پاسخ دولت آلمان در مورد نقش «سازمان مجاهدین خلق ایران» در اپوزیسیون ایران

پاسخ دولت آلمان در مورد نقش «سازمان مجاهدین خلق ایران» در اپوزیسیون ایران

حنیف حیدر نژاد، کیهان لندن، به نقل از “مرکز اسناد پارلمان آلمان”، بیست و دوم ژانویه 2019:… عدم شفافیت سازمان مجاهدین خلق در رابطه با اهداف‌اش و غیردمکراتیک بودن این تشکیلات، دامن زدن به کیش شخصیت، سوال‌برانگیز بودن منابع مالی این تشکیلات، غیرشفاف بودن مناسبات درونی این سازمان و رفتاری که با جداشدگان از این تشکیلات در پیش می‌گیرد، تردیدهای جدی در … 

فریبکاری‌های مریم رجوی

لینک به منبع

پاسخ دولت آلمان به حزب سبزها در مورد نقش «سازمان مجاهدین خلق ایران» در اپوزیسیون ایران

– دولت آلمان در حال حاضر شواهدی از اینکه این سازمان بخواهد اهداف سیاسی‌اش را بطور خشونت‌آمیز عملی کند، در اختیار ندارد. با این وجود از نظر رژیم ایران، سازمان مجاهدین یک تهدید و دشمن محسوب می‌شود. 

-بر اساس اظهار خود مجاهدین آنها به دمکراسی، حاکمیت قانون، حقوق بشر و نیز جدایی مذهب از سیاست باور دارند. چنین اظهاراتی با کاراکتر اقتدارگرای این تشکیلات و ریشه‌های گذشته آن به عنوان یک سازمان «مارکسیست اسلامی» و کیش شخصیت موجود حول مریم رجوی به عنوان رهبرشان در تضاد است.

دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۷ برابر با ۲۱ ژانویه ۲۰۱۹

آنچه پیش رو دارید ترجمه یک سند است. این سند شامل پاسخ کتبی دولت آلمان به فراکسیون پارلمانی حزب سبزها در پارلمان این کشور در خصوص «سازمان مجاهدین خلق ایران» است که در تاریخ ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۸ منتشرشده. اینکه پاسخ‌های داده شده تا کجا درست یا اشتباه است و نیز چرایی پاسخ‌های داده نشده، جای تأمل و تحلیل و بررسی دارد. اما برای حفظ اصالت سند، در اینجا به آن پرداخته نشده است.

گزارش دولتی آلمان در رابطه با مجاهدین خلق ایران مسعود رجوی و مریم رجوی 1مریم و مسعود رجوی در میان یگان‎های مقاومت

یکی از  گروه‌های اپوزیسیون ایرانی که در چهل سال گذشته پیوسته در معرض توجه دولت‌ها و احزاب خارجی قرار داشته‌اند سازمان مجاهدین خلق است. عدم شفافیت سازمان مجاهدین خلق در رابطه با اهداف‌اش و غیردمکراتیک بودن این تشکیلات، دامن زدن به کیش شخصیت، سوال‌برانگیز بودن منابع مالی این تشکیلات، غیرشفاف بودن مناسبات درونی این سازمان و رفتاری که با جداشدگان از این تشکیلات در پیش می‌گیرد، تردیدهای جدی در مورد اینکه آیا این سازمان فعالیت نظامی‌ خود را واقعا کنار گذاشته یا هنوز توسل به روش‌های خشونت‌آمیز را در دستور کار خود دارد به وجود می آورد. اینکه این سازمان تا کجا در بین مردم ایران مقبولیت داشته و تا کجا با دیگر نیروهای سیاسی اپوزسیون می‌تواند همکاری داشته باشد یا دیگر نیروهای اپوزیسیون تا کجا مایل به همکاری با این سازمان هستند نیز از جمله موضوعاتی مورد بحث سیاستمداران، خبرنگاران و تحلیلگران سیاسی است. پرسش‌های نمایندگان فراکسیون حزب سبزهای آلمان از دولت این کشور برای روشنگری در همین زمینه‌هاست.

گزارش دولتی آلمان در رابطه با مجاهدین خلق ایران مسعود رجوی و مریم رجوی 1مریم رجوی و سناتور مک‌کین؛ تیرانا؛ ۱۴ آوریل ۲۰۱۷

پاسخ‌های دولت آلمان نشان می‌دهد که دولت این کشور چه نظری در مورد سازمان مجاهدین خلق دارد، تا کجا در مورد آن مطلع است، اطلاعاتش تا کجا درست و دقیق یا غیردقیق است و تا کجا در مورد این سازمان بی‌خبر است. در هر صورت جای این پرسش نیز باقی می‌ماند که آیا عمدی وجود دارد که دولت آلمان بطور رسمی‌ مواضع خود را در مورد برخی از مسائل مرتبط با این سازمان علنی نمی‌کند، اگر آری، چرا؟

این سند می‌تواند با همه کمبودها، در روشن کردن افکار عمومی‌ در شناختن «سازمان مجاهدین خلق ایران» مفید باشد.

*****

پارلمان آلمان
انتشارات ۱۹/۴۲۷۸
دوره  نوزدهم
۱۲٫۰۹٫۲۰۱۸
پاسخ دولت فدرال آلمان به پرسش نمایندگان پارلمان: امید نوری پور، کلودیا روت (آوسبورگ)، دکتر کنستانتین فون نوتس، دیگر نمایندگان از فراکسیون حزب سبزها در پارلمان
-انتشارات ۱۹/۳۷۸۹–

 نقش سازمان مجاهدین خلق در اپوزیسیون ایران
پیش‌درآمدی در مورد پرسش‌های مطرح شده

گروه ایرانی مجاهدین خلق (مخفف: ام اِ کا MEK که از این پس در این نوشته مجاهدین خلق آورده می‌شود) بیش از پیش به عنوان یکی از شرکای دولت دونالد ترامپ نقش مهمتری در ارتباط با سیاست‌های ایالات متحده آمریکا در مورد امور مربوط به ایران بازی می‌کند. تا سال ۲۰۱۲ این گروه در لیست گروه‌های خارجی تروریستی ایالات متحده آمریکا قرار داشت، چرا که در ترور اتباع این کشور دخالت داشت. حذف آنها از لیست گروه‌های تروریستی با اعتراض شدید برخی کارشناسان مواجه بود (رجوع شود به موضع‌گیری منتشر شده در فایننشال تایمز ۱۰ اوت ۲۰۱۱). در آلمان هم این سازمان مدت‌ها از سوی نهاد «حافظ قانون اساسی Verfassungsschutz»  [سازمان اطلاعات و امنیت آلمان که وظیفه زیر نظر داشتن نیروهای سیاسی و مذهبی رادیکال و تحرکات جاسوسی و ضد امنیتی دولت‌های خارجی در این کشور را به عهده دارد] تحت نظر بوده و در اتحادیه اروپا نیز در لیست سازمان‌های تروریستی قرار داشت.

این گروه با پیشینه و جهت‌گیری شدید ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی بخشی از جنبش انقلابی ایران است که به تشکیل جمهوری اسلامی در آن کشور ختم شد. این تشکیلات در آغاز دهه ۸۰ میلادی از این  جنبش [همراهی با خمینی] خارج شد. عملیات تروریستی بسیاری را در کشور انجام داد، همزمان بسیاری از اعضای آن قربانی سرکوب خشن و بی‌رحمانه رژیم جمهوری اسلامی شدند. به ویژه اعضا این گروه در کشتار دسته‌جمعی زندانیان ایرانی در سال ۱۹۸۸ به شدت تار و مار شدند.

از سال ۱۹۸۵ به بعد بود که مجاهدین خلق از صدام حسین در جنگ او با ایران حمایت کردند. حتی بعد از پایان جنگ نیز همچنان یار صدام حسین باقی مانده و در سرکوب خشونت‌بار او علیه مردم عراق، بخصوص علیه کردها، از او حمایت کردند.

از سال ۲۰۱۳ مرکز این سازمان در آلبانی قرار دارد، جایی که اکثر اعضای زنده مانده این سازمان به آنجا منتقل شدند. ساختار این سازمان از سوی بسیاری از تحلیلگران از جمله در موسسه بزرگ تحقیقاتی آمریکا «راند RAND»  به عنوان تشکیلات فرقه‌‌‌ای توصیف شده است.  گزارش‌های زیادی از جداشدگان از این تشکیلات از ساختار مبتنی بر اتوریته‌ [اقتدارگرا] در این سازمان گزارش می‌دهند.

آنطور که مشهود است این گروه منابع مالی بزرگی در اختیار دارد که با آن جلسات بزرگی برگزار کرده که در آنها بسیاری که به لابیگری مشغول هستند در آن شرکت کرده و بر اساس گزارش‌ها حتی به شرکت کنندگان به خاطر شرکت در این جلسات پول پرداخت می‌شود. در آلمان این  گروه در اساس با نام انجمن‌های مختلف، از جمله «شورای ملی مقامت ایران NWRI» فعال است که از سوی شخصیت‌های معروف و شناخته شده حمایت می‌شود. این سازمان ادعا می‌کند که دوره اقتدارگرایی را پشت سر گذاشته و برای ایجاد یک ایران دمکراتیک مبارزه می‌کند. بجز ادعاهای خود این گروه، هیچ شواهد محکمی‌ در تائید این چرخش سیاسی [دمکرات شدن] در دست نیست.

۱. برآورد دولت آلمان در مورد سازمان مجاهدین خلق، به ویژه نظر به پیشینه تروریستی آن چیست؟

-از نظر دولت آلمان سازمان مجاهدین خلق، یک سازمان مبتنی بر اتوریته [اقتدارگرا] در بین گروه‌های اپوزیسیون ایرانی به شمار می‌آید. این سازمان در گذشته بطور خشونت‌آمیز علیه جمهوری اسلامی می‌جنگید. از زمان بنیانگذاری این سازمان در آغاز دهه شصت میلادی، مجاهدین خلق استفاده از خشونت را یک وسیله مشروع برای رسیدن به هدف خود می‌دانستند. مبارزین این سازمان در شاخه نظامی‌ آن با نام «ارتش آزادیبخش ملی» مستقر در عراق، مسئول حملات زیادی علیه اهداف و تاسیسات ایران بوده‌اند. از زمانی که در سال ۲۰۰۳ ارتش ایالات متحده آمریکا در جریان حمله به عراق نیروهای این سازمان را خلع سلاح کرد، این سازمان رسما از کاربرد خشونت چشم‌پوشی کرد. دولت آلمان در حال حاضر شواهدی از اینکه این سازمان بخواهد اهداف سیاسی‌اش را بطور خشونت‌آمیز عملی کند، در اختیار ندارد. با این وجود از نظر رژیم ایران، سازمان مجاهدین یک تهدید و دشمن محسوب می‌شود. بطور خاص در چند سال اخیر سازمان مجاهدین و شاخه سیاسی آن، شورای ملی مقاومت تلاش زیادی به خرج می‌دهند تا در بین اپوزیسیون به عنوان فقط یک نیروی سیاسی و دمکراتیک دیده شوند. اینطور بود که شورای ملی مقاومت موفق شد در سال ۲۰۰۹ سازمان مجاهدین را از لیست سازمان‌های تروریستی ایالات متحده آمریکا و در سال ۲۰۱۲ از لیست تروریستی اتحادیه اروپا خارج کند. در آلمان سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت تلاش می‌کنند تا برای تحقق اهداف خود از طریق تظاهرات علیه رژیم ایران، حمایت علاقمندان را جلب کنند.

۲. دولت آلمان از اینکه سازمان مجاهدین در چهارچوب چه ساختار و کدام انجمن‌ها عمل می‌کند، چه اطلاعاتی دارد؟

۳. آیا سازمان مجاهدین خلق در حال حاضر از  سوی سازمان حافظ قانون اساسی [سازمان اطلاعات و امنیت آلمان که وظیفه زیر نظر داشتن نیروهای سیاسی و مذهبی رادیکال و تحرکات جاسوسی و ضد امنیتی دولت‌های خارجی در آلمان را به عهده دارد]، تحت نظر قرار دارد، اگر نه، از چه زمانی و چرا دیگر تحت نظر نیست؟

 کدام  انجمن یا سازمان‌های مرتبط با سازمان مجاهدین تحت نظر  [نهادهای اطلاعاتی آلمان] قرار دارند و از چه زمانی؟

-به پرسش ۲ و ۳ با هم پاسخ داده می‌شود.

با اشاره به پاسخ به سوال شماره ۱، سازمان مجاهدین در آلمان برای اداره‌های اطلاعاتی و امنیتی دیگر یک اولویت محسوب نمی‌شود. دولت آلمان در حال حاضر شواهدی از اینکه این سازمان بخواهد اهداف سیاسی‌اش را بطور خشونت‌آمیز عملی کند، در اختیار ندارد.

 ۴. دولت  آلمان در مورد اینکه سازمان مجاهدین در دانشگاه‌های آلمان برای مسافرت به پاریس با هزینه ارزان تبلیغ می‌کند، که الزام آن شرکت در گردهمایی سالیانه این سازمان است، چه نظری دارد؟

-دولت آلمان  در این مورد رأسا اطلاعاتی در اختیار ندارد.

 ۵. بر اساس اطلاعاتی که دولت آلمان در اختیار دارد، منابع مالی سازمان مجاهدین برای تامین هزینه فعالیت‌های خودش در آلمان و اروپا کدامند؟

-بر اساس اطلاعات دولت آلمان، سازمان مجاهدین هزینه فعالیت‌های سیاسی خودش در اروپا را از جمله از طریق کمک‌های مالی و نیز از طریق پرداخت از سوی اعضایش تامین می‌کند.

۶. دولت آلمان در مورد مناسبات درونی سازمان  مجاهدین خلق در اروپا و اینکه این سازمان تا کجا ساختارهای دمکراتیک و شفافیت را رعایت می‌کند اطلاع دارد؟

 ۷. دولت آلمان چه شناختی از فعالیت‌ها و ساختار این گروه در آلبانی دارد؟

-پاسخ به سوالات ۶ و ۷ با هم می‌آید.

سازمان مجاهدین در اروپا تحت پوشش شاخه سیاسی خود یعنی شورای ملی مقامت فعالیت‌های سیاسی‌اش را به پیش می‌برد که بر اساس اظهار خودشان به دمکراسی، حاکمیت قانون، حقوق بشر و نیز جدایی مذهب از سیاست باور دارند. چنین اظهاری با کاراکتر اقتدارگرای این تشکیلات و ریشه‌های گذشته آن به عنوان یک سازمان «مارکسیست اسلامی» و کیش شخصیت موجود حول مریم رجوی به عنوان رهبرشان در تضاد است.

در آلبانی حدود ۲۷۰۰ نفر از ایرانیان، از جمله افراد سازمان مجاهدین و اعضای سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی که از عراق به آلبانی منتقل شده‌اند زندگی می‌کنند. در ابتدا این افراد در دو ساختمانی که هزینه آن از سوی کمیساریای عالی امور پناهندگان UNHCR  پرداخت می‌شد در حاشیه شهر تیرانا  [پایتخت آلبانی] اسکان داده شده بودند. در این فاصله آنها در اردوگاهی در یک قطعه زمین، خارج از تیرانا ساکن شده‌اند. ۲۷ درصد افراد این گروه را زنان و ۷۳ را مردان تشکیل می‌دهند که از ۴۵ سال به بالا هستند. سازمان مجاهدین  بیرون از جامعه آلبانی زندگی کرده و همگرایی و انطباقی بین آنها با جامعه وجود ندارد. تلاش رهبری سازمان مجاهدین خلق این است که وحدت تشکیلاتی این سازمان را حفظ کند و فعالانه از ارتباط [افراد این تشکیلات] با خارج از تشکیلات ممانعت می‌شود یا [چنین ارتباطی] بطور خیلی محدود امکانپذیر است. اطاعت و فرمانبرداری اعضا از رهبری این تشکیلات، یک عنصر مرکزی در این سازمان است. از زمان استقرار این سازمان در آلبانی حدود ده درصد اعضای این سازمان از آن جدا شده‌اند. کمیساریای عالی سازمان ملل متحد بر این باور است که این سازمان از طریق یک سری فعالیت‌های اینترنتی (در امور تجاری)  کسب درآمد دارد.

۸. تا کجا دولت آلمان مطلع است که سازمان مجاهدین خلق در آلمان چه سرمایه‌هایی در اختیار دارد؟

-دولت آلمان در این مورد هیچگونه اطلاعاتی در اختیار ندارد.

۹. بر اساس ارزیابی دولت آلمان، در سیاست‌های مرتبط با ایران از سوی پرزیدنت دونالد ترامپ، سازمان مجاهدین چه نقشی بازی می‌کنند؟

-بر اساس اطلاعات دولت آلمان، سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت در ایالات متحده آمریکا از شبکه و سازماندهی خوبی برخوردار بوده و به ویژه با نمایندگان حزب جمهوریخواه ارتباطات خوبی دارند. برخی از افراد که در دستگاه اجرایی دونالد ترامپ فعال هستند، قبل از آنکه پستی در دولت ترامپ به دست بیاورند بطور واضح حمایت خودشان از سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت را اعلام و در گردهمایی آنان شرکت کرده بودند.

۱۰. بر اساس اطلاعاتی که دولت آلمان در اختیار دارد سازمان مجاهدین و سازمان‌های تابعه آن تا کجا از سوی دولت‌های منطقه خلیج [فارس] تامین مالی می‌شوند؟

تا کجا  از سوی حکومت‌های منطقه خلیج [فارس] بر روی سازمان مجاهدین نفوذ وجود دارد و چه تبادل نظر‌های تنگاتنگی بین این سازمان با این حکومت‌ها وجود دارد؟

۱۱. بر اساس اطلاعات دولت آلمان، سازمان مجاهدین خلق و سازمان‌های تابعه آن تا کجا از طرق غیرقانونی فعالیت‌های خود را تامین مالی می‌کنند؟

-در مورد پرسش ۱۰ و ۱۱ دولت آلمان رأسا اطلاعاتی در اختیار ندارد.

۱۲. دولت آلمان چه اطلاعاتی در مورد اینکه سازمان مجاهدین خلق با اعضای سابق خود چگونه رفتار می‌کند در اختیار دارد  و تا کجا توضیحات آنها در مورد این سازمان را قابل باور می‌داند؟

-به باور سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت هر نوع انتقاد یا جدا شدن از این تشکیلات به ضعف اپوزیسیون منجر شده و از همین رو باعث تقویت «رژیم آخوندی» می‌شود. بر اساس اطلاعات دولت آلمان، در گذشته جدایی از سازمان مجاهدین به دلیل روش اقتدارگرایانه‌ی رهبری این سازمان، فقط با [پذیرش] اعمال فشار روحی شدید و نیز تهدید انزوای اجتماعی و طرد شدن ممکن بود.

۱۳. ارزیابی دولت آلمان از نقش سازمان مجاهدین خلق و میزان مشروعیت [مقبولیت] آن در ایران و در بین اپوزیسیون ایرانی در اروپا چگونه است؟

-شورای ملی مقاومت خود را تنها آلترناتیو [علیه رژیم ایران] معرفی می‌کند. نشانه‌ای از مشروعیت [مقبولیت] شورای ملی مقاومت، نه در بین ایرانیان تبعیدی در آلمان و نه در بین ایرانیان در دیگر کشورها قابل مشاهده نیست. درست‌تر این است که نوعی ایزوله شدن شورای ملی مقاومت در مقابل نیروهای اپوزیسیون ایرانی قابل مشاهده است. این موضوع با اشاره به گذشته تروریستی سازمان مجاهدین و نیز همکاری‌های سیاسی و نظامی‌ آنها با صدام حسین در زمان جنگ ایران و عراق  در دهه ۸۰ میلادی قابل توضیح است. به نظر می‌رسد که اکثریت مردم در ایران اظهارات این سازمان را در مورد اینکه این سازمان یک آلترناتیو دمکراتیک در مقابل رژیم  کنونی در ایران باشد، قابل باور نمی‌دانند.

۱۴. بر اساس اطلاعاتی که دولت آلمان در اختیار دارد، تا کجا سازمان مجاهدین خلق کماکان یک شاخه نظامی ‌در اختیار دارد؟

-دولت آلمان اطلاعات تازه‌ای که وجود یا نبود یک شاخه نظامی‌سازمان مجاهدین خلق را تائید کند، در اختیار ندارد.

۱۵. دولت آلمان تا کجا توضیحات موسسه آمریکایی «راند RAND» در مورد تغییرات ساختاری سازمان مجاهدین را و اینکه از زمان این تغییرات، این سازمان مشغول سربازگیری‌ست قابل باور می‌داند؟

-توضیحات موسسه آمریکایی «راند» قابل باور ارزیابی می‌شود. دولت آلمان از زمان انتشار پژوهش این موسسه شواهدی مبنی بر چرخش سازمان مجاهدین خلق در ارتباط با سربازگیری در اختیار ندارد.

۱۶. خود دولت آلمان و یا دیگر دولت‌های اروپایی چه همکاری‌هایی با سازمان مجاهدین خلق یا سازمان‌های تابعه آن دارند؟

-دولت آلمان با سازمان مجاهدین خلق یا دیگر سازمان‌های تابعه آن هیچ همکاری ندارد. دولت آلمان در مورد روش و سبک کار [ارتباطات] دیگر دولت‌های اروپایی رأسا اطلاعاتی در اختیار ندارد.

۱۷. دولت آلمان در این زمینه که سازمان مجاهدین و دیگر سازمان‌های تابعه آن در ۱۵ سال گذشته چه تلاش‌هایی داشته‌اند تا در آلمان اسلحه خریداری کنند چه اطلاعاتی در اختیار دارد؟

-دولت آلمان در این مورد رأسا هیچگونه اطلاعاتی در اختیار ندارد.

*پاسخ‌های آورده شده به نام دولت فدرال آلمان از سوی وزارت خارجه در تاریخ ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۸ تنظیم شده است.
*منبع: مرکز اسناد پارلمان آلمان
*ترجمه و تنظیم از حنیف حیدرنژاد

(پایان)

*** 

جنجال حمایت مالی مجاهدین خلق از راستگرایان اسپانیا (پولشویی توسط اعضا)ا

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقحنیف حیدر نژاد: نگاهی به فروغ جاویدان، ۲۵ سال بعد- قسمت نهم و پایانی

Johan_Bolton_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_Rajavi_Cult_Terrorists_2019_1
John Bolton, Mojahedin Khalq (MEK) and the expulsion of the Iranian ambassador
Mojahedin_Khalq_Maryam_Rajavi_MKO_MEK_NCRI_Tirana_Albania_Trolling_Aljazeera_Sep_2018
“Faking the online debate on Iran”(Mojahedin Khalq, Maryam Rajavi, MEK, NCRI Trolling base in Albania exposed)

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/نگاهی-به-تاریخچه-جدید-سازمان-مجاهدین-و/

نگاهی به تاریخچه جدید سازمان مجاهدین و طرح چند پرسش

حنیف حیدر نژاد، کیهان لندن، بیست و هشتم اوت ۲۰۱۸:…  سایت رسمی‌ «سازمان مجاهدین خلق ایران» در مطلبی با عنوان «در باره مجاهدین خلق ایران»، تلاش دارد تا تاریخچه‌ای جدید از این  سازمان ارائه دهد. در همانجا نوشته شده است: «مجاهدین در پی جایگزین کردن دیکتاتوری دینی ایران با یک دولت سکولار، دموکراتیک و کثرتگرا هستند که به آزادی‌های فردی و تساوی … 

MEK_MKO_Mojahedin_Khalq_demo_khomeiniRussiagate Conceals Israeli Meddling and Coming War with Iran

لینک به منبع

نگاهی به تاریخچه جدید سازمان مجاهدین و طرح چند پرسش 

دوشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۷ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۱۸

حنیف حیدرنژاد – سایت رسمی‌ «سازمان مجاهدین خلق ایران» در مطلبی با عنوان «در باره مجاهدین خلق ایران»، تلاش دارد تا تاریخچه‌ای جدید از این  سازمان ارائه دهد. در همانجا نوشته شده است: «مجاهدین در پی جایگزین کردن دیکتاتوری دینی ایران با یک دولت سکولار، دموکراتیک و کثرتگرا هستند که به آزادی‌های فردی و تساوی زن و مرد احترام می‌گذارد.»

این متن در ۲۷ عنوان تلاش می‌کند تا به صورت مختصر برخی نقاط سرفصلی سازمان مجاهدین را توضیح دهد.

به نظر می‌رسد تلاش جدید سازمان مجاهدین در نوشتن چنین متنی (که کمتر از آن بوی «اسلام انقلابی» به مشام می‌رسد)، نشان دادن یک چهره «لیبرال» و به ظاهر کمتر خشن از خود می‌باشد. مخاطبین این نوشته از نظر من در درجه اول نسل جدید زیر ۳۵ ساله هستند که تجربه مستقیمی ‌از سازمان مجاهدین ندارند.

به باور من یک نکته مهم در این تلاش جدید سازمان مجاهدین این است که آنها خود، فرصت‌طلبانه و شرمگینانه تاریخچه خود را دستکاری می‌کنند. حال پرسش این است که هدف از «حذف کردن» برخی واقعیت‌ها در این «تاریخچه جدید» چیست؟ آیا مجاهدین پی برده‌اند که در بین مردم ایران جایگاهی ندارند و در تلاش‌اند تا با بزک کردن چهره خود، نشان دهند «آلترناتیو»ی  توانمند و امروزی هستند؟

حذف وقایع، شیوهای ضد تاریخی است

در تاریخچه جدیدی که مجاهدین در مورد خود انتشار داده‌اند به برخی سرفصل‌های تاریخی این تشکیلات اشاره شده، اما به موارد بسیاری هم اشاره نمی‌شود. در زیر چند نمونه را یادآوری می‌کنم:

–  در قسمت «بنیانگذاری»، به عبدالرضا نیکبین به عنوان یکی از بنیانگذاران این سازمان و چرایی جدا شدن او اشاره نشده است.

– به تشکیل جامعه بی‌طبقه و معنی و هدف آن از نظر این تشکیلات اشاره نشده است.

– به ترورآمریکاییان در زمان قبل از انقلاب  ۱۳۵۷ و نقش یا موضع سازمان مجاهدین (بخش مسلمان یا بخش مارکسیستی) اشاره نشده است.

– به نقش اسلام و تشیع از نظر این سازمان به عنوان ایدئولوژی راهنمای عمل اشاره نشده است.

– در مورد  مسعود رجوی در زندان‌های ساواک و به همکاری او با ساواک (حتی در حد اطلاعات لو رفته به مثابه نمونه‌ای از زرنگی‌های او اشاره نشده است. همچنین به اینکه چگونه او به «رهبری» سازمان  رسید، در حالی که آنموقع صحبت از «رهبری»  نبود، بلکه یک دفتر سیاسی رهبری سازمان را به عهده داشت، اشاره نشده است. بعد‌ها نیز تا سال ۱۳۶۷ فقط سخن از «مسئول اول» سازمان مجاهدین بود و نه رهبر.

– در قسمت «دیدار با خمینی در سال ۱۳۵۷»، به ایستادگی رجوی در برابر خمینی اشاره می‌شود، اما به اینکه سازمان مجاهدین در اوایل پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ خمینی را «امام» خطاب می‌کردند و برای شرکت در رفراندوم «آری به جمهوری اسلامی» تبلیغ کرده و خود نیز در آن شرکت کردند اشاره نمی‌شود.

– به اطلاعیه‌های این سازمان درباره «اعدام‌های انقلابی» مقامات نظام پیشین و هورا کشیدن به خاطر این اعدام‌ها و محاکمات ناعادلانه اشاره‌ای نشده است. واقعیتی که نشان می‌دهد تا کجا این سازمان با حقوق بشر و ارزش‌های دمکراتیک از جمله مخالفت با اعدام، پذیرش اصل برائت و رعایت دادرسی عادلانه و برگزاری دادگاه‌های صالح مبتنی بر حقوق بین‌الملل و پایبندی به حکومت قانون بیگانه بوده است.

– به واقعه ی «تسخیر» سفارت آمریکا در آبان سال ۱۳۵۸ و تائید آن توسط سازمان مجاهدین و تشکیل نیروی شبه‌نظامی با عنوان «میلیشیا» و رژه‌های آن در سراسر ایران برای مبارزه با «امپریالیسم خونخوار آمریکا» اشاره نشده است. رسانه‌های غیررسمی‌ این تشکیلات نیز اگر از «میلیشیا» سخن می‌گویند، به دلایل واقعی تشکیل آن اشاره نمی‌کنند.

– به دستگیری محمدرضا سعادتی از رهبران این  سازمان و ارتباط سازمان مجاهدین با سفارت شوری (به هر دلیلی) اشاره نشده است.

– به تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ اشاره شده، اما به اعلام «جنگ مسلحانه» در فردای بعد از آن اشاره نشده است.

– به عملیات‌های بزرگ و کوچک نظامی مجاهدین در شهرها و کشتن رهبران رژیم و پاسداران و یا هواداران رژیم کنونی اشاره نشده است (پرهیز از ارائه سند و مدرکی دال بر عملیات تروریستی که می‌تواند در حال حاضر در غرب برای آنها دردسر ساز شود؟)

– به تشکیل «شورای ملی مقاومت» در سال ۱۳۶۰ اشاره شده، اما به اساسنامه این شورا و اعلام «جمهوری دمکراتیک اسلامی» که باید هنوز هم معتبر باشد پرداخته نمی‌شود (تا کنون از مصوبه جدیدی که بیانگر این باشد که شورای ملی مقاومت آن را کنار گذاشته، صحبت نشده است).

-به نقش ابوالحسن بنی صدر به عنوان رئیس جمهور شورای ملی مقاومت در تأسیس این شورا اشاره نمی‌شود.

-به اعضا شورای ملی مقاومت و چرایی جدا شدن آنها از سال ۱۳۶۲ به بعد تا همین اواخر اشاره نمی‌شود (از جمله جدایی بنی صدر به عنوان رئیس جمهور این  شورا، حزب دمکرات کردستان ایران، جبهه دمکراتیک انقلابی زحمتکشان، شورای متحد چپ، حزب کار ایران (توفان)، جبهه دموکراتیک ملی ایران، جنبش زحمتکشان گیلان و مازندران، اتحادیه کمونیست‌های ایران (سربداران) و افرادی چون حسن ماسالی، بهمن نیرومند، منصور فرهنگ، پرویز دستمالچی، ناصر پاکدامن، احمد سلامتیان، علی اصغر حاج سید جوادی، مهدی خانبابا تهرانی، محمدرضا روحانی و کریم قصیم).

– به ارتباط مجاهدین با دولت عراق اشاره می‌شود، اما به گفتگوهای رجوی با بلندپایگان دستگاه اطلاعاتی و امنیتی عراق و دریافت پول از آنها اشاره نمی‌شود (اسناد آن در یوتیوب موجود است).

– به عملیات فروغ جاویدان در تابستان ۱۳۶۷ پرداخته و به تعداد کشته شدگان نیز اشاره می‌شود، اما به چرایی شکست آن و نقش مسعود رجوی در آن اشاره نمی‌شود.

-به انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و مسئله طلاق‌های ایدئولوژیک و جدا کردن کودکان از پدر و مادرانشان و فرستادن آنها به خارج از عراق، در مواردی با سرنوشت‌های نامعلوم اشاره نمی‌شود.

– به قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، بعد از عملیات «فروغ جاویدان» اشاره می‌شود و ادعا می‌شود که پس از عملیات فروغ جاویدان ۳۰ هزار نفر از زندانیان سیاسی عمدتا هوادار مجاهدین، طی سه ماه توسط رژیم جمهوری اسلامی اعدام شده‌اند، اما دلیل و مدرکی برای این رقم ۳۰ هزار نفر ارائه نمی‌شود.

-معلوم نیست در ۳۰ سالی که از این قتل عام می‌گذرد، چرا سازمان مجاهدین تنها در این چند سال اخیر است که بطور جدیتر (آن هم اساسا از زاویه‌ی تبلیغاتی) به این موضوع می‌پردازد. چرا با داشتن ۳۰هزار کشته این سازمان با دادگاه ایران تریبونال که در سال ۱۳۹۱ و برای روشنگری در مورد اعدام‌های دهه شصت، به ویژه کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ برگزار شد، همکاری نکرده یا از آن حمایت نمی‌کند؟

– به موضوع «۱۷ژوئن ۲۰۰۳، حمله به مقر رئیس‌ جمهور برگزیده مقاومت در فرانسه» اشاره و از جمله ادعا می‌شود که: «دولت فرانسه زیر فشار افکار عمومی و سلسله اعتراض‌ها و اعتصاب‌ غذای ایرانیانی که از سراسر اروپا خود را به پاریس رسانده بودند، همه افراد بازداشت شده و در آخر خانم مریم رجوی را آزاد کرد» اما به خودسوزی چند نفر از اعضای مجاهدین که با توصیه‌های تشکیلاتی در پاریس انجام شد، اشاره نمی‌شود. چرا؟ آیا سازمان مجاهدین نگران است که به این ترتیب چهره‌ای فناتیک و متعصب از خود ارائه دهد؟

– به شکست صدام حسین در برابر آمریکا و خلع سلاح نیروهای سازمان مجاهدین توسط ارتش آمریکا در سال ۲۰۰۳ اشاره می‌شود، اما:

-به تشکیل یک اردوگاه در کنار کمپ «اشرف» (اردوگاه تیف)، تحت نظر ارتش آمریکا و اینکه حدودد ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر از نیروهای سازمان مجاهدین از این تشکیلات جدا شده و به آن کمپ منتقل و بخش بزرگی از آنها به ایران رفته و خود را تسلیم جمهوری اسلامی کرده‌اند و به چرایی این جدایی‌ها اشاره نمی‌شود.

– به اردوگاه «لیبرتی» و خروج کامل سازمان مجاهدین و انتقال از عراق به آلبانی بعد از ۱۰ سال که از سقوط صدام می‌گذرد اشاره می‌شود. به حمله به کمپ «اشرف» مرکز این سازمان در عراق و اردوگاه «لیبرتی» و کشته شدن ده‌ها و زخمی‌شدن صدها نفر از مجاهدین اشاره می‌شود، ولی به این موضوع پرداخته نمی‌شود که چرا اصلا رهبری سازمان مجاهدین خروج از عراق را ۱۰ سال طول داد تا این همه انسان کشته شوند.

– به خروج سازمان مجاهدین از «لیست تروریستی» اشاره می‌شود اما به موافقت این سازمان در دادگاه «پوئک» در انگلستان برای کنار گذاشتن مبارزه مسلحانه اشاره‌ای نمی‌کند.

– این سازمان به همکاری خود با نیروهای دست راستی و جنگ‌طلب در بین سیاستمداران آمریکا و نیز ارتباط با دولت‌های عربی خلیج فارس و هدف از این همکاری‌ها اشاره نمی‌کند و نمی‌گوید گزینه مطلوب این سازمان برای عبور از جمهوری اسلامی جنگ و حمله نظامی به ایران و تشویق خشونت و جنگ مسلحانه است. این سازمان هیچ توضیحی نمی‌دهد که چرا استراتژی‌های متعدد آن برای «سرنگونی» رژیم به نتیجه نرسید و حاضربه پاسخگویی در این زمینه نیست.

– سرانجام آنکه به سرنوشت مسعود رجوی «رهبر عقیدتی» این سازمان و اینکه چرا ۱۵ سال است در انظار عمومی ظاهر نشده و چرا ناتوان از آن است تا بطور ویدئویی یا صوتی با مردم و هواداران خود ارتباط برقرار کند، اشاره نمی‌کند.

این تاریخچه‌ی تازه‌تنظیم شده‌ی سازمان مجاهدین بر اساس «حذف» یک سری نام‌ها و افراد و شخصیت‌ها و حذف یک سری وقایع تنظیم شده است. از همین رو غیرعلمی ‌و غیرتخصصی، ناصادقانه و فریبکارانه تنظیم شده است. به باور من هدف از این تاریخچه‌ی جدید و «بزک‌شده»، ارائه یک سری اطلاعات دستکاری شده به نسل جوان ایران است که از آن طریق بشود چهره‌ای ملایم و امروزی (لیبرال و غربی و تا حدی به ظاهر کمتر خشن) از خود نشان داد. این تاریخچه با بزرگنمایی و وارونه نشان دادن یک سری «دستاوردها» و پرهیز از انتقادازخود و اشاره با شکست‌ها و دلایل آن تنظیم شده، غیر شفاف است و نمونه‌ای است از فرصت‌طلبی و ریاکاری این تشکیلات در میدان رسانه‌ای و کار با افکار عمومی.

این تاریخچه دستچین شده‌ی جدید نشان می‌دهد که سازمان مجاهدین شهامت ارائه چهره واقعی خود، آنگونه که بود و آنگونه که هست را ندارد. بنابراین  قابل اعتماد و قابل باور نیست و به هیچ وجه صلاحیت حضور در بین نیروهای رهبری کننده برای تشکیل یک ایران دمکراتیک و آزاد برای عبور از جمهوری اسلامی را ندارد.

این سازمان در روی کار آمدن و همچنین با سیاست‌های خود در ادامه عمر حکومت اسلامی در ایران مسئول بوده و از این طریق در به کشته دادن نسلی از جوانان صادق و عاشق ایران نیز مسئول است. این سازمان از یک ایدئولوژی مذهبی مبتنی بر «تشیع سرخ و انقلابی» پیروی کرده، دیدگاهی به غایت جنسیتی و ضد زن داشته و به حکومت قانون و ارزش‌های حقوق بشری باور نداشته، بلکه با اعتقاد به «رهبری عقیدتی»، مدل بزک‌‌شده‌ی عفریته‌ی ولایت فقیه را در سر داشته و خواهان کسب تام و تمام و بلامنازع قدرت در ایران بوده وعملا به یک حکومت مذهبی می‌اندیشد و به جدایی دین و مذهب از حکومت باور ندارد. رفتار این سازمان با معترضین و مخالفین درون تشکیلات خودش و با آنانی که از این تشکیلات جدا شده‌اند به خوبی نشان می‌دهد که این سازمان به هیچ وجه تاب تحمل دگراندیشان، منتقدین و آزادی عقیده و بیان را ندارد و چهار دهه است در‌های تشکیلات خود را بر روی خبرنگاران آزاد بسته و از هر نوع رویارویی با دنیای آزاد طفره رفته و پرهیز می‌کند. این سازمان  با نیازهای امروز مردم و نسل جوان بیگانه، با آزادی انسان و ارزش‌های حقوق بشری مخالف و اساسا فاقد هرگونه صلاحیت مدیریتی مبتنی بر دستاوردهای علمی‌ مدرن و امروزی است.

http://www.hanifhidarnejad.com

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

شاهزاده رضا پهلویشاهزاده رضا پهلوی: مجاهدین خلق در زمان جنگ ایران و عراق با صدام حسین همکاری کردند این امر باعث میشود که شریک سیاسی مناسبی نباشند

مجاهدین خلق فرقه رجوی در امریکارضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30642

رهبری سازمان مجاهدین؛ فرار از پاسخگوئی و به جان هم انداختن خانواده ها

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدرنژاد، اول اوت ۲۰۱۷:… در یک مطلب منتشر شده با عنوان “کهکشان۹۶، زلزله سرنگونی و پس‌لرزه‌های آن”۱ به قلم رحمان حیدری که در سایت “ایران افشاگر” از سایت های وابسته به سازمان مجاهدین خلق منتشر شده است، به قلم برادر من، رحمان، مطالبی حاوی توهین و اتهام بر علیه من نوشته شده است. کسانی که سازمان مجاهدین را می شناسند و آن را از درون تجربه کرده اند می دانند که اینگونه … 

گروگانهای مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد – قسمت اول

لینک به منبع

رهبری سازمان مجاهدین؛ فرار از پاسخگوئی و به جان هم انداختن خانواده ها

در یک مطلب منتشر شده با عنوان “کهکشان۹۶، زلزله سرنگونی و پس‌لرزه‌های آن”۱ به قلم رحمان حیدری که در سایت “ایران افشاگر” از سایت های وابسته به سازمان مجاهدین خلق منتشر شده است، به قلم برادر من، رحمان، مطالبی حاوی توهین و اتهام بر علیه من نوشته شده است. کسانی که سازمان مجاهدین را می شناسند و آن را از درون تجربه کرده اند می دانند که اینگونه مقاله نوشتن ها بخشی از یک دستور و خط تشکیلاتی است که “از بالا” دیکته می شود. ظاهرا این نوشته در پاسخ به یک مقاله من با عنوان “فریبکاری های مریم رجوی”۲ می باشد که در تاریخ ۱۲ تیر منتشر شده بود. من در آن مقاله ام با استناد به یک سخنرانیِ مریم رجوی سیاست های رهبری سازمان مجاهدین را در چند مورد مشخص با استدلال به نقد کشیده بودم. این نوع واکنشِ سازمان مجاهدین اما چند نکته را روشن می کند:

۱٫ انتقادات مخالفین و منتقدین سازمان مجاهدین، بویژه جداشدگانی که بر مبارزه و بر مخالفت با جمهوری اسلامی تاکید دارند دیوارهای “هفت حصارِ” کشیده شده بر دور تشکیلات را در نوردیده و باعث پرسش و مسئله برای کادرهای تشکیلات و نیروهای اطراف سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت شده است.
۲٫ رهبری سازمان مجاهدین بجای پاسخ دادن به سوال و استدلال ها، منتقدین و پرسشگران را مورد اتهام زنی و حمله قرار داده و با ترور شخصیت قصد دارد آنها را به سکوت مجبور کند.
۳٫ رهبری سازمان مجاهدین با حمله و اتهام زنی از پذیرش مسئولیت فرار و بجای پاسخ دادن، با انتشار مقالاتی به نام افراد خانواده تلاش می کند تا خانواده ها را به جان هم بیاندازد.(بطور خاص به نوشته هائی که بر علیه خانم عاطفه اقبال به قلم برادر او منتشر می شود توجه کنید.)

این روش رهبری سازمان مجاهدین نشان دهنده بی مسئولیتی و ضعف آنهاست. نوشته های من در نقد و روشنگری در ارتباط با سازمان مجاهدین با زبانی محترمانه و با استدلال و منطق همراه است. خطاب نوشته های من رهبری سازمان مجاهدین می باشد. تنها در صورتی که فردی از رهبری سازمان مجاهدین با نام اصلی و با عکس خودش و در سایت اینترنتی رسمی این سازمان با زبانی محترمانه و با استدلال به نوشته های من پاسخ دهد، به آن واکنش نشان خواهم داد، در غیر اینصورت هر نوشته دیگری را شایسته پاسخ دادن ندانسته و بخصوص در دام دعوای خانوادگی نخواهم افتاد.

قهرمان حیدری/ حنیف حیدرنژاد
۸ مرداد ۱۳۹۶/ ۲۰ جولای ۲۰۱۷

http://www.hanifhidarnejad.com
………………………………..

زیرنویس ها

۱٫ کهکشان۹۶، زلزله سرنگونی و پس‌لرزه‌های آن

۲٫ فریبکاری‌های مریم رجوی

(پایان)

***

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsMojahedin Khalq (MEK) presence in Albania highlights security risks for Europe

انحمن فراقآنکه از منطق به دور است به فحاشی وتهمت رو می آورد قسمت آخر

همچنین:

  • حنیف حیدر نژاد، کیهان لندن، بیست و هشتم اوت 2018:…  سایت رسمی‌ «سازمان مجاهدین خلق ایران» در مطلبی با عنوان «در باره مجاهدین خلق ایران»، تلاش دارد تا تاریخچه‌ای جدید از این  سازمان ارائه دهد. در همانجا نوشته شده است: «مجاهدین در پی جایگزین کردن دیکتاتوری دینی ایران با یک دولت سکولار، دموکراتیک و کثرتگرا هستن

    Read More….


  • حنیف حیدر نژاد، سایت حیدرنژاد، اول اوت 2017:… در یک مطلب منتشر شده با عنوان “کهکشان۹۶، زلزله سرنگونی و پس‌لرزه‌های آن”1 به قلم رحمان حیدری که در سایت “ایران افشاگر” از سایت های وابسته به سازمان مجاهدین خلق منتشر شده است، به قلم برادر من، رحمان، مطالبی حاوی توهین و اتهام بر علیه من نوشته شده است. کس

    Read More….


  • Mojahedin_Khalq_Paris_Carnaval_Terrorists_2حنیف حیدر نژاد، کیهان لندن، چهارم ژوئیه 2017:… اگر مطابق آنچه مریم رجوی می‌گوید خامنه‌ای طرح داشته که مجاهدین را در عراق «منهدم» کند، در این حالت ماندن در عراق و اصرار بر آن نه تنها اشتباه بوده، بلکه سیاستی بوده در راستای اهداف خامنه‌ای. حال این سوال مطرح م

    Read More….


  •  majaraye_Nomrooz_MKO_MEK_Mojahedin_Khalqفردا نیوز، چهارم فوریه 2017:…  مهدویان با حذف قطب مخالف ماجرا (یعنی سازمان مجاهدین خلق) سعی می‌کند این عدم قضاوت را تا لحظه آخر فیلم حفظ کند. مهدویان این نکته را به خوبی فهمیده که ورود به دنیای اعضای سازمان مجاهدین خلق او را وادار به موضع‌گیری می‌کند، پس او از نمایش 

    Read More….


  • حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، دوازدهم سپتامبر 2016:… چرا از پس از سرنگونی صدام حسین در 14 سال پیش رهبری مجاهدین به خروج نیروهایش از عراق اقدام نکرد؟ چرا پروسه خروج از عراق 14 سال به دراز کشیده شد؟ چه عواملی در این زمینه نقش داشته اند. فاکت ها و اسناد آنها چرا منتشر نشده است؟ اکنون که همه نیروها در خ

    Read More….


  • ترور شخصیتی منتقدین فرقه رجوی سازمان مجاهدین خلقایرج مصداقی، سعید جمالی و حنیف حیدر نژاد، پژواک ایران، سیزدهم اوت 2016:… این ادعاهای رذیلانه در حالی صورت می‌گیرد که هیچ‌کس به اندازه‌ی من در ارتباط با کشتار ۶۷ و مستند‌سازی آن نکوشیده است. جدا از روزشمار کشتار ۶۷ در کتاب نه زیستن نه مرگ و ا

    Read More….


  • حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، پانزدهم آوریل 2016:…  در رابطه با وضعیت حاکم بر ایران بیش از سه دهه است که ذهن و فکر و قلبِ هر انسان مشتاق آزادیِ ایران به این سوال مشغول است: چه باید کرد؟ مسلما اگر پاسخ به این سوال حاصل یک کار جمعی یا یک اتاق فکرِ متشکل از افرادی با توانمندی های مختلف فکری و تخصصی با

    Read More….


  • حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، چهارم ژانویه 2016:… در این چنین تشکیلاتی، چه در عراق یا آلبانی و به میزان زیادی حتی در کشورهای غربی، “فرد” موجودیت و ارزشی ندارد. یعنی اجازه ندارد که موجودیت داشته باشد. فرد با دنیای بیرون خود ارتباطی ندارد و اجازه و امکانش را هم ندارد که ارتباط داشته باشد. هم

    Read More….


  • حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، سی ام دسامبر 2015:… نمونه سپهر و پدرش و رفتار سازمان مجاهدین با آنها به خوبی نشان می دهد، ارزش هائی که این سازمان دنبال می کند با خواسته های مردم ایران، در تضاد و در دشمنی است. خواسته ها و ارزش هائی همچون احترام به ارزش انسان و خانواده، دوری از تنفرپراکنی و اته

    Read More….


  • سایتهای حیدرنژاد و پژواک ایران، هفتم نوامبر 2015:…  حمله موشکی به کمپ لیبرتی و جنایت و کشتار مجاهدین در عراق بی شک به دستور و فرماندهی رژیم جمهوری اسلامی و توسط نیروهای وابسته به او در عراق انجام می شود. حتی اگر اسناد و مدارک محکمه پسندی در این زمینه وجود نداشته باشد، اما بر م

    Read More….


  • منابع مختلف، سی و یکم اکتبر 2015:… محکومیت حمله موشکی به کمپ لیبرتی توسط دبیرکل سازمان ملل متحد بعلاوه مطالبی مختلف و متفاوت از سایت اخبار روز به نقل از خبرگزاری ها، اتحاد فدائیان خلق ایران، حنیف حیدر نژاد، اسماعیل وفا یغمائی، احمد اقبالی، هادی افشار (سعید جمالی) و ایرج مصداقی …

    Read More….


  • حنیف حیدر نژاد، دوازدهم اکتبر 2015:… اگر مریم رجوی از کمپ لیبرتی در عراق به عنوان یک زندان سخن می گوید، چرا امکان برقراری ارتباط تلفنی مستقیم ساکنین لیبرتی با بستگانشان را برقرار نمی کند و چرا به سوالات بی شمار خانواده ها و بستگانِ ساکنین لیبرتی پاسخ نمی دهد؟ اگر مریم رجوی از انتخاب آزاد 

    Read More….


  • حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، شانزدهم اوت 2015:…  ادعای دیگر فخرآور در لابلای گفته هایش این بود که علی خامنه ای و هاشمی رفسنجانی قبل از انقلاب عضو سازمان مجاهدین خلق بوده اند. ایرج مصداقی به چند تناقض آشکار در این ادعاها اشاره کرد، از جمله اینکه خامنه ای در پائیز 1343 در مشهد ازدواج کرده 

    Read More….