پاسخ محمد حسین سبحانی به تهدیدات خشونت طلبانه مسعود رجوی در نوار صوتی 11 آبان

پاسخ محمد حسین سبحانی به تهدیدات خشونت طلبانه مسعود رجوی در نوار صوتی 11 آبان

ایران قلم، بیست و نهم نوامبر 2014:… رجوی با ایجاد رعب و وحشت و وصیت کردن قتل اعضای جداشده این پیام را به شنوندگان این پیام صوتی ، یعنی قربانیان لیبرتی ، منتقل می کند اگر به فکر جدا شدن از سازمان افتاده اید مواظب باشید سازمان و من با آنها چگونه رفتار خواهم کرد. البته این شگرد همیشگی رجوی در سرفصل های مشابه بوده است من تردید ندارم بار ها این پیام صوتی را رجوی تمرین …

 (آقای محمد حسین سبحانی در پارلمان اروپا)
مریم رجوی نمی‌تواند در پاریس فرمان حمله ترویستی علیه قربانیان صادر کند، اما مدعی بیرون آمدن از لیست گروه‌های تروریستی باشد

لینک به منبع

مصاحبه سایت ایران قلم با آقای محمد حسین سبحانی در مورد پیام تهدیدآمیز و خشونت طلبانه 11 آبان مسعود رجوی

پاسخ محمد حسین سبحانی به مسعود رجوی

مسعود رجوی خود را عریان تر کرد

 

ایران قلم:

با تشکر از شما آقای سبحانی که در این مصاحبه شرکت کرده اید، شما حتما پیام مسعود رجوی در 11 آبان را شنیده اید ، این پیام رهبر سازمان مجاهدین خلق دارای نکات بسیاری هست از حمله اینکه به صورت روشن و واضح فتوی قتل اعضای جداشده از مجاهدین و سایر منتقدین خودش را داده است . شما این پیام را چگونه ارزیابی می کنید؟

محمد حسین سبحانی:

بله همانطور که شما گفتید این پیام صوتی مسعود رجوی فراز های بسیار مهمی دارد که یکی از انها تهدید به فتل اعضای جداشده میباشد که بدین وسیله خودش را عریان تر از همیشه کرده است . چرا خودش را عریان کرده و ماهیتش را روشن تر از گذشته نمایان کرده است؟ باید دنبال این چرا بود و پاسخ آن را یافت . به نظر من پاسخ به این “چرا” به شرایط بسیار بسیار بحرانی فعلی مجاهدین در عراق و کمپ لیبرتی بر می گردد که برای بیرون آمدن از این شرایط مجبور شده است تا ماهیت خودش را عریان کند. پیام صوتی مسعود رجوی نشان دهنده اوج نارضایتی در تشکیلات مجاهدین در کمپ لیبرتی می باشد که موجب شده است برای سرکوب آن با ایجاد رعب و وحشت فراوان و در واقع با دجالگی و تهدید به قتل اعضای جداشده و پخش کردن عکس آنها و و فریاد های دروغین “یا حسین یا حسین ” از این مرحله عبور کند.

باید توجه کرد که هدف اصلی پیام صوتی مسعود رجوی گرفتن تعهد نامه مجدد از اعضای مجاهدین برای ادامه کار با تشکیلات این فرقه بوده است، چیزی که خودش «ابلاغیه چراغ خاموش» نام داده است و به نظر من ندیده و نشنیده می توان تشخیص داد برای مقابله با موج سهمیگین نارضایتی در درون تشکیلات در لیبرتی بوده و مخاطب اصلی مسعود رجوی قربانیان اسیر در کمپ لیبرتی می باشد . یعنی مسعود رجوی با دجالگری تمام که من اعتراف می کنم بسیار بسیار ماهرانه و دقیق نقش این دجال را بازی می کند و در یک فضای مذهبی همراه با رعب و وحشت به عمد هزینه بالای حقوقی و سیاسی تهدید به قتل اعضای جداشده را می پردازد تا از این نقطه یعنی بحران در لیبرتی عبور کند.

رجوی با ایجاد رعب و وحشت و وصیت کردن قتل اعضای جداشده این پیام را به شنوندگان این پیام صوتی ، یعنی قربانیان لیبرتی ، منتقل می کند اگر به فکر جدا شدن از سازمان افتاده اید مواظب باشید سازمان و من با آنها چگونه رفتار خواهم کرد. البته این شگرد همیشگی رجوی در سرفصل های مشابه بوده است من تردید ندارم بار ها این پیام صوتی را رجوی تمرین کرده که چگونه بگوید، چگونه فریاد بکشد، کجا نعره بزند تا رنج این قربانیان در لیبرتی ادامه پیدا کند و برای این هم واقعا بها می پردازد و خود را عریان می کند. البته مسعود رجوی در گذشته هم اعضای جداشده را تهدید به قتل کرده است، خود بنده و سایر دوستانی که در پرونده 17 ژوئن به عنوان شاهد در این پرونده حضور داشته اند هم قبلا تهدید به قتل کرده است، اما این بار خیلی دقیق تر و مستند تر که با صدای خودش هم می باشد، انجام داده است که دارای بار حقوقی و تعقیب قضایی در همه کشورها می باشد و اتفاقا به همین دلیل سایت های رسمی مجاهدین فعلا آن را منتشر نکرده اند یا هر کدام که منتشر کرده بودند، حذف کرده اند. بنابراین به نظر من رجوی این بها را پرداخت تا با نیرنگ و فریبی تحت عنوان ” ابلاغیه چراغ خاموش ” مدت دیگری قربانیان مستقر در لیبرتی را در اسارت بیشتر نگاه داشته باشد.

ایران قلم:

فضا و طنین صدای مسعود رجوی در این پیام 11 آبان 1392 حاکی از شرایط بد روانی وی بود و نوعی پریشانی و ناامیدی و عصبیت مفرط در آن به چشم می خورد. آیا تهدید به قتل اعضای جداشده از این شرایط روانی بیرون نزده است؟

محمد حسین سبحانی :

صحبت و برداشت شما هم صحیح است و وی کینه خودش را نسبت به منتقدین و اعضای جداشده نتوانسته است پنهان کند و من هم تاکید می کنم که شرایط روانی حاکم بر مسعود رجوی بسیار وخیم می باشد ولی همچنان عقیده دارم که مسعود رجوی آگاهانه این نقش را بازی می کرد ، او خودش را اینگونه وانمود می کرد تا مسئله اصلی اش که همانا سرکوب تمایل روزافزون جدایی قربانیان لیبرتی از سازمان می باشد را بهتر بتواند دنبال کند. شما و من تجریه حضور در این نشست ها را بارها داریم، خودتان را در آن صحنه بگذارید که این پیام را برای شما پخش می کنند حال صحنه سازی و لات بازیی که در فضای اینگونه نشست ها ایجاد می کنند هم اضافه کنید، آیا فرد می توند در این فضای رعب و وحشت تصمیم به جدایی بگیرد و بگوید من نمی خواهم در سازمان بمانم؟ باید پذیرفت بسیار مشکل هست ولی این حرف من و شخت بودن مسئولیت افراد مستقر در لیبرتی را برای “نه ” گفتن نفی نمی کند.

البته بددهنی مسعود رجوی همراه با اهانت و خشونت کلامی زاییده تفکر و اندیشه فرقه گرایانه و خششونت طلبانه و تروریستی اوست که لازم هست در همین جا به بخشی از پیام دجالگرانه رجوی پاسخ بدهم. آقای رجوی شما باید بدانید که دیگر حنای خط ” آخوند مال کردن” اعضای منتقد و ناراضی سازمان مجاهدین دیگر رنگی ندارد. مگر جنابعالی قاضی القضات شهر پاریس می باشی و یا اینکه کماکان خود را فرمانده سیاسی نظامی جهان می دانی که حکم صادر می کنی و تشخیص می دهی که منتقدین تو مزدور رژیم جمهوری اسلامی هستند، بنابراین خائن هستند و باید آنها را به قتل رساند.

اگر منتقدین تو همه و همه مزدور رژیم جمهوری اسلامی هستند، آیا می توانی یک مخالف و منتقد ایدئولوژی و سیاست ها و استراتژی مبارزه مسلحانه و تروریستی خود را معرفی کنی که در این زمینه ها نقد های بنیادی دارد، اما از نگاه تو مزدور و خائن نیست. فقط نام یک نفر را بگو کافی است.

مشکل شما آقای رجوی! من یا سایر دوستان اعضای جداشده از مجاهدین نیستیم. مشکل شما مرحوم عزت الله سحابی ها یا دکتر بنی صدرها و … نیست .مشکل شما این است که آقای رجوی در اوج توهم سیر می کنی و دنیا و مسائل سیاسی و اجتماعی را دو قطبی می بینی و خوی قدرت طلبانه شما را کور کرده است و دریع از یک ذره جسارت و شهامت! که بگویی من اشتباه کرده ام . بگویی ای اعضای مجاهدین من شما را سی سال سر کار گذاشته بودم. مشکل تو خوی، منش و روش خشونت طلبانه تو برای رسیدن به قدرت است. هر کس را در این ارتباط مانع احساس کنی ، با او برخورد خواهی کرد.

من هم از اول می گویم، البته نه مثل تو ، بلکه خیلی نرم ، ظریف و محترمانه.

مگر تو با علی اصغر بدیع زادگان مشکل نداشتی؟

مگر تو ترور جواد سعیدی و مرتضی هودشتیان و میرزا جعفر علاف را در زمان شاه تایید نکردی؟ اگر محکوم کردی بگو کجا و چه وقت؟

مگر در زندان شاه لطف الله میثمی از مسئولین ارشد سازمان را که با تو اختلاف نظر داشت تحریم و بایکوت نکردی؟

تو مگر محمد محمدی گرگانی، مسئول وقت موسی خیابانی در زندان شاه را برای از میدان به در کردن، نوکر راست و آخوند ها جلوه ندادی؟

تو مگر حسن رستگار را خطرناک تر از آخوندها در زندان شاه نمی دانستی؟

تو مگر دکتر حسین رفیعی و دکتر رضا رئیس طوسی و حمید نوحی را که از مسئولین انجمن های خارج از کشور بودند، خائن و مزدور ارتجاع معرفی نکردی؟

تو مگر پرویز یعفوبی را مزدور وزارت اطلاعات معرفی نکردی؟

تو مگر دکتر الوالحسن بنی صدر را معتاد خمینی لقب ندادی؟

تو مگر مینا ربیعی خواهر اشرف ربیعی را مزدور رژیم معرفی نکردی؟

تو مگر دکتر خانباباتهرانی و دکتر بهمن نیرومند را که از شورای فرمایشی ات به دلیل دیکتاتوری در آن خارج شدند؛ مزدور آخوند ها معرفی نکردی؟

مگر همین حالا دکتر قصیم و دکتر روحانی را مزدور معرفی نکردی؟

سعید شاهسوندی چی؟ جدیدا که اسماعیل وفا و عاطفه اقبال و ایرج مصداقی و هادی افشار و جعفری را هم که اضافه کرده ای. آنها را هم که مزدور می دانی.

می توانی بگویی با علی زرکش فرد شماره 2 سازمان مجاهدین را چه کردی؟

دکتر حسن ماسالی هم که مزدور خمینی بود.

در تصاویر پخش شده در همین پیام تهدیدآمیز و تروریستی ات ، تصویر عزت الله سحابی را هم پخش کردی و لعنت کردی. من نفهمیدم فردی که از دنیا رفته را دوباره چرا تهدید به قتل و لعنت ایدئولوژیکی می کنی؟

به قول تو باند خائن اکثریت چی ؟ فرخ نگهدار چی؟

مرحوم بازرگان چی؟

مگر به دکتر عبدالکریم لاهیجی و دکتر علی اصغر حاج سید جوادی ، موسسین دفاع از حقوق بشر مزدور و خائن و فرومایه نگفتی؟

مگر تو نمی گفتی زنده یاد دکتر عبدالرحمان قاسملو خائن و مزدور وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است؟ فریبا هشترودی چی؟ دکتر نوری زاده چی؟

تو مگر به رادیو بی بی سی لقب آیت الله ندادی؟ مگر تمامی رادیوهای فارسی زبان از رادیو فردا گرفته تا رادیو آمریکا و رادیو فرانسه را مورد توهین و اتهام قرار ندادی؟

مگر صدها شخصیت سیاسی دیگر که چه از بیرون و چه از درون سازمان مجاهدین به مناسبات فرقه گرایانه تو انتقاد کرده اند، پاسخ خود را با چوب و چماق و زندان و شکنجه دریافت نکرده اند؟

مگر در همین پیام بارها نمایندگان سازمان ملل را مزدور جمهوری اسلامی معرفی نمی کنی؟

تو مگر در همین پیامت به حقوق بشر پوزخند نمی زنی؟ مگر نمی گویی حقوق بشر با دادن خون تضمین می شود؟

بنابراین مشکل تو اعضای جداشده و من و سایر عزیزان نیستیم. چون فقط ما نیستیم . جنابعالی به هیچ منتقدی رحم نمی کنی. همه را ترور شخصیتی می کنی ، حالا هم که می خواهی ترور فیزیکی کنی . اما شاید تنها فرق ما این است به دلیل اینکه از نزدیک ایدولوژی سرکوبگرانه و دجالگرانه تو را دیده ایم و یا از زندان های انفرادی جنابعالی و زندان ابوغریب اربابت صدام حسین عبور کرده ایم ، ممکن است تفکر خشونت طلبانه تو را بهتر عریان کنیم که دیدی کردیم.

 ***

رجوی و گروگانهاقمپز در کردنها و خالی بندیهای بیسابقۀ رجوی. سوز و گذازی دیگر از افشاگری ها

مسعود رجوی در حال مبارزهچراغ خاموش کردن رجوی (امام حسین نه شب عاشورا غیبش زد و نه ده سال بعد از زیر قبای یزید نوار صوتی داد)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13144

وظیفه بررسی نقض حقوق بشر در فرقه های تروریستی با کیست؟

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، سیزدهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  چرا نوشتم این فرقه ها چه بسا بسیار بیشتر از دولت ها و حکومت های مستبد و دیکتاتور، نقض کننده حقوق بشر میباشند؟ زیرا این فرقه ها نقش دروغین اپوزیسیون و ناجی مردم را هم بازی می کنند و خود را آلترناتیو “استبداد و ارتجاع “معرفی می کنند. رهبری این فرقه ها خود را ” سید الرجال العالمین ” و ” خلیفه مسلمین ” می دانند و برای خود این صلاحیت …

گزارش سازمان ملل: ادامه نگرانی از نقض حقوق بشر توسط رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

لینک به منبع

خطاب به نهاد ها و جوامع بین المللی

وظیفه بررسی نقض حقوق بشر در فرقه های تروریستی با کیست؟

بدوت تردید تنوع افکار و دیدگاههای گوناگون از ویژگی های برجسته جهان امروز به شمار می رود و در جریان همین شکل گیری اندیشه ها و دیدگاه های مختلف و گوناگون هست که سرانجام به تحولات گسترده علمی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در جهان مدرن منجر شده و بشر را به پیشرفت های چشمگیر . قابل مشاهده در عرصه های مختلف رسانیده است. اگر چه ما از یک سو شاهد رشد نظرات و دیدگاه های مدرن در عصر جدید هستیم ، اما متاسفانه باید پذیرفت کرد که این همه واقعیت دنیای امروز نیست، چرا که از سوی دیگر ما شاهد رشد شکل گیری باورهای خشونت طلبانه و فرقه گرایانه و ارتجاعی بوده ایم، تفکراتی که همواره در طول تاریخ بشر مانعی اساسی در برابر رشد و پیشرفت وجوه مختلف زندگی انسان بوده اند.

ما به موازات اینکه شاهد هستیم که چگونه حکومت های توسعه طلب با بهره گیری نادرست و سواستفاده از علم و تکنولوژی و ساخت سلاحهای مرگبار انسان ها را به خاک و خون میکشند، فرقه های خشونت طلب و تروریست نیز هم عرض آنها پدید می آیند که حتی بعضا در ابتدا در مقابله با این دولت ها و حکومت ها شکل گرفته اند.

بنابراین باید این واقعیت را پذیرفت که یکی از ویژه گی های جهان امروز بوجود آمدن فرقه های خشونت طلب و تروریست در سراسر دنیاست. این فرقه ها هیچ عقیده ای را جز عقیده خودشان برسمیت نمیشناسند. فرقه ها با مقوله آزادی و حقوق بشر کاملاً بیگانه هستند و مناسبات انسانی را فقط از عینک تیره و سیاه خود می بینند و تفسیر می کنند. رهبران فرقه ها مدعی هستند که تنها عقیده درست ، نظر آنان بوده و بر همین مبنا روابط درونی و بیرونی خودشان را تنظیم میکنند و در نتیجه عقاید دیگران را قبول ندارند.

در چارچوب تفکرات فرقه های تروریستی می باشد که ما شاهد هستیم آنها مرتکب جنایات بسیار می شوند ، جنایاتی که از جانب فرقه های ترویستی و خشونت طلب متوجه بشر می شود ، چه بسا بسیار بیشتر از دولت ها و حکومت های توتالیتر، نقض کننده حقوق بشر می باشند. آیا عمکرد داعش در عراق غیر از این می باشد؟

ایا عمکرد القاعده در افغانستان و سازماندهی عملیات تروریستی یازده سپتامیر غیر از این می باشد؟

آیا عملکرد رهبری فرقه مجاهدین در شکنجه و زندانی کردن اعضای خود غیر از این می باشد؟

چرا نوشتم این فرقه ها چه بسا بسیار بیشتر از دولت ها و حکومت های مستبد و دیکتاتور، نقض کننده حقوق بشر میباشند؟ زیرا این فرقه ها نقش دروغین اپوزیسیون و ناجی مردم را هم بازی می کنند و خود را آلترناتیو “استبداد و ارتجاع “معرفی می کنند. رهبری این فرقه ها خود را ” سید الرجال العالمین ” و ” خلیفه مسلمین ” می دانند و برای خود این صلاحیت را از جانب خداوند قائل هستند که بر جان و مال مردم حکم برانند، از این رو باید تهدید فرقه های تروریستی ، خشونت طلب و ارتجاعی را بسیار جدی قلمداد کرد.

بدبختی در این هست که این فرقه ها مدعی هستند که اپوزیسیون حکومت ها و دولت های مستبد هستند؟ پس مسئولیت و وظیفه بررسی نقض حقوق بشر در این فرقه ها با کیست؟ اتفاقا در ارتباط با همین کمبود نامه کانون ایران قلم به آقای دکتر شهید به کمک دوستان نگاشته شد.

http://iran-ghalam.de/2Haupt/9080-iran-ghalam%20-10.09.2014.htm

آیا باید فرقه مجاهدین خلق نیز مثل ” دولت اسلامی ” داعش در عالم فرض، به قدرت برسد تا متوجه محتوای ارتجاعی بودن و تهدید آن شد؟

فرقه ای که اعضای خود را قبل از رسیدن به قدرت به دلیل انتقاد یا فرضا ” ترک مبارزه” زندانی و حبس می کند ، آیا می تواند بعد از کسب قدرت دمکرات شود؟ مگر مسعود رجوی یا ابوبکر بغدادی نمی توانند با همان استدلالی که زندان، شکنجه و قتل در موقعیت اپوزیسیون انجام می دهند قبل از کسب قدرت انجام می دهند ، بعد از رسیدن به قدرت نیز ادامه دهند؟

اما در این وانفسا تلخ تر آن است که بعضی دولت ها یا سیاستمداران بازنشسته ضمن گرفتن جیر و مواجب خود ، به همراه رهبران این فرقه ژست آزادی خواهی می گیرند و در سرقت های مشترک خون ، جان و مال مردم را به یغما می برند. در این شرایط سربازان خشونت و ترور تبلیغات دروغین رهبران فرقه ها را باور می کنند و واقعا فکر می کنند که تحت حمایت دولت ها بزودی قدرت را قبضه خواهند کرد و تحت تاثیر آن اساس قدرت تصمیم گیری از آنها سلب و هر چه بیشتر اسارت در کمپ لیبرتی را تحمل می کنند.

بنابراین از آنجا که فرقه ها بکارگیری ترور و خشونت را در کارنامه گذشته ، و بدون تردید تقدیر آینده خویش دارند، دولت ها و سیاستمداران بازنشسته استخدام شده باید پاسخگوی افکار عمومی خود باشند، چنانچه آقای کازاکای پرتغالی که نماینده پارلمان اروپا از کشور پرتغال بود با استخدام شدن در فرقه مجاهدین افکار مردم پرتغال را از دست داد و در انتخابات پارلمانی شکست خورد.

یا آقای کوادراس که نایب رئیس پارلمان اروپا از طرف مردم اسپانیا بود، با استخدام شدن در فرقه مجاهدین و همراهی با رهبری این فرقه یعنی مسعود رجوی و مریم رجوی را مردم اسپانیا را از دست داد و شکست فاحشی را در انتخابات اسپانیا متحمل شد.

امیدوارم لابی های استخدام شده فعلی فرقه مجاهدین از سرنوشت آقای کازاکا و آقای کوآدراس درس بگیرند. چهره فرقه ای که صدها عملیات تروریستی و انتحاری و آدم ربایی و انبوهی کشتار و نقض حقوق بشر در پرونده خود دارد ، سیاه تر از آن است که بتوان آن را سفید نشان داد.

جلسه پارلمان اروپا حول محور “سازمان مجاهدین خلق/ شورای ملی مقاومت و فعاللیت های آنان”

نجات یافتگان فرقه در دیدار از قبرستان کمپ اشرف، برای شکنجه گر سابق خود از خداوند طلب مغفرت کردند

همچنین:

مصاحبه با آقایی محمد سبحانی در رابطه با آکسیون ژنو (قسمت دوم، پایانی)

ایران ستارگان، ژنو، یازدهم آوریل ۲۰۱۴: … بله , شما به نکته درستی اشاره کردید , این پولهایی هست که صدام حسین در سفره مجاهدین گذاشت , پول نفت مردم عراق و به دنبالش بعدها کار قاچاق , پولشویی , ( کماکان در فرانسه هم می دانید که اتهام پولشویی و کارهای تروریستی علیه مریم رجوی هست و دادگاه در مورد آن در حال تصمیم گیری هست ) , ولی

مصاحبه با آقایی محمد سبحانی در رابطه با آکسیون ژنو

ایران ستارگان، سوئیس، سوم آوریل ۲۰۱۴: … خوشبختانه ما امسال با شرکت در اجلاس سالیانه حقوق بشر و در حاشیه آن توانستیم با نهادهای حقوق بشر و کمسیاریای عالی حقوق پناهندگان و صلیب سرخ و شخصیتهایی که می توانسته در این زمینه مناسب باشد صحبت بکنیم و شرایطی که در سازمان مجاهدین می گذرد و نقض حقوق بشری که کماکان ادامه دارد

موساد سرویس اطلاعاتی اسرائیل از رجوی چه میخواهد؟ ( قسمت چهارم )

ایران قلم، بیست و ششم نوامبر ۲۰۱۳: … اما موساد از رجوی چه می خواسته است؟ این خیلی نکته جالبی است که در واقع هر چیزی که اسرائیل می خواسته رجوی نه نگفته است، یعنی چیزی نبوده که بقول معروف نه گفته باشد البته اسرائیل هم مشخص است که چه چیزهایی را می خواهد از همین نقش بلندگو بازی کر