پاسخگویی موشکافانه ، چرا ما رفتیم به عراق! و باقی قضایا

پاسخگویی موشکافانه ، چرا ما رفتیم به عراق! و باقی قضایا

میلاد آریایی، ایران قلم، سوم دسامبر 2014:…  ببینید، گفته‌ام و خیلی هم روی این مساله من جدی هستم که من همیشه به پیروزی در ایران و اینکه به قدرت برسیم و تشکیل دولت بدهیم و رئیس جمهور خواهر مریم را معرفی و سپس بلافاصله انتخاب و نهایتاً به جهانیان اعلام کنیم ، پایبند هستم . بارها در خواب دیده‌ام که به مجلس بهارستان می‌رویم حالا نه – رئیس مجلس – ولی واقعاً بی تعارف خودم را در کسوت نماینده …

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویاغلب افراد تحت سیطره فرقه مجاهدین در کمپ لیبرتی دچار بیماریهایی روحی و جسمی شده اند

لینک به منبع

پاسخگویی موشکافانه ، چرا ما رفتیم به عراق! و باقی قضایا

ببینید، گفته‌ام و خیلی هم روی این مساله من جدی هستم که من همیشه به پیروزی در ایران و اینکه به قدرت برسیم و تشکیل دولت بدهیم و رئیس جمهور خواهر مریم را معرفی و سپس بلافاصله انتخاب و نهایتاً به جهانیان اعلام کنیم ، پایبند هستم .

بارها در خواب دیده‌ام که به مجلس بهارستان می‌رویم حالا نه – رئیس مجلس – ولی واقعاً بی تعارف خودم را در کسوت نماینده مجلس از تهران در حال سخنرانی آتشین دیده‌ام و صادقانه بگویم از رادیو پخش میشد و من میدیدم مردم کوچه و بازار کار و زندگی‌شان را ول کرده به حرف‌های من گوش میدهند و دم به دقیقه دست میزنند وحرف های مرا قطع کرده و تشویق میکنند- خدایی خیلی به این‌ها فکر میکنم.

خوب اگر به این‌ها فکر نکنم به چی فکر کنم .- بند « جیم » و جنسیت و فکر به مسایل سکسی که مرا از پای در میآورد ، خوب برویم سر اصل مطلب ، خیلی‌ها سؤال میکنند که چرا سازمان انقلابی ما رفت به عراق !! به نظرم سؤال خیلی بو داری است ولی من به آن جواب قانع کننده میدهم

.برای بررسی عمیق و موشکافانه به این موضوع و اینکه ثابت کنم رفتن به عراق کار درستی بود و اصلاً ما نسوختیم و اگر چه آینده مان نامعلوم ولی گذشته‌مان مکشوف است پس به همین دلیل بایستی تمام کشورهای همسایه ایران را یک به یک برایتان بررسی کنم تا جواب ساده و روشن مثل روز واضح شود که بله باید میرفتیم عراق چون تنها راه چاره بود.

الف – فرض کنید نمی رفتیم عراق و می‌رفتیم افغانستان : دیدید در همین افعانستان اسب آمد ، آن اسب با طالبان آمد و چه کشت و کشتاری کردند این طالبان از خدا بی‌خبر تا اینکه آمریکا آمد و در جایی که سگ صاحب اش را نمی شناخت نمی‌گویید چرا بر سر ما و سازمان انقلابی ما می‌آمد ؟و سرما را ساده زیر آب میکردند و میخوردند هم رویش یک لیوان آب !!، خوب این از افغانستان.

ب- فرض کنید نمی رفتیم عراق و می‌رفتیم پاکستان : جان من عزیز من ، نور چشم من پاکستان خودش هفت اش گرو هشت اش هست چطور میتوانست به ما کمک‌های بلا عوض بکند؟ آنجا خودشان ، خودشان را ترور میکنند چه برسد به ما که به نوعی اضافه بودیم ، زبان ام لال اگر برادر را ترور میکردند شما جواب میدادید ؟ کسی نبود جواب بدهد پس این هم از پاکستان.

جیم – فرض کنید نمی رفتیم عراق و می‌رفتیم ترکیه : کسانی که یادشان است خوب میدانند که آن زمان که ما رفتیم عراق ، ایران و ترکیه قرارداد ارسال وبازگشت مجرمین یکدیگر را امضا کرده بودند و اگر ما میرفتیم آنجا تکه بزرگه مان گوش مان بود پس این هم از ترکیه .

دال – فرض کنید عراق نمی رفتیم و میرفتیم مثلاً عمان یا قطر یا بحرین : بین این کشورها و ایران آب و خلیج فارس وجود دارد و وجود آب مانع اصلی سرنگونی بود تازه بچه‌های ما در عملیات حال ندارند راه بروند چطور شنا کنند و بیایند این طرف آب و تازه باز بعد از آن کلی راه بروند واقعی نیست ، فکر کنم دلیل از این قانع کننده تر وجود ندارد برای معاندی که این سئال را بو دارانه را مطرح کرده است.

واو- فرض کنید نمی رفتیم عراق و میرفتیم کشورهایی که جزو شوروی آن روز بودند : شما دقت نمی کنید که همین شوروی باصطلاح کمونیست و سوسیالیست به ما 500 میلیون دلار ناقابل قرض نداد درحالیکه قول داده بودیم که برمیگردانیم و روی برادر را زمین انداختند پس چطور به ما زمین میدادند و پادگان میداند و آب میدادند و غذا میدادند ؟ یک کمی اول فکر کنید بعد سؤال کنید.

نتیجه اینکه باید می‌رفتیم عراق با سر هم می‌رفتیم چون جای دیگری نداشتیم .

کجا به ما برای هر نفر ماهانه 2000 دلار فقط حق رزمندگی میداد که همین خودش با حساب و کتاب انقلابی که برادر و خواهر میکردند و هر یک نفر را 2 نفر حساب کرده بودند سرجمع ماهی فقط چند میلیون دلار پول توجیبی برادر بود .

تازه زمین هم مفت و مجانی و فت و فراوون در دسترس بود ، علاوه بر این‌ها زرهی هم به ما میدادند که البته ما میگفتیم توی عملیات ها غنیمت گرفته‌ایم ، خوب کجا بهتر از عراق پس میبینید که شمای سؤال‌کننده نه تاریخ را میدانید نه جغرافیا بلد هستید و باید کار را از کاردان یاد گرفت و به خاطر سپرد

امیدوارم به کوتاهترین شکل ممکن به بزرگترین بلیه ای که یقه سازمان ما را ول نمی‌کند و حسابی مقاومت ما را دچار سرگیجه کرده است که همانا رفتن به عراق و زمین گیر شدن در آن است پاسخ داده باشم تا سؤالات بعدی ….

شیر همیشه بیدار نمانی تو گرفتار

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13951

شورای رهبری ! بلای جان رهبری

میلاد آریایی، ایران قلم، سوم نوامبر ۲۰۱۴: …  من دفعه قبل روی یک موضوع بسیار ظریف دست گذاشتم که همانا انحلال یواشکی شورای رهبری بود این مساله باعث شد حسابی در نشست عملیات جاری که هر شب حتی در همین اروپا برگزار می‌شود حال مرا بگیرند که چرا یهویی به هواداران شوک وارد میکنم و هیچ توضیحی نمی‌دهم بخصوص که خواهر شورای رهبری ام حسابی گوشی را با گشیدن گوش ام بدست ام داد و …

زهره اخیانی شکنجه گر رجویترفند اعلام “شورای مرکزی” توسط فرقه رجوی

لینک به منبع

شورای رهبری ! بلای جان رهبری

من دفعه قبل روی یک موضوع بسیار ظریف دست گذاشتم که همانا انحلال یواشکی شورای رهبری بود این مساله باعث شد حسابی در نشست عملیات جاری که هر شب حتی در همین اروپا برگزار می‌شود حال مرا بگیرند که چرا یهویی به هواداران شوک وارد میکنم و هیچ توضیحی نمی‌دهم بخصوص که خواهر شورای رهبری ام حسابی گوشی را با گشیدن گوش ام بدست ام داد و برای توضیح بیشتر ذکر موارد زیر به نظرم الزامی است.

موضوع بیشتر حول خواهر نسرین خودمان دور میزند شما خودتان خوب میدانید که بالاتر از خواهر نسیرین (مهوش سپهری) درشورای رهبری نداشتیم و خواهر نسرین انقدر خدمات شایسته ای کرد که حتی از خواهر فهمیه هم بالاتر رفت، پاچه خواری که خواهر شورای رهبری مان از برادر مسعود میکردند ، مهدی ابریشم چی به گرد پایش نمی رسید.

بعد از آن بود که همه اعضای شورای رهبری از صدیقه حسینی گرفته تا مژگان پارسایی در بیا ، همگی میخواستند جا پای خواهر نسرین بگذارند ولی چی شد خواهر نسرین خودش شد طعمه!! – تقصیر هم البته ندارد وقتی میگوییم شورای رهبری من هم باشم فکر میکنم چیزی بارم هست که البته نبوده ونیست.

برادر مسعود خودش اولین کسی بود که این کشف مهم را فهمید و خوب این را میدانست وبخاطر همین خیلی روی آن انگشت میگذاشت ولی کو گوش شنوا . بارها من خودم دور و نزدیک شنیده و هم دیده بودم که برادر تاکیدمیکرد که کسی از شورای رهبری چیزی بارش نیست.

ولی کارایی آن بیشتر برای سر جا نشاندن تمامی برادارن دفتر سیاسی آن زمان از یک طرف و گروههای سیاسی خارج از کشور از طرف دیگر بود و خدایی اسم دهان پر کنی بود ( شورای رهبببببببررررری ی ی ی ی) ! با یک وانت بار هم نمی‌شد این اسم را جابجا کرد و حقیقتاً مشت محکمی بود بر دهان همه یاوه گویان بخصوص در دهان کمونیست‌ها که هی از شورای بلوشویک ها در انقلاب اکتبر حرف میزدند و آنرا میکوبیدند سر ما تا خبرگان رهبری رژیم که یکهو برادر به ناگهان با طرح اسم ترکیبی دو منظوره شورای رهبری!! کوبید مشت محکمی بر دهان ملتی ….

خوب این مال آن موقع و آن روزگار ۲۰سال پیش بود سال ۱۳۷۲ حالا چی ؟ باید قبول کنیم و میکنیم که هر چیزی یک تاریخ مصرفی دارد آلان هم با توجه به تحول اوضاع شورای رهبری خودش شده بلای جان رهبری . بخاطر همین بایست سریعاً درب اش را گل گرفت و دکان دو نبش آنرا با یک سوپر مارکت شیک عوض کرد.

نبوغ رهبری که میگند یعنی همین که زودتر از بقیه حوادث سیاسی پیش رو را همچون همانانی که وقوع زلزله را پیش‌بینی میکنند پیش‌بینی کند و قدم به میدان گذارد و کاری کند کارستان!!

واقعیت این است که ما شورای رهبری میخواهیم چکار – خود برادر مسعود به عنوان رهبر هست و خواهر مریم هم رویش، ببخشید کنارش درست نیست که هر کاری رژیم میکند ما هم همان را تقلید کنیم رژیم می‌گفت ولایت فقیه خواهر مریم سریع پرید وسط و برای اینکه از قافله رژیم عقب نماینم گفت – رهبری عقیدتی!- بعدش رژیم خبرگان رهبری را درست کرد بلافاصله ما شورای رهبری درست کردیم … ولی آن‌ها که دغدغه افرادی مثل خواهر نسرین را که ندارند همه‌شان متفق القول یک حرف را میزنند ولی آلان به نظر می‌آید که شورای مرکزی برای سازمان خیلی بیشتر کاربرد دارد ضمن اینکه مشکلات شکلی و محتوایی شورای رهبری را هم ندارد.

خلاصه اینکه ای همه هوداران در اروپا و آمریکا و آفریقا منظورم در مصر است بدانید و آگاه باشید که اوضاع خیلی قاراش میش است و این شورای رهبری واقعاً شده بلای جان رهبری . هر روز یکی‌شان طعمه می‌شود حالا خر بیار باقالی بار کن، هر آدم غیر سیاسی هم میداند که شورای مرکزی از شورای رهبری پایین‌تر است ولی اینطوری ما با یک حرکت انقلابی رژیم را دور میزنیم و نقشه های آنرا برملا و قبل از وقوع حادثه افشا میکنیم.

فقط میماند پاسخ به سؤالات احتمالی که من خودم مستقیم از خواهر شورای رهبری فعلی و شورای مرکزی آینده سؤال کردم جواب خیلی قانع کننده ای دادند که به شرح زیر است.

اگر کسی همین سؤال را کرد که شورای مرکزی که از شورای رهبری پایین‌تر است و بایست هر سال جلوتر برویم و نه عقب تر، بهش بگویید این شورای مرکزی چندین مدار تکاملی بالاتر است اگر قانع نشد وبرای بار دوم سؤال کرد بهش بگویید که بیشتراز کوپن خودش لطفا سؤال نکند و اگر باز هم قانع نشد مسجل است که فرد عضو جدید وزارت اطلاعات است و و برای بار سوم انرا طوری مطرح نموده و افشاگری کنید و سریعاً به آتش نشانی زنگ بزنید تا سوزش بر ملا شده خاموش شود و بهش بگویید عضو وزارت اطلاعات و خودتان را خلاص کنید.

البته پیش خودمان بماند که خواهر شورای رهبری ما انقدر توی ساختمان بوده و بیرون نیامده که حداقل هوایی بخورد نمیداند که این کارها دیگر اثر ندارد و تاکتیک‌های نخ نما شده‌ای است شده مورد داشتیم من خودم به یک نفر نه عضو اطلاعات بلکه گفتم : برو- وزیر اطلاعات – همه دور بری ها بهم خندیدند وهم چنان که دور میشد برایم دست تکان میداد بیچاره فکر میکرد من دیوانه شدم نمیدانست خط رهبری را پیش میبرم .

گزارش کمپ لیبرتی 1Iran Interlink Fourth Report from Baghdad

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13839

چاره واقعه قبل از وقوع حادثه

میلاد آریایی، ایران قلم، بیست و هفتم اکتبر ۲۰۱۴: …  سوماً – خوب باید بفهمیم که پس از این تحول شگرف و انقلابی دیگر شورای رهبری نداریم و این اصل ماجرا و بن مایه کل این تحول انقلابی تاریخ ساز و جدید است و همین الان واقعاً به نبوغ مادرزادی رهبری مادالعمر برادر مسعود پی بردم که چگونه آینده را از همین امروز تصویر میکند و از دل آن راه و راهرو در میآورد. واقعیت این است که اسم شورای رهبری خیلی  …

رجوی و گروگانهاخروج از عراق کاملا عملی است


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

لینک به منبع

چاره واقعه قبل از وقوع حادثه

فرازی مهم در تشکیل تشکیلات نوین مجاهدین

من به خواست مقاومت انقلابی و به عنوان یک هوادار همیشه در صحنه در اروپا تلاش میکنم بر اساس خواست شورای رهبری که مستقیماً و بی‌واسطه مرا رهبری میکند دست به قلم برده و نظر خود را در باره شورای جدید و تازه از تنور درآمده مجاهدین که نام شورای مرکزی! را به خود اختصاص خواهد داد، بیان کنم.

قبل از هر چیز با مشت محکمی به دهان همه یاوه گویان و مزدوران وزارت اطلاعات با صدایی رسا اعلام میکنم که این شورای مرکزی با آن شورای مرکزی که برادر مسعود درپاییز سال ۱۳۷۰ اعلام کرد کاملاً فرق دارد واصلا یک اسم تکراری نیست شاید رسم اش تکراری باشد منظورم اینکه یک بار شورای مقاومت داریم یک روز شورای رهبری داریم و امروز شورای مرکزی داریم ولی اسم اش اصلاً تکراری نیست و یک مدار که نه چندین مدار با قبلی تفاوت دارد حالا می‌گویم چرا؟

اولاً – اینکه در این شورای مرکزی جدید به هیچ عنوان معترض یا منتقد یا بهتر و واضح تر بگویم بریده و بریده مزدور وخلاصه هر کسی که بالفعل و یا بالقوه در آینده بخواهد طعمه بشود و از مقاومت سراسری جدا شود، وجود ندارد.

دوماً – بر اساس اطلاعانی که خواهر مسئول شورای رهبری ام در اختیارم گذاشت همگی آنان زن هستند و هیچ مردی ببخشید هیچ برادری در آن وجود ندارد حتی مهدی ابریشم چی که خودمان میدانیم که برای رهبری تا کجا ها مایه گذاشت و من نمیتوانم بیشتر وارد جزییات آن بشوم.

سوماً – خوب باید بفهمیم که پس از این تحول شگرف و انقلابی دیگر شورای رهبری نداریم و این اصل ماجرا و بن مایه کل این تحول انقلابی تاریخ ساز و جدید است و همین الان واقعاً به نبوغ مادرزادی رهبری مادالعمر برادر مسعود پی بردم که چگونه آینده را از همین امروز تصویر میکند و از دل آن راه و راهرو در میآورد.

واقعیت این است که اسم شورای رهبری خیلی خیلی غلط انداز بود چرا بخاطر اینکه بعضی‌ها شیطان زیر پوست شان میرفت و فکر میکردند جدی جدی رهبرند و همین نطفه ، طعمه شدن را در آن‌ها کلید میزد اما حالا دیگر همه بیمه شده‌اند مثل « بیمه طلایی» هر تصادفی بشود و هر اتفاقی بیفتد هر ادعایی که بخواهد بکند نمیتواند ادعای رهبری بکند.

شما همین خواهر نسرین خودمان ( مهوش سپهری ) را یادتان رفته که چگونه درکسوت شورای رهبری چادر به کمر می بست و همچون زهرا خانم دوران انقلاب در جلوی دانشگاه توی تشکیلات راه می‌افتاد و زمین و زمان را به هم میدوخت و توفان به پا میکرد و کسی نبود که از دست اش به امان باشد بله همین خواهر نسرین خودمان . دیدید که خودش چگونه طعمه شد و یابو برش داشت و شد همان چیزی که نمیبایست میشد.

پس بایست از تجربه ها درس گرفت و شورای رهبری را یواشکی منحل اعلام کرد و با درایتی انقلابی و کمر شکن و سدشکن تمام حرف‌هایی گذشته را که خواهر مریم هم روی آن تأکید کرده بود و بارها از «هزار هم ردیف» سخن به میان آورده بود و صد البته در نهاد خودش بوی رهبری را به مشام میرساند فراموش کرده و به دست باد سپرد و صدایش را در نیاورد و شتر دیدی ندیدی! خلاصه اینکه:

سازمان انقلابی ما هر روز برگی جدید رو میکند و هر روز رژیم را کمر شکن میکند نکته نهفته درهمین حقیقت آشکار دارد که آینده را زودتر از امروز پیش‌بینی میکند و جلوی بلایای عظیم را می گیرد.

پس بنابراین از همین جا از خاک اروپا با صدها تبریک به رهبری انقلاب و خواهر مریم و برادر مسعود از اینکه چاره واقعه را از قبل از وقوع حادثه رقم زده‌اند تشکر انقلابی کرده و افتخار میکنم که هوادار سازمانی هستم که با اندیشه ژرف خود همچون تلسکوپ هاینس ! کل تشکیلات را رصد نموده و در یک حرکت انقلابی شورای مرکزی را جایگزین شورای رهبری نموده اند و به این وسیله مراتب قدر دانی خود را اعلام مینمایم.

بار دیگر وظیفه انقلابی خود میدانم که از همین جا به تمامی جهانخواران و بریده مزدوران هشدار دهم که دیدید باز هم بور شدید !؟

در پایان این جهش انقلابی را که خود پرواز تاریخ ساز دیگری است را با توجه به اینکه شرایط هر طور که بچرخد و تحولات به هر سمتی که برود و کشورهای غربی هر بازی که بخواهند با ما بکنند پیشاپیش مبارک اعلام میکنم.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13703

استعفاهای جدید در شورای دست ساز و اعلام وضعیت قرمز از جانب مسعود رجوی و بانو

میلاد آریایی، ایران قلم، بیستم اکتبر ۲۰۱۴: …  باز هم یک خبر تکراری دیگر و استعفایی شاپور باستان سیر که حوصله متحدان مقاومت سرا پا تقصیر یا بهتر بتوان گفت »مقاومت با خود درگیر« را هم سر برده است ، بلاخره با توطئه دژخیمان از پرده برون افتاد و همین خبر به ظاهر غیر مهم و غیر ضروری، خود موضوع اصلی و بسیار مهم اجلاس سراسری مقاومت بسیار مهم و بسیار جدی چندین و چند ساله ایرانیان ماندگار …

بهزاد علیشاهی: آقای رجوی کجای معادله سرنگونی ایستاده؟ درباره پیام مسعود رجوی خطاب به خامنه ای و رفسنجانی

ریزش در شورای ملی مقاومت رجویمجتبی رشیدی: اجلاس میان دوره یا وحشت از فروپاشی شورای دست ساز رجوی

لینک به منبع

استعفاهای جدید در شورای دست ساز و اعلام وضعیت قرمز از جانب مسعود رجوی و بانو

باز هم یک خبر تکراری دیگر و استعفایی شاپور باستان سیر که حوصله متحدان مقاومت سرا پا تقصیر یا بهتر بتوان گفت »مقاومت با خود درگیر« را هم سر برده است ، بلاخره با توطئه دژخیمان از پرده برون افتاد و همین خبر به ظاهر غیر مهم و غیر ضروری، خود موضوع اصلی و بسیار مهم اجلاس سراسری مقاومت بسیار مهم و بسیار جدی چندین و چند ساله ایرانیان ماندگار در عراق شد.

سرکار بانو مریم رجوی صد البته بدستور مسئول شورا مسعود رجوی که دیگر حال و روز خوشی ندارد که به ظاهر هم شده یک پیام صوتی بدهد افاضات فرمودند هر طور شده اجلاس »مقاومت با خود درگیر« را تشکیل !! و راه و رسم چگونه استعفا دادن را تدبیر!! و به همگان با زبان خوش بسرعت تفهیم !! نمایند.

این است همان مقاومتی که اکنون از سایه خودش نیز میترسد و مجبور به تعیین مصوبه و ماده برای چگونه استعفا دادن شده است.

سالهای سال است که منتقدان و جدا شدگان ازخدا بی‌خبر فریاد میزنند که در این نهاد ضد ملی هیچ‌کس اجازه بیان حرف‌ها و انتقاداتش را نداشته و ندارد و هر مخالفتی از جانب مسئول شورا با مشت آهنین پاسخ میگیرد اکنون همه سیاسیون ایرانی به نیکی در می یابند که آش به چه میزان شور شده که مسئول شورا خود قدم به میدان نهاده و راه و رسم چگونه استعفا دادن را می‌آموزد تا باشد عبرتی برای دیگران که فکرهای خام در سرشان نپرورند و هر طور شده به هر ضرب و زوری تعیین مصوبه وماده الحاقی کنند که با هر بدبختی که تصورش می‌رود استعفاهای سریالی مهار زده شود.

بیچارگان در این اندیشه‌اند که گرفتاری‌ها را این چنین مهار کنند و یا حداقل از شدت ضرب آن بکاهند برای همین خواستار می‌شوند که هرکس میخواهد از شورای مجاهدین استعفا دهد این مراحل چندگانه را طی کند.

اولاً – بایست از قبل ، این خواست شیطانی و کثیف خود را شده یواشکی یا در گوشی به سمع و نظر مسئول شورا برساند و نمک خورده و سالیان پول تو جیبی و حقوق ماهانه گرفته سرزده! نمکدان نشکند.

دوماً – غلط میکند هرکس میخواهد استعفا دهد مگر اینجا شهر هرت است که سگ صاحب اش را نمی شناسد باید به حداقل خواست مسئول شورا احترام گذاشته و از همان زبان‌بسته یاد بگیرید که صاحب خود را هر طوری شده حتی به بهای دوپینگ بشناسد.

ثالثاً – مگر مریم و مسعود رجوی کم مشکل دارند که هر روز یکی خودش را مثل جنازه روی میز مقاومت ولو میکند آخر شرم هم احساسی انقلابی است چرا این چنین آبرو مقاومت را بر سر هر بازاری چوب حراج می‌زنید قبول کنید که خدا خوش نمی‌آید !؟

با تشکر فراوان و بی پایان در هر دوران از هر انکس که به این مصوبات احترام و التزام و اکرام وچند نقطه … میگذارد وگر نه هر آنچه دیده از چشم خود و قلم خود دیده است .

شورای ملی مقاومت « با خود در گیر» تا اجلاس میان دوره ای بعدی از همگان بویژه در اروپا و کشورهای آزاد که اعلام و بیان نظرات آزاد است هوشیاری انقلابی و عملی آنچنان که شایسته هر مجاهد اشرفی را صمیمانه طالب است امید آن است که مفهوم عمیق این جمله آخرتا به پایان درک شود .

***

کلمه: توصیف منافقین (فرقه رجوی) و رسانه‌های عربستان از اقدامات تروریستی داعش: حرکت انقلابی مردم مظلوم عراق!

Maryam Rajavi terrorist syriaننگ سر بریدن مردم در عراق و سوریه توسط مجاهدین خلق و داعش تا ابد بر پیشانی مریم و مسعود رجوی باقیست

همچنین:

مجاهدین چرا از ۵ مهر ۱۳۶۰ دیگر چیزی نمی‌گویند ؟

میلاد آریایی، ایران قلم، پنجم اکتبر ۲۰۱۴: …  این جمله یکی از سیاسیونی بود که سرش به تن اش میارزید ضمن تعجب ازکلام اش ، هوشیاری اش را تحسین کردم به او گفتم برای نیرویی که اصلی‌ترین پایه تبلیغاتی خودش یعنی تکیه بر نیروی شبه نظامی خود را از دست داده است که به دروغ نام اش را ارتش آزادیبخش گذاشته بود شما چه انتظاری دارید؟ نیر

فرقه داعش و خواب‌های پنبه دانه فرقه رجوی

میلاد آریایی، ایران قلم، بیست و یکم سپتامبر ۲۰۱۴: …  مجاهدین شادمان از اینکه که در کسوت حملات « داعش » حکومت مالکی در عراق سرنگون می‌شود سرخوش و سر مست بودند و کاملاً در سایت‌های خبری خود خبرهای مربوط به پیشروی آنان در عراق و سوریه را پوشش میدادند. از آن زمان چیزی در حدود کمتر از ۳ ماه میگذرد که رجوی به عینه دید بد جوری قافی�

نگاهی گذرا به گزارش ۹۳ (قسمت سوم) – زندانهای امروز و دروغ‌های دیروز رجوی

میلاد آریایی، ایران قلم، سی ام اوت ۲۰۱۴: …  اکنون در این قسمت به بخش دیگری از این گزارش که به تعبیری شاید پاشنه آشیل مسعود رجوی است میپردازیم . بحث زندانهای انفرادی و شکنجه گاههای مجاهدین که رسوایی بزرگ و غیر قابل بازگشتی را برای مسعود رجوی رقم زد، عملیات مشت آهنین که بشکلی گسترده‌ با زندانی کردن بیش از ۱۰۰۰ مجاهد دردهها ز�

نگاهی گذرا به گزارش ۹۳ (قسمت دوم) – مسعود رجوی چرا از انقلاب ایدیولوژیک هیچ نمی گوید؟

میلاد آریایی، ایران قلم، بیست و دوم اوت ۲۰۱۴: …  مسعود رجوی وقتی ضرورت انقلاب جنسی برایش مطرح شده که در سالهای ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ ضربات سنگین نظامی را دریافت کرده بود و بوضوح استراتژی جنگ شهری وی در پناه عملیات تروریستی در ایران شکست‌خورده بود بنابراین باید بدنبال راه نجات و راه گریزی برای خودش می بود. از سوی دیگر برای اینک همه تقص�

نگاهی گذرا به گزارش ۹۳ (قسمت اول)

میلاد آریایی، ایران قلم، نهم اوت ۲۰۱۴: …  گزارش ۹۳ که به قلم آقای ایرج مصداقی در ۲۰۷ صفحه که در تابستان امسال منتشر گردید با ۲۷۱ سؤال جدی و بنیادی آنچنان رعد وبرق خیره کننده ای رادر مناسبات هواداران و سیاسیونی که سرگذشت این جریان را پیگیری میکنند، پدید آورده است که میتوان این گزارش را در زمره جدی ترین و عمیق ترین نقد هایی که د