پانزدهم شهریور 1344 و رویکرد فرقه گرایی و تروریستی رجوی

پانزدهم شهریور 1344 و رویکرد فرقه گرایی و تروریستی رجوی

پانزدهم شهریور 1344 و رویکرد فرقه گرایی و تروریستی رجویعبدالرحمان رحمان محمدیان، نجات یافتگان در آلبانی، نهم سپتامبر 2019:… این فرد یعنی مسعود رجوی با استفاده از فضای ایجاد شده بعد از انقلاب ضد سلطنتی مردم ایران و میل وافر جوانان به استقلال و رفاه اجتماعی انبوهی نیروهای جوان مملکت را با شعارهایی که به ظاهر اهداف ملی میهنی را دنبال می‌کرد به خویش جلب کرد و وعده های آنچنانی داد اما افسوس این فرد هیچگاه به فکر اهداف و آمال ملی ایرانیان نبوده بلکه دنبال قدرت و امیال شیطانی خودش بود و با حرکت ها و رفتار کودکانه ای که انجام داد،نه فقط کمکی به پیشبرد مبارزات و اهداف و آمال ایرانیان نکرد. پانزدهم شهریور 1344 و رویکرد فرقه گرایی و تروریستی رجوی 

پانزدهم شهریور 1344 و رویکرد فرقه گرایی و تروریستی رجویآنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند (به مناسبت درگذشت عبدالرضا نیک بین رودسری – عبدی)ا

پانزدهم شهریور 1344 و رویکرد فرقه گرایی و تروریستی رجوی

رحمان محمدیان ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 08.09.2019

 روز پانزدهم شهریور ۱۳۴۴ به قول خود سازمان مجاهدین خلق ایران سازمانی پایه گذاری شد که قرار بود در تاریخ مبارزات ملت ایران گره گشا و کارساز باشد. متاسفانه اگرچه این سازمان می توانست به امید ملت ایران برای تحقق آرمان های ملی آنها تبدیل شود با از بین رفتن بنیانگذاران؛ بدست اشخاصی فرصت طلب مخصوصا شخص مسعود رجوی افتاده واو با در اختیار گرفتن آن و به کارگیری و سوء استفاده از ساز کار این سازمان در راه تحقق امیال خبیث خود، آن را به یک سازمان خیانتکار و همدست دشمنان ملت ایران تبدیل کرد.

پانزدهم شهریور 1344 و رویکرد فرقه گرایی و تروریستی رجوی

 این فرد که محور عالم را خود می داند و به هیچ چیز جز خودش فکر نمی کند تمام اهداف و آرمان هایی که سازمان مجاهدین به اصطلاح به خاطر تحقق آنها تاسیس شده بود را زیر پا گذاشت و سازمان، تمامی امکانات و افراد آن را بازیچه امیال شیطانی خود کرد چنانکه اکنون از این سازمان،  جز مشتی افراد خیانت پیشه و در اختیار دشمنان ملت ایران چیزی باقی نمانده است. نگاهی به نوستالوژی این سازمان کافی است تا دریابیم که این سازمان که البته باید گفت فرقه، هیچ کاری جز همدستی و همپیمانی با دشمنان ایران نداشته و انجام نداده است و همیشه هم آنرا با شعار پرطمطراق وزروزق انقلابی گری و  مشی انقلابی می پوشاند! حتی آنان که سردرمدار اینگونه تعاریف از پدیده های اجتماعی بوده وخود را وارث این شعارها و بانیان آنان میدانند، چنین ادعایی نداشته و از این اینگونه تحریف های خیانتبار، برائت می جویند!.

 اما رجوی باصطلاح کاتولیک تر از پاپ شده و البته چون راه دیگر نمی داند و نتواند به این شعارهای قدیمی و نخ نما چسبیده وبا استفاده و تحریف خود خواسته آنها؛ راه خیانت می پیماید.! «یادم هست بعد جنگ خلیج فارس که همه اذعان داشتند، جهان یک قطبی و تعاریف قدیم دیگر معتبر نیسنتد ودکتر هزارخانی دریک مصاحبه با باصطلاح سیمای آزادی گفت در دنیای بعد از جنگ سرد و یک قطبی؛ انقلاب و مبارزه ومضامین اینچنینی و شرایط جدید باید از نو تعریف شود که همه میدانند دردرون مناسبات می گفتند که او یعنی هزار خانی بریده و نمی کشد، بهانه گیری می کند و بعدا گفتند که دم مسیحایی رهبری او را زنده و دوباره باانقلاب – که مقصود همان باند رجوی و خط کار خائنانه اش است – همراه کرده است».

مریم رجوی از دروغ گفتن خسته نمیشود و من از نقد سخنان او

این فرد یعنی مسعود رجوی با استفاده از فضای ایجاد شده بعد از انقلاب ضد سلطنتی مردم ایران و میل وافر جوانان به استقلال و رفاه اجتماعی انبوهی نیروهای جوان مملکت را با شعارهایی که به ظاهر اهداف ملی میهنی را دنبال می‌کرد به خویش جلب کرد و وعده های آنچنانی داد اما افسوس این فرد هیچگاه به فکر اهداف و آمال ملی ایرانیان نبوده بلکه دنبال قدرت و امیال شیطانی خودش بود و با حرکت ها و رفتار کودکانه ای که انجام داد،نه فقط کمکی به پیشبرد مبارزات و اهداف و آمال ایرانیان نکرد( در این راه گوش به نصیحت کارکشتگان مسائل اجتماعی هم نکرد که می گفتند که مسایل اجتماعی نیاز به گذر زمان و تاریخ دارد و …هم نکرد) بلکه خائنانه نسل هایی از جوانان ایران را در راه های غیر اصولی و غیر ملی با فریب و نیرنگ فدا کرد و آرام آرام انرژی این نسل جوان را که باید در اختیار ملت و اهداف ملی مردم قرار می گرفت  در اختیار دشمنان ایران قرار داد و آنها را فدا کرد.

 تاریخ و حافظه تاریخی ملت ایران قضاوت خود را در این مورد انجام داده و اکنون براستی وبحق افواه ملت ایران این سازمان و این فرد را خائنی بیش نمی دانند و چه نام برازنده ای برای این شخص، کسیکه جزبه خود و امیال شیطانی خودش نمی‌اندیشد و جان هزاران نفر از جوانان این مملکت برای او ارزشی ندارد.

سازمانی که خود مدعی بود که از دل کوران مبارزات ملی مردم ایران بعد از سالهای ۳۲ بیرون آمده است است و دنباله همان مبارزات ملی و مردمی است و آمال و آرزوهای ملت ایران را پیگیری می کند متاسفانه امروزبه باند تبهکاری تبدیل شده است که  به بازیچه ای در دست دشمنان مردم ایران از جمله آمریکا (که این سازمان در تمام متون سازمانی خود آن را سرکرده امپریالیسم میگفت و مدعی بود که بین خلق ها و امپریالیسم هیچ رابطه ای وجود ندارد و هر چه هست یا نبرد است یا اسارت) تبدیل شده است. اگر قول خودش را ملاک قرار بدهیم وقتی با امپریالیسم مبارزه نمی کنی پس اسیر می شوی سازمان اسیر امپریالیزم یا همان آمریکا شده است امروزه به راستی و بعینه  می شود دید، این سازمان تماماً و روزانه در اختیار اهداف خائنانه آمریکا بر علیه ملت ایران قرار گرفته است طوری که حتی دشمنی های آشکار دولت آمریکا- که همگان وازهر طیفی که هستند متفق القولند ، هر فرد ملی و میهنی بایستی در قبال آن ها موضع درست داشته باشد- از طرف این سازمان مورد تایید قرار گرفته و چشم بسته پذیرفته میشود آیا این عبرت تاریخ است که چنین سازمانی که مدعی بود امید ملت ایران برای مبارزات رهایی بخش آنها از قیود استعماری است این چنین خار و خفیف بازیچه دست دشمنان جورواجور ملت ایران شده است ست بله این عبرت تاریخ است کسی که به اهداف ملی و میهنی ملتش پشت کند و همه چیز را در راه اهداف فردی فدا کند این چنین خوار و خفیف در گوشه‌ای می خزدو سازمانی که او اینچنین با خیانت و خیانتکاری از ویرانه های آن سازمان اولیه ایجاد کرده در انتظار مرگ تاریخی خویش است!

پانزدهم شهریور 1344 و رویکرد فرقه گرایی و تروریستی رجوی

لینک به منبع

***

عبدالرضا نیک بین؛ از بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق تا جدایی از آنعبدالرضا نیک بین؛ از بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق تا جدایی از آن

لاف پنجاه سالگی مجاهدین خلق در پی هویت نداشته فرقه رجویلاف پنجاه سالگی؛ در پی هویت نداشته

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/رجوی-و-شارلاتانیزم-2/

رجوی و شارلاتانیزم  – 2

رجوی و شارلاتانیزمعبدالرحمان محمدیان، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و هفتم اوت 2019:… رجوی بارها گفته است و کسی هم نمی تواند اینرا حاشا کند که ملی گرایی یک دروغ است و کسانی راکه آنرامطرح می کردند تخطئه و می گفت فقط مبارزه با یک ایدئولوژی _ البته ایدئولوژی رجوی_ حقیقت دارد وبقیه همه اش فریب است! وملیت و ملی گرایی معنی ندارد و یک شعار امپریالیستی و برای انحراف توده هاست. اینکه می خواهم با پرچم و آرم سازمانی خودمان در جنگ شرکت کنیم هم یک فریبکاری و عین شارلاتانیزم است. رجوی و شارلاتانیزم 

Albanian Police No Match For MEK Commanders Trained By Saddam’s MukhabaratAlbanian Police No Match For MEK Commanders Trained By Saddam’s Mukhabarat

The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian governmentThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

رجوی و شارلاتانیزم  – 2

عبدالرحمان محمدیان ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 26.08.2019

رجوی و شارلاتانیزم

دلیل اینکه من فرقه رجوی می گویم و نه مجاهدین؛ اینست که اسم سازمان مجاهدین بیشتر مصرف بیرونی دارد و  افراد داخل مناسبات خوب اینرا می دانند که در داخل این سازمان هرچه هست به نام رجوی است و همه چیز هم با نام او و بنام او مصادره می شودمثلا مریم خانم بارها در حرف هایش گفته و می گوید که آن سازمان مجاهدین که شما می شناختید بارها نابود شده و مسعود دوباره و صدباره آن را ساخته و سرپا کرده پس این سازمان مال مسعود و اسمش هم سازمان مسعود است ومسعود هم بارها گفته که سازمان مریم و همه بارها اینرا از این زوج دروغگو شنیده اند.

عبدلرحمان محمدیان آلبانی

عبدلرحمان محمدیان آلبانی

دربحث قبلی راجع به شارلاتانیزم؛ معنی وریشه آن ومصداق آن در فرقه رجوی صحبت کردیم و نمونه های عینی از تاریخچه فرقه رجوی که با این معنی مطابقت داردرا ذکر کردیم.
حال در این مطلب به ذکر چند نمونه دیگر می پردازیم.

-در اوایل جنگی گه بین ایران و عراق درگرفت خیلیها بیاد دارند ( اگر هم سن افرادی به این واقعه قد نمی دهد می توان به اسناد و نشریات آنزمان مراجعه کرد)که این فرقه در بوق و کرنا میکردکه نیروهای رزمنده سازمان مجاهدین اماده نبرد با دشمن متجاوزبوده و تعدادی از آنان هم در جبهه های جنوبی در حال جنگیدن هستند. اما ادعا داشتند که آنها می خواهند باآرم و پرچم خودشان در این نبرد شرکت کنند و مدعی بودند که مقامات ایرانی جلوی جنگیدن آنها با نیروهای عراقی را می گیرند.

کمی فکر کنید که چه دروغی در این نهفته است! پس نیرویی هست که می خواهد که با دشمن متجاوز بجنگد اما کسانی مانع این فریضه ملی می شوئد! چرا؟

ظاهر قضیه که جانفشانی در راه میهن است! اما چه میهنی؟

رجوی بارها گفته است و کسی هم نمی تواند اینرا حاشا کند که ملی گرایی یک دروغ است و کسانی راکه آنرامطرح می کردند تخطئه و می گفت فقط مبارزه با یک ایدئولوژی _ البته ایدئولوژی رجوی_ حقیقت دارد وبقیه همه اش فریب است! وملیت و ملی گرایی معنی ندارد و یک شعار امپریالیستی و برای انحراف توده هاست.

اینکه می خواهم با پرچم و آرم سازمانی خودمان در جنگ شرکت کنیم هم یک فریبکاری و عین شارلاتانیزم است. در کجای دنیا و در کدام کشور که در حال جنگ است؛( ماهیت رژیم حاکم هرچه می خواهد باشد, دمکرات یا دیکتاتوری یا هرچیز دیگر که اصلا ربطی ندارد) سابقه داشته و از این ببعد هم متصور خواهد بود که چنین چیزی اتفاق بیفتد که نیرویی بخواهد برای وطن و برعلیه متجاوز بجنگد ولی دنبال علم و کتل و نشان خودش باشد؟ پس اصل وحدت فرماندهی که برای پیروزی در یک جنگ مورد نیاز است چه می شود؟

 اما رجوی که دنبال جنگ نبود و این بهانه بود و اصلا به ملت و میهن اعتقادی ندارد، با عوامفریبی دنبال تبلیغ خودش بود و درعین حال می خواست بی جربزگی خودش را پنهان و اگر مردم و تاریخ از او بپرسد؛ کجا بودی و چه میکردی؟ دجالگرانه مدعی شود؛ من می خواستم؛ نگذاشتند و طلبکار هم باشد!

تا جاییکه یادم هست هواداران هم نسبت به این مساله قانع نبوده و نمی توانستند آنرا تفسیرکنند و آنرا غیرمنطقی می دانستندو بقول خودشان متناقض بودند، اما بنا براصل فرمانبرداری تشکیلاتی و وابستکی ذهنی که داشتند ناچار به پذیرش بودند.

اما چند سال بعد دم خروس بیرون زد و با رفتن رجوی زیر پرچم صدام و شرکت در جنگ بنفع همان دشمن متجاوز و بر علیه فرزندان ایران ماهیت رجوی برملاو همین بود که رجوی ازنظرسیاسی سوخت و از طرف ملت ایران خائن خطاب شدو لقبی که برازنده رجوی بود به او داده شد.

این خیانت و عملکرد باعث شد که بعدا کشورهای دیگرهم ماهیت این فرقه را شناخته ودانستند که این فرقه را می شود براحتی خرید و برعلیه ایران در وقت مقتضی بکار بگیرند که بعدا آمریکا از همین خاصیت فرقه استفاده و آنرا در خدمت گرفت! البته رجوی این خیانت و خود فروشی سیاسی را هم با شارلاتانیز به ادامه مبارزه تفسیر می کرد،ولی هیهات که ملت ایران او را شناخته و اگرهم شبهه ای بود در پس این امتحانات برطرف شده است.

 داستان خودفروشی این فرقه و همکاری و جاسوسی برای آمریکا خود داستان جداگانه ای ایست که در جای دیگر به ان خواهیم پرداخت.

(پایان)

رجوی و شارلاتانیزم  – 2

***

مرگ مسعود رجوینارضايتى و فرار بعد از پيام منتسب به مسعود رجوى

همچنین: