفرستند به گرفتاران در فرقه و يا تقاضاي استمداد جهاني داشته باشند براي حفاظت از اشرف!! :«تشکل جوانان مبارز غرب تهران- هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، نیز در اطلاعیه خود با درود به قهرمانان شهر اشرف و ارج گذاری به مقاومت و پایداری آنان به مثابه کانون استراتژیکی نبرد علیه دیکتاتوری آخوندی نوشت: …»(2)

«علی ای حال منافقین با این دیدگاه کار و تبلیغ را شروع کردند. از پاییز سال 59 با ورود دانشجویان هوادار منافقین به این نهاد فعالیت ها به اوج خود رسید و عمده ترین هدف در آن مرحله به اعتصاب کشاندن کارخانه ها و صنایع کشور در زمستان 59 بود. تبلیغات بالا گرفت و به بهانه سالگرد 22 بهمن و آخر سال که وقت پرداخت عیدی و سود ویژه و پاداش … است تراکت ها و اعلامیه ها با مضامین مختلف از قبیل حمله به انجمن اسلامیها ، اهانت به شخصیتها و چهره های انقلابی ،

طرح شعار های تند و تیز صنفی … دائماً چاپ می شد و در داخل و خارج کارخانه ها پخش می گردید . من به یک نمونه از شعار ها که روی اعلامیه ها نوشته می شد اشاره می کنم : 22 بهمن 57 آزادی از قید و بند ستم شاهی – 22 بهمن 59 به بند کشیده شدن و استثمار کارگران توسط جمهوری اسلامی.

به محتوای شعار دقت کنید ! هنوز دو سال از پیروزی انقلاب نگذشته که منافقین چنین شعاری را سر می دهند و در واقع سیاست بوجود آوردن تضاد و اختلاف بین کارگران « تثبیت خودشان در این رهگذر » را دنبال می کنند اما به اصطلاح یخ این کارها نگرفت . و برای مثال از 10 تا 15 نمایشگاه تبلیغاتی که در جاهای مختلف برا ینصب برده بودند ، 13 الی 14 فقره آن توسط کارگران برچیده و حتی از نصب آن هم ممانعت به عمل آمد»(3)

اما در کنار تمام تبليغاتي که منافقين در حمايت از کارگران،‌به نفع خود انجام مي دهند، شايد لازم باشد گوشه هايي عيني تر از جنايت ها منافقين در اين مجال اندک مورد بازبيني قرار گيرد. « ممکن است مجاهدین خود را به فراموشکاری زده باشند ولی مگر کارگران کارخانجات صنایع جانبی نیشکر هفت تپه و من یادمان میرود که چگونه همین مریم رجوی و مشاور ارشدش مهوش سپهری (نسرین) فرمان قتل سه کارگر این کارخانجات را صادر کرده اند ؛ کارگرانی که جرمشان این بود که اجازه نمیدادند تیم چریکی مجاهدین برای ورود به شهر و خمپاره گذاری از زمینهای این کارخانه عبور کنند ؛ مجاهدین میتوانستند دور بزنند اما مشاور خانم رجوی از قول ایشان در بیسیم”مارتا “فریاد سر داد هرکس جلوی تیم مجاهد را بگیرد دشمن است حالا میخواهد کارگر باشد یا بچه مدرسه ای آنها را بکشید و راهتان را ادامه دهید.» (4)

در ليست بلند و بالاي شهداي ترور کشور 16400 شهيد وجود دارد که بيش از 12 هزار نفر از آنها توسط منافقين به شهادت رسيدند. از اين ميان 1192 شهيد ارمغان همين فرقه نفاق است که دم از حقوق کارگران مي زند اما از نام کارگران به عنوان ابزار و شعار گسترش اهداف خود استفاده مي کند.
———
1 و 2 – سايت هاي منافقين.
3 – کارنامه سياه.
4 – کانون وبلاگ نويسان ايران – بهزاد عليشاهي.

*     *     *     *

بیانیه انجمن دوستداران عدالت به مناسبت روز جهانی کارگر

انجمن عدالت، تهران، دهم می 2010
http://edalatjusticesociety.com/pages/?id=1058

برای مردم بزرگ این مرز و بوم اما، این روز نه تنها یادآور تلاش گری های این قشر سرنوشت ساز است بلکه یادمان 4000 هزار لاله ی شهیدیست که با کوردلی فرقه ای تنگ نظر و تفکری منافقانه و ویران گر به نام مجاهدین خلق، رنگ سرخ شهادتشان تا ابد بر پیشانی تاریخ ثبت شده است. اینجا سخن از دو گروه است، اول دلاور مردانی که ستون فقرات اجتماع ایران بوده اند و دریغ که امروز در میانمان نیستند و دوم، فرقه ای که در اذهان ملت ایران تا ابد به نام منافقین به خلق حک شده است، فرقه ای که عاملانش حتی برای لحظه ای چشمان خود را بر واقعیت اقدامات وحشیانه و انگیزه جنایات ننگین خود بر ضد نوع بشر باز نکردند. روشن است که پاسداشت این روز یک وظیفه ی ملی و همگانیست، اما براستی گروهکی که ارزش های ابتدایی حیات بشر را به سادگی نقض می کند و جان انسان ها را قربانی طمع به قدرت رسیدن رهبران خود میکند، کسانی که محبوس کردن اعضای خود در زندان های اشرف، شستشوی مغزی و تلاش برای بی خبری آنها از جهان خارج را افتخار تشکیلاتی می دانند و بالاخره فرقه ای که دستان مدعیانش بی شرمانه به خون 12000 قربانی که بخش بزرگی از آن کارگران بوده اند آغشته است، چگونه می تواند طی یک بیانیه مضحک، برای کارگران و خانواده ی آنها دل سوزی کند و هموطنانی که روزگاری پیش کشته است را، امروز آزاده خطاب کند؟ براستی، تاریخ چگونه می تواند سیاه ترین نقاط را در اعماق خود محو کند؟ و آیا چه روایتی می تواند جایگزین حضور انسان در زیباترین لحظات زندگی در کنار عزیزانش باشد؟ آیا این همان گروهکی نیست که تنها چند سال پیش از این، زنده بودن را از هزاران انسان کارگر گرفت و زندگی را از خانواده هایشان؟ براستی چگونه می توان خیانت رهبران منافقین را در برابر هزاران زن و کودک بازمانده از این وقایع تروریستی فراموش کرد؟

انجمن دوستداران عدالت ضمن عرض تبریک روز جهانی کارگر به تمامی کارگران زحمت کش و عزیز در سراسر جهان، یاد و خاطره ی 4000 شهید پرپر گشته ی کارگر ترور ایران را گرامی می دارد و خواستار تلاش روز افزون دولتمردان و ملت ها برای محاکمه سران و سرکردگان گروه های تروریستی می باشد، امید آنست که تجربه های تلخ بازماندگان، در هیچ نقطه ی دیگری از زمین تکرار نشود.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24759

در آستانه روز جهانی کارگر نگاهی به اراجیف تازه عباس داوری 

Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، بیست و پنجم آوریل ۲۰۱۶:… در پایان در آستانه روز جهانی کارگر ضمن تبریک به همه کارگران و زحمتکشان ایران و جهان ؛ باید به سران فرقه رجوی و بطور خاص عباس داوری جنایتکار یادآوری کنم که مردم ایران و بطور خاص کارگران و زحمتکشان ایران نه تنها هیچ ارزشی برای اراجیف شما و فرا خوان های پوشالی  سازمان فرقه گرا و تروریستی تان قایل نیستند بلکه به شدت از سازمان فرقه گرا و … 

زنان برده در کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویروز جهانی کارگر و بازی‌های تبلیغاتی مجاهدین

لینک به منبع

لینک در “ایران قلم”

در آستانه روز جهانی کارگر نگاهی به اراجیف تازه عباس داوری

 علی جهانیداشتم اخبار روز را دنبال می کردم در سایت بالاترین ترین به نامه عباس داوری یکی از سران جنایتکار فرقه رجوی به آقای گای رایدر رییس سازمان بین المللی کار برخورد کردم. لذا به همین خاطر در آستانه اول ماه می که روز جهانی کارگر می باشد ؛ می خواستم نگاهی بیندازم به اراجیف تازه عباس داوری تحت عنوان رئیس کمیسیون کار شورای دست ساز رجوی که به آقای گای رایدر رییس سازمان بین‌المللی کار نوشته است و همچنین نگاهی گذرا داشته باشیم به تنظیمات ضد کارگری و ضد حقوق بشری سازمان فرقه گرای مجاهدین با مقوله کار و کارگرو سوءاستفاده های تبلیغاتی سازمان از روز جهانی کارگر, که هیچ ربطی به سازمان فرقه گرا و تروریستی رجوی ندارد.

همانطور که همه در جریان هستند عباس داوری فردی است که یک کارگر ساده خیاطی در تبریز بود که به سازمان پیوست. ایشان با نام مستعار رحمان بخاطر تملق گویی بیش از حدش از رجوی شهره عام و خاص در سازمان هست و همچنین به همین دلیل به سرعت در سازمان به رده های بالای تشکیلاتی رسید و همچنین ایشان که فقط در حد خواندن و نوشتن سواد دارد بخاطر همین مجیز گویی های تهوع آورش توسط رجوی تحت عنوان رئیس کمیسیون کار شورای دست سازش گماشته شد.

ایشان درحالی از نقض حقوق کارگران در ایران حرف می زند که در سازمان فرقه گرایش نقض فاحش حقوق بشر در همه زمینه ها بیداد می کند و از افراد در سازمان بیگاری می کشند و تعداد زیادی از افراد بر اثر همین بیگاری ها و کار های سخت جسمی نظیر جابجایی مهمات توپخانه ای و زرهی که حتی از کمترین ابزار ایمنی مثل دستکش و عینک کار برخوردار نبودند ؛ کمری شده اند و به انواع و اقسام بیماری های جسمی مبتلا گشته اند.

ایشان در این اراجیف نامه اش در حالی از حداقل حقوق و دستمزد کارگران صحبت می کند که در سازمان تروریستی اش چیزی به نام دست مزد معنی ندارد و افراد موظف هستند روزانه چهارده ساعت بدون هیچ حقوق و مزایا یی به بیگاری گرفته شوند و حق اعتراض هم ندارند و در این رابطه من یادم هست که مهوش سپهری با نام مستعار نسرین که آنزمان مسول اول سازمان ضد کارگران مجاهدین بود ؛ در جواب اعتراض تعدادی از نیروهای سازمان نسبت به کار های سخت و طاقت فرسا و زمان کار زیاد و زمان استراحت کم ؛ وقیحانه می گفت هیچ اشکالی ندارد که کسی در اثر کار کردن و در حال کار کردن بمیرد چون کار متعلق به مسعود و مریم هست و در این رابطه اگر در حین کار کسی بمیرد اشکالی نداره و شهید محسوب می شود. و همچنین من یادم هست که سازمان کارگران سودانی و عراقی را در قرارگاه اشرف با کمترین حقوق استثمار می کرد و در کارهای سخت ساختمانی و حتی در جابجایی مهمات در صحنه عملیات های سازمان از آنان  به عنوان کارگر روز مزد سوءاستفاده و بهره کشی ظالمانه می کرد.

بله ایشان در حالی از حقوق کارگران دم می زنند که سازمان تروریستی اش به رهبری مسعود رجوی تحت عنوان عملیات ارتش به اصطلاح آزادی بخش در جنگ ایران و عراق تعداد زیادی از همین کارگران ایران را بخاطر گذراندن دوره سربازی در مناطق مرزی کشته و خانواده های شان را داغدار و بی نان آوار کرده است و یا در عملیات تروریستی داخل کشور تحت عنوان زدن سر انگشتان کلی از کارگران ساده و دستفروش را ترور کرده است

و همچنین ایشان در حالی از حقوق کارگران دم می زنند که سازمان تروریستی اش تعداد زیادی از جوانان ایرانی که برای کار یابی می خواستند از کشور خارج شوند ؛را به بهانه کار یابی و استخدام در شرکت های کار با حیله و نیرنگ به ارتش به اصطلاح آزادی بخش کشانده است و از آنان بیگاری کشیده است

در پایان در آستانه روز جهانی کارگر ضمن تبریک به همه کارگران و زحمتکشان ایران و جهان ؛ باید به سران فرقه رجوی و بطور خاص عباس داوری جنایتکار یادآوری کنم که مردم ایران و بطور خاص کارگران و زحمتکشان ایران نه تنها هیچ ارزشی برای اراجیف شما و فرا خوان های پوشالی  سازمان فرقه گرا و تروریستی تان قایل نیستند بلکه به شدت از سازمان فرقه گرا و تروریستی تان متنفر هستند. و همچنین همگان نسبت به سیاست های ضد کارگری و اندیشه فرقه گرا یانه سازمان تروریستی و خشونت طلب شما که مخالف کارگران هست آگاهی کامل دارند و شما با اینگونه اشک تمساح ریختن ها کسی از جمله کارگران و زحمتکشان شریف ایران را نمی توانید فریب دهید و حنای شما در این زمینه رنگی ندارد. چونکه برای همگان پرواضح هست که یک گروه تروریستی و فرقه گرا که معتقد به راه حل های خشونت طلبانه هست و همه چیز را از دهانه لوله سلاح نگاه می کند و همه مسایل را می خواهد بوسیله خونریزی و کشتن و مبارزه مسلحانه حل کند و معتقد به استراتژی خشونت و ترور می باشد ؛ نه تنها نمی تواند و نخواهد توانست حامی و پشتیبان حقوق کارگران باشد بلکه ضد حقوق اقشار کارگر و زحمتکش حرکت می کند. لذا قشر کارگر ایران بخوبی می داند و آگاه هست که بقول معروف هیچگاه افعی کبوتر نمی زاید و همچنین قشر زحمتکش و شریف کارگر از آنچنان آگاهی بالایی برخوردار هستند که بتوانند از حقوق خود دفاع کنند و نیازی به اراجیف فرد بیسوادی مثل عباس داوری ندارند که با تملق گویی هایش به عنوان مسئول کمسیون به اصطلاح شورای ملی مقاومت منصوب شده است ؛ تا بخواهد با این نامه نگاری های دیکته شده اش از جانب رجوی از حقوق کارگران دفاع کند.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18442

روز جهانی کارگر از دید مسئول کمیسیون کار مجاهدین 

محمود سپاهی، یاران ایران، پانزدهم می ۲۰۱۵:…  سیستم ضد کارگری مجاهدین شروع به تاسیس گارگاه هایی زدند که همیشه اکیپها در حال کار بودند وهمیشه باید کار میکردند وتنها چیزی که اصلا اهمیتی نداشت ساعت وقوانین کار بود البته از نظر استانداردهای جهانی وباید قوانین خود مجاهدین که صد در صد ضد بشرانه بود اجرا میشد عباس داوری مسئول کمیسیون کار مجاهدین فکر میکنم اشتباه گرفته ومتنی که به او …

گزارش سازمان ملل: ادامه نگرانی از نقض حقوق بشر توسط رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

لینک به منبع

روز جهانی کارگر از دید مسئول کمیسیون کار مجاهدین

البته اول باید شناختی داشت در رابطه با این روز ودر نهایت مقایسه کرد میزان احترام مجاهدین به این روز دا در درون تشکیلات خودشان که تا به چه حدی به این داستان احترام میگذارند

مناسبت اول مه به عنوان روز کارگر به این لحاظ بوده است که در چهارم ماه مه سال ۱۸۸۶، و در چهارمین روز اعتصاب و تجمع کارگران آمریکایی در شهر شیکاگو پلیس به روی آنان آتش گشود که شماری کشته، عده‌ای مجروح و بعداً چهارتن نیز اعدام شدند. کارگران اعتصابی خواستار تعدیل شرایط کار و کاهش ساعات روزانه کار از ده ساعت به ۸ ساعت بودند.

حال برمیگردیم به شرایط کار وگارگردر تشکیلات مجاهدین مجاهدین

صحبت از کار هشت ساعت در روزبود که امروزه در هر گوشه از جهان به گونه هایی اجرا میشود واگر هم اجرا نشود تفاوت بسیار کمی وقابل پذیرش هست . در سیستم ضد انسانی مجاهدین گاها ساعات کار تا ۴۸ ساعت هم می رسید وهمیشه بهانه بر سر این بود که زمان کم هست وهر کار در اشرف ویا لیبرتی باید به بالاترین شکل ممکن به اتمام برسد زیرا هر کاری رابطه مستقیم دارد با سر نگونی رژیم !!!!!! واینجا این سوال بوجودمی اید که اقای عباس داوری مسئول کمیسیون کار مجاهدین در این مورد چه توضیحی دارد ؟ چرا کمی حتی در حد اشنایی نمی اید وبرنامه یک روز هر قربانی را علنی نمی کند که افراد مجبور به کشیدن چه بیگاریهایی در این سالیان بوده اند وقتی صحبت از حق وحقوق میشود نباید میان افراد فرقی وجود داشته باشد ولی امروز با وقاحت تمام این مجاهدین هستند که تمام قوانین را زیر پا کذاشته وحق کارگر را پس زده وباید اول در رابط با حقوق بشر جواب پس بدهند وبعد در رابطه با کار وکارگر اطلاعیه صادر بکنند

درست به یاد دارم روزهای شروع جنگ امریکا با عراق بود که رهبر دروغ گوی مجاهدین نشتی گذاشت وخبر جنگ را داد از لحظه ای که نشست تمام شد کار شروع شد وای کاش فقط کار بود در حد چند ساعت اضافه کاری بود .

از اول جنگ تا به پایان پراکندگی مجاهدین حدودا چهار ماه طول کشید که در این چهار ما وقعا گاها تا سه روز خواب واستراحت در کار نبود همه به گونه ای مشعول بودند واین طرح فقط وفقط برای فرسوده کردن وخسته کردن نیروها بود که مبادا فکر وانرژی فرار به سرشان بزند ومبادا کسی اعتراض کند که برنامه چیست وعده های مسعود رجوی چه شد وووو

در شرایط نرمان بعد از جنگ

سیستم ضد کارگری مجاهدین شروع به تاسیس گارگاه هایی زدند که همیشه اکیپها در حال کار بودند وهمیشه باید کار میکردند وتنها چیزی که اصلا اهمیتی نداشت ساعت وقوانین کار بود البته از نظر استانداردهای جهانی وباید قوانین خود مجاهدین که صد در صد ضد بشرانه بود اجرا میشد

عباس داوری مسئول کمیسیون کار مجاهدین فکر میکنم اشتباه گرفته ومتنی که به او دیکته شده را اشتباهی خوانده ودر سایتهای بی ابروی مجاهدین انتشار داده چون این داستان اصلا ربطی به مجاهدین ندارد واین شیادان باید از بیگاری حرف بزنند نه از حق کار وکارگر باید از زندان وزندانی وزندانبان تز بدهند ومقالخ پخش کنند . چگونه ممکن هست افرادی در انجا هستند که سی سال از عمر خود را در انحا به هدر داده اند بدون هیچ حقوقی جتی یک دلار در ماه ایسم این افراد گارگر نیست این افراد را باید در کادر زندان وزندانی برسی کرد نه کار وگارگر

از زمانی کا پای ما قربانیان به بیرون رسید همواره بر سر یک چیر پافشاری می کنیم وان هم قوانین ضد انسانی کار در اسیستم مجاهدین بوده مه در تمام مقالات وافشاگریها این نکته پر رنگ بوده وهست

به امید روزی که چهره واقعی این شیادان رو شده وجواب پس بدهند

محمود سپاهی پاریس

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24589

روز جهانی کارگر و بازی‌های تبلیغاتی مجاهدین 

Abbass Davari Mojahedin Khalq Rajavi cultسید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، سیزدهم آوریل ۲۰۱۶:… با تکیه بر انبوه تجربه در سالیان گذشته و شناخت کافی از مجاهدین، باید گفت: تبلیغات مجاهدین از آنجائی‌که صرفا برای مصرف داخل تشکیلات است و مردم ایران هیچ نقشی در آن ندارند، همیشه از خود مجاهدین شروع و به خود آنان نیز ختم می‌شود. روش کار همین است. یعنی دادن اطلاعیه و سپس تولید انبوه حمایت های کذب به اسم کارگران این و یا آن شهر و … 

معصومه ملک محمدی و عباس داوریمعصومه ملک محمدی و عباس داوری از کشتار ۱۹ فروردین سال ۹۰ اشرف. زمینه سازان واقعی فاجعه 

عباس داوری مجاهدین خلق فرقه رجویروز جهانی کارگر و کمیسیون کار! فرقه رجوی

لینک به منبع

روز جهانی کارگر و بازی‌های تبلیغاتی مجاهدین

سیدحجت سیداسماعیلی

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

مقدمتا باید عرض کنم، در تشکیلات مجاهدین همیشه یک اصل وجود داشت و آن اینکه نیرو نباید بیکار بماند و باید از طلوع فجر تا شامگاهان ازش کار کشید. این اصل در تمام تشکیلات اعم از مسئولین بالا تا ذیل اجرایی می شد. البته هرچقدر به پائین می آمدیم بر شدت این سختگیریها افزوده می شد. مریم رجوی می‌گفت؛ نیرو یا باید یا در جنگ باشد و یا در آموزش.

بنابراین وقتی جنگی نبود و آموزش ها هم تکراری می شد. لاجرم کار اجرایی جایگزین آن می شد.

رهنمود تشکیلاتی باز به ایده خود مریم رجوی این بود که: باید از نیرو آنقدر کار کشید تا سر بر بالین نگذاشته به خواب رود.

البته نوع کار مهم نبود ، چه در یگان باشی و چه در قسمت سیاسی و یا خارج کشور و . . . مهم این بود که کاری وجود داشته باشد که نیرو سرگرم آن شود. انجام کار توسط نیرو دو مزیت داشت؛ اول اینکه گذر زمان را متوجه نمی شد، دوم هم اینکه ذهنش سراغ مسائل دیگر بویژه مسائل جنسی که در تشکیلات اختصارا به آن «ج» می‌گفتند، و البته «مرز سرخ» هم بود ، نمی‌رفت.

به همین دلیل مناسبت‌ها؛ چه آنهایی که تولیدی خود تشکیلات بود، مثل: «مراسم ۲۶ مهر»، «پرواز تاریخ ساز؟!»، «سی خرداد»، . . . و چه مناسبت های ملی در ایران و چه برخی مناسبت های جهانی مثل ؛ روز زن، روز کارگر و . . . ، همگی جایگاه خاصی در تشکیلات مجاهدین داشته و بهترین نقش را در حل معضلات تشکیلاتی و سرگرم کردن نیروها و اعضای سازمان بازی کرده اند.

این را گفتم تا به اهمیت تبلیغات و سروصداهای پوچی که رهبر نادان و کوتوله به همراه عجوزه مجاهدین در هر مناسبتی برپا می کنند بیشتر پی برده شود.

اکنون نیز نوبت روز جهانی کارگر در ۱۱ اردیبهشت ۹۵ است که باید نیروهای سیاسی و تشکیلاتی را تا مناسبتی دیگر سرکار گذاشت .

مجاهدین در ۱۹ فروردین اولین اطلاعیه خود، به مناسبت روز جهانی کارگر را در کادر سناریوی تعریف شده صادر کرد .

در این اطلاعیه رهبران مجاهدین آنچه که آنرا «بار سنگین بحرانها و رکود بی‌علاج اقتصادی» در جمهوری اسلامی ایران می نامید، با شمارش کردن مشکلات اقتصادی و معیشی کارگران در ایران (برگرفته از رسانه‌های ایران) از کارگران خواست؛« برای احقاق این حق بزرگ مردمی با هزار اشرف و ارتش آزادی به‌پا خیزید؟!»

با تکیه بر انبوه تجربه در سالیان گذشته و شناخت کافی از مجاهدین، باید گفت: تبلیغات مجاهدین از آنجائی‌که صرفا برای مصرف داخل تشکیلات است و مردم ایران هیچ نقشی در آن ندارند، همیشه از خود مجاهدین شروع و به خود آنان نیز ختم می‌شود.

روش کار همین است. یعنی دادن اطلاعیه و سپس تولید انبوه حمایت های کذب به اسم کارگران این و یا آن شهر و بازتاب آن در رسانه‌های رسمی و غیر رسمی و سیمای شیطان منظرشان. چرا که باید وزن انعکاسات متناسب با اطلاعیه صادر شده باشد. تا مبادا به اعتبار نداشته مجاهدین خدشه ای وارد شود.

ولی همیشه یک تناقض آشکار در دستگاه تبلیغاتی مجاهدین در چنین مناسبات هایی وجود دارد و آن اینکه هرگز محصول نهایی کار متناسب با آنچه که مجاهدین آنرا در بوق و کرنا می کنند نیست.

حال اگر در خوش بینانه ترین شکل فرض کنیم تمامی آنچه که در خصوص تفکر، عملکرد و شیوه کار رهبران مجاهدین گفتیم خطا بوده است و اطلاعیه مجاهدین تنها در طی ۶ روز توانسته است مطابق آنچه که در ذیل این توشتار که از سایت رسمی مجاهدین برداشت شده است، این چنین در دل و جان کارگران ایرانی اثر گذار بوده و البته با هرچه نزدیک تر شدن به ۱۱ اردیبهشت ، روز جهانی کارگر نیز زیاد تر هم خواهد شد، پس باید منتظر حضور انبوه کارگر ایرانی در خیابانهای شهرهای ایران یا حداقل در شهرهای بزرگ که به حمایت از مجاهدین شعار خواهند داد باشیم؟!

تاریخ: ۲۴/۰۱/۹۵: دو شکایت از کارگران تهران و مازندران علیه نظام ولایت فقیه به سازمان جهانی کار و یک بیانیه از کارگران قم

تاریخ: ۲۳/۰۱/۹۵: بیانیه‌های دانشجویان دانشگاه آزاد تهران و آزادیخواهان غرب کشور به‌مناسبت روز جهانی کارگر

تاریخ: ۲۲/۰۱/۹۵: فراخوان کارگران و دانشجویان برای روز جهانی کارگر از تهران، پاکدشت و کرمانشاه

تاریخ: ۲۲/۰۱/۹۵: روز جهانی کارگر، بیانیه حمایت در تهران، بروجرد و خرمدره

تاریخ: ۱۹/۰۱/۹۵: بیانیه‌های کارگران و دانشجویان در تهران، بروجرد و کرمانشاه به‌مناسبت روز جهانی کارگر

تاریخ: ۱۸/۰۱/۹۵: فراخوان کارگران معدن منگنز قم به‌مناسبت روز جهانی کارگر

تاریخ: ۱۸/۰۱/۹۵: فراخوان کارگران کاشی طوس قوچان به اعتراض علیه رژیم ایران در روز جهانی کارگر

تاریخ: ۱۵/۰۱/۹۵: بیانیه جمعی از کارگران شرکتهای تولیدی لوازم برقی غرب تهران به‌مناسبت روز کارگر

تاریخ: ۱۵/۰۱/۹۵: بیانیه و فراخوان جمعی از کارگران کارخانه‌های جنوب غرب تهران به‌مناسبت روز جهانی کارگر

تاریخ: ۱۱/۰۱/۹۵: : مرودشت – بیانیه جمعی از کارگران و بازنشستگان تولیدی لوازم خانگی آزمایش به‌مناسبت روز جهانی کارگر

تاریخ: ۱۱/۰۱/۹۵: فراخوان جمعی از کارگران بازنشسته واحدهای تولیدی غرب تهران برای اعتراضات گسترده در ۱۱اردیبهشت روز جهانی کارگر

تاریخ: ۱۰/۰۱/۹۵: تهران – فراخوان کارگران شرکت کفش بلا و کفش ملی به اعتراض در روز جهانی کارگر

*** 

مزدور عباس داوری رابط استخبارات صدام. وطن فروشی و ترور در مقابل دلار و دینار

https://youtu.be/UEwFH7uzTOg

همچنین:

هشدار سفیر آلبانی در سازمان ملل به نخست وزیر: مجاهدین خلق را نپذیرید

Sali-berisha Mojahedin Khalq Rajavi cultبنیاد هابیلیان به نقل از پانوراما، بیست و هفتم مارس 2016:… ” سج گریماج ” سفیر وقت آلبانی در سازمان ملل در سال 2012 در نامه ­ای به نخست وزیر آن کشور توصیه کرده بود اعضای منافقین را به دلیل سابقه تروریستی این گروهک نپذیرند. گریماج در این نامه پس از ارائه توضیحاتی درباره جلسات برگزار شده د
deutsche-welle-logoبنیاد هابیلیان، به نقل از دویچه وله، بیست و چهارم مارس 2016:… پذیرش اعضای منافقین توسط مسئولین آلبانیایی تنها به این دلیل که آن­ها افرادی پیر و فرتوت هستند، اقدامی اشتباه است. ممکن است اعضای این گروه دیگر به عنوان نیروهای جنگی کارایی نداشته باشند اما توانایی­ها و تجارب تروریستی قابل
Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultایسنا به نقل از هافینگتون پست، سوم مارس 2016:… این پایگاه اینترنتی ادامه داد : آلبانی مقصد انتقال اعضای سازمان تروریستی بدنام مجاهدین خلق است. این گروه مستقردرعراق در حال انتقال به آلبانی طبق توافقی است که این کشور با آمریکا در سال 2013 امضا کرد. صدام حسین
بنیاد هابیلیان، هجدهم دسامبر 2015:…  ترورهای انتحاری ، بخشی دیگر از کارنامه سیاه گروه تروریستی مجاهدین خلق است .در این روش فرد ضارب با کمر بند انفجاری خود را به اشخاص مورد نظر نزدیک می کرد و با منفجر نمودن خود باعث به شهادت رسیدن فرد مقابل نیز می گردید. در اکثر
ایسنا، تهران، هفدهم اوت 2015:…  دبیر دومین کنگره بین‌المللی 17 هزار شهید ترور ، اعلام کرد : کنگره بین المللی 17 هزار شهید ترور، در تاریخ نهم و دهم شهریورماه در تهران برگزار می‌شود . محمدجواد هاشمی‌نژاد ، در گفت‌وگو با خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری دانشجویان ایران ( ایسنا )، با بیان این که در این کنگره بین الملل
بنیاد هابیلیان، تهران، مصاحبه با دکتر محمدصادق کوشکی، یست و دوم ژوئن 2015:… افکاری که تنها راه رهایی را جنگ مسلحانه می‌دانستند. البته قرار بود این جنگ رهایی‌بخش مسلحانه علیه امپریالیسم اتفاق بیفتد اما علیه مردم و حکومت قانونی ایران اتفاق افتاد. سران این